حجاب حضرت زهرا (سلام الله علیها)

در آخرین روزهاى زندگى ، زهراى مرضیه به اسماء ( اسماء از نزدیکان حضرت فاطمه علیهاالسلام و از مهاجران حبشه بود وى نخست همسر جعفر بن ابیطالب بود، چون جعفر در جنگ موته شهید شد ابوبکربن ابى قحافه او را تزویج نمود. ظاهرا در شستشوى حضرت زهرا علیهاالسلام به امیرالمؤ منین علیه السلام کمک مى کرده و شکل تابوتهاى کنونى از پشنهاد او مى باشد. چون در گذشته شاید هنوز هم در بعضى جاها هست ، جنازه را روى چند چوب مى گذاشتند و به سوى مغسل و قبرستان مى بردند. ) دختر عمیس ‍ فرمود:اسماء! من این عمل را زشت مى دانم که (جنازه را روى چهار چوب مى گذارند و پارچه اى روى جناره زنان مى اندازند، به سوى قبرستان مى برند) زیرا اندام او از زیر پارچه نمایان است و هر کسى از حجم و چگونگى او آگاه مى شود.اسماء گفت :من در حبشه چیزى دیدم ، اکنون شکل آن را به تو نشان مى دهم . آنگاه چند شاخه تر خواست . شاخه ها را خم کرد و پارچه اى روى آنها کشید. به صورت تابوت کنونى درآورد حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود:
 چه چیز (تابوت ) خوبى است . زیرا جنازه اى که در میان آن قرار گیرد تشخیص داده نمى شود که جنازه زن است ، یا جنازه مرد.  (1)

آرى زهراى اطهر راضى نبود پس از مرگ نیز نامحرمى حجم بدان او را ببیند.

 


 حضرت رسول (ص) از اصحاب پرسید : در چه حالی زن به خدا نزدیک تر است ؟ اصحاب جواب نتوانستند بدهند ، چون فاطمه علیهاالسلام این مطلب را شنید عرض کرد که نزدیکترین حالات زن به خدا آن است که ملازم خانه خود باشد و بیرون از خانه نشود ، حضرت محمد (ص) فرمود : فاطمه پاره تن من است.  (2)

سید فضل الله راوندی در نوادر روایت کرده از امیرالمومنین (ع) که شخص نابینایی اذن خواست از حضرت فاطمه (س) که داخل خانه شود ، فاطمه (ع) خود را از او پنهان کرد ، پیغمبر خدا (ص) به فاطمه فرمود به چه سبب خود را پنهان کردی و حال آنکه این مرد نابینا نمی بیند تو را ، عرض کرد اگر او مرا نمی بیند من او را می بینم ، اگر در پرده نباشم استشمام رایحه من می نماید. پس حضرت فرمود : شهادت می دهم که تو پاره تن من میباشی.  (3)
 حضرت على علیه السلام مى فرماید : در محضر رسول خدا صلى الله علیه و آله بودیم ، فرمود : به من بگویید بهترین و پسندیده ترین چیز براى یک زن مسلمان چیست ؟ما همگى از پاسخ عاجز ماندیم .سپس از خدمت حضرت بیرون آمدیم و من به خانه برگشتم ، قضیه را به فاطمه اطلاع دادم .زهراى مرضیه اظهار داشت :بهترین چیز براى یک زن مسلمان آن است که مردهاى نامحرم را نبیند و مردهاى اجنبى هم او را نبینند.آنگاه خدمت پیامبر اسلام برگشتم و پاسخ فاطمه را به حضرت رساندم . پیغمبر صلى الله علیه و آله از شنیدن جواب به قدرى خوشحال شد که فرمود: ان فاطمه بضعه منى حقا فاطمه پاره تن من و جزء وجود من است.  (4)

با تفاوت ( ظاهرا پرسش رسول اکرم براى اظهار عظمت حضرت فاطمه (س ) بوده . بدین جهت على علیه السلام پاسخ پرسش را در مجلس بیان نکرد )

لحظه ای که زن به خدا نزدیک تر است ؛ پیامبر گرامی اسلام (ص) از یاران خود پرسید : در کدام لحظه ، زن به خدا نزدیک تر است ؟ پاسخ مناسبی مطرح نشد ، تا اینکه حضرت زهرا (علیها السلام) سئوال پدر را شنید و پاسخ داد : آن لحظه ای که زن در خانه خود می ماند (و به امور زندگی و تربیت فرزند میپردازد)به خدا نزدیک تر است. (5)


 

1) بحارالانوار جلد 43، صفحه 189

2) منتهی الآمال ( شیخ عباس قمی ره ) جلد 1 صفحه 162

3) منتهی الآمال ( شیخ عباس قمی ره ) جلد 1 صفحه 161

4) بحارالانوار جلد 43 صفحه 54 و جلد 103 صفحه 238.

5) فرهنگ سخنان حضرت فاطمه علیها السلام (تالیف محمد دشتی) صفحه 145 ، بحارالانوار جلد 43 صفحه 92 و نوادر راوندی صفحه


© برگرفته شده از http://sedighe.ir

چرا امام هشتم را «غریب الغربا» می‌نامند

یکی دیگر از حکمت‌های غربت امام رضا(ع) این است که نقشی که حضرت در رونق‌دادن و رشد علوم اسلامی داشته، مغفول مانده است.

به گزارش مشرق، یکی از القاب امام رضا(ع) «غریب الغرباء» است که مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم درباره حکمت ملقب شدن ثامن الحجج(ع) به این لقب این گونه می‌نویسد:

1- موقعیت سیاسی: مأمون چون طی طرحی امام را تحت الحفظ از مقر، وطن و جوار قبر جدش رسول اکرم(ص) به اجبار به سوی مرو فرا خواند تا تحت نظر داشته و ارتباط او را با شیعه قطع و او را از شیعه و بنی‌هاشم جدا کرده و در مرو حبس کند، در ظاهر آن حضرت را به خلعت حکم و ولایت مزین و در باطن آن حضرت را از همه شئون منع کرد.

 

2- اجازه برگذاری جلسات درس و خواندن نماز جمعه و عید نمی‌دهد،دراطراف منزل و محل اقامت امام جاسوس گماشته بود، درحالی که مردم می‌پنداشتند مأمون در مقابل امام خاضع، مطیع و ارادتمند اوست.

3- امام را از آوردن اهل و عیال و فرزند دلبندش حضرت أبوجعفر أمام محمّد تقی(ع) عملاً منع کرده تا امام مأنوسی نداشته و تنها در منزلی محصور شد و مأمون جهت تظاهر و تبرئه خود از اتهام قتل امام در تشییع جنازه پیراهن خود را چاک ‌زده و به شدت گریست و مجالس تعزیه دایر و به طور معروف برای بزرگداشت و تجلیل از آن حضرت عزای عمومی‌ و تعطیل رسمی‌ اعلام می‌کند.

4- مردم با دیدن این تظاهر و ریاکاری از مأمون فریفته رفتار او شده و گمان داشتند که امام در آسودگی بوده و به مرگ طبیعی از دنیا رفته است.

 

5- از سوی دوستان نیز نسبت به امام ظلم بزرگ روا داشته شد، چون نمایندگان امام موسی بن جعفر(ع) بعد از شهادتش گفتند: امامت به همین امام ختم شده است و دیگر امامی‌ نیست و لذا آن‌ها را «واقفیّه» گویند که از روی کبر، عناد و هوای نفس امامت حجت خدا علی بن موسی الرضا را انکار کردند و او را که والی این ولایت بود تکذیب کردند، چه غربتی از این بالاتر که سران وثقات معتمدین چنین واکنشی در برابر امام داشته باشند.

 

6- افزون بر آن، آن‌ها شیعیان پدرش حضرت موسی بن جعفر(ع) را نیز به خود دعوت کرده و از پیروی حضرت ثامن‌الائمه منع کردند و برای خود حزب و دسته‌ای تشکیل داده و بدعت در دین گذارده و جماعت واقفیه از اسلام فرقه خاصی تشکیل دادند، روایت است از أحمد بن محمد بن أبی‌نصر کـه حضرت امــام أبوالحسن الرضا(ع) در میان طائفه بنی زریق ایستادند و در حالی که صدای خود را بلند کرده بودند به من گفتند: ای احمد! گفتم: لبیک! فرمود: چون رسول خدا(ص) رحلت کردند، مردم برای خاموش کردن نور خدا کوشیدند، اما خداوند إبا کرد، مگر از اینکه نور خود را تمام کند به أمیرالمؤمنین(ع) و چون أبوالحسن موسی بن جعفر(ع) وفات کرد، علی بن أبی حمزه در خاموش کردن نور خدا کوشید، اما خداوند چنین خواست که نور خود را تمام کند، در این قضایا و پیشامدها امام بسیار غمگین می‌شد که دوستان و شیعیان در این آزمایش‌ها از دست می‌روند، احساس غم به غربت امام می‌افزود می‌شد.

 

7- انکار امامت فرزندش محمد بن علی است، بلکه انکار فرزندی او آن‌ها تا حدی به امام جسارت کرده و گفتند: علی بن موسی فرزند پسر ندارد تا جانشین داشته باشد، پس امام نیست، خویشان، عموها و فرزندان عموها امامت و وصایت امام جواد را انکار کردند، مانند مخالفت‌هایی که با خود آن حضرت می‌کردند.

علی بن جعفر گفت: برادران امام رضا و همچنین ما عموهایش همگی به او گفتیم: تا به حال در میان ما امامی‌ با چهره تند و سیاه رنگ نیامده است، امام رضا به آن‌ها گفت: او پسر من است، آن‌ها گفتند: رسول خدا(ص) کار قیافه‌شناسان را قبول کرد، حضرت قبول کرد تا قیافه‌شناس دراین باره داوری کند، چون قیافه‌شناسان آمدند و ما در بستان نشستیم و عموهای حضرت و برادرانش و خواهرانش صف بستند و به حضرت امام رضا(ع) جبه‌ای پشمینه پوشاندند و یک کلاه برزگری و کار بر سرش نهادند و برگردنش یک بیل نهادند و به او گفتند: تو داخل بستان برو، به طوری که خود را نشان دهی که چون کارگر عمله در آنجا بـه کار اشتغال داری! و سپس حضرت أبوجعفر امــام محمدتقی را آوردند و به قیافه‌شناسان گفتند: پدر این طفل را مشخص کنید، آن‌ها گفتند: از میان این جمعیت هیچکس پدر او نیست، ولیکن این عموی پدر اوست، این عموی اوست، این عمه اوست و اگر در اینجا پدری برای او باشد، همانا صاحب بستان است، به علت اینکه قدم‌های او با قدم‌های وی یکسان است و چون حضرت أبوالحسن امام رضا(ع) از میان بستان به سوی ایشان باز آمد، گفتند: این است پدر این طفل.(1)

 

8- یکی دیگر از حکمت‌های غربت امام رضا(ع) این است که نقشی که حضرت(ع) در رونق دادن و رشد علوم اسلامی داشته مغفول مانده، دفاعی که حضرت از ساحت دین کرد بی‌نظیر بود، تمدن اسلامی با تزریق و دفاع امام از علم اسلامی جهشی بزرگ به خود گرفت(2)، چون امام در دوره شکوفایی تمدن اسلامی می‌زیست و جلساتی که مأمون با دانشمندان ادیان مختلف برگزار کرد، امام در این مناظرات بر همگان چیره شد؛ این نمود علمی امام(ع) طبعاً در تمام اندیشه‌ها و علوم تأثیرگذرار بود، اما این برجستگی هرگز در میان آثار مؤرخین عهد عباسی به طور محسوس و مشخص گزارش نشده است، این نوع رویکرد درباره خدمات علمی نهایت ظلم به امام و غربت آن حضرت است، علاوه بر امام رضا(ع) امام حسین(ع) نیز در زیارت ناحیه از طرف امام عسکری(ع) به این لقب نامیده شده است، اگرچه به یک معنا همه ائمه از آن جهت که بین مردم آن گونه که باید شناخته نشدند، غریب‌اند.

 

*پی‌نوشت‌ها:

 

1-« بحار الأنوار» طبع کمپانی، ج 12، در تاریخ أبی جعفر حضرت جواد(ع)، بابٌ فی فَضآئِلهِ و أحْوالِ خُلَفآءِ زَمانِهِ و أصْحابِه، ص 124 عن «عیون المعجزات»: لَمّا قُبِضَ الرِّضا عَلَیهِ‌السَّلاَمُ کانَ سِنُّ أبی جَعْفَرٍ عَلَیهِ‌السَّلاَمُ نَحْوَ سَبْعِ سِنینَ، فَاخْتُلِفَ الْکَلِمَةُ مِنَ النّاسِ بِبَغْدادَ وَ فی ألأمْصار ـ الرّوایةَ و کانتْ طَویلةً.

 

2-برگرفته از کتاب روح مجرد؛ نوشته مرحوم تهرانی.

رحلت رسول اکرم و شهادت امام حسن (ع) و امام رضا (ع)

دومین نامه رهبر انقلاب به جوانان در کشورهای غربی

رهبر انقلاب در دومین نامه به عموم جوانان در کشورهای غربی:
جوانان عزیز! من امید دارم که شما در حال یا آینده این ذهنیّت آلوده به تزویر را تغییر دهید. تا زمانی که معیارهای دوگانه بر سیاست غرب مسلط باشد و تا وقتی که تروریسم در نگاه حامیان قدرتمندش به انواع خوب و بد تقسیم شود، و تا روزی که منافع دولتها بر ارزشهای انسانی و اخلاقی ترجیح داده شود، نباید ریشه‌های خشونت را در جای دیگر جستجو کرد.

گروه سیاسی مشرق - پایگاه اطلاع‌رسانی مقام معظم رهبری، متن دومین پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی خطاب به جوانان کشورهای غربی را منتشر کرده است. متن نامه به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

به عموم جوانان در کشورهای غربی


حوادث تلخی که تروریسم کور در فرانسه رقم زد، بار دیگر مرا به گفتگو با شما جوانان برانگیخت. برای من تأسف‌باراست که چنین رویدادی بستر سخن را بسازد، اما واقعیت این است که اگر مسائل دردناک زمینه‌ای برای چاره اندیشی و محملی برای هم فکری فراهم نکند، خسارت دوچندان خواهد شد. رنج هر انسانی درهرنقطه از جهان به خودی خود برای هم‌نوعان اندوه‌باراست.

منظرۀ کودکی که در برابر دیدگان عزیزانش جان می‌‌دهد، مادری که شادی خانواده‌اش به عزا مبدّل می‌شود، شوهری که پیکر بی‌جان همسرش را شتابان به سویی می‌برد، و تماشاگری که نمی‌داند تا لحظاتی دیگر آخرین پردۀ نمایش زندگی را خواهد دید، مناظری نیست که عواطف و احساسات انسانی را برنیانگیزد. هر کس که از محبّت و انسانیّت بهره‌ای برده باشد از دیدن این صحنه‌ها متأثر و متألّم می‌شود، چه در فرانسه رخ دهد چه در فلسطین و عراق و لبنان و سوریه.

بنیانهای یک تعامل صحیح و شرافتمندانه را با جهان اسلام پی‌ریزی کنید

 قطعاً یک و نیم میلیارد مسلمانان همین احساس را دارند و از عاملان و مسبّبان این فجایع منزجر و بیزارند. امّا مسأله این است که رنج‌های امروز اگر مایۀ ساختن فردایی بهتر و ایمن‌تر نشود، فقط به خاطره‌هایی تلخ و بی‌ثمر فرو خواهد کاست. من ایمان دارم که تنها شما جوانهایید که با درس گرفتن از ناملایمات امروز قادر خواهید بود راه‌هایی نو برای ساخت آینده بیابید و سدّ بیراهه‌هایی شوید که غرب را به نقطه کنونی رسانده است.

درست که امروز تروریسم درد مشترک ما و شماست، اما لازم است بدانید که ناامنی و اضطرابی که در حوادث اخیر تجربه کردید، بارنجی که مردم عراق، یمن، سوریه و افغانستان طیّ سال های متمادی تحمّل کرده‌اند دو تفاوت عمده دارد. نخست این که دنیای اسلام در ابعادی به مراتب وسیع‌تر، در حجمی انبوه‌تر و به مدت بسیار طولانی‌تر قربانی وحشت‌افکنی و خشونت بوده است، و دوم این که متأسفانه این خشونت‌ها همواره از طرف برخی از قدرت‌های بزرگ به شیوه‌های گوناگون و به شکل مؤثر حمایت شده است.

امروز کمتر کسی از نقش ایالات متحدّه امریکا در ایجاد یا تقویت و تسلیح القاعده، طالبان و دنباله های شوم آنان بی اطلاع است. در کنار این پشتیبانی مستقیم، حامیان آشکار و شناخته شدۀ تروریسم تکفیری علی‌رغم داشتن عقب‌مانده‌ترین نظامهای سیاسی، همواره در ردیف متّحدان غرب جای گرفته‌اند، و این در حالی است که پیشروترین و روشن‌ترین اندیشه‌های برخاسته از مردمسالاریهای پویا در منطقه بی‌رحمانه مورد سرکوب قرار گرفته است. برخورد دوگانۀ غرب با جنبش بیداری در جهان اسلام نمونۀ گویایی از تضادّ در سیاست‌های غربی است.

چهرۀ دیگر این تضادّ در پشتیبانی از تروریسم دولتی اسرائیل دیده می‌شود. مردم ستمدیدۀ فلسطین بیش از شصت سال است که بدترین نوع تروریسم را تجربه می‌کنند. اگر مردم اروپا اکنون چند روزی در خانه‌های خود پناه می‌گیرند و از حضور در مجامع و مراکز پرجمعیت پرهیز می‌کنند، یک خانوادۀ فلسطینی دهها سال است که حتّی در خانۀ خود از ماشین کشتار و تخریب رژیم صهیونیست در امان نیست. امروزه چه نوع خشونتی را می توان از نظر شدّت قساوت با شهرک‌سازی‌های رژیم صهیونیست مقایسه کرد؟

این رژیم بدون اینکه هرگز به طور جدّی و مؤثر مورد سرزنش متحدان پرنفوذ خود و یا لااقلّ نهادهای به ظاهر مستقلّ بین المللی قرار گیرد، هر روز خانۀ فلسطینان را ویران و باغها و مزارعشان را نابود می‌کند، بی‌آنکه حتّی فرصت انتقال اسباب زندگی یا مجال جمع آوری محصول کشاورزی را به آنان بدهد و همۀ اینها اغلب در برابر دیدگان وحشت‌زده و چشمان اشکبار زنان و کودکانی روی می‌دهد که شاهد ضرب و جرح اعضای خانواده خود و در مواردی انتقال آنها به شکنجه‌گاههای مخوف‌اند. آیا در دنیای امروز قساوت دیگری را در این حجم و ابعاد و با این تداوم زمانی می‌شناسید؟

به گلوله بستن بانویی در وسط خیابان فقط به جرم اعتراض به سربازِ تا دندان مسلّح، اگر تروریسم نیست پس چیست؟ این بربریّت چون توسط نیروی نظامی یک دولت اشغالگر انجام می‌شود، نباید افراطی‌گری خوانده شود؟ یا شاید این تصاویر فقط به این علت که 60 سال مکرراً از صفحۀ تلویزیون‌ها دیده شده، دیگر نباید وجدان ما را تحریک کند.

بنیانهای یک تعامل صحیح و شرافتمندانه را با جهان اسلام پی‌ریزی کنید

لشکرکشی‌های سالهای اخیر به دنیای اسلام که خود قربانیان بی‌شماری داشت، نمونه‌ای دیگر از منطق متناقض غرب است. کشورهای مورد تهاجم، علاوه بر خسارتهای انسانی، زیرساختهای اقتصادی و صنعتی خود را از دست داده‌اند، حرکت آنها به سوی رشد و توسعه به توقف یا کندی گراییده، و در مواردی دهها سال به عقب برگشته‌اند. با وجود این، گستاخانه از آنان خواسته می‌شود که خود را ستمدیده ندانند. چگونه می‌توان کشوری را به ویرانه تبدیل کرد و شهر و روستایش را به خاکستر نشاند، سپس به آنها گفت که لطفاً خود را ستمدیده ندانید! به جای دعوت به نفهمیدن و یا از یاد بردن فاجعه‌ها، آیا عذرخواهی صادقانه بهتر نیست؟ رنجی که در این سالها دنیای اسلام از دورویی و چهره‌آرایی مهاجمان کشیده است، کمتر از خسارتهای مادّی نیست.

جوانان عزیز! من امید دارم که شما در حال یا آینده این  ذهنیّت آلوده به تزویر را تغییر دهید، ذهنیّتی که هنرش پنهان کردن اهداف دور و آراستن اغراض موذیانه است. به نظر من نخستین مرحله در ایجاد امنیّت و آرمش، اصلاح این اندیشۀ خشونت زاست. تا زمانی که معیارهای دوگانه بر سیاست غرب مسلط باشد و تا وقتی که تروریسم در نگاه حامیان قدرتمندش به انواع خوب و بد تقسیم شود، و تا روزی که منافع دولتها بر ارزشهای انسانی و اخلاقی ترجیح داده شود، نباید ریشه‌های خشونت را در جای دیگر جستجو کرد.

متأسفانه این ریشه‌ها طی سالیان متمادی به تدریج در أعماق سیاستهای فرهنگی غرب نیز رسوخ کرده و یک هجوم نرم و خاموش را سامان داده است. بسیاری از کشورهای دنیا به فرهنگ بومی و ملی خود افتخار می‌کنند، فرهنگهایی که در عین بالندگی وزایش، صدها سال جوامع بشری را به خوبی تغذیه کرده است.

دنیای اسلام نیز از این امر مستثنی نبوده است. اما در دوره معاصر، جهان غرب با بهره گیری از ابزارهای پیشرفته بر شبیه سازی و همانندسازی فرهنگی جهان پافشاری می‌کند. من تحمیل فرهنگ غرب بر سایر ملتها و کوچک شمردن فرهنگهای مستقل را یک خشونت خاموش و بسیار زیانبار تلقی می‌کنم.

تحقیر فرهنگهای غنی و اهانت به محترم‌ترین بخشهای آنها درحالی صورت می‌گیرد که فرهنگ جایگزین به هیچ وجه از ظرفیت جانشینی برخوردار نیست. به طور مثال، دو عنصر "پرخاشگری" و "بی بند و باری اخلاقی" که متأسفانه به مؤلفه‌های اصلی فرهنگ غربی تبدیل شده است، مقبولیت و جایگاه آن را حتی در خاستگاهش تنزل داده است. اینک سؤال این است که اگر ما یک فرهنگ ستیزه جو، مبتذل و معنا گریز را نخواهیم گنهکاریم؟ اگر مانع سیل ویرانگری شویم که در قالب انواع محصولات شبه هنری به سوی جوانان ما روانه می‌شود، مقصریم؟

 من اهمیت و ارزش پیوندهای فرهنگی را انکار نمی‌کنم. این پیوندها هرگاه در شرایط طبیعی و با احترام به جامعه پذیرا صورت گرفته، رشد و بالندگی و غنا را به ارمغان آورده است. در مقابل، پیوندهای ناهمگون و تحمیلی ناموفق و خسارت‌بار بوده است. با کمال تأسف باید بگویم که گروه‌های فرومایه‌ای مثل داعش زاییده اینگونه وصلتهای ناموفق با فرهنگهای وارداتی است. اگر مشکل واقعا عقیدتی بود، می‌بایست پیش از عصر استعمار نیز نظیر این پدیده‌ها در جهان اسلام مشاهده می‌شد، درحالیکه تاریخ خلاف آن را گواهی می‌دهد.

 مستندات مسلم تاریخی به روشنی نشان می‌دهد که چگونه تلاقی استعمار با یک تفکر افراطی و مطرود آن هم در دل یک قبیله بدوی، بذر تندروی را در این منطقه کاشت. و گرنه چگونه ممکن است از یکی از اخلاقی‌ترین و انسانی‌ترین مکاتب دینی جهان که در متن بنیادین خود گرفتن جان یک انسان را به مثابه کشتن همه بشریت می‌داند، زباله ای مثل داعش بیرون بیاید؟

بنیانهای یک تعامل صحیح و شرافتمندانه را با جهان اسلام پی‌ریزی کنید

از طرف دیگر باید پرسید چرا کسانی که در اروپا متولد شده‌اند و در همان محیط پرورش فکری و روحی یافته‌اند، جذب این نوع گروه‌ها می‌شوند؟ آیا می‌توان باور کرد که افراد با یکی دو سفر به مناطق جنگی ناگهان آنقدر افراطی می‌شوند که هم‌وطنان خود را گلوله باران کنند؟ قطعا، نباید تأثیر یک عمر تغذیه فرهنگی ناسالم درمحیط آلوده و مولّد خشونت را فراموش کرد. باید دراین زمینه تحلیلی جامع داشت، تحلیلی که آلودگی‌‌های پیدا وپنهان جامعه را بیابد. شاید نفرت عمیقی که طی سالهای شکوفایی صنعتی و اقتصادی، در اثر نابرابری‌ها و احیاناً تبعیض‌های قانونی و ساختاری در دل اقشاری از جوامع غربی کاشته شده، عقده‌هایی را ایجاد کرده که هر از چندی بیمارگونه به این صورت گشوده می‌شود.

به هر حال این شمایید که باید لایه‌های ظاهری جامعه خود را بشکافید، گره‌ها و کینه‌ها را بیابید و بزدایید. شکافها را به جای تعمیق باید ترمیم کرد. اشتباه بزرگ در مبارزه با تروریسم واکنش‌های عجولانه‌ای است که گسستهای موجود را افزایش دهد. هرحرکت هیجانی و شتابزده که جامعه مسلمان ساکن اروپا و امریکا را که متشکل از میلیونها انسان فعال و مسئولیت‌پذیر است، در انزوا یا هراس و اضطراب قرار دهد و بیش از گذشته آنان را از حقوق اصلی شان محروم سازد و ازصحنه اجتماع کنار گذارد، نه تنها مشکل را حل نخواهد کرد، بلکه فاصله‌ها را عمق و کدورت‌ها را وسعت خواهد داد. تدابیر سطحی و واکنشی مخصوصاً اگر وجاهت قانونی بیابد، جز اینکه با افزایش قطب‌بندی‌های موجود، راه را بر بحران‌های آینده بگشاید، ثمر دیگری نخواهد داشت.

 طبق اخبار رسیده، در برخی از کشورهای اروپایی مقرراتی وضع شده است که شهروندان را به جاسوسی علیه مسلمانان وا می‌دارد. این رفتارها ظالمانه است و همه می‌دانیم که ظلم خواه ناخواه خاصیت برگشت پذیری دارد. وانگهی مسلمانان شایسته این ناسپاسی‌ها نیستند. دنیای باختر قرن‌هاست که مسلمانان را به خوبی می‌شناسد. هم آن روز که غربیان در خاک اسلام میهمان شدند و به ثروت صاحبخانه چشم دوختند و هم روز دیگر که میزبان بودند و از کار و فکر مسلمانان بهره جستند، اغلب جز مهربانی و شکیبایی ندیدند.

بنابراین من از شما جوانان می خواهم که بر مبنای یک شناخت درست و با ژرف بینی و با استفاده از تجربه‌های ناگوار، بنیان‌های یک تعامل صحیح و شرافتمندانه را با جهان اسلام پی ریزی کنید. در این صورت، در آینده‌ای نه چندان دور خواهید دید بنایی که بر چنین شالوده‌ای استوار کرده‌اید، سایه اطمینان و اعتماد را بر سر معمارانش می‌گستراند، گرمای امنیت و آرامش را به آنان هدیه می‌دهد و فروغ امید به آینده‌ای روشن را بر صفحه گیتی می‌تاباند.


سید علی خامنه ای
8 آذر 1394

اربعین حسینی (ع)

اربعين:

چهل، چهلم استحباب زیارت اربعین در روایات وبررسی آن در آیات مهم ترین دلیل بزرگداشت اربعین سیدالشهدا(علیه السلام) روایت مرسله ای از امام عسکری(علیه السلام)است که فرموده است: نشانه های مؤمن، پنج چیز است که یکی از آن ها زیارت اربعین است. افزون بر این، امام صادق(علیه السلام)زیارت اربعین را به صفوان بن مهران جمّال تعلیم داده است که در آن به بزرگداشت اربعین تصریح شده است.اما درباره منشأ اهمیت اربعین در منابع کهن شیعه، باید گفت که به این روز از دو جهت توجه شده است. یکی از جهت بازگشت اسرا از شام به مدینه و دیگری به سبب زیارت قبر سیدالشهدا(علیه السلام) توسط جابر بن عبدالله انصاری، یکی از اصحاب برجسته رسول خدا(صلی الله علیه وآله) و امیرالمؤمنین(علیه السلام). شیخ مفید، شیخ طوسی و علامة حلّی(قدس سره) در این باره می نویسند: روز بیستم صفر روزی است که حرم امام حسین(علیه السلام) از شام به سوی مدینه بازگشتند. هم چنین در این روز، جابر بن عبدالله انصاری، صحابی رسول خدا(صلی الله علیه وآله) برای زیارت امام حسین(علیه السلام) از مدینه به کربلا آمد و او اولین کسی بود که قبر امام حسین(علیه السلام) را زیارت کرد. واژه اربعین از اصطلاحاتی است که در متون دینی، حدیثی و تاریخی کاربرد زیادی دارد و بسیاری از امور، با این عدد و واژه، تعریف و تحدید شده اند. مثلاً کمال عقل در چهل سالگی، آثار چهل روز اخلاص، آثار حفظ چهل حدیث، دعای چهل نفر، دعای برای چهل مؤمن، قرائت دعا عهد در چهل صبح، عدم پذیرش نماز شراب خوار تا چهل روز، گریه چهل روز زمین، آسمان و فرشتگان بر امام حسین(علیه السلام)، استحباب زیارت اربعین و ... از جمله مواردی است که جایگاه و ارزش والای این واژه و عدد را در معارف اسلامی بیان می دارد اربعين از اعدادى است كه در اِعراب، به جمع مذكر سالم شبيه است; يعنى در حالت رفعى اربعون و در حالت نصبى و جرّى اربعين به‌كار مى‌رود.اين عدد براى مذكر و مؤنث يكسان است به دو صورتِ عدد اصلى (40) و ترتيبى (چهلم) مى‌آيد. اين واژه در 4 آيه و مرتبط با سه موضوع ديده مى‌شود: 1. در آيه‌15 احقاف/46 از 40 سالگى انسان ياد‌شده و اين‌كه خداوند به همه انسان‌ها درباره نيكى به پدر و مادر سفارش كرده است; امّا فقط نيكوكاران به اين سفارش الهى عمل و به پدر و مادر خود نيكى مى‌كنند و اين نيكى را تا رسيدن به رشد كامل خود و رسيدن به 40 سالگى ادامه مى‌دهند; آن‌گاه در 40 سالگى دعا مى‌كنند و از خدا توفيق مى‌طلبند تا در برابر نعمت‌هايى كه خود و پدر و مادرشان از آن برخوردار بوده‌اند، شكرگزار او باشند:«و‌وصَّينَا الاِنسـنَ بِولِدَيهِ اِحسـنـًا حَمَلَتهُ اُمُّهُ كُرهـًا و وضَعَتهُ كُرهـًا و حَملُهُ و‌فِصــلُهُ ثَلـثونَ شَهرًا حَتّى اِذا بَلَغَ اَشُدَّهُ و بَلَغَ اَربَعينَ سَنَةً قالَ رَبِّ اَوزِعنى اَن اَشكُرَ نِعمَتَكَ الَّتى اَنعَمتَ عَلَىَّ و عَلى ولِدَىَّ و اَن اَعمَلَ صــلِحـًا تَرضـهُ و اَصلِح لى فى ذُرِّيَّتى اِنّى تُبتُ اِلَيكَ و اِنّى مِنَ المُسلِمين». 2. در آيه‌26 مائده/5 از 40 سال ممنوعيت ورود بنى‌اسرائيل به سرزمين مقدس و 40 سال سرگردانى آن‌ها در قطعه‌اى از زمين خبر داده است: «قالَ فَاِنَّها مُحَرَّمَةٌ عَلَيهِم اَربَعينَ سَنَةً يَتيهونَ فِى الاَرضِ فَلا‌تَأسَ عَلَى القَومِ الفـسِقين». اين ممنوعيت پس از آن بود كه موسى* به قومش براى ورود به سرزمين مقدس فرمان داد; امّا بنى‌اسرائيل به اين دليل كه در آن‌جا مردمى جبّارند، از اطاعت موسى سرباز زدند و گفتند: تا آنان از آن‌جا بيرون نروند، ما هرگز وارد آن شهر نمى‌شويم. (مائده/5، 20‌ـ‌25) در تورات نيز داستان سرگردانى بنى‌اسرائيل ذكر شده است. 3. آيه‌51 بقره/2 نيز از ميقات 40 شبه موسى خبر مى‌دهد: «و‌اِذ وعَدنا موسى اَربَعينَ لَيلَةً» كه در آيه‌142 اعراف/7 به اين صورت تفصيل داده شده است: «و‌وعَدنا موسى ثَلـثينَ لَيلَةً و اَتمَمنـها بِعَشر فَتَمَّ ميقـتُ رَبِّهِ اَربَعينَ لَيلِةً». مفسران برآنند كه آن 40 شب در 30 شب ذى‌القعده و دهه اوّل ذى‌الحجه بوده است;همچنان‌كه رواياتى از امام‌صادق(عليه السلام) نيز بر اين تعيين دلالت دارد;امّا آلوسى بدون استناد به دليلى، اين احتمال را كه ميقات در 30 روز ذى الحجه و دهه اوّل محرم بوده نيز نقل كرده است.ميقات 40 روز و 40 شبه موسى در تورات آمده است.

راز عدد چهل:

مفسران در ذيل هر يك از آيات پيشين درصدد برآمده‌اند رازى متناسب با موضوع را براى عدد 40 بيان كنند. در آيه‌15 احقاف/46 از كمال رشد انسان و 40‌سالگى وى ياد‌شده است. بيش‌تر مفسران، كمال رشد را در 33 سالگى مى‌دانند;ولى برخى آن را در همان 40 سالگى دانسته‌اند.بنا به روايتى از امام صادق(عليه السلام)انسان در 33 سالگى به رشد كامل جسمانى خود مى‌رسد و اين رشد تا 40 سالگى ثابت است و از آن پس، بدن رو به كاستى مى‌رود. در هر صورت برخى، سرّ تأكيد آيه بر 40‌سالگى را اين دانسته‌اند كه از يك سو معمولا عقل انسان در اين سن كامل مى‌شودو در همين زمان حجت خداوند بر او تمام شده، جهالت جوانى از وى فاصله گرفته، حق واجب خداوند را در نيكى به پدر و مادر مى‌شناسد. و از سوى ديگر در 40‌سالگى صفات اخلاقى در وى قوى شده، از آن پس به آسانى از او جدا نمى‌شود. در اين باره وجوه ديگرى نيز گفته شده كه چندان اعتبار ندارد و بيش‌تر استحسانى است; مثلا فخر رازى مى‌گويد: از يك سو نعمت‌هاى پدر و مادر از بدو تولد كودك تا 40 سالگى او ادامه دارد و از ديگر‌سو، فرزند نيز تا 40 سالگى به‌دليل كامل نشدن عقلش نيازمند مراقبت والدين* است و انسان جز با دعاى خير نمى‌تواند به والدينش پاداش دهد; هم‌چنين مى‌گويد: توجه انسان به بندگى خداوند و عبادت و اطاعت او، در 40 سالگى است; از همين رو همه پيامبران پس از 40 سالگى به پيامبرى رسيدند; در‌حالى‌كه اين جز در مورد پيامبراسلام(صلى الله عليه وآله) مسلّم نيست.پيامبر(صلى الله عليه وآله) و معصومان آمده است هنگامى كه بنده به 40 سالگى مى‌رسد، خداوند به دو فرشته مراقب او مى‌گويد: از اين پس بر او سخت بگيريد و همه كارهاى كوچك و بزرگ و زياد و كم او را ثبت كنيد.در حديث آمده است: كسانى‌كه به 40‌سالگى مى‌رسند و توبه نمى‌كنند، شيطان دستى به‌صورت آن‌ها كشيده، مى‌گويد: پدرم فداى رويى كه رستگار نمى‌شود.اين روايات همه از اين حقيقت خبر مى‌دهد كه شخصيت انسان تا 40 سالگى شكل گرفته، و از آن پس، تحوّلات درونى در او سخت‌تر مى‌شود; البته در حديثى از امام صادق(عليه السلام) نيز آمده كه خداوند افراد 40 ساله را گرامى مى‌دارد. اين روايت شايد دستورى اخلاقى براى رعايت احترام اشخاصى باشد كه داراى عمرى 40 سال و بيش‌تر از آن هستند. برخى، سرّ 40 سال سرگردانى بنى‌اسرائيل را 40 روز گوساله‌پرستى آنان كه در غياب موسى و حضور او در كوه طور رخ داد، دانسته‌اند كه در برابر هر روز گوساله‌پرستى يك سال سرگردان شدند. اين نظر، با رواياتى كه گوساله‌پرستى بنى‌اسرائيل را در واپسين روزهاى غياب موسى ياد‌كرده‌اند،موافق نيست. آلوسى مى‌گويد: 40 سال، زمان لازمى بود كه بنى‌اسرائيل از نادانى خود در مخالفت با موسى(عليه السلام) دست بردارند.برخى ديگر نيز 40 سال را زمان لازم براى انقضاى نسل نافرمان بنى‌اسرائيل كه به اخلاق فاسد خو گرفته بودند و ظهور نسل جديد از آنان دانسته و برآنند كه پس از آن زمان، نسل جديد بنى‌اسرائيل وارد سرزمين مقدس شد .راز ميقات 40 شبه موسى نيز روشن نيست; امّا وجود اين روايت از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) كه فرمود: هركس 40 روز اخلاص ورزد و اعمال خود را براى خدا خالص گرداند، چشمه‌هاى حكمت از قلبش بر زبانش جارى مى‌شود: ((من أخلص للّه أربعين صباحاً جرت ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه)) در كنار دو آيه ميقات سبب شده تا دانش‌مندان مسلمان، به‌ويژه آنان كه مشرب عرفانى دارند، به عدد 40 در زمينه خودسازى با ديده اهميت بنگرند و براى اين عدد در فعليت يافتن استعدادهاى انسان و كامل شدن ملكات اخلاقى و پيمودن درجات معرفت، تأثيرى ويژه قايل شوند. صدرالمتألهين شيرازى بر آن است كه فقط پيامبران و اولياى الهى از راز تعيين عدد‌40 باخبرند" سپس به نقل نكته‌اى لطيف از سهروردى، صاحب عوارف المعارف درباره راز آن مى‌پردازد كه خداى سبحان، گل آدم را در 40‌روز سرشت; چنان‌كه در حديث آمده: خمرت طينة آدم بيدى اربعين صباحاً و او را به‌گونه‌اى متناسب با عالم شهادت و غيب آفريد و در هر صباح كه مرتبه‌اى از قوا و طبقه‌اى از اعضا را براى آبادانى جنبه شهادت (دنيايى) وى در او به وديعه نهاد بين او و عوالم غيبى حجابى پديد آورد و او را به نوعى از ساحت قدس الهى دور كرد; بنابراين براى بيرون آمدن وى از اين حجاب‌ها و نزديك شدن به آن ساحت يك اربعين اخلاص در عمل لازم‌است.وى در ادامه، همين نكته را منشأ تعيين عدد‌40 (چله‌نشينى‌ها) براى خلوت‌ها و رياضت‌هاى عارفان دانسته است;چنان‌كه روايت پيشين، كه توجه عارفان را به خود جلب كرد، نقل حديث ديگرى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله)كه فرمود: هركس از امت من 40 حديث مورد نياز مردم در امور دين را حفظ كند، خداوند او را در روز قيامت فقيه و دانش‌مند برمى‌انگيزد، توجه فقيهان و محدثان را به خود معطوف داشت; به‌طورى كه كتاب‌هاى زيادى در زمينه 40 حديث نگاشته شد. برخى بيش از 72 كتاب و برخى ديگر افزون بر 90‌كتاب در اين موضوع ياد‌كرده‌اند. روايات فراوانى نيز نقل شده كه در آن به نوعى از عدد 40 نام برده شده است.

منابع دائرة المعارف قرآن كريم - جلد دوم : به نقل از اسرار عدد چهل; الامالى، صدوق; بحارالانوار علامه مجلسی ;كيهان انديشه; مجمع‌البيان فى تفسير‌القرآن; الميزان فى تفسير القرآن علامه طباطبایی.

پایگاه قصص القرآن

 توجه! توجه! : هزینه استفاده از مطالب وبلاگ سه صلوات برای سلامتی آقا امام زمان(عج)است وذکر مطالب فقط با درج منبع وبلاگ مورد رضایت است, همچنین تقاضا می شود جهت افزایش فرهنگ قرآنی این وبلاگ را در سایت ها و وبلاگ های خود لینک کنید.                                       پایگاه قصص القرآنhttp://qesasolquran.blogfa.com /

دانلود کتب دین وزندگی

دانلود كتاب دين و زندگي اول

دانلود كتاب دين و زندگي دوم

دانلود كتاب دين و زندگي سوم

دانلود كتاب دين و زندگي چهارم

دانلودپیام آیات دینی 1

دانلودپیام آیات دینی 2

دانلودپیام آیات دینی 3

دانلودپیام آیات دینی 4

دانلود ترجمه منظوم دینی 2

دانلود ترجمه منظوم دینی 3

دانلودامتحان نهایی دینی 3

دانلود اندیشه و تحقیق دینی 3 چاپ 1391 (1)

دانلود پرسشهای امتحانهای نهایی دینی 3همراه با پاسخ آنها

دانلود پرسشهاي امتحانهاي نهايي دين و زندگي 4

بارم بندی  دین وزندگی ومعارف پیش دانشگاهی

 

پایه ی دوم

 

 

 

شهریور

نوبت دوم

نوبت اول

شماره درس

2

5

4

اول ودوم

2

3

سوم وچهارم

5

9

پنجم تانهم

3

2

-

دهم

3

-

يازدهم ودوازدهم

2

3

-

سيزدهم وچهاردهم

2

3

-

پانزدهم وشانزدهم

16

16

16

جمع

 

 

 

پایه ی سوم

 

شهریور

نوبت دوم

نوبت اول

شماره درس

4

4

5

اول تاسوم

5

چهارم وپنجم

3

3

6

ششم تاهشتم

3

3

-

نهم ودهم

4

4

-

يازدهم ودوازدهم

2

2

-

سيزدهم

4

4

-

چهاردهم تاشانزدهم

20

20

16

جمع

 

 

 

 

 

بارم بندی معارف پیش دانشگاهی

 

 

بارم بندی معارف پیش دانشگاهی در نیم سال اول و دوم

 

بسمه تعالي

 

بارم‌بندي دين و زندگي

دورة پيش‌دانشگاهي

 

الف) ارزش‌يابي مستمر (20 نمره)

 

قرائت آيات کتاب

درک معناي آيات

پاسخ به سوال ها و فعاليت ها

مشاركت و همكاري‌در درس

جمع

4

3

10

3

20

تذکر: انجام پيشنهاد ها، نگارش مقالات، تحقيق و ارايه ابتکارهاي علمي، ادبي و هنري تا دو نمره به معدل نمرات مستمر اضافه ميکند.

 

ب) ارزش‌يابي پاياني :

 

 

 

 

 

پاياني

اول

درس 1

 

5 نمره

درس2

درس 3

درس 4

2 نمره

 

درس 5

2 نمره

 

درس 6

3 نمره

روخواني قرآن

8 نمره

جمع

20 نمره

 

 

 

پاياني

دوم

درس 1 الي 6

5 نمره

درس 7

5/4 نمره

درس 8

 

6 نمره

درس 9

درس 10

5/4 نمره

جمع

20 نمره

 

 

 

 

شهريور

درس 1 الي 6

5 نمره

درس 7

5/4 نمره

درس 8

 

6 نمره

درس 9

درس 10

5/4 نمره

جمع

20 نمره

 

 

 

     تذكرات :

     الف)

همانطور که مشاهده شد در امتحان پاياني اول هشت نمره به روخواني قرآن اختصاص يافته و دوازده نمره به امتحان کتبي: نکته اي که در اين قسمت بايد به آن توجه داشت اين است که اين هشت نمره در حقيقت جايگزين همان آزمون قرآني شده است که در سال هاي گذشته از دانش آموزان ورودي پيش دانشگاهي گرفته مي شد. دبيران محترم براي ثبت اين هشت نمره بايد به موارد زير توجه فرمايند:

1-    براي اين که اين آزمون(روخواني قرآن در امتحان پاياني اول) لطمه اي به تدريس کتاب نزند بايستي در آخرين جلسه کلاس( بعد از پايان درس ششم ) از تمامي دانش آموزان کلاس آزمون روخواني گرفته شود و نمره اي بين صفر تا هشت برايشان گذاشته شود.از اين رو نياز نيست که بيش از يک جلسه به اين بحث اختصاص داده شود.

2-    از آنجا که آيات کتاب کم و محدود بوده  دبيران بايستي علاوه برآيات کتاب از آيات و سوره هاي مختلف قرآن کريم نيز در اين آزمون سوال نمايند.

3-    از آنجايي که در ارزشيابي مستمر چهار نمره به روخواني آيات کتاب درسي اختصاص يافته است  و بنابراين از آيات کتاب درسي در اين قسمت به اندازه کافي سوال مي شود لذا پيشنهاد مي شود که دبيران در آزمون هشت نمره اي بيشتر بر روخواني قرآن کريم تکيه کنند تا آيات کتاب درسي.

ب) از موارد زير در هيچ‌يك از ارزش‌يابي‌هاي مستمر و پاياني نبايد سؤال طرح شود :

     1- يادآوري : در صفحات 3 و 91

      2- فعاليت‌ها : استدلال در صفحة 17 - تطبيق در صفحات 71 ، 139، 155، 159 - بررسي در صفحات 33، 52، 53، 72 ، 177 - برنامه‌ريزي در صفحات 33، 45 -  پيشنهاد در صفحة 56 - ذكر نمونه‌ها در صفحات 41، 66 - خودارزيابي در صفحات 41، 49، 54 - خودكاوي در صفحة 42 - برداشت در صفحات 121 تا 128 و 130 تا 134 و 161 تا 165 - سؤال در صفحة 134 - حل مسئله در صفحات 18، 138 - هم‌انديشي در صفحة 180 - مقايسه در صفحات 37، 117، نمونه‌يابي صفحة 175

3- براي مطالعه و تمام فعاليت‌ها و سؤالات مطرح‌شده در آنها : در صفحات 10 تا 13، 21 تا 23، 44، 48، 56 تا 59، 75 تا 89، 94 تا 95، 99 تا 103، 104 تا 108، 111 تا 114، 136، 140 تا 145، 147 تا 150، 157، 158 تا 159، 165 تا 167، 175، 179 تا 180، 181 تا 182، 184 تا 185، 188 تا 193

      4- ترجمه‌هايي كه در مقابل آيات در كتاب نوشته شده است.

      5- پاورقي‌ها

      6- كتاب‌شناسي از صفحات 194 تا 198

    ج) حفظ كردن عين آيات و روايات ضروري نيست، بلكه برداشت و استنباط از آنها اهميت دارد. براي مثال، نبايد از دانش‌آموزان خواسته شود كه آيه يا حديثي دربارة توبه بنويسند بلكه بايد آيه يا حديث مطرح شود و دانش‌آموزان پيام‌ها و نكاتي را كه از آيه يا حديث به‌دست مي‌آيد، بنويسند.

    د) آياتي كه ترجمة آنها در كتاب آمده است نبايد ترجمة اين آيه‌ها در ارزشيابي‌ها مورد سؤال قرار گيرد. هم‌چنين نبايد از كلمات و لغاتي كه تداعي‌كنندة درس عربي است سؤال شود.

سوره امام حسین (ع)

🔻❥ سورۀ امام حسین(ع) کدام سوره است؟

📎آیه ۲۷ - ۳۰ سوره فجر

✨یآ أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ (۲۷) ارْجِعِى إِلَى‏ رَبِّکَ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً (۲۸) فَادْخُلِى فِى عِبَادِى (۲۹) وَادْخُلِى جَنَّتِى‏ (۳۰)

هان اى روح آرام یافته و متین
به سوى پروردگارت بازگرد که تو از او خشنود و او از تو خرسند است.
پس در جرگه بندگان من درآى.
و به بهشت من داخل شو!

◆◇_-✿-_◇◆

*در تفسیر «البرهان» چنین آمده است:

¤امام صادق (ع) فرمود: اقرؤا سورة الفجر فی فرائضکم و نوافلکم فانها سورة الحسین بن علی، سورة فجر را در نمازهای واجب و نیز نماز مستحب خود بخوانید؛ چرا که این سوره، سورة حسین بن علی است.
 
*در روایتی دیگر از امام صادق (ع) آمده است که ایشان در باره تفسیر نفس مطمئنه می‌فرماید:

▪️ یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیة مرضیة» الآیه یعنی الحسین ابن علی ـ علیهما السّلام ـ  مراد از «نفس المطمئنه» که از خداوند راضی خشنود و خداوند نیز از او خرسند است، حسین بن علی (ع) است.
والفجر که سوگند خدای ازلی است            روشنگر حقی است که با آل علی(ع) است

این سوره به گفته امام صادق (ع)               مشهور به سوره حسین بن علی (ع) است

یارانی که حضرت مهدی‌(عج) نهضت خود را با آنان آغاز می‌کند

یارانی که حضرت مهدی‌(عج) نهضت خود را با آنان آغاز می‌کند/ فرشتگان و اجنه در خدمت امام
 
از منظر کلام اسلامی، یاری رساندن فرشتگان به مجاهدان راه خدا، یعنی ارائه غیر جبری کمک و پشتیبانی الهی به آنها با به کارگیری عوامل غیر مادی، برای رسیدن به نتایجی بهتر.
یارانی که حضرت مهدی‌(عج) نهضت خود را با آنان آغاز می‌کند/ فرشتگان و اجنه در خدمت امام

گروه فرهنگ جهان نیوز: خداوندا! دور گردان هر گونه بلا را از وليّ و خليفه و حجّتت بر مخلوقاتت، که به اذن تو از تو سخن مي‏ گويد و به حکمتت نطق کند، و ديده بيناي تو بر آفريدگانت و گواه تو بر بندگانت...او را در پناه خود از تمام شرّها محفوظ بدار... و در وجود مبارک او (همه آثار) پيامبرت و پدرانش امامانِ منصوب از ناحيه تو و ستون‏هاي دينت را حفظ فرماي، و او را در گنجينه سپرده‏ات قرار ده که هرگز گُم نمي ‏شود، و در جوار خويش جاي دِه که به هيچ وجه کوچک نمي ‏گردد، و مورد حمايت و عزتت قرار ده که مقهور نمي ‏شود، و او را به امان استوار خويش ايمني ببخش که هر کس را در آن جايگاه بسپاري خواري نخواهد يافت، و او را در پرتو حمايتت برگير که هر کس در آن مستقر شود رنجور و بي‏قرار نگردد، و او را تأييد و به نصرت توام با عزتت پيروز گردان، و با سپاه چيره شونده ‏ات پشتيباني‏ اش کن، و به نيروي خويش تقويتش فرماي، و فرشتگانت را همراهش ساز، و هر آن‏که او را دوست مي ‏دارد دوستش بدار و با هر کس که با وي دشمني نمايد دشمني کن، و زره استوارت را بر اندام آن جناب بپوشان و او را با فرشتگانت فرا بگير (۱)

سازمان امام مهدی (عج)

سازمان آن حضرت متشکل است از فرشتگان و اجنه و اصحاب و یاران حضرت (عج)

فرشتگان و اجنه در خدمت امام مهدی (عج)

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در حديث معراجيه فرمود: او «قائم عليه السّلام» را به لشكرم يارى مى‌دهم و با فرشته‌هايم مدد مى‌رسانم تا دعوت مرا اعلان كند و مردم را به اعتقاد يگانگى من گرد آورد،سپس رياست او را ادامه مى‌دهم و روزها را بين دوستانم تا روز قيامت مى‌چرخانم.(۲)

امام باقر عليه السّلام فرمود: ميكائيل در سمت راست و اسرافيل در سمت چپ و جبرئیل در پیش روی ایشان.(۳)

علی بن ابی طالب علیه السّلام در ضمن سخنی پیرامون امام مهدی علیه السّلام فرموده: خداوند او را با هزار فرشته که بر چهره و پشت [دشمنان] می‌زنند، یاری می‌کند.(۴)

ابن قولویه به سند خود از أبان بن تغلب روایت کرده است که حضرت صادق علیه السّلام فرمود: گوییا قائم را در نجف کوفه می‌بینم که ... سیزده هزار و سیصد و سیزده فرشته بر او فرود می‌آیند. عرض کردم: همه این‌ها فرشته‌اند؟! فرمود: آری، فرشتگانی که با نوح در کشتی و با ابراهیم در هنگام افتادن در آتش بودند و نیز فرشتگانی که با موسی در هنگام شکافته شدن دریا و با عیسی در زمان عروج به آسمان همراه بودند و چهار هزار فرشته نشاندار و هزار فرشته پی‌درپی با پیامبر و نیز سیصد و سیزده فرشته که در جنگ بدر با پیامبر اکرم حاضر بودند. و نیز چهار هزار فرشته‌ای که از آسمان فرود آمدند تا حسین علیه السّلام را در کربلا یاری رسانند- و امام هم به آنها اجازه نداد-، همه این فرشته‌ها بر روی زمین در انتظار ظهور قائم علیه السّلام به سر می‌برند.(۵)

امام صادق عليه السّلام به مفضّل بن عمر فرمود: مؤمنين جن او را يارى خواهند نمود، عرض كرد: آيا ملائكه و جن براى مردم ظاهر مى‌شوند؟! فرمود:بلى، به خدا قسم! با ايشان گفت‌وگو مى‌كنند، مانند اين‌كه شخصى با اهل و عيال و حواشى خود صحبت مى‌نمايد.
پرسيد: همراه او مى‌روند؟ فرمود: بلى،و اللّه، اى مفضّل! ايشان به ارض هجرت مابين كوفه و نجف فرود مى‌آيند و تعداد اصحابش از ملائكه چهل و شش‌هزار و از جنّيان شش‌هزار است و در روايت ديگر فرمود:« عدد ايشان،به تعداد فرشته‌ها،چهل و شش‌هزار خواهد بود،به وسيلۀ آن‌ها به او كمك مى‌كند و با دست او فتح مى‌نمايد.»(۶)

فلسفه و چرایی یاری فرشتگان‌

از منظر کلام اسلامی، یاری رساندن فرشتگان به مجاهدان راه خدا، یعنی ارائه غیر جبری کمک و پشتیبانی الهی به آنها با به کارگیری عوامل غیر مادی، برای رسیدن به نتایجی بهتر.

این اتفاق هنگامی روی می‌دهد که آن جنگ، جهادی اسلامی و مورد رضایت خداوند باشد.

هر چند قبلا در لوح محفوظ، مشیّت ازلی پروردگار بر یاری آن مجاهدان حق مدار رقم خورده است؛ چه خود در قرآن کریم می‌فرماید:

حتما من و فرستادگانم چیره خواهیم گردید. آری خدا نیرومند شکست‌ناپذیر است.(۷)

بی‌تردید خداوند رحمت بیکران خویش را برای فراهم آمدن مقدمات پیروزی، همچو باران بر سر آن مبارزان و جهادگران مؤمن خواهد بارید. از این جمله، فرستادن گروهی از فرشتگان برای یاری مؤمنان می‌باشد.

همان طور که از این آیه بر می‌آید، این امدادهای الهی را که شامل پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و پیامبران پیشین نیز بوده است، نباید برای حضرت بقیة اللّه علیه السّلام، غیر ممکن و دور از انتظار دانست چرا که قیام ایشان ما حصل و برآیند رنج‌ها و تلاش‌های همه پیامبران و اولیا و صالحان تاریخ و تحقق‌بخش هدف برتر پروردگار از آفرینش بشر می‌باشد. در این صورت استحقاق دعوت مهدوی برای یاری و دستگیری، بسیار بیشتر از دعوت‌های الهی گذشته است.(۸)

یاران حضرت (عج)

یاران امام عصر - ارواحنا له الفداء - به چند گروه تقسیم می‌شوند:

۱-یارانی که حضرت مهدی‌علیه السلام نهضت خود را با آنان آغاز می‌کند.

۲-یارانی که به برکت مقدم بقیه اللَّه - ارواحنا فداه - از قبرها برمی‌خیزند

۳-یارانی که همراه حضرت عیسی‌علیه السلام از آسمان فرود می‌آیند (9)

**********

یارانی که حضرت مهدی‌علیه السلام نهضت خود را با آنان آغاز می‌کند

آنها ۳۱۳ نفر هستند ، که در روایات فراوانی از آنان سخن رفته است . ایشان انسانهایی خود ساخته و دریادلانی مجهز به سلاح معنوی و مادی هستند ، که در بعد جسمانی نیرومند و پر توانند ، و در بعد معنوی دارای قدرت اراده ای نافذ که بر انبوه مشکلات فایق می آیند ، و خواسته های پیشوای خویش را بی کم و کاست تحقق می بخشند ، و بدون مجامله و سازش و نرمش و ضعف و ترس ، حق دقیق و عدل صریح را در عینیت جامعه شکل می دهند .

رهبران بزرگ ، هر چند نیرمند و برتر و متعالی باشند ، دستیارانی نیز لازم دارند . و این یاران و دستیاران در پیشبرد اهداف پیشوا نقشهای موثری خواهند داشت و دستیاران امام مهدی علیه السلام ، ذخیره ای الهیند برای آن انقلاب بزرگ ، و - مستقیم یا غیر مستقیم - تربیت یافته خود امام مهدی علیه السلام هستند . از اینرو ، در اندیشه و عمل و امور باطنی و روحی ، در چار چوب معیارهای مهدوی علیه السلام و همسوی پیشوای خویش حرکت می کنند ، و چون معیارها و اصول کار امام مهدی علیه السلام را نیک می شناسند و در آن تردید و ابهامی ندارند ، در اجرا نیز استوار و کوبنده و دور از هر گونه سستی و سازشکاری عمل می کنند (و چون خود زاهدند و اهل دنیا یا علاقه به تعلقات دنیا نیستند می توانند کار اهل دنیا را درست کنند.)

وجود این عده از برگزیدگان و نخبگان در آغاز کار برای یاری رسانی به آن امام بزرگ ، از موفقیتهای نخستین است . اینها به تعبیر روز تئوریسین های انقلابند در بعد اندیشه ، و در بعد عمل رزمندگان و مجاهدانی هستند که ایمان قلبی و قدرت بدنی کافی برای میدانهای نبرد را دارند . این یاران از برنامه های انقلاب کاملا آگاهند و اسلام را چنانکه باید - و بد انسان که مفسر واقعی آن حضرت مهدی علیه السلام تفسیر می کند - می شناسند ، و در همه زمینه های تبیین خطوط ایدئولوژی اسلامی تنها از امام و پیشوای خود الهام می گیرند ، و هر راءی و نظری را که با نظر و راءی امام خود سازگار نباشد بی بیم زیر پا می گذراند.(۱۰)


امام باقر علیه السلام در توصیف آنان اين آيه را مى‌خواند:«گروهى از بندگان خويش را كه جنگاورانى زورمند و پرصلابت بودند بر سر شما فرستاديم»سپس گفت:اين كسان(بندگان جنگاور و پرصلابت)امام قائم و ياران اويند كه جنگاور و پرصلابتند.

ياران امام موعود«ع»نستوهانى استوارند كه هيچ نيرويى در برابر اراده‌هاى آنان تاب مقاومت ندارد.و براى همين سرشت والا،«سپاه خشم»ناميده شده‌اند.(۱۱)

امام صادق علیه السلام : سخن لوط«ع»(پيامبر)به قومش:«اى كاش در برابر شما قدرتى مى‌داشتم يا به تكيه‌گاهى استوار پناه مى‌بردم»(۱۲)،نبود جز آرزوى قدرت امام قائم و سرسختى ياران او كه آنان«ركن شديد:پايۀ استوارند»،زيرا كه به يك تن از آنان نيروى چهل تن داده مى‌شود،و قلب هريك از آنان سخت‌تر از پارۀ آهن است.اگر بر كوههاى آهن بگذرند متلاشى گردد.آنان شمشيرها را در نيام نمى‌برند تا(با اجراى احكام خدا)،خداى بزرگ خشنود گردد.(۱۳)

...ادامه دارد.

منابع:

۱-دعای امام رضا علیه السلام برای امام مهدی (عج)، مفاتیح الجنان

۲- سیمای جهان در عصر امام زمان (عج) ص۴۲ به نقل از كمال الدّين:٣۶٩/١-٣۶۶؛علل الشّرايع:٧/١-۵؛عيون أخبار الرّضاء:٢۶۴/١-٢۶٢


۳- همان به نقل از غيبت نعمانى:ص ١۵۴-١۵۵؛إلزام النّاصب:٣٠٣/٢؛بحار الأنوار:٣۴٨/۵٢ ب ٢٧ ح ٩٩


۴-ترجمه تاریخ پس از ظهور ص۳۲۸ به نقل از الحافظ الگنجی، محمّد بن یوسف،تاریخ مابعد از الظهور؛ ص ۹۶

۵- همان به نقل از ابن قولویه، جعفر بن محمّد، تاریخ مابعدالظهور؛ ص ۱۲۰

۶-سیمای جهان در عصر امام زمان (عج) ص ۴۳ به نقل از إلزام النّاصب:٢۶۴/٢؛بحار الأنوار:١٠/۵٣ ب ٢۵ ح ١ طولانى

۷-سوره مجادله ، آیه ۲۱

۸- تاریخ پس از ظهور ص۳۳۱

۹- بامداد بشریت، محمد جواد طبسی،بخش ۸ ،پ۴۲
۱۰- عصر زندگی و چگونگی آینده انسان و اسلام ، محمدحکیمی صص۷۰-۶۹

۱۱- همان ص۷۱ به نقل از موسوعة الامام المهدى-ع-،الكتاب الثالث،۴١٧،سيد محمد صدر

۱۲- سوره هود آیه ۱۱

۱۳- همان به نقل از منتخب الاثر ص ۴۸۶

پاسخ «آیت‌الله صافی» به نامه یک معلم


تعداد بازديد اين صفحه: 4801

کد مطلب : 585de تاریخ انتشار : 1394/7/13 دوشنبه
 
 

آیت‌الله صافی‌گلپایگانی در پاسخ به نامه یک معلم گفت: معلم چنان که خدای ناکرده، متعهّد نباشد و سلامتی اخلاقی و عقیدتی نداشته باشد، در هر رشته‎ای که تدریس کند، ممکن است بر افکار و عقاید و اخلاق دانش‎آموز، اثر سوء بگذارد.

بسمه تعالی

محضر مبارک مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی (دام ظله)

با عرض سلام و ادب؛

خواهشمند است در اوّلین سال تدریس این‌جانب و اشتغال به شغل معلّمی که شغل انبیای الهی است، با رهنمودهای ارزنده خود، این جانب را دلگرم سازید. ایّام عزّت مستدام

پاسخ:

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و تقدیر از حسن نیّت و توجّهی که به قداست شغل خود، در آغاز شروع به آن دارید، از خداوند متعال مسألت می‎نمایم که ابواب توفیق را بر روی شما مفتوح و در زیر سایه حضرت بقیة الله ارواح العالمین له الفداء، موفّق و از یاران و خدمتگزاران حضرتش باشید.

شغل شریف معلّمی از مشاغلی است که عقل و شرع بر احترام آن اتفاق دارند و علوّ منزلت و رتبه معلّم در بین تمام ملل و امم همواره مورد تصدیق و تأیید بوده و هست.

خداوند متعال طبق فرموده خود، در قرآن مجید، معلم کلّ انسان‌ها و معلم آدم ابوالبشر و معلم حضرت رسول خاتم صلی الله علیه و آله و سلّم، است و تمام ممکنات، زیر پوشش تعلیم و تربیت تکوینی، تشریعی و فطری او قرار دارند.

انبیای عظام یکی از بزرگترین وظایفشان، تعلیم و تربیت است و حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم، طبق فرموده خودشان، «اِنَّما بُعِثْتُ مُعَلِّماً»، معلّم کتاب و حکمت بود.

امیرالمؤمنین و سایر ائمه اطهار سلام الله علیهم، مظاهر صفت تعلیم و تربیت جامعه الهیّه هستند. مدرسه تعلیم و بیان علوم و معارف و احکام آن بزرگواران، از همان صدر اسلام گشایش یافت و تا به امروز، یگانه مدرسه جهانی است که هزاران معلم در آن پرورش یافته و در اطراف و اکناف جهان، شهر و روستا، مساجد و حسینیه‎ها، منازل و مدارس، شغل مقدّس آموزگاری دارند.

حضرت سیدالشهدا علیه و علی اولاده و علی اصحابه الکرام افضل التحیة و السلام، که در ایّام دو ماه محرّم و صفر، در سراسر عالم اسلامی، بخصوص کشور عزیزمان، مجالس سوگواری و عزاداری آن حضرت منعقد است و همه مدارس تعلیم و تربیت از برکت وجود ذی جودش می‎باشد، در مسجد مدینه، عالی‌ترین حلقه درس را داشت که خود آن بزرگوار، مدرّس و معلّم آن بود و صحابه و تابعین در آن افتخار شاگردی و کسب علم را داشتند.

بدیهی است در اینجا احتیاج به تذکر نیست که مقصود از تعلیم و معلّم، تعلیم علوم مشروعه و معلّم کمالات مفیده است.

معلّم قرآن، معلّم احکام، معلّم اخلاق، معلّم اعتقادات و اصول دین، معلّم خطّ و نگارش، معلّم تاریخ و سرگذشت عبرت انگیز گذشتگان، معلّم علوم ادب، معلّم علوم پزشکی، معلّم فیزیک، شیمی، ریاضیات، هیأت و نجوم، معلّم انواع صنایع، معدن شناسی، زمین شناسی، گیاه شناسی و ... همه فضیلت دارند، و تعلیم همه را می‎توان به عنوان خدمت به جامعه و عزت و شوکت اسلام و مسلمین و رفع نیاز از بیگانگان، برای کسب ثواب و رضای خداوند متعال انجام داد.

در صورتی که معلّم با این شعور و ادراک عالی و هدف مقدس، علومِ مذکوره را تعلیم دهد، هیچ یک از متاع‌های دنیوی را نمی‎توان باارزش کار او برابر شمرد.

هر چه خلوص نیّت معلّم، در این راه بیشتر و اهتمام او در تربیت افراد مفیدتر و کامل‌تر باشد، ارزش معنوی کار او بیشتر می‎شود.

در مدرسه تعلیم حضرت امام جعفر صادق سلام الله علیه، که هزاران شاگرد، از علما، محدّثان، مفسّران و متخصّصان در علوم متنوع تربیت شده‎اند، فردی مانند جابربن حیان بوده است که او را پدر علم شیمی لقب داده‎اند و صدها کتاب در رشته‎های مختلف تألیف کرده است.

در جامعه اسلامی، وقتی سخن از تعلیم و معلّم و شأن و مقام معلّم به میان می‎آید، تعلیم و تعلّم در رشته‎های مذکور است، هر چند تعلیم علوم اسلامی و علوم قرآن و شرعیّات را موقعیّتی خاص است، امّا چون همه این علوم برای کمال دین و آخرت و نظام معاش و معاد و نفی فقر و جهل لازم است، و از طرفی معلّم در همه این رشته‎ها می‎تواند در ضمن تدریس، هر چند با طرح مثال‌های مناسب، دانش آموزان را با اسلام و معارف و مکتب حق اهل بیت علیهم السلام، آشنا سازد. شغل معلم فرصت بسیار خوبی برای او است که دانش‎آموزان را به راه راست اسلام هدایت نماید، و بالعکس، چنانچه خدای ناکرده، معلّم، متعهّد نباشد و سلامتی اخلاقی و عقیدتی نداشته باشد، در هر رشته‎ای که تدریس کند، ممکن است بر افکار و عقاید و اخلاق دانش‎آموز، اثر سوء بگذارد.

در این میان هم، رشته‎هایی از آداب و فنون فساد انگیز می‎باشد که آموزش و تعلیم آنها جایز نیست و حساب معلمان حقیقی، که با انبیا و ائمه علیهم السلام، همکاری دارند و از مکتب آنها الهام می‎گیرند، از کسانی که به آموزش این فنون مبتذل و حرام عمر خود و دیگران را ضایع می‎نمایند، جداست.

امید آن که مؤسسات تعلیم و تربیت ما، در مسیر احکام نورانی و هدایت تعالیم قرآنی، جامعه را به رشد و ترقی برسانند و معلّمان عزیز، وظیفه بزرگی را که به عهده گرفته‎اند، به خوبی ایفا نموده، سرافراز و سربلند، در زمره پاسداران ارزش‌های اسلامی و منتقل کنندگان معارف دین و حقایق، به نسل‌های بعد، محسوب گردند.

عرض نصیحت من، به معلّمین بزرگوار و محترم، بخصوص عزیزانی که آغاز افتخار آنها، به کسب عنوان معلّمی است، این است که اهتمام داشته باشند تا کار خود را برای خدا و در راه خدا قرار دهند و با دانش‎آموزانی که در کلاس آنها هستند، با کمال مهر و محبت و فروتنی رفتار کنند؛ مسؤولانه در کلاس حاضر شده و از امانت‌هایی که به آنها سپرده شده و می‎شود، خوب نگهداری کنند که عمر و وقت آنها، که نه فقط به خودشان، بلکه به کلّ جامعه مربوط است، تلف نشود.

بدانند که اخلاق، آداب، روش و گفتار و کردار معلّم، حتی ظاهر لباس و سر و صورت او، بر دانش‎آموز تأثیر می‎گذارد و بعد از خانه و محیط منزل، یا مهمتر از خانه، محیط انسان‎ساز، محیط مدرسه و کلاس درس و اخلاق معلّم است.«وَالْبَلَدُ الطَّیِبُ یَخْرُجُ نَباتُهُ بِاِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذی خَبُثَ لایَخْرُجُ اِلاّ نَکِدا».

با توجه به این مسؤولیّت‌ها، کلاس درس، کلاس عبادت خدا و درسِ معلّم، عبادت و سرتاسرِ شغل او، عبادت است. گوارا باد بر شما و بر افرادی که چنین افتخاری را کسب کرده‎اند!«یا لَیْتَنا کُنّا مَعَکُمْ فَنَفُوزَ فَوْزاً عَظیماً».

عاشورا و انتظار در یک نگاه

 

 جریان امامت و ولایت ائمه اطهار علیهم‌السلام جداى از یکدیگر نبوده، بلكه متناسب با شرائط و مقتضیات زمان، جلوه‌هاى گوناگونی به خود گرفته است. این جریان، گاه در قیام سرخ، گاه در نهضت فرهنگی و علمی، گاه در لباس اسارت و گاه در تبعید و هجرت، متبلور شده است؛ اما از آن‌جا که تمامی معصومین، یک نور واحد هستند، هدف واحدی را نیز دنبال می‌کنند.

جریان امامت و ولایت ائمه اطهار علیهم‌السلام جداى از یکدیگر نبوده، بلكه متناسب با شرائط و مقتضیات زمان، جلوه‌هاى گوناگونی به خود گرفته است. این جریان، گاه در قیام سرخ، گاه در نهضت فرهنگی و علمی، گاه در لباس اسارت و گاه در تبعید و هجرت، متبلور شده است؛ اما از آن‌جا که تمامی معصومین، یک نور واحد هستند(خَلَقَكُمُ اللَّهُ أَنْوَارا[1])، هدف واحدی را نیز دنبال می‌کنند.

حفظ مكتب، هدایت امت، تبیین و اجراى حق و عدل و نیز ستیز با باطل، هدف مشترک تمام امامان علیهم‌السلام بود که هم‌چون رودخانه‌اى كه در مسیر خود، پیچ و تاب خاصى مى‌یابد، در هر زمان به شکلی بروز یافت تا همگان را حیات بخشد و سرانجام به اقیانوس حاكمیت عدل و امن الهی در زمان حضرت ولی‌عصر (عج) بیانجامد.

لیكن در این میان، پیوستگی و ارتباط میان قیام امام حسین علیه‌السلام و انقلاب حضرت مهدى (عج)، نمود بیشتری دارد. گویا نهضت نینوا، نهال و بذرى بود كه در روز عاشورا كاشته شد تا در گذر زمان، رشد کند و در عصر ظهور، به ثمر بنشیند. در عصری که همه پیامبران و امامان علیه‌السلام، در انتظار فرا رسیدن آن بوده‌اند؛ عصری که در آن، وعده‌هاى الهی بر حكومت جهانی حق و عدل[2]، تحقق می‌یابند و آیه استخلاف[3] عینیت پیدا می‌کند.

نمونه‌های پیوند عاشورا و انتظار

1. امام حسین علیه‌السلام به فرزندش، امام سجاد علیه‌السلام فرمود: «اى فرزندم! به خدا سوگند؛ خون من از جوشش نخواهد افتاد تا آن‌كه خداوند، مهدى(عج) را برانگیزد و انتقام خونم را بگیرد[4]».

2. در دعاى ندبه و شرح غم هجران مهدى موعود(عج)، از میان صدها شهید عترت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، تنها از شهید كربلا، سخن به میان می‌آید.

3. شعار قیام جهانی امام منتظَر و یارانش، «یا للثارات الحسین» خواهد بود.[5]

4. بیش از دویست روایت، به این مساله اشاره دارند که حضرت حجت(عج)، فرزند و از نسل امام حسین علیه‌السلام است و خود این نکته،
گویاى رمز عمیق این ارتباط است. از جمله، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله در بیانی به فاطمه‌زهرا علیها‌السلام فرمود: «قسم به خدایی كه جز او معبودى نیست؛ مهدى این امت كه عیسی‌بن‌مریم، پشت سر او نماز می‌خواند از ما می‌باشد» و آن‌گاه با دست مبارک بر شانه امام حسین علیه‌السلام زد و سه مرتبه فرمود: «او از حسین علیه‌السلام است»[6]. هم‌چنین آن حضرت، به سلمان و ام سلمه فرمود: «مهدى(عج) از فرزندان حسین علیه‌السلام است؛ پس خوشا به حال آن‌كه از دوستان حسین علیه‌السلام باشد که به خدا قسم؛ شیعیان و پیروان او در روز قیامت، رستگارند[7]».

امام علی علیه‌السلام نیز در خطاب با امام حسین علیه‌السلام می‌فرمایند: «‌اى حسین! نهمین فرزند تو، كسی است كه بر اساس حق، قیام می‌کند،دین را ظاهر و حاكم می‌‌نماید و عدالت را گسترش می‌دهد» و آن‌گاه که امام حسین علیه‌السلام از ایشان می‌پرسد: «آیا این امر واقع خواهد شد؟»، ادامه می‌دهند: «آری، قسم به خدایى كه محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله را به پیامبری برگزید و او نیز مرا بر همه آدمیان، مبعوث كرد. لیكن این امر، بعد از غیبت و دور‌ه حیرت خواهد بود»[8].

5. در آیات و روایات متعددى، حضرت مهدى(عج) به عنوان انتقام‌گیرنده قیام عاشورا و خون به ناحق‌ریختة امام حسین علیه‌السلام، معرفی شده است كه این مسأله، به وضوح رابطه تنگاتنگ انقلاب امام عصر(عج) را با ماجرای كربلا بیان می‌کند.

به عنوان مثال، در تفسیر آیه «... وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیهِ سُلْطانا...‌»[9]، روایاتی از پیامبر، امام علی و امام باقر علیهماالسلام وارد شده است که مقتول را امام حسین علیه‌السلام و ولی او را امام قائم(عج)، معرفی کرده‌اند.[10]

هم‌چنین در كلامی از امام صادق علیه‌السلام می‌خوانیم: «بعد از شهادت امام حسین علیه‌السلام، فرشتگان نالیدند و گریستند و گفتند: «خدایا! آیا قاتلین فرزند پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و برگزیده‌ات را به حال خود وا می‌گذارى؟» پس خداوند، سایه امام قائم(عج) را بر آنان نمایاند و فرمود: "به وسیله این قائم از ظالمین و قاتلین حسین علیه‌السلام، انتقام می‌گیرم"» [11].

6. توصیه و سفارش به زیارت حضرت ابا عبدالله الحسین علیه‌السلام در شب میلاد امام عصر(عج) ، افضل اعمال آن شب و موجب آمرزش گناهان و ثواب فراوان می‌باشد[12] و این، خود، پیوند دیگری میان این دو امام بزرگوار است.

7و8. طبق احادیث وارده، قیام حضرت مهدى(عج) در سال فرد (مانند قیام عاشورا كه در سال 61 هـ ق واقع شد) و در روز عاشورا اتفاق خواهد افتاد. چنان که امام باقر علیه‌السلام فرموده‌اند: «گویا می‌بینم امام قائم(عج) در روز عاشورا قیام نموده و بین ركن و مقام ایستاده و جبرئیل اعلام می‌كند: البیعة لله[13]».

9. گویاتر از همه در پیوستگی این دو رخداد عظیم و بی‌نظیر تاریخ، كلام مولایمان حضرت بقیةالله (روحی و ارواح العالمین له الفداء) است که بعد از ظهور، بین ركن و مقام می‌ایستد و ندا می‌دهد: «‌اى جهانیان! آگاه باشید و بدانید که من امام قائم و شمشیر انتقام‌گیرنده هستم. ‌اى اهل عالم! آگاه باشید كه جدم حسین علیه‌السلام را تشنه‌كام كشتند و عریان، روى زمین افكندند»[14].

10. در زمان رجعت، که پس از ظهور امام عصر(عج) به وقوع خواهد پیوست و اعتقاد به آن، جزء عقاید مسلّم دینی ماست، امام حسین علیه‌السلام، نخستین امامی خواهد بود كه به دنیا باز می‌گردد و هم ایشان خواهند بود که امام قائم(عج) را غسل و كفن نموده و به خاک می‌سپارد.[15]

شواهد مذكور و موارد متعدد دیگر، گویاى پیوند و ارتباط عمیق میان قیام عاشورا و قیام جهانی حضرت مهدى(عج) است كه توجه به این حقیقت، رسالت و مسئولیت منتظران را در دوران غیبت، ترسیم می‌کند و یاران و اصحاب وفادار و فداكار امام حسین علیه‌السلام را به عنوان الگوی حسینی‌بودن و زینبی‌ماندن، به منتظران واقعی عرضه می‌نماید تا مبادا از ولایت و امام زمان خود باز بمانند و در شب تار غیبت آن خورشید عالم‌تاب، گرفتار گرداب گناه و توطئه‌هاى شیاطین درون و بیرون شوند؛ چرا كه آن امام و قیام را پاكبازانی مخلص، خدایی و عاشورایی می‌طلبد.


1. فرازی از زیارت جامعه کبیره.
2. «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دِینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ كُلِّهِ... » سورة توبه، آیه 33/ سوره صف، آیه 9/ سوره فتح، آیه 28.
3. «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ ‏... »؛ سورة نور، آیه 55.
4. بحار الانوار، ج 45، ص‌299/ معجم احادیث المهدى، ج 3، ص‌182.
5. بحارالانوار، ج52، ص‌308 / نجم الثاقب، ص‌469.
6. بحارالانوار، ج 51، ص‌26.
7. بحار الانوار، ج 44، ص‌225.
8. اكمال الدین، ج 1، ص‌304؛ بحارالانوار، ج 51، ص‌110.
9. «و هر كس مظلوم كشته شود، براى وارثش تسلّطی بر قاتل قرار داده‏ایم»؛ سوره اسراء، آیه 33.
10. تفسیر نور الثقلین، ج 3، ص163؛ تفسیر عیاشی، ج 2، ص‌210؛ الزام الناصب، ج2، ص‌200.
11. بحارالانوار، ج 5، ص‌868؛ نجم الثاقب، ج 2، ص‌65.
12. اثبات الهداه، ج 7، ص‌128؛ مفاتیح الجنان، ص‌391.
13. كشف الغمه، ج 3، ص‌291؛ بحارالانوار، ج 52، ص‌285.
14. الزام الناصب، 2، ص‌284.
15. بحارالانوار، ج 53، ص‌39؛ اثبات الهداه، ج 7، ص‌103.

اعمال ماه محرم

اعمال ماه محرم/

محرمی متفاوت؛ امسال داغی بر داغ محرم داریم

%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85%db%8c-%d9%85%d8%aa%d9%81%d8%a7%d9%88%d8%aa%d8%9b-%d8%a7%d9%85%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%af%d8%a7%d8%ba%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%85

گروه جامعه: محرم الحرام از فردا آغاز می‌شود وباز شوری عالم را فرا می‌گیرد. اما امسال‌ داغ تازه مردم ایران تازه‌تر است. ما امسال در کنار داغ حسین(ع) داغ ۴۶۵ حاجی دیده‌ایم.

فردا محرم آغاز می‌شود. داغی تازه، عمیق و ملموس‌. هزاران سال هم که بگذرد، داغ محرم برای همه آزادی‌خواهان جهان تازه است. اما امسال محرم ما متفاوت‌تر است. امسال داغی بر داغ محرم داریم.

امسال همه ما حاجیانی را دیدیم که حج به اتمام نرسانده، راهی کربلا شدند. در کنار آب، محصور در میان خصم، تشنه جان دادند. اجسادشان ساعت‌ها در مقابل آفتاب داغ سرزمین حجاز ماند و مورد ‌بی‌احترامی قرار گرفت و بعد برخی ناشناس به خاک سپرده شدند.

امسال مردم ایران در کنار خانواده‌های داغ‌دار منا، کرب‌وبلایی عزادارند. امسال داغ پدر در کنار داغ حسین(ع)، داغ عمو و برادر در کنار داغ عباس(ع)، داغ فرزند در کنار داغ علی‌اصغر و علی اکبر(ع) داریم. امسال همه داغدارتریم.

اعمال شب اول ماه محرم

1ـ نماز: این شب چند نماز دارد که یکی از آنها به این شرح است: دو رکعت، که در هر رکعت بعد از حمد 11 مرتبه سوره‌ توحید خوانده شود. در فضیلت این نماز چنین آمده است: «خواندن این نماز و روزه داشتن روزش موجب امنیّت است و کسی که این عمل را انجام دهد، گویا تمام سال بر کار نیک مداومت داشته است.»
2ـ احیای این شب.
3ـ نیایش و دعا

روز اول محرم

اول محرم هر سال اولین روز سال قمری است. از امام محمدباقر(ع) روایت شده است: «آن کس که این روز را روزه بدارد، خداوند دعایش را اجابت می‌کند، همانگونه که دعای زکریا(علیه السلام) را اجابت کرد.»

دو رکعت نماز خوانده شود و پس از آن سه بار این قرائت شود: «اللّهم انت الاله القدیم و هذه سنةٌ جدیدةٌ فاسئلک فیها العصمة من الشیطان و القوَّة علی هذه النّفس الامّارة بالسُّوء»؛ بارالها! تو خدای قدیم و جاودانی و این سال، سال نو است، از تو می‌خواهم که مرا در این سال از شیطان حفظ کنی و بر نفس اماره (راهنمایی کننده) به بدی پیروز سازی.

روز دوم محرم

در چنین روزی کاروان امام حسین(ع) در سال 61 ه‍ .ق وارد سرزمین کربلا شد و با ممانعت لشکر حرّ مجبور به توقّف در آنجا گردید.

روز سوم محرم

از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نقل شده است:
«هر کس در این روز روزه بگیرد، خداوند دعایش را اجابت کند.» در این روز سپاه عمر بن سعد وارد کربلا شد.

روز چهارم محرم

بی‌نتیجه بودن مذاکره حضرت سیدالشهداء(علیه السلام)، با عمر بن سعد برای وادار کردن لشکر وی به ترک جنگ و دعوت او و لشکرش جهت ملحق شدن به سپاه اسلام.

روز هفتم محرم

روزه گرفتن مستحب است.

روز نهم محرم

تاسوعای حسینی، روز محاصره‌ امام حسین(علیه السلام) و اصحابش در سرزمین کربلا توسط سپاه شمر.

اعمال شب عاشورا

1ـ چند نماز برای این شب در روایات آمده است که یکی از آنها چنین است:
چهار رکعت نماز که در هر رکعت بعد از سوره‌ حمد، 50 بار سوره‌ توحید خوانده می‌شود. پس از پایان نماز، 70 بار «سبحان الله والحمدالله و لا اله الاّ الله و الله اکبر ولا حول ولا قوة الاّ بالله العلیّ العظیم» خوانده شود.
2ـ احیای این شب کنار قبر امام حسین(علیه السلام).
3ـ دعا و نیایش.

روز عاشورا

1ـ عزاداری بر امام حسین(علیه السلام) و شهدای کربلا، در این مورد از امام رضا(علیه السلام) نقل شده است: هر کس کار و کوشش را در این روز، رها کند، خداوند خواسته‌هایش را برآورد و هر کس این روز را با حزن و اندوه سپری کند، خداوند قیامت را روز خوشحالی او قرار دهد.
2ـ زیارت امام حسین(علیه السلام).
3ـ روزه گرفتن در این روز کراهت دارد؛ ولی بهتر است بدون قصد روزه، تا بعد از نماز عصر از خوردن و آشامیدن خودداری شود.
4ـ آب دادن به زائران امام حسین(علیه السلام).
5ـ خواندن سوره توحید هزار مرتبه.
6ـ خواندن زیارت عاشورا.
7ـ گفتن هزار بار ذکر «اللّهم العن قتلة الحسین(علیه السلام).»

روز دوازدهم محرم

ورود کاروان اسیران کربلا به کوفه و شهادت حضرت سجاد(علیه السلام) در سال 94 ه‍ .ق.

روز بیست و یکم محرم

1ـ روزه‌ این روز مطلوب است.

از برترین های سی و هشتمین دوره مسابقات سراسری قرآن کریم تجلیل شد + آلبوم تصویری

با حضور استاندار آذربایجان غربی:
از برترین های سی و هشتمین دوره مسابقات سراسری قرآن کریم تجلیل شد + آلبوم تصویری

 

 با حضور استاندار آذربایجان غربی از برترین های سی و هشتمین دوره مسابقات سراسری قرآن کریم معرفی و تجلیل شد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی استانداری آذربایجان غربی، مراسم اختتامیه سی و هشتمین دوره مسابقات سراسری قرآن کریم صبح امروز با حضور سعادت استاندار آذربایجان غربی، رادفر معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استاندار، فرماندار ارومیه و جمعی از مدیران و مسئولان استانی در سالن همایش های شرکت توزیع نیروی برق ارومیه با معرفی نفرات برتر در رشته های مختلف و تجلیل از آنان برگزار گردید.

سعادت در این مراسم با بیان اهمیت و نقش برجسته قرآن کریم در زندگی بشری گفت: هر چه بیشتر و عمیق تر به مفاهیم قرآن کریم توجه کنیم ماندگاری و اثربخشی آن در زندگی بیشتر خواهد بود.

وی با اشاره به این موضوع که قرآن کریم معجزه حضرت محمد (ص) و کلام خداوند است، افزود: در صدر اسلام کسانی که با نزول قرآن کریم مواضع و منافع خود را در خطر می دیداند شروع به مخالفت و دشمنی با اسلام ناب محمدی کردند و امروزه نیز وجود دارند کسانی که به خاطر در خطر افتادن منافع خود با اسلام راستین دشمنی می کنند.

در ادامه این مراسم با حضور استاندار آذربایجان غربی از نفرات برگزیده سی و هشتمین دوره مسابقات سراسری قرآن کریم در رشته های مختلف تجلیل شد.

گفتنی است سی و هشتمین دوره این رقابت ها با حضور 15 هزار نفر در بخش شهرستانی از اوایل تابستان در آذربایجان غربی برگزار شد و افزون بر 300 نفر از این افراد به مرحله استانی راه یافتند.

این رقابت ها از 15 مهرماه در ارومیه آغاز شده بود و با معرفی و تجلیل از نفرات برتر ، امروز شنبه پایان رسید.

/02:11 ب.ظ

 

برای دیدن تصاویر اینجا کلیک کنید

عکس العمل ایران سخت و خشن خواهد بود

عکس العمل ایران سخت و خشن خواهد بود

  فرمانده کل قوا: اندک بی‌احترامی به حجاج ایرانی و عمل نکردن به وظایف در قبال بدن های مطهر موجب عکس‌العمل سخت و خشن ایران خواهد شد.

حضرت آیت الله خامنه ای فرمانده معظم کل قوا صبح امروز (چهارشنبه) در مراسم دانش آموختگی، تحلیف و اعطای سردوشی دانشجویان دانشگاه های افسری ارتش جمهوری اسلامی
 ایران در دانشگاه علوم دریایی امام خمینی(ره) نوشهر حضور یافتند.
به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای فرمانده معظم کل قوا صبح امروز (چهارشنبه) در مراسم دانش آموختگی، تحلیف و اعطای سردوشی دانشجویان دانشگاههای افسری ارتش جمهوری اسلامی ایران در دانشگاه علوم دریایی امام خمینی(ره) نوشهر حضور یافتند.
 
در این مراسم، حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به حادثه تأسف بار و خونین منا، آن را بدلیل جان باختن هزاران نفر از حجاج بویژه صدها نفر از حجاج ایرانی، عزا و مصیبتی واقعی برای ملت ایران خواندند و با اشاره به لزوم تشکیل کمیته حقیقت یاب با حضور کشورهای اسلامی و از جمله ایران، گفتند: دولت عربستان در انتقال ابدان مطهر جان باختگان به وظایف خود عمل نمی کند و جمهوری اسلامی ایران نیز تاکنون با خویشتنداری و ادب اسلامی، حرمت برادری را در دنیای اسلام نگه داشته است، اما این را بدانند که اندک بی احترامی به دهها هزار نفر از حجاج ایرانی در مکه و مدینه و عمل نکردن به وظایف برای انتقال ابدان مطهر، عکس العمل سخت و خشن ایران را در پی خواهد داشت.
 

ایشان با اشاره به جان باختن مظلومانه و با زبان تشنه حجاج در حادثه منا و عزادار شدن خانواده هایی که مشتاقانه منتظر بازگشت عزیزان خود بودند، افزودند: هنوز تعداد دقیق جان باختگان ایرانی در این حادثه مشخص نیست و احتمال افزایش آمار به صدها نفر دیگر وجود دارد و این حادثه، واقعا مصیبت بزرگی برای ملت ایران است.

رهبر انقلاب اسلامی همچنین با اشاره به برخی گزارش ها مبنی بر جان باختن احتمالی بیش از پنج هزار نفر در حادثه منا، خاطر نشان کردند: درحالیکه قرآن کریم خانه خدا را محل امنیت و حج را جایگاه امنیت می داند اما اکنون باید پرسید که، «آیا این، امنیت است؟»


حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر لزوم تشکیل «کمیته حقیقت یاب» با حضور کشورهای اسلامی و از جمله ایران، خاطر نشان کردند: ما فعلاً درباره علت این حادثه، قضاوت پیش از موعد نمی کنیم اما معتقدیم دولت عربستان به وظایف خود در قبال مجروحان حادثه منا عمل نکرده است و آنان را با حالتی مستأصل و تشنه رها کرد.

ایشان به مشکلات بوجود آمده در انتقال بدنهای مطهر جان باختگان حادثه منا و پیگیری مسئولان کشور اشاره کردند و با تأکید بر لزوم ادامه پیگیری های مسئولان، افزودند: در این موضوع، دولت عربستان به وظایف خود عمل نمی کند و در برخی موارد نیز موذی گری انجام می دهد.

رهبر انقلاب اسلامی گفتند: جمهوری اسلامی ایران تاکنون از خود خویشتن‌داری نشان داده و رعایت ادب اسلامی و حرمت برادری در دنیای اسلام را کرده است اما این را بدانند که دست ایران، برتر از خیلی ها است و امکانات بیشتری هم دارد و اگر بخواهد در مقابل عناصر اذیت کننده و موذی عکس العمل نشان دهد، اوضاع آنها خوب نخواهد بود و در هیچ صحنه هماوردی، حریف نخواهند شد.


حضرت آیت الله خامنه ای با تاکید بر اینکه عکس العمل ایران اسلامی خشن و سخت خواهد بود، خاطر نشان کردند: در دوران هشت سال دفاع مقدس، قدرت های شرق و غرب و کشورهای اطراف از یک عنصر خبیث و فاسد حمایت کردند اما سرانجام همه آنها سیلی خوردند و بر همین اساس، ایران را می شناسند و اگر هم نمی شناسند، الان بشناسند.

ایشان با اشاره به حضور دهها هزار نفر از حجاج عزیز کشورمان در مکه و مدینه، هشدار دادند: اندک بی احترامی به حجاج ایرانی و همچنین عمل نکردن دولت عربستان به وظایف خود در قبال بدنهای مطهر، موجب عکس العمل ایران خواهد شد.

رهبر انقلاب گفتند: جمهوری اسلامی ایران اهل ظلم نیست اما ظلم و ستم هیچکس را نیز قبول نمی کند، بنابراین حقوق هیچیک از انسان ها و ملتها اعم از مسلمان و غیر مسلمان دست درازی نمی کند، اما اگر کسی بخواهد به حق ملت و کشور ایران دست درازی کند، با او برخورد محکمی خواهد شد و به لطف خدا توانایی این برخورد نیز وجود دارد و ملت ایران، مقتدر و پایدار است.

حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنان خود، «ایمان عمیق»، «شجاعت» و «دانش» را سه عنصر بسیار مهم در تشکیل هویت یک نیروی مسلح خواندند و خاطر نشان کردند: اگر در نیروی مسلح، ایمان نباشد، روحیه ضعیف کشی بوجود خواهد آمد، اگر شجاعت نباشد، نیروی مسلح در هنگامه خطر، قادر به انجام وظیفه خود نخواهد بود و اگر دانش نباشد، ابزارهای نیروی مسلح در برابر ابزارهای طرف مقابل، کُند خواهند بود.

ایشان هدف قرار دادن خانه ها، خیابان ها، بازار و حتی مجلس عروسی را در یمن، نمونه ای از ضعیف کشی و نبود روحیه شجاعت در یک نیروی مسلح دانستند و با توصیه به جوانان نیروهای مسلح کشور برای تقویت ایمان و شجاعت و ابتکار تحقیقاتی و دانش پژوهی، خاطر نشان کردند: امروز نظام اسلامی، هم نیازمند ابزارهای جنگی سخت و هم، ابزارهای جنگی نرم است زیرا دنیای کنونی تحت سیطره قدرت شیاطین، برای انسان های خداجو دنیایی خطیر است و باید همواره آماده و مجهز بود.

رهبر انقلاب اسلامی علت اصلی دشمنی قدرتمندان غاصب جهانی با جمهوری اسلامی و ملت شجاع و انقلابی ایران را، ایستادگی ملت در مقابل آنها و حفظ هویت و جوهره اصلی و حل نشدن در نظامات استکبار، برشمردند و گفتند: آمادگی نیروهای مسلح اعم از ارتش، سپاه، بسیج و سایر نیروها، فقط به معنای آمادگی برای پیروزی در مقابل دشمن نیست بلکه باید این آمادگی، بازدارنده نیز باشد.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تهدیدهای قدرتهای جهانی برضد نظام اسلامی، افزودند: ملت ایران در دوران چهار دهه انقلاب بویژه در هشت سال دفاع مقدس نشان داده است که قدرتمند و نیرومند و دارای هویت و گوهر است و در مقابل بدخواهان می ایستد.

ایشان با تاکید براینکه ملت ایران ثابت کرده، در مقابل استکبار، مقاوم، آگاه و بصیر است و همچنین برای هویت خود و بشریت احترام قائل است، گفتند: ایستادگی در برابر استکبار، احترام به بشریت و همه ملت ها است.

رهبر انقلاب اسلامی به چنگ و دندان نشان دادنهای دشمنان اشاره و خاطر نشان کردند: همواره اینگونه بوده است که مشت کوبنده انسانهای مومن می تواند آنها را وادار به عقب نشینی کند.

حضرت آیت الله خامنه ای در پایان، جوانان نیروهای مسلح را به بازخوانی دقیق قضایای دفاع مقدس و طرحهای عملیاتی و بازدید از مناطق عملیاتی، از منظر نظامی و استفاده از تجربیات پیشکسوتان توصیه کردند و خطاب به آنان گفتند: شما باید حِصنِ مستحکم کشور و نظام اسلامی، به معنی واقعی کلمه باشید.

* * *

در ابتدای این مراسم، رهبر انقلاب اسلامی، با حضور در یادمان شهدا، به شهیدان سرافراز ادای احترام کردند.

فرمانده کل قوا، سپس از یگانهای حاضر در میدان سان دیدند.

در این مراسم، خانواده یکی از شهیدان نیروی دریایی ارتش، یک روحانی نمونه، سه تن از فرماندهان، سه تن از اساتید و پژوهشگران و پنج نفر از دانش آموختگان نمونه دانشگاههای ارتش هدایای خود را از دست فرمانده معظم کل قوا دریافت کردند. همچنین یکی از دانش آموختگان و نماینده دانشجویان دانشگاه علوم دریایی امام خمینی(ره) نیز مفتخر به دریافت درجه و سردوشی شدند.



قرائت سوگند نامه دانشجویان جدید، سرود دسته جمعی، و رزمایش میدانی غدیر از دیگر برنامه های مراسم امروز بود.

در ادامه مراسم، یگانهای حاضر در میدان صبحگاه دانشگاه علوم دریایی امام خمینی نوشهر از مقابل جایگاه رژه رفتند.

در این مراسم، همچنین امیر سرلشگر عطاءالله صالحی فرمانده کل ارتش، ضمن خیر مقدم تأکید کرد: ارتش با الهام از روحیه شهادت طلبی و ایثارگری ملت ایران، با اقتدار کامل و ارتقای تواناییهای رزمی، آماده مقابله با تهدیدهای نوظهور و جان فشانی است.

امیر دریادار دوم حکیمی فرمانده دانشگاه علوم دریایی امام خمینی نوشهر نیز گزارشی از روند تحصیلی و آموزشهای تخصصی- علمی دانشجویان و دانش آموختگان دانشگاههای افسری ارتش بیان کرد.

در ادامه این مراسم، دانشجویان دانشگاه علوم دریایی امام خمینی نوشهر در حضور فرمانده کل قوا، تمرین دریایی انجام دادند.

    سوالات هفت سال امتحانات نهايي كتاب ديني پيش دانشگاهي به همراه پاسخ ها


دوره دوم متوسطه


سوالات هفت سال امتحانات نهايي كتاب ديني پيش دانشگاهي به همراه پاسخ ها 22 دي 1393


مجموعه سوالات امتحانات نهايي کتاب دين و زندگي 3

کسب عنوان سوم مسابقات قرآن اساتیددانشگاه پیام نور کشور توسط استاد تکابی

 کسب عنوان سوم مسابقات قرآن اساتیددانشگاه پیام نور کشور توسط استاد تکابی


به گزارش روابط عمومی دانشگاه پیام نور استان آذربایجان غربی :
رحمان حمدی دورباش از اساتید دانشگاه پیام نور استان آذربایجان غربی واحد تکاب توانست مقام سوم رشته تفسیرقرآن کریم در نوزدهمین جشنواره قرآن و عترت کارکنان و اساتید دانشگاه پیام نور کشور راکسب نمایند.

همچنین به گزارشی از روابط عمومی دانشگاه پیام نور استان زنجان،نوزدهمین دوره جشنواره قرآن و عترت دانشگاهیان پیام نور به میزبانی زنجان از امروز کار خود را با حضور175 شرکت کننده شامل اعضای هیئت علمی دانشگاه، اساتید مدعو و کارمندان آغاز کرد. این جشنواره شامل سه بخش کتبی، شفاهی و پژوهشی است که ازابتدای آغاز این جشنواره 4 هزار شرکت کننده در آن حضور داشتند. بخش شفاهی جشنواره شامل رشته‌های قرائت تحقیق، قرائت ترتیل،حفظ پنج، 10، 20 جزء، حفظ کل، اذان و دعاخوانی بوده و بخش پژوهشی جشنواره نیز شامل محورهای قرآن و عترت دانشگاه پیام نور شامل قرآن و عترت، قرآن و عترت همدلی وهمزبانی، قرآن و عترت وحدت اسلامی، قرآن و عترت اقتصاد مقاومتی، قرآن و عترت مهندسی فرهنگی و سوره‌شناسی قرآن کریم است که سوره شناسی به عنوان بخش ویژه این جشنواره انتخاب شده است.  بخش کتبی نیز شامل چهار رشته قرآن، سیره، احکام و اخلاق است که این مسابقات در دو مرحله به صورت آنلاین برگزار شد. گفتنی است؛اختتامیه این مسابقات در محل دارالقرآن کریم زنجان با معرفی نفرات برگزیده در هر رشته به آدرسhttp://www.pnuquran.irبرگزار شده است. یادآور می شود این استاد مدعو دارای مدرک کارشناسی ارشد رشته علوم قرآن وحدیث می باشند.

 

بانویی که پرچمدار احیای دین شد

به نقل از فرهنگ نیوز: حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله علیها در اول ذی القعده سال 173 ق، در مدینه منوّره به دنیا آمد. [1] پدر بزرگوار ایشان، امام موسی بن جعفرعلیه‌السلام و مادر گرامی‌شان، نجمه خاتون است. [2] ایشان یکی از بانوان بافضیلت و والامقام خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است که به مقامات بالای علمی و معنوی رسید و الگویی کامل برای تمام زنان است.

 
بررسی زندگانی و سیره این بانوی بزرگوار، بیانگر این مطلب مهم است که «تقوا» و «عمل صالح» مهم‌ترین شروط برای رسیدن به مقامات عالی است و در این راه، میان زن و مرد فرقی نیست. بهترین راه برای رسیدن به «کمال»، الگوپذیری از کسانی است که به مقام «قرب الهی» نائل آمده و از طریق اصلاح خود، به هدف نهایی رسیده باشند. در بیان عظمت ایشان همین بس که بسیاری از علما و مراجع گرانقدر که عمری در راه تعلیم و تربیت علوم دینی سپری کرده‌اند بر خود فرض می‌دانند هر روز به زیارت ملجا شریف حضرت معصومه سلام‌الله علیها شرفیاب شوند. و از دریای معرفت ایشان بهره‌مند گردند.
 
چرا حضرت معصومه سلام‌الله علیها در میان سایر امامزادگان از چنین جایگاهی برخوردارند؟
 
حضرت معصومه؛ پرچم‌دار حفظ دین
در مقاطعی از تاریخ صدر اسلام که غبار غربت بر چهره این دین آسمانی نشسته بود، و به گواهی تاریخ، جز تعداد بسیار معدود مؤمن واقعی باقی نمانده بود. بانوانی از اهل‌بیت پیامبر گرامی اسلام پرچم‌دار حفظ دین شدند. اول بار پس از رحلت رسول اکرم و در زمان آغاز امامت امام علی علیه‌السلام که حضرت فاطمه علیهاالسلام به یاری امام زمان خویش پرداخت و در این راه به شهادت رسیدند. سال‌ها بعد پس از واقعه عاشورا و شهادت امام حسین علیه‌السلام، در زمان آغاز امامت امام سجاد علیه‌السلام  جامعه در شرایط خفقان شدید به سر می‌برد. در این زمان نیز حضرت زینب سلام‌الله علیها پرچم‌دار احیای دین شد. در زمان امام باقر علیه‌السلام و امام صادق علیه‌السلام به‌تدریج از غربت امامان شیعه کاسته شد، آن‌چنان که امام صادق علیه‌السلام شاگردان زیادی تربیت نمودند و انتظار می‌رفت در زمان امام موسی کاظم علیه‌السلام گسترش و نفوذ اسلام و آزادی عمل آن بیش‌ازپیش گردد اما دستگیری و حصر امام به یک‌باره ضربه سختی بر اسلام و مسلمین وارد آورد و ماجرای تبعید امام رضا به بهانه ولایتعهدی دیگر دور از ذهن نبود. در این زمان حضرت فاطمه سلام‌الله علیها با مجاهدت خویش برای احیای دین قیام نمود.
 
حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله علیها پس از یک سال تحمل فراق برادرش (امام رضا علیه‌السلام در سال 201 ق مدینه را برای دیدار برادر، ترک کرد و در رأس یک قافله، متشکل از علویان و برادران، رهسپار ایران گردید. [3]
آن حضرت از راه جبل عازم خراسان شد و در شهر ساوه بیمار گردید. درباره علت بیماری، اظهارنظرهای متفاوتی بیان شده است. اما نکته‌ای که تمام این روایات بر آن اتفاق دارند، بیمار شدن حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله علیها در شهر ساوه و آمدنشان به قم است. ازآنجایی‌که در این زمان اهالی قم به دوستی با اهل‌بیت مشهور بودند، آن حضرت خواستار رفتن به قم می‌شود. استقامت اهالی این شهر در حمایت از ائمه علیهم‌السلام به حدی بود که امام صادق علیه‌السلام درباره فضیلت قم فرموده‌اند:
قال اَبی عَبدِاللهِ علیه‌السلام: «اِنَّ لِلّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَکَّةُ، وَ لِرَسُولِهِ وَ هُوَ المَدینَةُ، وَ لِاَمیرِالمُؤمِنین حَرَماً وَ هُوَ الکُوفَةُ، وَ لَنا حَرَماً وَ هُوَ قُمُّ وَ سَتُدفَنُ فی‌ها اِمرَأةُ مِن وُلدی تُسَمّی فاطِمَةُ، مَن زارَها وَجَبَت الجَنَّةُ». (قالَ ذلِکَ وَ لَم تُحمَلُ به موسیع) اُمَّهُ) [4]
«خدا دارای حرمی است که آن مکه است، و پیامبرش هم حرمی دارد که مدینه است، و امیر مؤمنین هم حرمی دارد که کوفه است. و ما هم دارای حرمی هستیم که قم است و به زودی بانویی از فرزند من آنجا دفن می‌شود که نامش فاطمه است. هرکسی او را زیارت کند بهشت بر او واجب می‌شود.» امام صادق علیه‌السلام هنگامی این جمله را فرمودند که هنوز مادر امام موسی بن جعفر علیه‌السلام به او باردار نشده بود.)
 
مقام علمی حضرت معصومه
در اسلام همواره به علم و معرفت توجه ویژه‌ای شده است. روایات متعددی از پیامبر اسلام (ص) و امامان معصوم علیهم‌السلام وجود دارد که آن بزرگواران به مناسبت‌های مختلف، ضمن بیان فضیلت علم و دانش و استفاده از محضر عالمان، حتی نگاه کردن به چهره عالم را عبادت معرفی کردند. 
«... عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (ع) قال رَسُولُ اللَّهِ (ص) النَّظَرُ إِلَی وَجْهِ الْعَالِمِ حُبّاً لَهُ عِبَادَةٌ»؛ [5]
 امام علی (ع) در حدیثی از پیامبر اسلام (ص) نقل می‌کنند: نگاه به چهره عالم از روی علاقه و محبت عبادت است.
 
فاطمه معصومه سلام‌الله علیها ازنظر علمی و آگاهی به مسائل دینی و معارف اسلامی اعم از احکام و اخلاق و ... در حدّ بالایی از رشد علمی قرار داشت. تا آنجا که گاهی با نبود پدر بزرگوارش به پرسش‌های دینی و فقهی شیعیان پاسخ می‌داد. ازجمله نقل‌شده است که روزی گروهی از شیعیان برای حل مشکل خویش وارد مدینه شدند وقتی به در خانه امام آمدند، متوجه شدند که آن حضرت به مسافرت رفته است. خستگی راه و نبود امام هفتم سخت بر کاروانیان گران آمد، ناگهان یکی از دختران آن حضرت فرمود: پرسش‌های خود را به من بدهید تا به تمام آنها پاسخ دهم. پاسخ‌ها را با دقت تمام نوشت و به کاروانیان بازگرداند. کاروانیان شگفت‌زده به پاسخ‌ها نگریستند و با سبک شدن بار غم و اندوهشان راهی دیار خویش شدند. در مسیر راه به امام برخوردند و داستان پاسخگویی دخترش فاطمه معصومه را بازگو نمودند و پاسخ‌ها را به او نشان دادند، حضرت لبخندی زد و سه بار فرمود: «فداها ابوها؛ پدرش فدایش باد.» [6]
این در حالی است که حضرت معصومه سلام‌الله علیها آن زمان حدود 8 سال سن داشتند و کلام بلند امام در مورد ایشان بی‌دلیل و از سر احساسات نیست.
 
از ویژگی‌های حضرت معصومه سلام‌الله علیها محدثه بودن ایشان است. آن حضرت ازجمله روایت کنندگان حدیث بود و چندین حدیث است که در سند آن‌ها نام حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله علیها به چشم می‌خورد که علامه بزرگوار امینی در کتاب شریف الغدیر به بعضی از آن‌ها استناد می‌کند.
 
مقام معنوی حضرت معصومه
یکی از عالی‌ترین نمونه‌های عبادت و بندگی خدا از خاندان ولایت و امـامت, كـريمه اهل‌بیت فـاطمه معصــومه سلام‌الله علیها است. 
ایشان حتی در زمان بیماری و اقامت 17 روزه خویش در شهر قم نیز به عبادت مشغول بودند. عبادت و راز و نیازهای حضرت در این زمان، به‌گونه‌ای بود که عبادتگاه آن حضرت را «بیت النور» نامیدند و باقی ماندن این مکان از سال 201 هجری تا امروز، گواه نورانیت و صفای ممتاز آن حضرت در ارتباط باخداست. این مکان اکنون در کنار مدرسه ستیه، در محله میدان میر، قرارگرفته و توسط عاشقان اهل‌بیت حفظ‌شده است.
 
عصمت حضرت معصومه
یکی از مهم‌ترین مراتب معنوی که حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله علیها به آن دست‌یافت، مقام «عصمت» بود.  بالاترین نوع عصمت به پیامبر، امامان و حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها تعلق دارد و سایر اولیای الهی مانند: حضرت زینب سلام‌الله علیها، حضرت ابوالفضل علیه‌السلام و حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله علیها در مراتب بعدی آن قرار دارند. لقب «معصومه» را امام رضا علیه‌السلام را به ایشان عطا کرد و پس از رحلت خواهر گرامی‌شان فرمودند:
من زار المعصومه به قم کمن زارنی؛ [7]
هر فردی معصومه سلام‌الله علیها را در قم زیارت کند، همانند کسی است که مرا زیارت کرده باشد. 
 عموم محققان و محدثان از ایشان به نام «معصومه» یاد کرده‌اند.
 
شفیعه روز جزا
اعتقاد به شفاعت انبیا، ائمه و بزرگان دین، در بین شیعیان از جایگاه مهمی برخوردار است. براساس آیات و روایت، کسانی که به‌ مراتب عالی قرب الهی دست یابند، در قیامت به مقام «شفاعت» می‌رسند. بالاترین جایگاه شفاعت، به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تعلق دارد که در قرآن کریم از آن به «مقام محمود» [8] تعبیر شده است. 
بعد از حضرت زهرا سلام‌الله علیها از جهت گستردگی شفاعت، هیچ بانویی به شفیعه محشر حضرت معصومه سلام‌الله علیها نمی‌رسد. امام جعفر صادق علیه‌السلام در این رابطه می‌فرماید:
«تَدخل بِشفاعتها شیعتنا الجنته باجمعهم». [9]
با شفاعت او همه شیعیان ما وارد بهشت می‌شوند. 
در کتب روایی نیز احادیث فراوانی وجود دارد که ثواب زیارت این بانو را «بهشت» قرار داده‌اند امام جواد علیه‌السلام در این خصوص می‌فرماید:
مَنْ زَارَ عَمَّتِي بِقُمَّ فَلَهُ الْجَنَّة [10] 
کسی که عمه ام (حضرت معصومه) را در قم زیارت کند بهشت برای اوست
همچنین در زیارت مخصوص آن حضرت که از امام رضا علیه‌السلام صادرشده، می خوانیم:
یا فاطمهُ اشفَعی لی فِی الجنَّهِ؛ [11]
ای فاطمه! برای من در مورد بهشت، شفاعت کن. که این نشان‌دهنده جایگاه و مقام معنوی بسیار والای این بانوی گرامی است.
 
جلوه‌ای از وجود حضرت زهرا سلام‌الله علیها
از مشابهت‌های حضرت معصومه به حضرت زهرا فداکاری ایشان درراه اثبات ولایت بود. حضرت معصومه سلام‌الله علیها نیز آن‌چنان در این راه تلاش کرد که جان خویش را فدا نمود.
همان‌گونه که حضرت زهرا سلام‌الله علیها با استدلال‌های متین و استوار، حقانیت ولایت حضرت علی علیه‌السلام را تبیین می‌کرد، حضرت معصومه سلام‌الله علیها نیز چنین بود. روایاتی که از آن حضرت نقل‌شده غالباً درباره امامت و ولایت علی علیه‌السلام است که با اثبات ولایت او ولایت امـامـان معصوم نیز ثابت می‌شود.
مطابق مکاشفه ای که برای بعضی از اولیای خدا روی داده امام باقر یا  امام  صادق علیهم‌السلام فرمودند: «کسی که مرقد حضرت معصومه سلام‌الله علیها را زیارت کند به همان مقصودی نائل خواهد شد که از زیارت قبر حضرت زهرا سلام‌الله علیها نائل می‌شود.»
مرحوم آیت اللّه سیّد محمود مرعشی نجفی، پدر بزرگوار آیت اللّه سید شهاب‌الدین مرعشی (ره) بسیار علاقه‌مند بود که محل قبر شریف حضرت صدّیقه طاهره سلام‌الله علیها را به‌دست آورد. ختم مجرّبی انتخاب کرد و چهل شب به آن پرداخت. شب چهلم پس از به‌پایان رساندن ختم و توسّل بسیار، استراحت کرد. در عالم رؤیا به محضر مقدّس حضرت باقر علیه‌السلام و یا امام صادق علیه‌السلام مشرّف شد.
امام به ایشان فرمودند:
«عَلَیْکَ بِکَرِیمَةِ اَهْلِ الْبْیتِ.»
یعنی به دامان کریمه اهل‌بیت چنگ بزن.
ایشان به گمان اینکه منظور امام علیه‌السلام حضرت زهرا سلام‌الله علیها است، عرض کرد: «قربانت گردم، من این ختم قرآن را برای دانستن محل دقیق قبر شریف آن حضرت گرفتم تا بهتر به زیارتش مشرّف شوم.» امام فرمود: «منظور من، قبر شریف حضرت معصومه در قم است.» سپس افزود: «به دلیل مصالحی خداوند می‌خواهد محل قبر شریف حضرت زهرا سلام‌الله علیها پنهان بماند; ازاین‌رو قبر حضرت معصومه سلام‌الله علیها را تجلّی گاه قبر شریف حضرت زهرا سلام‌الله علیها قرار داده است. اگر قرار بود قبر آن حضرت ظاهر باشد و جلال و جبروتی برای آن مقدّر بود، خداوند همان جلال و جبروت را به قبر مطهّر حضرت معصومه سلام‌الله علیها داده است.» مرحوم مرعشی نجفی هنگامی که از خواب برخاست، تصمیم گرفت رخت سفر بربندد و به‌قصد زیارت حضرت معصومه سلام‌الله علیها رهسپار ایران شود. وی بی درنگ آماده سفر شد و همراه خانواده‌اش نجف اشرف را به‌قصد زیارت کریمه اهل‌بیت ترک کرد. [12]
 
یاد امام مهدی در زیارت‌نامه‌ی حضرت معصومه
در زیارت‌نامه حضرت معصومه سلام‌الله علیها ضمن مرور عالی‌ترین معارف شیعه، هشت بار با مقام ولایت، رابطه‌ی مستقیم برقرار می‌شود که سه مورد آن پیوند با امام زمان (عج) است.
 
الف) عرض ادب و اهدای سلام
سلام در این زیارت توأم با اسراری است. زائر، با صیغه مخاطب (السلام علیک) به ساحت  معصومین علیهم‌السلام عرض ادب می‌نماید؛ ولی هنگام عرض ادب به پیشگاه پیشوای دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف با صیغه غائب (السلام علی الوصی من به عده) سلام می‌نماید و از خداوند درخواست می‌کند بر آخرین خلیفه خود، صلوات بفرستد: «اللهم صلّ علی نورک و سراجک...».
 
القابِ مبارکی در این زیارت نامه آمده، که حاوی نکات بسیار ارزنده‌ای است. [13] تنها در این زیارت نامه، لقب نورانی «سراج» برای حضرت مهدی علیه‌السلام به کار برده شده است. در هیچ دعا و زیارت نامه‌ای، این لقب برای آن حضرت به‌کار برده نشده است. در کنار نام هر یک از ائمه علیهم‌السلام وصفی قرار داده‌شده‌است، مانند: «الطاهر الطهر» که توصیف امام هفتم علیه‌السلام است؛ ولی در مورد امام یازدهم  فقط می گوییم: دوازدهمین پیشوا، وصی و جانشین توست؛ گویا عظمتِ امام مهدی (عج) توصیفی برای پدر بزرگوارشان است.
 
لقب‌های امام زمان علیه‌السلام در این زیارت نامه عبارت است از:
1. «نورک»: امام مهدی علیه‌السلام نور خداوند است. در دعاهای فراوانی، به این لقب آن حضرت اشاره‌شده است، مانند: «السلام علیک یا نورالله الذی یهتدی به المهتدون» [14]
2. «سراجک»: یوسف زهرا سلام‌الله علیها در این عصر، تنها چراغ راه هدایت است. او «سراج الله» است و تاریکی‌ها را می‌زداید و چشم‌ها و دل‌ها را به خداوند متعال متوجه می‌نماید. در قرآن کریم نیز آخرین پیامبر الهی صلی الله علیه و آله به «سراج» تشبیه شده است [15]
3. «ولی ولیک»: حضرت مهدی علیه‌السلام «ولی الله الاعظم» است [16] زائران حضرت معصومه سلام‌الله علیهابا زمزمه این عبارت، اعتراف به پذیرش ولایتِ آخرین پیشوای آسمانی می‌نمایند.
4. «وصی وصیک»: امام حسن عسکری علیه‌السلام چند لحظه پیش از شهادتش، به فرزند بزرگوارش فرمود: «آبشر یا بُنی، فانتَ صاحب‌الزمان، و انتَ المهدی، و انتَ حجة الله علی ارضه و انتَ ولدی و وصیی؛ فرزندم، مژده باد بر تو، که صاحب‌الزمان هستی. تو مهدی و حجّت خدا بر روی زمین، و فرزند و جانشین من هستی». [17]
5. «حجتک علی خلقک»: حضرت مهدی علیه‌السلام «حجةالله» است. این لقب از مشهورترین لقب‌های آن حضرت است و بیشتر محدثان آن را ذکر کرده‌اند و در بسیاری از ادعیه به چشم می‌خورد.[18] از قید «علی خلقک» استفاده می‌شود که آن حضرت، بر تمام مخلوقات حجّت است و زمین هیچ گاه خالی از حجّت نیست و حجّت خدا در این عصر، گرچه غایب است، ولی حاضر است.
 
ب. دعا برای فرج امام زمان (عج)
زائران حرم حضرت معصومه سلام‌الله علیها از خداوند متعال می‌خواهند:ـ «اسئل  الّله ان یرینا فیکم السرور و الفرج ‍ از خداوند می‌خواهم که سرور و گشایش شما را ببینم». قطعاً سرور اهل‌بیت (ع) روز ظهور بقیة الله ارواحنا لهُ الفداه است. زيرا در دولت او، «عدالت در همه جا گسترده می‌شود»[19] و «هر حقی به صاحب حق باز می‌گردد»[20]، «همه حقوق خدا، و خاندان عصمت و طهارت استيفا می‌شود»[21]، «در تمام مكان‌ها، گلبانگ توحيد و شهادت به رسالت پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله طنين انداز می‌شود»[22] و «مردم را به ولايت امير مؤمنان عليه‌السلام و برائت از دشمنان آن حضرت فرامی‌خوانند».
 
ج. دعا برای همراهی با معصومین علیهم‌السلام در زمان ظهور یا رجعت
زائر در این حرم مقدس عرضه می‌دارد: «و این یجمعنا و ایاکم فی زمرة جدکم محمّد (ص) ما وشما در زمره‌ی جد بزرگوارتان حضرت محمد که درود خدا بر او و آلش باد، گردآورد».
این درخواست برای روز قیامت نیست؛ زیرا بهشت و مزایای آن در بخش‌های بعدی این زیارت نامه مطرح‌شده است، بلکه برای ظهور امام زمان (عج) است. بر اساس عقیده رجعت، معصومین علیهم‌السلام در زمان ظهور حضرت مهدی علیه‌السلام به دنیا برمی گردند. همراه بودن با امام مهدی علیه‌السلام به‌منزله همراه بودن با سایر ائمه علیهم‌السلام و قرار گرفتن در زمره پیروان حضرت محمد صلی الله علیه و آله است.
 
[1] مستدرک السفینه البحار، علی نمازی شاهرودی، ج 8، ص 261
[2] عیون الأخبار الرضا، شیخ صدوق، ج 1، ص 26
[3] الحیاه السیاسیة الإمام رضا علیه‌السلام، جعفر مرتضی عاملی، ص 428
[4] علّامهٔ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۵۷، باب ۳۶، ص ۲۱۶
[5] ابن اشعث، محمد بن محمد، الجعفریات (الأشعثیات)، ص 194
[6] اعلام النساء، ص 692، بارگاه معصومه تجلیگاه فاطمه زهرا، سیدجعفر میر عظیمی، ص 35 - 43
[7] ریاحین الشریعه، ذبیح الله محلاتی، ج 5، ص 35
[8] سوره اسراء، آیه 79
[9] بحارالانوار، ج ۶، ص ۲۲۸، مؤسسة الوفاء، بیروت، ۱۴۰۳
[10] بحار الانوار، ج48 ، ص316‏
[11] همان، ج 48، ص 317 و ج 99، ص 267؛ عیون الاخبار الرضا علیه‌السلام، ج 2، ص 299
[12] زبدة التصانیف، ج ٦، ص ١٥٩، به نقل از کریمه اهل‌بیت، ص ٣
[13] علامه مجلسی در بحارالانوار ج 102، ص 266، این زیارت‌نامه را از امام زمان نقل نموده است. 
[14] مفاتیح‌الجنان؛ دعای روز جمعه، دعای نیمه شعبان، زیارت حضرت صاحب الامرعلیه السلام و ....
[15] سوره احزاب، آیه 46: «و داعیا الی الله باذنه و سراجاً منیرا»
[16] نجم الثاقب، ص 124
[17] بحارالانوار، ج 52، ص 17؛ روزگار رهایی، ج 1، ص 151
[18] نجم الثاقب، ص 68. در دعای توسل نیز می گوییم: «یا حجة الله علی خلقه»
[19] بحارالانوار، ج 52، ص 322
[20] الارشاد، شیخ مفید، ص 343
[21] مدینة البلاغة، ج 1، ص 232؛ او خواهد آمد، ص 10؛ بحارالانوار، ج 52، ص 340
[22] بحارالانوار، ج 52، ص 308؛ ینابیع المودة، ص 508
 

چگونه قرآن بخوانیم+پاسخ امام صادق(ع)

 
چگونه قرآن بخوانیم+پاسخ امام صادق(ع)

امام صادق(ع) می‌فرماید: برخی از مردم قرآن می‌خوانند که گفته شود: فلان کس قاری قرآن است، عده‌ای قرآن می‌خوانند برای بدست آوردن دنیا و خیری در اینها نیست و برخی هم قرآن می‌خوانند تا از آن در نمازشان و در شب و روزشان بهره ببرند.

خبرگزاری فارس: چگونه قرآن بخوانیم+پاسخ امام صادق(ع)
 

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، از آن جایی که قرآن کتاب آسمانی و از جانب پروردگار عالم برای هدایت عالمیان فرستاده شده برای استفاده و بهره برداری بیشتر از آن از جانب معصومین و اولیاء الله راهنمایی‌هایی صورت گرفته که به مقتضای سؤال به چند روایت از امام صادق (ع) بسنده می‌کنیم.

1- ولایت اهل بیت(ع)

ولایت، محبت و دوستی اهل بیت در همه عبادات شرط اصلی و اساسی قبولی و پذیرش اعمال از جمله قرائت قرآن است ، طبرسی (ره) از حضرت صادق (ع) نقل کرده که، اهل علم ما هستیم و جاهلان دشمنان ما، و اولوا الالباب شیعیان ما؛ چون علم بی‏ ولایت و دوستی اهل بیت و تلاوت نفعی نمی‌رساند اگر چه نیکو بخواند.

از حسین بن ابی العلا روایت است که امام صادق (ع) فرمود: چنانچه قاری از شیعیان باشد خداوند او را بدون دغدغه حساب به بهشت می‌برد، و شفاعتش در باره دوستان از خاندان خود و برادران مؤمنش پذیرفته شود.

2- صحیح خواندن قرآن

قال اللَّه تعالی: کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ مُبارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیاتِهِ. امام جعفر صادق (ع) در باره این آیه کریمه فرمود: مراد این است که آیات آن را صحیح می‌‌خوانند و مراعات وقف و وصل و سایر آداب قرائت را، در معانی آن دقّت و به احکام آن عمل می‌‌کنند. و به وعده‏‌های آن امیدوارند و از وعیدهای آن می‌‌ترسند. از قصّه‏‌های آن عبرت می‌‌گیرند. و به آن چه امر شده در آن می‌‌پذیرند و از آنچه نهی شده در آن باز می‌ایستند. و به خدا قسم مراد حفظ آیات آن و درس حروف آن نیست و خواندن سوره‌های آن و درس ده قسمت و پنج قسمت آن منظور نیست، حروف آن را حفظ می‌کنند و حدود آن را ضایع می‌کنند. و جز این نیست که مراد تدبّر در آیات آن است و عمل کردن به احکام آن. خداوند می‌فرماید: کتابی به سوی تو نازل کردیم که دارای برکت است تا در آیات آن دقت کنند.

3- تأثیرپذیری از قرآن

امام صادق (ع) فرمود: بر قاری قرآن شایسته است که چون به آیه رحمت برسد، بهترین خواسته خود را مسئلت کند و چون به آیه عذاب برسد، از آتش دوزخ و عذاب دنیا و آخرت به خدا پناهنده شود.

4- با وضو و طهارت بودن

در حقیقت قرائت قرآن سخن شنیدن از خداوند است و قاری قرآن در محضر خداوند است. بنابر این ادب اقتضاء می‌کند که قاری با طهارت باشد.

حسن بن ابی الحسین دیلمی در کتابش نقل کرده که حضرت صادق (ع) فرمود: قرائت قرآن بهتر از ذکر است و ذکر بهتر از صدقه است و صدقه بهتر از روزه است و روزه سپر آتش است و فرمود: قاری قرآن به عوض هر حرفی در نمازش در صورتی که در حال ایستاده بخواند صد حسنه دارد و در صورتی که نشسته نماز گزارد و در آن قرآن بخواند پنجاه حسنه بابت هر حرفی می‌برد و در غیر نماز اگر با طهارت باشد بابت هر حرفی بیست و پنج حسنه می‌برد و اگر بدون طهارت باشد ده حسنه می‌برد منظور من از حرف این نیست که بگویم «الم» یک حرف است بلکه برای قاری قرآن برای هر حرف یعنی بابت «الف» ده حسنه و بابت حرف «لام» ده حسنه و بابت حرف «میم» ده حسنه و عوض حرف «را» ده حسنه می‌برد.

5- اهل صداقت و راستی باشد نه تملق و چاپلوسی

از حضرت صادق (ع) نقل شده که پیامبر خدا (ص) ‏فرمود: همواره این امت زیر حمایت و لطف‏ خدایند مادامی که قاریانشان نزد فرمانروایان چاپلوسی نکردند و عالمانشان با تبه کاران سازش نکنند، که خوبانشان، به بدان متمایل نشوند، و هر گاه چنین باشند، خداوند لطف خود را از آنان سلب می‌کند، بعد ستمگران بر آنها مسلّط می‌شوند، و بدترین ستم را بر آنها روا می‌دارند پس از آن، بی چارگی و تهی دستی را بر ایشان مقرّر می‌کند. هر گاه قاری قرآنی را دیدی که به دربار شاه پناه می‌برد، بدان که او دزد است، و مبادا فریب بخوری! او می‌گوید: قصدش رفع ظلم و دفاع از مظلوم است، و این خود فریب شیطان است که از آن دامی ساخته و خواندن قرآن را نردبانی برای هدف شوم خود قرار داده است.

6- خضوع و خشوع در برابر قرآن

امام صادق (ع) می‌فرماید که: هر که تلاوت قرآن کند و تلاوت او مقارن خضوع و خشوع نباشد و از تلاوت قرآن او را رقّتی حاصل نشود و ترس الهی در دل او بهم نرسد، پس حقیقتا که مرتبه و منزلت قرآن را، این قاری، سهل گرفته است و مرتبه صاحب قرآن را حقیر شمرده است ، چنین قاری حتما زیان کار و اهل نقصان روزگار است، زیانی بیّن و واضح.

همچنین می‌فرماید: قاری قرآن در رسیدن به ثواب تلاوت قرآن و رسیدن به فواید آن، محتاج به سه چیز است: یکی: دل خاشع، و دوم: بدن فارغ از شغل ها، سوم: جای خالی، و هر کدام از این سه خصلت، منشأ فایده‏ای است عظیم، و خشوع، سبب گریختن شیطان است.

قال اللَّه تعالی: فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ.

چنان که حضرت باری تعالی در مقام تعلیم آداب قرائت، فرموده است: هر گاه که تلاوت قرآن می‌کنی، استعاذه کن و پناه ببر به خداوند متعال، از شیطان رجیم و محروم از رحمت الهی.

7. برای کسب و سود جویی نباشد

امام صادق (ع) فرمود: پس بر شما باد به ملازمت قرآن، سپس فرمود: برخی از مردمند که قرآن می خوانند که گفته شود: فلان کس قاری قرآن است، و برخی قرآن می‌خوانند برای (سودجویی) و بدست آوردن دنیا و خیری در اینها نیست و برخی هستند که قرآن می‌خوانند تا از آن در نمازشان و در شب و روزشان منتفع شوند.

8- عمل کردن به قرآن

طبیعی است همان طور که انتظار می رود قاری قرآن باید عملش به قرآن از دیگران بیشتر باشد و در صورت عمل نکردن و آلوده شدن در لجن زار گناه عقوبت او سخت‌تر خواهد بود.

حضرت صادق (ع) از پدران بزرگوارش روایت کرده و فرمود: حضرت رسول اکرم (ص) فرمود: در روز قیامت دوزخ با سه طایفه گفت‌وگو می‌کند، امیر، قاری، ثروتمند، به امیر می‌گوید: ای کسی که خدا به او فرمانروایی بخشید و عدالت نورزید او را می‌بلعد چنان که مرغ دانه کنجد را می‌بلعد، و به قاری می‌گوید: ای کسی که پیش مردم خود را آراسته نشان داده و با انجام گناهان با خدا مبارزه کرده است، او را [نیز] می‌بلعد و به ثروتمند می‌گوید: ای آن که خدا به او دنیای زیاد و فراوانی از روی لطف عطا کرده و [مؤمن فقیر یا] حقیری از او قرض خواسته و او جز بخل کردن را نخواسته است، او را [هم‏] می‌بلعد.

9- اخلاص در قرائت

یکی از شرایط مهم صحت و قبولی عبادات اخلاص و نیت پاک است همچنین قاری در قرات قرآن باید با خلوص نیت قرآن را تلاوت کند اما اگر قرآن تلاوت کند تا دیگران خوششان بیاید یا تمرین صوت و. . . باشد این نه تنها ارزشی ندارد بلکه جز وزر و وبال چیزی برای او در پی نخواهد داشت.

امام صادق (ع) فرمود: شما را به قرآن سفارش می‌کنم. قرآن را بیاموزید، گروهی از مردم قرآن می‌آموزند تا بگویند فلانی قاری قرآن است و عده‌‏ای قرآن می‌آموزند و مقصود او صدا است تا آن که بگویند فلانی صدای خوشی دارد در این گروه‌ها خیری نیست و عده‌‏ای قرآن می‌آموزند تا در شب و روز با قرآن باشند و در این اندیشه نیستند که کسی بداند و یا نداند.

 

باید از دیپلماسی قرآنی برای وحدت بین مسلمین استفاده کرد

یلی: باید از دیپلماسی قرآنی برای وحدت بین مسلمین استفاده کرد



وکیلی: باید از دیپلماسی قرآنی برای وحدت بین مسلمین استفاده کرد

گزارش قاری ممتاز بین المللی اورمیه ای و سفیر قرآنی کشورمان از سفر کرواسی

 

تفرقه و اختلافات قومی و مذهبی بین گروههای مختلف مسلمانان که در سالهای اخیر به اوج خود رسیده نیازمند عاملی است وحدت بخش که ضمن جاری ساختن زلال نورانی احکام اسلام با فرامین روحبخش و آسمانی اش مسلمانان را دعوت به همبستگی و انسجام نماید. قرآن، کلام وحیانی حضرت حق مهمترین و استوارترین ریسمانی است که ملتهای آزاده مسلمان با چنگ زدن بدان به یکدلی و وحدت می رسند و هیچ عامل تا بدین حد در نزدیکی قلوب مسلمین نقش ندارد.
این را وحید وکیلی قاری ممتاز بین المللی کشورمان که اخیرا از سفر کرواسی بازگشته هم معترف است. نفر اول سی امین دوره مسابقات بین المللی قرآن کریم در گفتگو با آینانیوز می گوید: در بسیاری از ممالک اسلامی و یا کشورهایی که جمعیت قابل توجهی از مسلمانان را در خود جای داده است دیدگاه چندان خوشایندی نسبت به مسلمانان شیعه ایران وجود ندارد و برنامه هایی چون فعالیتهای قرآنی خارج از کشور می تواند این دیدگاهها را تا حد زیادی تغییر دهد.
این قاری و حافظ بین المللی اهل اورمیه در خصوص سفر اخیرش به کشور کرواسی و نتایج حاصل از آن اظهار داشت: با هماهنگی و دعوت سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی کشورمان به مدت 9 روز در کشور کرواسی و در شهرهای زاگرب، ریه کا و قونا به قرائت قرآن کریم در بین مسلمانان این شهر پرداختم که با استقبال بی نظیر روزه داران این شهرها مواجه شد.
وکیلی تصریح کرد: کشورهای اسلامی بویژه عربستان، ترکیه و قطر سرمایه گذاری های هنگفتی روی مسلمانان اقصی نقاط جهان بویژه جامعه مسلمانان اروپا انجام داده اند که و روی افکار و عقاید آنها و حتی معماری مساجد و مراکز اسلامی شان تاثیر گذاشته اند و با توجه به اختلاف عقیده ای که حکومتهای این کشورها با جمهوری اسلامی و مسلمانان شیعه دارند طبیعی است که ذهنیات مسلمانان کشورهای اروپایی دیدگاه مثبتی نسبت به کشورمان نداشته باشند.
قاری بین المللی قرآن کریم تصریح کرد: میتوان با دیپلماسی قرآنی و با هزینه هایی بسیار اندک این خلاء ها را پوشش داد و به سرمایه گذاری فکری در این ممالک دست یافت. من به شخصه تاثیر معجزه آسای قرآن را در میان مسلمانان آنجا مشاهده کردم.
به گفته وکیلی در کشورهای مسلمان اروپایی و یا کشورهایی که برخوردار از جمعیت اقلیت مسلمان هستند حافظ و قاری قرآن جایگاهی ویژه و در حد یک عالم و مجتهد دینی دارد. او می گوید مراکز بزرگ اسلامی کشور کرواسی تحت مدیریت قاریان و حافظان قرآنی اداره می شود و این درکنار حمایت مادی و معنوی دولتها از ایشان است.
وکیلی گفت: در کرواسی وقتی در یک مسجدی به قرائت قرآن پرداختم روحانی مسجد که یک مسلمان سنی مذهب بود در یک اقدام بی نظیر از من درخواست کرد تا به عنوان پیشنماز به اقامه نماز بایستم و او به همراه دیگر نمازگزاران به من اقتدا کنند.
این قاری برجسته اورمیه ای قرآن کریم و نفر اول سی امین دوره مسابقات بین المللی قرآن کریم که معتبرترین مسابقات قرآن در سراسر دنیاست تاکنون به عنوان سفیر قرآنی به کشورهای عربستان، لبنان، ترکیه، جمهوری آذربایجان، اقلیم کردستان عراق و اخیرا کرواسی سفر نموده و در بین مسلمانان شیعه و سنی این کشورها با قرائت های دلنشین خود تحسین حاضران را برانگیخته است.
 
مرکز بزرگ اسلامی شهر ریه کا که توسط کشور قطر احداث شده است
مسجد و مرکز بزرگ اسلامی ریه کا و روحانی مسجد که پیشنهاد اقامه نماز به امامت وحید وکیلی را داد
دیدار با سفیر ایران در کراواسی

 

 
 
 
 

 

 
 
 
 
 

 پیام تبریک به مناسبت فرارسیدن عیدسعید فطر :

  پیام تبریک به مناسبت فرارسیدن عیدسعید فطر  :

رمضان ماه رحمت و مغفرت و ماه ضیافت الهی در میعادگاه فطر به پایان میرسد و جان های بیقرار و فطرت های پاک مشتاقان نعمت ، امیدواران ثواب و توبه کاران واقعی را از زنگارها زدوده و جلالی دوباره می بخشید.

اینجانب ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات تمامی مسلمین به ویژه شما مردم فهیم وولایتمدارشهرستان تکاب که صیام هر روز را به امید لحظات ملکوتی افطار و هر شامگاه را به شوق سیراب شدن از فیض سحرگاه به پایان رسانده اید، تبریک و تهنیت می گویم .

مستحبات نماز عید فطر

 
وَلَهُ الشُّکْرُ عَلَی مَا أَوْلانَا
شبی که مانند شب قدر است/ مستحبات نماز عید فطر

امام محمدباقر(ع) از رسول‌الله(ص) نقل کرده است که آن حضرت فرمود: هنگامی که روز اول شوال فرا می‌رسد، منادی ندا می‌دهد، ای مؤمنان! برای دریافت جوایز و پاداش‌های خود بشتابید.

خبرگزاری فارس: شبی که مانند شب قدر است/ مستحبات نماز عید فطر
 

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، از جمله شب‌های مبارک شب عید فطر است که در فضیلت و ثواب عبادت و احیاى آن احادیث ‏بسیار وارد شده است که این شب کمتر از شب قدر نیست، برای درک این شب عزیز و روز عید فطر اعمالی توصیه شده است که در ادامه می‌آید:

*اعمال شب عید فطر

شب اوّل شوال از جمله لیالى شریفه است و در فضیلت و ثواب عبادت و احیاى آن احادیث بسیار وارد شده و روایت شده است که آن شب کمتر از شب قدر نیست و از براى آن چند عمل است:

اول، غسل هنگامی که آفتاب غروب کند.

دوم، احیاء آن شب به نماز و دعا و استغفار و سؤال از حقّ تعالى و بیتوته در مسجد

سوم، بعد از نماز مغرب و عشاء و نماز صبح و عقب نماز عید، دعای وارد شده را بخواند.

*اعمال روز اول شوال

-تکبیر، بعد از نماز صبح و نماز عید فطر خوانده شود: «اللَّهُ أَکْبَرُ اللَّهُ أَکْبَرُ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَکْبَرُ اللهُ أَکْبَرُ وَلِلَّهِ الْحَمْدُ الْحَمْدُلِلَّهِ عَلَی مَا هَدَانَا وَلَهُ الشُّکْرُ عَلَی مَا أَوْلانَا».

- پیش از نماز عید، زکات فطره را جدا سازد؛ اگر دسترسی به مستحق دارد بپردازد، والا کنار بگذارد، برای هر نفر یک صاع (حدود سه کیلو) از گندم یا مواد غذایی دیگر که در آن شهر غذای غالب مردم محسوب می‌شود.

باید توجه داشت که زکات فطره واجب مؤکد است و شرط قبولی روزه ماه رمضان است و خداوند نیز در قرآن آن را مقدم بر نماز (عید) شمرده است و می‌فرماید: «قَد اَفلَحَ مَن تَزَکّی وَ ذَکَر اسمَ رَبّهِ فَضَلی»، به یقین آن کس که زکات دهد و یاد پروردگارش را کند، سپس نماز بخواند، رستگار است.

- غسل کردن است و وقت آن به فرموده شیخ طوسی بعد از طلوع فجر تا زمان به جا آوردن نماز عید است.

قبل از غسل این دعا را بخواند: «اللَّهُمَّ إِیمَانا بِکَ وَتَصْدِیقا بِکِتَابِکَ وَاتِّبَاعَ سُنَّةِ نَبِیکَ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَآلِهِ»، آن‌گاه «بسم الله» بگوید و غسل کند، پس از پایان غسل بگوید: «اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ کَفَّارَةً لِذُنُوبِی وَطَهِّرْ دِینِی اللَّهُمَّ أَذْهِبْ عَنِّی الدَّنَسَ».

- شیخ طوسی تاکید می‌کند که در این روز نیکوترین لباس‌ها پوشیده شود و انسان خود را معطر سازد و با وقار به سمت مصلای عید حرکت کند.

-پیش از نماز عید، در ابتدای روز افطار کند و بهتر آن است که افطارش با خرما باشد. «شیخ مفید» فرموده است: مستحب است مقدار کمی از تربت سیدالشهدا، امام حسین(ع) را تناول کند که شفای هر دردی است.

- پس از طلوع آفتاب برای نماز عید حرکت کند، همان‌گونه که از رسول خدا(ص) نقل شده است و دعاهایی را که از طریق معصومین(ع) وارد شده است، بخواند؛ از جمله آنکه امام باقر(ع) فرمود: در عید فطر و عید قربان و جمعه وقتی که برای رفتن به نماز مهیا شدی، این دعا را بخوان: «اللَّهُمَّ مَنْ تَهَیأَ فِی هَذَا الْیوْمِ أَوْ تَعَبَّأَ أَوْ أَعَدَّ وَاسْتَعَدَّ لِوِفَادَةٍ إِلَی مَخْلُوقٍ رَجَاءَ رِفْدِهِ وَنَوَافِلِهِ وَفَوَاضِلِهِ وَعَطَایاهُ فَإِنَّ إِلَیکَ یا سَیدِی تَهْیئَتِی وَتَعْبِئَتِی وَإِعْدَادِی وَاسْتِعْدَادِی رَجَاءَ رِفْدِکَ وَجَوَائِزِکَ وَنَوَافِلِکَ وَفَوَاضِلِکَ وَ فَضَائِلِکَ وَعَطَایاکَ وَقَدْ غَدَوْتُ إِلَی عِیدٍ مِنْ أَعْیادِ أُمَّةِ نَبِیکَ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیهِ وَعَلَی آلِهِ وَلَمْ أَفِدْ إِلَیکَ الْیوْمَ بِعَمَلٍ صَالِحٍ أَثِقُ بِهِ قَدَّمْتُهُ وَلا تَوَجَّهْتُ بِمَخْلُوقٍ أَمَّلْتُهُ وَلَکِنْ أَتَیتُکَ خَاضِعا مُقِرّا بِذُنُوبِی وَإِسَاءَتِی إِلَی نَفْسِی فَیا عَظِیمُ یا عَظِیمُ یا عَظِیمُ اغْفِرْ لِی الْعَظِیمَ مِنْ ذُنُوبِی فَإِنَّهُ لا یغْفِرُ الذُّنُوبَ الْعِظَامَ إِلا أَنْتَ یا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ یا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ»

- خواندن نماز عید در زمان ما مستحب است و آن دو رکعت است؛ در رکعت اول سوره «حمد» و سوره «اعلی» (یا هر سوره دیگری که مایل باشد) بخواند و بعد از آن پنج تکبیر بگوید و بعد از هر تکبیر این قنوت را بخواند: «اللَّهُمَّ أَنْتَ أَهْلُ‏ أَهْلَ الْکِبْرِیاءِ وَالْعَظَمَةِ وَأَهْلَ الْجُودِ وَالْجَبَرُوتِ وَأَهْلَ الْعَفْوِ وَالرَّحْمَةِ وَأَهْلَ التَّقْوَی وَ الْمَغْفِرَةِ أَسْأَلُکَ بِحَقِّ هَذَا الْیوْمِ الَّذِی جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمِینَ عِیدا وَلِمُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهِ عَلَیهِ وَآلِهِ ذُخْرا وَشَرَفا وَمَزِیدا أَنْ تُصَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأَنْ تُدْخِلَنِی فِی کُلِّ خَیرٍ أَدْخَلْتَ فِیهِ مُحَمَّدا وَآلَ مُحَمَّدٍ  وَأَنْ تُخْرِجَنِی مِنْ کُلِّ سُوءٍ أَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّدا وَآلَ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُکَ عَلَیهِ وَعَلَیهِمْ أَجْمَعِینَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ خَیرَ مَا سَأَلَکَ مِنْهُ عِبَادُکَ الصَّالِحُونَ وَأَعُوذُ بِکَ فِیهِ مِمَّا اسْتَعَاذَ مِنْهُ عِبَادُکَ الصَّالِحُونَ».

سپس تکبیر ششم را بگوید و به رکوع برود و بعد از رکوع و سجده، برخیزد و رکعت دوم را شروع کند؛ در رکعت دوم، بعد از سوره «حمد»، سوره «شمس» یا سوره دیگری را بخواند؛ آن‌ گاه چهار تکبیر بگوید و بعد از هر تکبیر همان قنوت را بخواند، سپس تکبیر پنجم را بگوید و به رکوع و سجود برود و نماز را تمام کند. بعد از نماز، تسبیحات حضرت زهرا(س) را بگوید و آنگاه دعاهایی که نقل شده است را بخواند که یکی از آن‌ها دعای چهل و ششم «صحیفه سجادیه» است، مستحب است نماز عید، زیر آسمان باشد و بعد از نماز برای دیگر مؤمنان جهت قبولی اعمال دعا کند.

- دعای ندبه را بخواند، مرحوم محدث قمی می‌‌گوید: به فرموده سید بن‌ طاووس پس از دعا به سجده برود و بگوید: «أَعُوذُ بِکَ مِنْ نَارٍ حَرُّهَا لا یطْفَی وَجَدِیدُهَا لا یبْلَی وَعَطْشَانُهَا لا یرْوَی»، پس گونه راست را بر زمین گذارد و بگوید: «إِلَهِی لا تُقَلِّبْ وَجْهِی فِی النَّارِ بَعْدَ سُجُودِی وَ تَعْفِیرِی لَکَ بِغَیرِ مَنٍّ مِنِّی عَلَیکَ بَلْ لَکَ الْمَنُّ عَلَی»، سپس گونه چپ را بر زمین‏ گذارد و بگوید: «ارْحَمْ مَنْ أَسَاءَ وَ اقْتَرَفَ وَ اسْتَکَانَ وَ اعْتَرَفَ» آن‌گاه به حال سجده برگردد و بگوید: «إِنْ کُنْتُ بِئْسَ الْعَبْدُ فَأَنْتَ نِعْمَ الرَّبُّ عَظُمَ الذَّنْبُ مِنْ عَبْدِکَ فَلْیحْسُنِ الْعَفْوُ مِنْ عِنْدِکَ یا کَرِیمُ»، پس صد مرتبه بگوید: «الْعَفْوَ الْعَفْوَ».

استفتائاتی از رهبر انقلاب در مورد مصارف زکات فطره

با نزدیک شدن به پایان ماه مبارک رمضان و عید سعید فطر احکام مصرف زکات فطره توسط رهبر معظم انقلاب اسلامی بیان شده است.

با نزدیک شدن به پایان ماه مبارک رمضان و عید سعید فطر احکام مصرف زکات فطره توسط آیت‌الله العظمی امام سیدعلی خامنه‌ای (مدظله)، رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز چنین بیان شده است:

س: آیا زکات فطره را مى‌‏توان به خانواده فقیر غیر متدین داد؟

ج) در زکات فطره، عدالتِ گیرنده لازم نیست؛ ولى به کسى که آشکارا گناه کبیره انجام مى‏دهد، بنابر احتیاط نباید زکات فطره داد.

س: آیا پدر مى‏‌تواند زکات فطره را به فرزند دانشجوى خود که محتاج است، بدهد؟

ج) اگر فرزندان فقیر باشند، پدر و مادر باید مخارج واجب آنان را بپردازند و نمى‌توان چیزى از زکات فطره را بابت مخارج زندگى به آنها داد ولى براى اداى دین و یا مایحتاجى که تأمین آن بر پدر واجب نیست اشکال ندارد.

س: آیا جایز است زکات فطره را به عنوان هدیه، به خویشاوندان آبرومند و مستحق داد؟

ج) می‌تواند به عنوان هدیه بدهد و لازم نیست به او بگوید زکات فطره است؛ ولى باید در نیت قصد زکات کند.

س: کسى که سید نیست، میتواند فطره را به سید بدهد؟

ج) خیر، جایز نیست.

س: آیا جایز است زکات فطره را در امور فرهنگى و مذهبى که باعث نشر معارف دین میشود صرف کرد؟

ج) صرف زکات فطره در راه نشر معارف دین اشکال ندارد؛ ولى بهتر است آن را به فقیر بدهند.

س: همسرم از سادات مى‌باشند با توجه به اینکه فطریه ایشان به عهده اینجانب مى‌‌باشد و من نیز سیّد نیستم و با عنایت به اینکه فطریه سادات جداگانه دریافت مى‌شود آیا فطریه مربوط به همسرم را در محل فطریه سادات باید قرار داد؟

ج) ملاک در پرداخت فطریه معیل (پرداخت کننده فطریه) است نه عیال، بنابراین شما نمى‌توانید فطریه خود را به سیّد بپردازید هر چند همسر شما از سادات باشد.

س: آیا فطریه را به سادات فقیر مى‌توان داد؟

ج) غیر سادات نمى‌توانند به سادات فطریه پرداخت نمایند.

س: اگر شخصى وضع مالى خوبى ندارد و براى مداواى بیمارى دختر بچه‌اش که هزینه زیادى دارد نیازمند پول است، آیا زکات فطره به او تعلق مى‌گیرد؟ و اگر بعداً معلوم شود که اصلاً او مستحق نبوده حکم چیست؟

ج) اگر فقیر است، زکات فطره بر او واجب نیست و مى‌توانید زکات خود را به او بدهید و اگر بفهمید فقیر نبوده چنانچه مالى را که به او داده‌اید از بین نرفته باشد، مى‌توانید پس بگیرید و به مستحق بدهید و اگر نتوانید پس بگیرید، باید از مال خودتان فطره را بدهید.

پاسخ رهبر معظم انقلاب به استفتائاتی درباره زکات فطره

پاسخ رهبر معظم انقلاب به استفتائاتی درباره زکات فطره

%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1-%d9%85%d8%b9%d8%b8%d9%85-%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%a6%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%b2%da%a9%d8%a7%d8%aa-%d9%81%d8%b7%d8%b1%d9%87

گروه اقتصاد: بخشی از فتاوای رهبر معظم انقلاب در مورد زکات فطره از سوی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، منتشر شده است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا)، به نقل از دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، متن این استفتائات و پاسخ رهبر معظم انقلاب به شرح زیر است:

سؤال: پدرى که زکات فطره نمى‏‌دهد، تکلیف زن و فرزند او چه مى‏‌شود؟

جواب: بر آنان تکلیفى نیست و لازم نیست فطره بدهند.

سؤال: اگر زن به جهت نیاز شوهر، در تأمین مخارج زندگى کمک کند؛ چه کسى باید زکات فطره آنها را بدهد؟

جواب: اگر زن نان‏خور شوهر محسوب شود، باید شوهر در صورت توانایى زکات فطره خود و همسرش را بدهد و اگر زن نان‏خور شوهر و کس دیگرى نباشد، باید خودش زکات فطره‌‏اش را بدهد.

سؤال: زنى که از تمکین شوهر خود دارى مى‏‌کند، آیا زکات فطره او از شوهرش برداشته مى‏‌شود؟

جواب: خیر، باید شوهرش زکات فطره او را بدهد؛ مگر آنکه نان خور شخص دیگرى باشد.

سؤال 1: میهمانی که فقط شب عید فطر به خانه انسان بیاید، تکلیف فطره‏‌اش چه می‏‌شود؟ سؤال 2 : اگر میهمان فطره خودش را بدهد، آیا از عهده صاحب خانه ساقط می‏‌شود؟ سؤال 3 : اگر انسان شب عید فطر میهمان داشته باشد و صبح متوجه شود که عید بوده؛ آیا فطره آنها بر او واجب است؟

جواب 1: فطره او بر عهده صاحب خانه نیست. جواب: در فرضی که نان خور محسوب شود اگر با اجازه صاحب خانه و از طرف او فطره خودش را بدهد، از عهده میزبان ساقط می‏‌شود. جواب: ناآگاهی از رؤیت هلال، تأثیری در حکم پرداخت فطره ندارد لکن گذشت که فطره میهمان یک شبه بر عهده خودش می‌باشد.

سؤال: آیا پرداخت زکات فطره بر کسی که توان مالی ندارد، واجب است؟

جواب: اگر فقیر باشد، زکات فطره بر او واجب نیست و اگر سه کیلو گندم و مانند آن و یا قیمت آنها را دارد، مستحب است آن را به عنوان زکات فطره بدهد و چنانچه افرادی تحت تکفل دارد، می‏‌تواند آن را به قصد فطره، بین نفرات خانواده دست گردان کنند و بهتر است نفر آخر، آن را به کسی بدهد که از خودشان نباشد.

سؤال: زکات فطره را باید از قوت متعارف داد، یا قوت شرعی؟

جواب: اگر از گندم، جو، خرما، برنج و مانند اینها داده شود، کفایت می‏‌کند و منحصر به قوت غالب نیست.

سؤال: مقدار فطره چقدر است؟

جواب: شخص باید برای خودش و کسانی که نان خور او محسوب می‏‌شوند، برای هر نفر سه کیلو از خوراک مردم (مانند گندم، جو، خرما، کشمش، برنج، ذرت و یا مانند اینها) و یا پول یکی از آنها را به مستحق بدهد.

سؤال: اگر شخص فطره را کنار بگذارد، می‏‌تواند از آن استفاده کند و بعد به جای آن مال دیگری بگذارد؟

جواب: خیر، باید همان را که کنار گذاشته، برای فطره بدهد.

سؤال: زمان کنار گذاشتن فطره و پرداخت آن چه موقع است؟

جواب: بعد از اثبات حلول ماه شوال می‌تواند آن را کنار بگذارد اگر نماز عید فطر می‏‌خواند، بنابر احتیاط واجب باید پیش از نماز پرداخت کند یا کنار بگذارد و اگر نماز عید نمی‏‌خواند، تا ظهر روز عید فطر مهلت دارد.

سؤال: آیا جایز است پیش از ماه رمضان، فطره را به فقیر داد؟

جواب: خیر، کفایت نمی‏‌کند؛ ولی می‏‌تواند آن را به عنوان قرض به او بدهد و در روز عید فطر، طلب خود را بابت فطره حساب کند.

سؤال: آیا جایز است زکات فطره را در شهر دیگری بدهیم؟

جواب: اگر در محل و شهر خودش مستحق پیدا نشود، می‏‌تواند آن را به شهر دیگری ببرد. ‏

درآستانه روزجهانی قدس صورت گرفت

درآستانه روزجهانی قدس صورت گرفت:فراخوان وزارت آموزش وپرورش به شرکت گسترده فرهنگیان درراهپیمایی روزقدس
وزارت آموزش وپرورش درآستانه روزجهانی قدس از فرهنگیان کشور برای شرکت در راهپیمایی روزقدس دعوت کرد.
 

به گزارش مرکزاطلاع رسانی و وروابط عمومی وزارت آموزش وپرورش ، متن فراخوان آموزش وپرورش برای دعوت ازفرهنگیان به شرکت در راهپیمایی روزجهانی قدس به شرح زیراست :

بسم الله الرحمن الرحیم

روز جهانی قدس در جمهوری اسلامی به عنوان نماد رویکرد انقلابی مردم ایران در مقابل رژیم صهیونیستی محسوب می‌شود که با تدبیر امام خمینی(ره) در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان هر سال برگزار می‌شود.

بی تردید تقارن روز جهانی قدس امسال با حملات وحشیانه سازمان های مدعی حقوق بشر برضد مردم بی دفاع کشورهای منطقه ، ضرورت انسجام عملی جهت مقابله با سرمنشأ اصلی فساد و تباهی در دنیای اسلام را بیش از پیش آشکار می سازد و نیاز امروز جامعه جهانی به اندیشه های والای ظلم ستیزی امام خمینی «ره» را دوچندان ساخته است.

ملت همیشه در صحنه ایران همواره درپرتو رهنمودهای روشنگرانه مقام معظم رهبری و سیاست های دولت تدبیر و امید در روز جهانی قدس به مقابله با رژیم اشغالگرقدس بر می خیزند و به کشورهای حامی رژیم غاصب تا دندان مسلح ثابت خواهند کرد که فلسطین همچنان مسئله اصلی دنیای اسلام است.

در آستانه روز جهانی قدس علاوه بر مردم مظلوم فلسطین ، مردم بی دفاع کشور یمن نیز آماج حملات توپخانه رژیم آل سعود قرار گرفته و با قساوت و سنگ دلی، کودکان ، زنان، سالخوردگان  وجوانان آن سرزمینی را به جرم دفاع از تمامیت ارضی به خاک و خون می کشند و امروز فریاد استغاثه کودکان و زنان بی پناه در سراسر جهان طنین انداز شده است و سکوت معنادار مجامع بین المللی بر تداوم این جنایت می افزاید  و شگفتا که آنان بدون هیچ اقدام مؤثری، چشم و گوش خود را در برابر این فاجعه بزرگ تاریخی بسته اند.

وزارت آموزش و پرورش ضمن محکوم نمودن اقدامات اخیر برعلیه برخی کشورهای مسلمان منطقه، از ملت شریف ایران به ویژه فرهنگیان کشور دعوت می کند با شرکت پرشور در راه پیمایی روز جهانی قدس، جلوه ای از تعهد، انسان دوستی ، مسئولیت شناسی اسلامی و انسانی و تجدید پیمان مجدد با آرمان های والای امام خمینی(ره) دردفاع ازمظلومان را به نمایش بگذارند.

مسجدي كه حضرت آدم‌(ع) بنا کرد+ عکس

مسجد كوفه ابتدا توسط حضرت آدم (ع) ساخته شده و پس از مسجدالحرام، قديمي‌ترين مسجد جهان است. در كتب اسلامي آمده كه اينجا محل زندگي حضرت نوح (ع) و مكان ساختن كشتي او بوده است.

 به گزارش مشرق، مسجد كوفه يكي از قديمي‌ترين مساجد تاريخ اسلام است كه در اواسط قرن هفتم ميلادي بنا شد. اين مكان يكي از چهار مسجد مهم براي شيعيان پس از مسجدالحرام، مسجدالنبي و مسجد قبا است كه در ۱۲ كيلومتري شمال شهر نجف واقع شده است.

گفته مي‌شود مسجد كوفه ابتدا توسط حضرت آدم (ع) ساخته شده و پس از مسجدالحرام، قديمي‌ترين مسجد جهان است. در كتب اسلامي آمده كه اينجا محل زندگي حضرت نوح (ع) و مكان ساختن كشتي او بوده است.

مسجدي كه حضرت آدم‌(ع) بنا کرد+ تصاویر

مسجد كوفه، محل دفن «مسلم بن عقيل» پسر عموي امام حسين (ع) است كه پيش از واقع كربلا در اين شهر شهيد شد. «هاني بن عروه» و «مختار ثقفي» از ديگر شخصيت‌هاي بزرگ تاريخي و مذهبي هستند كه در اين مسجد به خاك سپرده شده‌اند. مكان‌هاي خاصي در مسجد مشخص شده‌اند كه محل نماز گزاردن امام سجاد (ع) و امام جعفر صادق (ع) از آن جمله‌اند.

مساحت كنوني اين بنا حدود 11 هزار مترمربع است‌، چهار مناره و دو در اصلي دارد. گذرگاه‌هاي طاقدار اين مسجد‌، ستون‌هايي از جنس مرمر دارد كه از شهر «حيره» به اين منطقه آورده شده‌اند و هريك 20 متر طول دارند. مساحت كل مسجد حدود 100 مترمربع است.

«كرسول» تاريخ‌شناس و كارشناس معماري اهل كشور انگليس، طراحي اين مسجد را كه بر پايه ستون‌هاي متعدد بنا شده، يادآور «آپادانا»ي ايران مي‌داند.

اين مسجد در سال‌هاي طولاني، مراحل مختلفي را پشت سر گذاشته و تغييرات زيادي داشته است. كاشي‌كاري‌هاي آن يادگاري حكومت صفويان در قرن هفدهم و هجدهم ميلادي است. 28 برج دايره‌وار ديوارهاي خارجي ساختمان را دربرگرفته‌اند. گفته مي‌شود قدمت اين برج‌ها كه ريشه‌اي دو متري در دل خاك دارند، به زمان صدر اسلام مي‌رسد. حفاري باستان‌شناسان نشان مي‌دهد كه اين برج‌ها هم توسط مجموعه ديگري از ستون‌ها در زير زمين‌ حمايت مي‌شوند.

آخرين تحولي كه در معماري مسجد كوفه پديد آمد، در سال 2010 رخ داد و چهره‌اي جديد به آن بخشيد. براي تزيين اين بنا از طلا و ديگر سنگ‌هاي قيمتي مانند الماس و ياقوت استفاده شد و گوشه‌گوشه آن با نام حضرت علي (عليه‌السلام) مزين شد. در همين دوران براي محراب محل شهادت مولا علي ‌بن ‌ابي‌طالب ضريحي مطلا نصب شد كه در ساخت آن از نقره‌، ياقوت و الماس هم استفاده شده است. در جاي‌جاي ديوارهاي مسجد آيات قرآن با طلا و به خط كوفي نقش بسته است. گنبد مسجد كوفه هم از جنس طلا ساخته شده است.

مسجدي كه حضرت آدم‌(ع) بنا کرد+ تصاویر

سنگ‌هاي مرمر اين مسجد از يونان وارد شده‌اند و از جنس همان سنگ‌هايي هستند كه در كعبه به كار رفته‌اند. فرش‌هاي ايراني با نقش‌ونگار خيره‌كننده‌شان زير پاي زائران اين مكان مقدس خودنمايي مي‌كنند.

در قسمت جنوبي مسجد كوفه، ويرانه‌هاي دارالاماره امويان ديده مي‌شود كه ديواره‌هايي به عرض چهار متر مساحت 170 مترمربعي آن را دربرمي‌گرفته‌اند. در معماري اسلامي‌، دارالخلافه درست پشت محراب واقع مي‌شد و دليل آن، ورود راحت‌تر به مسجد، بدون رد شدن از ميان صف‌هاي نمازگزاران بوده است. اين دارالاماره كه معماري آن به سبك قلعه‌هاي ساساني بوده، در سه دوره تاريخي بازسازي شده و مورد استفاده قرار گرفته است. اولين دوره آن در زمان فتح عراق به‌دست مسلمانان، دومين دوره در زمان حكومت امويان و سومين آن، در عصر عباسيان بوده است.

مسجدي كه حضرت آدم‌(ع) بنا کرد+ تصاویر

در متون اسلامي از امام علي (ع) كه مسجد كوفه را به‌عنوان محل خلافت خود برگزيد، نقل شده كه گفته‌اند: اي مردم كوفه، خداوند متعال چيزي به شما عطا كرد كه به هيچ كسي نداده است؛ مسجد و عبادتگاه شما را برتري داد كه در آن خانه آدم (ع)، نوح (ع)، ادريس (ع) و مصلاي حضرت ابراهيم (ع) و برادرم خضر (ع) و مصلاي من است. اين‌ مكان يكي از چهار مسجد بافضيلت است كه روز قيامت شبيه شخص مُحرِمي كه لباس پوشيده، آورده مي‌شود و براي اهل خود و نمازگزارش شفاعت مي‌كند. زماني خواهد آمد كه اين مسجد، مصلاي حضرت مهدي (ع) و هر مومني خواهد شد و هيچ مومني باقي نخواهد ماند، مگر اين‌كه در اين مسجد نماز مي‌خواند يا در آرزوي آن است. اگر مردم بركت آن را مي‌دانستند از چهارگوشه جهان حتي با كشيدن خود روي برف و يخ، به اين مسجد مي‌آمدند.

فزت و رب الکعبه

نقش شب قدر در سرنوشت کائنات و انسان‌ها

یادداشت/ سیدیحیی یثربی

اینکه مردم امیدوار باشند در شب قدر بدبختی‌شان به خوشبختی تبدیل شود، تفکر نادرستی است. انسان اگر در راه صحیح کوشیده باشد خداوند نیز او را در چنین شب‌هایی مورد رحمت و لطف خود قرار می‌دهد.

خبرگزاری فارس: نقش شب قدر در سرنوشت کائنات و انسان‌ها
 

خبرگزاری فارس ـ سیدیحیی یثربی (مترجم و مفسر قرآن کریم): آیه‌های اول تا پنجم سوره­ قدر، از شبی فرخنده و با برکت بحث می­‌شود که نام آن «قدر» است. نخست نزول قرآن را در شب قدر، خبر می­‌دهد با این بیان که ما قرآن را در شب قدر فرو فرستادیم. سپس به اهمیت این شب تأکید می­‌ورزد که: ای رسول من! تو چه می­‌دانی که شب قدر چیست؟

به دنبال این پرسش، زبان وحی گوشه­‌هایی از اهمیت شب قدر را با این بیان توضیح می‌‌دهد که شب قدر از هزار ماه بهتر است. در آن شب، فرشتگان وحی همراه با پیام آسمانی به زمین فرود می­‌آیند و آن شب تا بامداد، سراپا امن و آسایش است.

در تفسیر این سوره، معمولاً سه مسئله را مورد بررسی قرار می­‌دهند: یکی این­که شب قدر چه نقشی در سرنوشت کائنات و انسان­‌ها دارد؟ دوم این­که شب قدر کدام شب است؟ و سوم آن­­که قرآن که در شب قدر نازل شده است، آیا آغاز نزولش شب قدر بوده یا همه آن در شب قدر نازل شده است؟ اینک درباره­ هریک از این سه مسئله به توضیح بیشتر می­‌پردازیم:

* شب قدر چه نقشی در سرنوشت کائنات و انسان­‌ها دارد

 آنچه از آیه­‌های این سوره به دست می­‌آوریم، آن است که شب قدر بسیار گران‌قدر است و از هزار ماه یعنی از حدود هشتادوسه سال بیشتر اهمیت دارد. البته گفتن هزار ماه یا هشتاد سال، تنها به خاطر تأکید بر اهمیت این شب است و گرنه این عددهای خاص، چندان مطرح نیستند. یعنی مثلاً چنین نیست که اگر بگوییم شب قدر به اندازه­ صدسال یا پنجاه سال ارزش دارد، غلط باشد.

بی‌تردید این شب، شبی است سرشار از معنویت و برکت و امداد غیبی و امن و آسایش. اما این­که تدبیر حوادث جهان و سرنوشت انسان­‌ها در این شب انجام می‌­پذیرد، مفسران این نکته را از کلمه­ «قدر» و «مِّن کلُ‏ِّ أَمْرٍ» آیه­­‌های 1-4 این سوره برداشت می­‌کنند؛ یعنی تقدیر و تدبیر تمام امور جهان. این مضمون در جای دیگر قرآن نیز آمده است که قرآن در شب مبارکی نازل شده است که در آن شب، هر کار استوار و هدف‌داری سامان می‌یابد.(1) دراین‌باره، روایت‌­های گوناگونی هم داریم.

به نظر من سامان­دهی و تدبیر امور جهان در یکی از شب­‌های سال، با دیدگاه­ فلاسفه درباره­ علم ازلی خداوند و حاکمیت نظام علیت در کائنات سازگاری ندارد، زیرا تمام حوادث جهان بر اساس نظام علیت، از آغاز تا پایان جهان در ازل و در علم ازلی خداوند، سامان یافته است و دیگر سامان­دهی هر ساله معنی ندارد.

اما بر اساس دیدگاه اهل کلام و متشرعان که من نیز همین دیدگاه را قبول دارم، حوادث جهان همیشه امکان تغییر دارند، زیرا هیچ جبری بر خدای قادر مطلق، حاکم نیست و خداوند همیشه می­‌تواند اراده کند و در جریان حوادث جهان، دخالت داشته باشد. این بحث را ما به عنوان رابطه­ اراده­ خدا و قانون علیت می­‌توانیم مورد بررسی قرار دهیم تا ببینیم که آیا اصالت و تقدم، با علیت است یا با اراده و مشیت خدا؟

حوادث جهان همیشه امکان تغییر دارند، زیرا هیچ جبری بر خدای قادر مطلق، حاکم نیست و خداوند همیشه می­‌تواند اراده کند و در جریان حوادث جهان، دخالت داشته باشد

متکلمان، اصالت را به اراده­ خدا می‌دهند و علیت را کمرنگ می­‌سازند اما فلاسفه­ مسلمان، همگی اصالت را به علیت می­‌دهند و علم و اراده­ خدا را با علیت هماهنگ می­‌کنند. من دیدگاه فلاسفه را نمی­‌پسندم اما هنوز تبیین روشنی از دیدگاه خود تنظیم نکرده و منتشر نساخته­‌ام. به همین دلیل در اینجا نیز بیش از این بحث نمی­کنم. علاقه‌مندان را برای آشنایی با دیدگاه اهل کلام و فلاسفه به بحثی که در گذشته داشتیم، ارجاع می­دهم.(2)

در اینجا سه نکته را یادآور می­‌شوم:

یکی این­که به نظر من شب قدر و تدبیر حوادث جهان در آن شب، هرگز با اراده و آزادی انسان­‌ها منافات ندارد. ما این موضوع را در گذشته با عنوان آزادی انسان با توجه به علم ازلی خداوند، مورد بحث و بررسی قرار داده­‌ایم، که به آنجا مراجعه کنید.(3)

دوم این­که اگر در چنین شب­‌هایی، خداوند گروهی را مورد لطف و رحمت قرار دهد، این لطف و رحمت بی‌اساس نخواهد بود. بلکه به پاداش رفتار نیک انسان­‌ها خواهد بود و اگر در چنین شب­‌هایی، کسی را مورد قهر قرار دهد و سرنوشت بدی برای وی رقم زند، این هم بی‌اساس و بی‌دلیل نخواهد بود، بلکه به عنوان نتیجه و کیفر رفتار آن شخص خواهد بود.

بنابراین این­که مردم امیدوار باشند در یک شب، بدبختی آنان به خوشبختی تبدیل شود، فکر درستی نیست. بلکه باید توجه کنند که سرنوشت خودشان را خودشان رقم می‌زنند. اگر به راه درست رفته باشند و در حد توان کوشیده باشند، خداوند نیز آنان را در چنین شب­‌هایی مورد رحمت و لطف و امداد خود قرار می­‌دهد و راه پیشرفت‌شان را باز می­‌کند و آنان را از امکانات بیشتر برخوردارشان می­‌سازد.

اما اگر کسی یا مردم یک کشوری، از روی جهل و نادانی و عشق به مال و جاه، فرصت‌های خداداده را از دست بدهند و در راه پیشرفت و تکامل گام برندارند، بلکه با دست خود امکانات خدادادی خود را نیز نابود کنند، بی­ تردید چنین کسانی نباید انتظار آن را داشته باشند که خداوند در یک شب معین در برابر فرصت­ سوزی­‌ها و خطاکاری‌های آنان، این پاداش را به آنان ببخشد که کامیابشان کند و آنان را در ردیف پیشتازان و زحمت‌کشان و مردمان با عقل و تدبیر قرار دهد. چنین چیزی با هیچ منطقی سازگاری ندارد. بنابراین باید درباره­ این نکته مردم را آگاهی بخشید و هشدار داد.

سوم این­که ممکن است منظور از سامان­دهی کارها در شب قدر، سامان­دهی تکمیلی آن‌ها نباشد، بلکه منظور زبان وحی، سامان­دهی تشریعی کارها باشد. یعنی در شب قدر، خدای بزرگ با فرستادن وحی و قرآن، نظام زندگی انسان‌­ها را از هر جهت سامان می­‌بخشد تا انسان­‌ها بتوانند در یک جامعه­ عادلانه و به دور از ستم و تجاوز، بزرگ شوند و زندگی کنند و در دنیا و آخرت، خوشبخت و سعادتمند باشند.

ممکن است منظور از سامان­دهی کارها در شب قدر، سامان­دهی تکمیلی آن‌ها نباشد، بلکه منظور زبان وحی، سامان­دهی تشریعی کارها باشد

بنابراین، در شب قدر، خداوند با اراده و تدبیر خود، سرنوشت ما را رقم نمی­‌زند، بلکه با هدایت و حمایت خود، ما را در جهت تنظیم یک زندگی درست یاری می­‌رساند.

* شب قدر کدام شب است

با توجه به این سوره و نیز با توجه به آیه­ 185 سوره­ بقره که می­‌گوید: قرآن در ماه رمضان نازل شده است. می‌­توان اطمینان یافت که شب قدر در ماه رمضان است.

اما کدام شب از شب­‌های ماه رمضان شب قدر است، در این‌باره روایات و دیدگاه‌­های متعددی داریم. شب اول، شب نیمه­ رمضان، شب هفدهم، شب نوزدهم و شب‌­های فرد تا آخر ماه رمضان؟ احتمال داده‌­اند که هر یک از این­ها شب قدر باشد و روایت­‌های دیگری داریم که می­‌گویند شب قدر در دهه­ سوم ماه رمضان است و به روایاتی شب بیست و یکم یا بیست و سوم یا بیست و هفتم ماه رمضان، شب قدر است.(4) به نظر من انگیزه­ این­که شب قدر، به طور دقیق معین نشده است، آن است که همین ابهام وسیله­ آزمونی باشد برای انسان­‌ها تا معلوم شود چه کسانی در جست‌وجوی آن شب هستند و چه کسانی نیستند؟

*چگونگی نزول قرآن در شب قدر

قرآن که در شب قدر نازل شده است، آیا آغاز نزولش شب قدر بوده یا همه­ آن در شب قدر نازل شده است؟

گروهی از مفسران گفته­‌اند که قرآن به صورت یکپارچه در شب قدر به آسمان دنیا آمده است، سپس به تدریج در مدت 23 سال، به رسول اکرم ابلاغ شده است. من نزول یک‌جا و یکپارچه‌ قرآن را درست نمی‌­دانم و بر آنم که آغاز نزول قرآن در شب قدر بوده است. بنابراین باید بعثت را در ماه رمضان بدانیم و نه در 27 رجب و شاید در 27 رجب، معراج رسول خدا اتفاق افتاده است نه رسالت او. ما درباره‌ نزول یکپارچه‌ قرآن در شب قدر یا آغاز نزولش در آن شب، پیش از این توضیح لازم را داده‌­ایم.(5)

و نیز درباره­ آغاز بعثت و نزول قرآن در ماه رمضان یا در ماه رجب، نظر خود را در گذشته گفته­‌ایم.(6)

 

*منابع:

1 - دخان/3 و 4.

2- همین جلد، الرحمن/29.

3- همین تفسیر، هود/ 105-108.

4- مجمع، نورالثقلین، نمونه و تفسیرهای دیگر.

5- بقره/185.

6- همین تفسیر اسراء/1.

پیش‌بینی امیرالمؤمنین(ع) درباه آینده ایرانیان

شرح دعای ابوحمزه ثمالی توسط آیت‌الله قرهی

پیش‌بینی امیرالمؤمنین(ع) درباه آینده ایرانیان

امام علی(ع) خطبه می­‌خواندند، یک نفر گفت: یا علی! این سرخ­رو­ها را دور خودت جمع کرده‌­ای که منظورش ایرانی­‌ها بودند. دارد که امام با پا به منبر کوبید و فرمود: من دست از این­ها بکشم؟! من می­‌بینم تأویل قرآن را به شما یاد می­‌دهند.

رجا نیوز به نقل ازفارس:  آیت‌الله روح‌الله قرهی مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) حکیمیه تهران به مناسبت ماه مبارک رمضان به شرح دعای ابوحمزه ثمالی پرداخت که مشروح آن در ادامه می‌آید:
*حقیقت تخلّق به اخلاق الله

دیشب و امشب به مناسبت میلاد با سعادت، امام هماممان، امام حسن مجتبی(ع) مقدّمتاً نکاتی را بیان کردیم. روایت از جمله «أَنَّ أَحْسَنَ الْحَسَنِ الْخُلُقُ الْحَسَن » را خواندیم و گفتیم خلق حسن چیست و بیان کردیم که خلق حسن همان « تَخَلَّقُوا بِأَخْلَاقِ اللَّهِ» است، همان متخلّق به اخلاق الهی بودن. عرض هم کردیم متخلّق شدن به اخلاق الهی و خلق و خوی الهی یعنی هر آنچه که ذوالجلال و الاکرام از انسان بخواهد.

بعد روایاتی را از وجود مقدّس امام صادق و پیامبر خواندیم که می‌فرمودند یک نمونه اخلاق الهی این است که انسان یهود و نصاری را به عنوان ولی خود نگیرد و نکاتش را عرض کردیم.

الان تا بحث اخلاق پیش می­‌آید، تصوّر ما از انسان اخلاقی،کسی است که سربه زیر است، خوب چشم و زبان و گوش و اعضا و جوارحش را کنترل می­‌کند، آزارش به کسی نمی‌­رسد و نفعش به دیگران است، که این‌ها هم هست ولی به حقیقت تخلّق به اخلاق الهی، یعنی هر آنچه که خدا می­‌گوید.

مثل پیامبر که وقتی پررودگار عالم می­‌خواهد ایشان را معرفی کند، نه تنها خود پیامبر را، بلکه همراهان او هم بیان می­‌کند «وَ الَّذینَ مَعَهُ» و می­‌فرماید خصوصیّتشان این است که  «أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ». خود پیامبر منشاء اخلاق است و دیگر بالاتر از او متخلّق به اخلاق الهی نداریم، «إِنَّکَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظیم »؛ امّا همین پیامبر باعظمت در مقابل کفّار برخوردش طوری نیست که حالا گاهی با ملایمت باشد و گاهی هم جدّی و شدید، برخوردش اشدّ است. امّا در مقابل غیر کفّار و خودی‌ها رحماء است و این به صورت ظاهر جمع ضدّین است. معمولاً ما تصوّر می­‌کنیم آن کسی که متخلّق به اخلاق الهی است، باید انسانی باشد که دائم آرام است و این که باید یک موقع «أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ» هم باشد، برای ما بیان نمی‌­شود.

*چه کسانی قیام امام را باور نداشتند؟

در مثال مناقشه نیست. وقتی امام در سال ۴۱ ،۴۲ قیام کرد، قبلش در سال ۴۰ به تعبیر عامیانه درس اخلاق امام در قم گل کرده بود و و بسیار درس اخلاق عالی و شلوغی شده بود که اوّل برای طلّاب و روحانیون بود امّا بعد دیگر برای عموم آزاد شد و همه آمدند. لذا وقتی امام در اواخر سال ۴۱ و ۴۲ قیام کردند، یک عدّه باور نکردند که این همان حاج آقا روح الله اخلاقی است. گفتند: حاج آقا روح الله اخلاقی حالا قیام کرده؟! به تعبیری معادله‌هایشان به هم خورد. باور این که انسان اخلاقی سر به زیری که حتّی تا خود منزلشان اگر کسی سؤالی داشت، می­‌گفتند: «بفرمایید، فرمایشی دارید؟» و بعد اجازه نمی­‌دادند کسی به دنبالشان راه بیفتد، قیام کند، برایشان سخت بود.

لذا برای بعضی اخلاق این‌گونه است امّا «أَنَّ أَحْسَنَ الْحَسَنِ الْخُلُقُ الْحَسَن » یعنی همان «تَخَلَّقُوا بِأَخْلَاقِ اللَّهِ»؛ نیکوترین اخلاق و حسن خلق آن است که ذوالجلال و الاکرام از انسان می­خواهد. پس معلوم می­شود خلق و خوی الهی ملاک است، نه خلق و خویی که نعوذبالله نفسانی باشد. این که انسان فقط سرش را به زیر بیندازد مراقب خود باشد. عرض کردیم البته آن‌ها هم باید باشد که چشم و گوش و زبان را کنترل بکند و از تهمت و غیبت وآوازها و ترانه‌های مبتذل حفظ کند، و خیرش در جامعه و خانه و خانواده و همسایه و دوستان به همه بیشتر برسد، همه این‌ها باید باشد ولی اخلاق فقط همین نیست، « أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ ».

لذا همین آقایی که به عنوان اخلاقی هست، خودش هم می­‌فرماید: «أَنَّ أَحْسَنَ الْحَسَنِ الْخُلُقُ الْحَسَن »، و صورت ظاهر ما در عوام بیان می‌کنیم: امام حسن صلح طلب بود و در یک تعبیر بسیار اشتباه و دروغین می‌گوییم که آن‌هایی که سیّد حسنی هستند، آرام هستند امّا مثلا آن‌هایی که سیّد حسینی هستند جوشی هستند، اتّفاقاً برعکس است.

بحث دیشب و امروز و نکاتی که عرض می‌­کنم سلسله‌وار است. نمی‌­شود این‌ها را جدا کنیم؛ یعنی اگر کسی از این‌جا برسد و بحث دیشب را گوش نداده باشد، متوجّه نمی‌شود.

*چرا حضرت عبدالعظیم محور امامزادگان ری هستند؟

در کتاب علل الشرایع در یک روایت که از لحاظ سند هم خوب و عالی است، سدیر بیان می­‌کند: یک وقتی که پسرم همراه من بود، وجود مقدس حضرت باقرالعلوم، امام محمّد باقر(ع) به بنده بیان فرمودند: آن عقیده‌ای را که در سینه داری برای ما شرح بده که اگر در آن اغراق باشد، آن را بگیریم و اگر نقصی داشته باشد، تو را راهنمایی کنیم. ببینید حضرت چقدر زیبا بیان می‌کنند.

این عرض حال هم خیلی مهم است که انسان حالش را عرضه بدارد که دینش را حفظ کند و مراقب باشد. خیلی از اعاظم بزرگان بیان کردند علت العللی که حضرت عبدالعظیم الحسنی چنین مقام والایی پیدا می­کند، مقامی که «من زار عبدالعظیم الحسنی بری کمن زار الحسین بکربلاء»، این است که دائم حالات خودش را به امام زمان خودش عرضه می‌دارد. وإلّا می­‌دانید حضرت حمزه قبل آنجا مدفون بودند و و اصلاً حضرت عبدالعظیم الحسنی می­‌گوید من را در آن باغی که حضرت حمزه مدفون هستند، دفن کنید و حضرت سیّد طاهر هم قبرشان بعداً معلوم شد امّا الان اصل و محور شده حضرت عبدالعظیم. این برای همین عرضه اعمال است.

مثل ابن بابویه، حضرت شیخ صدوق. آنجا دو سه امامزاده هست مدفون بودند و به واسطه برکت آن امام‌زاده‌ها ایشان آنجا مدفون شدند امّا وقتی به واسطه آن سیل عظیمی که در ری می‌­آید، در قبر آب می­‌افتد و بدن مطهّر ایشان روی آب می­‌آید و می­‌بینند که بدن سالم است و کفن پاره است وإلّا قبلش یک قبر معمولی، مثل قبور دیگر بود. بعداً برایش این‌طور ضریح و گنبد و بارگاه می‌گذارند. و الان شده حضرت شیخ صدوق اسّ و اساس و محور آن امامزادگان باعظمت شده است.

*امام حسن، باب علم خدا

سدیر می‌گوید: من خواستم سؤالم را شروع کنم، حضرت فرمودند: یک لحظه آرام باش تا برایت مطلبی را بگویم. عرض کردم: بفرمایید. امام باقر(ع) فرمودند: هر کس به آن علم و دانشی که پیامبر عظیم‌الشّأن نزد حضرت مولی‌الموالی، علی ابن ابیطالب(ع) نهاده معتقد باشد، مؤمن است وهر کسی که معتقد نباشد و منکر آن باشد، کافر است.

پیامبر فرمود: «أَنَا مَدِینَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِیٌّ بَابُهَا» مولی‌الموالی باب علم خدا است. آن مولی‌الموالی که می­فرماید: از من سؤال کنید «سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی»، آن مولی‌الموالی که می­‌فرماید: اگر از من سؤال کنید، طرق آسمان‌ها را برایتان بهتر از زمین شرح می‌دهم. لذا معلوم است ایشان علم الهی است. به قول یکی از اولیاء خدا و عرفای عظیم‌الشّأن که بیان می­‌کرد وقتی علی مشتق از اعلی است، یعنی «عینه علم و عقل و لامه لقاء». لذا این یک نکته بسیار مهم است که امیرالمؤمنین علم خداست.

بعد حضرت فرمودند: بعد از امیرالمؤمنین، امام حسن هم همین مقام را دارد. یعنی لا شک و لا ریب که امام حسن هم  همان باب علم خدا می‌­شود. فرقی نمی­‌کند، همه‌شان همین حال را دارند، «کلّهم نور واحد».

سدیر می‌­گوید: من سؤال کردم: آقاجان! پس چگونه است امام حسن این مقام و منزلت را دارد و آن‌وقت مقام خلافت را به معاویه واگذار کرد و عقب نشست؟

معلوم می‌­شود گاهی در بین محبّین هم سؤال پیش می­‌آید. در مثال مناقشه نیست؛ یک وقت اشتباه نشود و بعضی خشکه مقدّس نباشند که بگویند: چرا شما این‌ها را با معصومین مقایسه می­کنید؟ خیر، مقام عصمت مقام خاص است امّا خیلی جالب است، وقتی نسبت به مقام عصمت برای انسان سؤال پیش بیاید، معلوم است دیگر نسبت به کردار و رفتار مثلاً امام راحل هم سؤال پیش می­آید، مثلاً سؤال پیش می‌­آید که چرا امام قطع­نامه را پذیرفت. سدیر هم از مقربّین زین العابدین است و هم امام باقر؛ یعنی از صحابه مقرّب است، نه صحابه‌­ای که دور باشد. یعنی برای مقرّبین سؤال پیش آمده که پس چطور شد امام حسن صلح را پذیرفت و خلافت را به معاویه واگذار کرد و به تعبیری عقب‌نشینی کرد؟

*لزوم وجود جلسات پرسش و پاسخ

لذا اتّفاقاً گاهی بد نیست که این سؤال­‌ها تبیین ­شود و به تعبیر امروزی­‌ها جلسات پرسش و پاسخ باشد که انسان این‌ها را بگوید و در دلش نماند؛ چون حسب روایات شریفه شک اوّلیه منعی ندارد امّا اگر شک بماند، انسان را گرفتار و بدبخت می­کند. بالاخره انسان یک شبهه­ای در ذهنش می‌­آید، اشکال ندارد منتها به شرط این که بلافاصله برای رفع شبهه پا جلو بگذارد. اگر پا جلو نگذارد، همین‌طوری می­ماند و شبهات دیگر می­آید و آرام آرام اصلاً عوض می­شود. نسبت به امام زمان خودش حالش تغییر پیدا می­کند؛ نسبت به امام حسن مجتبی، نسبت به امام زین العابدین، نسبت به اباعبدالله الحسین و نسبت به معصومین حالش تغییر پیدا می­کند.

چون گاهی بعضی مطالب و اسراری را که پشت نهفته شده، نمی‌­دانند. علل را نمی‌­دانند که چرا رفتار و منش الآن حضرت امام این‌گونه است. مثلاً چرا الآن حضرت امام بیان می‌فرمایند که ما مذاکره­‌کنندگان را فرزندان خودمان می‌دانیم؟ برایشان سؤال پیش می­آید که چرا حضرت امام این‌طوری رفتار می­‌کنند. از آن طرف گاهی برای انسان سؤال پیش می‌آید که به تعبیری حضرت امام که مدافع مذاکرات هسته‌­ای است، پس چرا یک عدّه إن‌قلت می‌آوردند و می­‌گویند اینجای مذاکرات این‌طور است، آنجایش آن‌طور و ... . چه کار باید کرد؟ لذا انسان باید این شبهه‌هایی را که برایش پیش می‌­آید، بگوید و نباید در ذهنش نگه دارد تا بماند.

امام سدیر را دوست دارد و می­‌گوید: سدیر آن چه را در که سینه­‌ات هست، بیرون بریز.

الآن وضع ما هم گاهی همین‌طور می­‌شود. حضرت امام چیزی بیان می­‌کنند و ما طور دیگری برداشت می‌­کنیم، باید به این­ها دقّت کنیم و به اهل فن آن مراجعه کنیم.

سدیر عرضه داشت: با این مقام علمی که شما دارید و می­‌گویید همان علم امیرالمؤمنین است و امام حسن(ع) هم همان را داشتند، چطور است که ایشان مقام خلافت را به معاویه واگذار کرد؟

حضرت فرمودند: آرام باش. امام حسن(ع) به وظیفه خودش آشناتر بود. اگر این عمل را انجام نمی‌­داد، اتّفاق بسیار بزرگ و خطرناکی پیش می­‌آمد و این کار را کردند که جلوی آن خطر بزرگ را بگیرند. این­ها نکات بسیار مهمّی است.

*عالمی که یک سال گوشت نخورد!

در مثال مناقشه نیست؛ این را بگویم، خیلی جالب است. من این را در حال بزرگان دیده بودم که به مورچه دانه می‌­دادند. این را در کردار آیت­‌الله حق­شناس هم دیده بودم که این حال را داشتند امّا یکی از دوستان گفت: یک موقع یک سوسکی دیدیم، آقا فرمود: بکشیدش. تعجّب کردیم آقا که این‌طوری نبود؟! بعد فرمودند: اشتباه نشود، این باید کشته شود، این بحث همان «اقتل الموذی قبل ان یوذی» است. بحث رأفت با بحث اینکه چیزی به انسان اذیّت برساند، متفاوت است. بله، شما حیوان را نباید اذیت کنی. در بیرون، در صحرا، همین سوسک هست، آنجا اذیّتش نکن امّا اینجا می­خواهد به شما  ضرر بزند. این دفع ضرر است و به تعبیری رفع افسد به فاسد محسوب می­‌شود.

گرچه این‌طور نیست­ که کار فاسدی باشد امّا بخواهیم خیلی لطیف بگوییم این کار تو عندالاولیاء کار خوبی نیست. ان در حالات آیت‌­الله آشیخ محمّدتقی بروجردی - نه آیت‌­الله العظمی بروجردی، قبر شریفشان ایشان هم در مسجدی در دروازه غار است، استاد علّامه حاج میرزا علی‌اصغر صفّار هرندی - هست که خودشان تعریف می‌کنند که من یک مرتبه ذبح گوسفند را دیده بودم و به خاطر همین تا یک سال گوشت نمی­‌خوردم و بیزار شده بودم. بعد که استادم فهمید با عتاب به من امر کرد که این چه کار غلطی است تو می­‌کنی؟! می­دانی اگر چهل روز یک بار گوشت نخوری، به بدنت ضرر می‌­زنی؟ حداقّل چهل روز یک بار، باید مقداری گوشت بخوری. حالا می­‌خواهم این را عرض کنم که بعضی‌ روح لطیفی دارند و حالشان تغییر می­ کند امّا بالاخره دفع افسد به فاسد می­‌شود.

لذا خیلی مطالب هست، ما خبر نداریم. حضرت به  سدیر فرمودند: اگر امام حسن، این کار را نمی‌کردند، خطر بزرگی پیش می‌آمد.

*علّت صلح امام حسن

بعد حضرت فرمودند که ابوسعید نقل می­کند که به امام حسن عرضه داشتم: برای چه شما با معاویه مداهنه و مصالحه کردید، درحالیکه می­‌دانستید حق با شماست، نه او؛ و علاوه بر این هم می‌­دانستید که معاویه گمراه و ستمگر است، فریب می­ دهد؟!

بین اهل جماعت هنوز هم که هنوز است، خیلی‌هایشان معاویه را خال المؤمنین می­‌گویند و قبولش دارند منتها یزید را اهل جماعت هم قبول ندارند. البته وهابیّت فرق می­‌کند. وهابیّت بازو و بافته یهود است، مثل بهائیّت. بار­ها عرض کردم بهائیت را هم یهود و استعمار پیر انگلیس درست کردند و ساختند.آن‌ها حتّی برای یزید هم کتاب نوشته­اند به این عنوان که «یزید بن معاویه، امیرالمؤمنین» و از او نسبت به کار­هایش مدافعه کردند و حتّی مثلاً گفتند که نعوذ بالله امام حسین می­‌خواست در مقابلش قیام نکند. یکی از اشتباهات حسین بن علی این بود که قیام کرد و همین هم باعث شد که در آن­جا محاصره شد و کشته شد و این خیلی چیز مهمی نیست و إنشاءالله خداوند از حسین بن علی هم می­‌گذرد!!! به قول مرحوم ابوی می­‌فرمودند: بعضی‌­ها آبرو را قورت دادند و یک جرعه آب هم رویش خوردند. این­ها آبرو را قورت دادند و این‌قدر هم بی‌حیا هستند.

لذا ابو سعید به امام حسن گفتند: برای چه شما با معاویه که می­‌دانید معاویه گمراه است و فریب می‌دهد و طوری عمل می­‌کند که همه کس متوجّه نیست، مصالحه کردید؟

حضرت در جواب فرمودند: ای ابوسعید! آیا من بعد از پدرم، حجّت و امام بر حق نیستم؟ عرضه داشتم: بله.

فرمود: آیا من کسی نیستم که پیغمبر درباره­ی من و برادرم امام حسین فرمودند: «الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ إِمَامَانِ قَامَا أَوْ قَعَدَا»، حسن و حسین دو امامند، چه قیام ­کنند یا بنشینند. عرضه داشتم: بله.

بعد حضرت فرمودند: پس من چه قیام کنم و چه بنشینم، امام هستم. ای ابوسعید! علّت صلح من با معاویه عیناً همان علّتی ا­ست که پیامبر عظیم­الشّأن با بنی ضمره و بنی اشجع و اهل مکّه صلح کردند منتها یک تفاوت هم هست.

معمولا تاریخ گاهی با یک تفاوت­‌های جزئی تاریخ تکرار می‌­شود. من در مقدّمه­ کتاب محوریّت باطل در عالم راجع به تاریخ صحبت کردم که اصلاً علّت خواندن تاریخ چیست و چرا باید تاریخ را بدانیم. یک علّت اینکه تاریخ می­‌خوانیم این است که احتمال تکرار شدن تاریخ وجود دارد. پس حالا به واسطه­ی تجربه­ی گذشتگان، یک موقعی ما فریب نخوریم و از تجربه­ی گذشتگان استفاده­ی بهینه کنیم. وإلّا تاریخ را نمی­‌خوانیم که قصه بخوانیم که مثلاً امام حسن چه کار کردند، معاویه که بود، یزید که بود، آن­جا چه شد، مغول‌ها آمدند چه شد و ... . حالا که چه؟ این­ها که گذشته است! این­ها را می­‌خوانیم که تجربه­‌ای به دست آوریم برای این که تاریخ تکرار می‌شود.

در مثال مناقشه نیست؛ مثلاً این شعاری که می­‌دهیم: «ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند» یعنی ما دیدیم در کوفه در آن جریان چه پیش آمد، هم نسبت به امام حسن مجتبی و هم نسبت به پدر گرامشان امیر­المؤمنین و هم دعوتی که از ابی‌­عبدالله کردند کردند و این­ها چه حالاتی داشتند و بعد چه گرفتاری­‌هایی برای خودشان پیش آمد و امام را رها کردند و امّتی بی‌وفا بودند.حالا امروز آن حالات و آن تجربه در دست ماست و داریم به دشمن اعلان می‌­کنیم که شما بدانید اگر آن روز آن‌ها امامانشان را رها کردند، ما امروز نائب امام را رها نمی­ کنیم. معنایش این می­‌شود وإلّا انسان که بیخود شعار نمی­‌دهد؛ یعنی تکرار تاریخ هست و باید از این تکرار تاریخ استفاده­ بهینه کرد.

لذا حضرت فرمودند: علّت همان است که پیامبر با بنی ضمره و بنی اشجع و اهل مکّه مصالح کردند و تفاوت این است که آن­‌ها به تنزیل قرآن کافر شدند و معاویه و یارانش به تأویل قرآن کافر شدند.

*پیش‌بینی امیرالمؤمنین درباه آینده ایرانیان

کما اینکه در روایت داریم پیامبر فرمودند: - امیر­المؤمنین هم این را بیان فرمودند - همان­طور که شما برای تنزیل قرآن با عجم­‌ها جنگیدید، روزی را می­‌بینم که آن­‌ها برای تأویل قرآن با شما می­‌جنگند؛ یعنی برای حقیقت قرآن.

در جای دیگری هم داریم که امیر­المؤمنین داشتند خطبه می­‌خواندند، یک نفر آمد و گفت: یا علی! این سرخ­رو­ها را دور خودت جمع کرده‌­ای که منظورش ایرانی­‌ها بودند. دارد که امیر­المؤمنین با پا به منبر کوبیدند و فرمودند: دهنت را ببند - آن امیر­المؤمنین مؤدب!- که شما مثل حمار فقط در جای خود غوطه می­‌خورید، می­‌خورید و می­‌خوابید و ...، من دست از این­ها بکشم؟! نه خدا می‌گوید، نه عقل سلیم که از این­ها دست بکشم. من می­‌بینم همین­‌ها یک روزی همان‌گونه که شما برای تنزیل قرآن با ایشان جنگیدید، در همین مسجد کوفه چادر زده‌­اند و تأویل قرآن را به شما یاد می­‌دهند.

لذا حضرت می‌­فرماید: بنی ضمره و بنی اشجع  به اصل نزول قرآن کافر بودند و معاویه و یارانش هم به تأویل قرآن که ما هستیم کافرند. ای ابو­سعید! من از طرف خدا امام و پیشوا هستم، پس نباید امر و نحوه­ی مداهنه و محاربه­ای را که من می‌کنم، سفیهانه بدانید.

ببینید امام چقدر درد دل دارد! امام معصوم است امّا بیان می‌کنند جواب سلام امام را هم نمی‌دادند.

امروز ما تلاش می‌کنیم و پول جمع می‌کنیم - البته به صورت عامیانه می‌گویم وإلّا همه چیز مال خودشان است، «بیمنه رزق الوری» - که توفیق بشود برای زیارت خرج کنیم و فقط به زیارت قبورشان برویم. اگر یک موقعی فرض بگیریم با همه بی‌لیاقتی ما، حضرت حجّت(روحی له الفداء) لطف و کرم کنند، بزرگواری و آقایی کنند و  بفرمایند: مثلاً یک دقیقه، نه یک لحظه فلانی من را ببیند، ما دیوانه می‌شویم. می‌گوییم: حضرت خودشان اجازه دادند من یک لحظه ایشان را ببینم. خیلی عجیب است! ما از همین جا، از نزدیک هم نه، از راه دور به یک‌یک حضرات معصومین سلام می‌‌کنیم. مثلا می گوییم: «السلام علیک یا اباعبدالله» آن‌وقت این‌ها در محضر امام معصومند و جواب سلام ایشان را نمی‌دادند و اگر هم می‌دادند، می‌گفتند: «و علیک السلام یا مذلّ المؤمنین» تو مؤمنین را ذلیل کردی. لذا ببینید چقدر درد دل دارد.

می‌فرمایند: نباید این مداهنه و محاربه‌ای را که من می‌کنم سفیهانه بدانید ولو اینکه حکمت آن عملی است و برای بعضی هم نامعلوم باشد.

خیلی عجیب است! بعد حضرت مَثَل حضرت خضر را می‌زنند، می‌گویند: ابوسعید! شنیده‌ای که حضرت خضر کشتی را سوراخ کرد، کودک را کشت، دیوار را تعمیر نمود و موسی کلیم به علّت اینکه فلسفه آن‌ها را نمی‌دانست، آن‌ها را نپسندید و اعتراض کرد. اگر من با معاویه مصالحه نمی‌کردم، احدی از شیعیان ما بر روی زمین نبود مگر اینکه کشته می‌‌شد.

*غافلگیر شدن معاویه از پذیرش صلحنامه توسط امام حسن

اوّلاً این را شما بدانید معاویه باور نمی‌کرد امام حسن مصالحه کند. الان وقت گذشت، اگر برسم فردا شب هم آن مصالحه را می‌خوانم و بیان می‌کنم که این مصالحه، چه مصالحه‌ای است. بیان می‌کنم حضرت هیچ کسی را نداشت. خیلی درد است! معاویه پسر عمّ او ابن عباس را که مجروح شده، جانباز است، با هزار درهم می‌خورد. معاویه می‌گوید: پانصد تای آن را نقد به تو می‌دهم و پانصد تای دیگر را موقعی که حسن بن علی را کت بسته به من بدهی. فردا برای شما عهدنامه‌ای را که معاویه داد، می‌خوانم. پسرعموی امیرالؤمنین است امّا برای پانصد درهم حضرت را می‌فروشد. بعد یک مقدار وجدان درد گرفت، دید نمی‌تواند این کار را کند، امّا چه کار کرد؟ نیمه شب گذاشت رفت. صبح بلند شدند دیدند چه سپاهی! حالا مفصّل است. به نظر حقیر ۷ الی ۸ جلسه باید راجع به این قضایا و این که از اول چه اتّفاقی افتاد صحبت کرد. چه شد آن سی و شش هزار نفر که حضرت جمع کرد، یک شبه پاشیده شد؟ حضرت می‌فرستاد از اطراف و همه قبایل نیرو جمع کنند، سی و شش هزار نفر جمع شدند. کار معاویه دیگر تمام شده بود. حضرت چه کند؟ الان وقت گذشته، من این‌ها را گذرا بگویم تا فردا. معاویه هم در جنگ جمل و جنگ‌های دیگر کنار امیرالمؤمنین دیده بود که امام حسن چگونه می‌تازد و در دل دشمن می‌رود و آن‌ها را می‌زند. طوری که حتّی وقتی محاصره هم می‌شود، دو مرتبه چنان شجاعانه همه را می‌زند که بیرون می‌‌آید و امیرالمؤمنین در آن جنگ هم به مالک اشتر و هم به محمّد حنفیه می‌گوید که مواظب حسن باشید. معاویه این‌ها را دیده بود و عجب چیزی است، بدتر از مولی الموالی است. اسدالله این است. لذا یک لحظه هم باور نمی‌کرد - به تعبیر خودش - حسن صلح را بپذیرد. عمروعاص هم این تصوّر را نمی‌کرد. می‌گفتند: او کسی است که هم عقده‌های آن قران به نی کردن را دارد و هم کسی است که صلح نمی‌پذیرد. حالا ما یک ورقه خالی می‌دهیم و می‌گوید: هرچه تو بنویسی و او هم قبول نمی‌کند. تاریخ هم می‌نویسند که این دفعه معاویه فریب نداد، قرآن به نی نکرد، حتّی نگفت من چیزی می‌گویم. معمولاً مذاکرات دوطرفه هست دیگر، یک مقدار این می‌گوید، یک مقدار آن امّا معاویه می‌گوید: من یک ورقه خالی و مهر و امضاء کرده به او می‌دهم، هر چه حسن بن علی بگوید. دیگر بهتر از این؟!

امام حسن می‌داند که تمام سپاه از هم پاشیده شده، می‌دانید به ران مبارکشان هم ضربه وارد شده بود. در بعضی از روایات هست و سیّد مرتضی عسگری با مستندات آورده که در حالات امام حسن هست حضرت تا آخر یک مقداری پای مبارکشان درد می‌کرد و نمی‌توانستند خیلی روی آن پا بنشینند؛ یعنی این‌قدر ضربه عمیق بود که تا شهادت امام حسن هم کشیده شد. حضرت می‌داند که اگر بگوید نه و صلح را نپذیرد معاویه از خدایش است که حالا بتازد و همه را قلع و قمع کند. لذا خود امام حسن هم همین را می‌فرمایند که بدانید احدی از شیعیان ما بر روی زمین نبود مگر اینکه کشته می‌شد؛ نه در کوفه، بر روی زمین؛ یعنی مدینه را قلع و قمع و همه جا را هم قلع و قمع می‌کردند. هر که شیعه بود، از بین می‌رفت و معاویه هم مجوّز داشت، یک مجوز بسیار خوب. ورق سفید داده و حسن بن علی هم گفته بود: من فقط می‌جنگم. لذا حضرت چیز دیگری را حفظ می‌کند.

*نشانه مظلومیّت امام حسن

واقعاً امام حسن(ع) غریب و هستند و نشانه هم همین این است که اطرافیان و یاران خودشان این‌طور می‌گویند و بعد از زمان خودشان هم، یاران امامان بعدی، سدیر و امثالهم می‌گویند: چرا امام حسن صلح کرد؟! به تعبیری می‌گویند: اشتباه کرد، چون ما که فساد معاویه را می‌دانیم. ‌ معمولاً هم اشتباه از آن‌هایی است که به ظاهر یک مقداری ذوی العقول هستند. آن‌هایی که یک مقدار ادۀعای عقل می‌کنند، إن‌قلت‌شان هم بیشتر می‌شود امّا آن‌هایی که ساده‌تر هستند، راحت‌تر می‌پذیرند. نمی‌خواهم بگویم سؤال بد است امّا مظلومیّت این امام را ببینید. چه کند این امام مظلوم؟! واقعاً انسان یک مواقعی ولادت آن حضرت هم وقتی یاد این مظلومیّت می‌افتد باید اشک بریزد و ناله کند. خیلی مظلوم هستند.

چقدر امام مظلومند که وقتی دیگر قضایای کوفه تمام می‌شود و به مدینه می‌آیند، در مدینه هم علویّون و دیگران امام را تحویل نمی‌گیرند. امام، فرزند رسول خدا، حجّت الله، عین الله، خلیفه الله، علم خدا، این‌طور مظلوم واقع شود. جدّی خیلی درد است! چقدر امام باید در تنهایی و مظلومیّت گریه کنند که چرا متوجّه نیستند من برای اسلام سکوت کردم، برای اسلام صلح کردم.

چون گفتم تاریخ تکرار می‌شود، حالا می‌خواستم شرایط آن زمان را هم بیان کنم و با شرایط زمان خودمان تطبیق بدهیم. ببینیم آیا دیگر صلح امام حسن تکرار می‌شود یا خیر که فرصت نشد منتها من این را به شما بگویم که فقط تنها استثنائی که دارد این است: در زمان غیبت، در آخرالزّمان، صلح امام حسن تکرار نمی‌شود. حالا إن‌شاءالله اگر فردا شب شد، دلایلش را هم می‌گویم. این چند شب بحث دعای ابوحمزه را نگفتیم و راجع به این موضوع صحبت کردیم و مطالب دیگری را هم بیان می‌کنم که اگر کسانی فکر کردند که ما کارمان به این‌جا می‌رسد، خیر.

*لزوم بیان لفظ امام برای نائب امام در زمان غیبت

هر کسی هم با این نظام دربیافتد، ور می‌افتد؛ چون این نظام نه برای امام راحل بود و نه الان برای حضرت امام است و این دو سیّد بزرگوار کاره‌ای نبوده و نیستند. این نظام متعلّق به خلیفه الله، حجّت الله، مولایمان، سیّد و آقایمان، حضرت حجّت بن الحسن المهدی(عج)، آن بقیه الله است. این دو سیّد بزرگوار، امام راحل و الان حضرت امام، نائبان آن امام همام هستند.

قبلاً هم عرض کردم که در زمان غیبت هم باید امام و امّت باشد تا برای ما تمرینی باشد که وقتی حضرت حجّت آمد بدانیم امام حقیقی آمد. و لذا من بر همین لفظ حضرت امام تأکید می‌کنم و با همین لفظ بیان می‌کنم. شما هم عادت کنید و آن را  این‌ور و آن‌ور بگوییم. ما امام و امّت داریم. قرآن هم فقط ما را خطاب به امّت می‌کند و هیچ جای قرآن چیزی جز امت بیان نمی‌شود.

«السَّلَامُ‏ عَلَیْکَ یَا أَبَامُحَمَّدٍ یَا حَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ أَیُّهَا الْمُجْتَبَى یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ یَا ابْنَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ یَا ابْنَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ یَا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ یَا سَیِّدَ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ یَا سَیِّدَنَا وَ مَوْلَانَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِکَ إِلَى اللَّهِ وَ قَدَّمْنَاکَ بَیْنَ یَدَیْ حَاجَاتِنَا فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ یَا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعْ لَنَا عِنْدَاللَّهِ»

 مناسبتهاي تاريخي

                                      
  فایل ضمیمه