خاطرات شخصی در مدار عقل سرخ 2
خدا توفیق داده که مسئولیتش با من شد. طرحی که به سفر کربلای معلی برای برنده هایش ختم می شود.
می خوام هر چند روز یکبار خاطرات طرح را بنویسم
انشاالله...
خدا توفیق داده که مسئولیتش با من شد. طرحی که به سفر کربلای معلی برای برنده هایش ختم می شود.
می خوام هر چند روز یکبار خاطرات طرح را بنویسم
انشاالله...
یا زهرا.....
به نظرتون نیاز هست من وبلاگمو به روز کنم؟؟؟؟
خانوم....شــماره بدم؟
خانوم خوشــــــگله برسونمت؟
خوشــــگله چن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟
اینها جملاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می شنید
بیچــاره اصـلا" اهل این حرفـــــها نبود...این قضیه به شدت آزارش می داد
تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال درس و مــدرک شود و به محـــل زندگیش بازگردد
روزی به امامزاده ی نزدیک دانشگاه رفت
شـاید می خواست گله کند از وضعیت آن شهر لعنتی
دخترک وارد حیاط امامزاده شد...خسته... انگار فقط آمده بود گریه کند
دردش گفتنی نبود
رفت و از روی آویز چادری برداشت و سر کرد...وارد حرم شدو کنار ضریح نشست
زیر لب چیزی می گفت انگار! خدایا کمکم کن
چند ساعت بعد،دختر که کنار ضریح خوابیده بود با صدای زنی بیدار شد
خانوم!خانوم! پاشو سر راه نشستی
مردم می خوان زیارت کنن
دخترک سراسیمه بلند شد و یادش افتاد که باید قبل از ساعت ۸ خود را به خوابگاه برساند
به سرعت از آنجا خارج شد...وارد شــــهر شد
امــــا...اما انگار چیزی شده بود...دیگر کسی او را بد نگاه نمی کرد
انگار محترم شده بود... نگاه هوس آلودی تعـقــیبش نمی کرد
احساس امنیت کرد...با خود گفت:مگه میشه انقدر زود دعام مستجاب شده باشه
فکر کرد شاید اشتباه می کند! اما اینطور نبود
یک لحظه به خود آمد
دید چـــادر امامــزاده را سر جایش نگذاشته
میلاد با سعادت حضرت محمد (ص) و امام صادق (ع) بر همه مسلمانان بالاخص کسانی که نامشان برگفته از نام این دو بزرگوار است (محمدصادق) تبریک می گویم.

یک اردوی فرهنگی زیارتی تفریحی، توفیق خدمت به زائرین آقا هم نصیب بنده حقیر گردیده.(به عنوان مسئول اردو)
لیست اسامی بسته شده، در این چند روز گذشته چندین بار شرمنده بعضی از دوستان شده ام. خوب چرا؟
ما برای اردو اولویت بندی کردیم، خیلی ها در اولویت قرار نگرفتند. حالا در جاهای مختلف از مسجد گرفته تا سلف و خوابگاه و تلفنی و یا دوستانشان را که با من دوست هستند واسطه می کنند تا آنها هم زائر آقا علی بن موسی الرضا باشند. از امام رضا خجالت می کشم که من وسیله ای شده ام تا زائرینش را انتخاب کنم و بعضی وقت ها بغض یا ناراحتی بچه ها را که می بینم شرمنده میشم... میگم اصلا آدم اینجور مسئولیت هایی قبول نکنه بهتر هست. امام رضا از خودت می خوام به همین زودی زود، کسانی را که توسط من دلشان شکسته شده و توفیق زیارت شما را نداشتند، یک زیارت ویژه نصیبشان کنی.

فزون تر از عدد قفل ها، کلید اینجاست ...
انشاالله لایق باشم نائب الزیاره خواهم بود

اللهم الرزقنا...
این اشکها، برای تو «بابا» نمیشود
فرزند شهید احمدی روشن زمانی که تلویزیون داشت مستندی درباره ی پدرش پخش می کرد.
خدایا به تو پناه مى برم.
خدایا به سوى تو مى آیم.
خدایا بدبختم.
خدایا مى سوزم.
خدایا قلبم در حال تركیدن است.
خدایا رنج مى برم.
خدایا جهان به نظرم تیره و تار شده است.
خدایا بیچاره شده ام.
خدایا عشق حتى عشق محبوبترین كسانم مكدر شده است.
خدایا بدبختم.
خدایا، آسمان آمال و آرزوهایم تیره و كدر شده است، به تو پناه مى برم و دست یارى به سوى تو دراز میكنم، تو كمكم كن، نجاتم ده، تسكینم بخش، به قلب دردمندم آرامش ده، جز تو كسى را ندارم و راستى جز تو كسى را ندارم. نمى توانم (به) هیچ كس اطمینان كنم، نمى توانم به امیّد هیچ كس زنده بمانم. دلم از همه گرفته. از همه نارا حتم. از دنیا رنج مى برم.خسته ام، كوفته ام، پژمرده و دل مرده ام. با آ نكه همه مرا خوشبخت تصور مى كنند. با آ ن كه به سوى مهم ترین مأموریت ها مى روم. با این كه باید شاد و خندان باشم. ولى چقدر افسرده و محزونم. حزن واندوه قلبم را مى فشرد حتى نمى توانم گریه كنم، آه بكشم. نزدیك است خفه شوم.
خدایا به تو پناه مى برم. تو نجاتم ده. تنها و تنها تویى كه در چنین شرایطى مى توانى كمكم كنى، من به سوى تو مى آیم. من به كمك تو محتاجم و هیچكس جز تو قادر نیست كه گره مرا بگشاید.

خلاصه یکی از خبرها این بود که یکی از هم اتاقی هامون هم داماد شده.
ح. م این جواب را برام فرستاد:
آدم های خوب زن خوب نصیبشان می شود
آدم های بد زن بد
اونایی هم که زن گیرشان نمیاد اصلا آدم نیستند.
به نتایجی رسیدیم. که فعلا از درج آن معذورم.
هر که با هر چه به دستش میرسيد روی قرآن خطِ کوفی میکشید

یا حســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــین (ع)
از خدا میخوام تو زندگیم فقط یه جا تو دوراهی بمونم اونم تو بین الحرمین…
که آدم نمیدونه جلو امام حسین(ع) زانو بزنه...یا جلوی عباس(ع)
و آدم نمی دونه بره تو حرم امام حسین (ع) ... یا تو حرم عباس (ع)
به نظرم همون وسط بمونه بهتره ... چون به هر دو عزیز احساس نزدیکی می کنی
نه اصلا چرا اینجوری تو حرم هر کدوم بری احساس می کنی که هر دو حضور دارند
انشاالله خدا نصیب همه بکند....

کربلای معلی- اردیبهشت 89- مصادف با ایام فاطمیه- شب جمعه
یادش بخیر
میان مشغله ها گم شده ام،
اما دلم برای هوایت همیشه بیکار است


ای خــداونــد حــکــیــم ...
در راستای تشویق جوانان به ازدواج
حواشی دعای عرفه امروز - دانشگاه تهران