دلتنگي

دلم برا اين محيط تنگ شده كسي از دوستان قديم هست 

یک روز پیر خواهیم شد

یک روز پیر خواهیم شد
آن روزی که استکان کمر باریک چای در دستانمان مثل زلزله به لرزه در میآید
آیا هم دیگر را به یاد خواهیم آورد؟
تو را نمی دانم،....
بی شک از یادت. اشکی مهمان گوشه چشم این سالمند می شود
روزهای را به یاد می آوردم که سینه مردانه من جای امن تو بود و شانه هایش سرای دلتنگی هات.
فراموش نکن؛
این دوست داشتن
آلزایمر نمی خواهد
چه خوب چه بد می خواهم در خاطر تو بمانم
من همیشه بارانی توام....
در تمام لحظاتی که از من دورتر می شوی و از این خزان گذر کردی
می خواهم وقتی اولین موی سفیدت دل نازکت را شکست نوازش کنم آن رخ ماهت را... زمزمه کنم که هنوز تو زیبایی خفته ای منی
آنگاه که به رسم سالمندی دوران یائسگی را می بینی
برایت هنوز همان جوانی باشم که تو را دیدم

آرزویم است که گرد روزمرگی بر پیکر تو رخ نشان ندهد.
کاش این خطوط موازی ما قانون شکنی کند و در نقطه تلاقی عشق در آغوش گیریم.
مهرم، بی تو بارانیم مهر بانوی من

#بارانی_محمد_حسینی

@hamishebaranim

تلگرام فعالم 

دل

دلي كه بردي

نگاهي كه دزديدي

احساسي كه پژمردي

دستاني كه گرفتي

صداي كه شبهاي با ان ارام مي گرفتي

نان . نمكي كه خوردي

همه حلالت باشد

جز... لرز دلم در اولين بوسه !

حرامت باشد لحظه اي كه مرا به گناه عادت دادي

بیابان هوس

دلم بر لب ان طاقچه تب دار گذاشتم

احساسم در پهنه بی کران اسمان گم شد 

بی تابم,میلرزد تنم

میرقصد دلم?

افسوس که نوایی برای رقص نیست

میتند عنکبوت هوس ,تار بر دلکاش دستی برمیکد .

در کور راه نامیدی نه دستیست و نه محبتی

در بیابان هوس گم شده ام

من مانده ام با لاشخورهای هوس

که چرخ می زنند به هواي لغزشي

تن من مي لرزد

ترس من مي ريزد ؟

من در بيابان هوس جا مانده ام

تن من لمس ، نگاه من گناه ، عشق تو گنگ  

در اين وسوسه هاي س........

من گم شده ام

كاش نواي من را مي خواند

پاورقي

شر منده كه نمي تونم سر بزنم بعلت تغيير شغل متاسفانه نمي تونم

دختري كه براي بدست آوردن دلت تنش را به تو عرضه مي كند فاحشه نيست ، دختري كه براي به دنبال كشاندن تو تنش را از تو دريغ مي كند باكره نيست ،من به فاحشه بودن ذهن باكره ها و به بكره بودن ذهن فاحشها ايمان دارم

خوب نگاه كن ... مي بيني لعنتي ؟ اين ويرانكده آثار باستاني نيست اين منم