این عکس,پست ثابت وبگاه می باشد.

مطالب جدید پایین این عکس قرار داده می شود.

# آماده تبادل لینک با تمامی وبلاگ های مذهبی هستیم#

*****

× به دلیل بروز رسانی وبگاه ؛ دوستانی که

می خواهند مطالب قدیمی این وبگاه را مطالعه کنند

می توانند در قسمت منوی اصلی؛

روی عناوین مطالب کلیک کنند×


برچسب‌ها: وبلاگ , نهضت عاشورا , پست ثابت , تبلیغ وبگاه

تاريخ : پنجشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۶ | | نویسنده : نهضت عاشورا |

نقش زنان در واقعه کربلا فراتر از همراهی بود؛ آن‌ها نه تنها در میدان حضور داشتند، بلکه پس از شهادت مردان، نقش بی‌بدیلی در تبیین، حفظ و انتقال پیام عاشورا به نسل‌های بعد ایفا کردند. بدون حضور و رشادت‌های زنان، به خصوص حضرت زینب (س)، نهضت حسینی در همان کربلا مدفون می‌شد.

واقعه کربلا، حماسه‌ای است که هم مردان و هم زنان در آن نقش‌آفرینی کردند. اگرچه مردان، صحنه نبرد را با خون خود رنگین ساختند، اما زنان، ستون‌های نامرئی این قیام بودند که پس از شهادت مردان، پرچم پیام عاشورا را برافراشتند و نگذاشتند این خون‌ها به فراموشی سپرده شود. نقش زنان در کربلا را می‌توان در سه مقطع اصلی بررسی کرد: پیش از واقعه، در خود واقعه، و پس از واقعه (دوران اسارت و پیام‌رسانی).

حضرت زینب (س)، دختر امیرالمؤمنین علی (ع) و حضرت زهرا (س)، برجسته‌ترین و محوری‌ترین نقش را در میان زنان کربلا ایفا کردند. ایشان، تجسم صبر جمیل و شجاعت حیدری بودند.

۱- پرستاری از امام سجاد (ع): پس از واقعه عاشورا، امام سجاد (ع) به شدت بیمار بودند و حضرت زینب (س) مسئولیت پرستاری و مراقبت از ایشان را بر عهده داشتند. حیات امام سجاد (ع) برای ادامه امامت و رهبری شیعه حیاتی بود و حضرت زینب (س) با هوشمندی، بارها جان ایشان را از خطر حفظ کردند.

۲- دلجویی از کودکان و زنان: در آن صحرای پر از مصیبت، ایشان با آرامش و صبر خود، پناهگاه و مایه دلگرمی برای کودکان یتیم و زنان داغدار بودند.

۳- مدیریت خیمه‌ها: پس از شهادت امام حسین (ع) و حمله دشمنان به خیمه‌ها، حضرت زینب (س) با درایت و شجاعت بی‌نظیر، امور زنان و کودکان را در آن شرایط بحرانی مدیریت کردند.

پیام‌رسانی و افشاگری در کوفه و شام: ۱-خطبه‌های آتشین: اوج نقش حضرت زینب (س) در خطبه‌های کوفه و شام نمود پیدا کرد. ایشان با کلام نافذ و شجاعانه خود در دربار ابن زیاد و یزید، پرده از جنایات بنی‌امیه برداشتند و حقیقت واقعه کربلا را آشکار ساختند. سخنان ایشان، چنان تأثیری بر شنوندگان گذاشت که وجدان‌های خفته را بیدار کرد و زمینه را برای شورش‌های بعدی فراهم آورد. (مثلاً، خطبه ایشان در مجلس ابن زیاد که فرمودند: "ما رأیتُ إلّا جمیلاً"من جز زیبایی ندیدم – نشان‌دهنده اوج رضایت و تسلیم در برابر اراده الهی است.)

۲- حفظ هدف قیام: رسالت اصلی امام حسین (ع) افشای ظلم و احیای اسلام بود. حضرت زینب (س) با پیام‌رسانی خود، این رسالت را به کمال رساندند و نگذاشتند دشمن، شهادت امام (ع) را یک شورش ناموفق جلوه دهد.

۳- پاسداری از حریم امامت: ایشان با شجاعت بی‌نظیر خود، بارها در مقابل تعرض به امام سجاد (ع) ایستادند و از ایشان دفاع کردند.

ادامه دارد....

.

عکس از محمدعلی صوفان



تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم تیر ۱۴۰۴ | | نویسنده : نهضت عاشورا |

شام غریبان است و دل‌ها خون، آسمان هم رخت ماتم پوشیده و از غصه لبریز است. خیمه‌ها سوخته، حرمت‌ها شکسته و صدای ناله "یا حسین" از اعماق جان به گوش می‌رسد. کودکان با پاهای تاول‌زده در بیابان‌های تف‌دیده به دنبال سرپناهی می‌گردند و زنان، بی‌پناه و سرگردان، چشم به افق دوخته‌اند، به امید طلوعی که هرگز نمی‌آید.

در این شب تاریک، ماه هم از شرم پنهان شده و ستارگان با چشمانی اشک‌بار، نظاره‌گر این مصیبت عظمی هستند. دیگر نه عباس هست تا آب بیاورد و نه علی‌اکبر هست تا اذن میدان بگیرد. قاسم هم پرپر شده و علی اصغر، با گلوی پاره، در آغوش پدر آرام گرفته است.

ای کاروان دل شکسته! ای بازماندگان کربلا! امشب شب غربت شماست. شب یتیمی کودکان، شب بی‌کسی زنان و شب داغ دیدگان. چگونه این ماتم را تاب آوریم وقتی می‌دانیم هر آنچه بود، فدای دین شد و هر آنچه ماند، جز درد و اندوه نیست؟

یا حسین! داغ تو تا ابد در دل‌ها می‌ماند و یاد غریبی‌ات، اشک‌ها را تا قیامت جاری می‌کند.

التماس دعا

.

عکس از نگاره



تاريخ : دوشنبه شانزدهم تیر ۱۴۰۴ | | نویسنده : نهضت عاشورا |

خداحافظ ای آنام باجی، آغلاما یانا یانه

رقیه می ساخلا من گدیم، جلوه گاه جانانه؛ من گرح باتام قانه

گرح دییم خنجر آلتدا، من یاغفور و یا الله

شهید اولام قتل صبریله، تشنه فی سبیل الله

کسیک بوقازینن سسلنم، لا اله الله، من گرک باتاق قانه

جهان دا نابود اولا بوتون، بت پرست و بت خانه

یزیدیدن بیز آلاخ گرح، حق خلق مظلومی

خلاص ادح قید ظلمیدن، بیگناه و مظلومی

همیشه لیح باطل ایلییک، شایعات مسمومی

جهانی بو انقلابدن، دوندرک گلستانه،من گرح باتام قانه

بو یولاردا جان سنون باجی، جان یتیمه قیزلاریم

مواظب اول مقصده یتیر، ناخوش و بیماری

دمشقده سنگر ایلیون، سیز خرابه دیواری

مبارک اولسون رقیه مه، پایتخت بیگانه

من گرک باتام قان

.

نوحه خداحافظ ای آنام باجی، حاج محمد باقر منصوری

.

عکس از حسن روح الامین



تاريخ : یکشنبه پانزدهم تیر ۱۴۰۴ | | نویسنده : نهضت عاشورا |

تحلیل سپاهیان یزید، به ویژه آن بخش از سپاه که مستقیماً در واقعه کربلا در مقابل امام حسین (ع) ایستادند و دست به جنایات بی‌سابقه‌ای زدند، موضوعی پیچیده و دردناکی است. این تحلیل به ما کمک می‌کند تا سازوکارهای روانی منجر به مشارکت در اعمال خشونت‌بار و بی‌رحمانه را درک کنیم. سپاه یزید ترکیبی ناهمگون از افراد با انگیزه‌ها و وضعیت‌های روانی متفاوت بود، اما برخی پدیده‌های روانشناختی اجتماعی می‌توانند رفتار غالب آن‌ها را توضیح دهند.

الف) اطاعت از اقتدار و "حالت عاملی" (Agentic State). بسیاری از افراد در سپاه یزید، چه از فرماندهان رده بالا مانند عمر سعد و شمر، و چه سربازان عادی، تحت تأثیر شدید اطاعت از اقتدار قرار داشتند. "حالت عاملی": در این پدیده روانشناختی، افراد خود را نه به عنوان عامل مستقل، بلکه به عنوان "عامل" یا مجری دستورات یک "اقتدار" بالاتر می‌بینند. در این حالت، مسئولیت‌پذیری اخلاقی فرد کاهش می‌یابد، زیرا او معتقد است که مسئولیت اعمالش بر عهده صادرکننده فرمان است. بسیاری از سربازان ممکن است خود را فقط مجری دستورات فرماندهان می‌دانستند و بار اخلاقی کشتار نوه پیامبر (ص) را از دوش خود برداشته بودند.

ب) سلب انسانیت از قربانی (Dehumanization). برای ارتکاب چنین اعمال فجیعی، نیاز به فرآیند سلب انسانیت از قربانی وجود دارد. این فرآیند باعث می‌شود که مهاجمان، قربانی را از دایره انسانیت خود خارج کنند و او را لایق هرگونه بی‌رحمی بدانند.

همان طور که قبلا اشاره شد، دستگاه تبلیغاتی یزید، امام حسین (ع) را "خارجی" (به معنای خروج‌کننده از اطاعت خلیفه)، "فتنه‌گر" و حتی "مرتد" معرفی می‌کرد. این برچسب‌زنی‌ها، باعث می‌شد که امام و یارانشان در ذهن برخی از افراد سپاه یزید، از جایگاه احترام‌آمیز خود خارج شده و به موجوداتی پست و شایسته کشتار تبدیل شوند. عادی‌سازی خشونت: سال‌ها درگیری‌های داخلی در جامعه اسلامی، به خصوص در زمان معاویه، منجر به عادی‌سازی خشونت و خونریزی شده بود. این عادی‌سازی، زمینه را برای پذیرش اعمال خشونت‌بار بیشتر فراهم می‌کرد.

ج) تطمیع و دنیاطلبی (Greed and Materialism). بسیاری از فرماندهان و حتی سربازان سپاه یزید، با انگیزه‌های مادی در جنگ شرکت کرده بودند. وعده‌های مالی و پاداش. پرداخت‌های کلان به فرماندهان و سربازان، وعده غارت اموال امام و یارانشان، و تضمین موقعیت اجتماعی و سیاسی، انگیزه‌های قوی برای مشارکت در این جنایت بود. برای مثال، عمر سعد به طمع حکومت ری، دست به این جنایت زد. "شکم‌های پر از حرام": امام حسین (ع) در روز عاشورا، خطاب به سپاه عمر سعد فرمودند: "شکم‌هایتان از حرام پر شده است." این عبارت به خوبی نشان می‌دهد که دنیاطلبی و کسب مال حرام، چشم بصیرت را از آن‌ها گرفته بود و مانع شنیدن کلام حق می‌شد.

د) ترس و حفظ جان (Fear and Self-preservation). برخی از افراد سپاه یزید، نه از روی اعتقاد، بلکه از روی ترس از مجازات‌های سخت ابن زیاد و از دست دادن جان و مال خود، در کربلا حاضر شدند. تهدید به مرگ: ابن زیاد به صراحت اعلام کرده بود که هر کس از فرمان او سرپیچی کند، کشته خواهد شد. این تهدید، به خصوص برای کوفیانی که سابقه بیعت با مسلم را داشتند، بسیار جدی بود. فقدان راه فرار: در صحرای کربلا، با محاصره شدن توسط سپاه یزید، امکان فرار برای بسیاری از سربازان وجود نداشت و آن‌ها ناچار به شرکت در جنگ بودند، حتی اگر قلباً موافق نبودند.

ر) تعصبات قبیله‌ای و گروهی (Tribalism and In-group/Out-group Dynamics). تقویت هویت گروهی. فرماندهان سپاه یزید سعی می‌کردند با تقویت هویت گروهی و حس وفاداری به قبیله یا حاکم، حس همدردی و مسئولیت‌پذیری نسبت به "گروه بیرونی" (امام حسین و یارانش) را کاهش دهند. "شیطان‌سازی" از گروه مقابل: با شیطان‌سازی از امام حسین (ع) به عنوان "خارجی" یا "فتنه‌گر"، به سربازان تلقین می‌شد که آن‌ها با دشمنی خطرناک مواجه‌اند که باید از بین برود.

ش) سخت‌دلی و سنگدلی (Hardheartedness and Callousness). برخی از فرماندهان و افراد سپاه یزید، مانند شمر بن ذی الجوشن، افراد ذاتاً سنگدل و بی‌رحمی بودند. سوابق قبلی: سابقه برخی از این افراد در جنگ‌ها و سرکوب‌های پیشین، نشان از قساوت قلب آن‌ها داشت. عدم تأثر از سخنان امام: با وجود خطبه‌های آتشین و روشنگرانه امام حسین (ع) و یارانشان، بسیاری از آن‌ها هیچ تأثیری نپذیرفتند و حتی با هلهله و سروصدا سعی در خفه کردن صدای حق داشتند. این نشان می‌دهد که قلب‌هایشان به دلیل ارتکاب گناهان پیاپی، سخت و نفوذناپذیر شده بود.

ی) انکار و توجیه پس از عمل (Cognitive Dissonance and Justification). پس از ارتکاب جنایت، بسیاری از افراد برای کاهش ناهماهنگی شناختی (Cognitive Dissonance) (تضاد بین باورها و اعمالشان)، شروع به توجیه اعمال خود کردند. مقصر دانستن امام (ع): آن‌ها برای آرام کردن وجدان خود، امام حسین (ع) را مقصر اصلی دانستند که "خروج کرده" و "فتنه به پا کرده" است. عدم اعتراف به گناه: برخلاف بسیاری از کوفیان که بعدها پشیمان شدند، تعداد کمی از سپاهیان اصلی یزید در کربلا، واقعاً توبه کردند (به جز موارد معدود مانند حُر). این نشان‌دهنده عمق نفوذ توجیهات و انکار در ذهنیت آن‌ها بود.

التماس دعا.

.

.

عکس از خبرگزاری دانشجو



تاريخ : شنبه چهاردهم تیر ۱۴۰۴ | | نویسنده : نهضت عاشورا |

با فرارسیدن تاسوعای حسینی، زمین و زمان در سوگ مردی می‌نشینند که نامش، تبلور بی‌نظیر وفا، ایثار و شکوه انسانیت است: حضرت ابوالفضل العباس (ع). او نه فقط برادری بود برای حسین (ع)، که آیینه تمام‌نمای عشق بود، مردی که در رگ‌هایش خون حیدری می‌جوشید و در قلبش، دریایی از معرفت حسینی موج می‌زد.

روز تاسوعا، روزی است که تاریخ با حیرت، به اوج دلدادگی و جانفشانی او می‌نگرد. مگر می‌شود تشنگی فرات، حریفِ عطش وصال او به امامش شود؟ مشکی که پاره شد و دستی که جدا گشت، حکایت از اراده‌ای پولادین دارد که هیچ مانعی جلودارش نبود. عباس (ع)، ساقی بود که خود تشنه لب ماند، اما لحظه‌ای از اندیشه سیراب کردن اهل حرم غافل نشد. او که بر بلندای قامت رشیدش، علم برادر را برافراشته بود، لحظه‌ای درنگ نکرد، حتی وقتی که تیغ‌ها و تیرها، قامت سروآسای او را نشانه گرفتند.

قمر بنی‌هاشم! ای ماه درخشان شب تاریک کربلا! تو نماد آن عشقی هستی که فراتر از هر منطقی، تمام وجود را فدای معشوق می‌کند. نام تو، رمز شجاعت و پایداری در برابر ستم است. در این روز حزن‌انگیز، دل‌ها بی‌قرار توست، ای کسی که وفایت، درس‌نامه جاودانگی شد. بیایید در سوگ تو، نه فقط اشک بریزیم، که درس بگیریم؛ درس بصیرت، درس وفاداری، درس ایستادگی در برابر هر آنچه ناحق است، تا رهروان شایسته‌ای برای آرمان‌های حسینی باشیم.

---

عکس از ایمان ماندگاری



تاريخ : شنبه چهاردهم تیر ۱۴۰۴ | | نویسنده : نهضت عاشورا |

در مورد این که آیا عوام کوفه می‌توانستند با همدلی و یکدلی بر خواص چیره شوند و از شهادت مسلم و آمدن امام حسین (ع) به کوفه جلوگیری کنند، باید این مورد از چند جنبه بررسی گردد:

۱- ماهیت و ساختار جامعه کوفه. کوفه یک جامعه با ساختار قبیله‌ای پیچیده بود. هر قبیله و خاندان، رهبران و منافع خاص خود را داشتند. این تعصبات و رقابت‌های قبیله‌ای به شدت بر تصمیم‌گیری‌های عمومی تأثیرگذار بود. وحدت و یکدلی کامل در چنین فضایی، بدون یک رهبری بسیار قوی و فراگیر که بتواند از منافع قبیله‌ای فراتر برود، بسیار سخت بود.

۲- نفوذ و قدرت خواص. خواص، به ویژه رهبران قبایل، عالمان و ثروتمندان، نفوذ عظیمی بر عوام داشتند. آن‌ها می‌توانستند با سخنرانی‌ها، توجیهات دینی یا حتی تهدید و تطمیع، توده مردم را به سمتی سوق دهند. عبیدالله بن زیاد با شناسایی همین نقطه ضعف، مستقیماً خواص را هدف قرار داد و با تطمیع برخی و تهدید و اعدام برخی دیگر (مانند هانی بن عروه)، ستون فقرات مقاومت را شکست. وقتی خواص اصلی تسلیم شدند یا تغییر موضع دادند، عوام نیز که اغلب بی‌بصیرت و دنباله‌رو بودند، پراکنده شدند.

۳- ضعف بصیرت و ترس در میان عوام. همانطور که قبلاً اشاره شد، عوام کوفه غالباً فاقد بصیرت و تحلیل عمیق سیاسی و دینی بودند. آن‌ها به راحتی تحت تأثیر شایعات، وعده‌های دروغین یا صحنه‌سازی‌های حکومت قرار می‌گرفتند. همچنین، ترس از جان و مال در برابر خشونت بی‌رحمانه عبیدالله بن زیاد، بسیار فراگیر بود. وقتی فردی مانند مسلم بن عقیل که هزاران نفر با او بیعت کرده بودند، تنها می‌ماند و به شهادت می‌رسد، این ترس در دل عوام عمیق‌تر می‌شود و هرگونه فکر مقاومت را از بین می‌برد.

۴- فقدان یک رهبری آلترناتیو (جایگزین) قدرتمند برای عوام. در نبود یک رهبری مستقل و قاطع در میان خود عوام، که بتواند آن‌ها را یکپارچه کرده و در برابر نفوذ خواص فاسد و حکومت قرار دهد، عملی کردن این همدلی و یکدلی بسیار دشوار بود. مسلم بن عقیل، نماینده امام بود، اما پس از شهادت ایشان، خلأ رهبری بزرگی به وجود آمد که عوام توان پر کردن آن را نداشتند.

درنتیجه می توان گفت با این که وحدت و یکدلی عوام می‌توانست پتانسیل عظیمی برای مقاومت ایجاد کند، اما در شرایط کوفه آن زمان، این پتانسیل به دلیل نفوذ و خیانت خواص، ساختار قبیله‌ای، ضعف بصیرت و ترس فراگیر در میان عوام، و سیاست‌های سرکوبگرانه عبیدالله بن زیاد، به فعلیت نرسید. خواص، با تصمیمات و عملکردشان (چه با پیوستن به دشمن و چه با سکوت)، نقش بسیار مهم‌تری در سرنوشت کوفه و تنها ماندن امام حسین (ع) ایفا کردند. می‌توان گفت که عوامل درونی جامعه کوفه، به خصوص نفوذ خواص بر عوام، مانع از شکل‌گیری آن یکدلی قدرتمند شد که می‌توانست مسیر تاریخ را تغییر دهد.

التماس دعا.

.

.

منابع:

مفید، محمد بن محمد بن نعمان. "الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد".

خامنه‌ای، سید علی."نقش خواص در حادثه عاشورا". (مجموعه سخنرانی‌ها و بیانات).

طبری، محمد بن جریر. "تاریخ الطبری"

بلاذری، احمد بن یحیی. "انساب الاشراف".

عکس از (مجمع طراحان گرافیک رواق)



تاريخ : جمعه سیزدهم تیر ۱۴۰۴ | | نویسنده : نهضت عاشورا |

زمین کربلا می‌سوخت، و در میان آن عطش سوزان، لاله‌ای

بی‌رمق در آغوش پدر، آخرین نفس‌هایش را می‌کشید.

لب‌های کوچک، خشک‌تر از کویر، و چشمانی که دیگر رمقی

برای گریه نداشت.

پدر، حسین (ع)، با قامتی خمیده و دلی مالامال

از درد، طفل شش‌ماهه‌اش را بلند کرد.

نه برای جنگ،

که برای نشان دادن مظلومیت!

برای فریاد عطش!

"ای قوم، اگر بر من رحم نمی‌کنید، بر این کودک بی‌گناه رحم کنید!"

اما از آن سپاه، جوابی جز قساوت و خشم نیامد.

به جای آب، به جای رحم از روی انسانیت، تیری آمد...

تیری که از کمان حرمله رها شد، و نه بر قلب که بر حنجره‌ی

نازک علی‌اصغر نشست.

نازک‌تر از برگ گل، و پاره‌تر از دل پدر....

آه، علی‌اصغر... ای آینه‌ی عطش...

پدر دید که چگونه جان از تن کوچکش پرواز کرد.

دید که چگونه خون از آن رگ کوچک فواره زد و بر صورتش پاشید.

چگونه می‌شود خون گلوی طفل را بر صورت مالید و هنوز

زنده ماند؟

این داغ، داغی بود که کمر پدر را شکست.

داغی که زمین و زمان را خون گریه کرد.

و آن طفل، که به جای آب، با تیر سیراب شد،

تا ابد نماد مظلومیت و بی‌رحمی تاریخ ماند....

.

امان از دل رباب.....

التماس دعا

.

عکس از محمدعلی نادری



تاريخ : جمعه سیزدهم تیر ۱۴۰۴ | | نویسنده : نهضت عاشورا |

ادامه...

۴) مشارکت در مراسم عزاداری، به ویژه در قالب هیئت‌ها و تجمعات بزرگ، حس تعلق اجتماعی و هویت جمعی را در افراد تقویت می‌کند. این تجربیات مشترک از غم، همدلی و همدردی، پیوندهای عمیقی بین افراد ایجاد می‌کند و حس تنهایی را کاهش می‌دهد. این همبستگی اجتماعی، خود به عنوان یک منبع حمایتی قوی عمل می‌کند که می‌تواند به افراد در عبور از بحران‌های روانی و اجتماعی کمک کند. مراسم عزاداری از طریق رفع نیازهای روان‌شناختی و جامعه‌شناختی، خلاءهای هویتی افراد جامعه را نیز تأمین می‌کند.

۵) از منظر روانشناختی، عزاداری عاشورا نه تنها به گذشته می‌پردازد، بلکه یک محرک برای خودسازی و بازنگری در ارزش‌ها است. شنیدن داستان ایثار، شجاعت و عدالت‌خواهی امام حسین (ع) و یارانش، می‌تواند افراد را به سمت پرسش از خود و عملکردشان سوق دهد. این مراسم، فرصتی برای تأمل در انتخاب‌های زندگی، تعهد به اصول اخلاقی و مبارزه با رذایل اخلاقی درونی و بیرونی است.

۶) برای بسیاری از افراد، عزاداری یک تجربه عمیق معنوی است. ارتباط با ائمه اطهار (ع) و احساس نزدیکی به خداوند از طریق این مراسم، می‌تواند منبع آرامش روانی عمیق باشد. ایمان و اعتقادات مذهبی، به افراد کمک می‌کند تا با پذیرش قضا و قدر الهی و امید به پاداش اخروی، با غم و اندوه خود کنار بیایند و به آرامش دست یابند.

در مجموع، عزاداری عاشورا از منظر روانشناختی، نه تنها یک پاسخ طبیعی به فقدان و اندوه است، بلکه یک فرآیند پیچیده روان‌درمانی جمعی است که به افراد کمک می‌کند تا غم را پردازش کنند، معنا بیابند، تاب‌آوری خود را تقویت کنند و در قالب یک جامعه همدل، به سمت سلامت روان و رشد معنوی حرکت کنند.

التماس دعا.

منابع:

سراج اندیشه، "عزاداری و گریه برای امام حسین(ع) و تاثیرات روان شناسی آن".

خبرگزاری مهر، "عزاداری نیازهای روان‌شناختی جامعه را تأمین می‌کند".

بلاغ، "روانشناسی عزاداری"

Cambridge University Press, "The Rites of Mourning within Shiʿi Islam (Chapter 2) - The Art of Resistance in Islam".

DergiPark, "A Tale of Resilience and Faith: Understanding Grief Through Islamic Coping Mechanisms

عکس از سایت نبض فناوری



تاريخ : پنجشنبه دوازدهم تیر ۱۴۰۴ | | نویسنده : نهضت عاشورا |

در میان غبار خون و آتش، آن جا که آسمان و زمین بر مظلومیت حسین (ع) می‌گریستند، ستاره‌ای درخشان از خیمه‌گاه حسینی به سوی میدان شتافت. علی اکبر (ع)، میوه دل حسین (ع)، آینه تمام‌نمای جدش، رسول الله (ص). جوانی که در سیمایش، وقار نبوی و در کلامش، طنین حیدری موج می‌زد.

آه، ای علی اکبر، ای سرو بوستان حسین! چگونه می‌توان آن لحظه وداع را به تصویر کشید؟ آن هنگام که پدر، با قلبی آکنده از عشق و اضطراب، به قامت رعنای تو می‌نگریست و اشک، امانش را بریده بود. مگر نه اینکه تو، یادگار شیرین‌ترین خاطرات او از پیامبر (ص) بودی؟ مگر نه اینکه با دیدن تو، دلتنگی‌اش برای جدش تسکین می‌یافت؟

اذن میدان گرفتی و چون شهابی ثاقب، بر قلب سپاه کفر زدی. شجاعتت، لرزه بر اندام دشمن انداخت و رجزهایت، یادآور رشادت‌های شیر خدا، علی مرتضی (ع) بود. جنگیدی و جنگیدی، تا آنکه تشنگی و زخم‌های بی‌شمار، توانت را ربود.

و آن ندای جانسوز: "یا أبتاه علیک منی السلام..." پدر، سلام بر تو باد... این آخرین کلام تو بود، که جگر حسین (ع) را پاره‌پاره کرد. امام، سراسیمه خود را به بالین تو رساند. اما چه دید؟ پاره تنش، غرق در خون، با لبانی خشکیده و چشمانی که به سوی آسمان پر کشیده بود.

پدر، خم شد و صورت بر صورت خونین تو نهاد. فریاد "ولدی علی..." از اعماق جانش برخاست. گویی تمام عالم در برابر چشمانش تیره و تار شد. داغ تو، ای علی اکبر، چنان بر دل حسین (ع) سنگینی کرد که فرمود: "بعد از تو، خاک بر سر این دنیا باد."

ای شبیه‌ترین به رسول خدا، شهادت تو، سندی دیگر بر مظلومیت خاندان پیامبر (ص) و قساوت بی‌حد و حصر دشمنان دین خداست. تو با خون خود، نهال اسلام را آبیاری کردی و درس جوانمردی و فداکاری را به همه نسل‌ها آموختی.

سلام بر تو ای علی اکبر، در روزی که شکوه سیمای محمدی (ص) را به نمایش گذاشتی، در روزی که با خون خود، حماسه عشق و ایثار را نگاشتی و در روزی که در جوار جد بزرگوارت، متنعم خواهی بود. راهت، چراغ هدایت جوانان باد.

.

.

عکس از محمدعلی نادری



تاريخ : پنجشنبه دوازدهم تیر ۱۴۰۴ | | نویسنده : نهضت عاشورا |

در کنار نقش کلیدی و البته نقدآمیز خواص کوفه در بروز واقعه عاشورا، نمی‌توان از تأثیر و عملکرد عوام (که شامل توده مردم، افراد عادی جامعه که قدرت تحلیل عمیق یا نفوذ اجتماعی خواص را نداشتند) غافل شد. اگرچه مسئولیت اصلی انحراف جامعه بر دوش خواص است، اما عوام نیز در شکل‌گیری و سرانجام این فاجعه نقش‌آفرین بودند. نقش آن‌ها را می‌توان در چند بعد بررسی کرد:

الف) تأثیرپذیری از خواص و رهبران. عوام کوفه معمولاً به دلیل فقدان بصیرت کافی، به شدت تحت تأثیر خواص و رهبران دینی، سیاسی و اجتماعی خود قرار گرفتند. در کوفه، پس از ورود مسلم بن عقیل، تعداد زیادی از عوام با او بیعت کردند؛ اما با تغییر موضع خواص و تحت تأثیر تهدیدات عبیدالله بن زیاد و تطمیع‌هایی که به سران قبایل و بزرگان داده می‌شد، به سرعت از اطراف مسلم پراکنده شدند. این نشان می‌دهد که عموم مردم، تابع جو غالب و جهت‌گیری‌های خواص بودند.

ب) ترس و عافیت‌طلبی. عوام کوفه نیز مانند خواص آن، در برابر تهدیدات و ارعاب حکومت اموی، دچار ترس و عافیت‌طلبی شدند. عبیدالله بن زیاد با سیاست‌های خشونت‌آمیز خود، از جمله اعدام علنی برخی از یاران مسلم، چنان وحشتی در دل مردم ایجاد کرد که حتی کسانی که قلباً با امام حسین (ع) موافق بودند، جرأت یاری رساندن به ایشان را نداشتند. ترس از دست دادن جان، مال و امنیت، باعث شد که بسیاری از آن‌ها دست از حمایت بردارند.

ج) فقدان بصیرت و تحلیل عمیق. توده مردم کوفه غالباً فاقد توانایی لازم برای تحلیل پیچیدگی‌های سیاسی و دینی و تشخیص صحیح حق از باطل در شرایط غبارآلود فتنه بودند. آن‌ها بیشتر به ظاهر امور و شعارهای فریبنده توجه می‌کردند و عمق انحراف حکومت یزید را درک نمی‌کردند. این فقدان بصیرت، باعث شد که به راحتی فریب وعده‌های دروغین یا شایعات دشمن را بخورند.

د) دنیاگرایی و میل به راحتی. اگرچه شدت دنیاگرایی در عوام کوفه ممکن است به اندازه خواص آن نباشد، اما میل به راحتی و دوری از سختی‌ها، در میان آن‌ها نیز وجود داشت. مردم کوفه، پس از سال‌ها زندگی در آسایش نسبی، حاضر به تحمل مشقت‌های یک قیام علیه حکومت مقتدر اموی نبودند و به جای آنکه سختی جهاد را به جان بخرند، ترجیح دادند در آسایش بمانند. این موضوع در بیانات امام حسین (ع) نیز منعکس است که ایشان مردم را به دلیل دنیاپرستی و نپذیرفتن حق سرزنش می‌کنند.

ه) بی‌تفاوتی و سکوت. بخش قابل توجهی از عوام کوفه، به دلیل بی‌تفاوتی و عدم احساس مسئولیت، در قبال سرنوشت امام و جامعه، سکوت اختیار کردند. این سکوت و عدم اقدام، در واقع به تثبیت حکومت باطل کمک کرد و میدان را برای جولان دشمنان امام (ع) باز گذاشت. بسیاری از منابع تاریخی، به تعداد زیاد مردم کوفه که در خانه‌های خود ماندند و به یاری امام نشتافتند، اشاره می‌کنند.

می توان نتیجه گرفت که نقش عوام کوفه در واقعه عاشورا، بیشتر در قالب تأثیرپذیری، ترس، بی‌بصیرتی و عدم اقدام به موقع نمود پیدا می‌کند. اگرچه مسئولیت اصلی انحراف از مسیر حق بر دوش خواص کوفه بود که باید روشنگری می‌کردند و رهبری را به عهده می‌گرفتند، اما انفعال و سکوت عوام کوفه نیز بستر مناسبی برای تحقق اهداف دشمنان فراهم آورد. واقعه عاشورا نشان می‌دهد که یک جامعه، برای حفظ ارزش‌ها و ایستادگی در برابر ظلم، نیازمند بصیرت و شجاعت هم خواص و هم عوام است.

التماس دعا

.

.

منابع:

طبری، محمد بن جریر. تاریخ الطبری. ج ۵، ص ۳۷۲ به بعد.

مفید، محمد بن محمد بن نعمان. الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد. ج ۲، ص ۴۵-۴۷.

خامنه‌ای، سید علی. نقش خواص و عوام در حادثه عاشورا. (مجموعه سخنرانی‌ها و بیانات).

مطهری، مرتضی. حماسه حسینی. ج ۳، ص ۴۳۵-۴۳۷.

ابن اثیر، عزالدین علی بن محمد. الکامل فی التاریخ. ج ۴، ص ۳۵-۳۸.

عکس از سایت کرب و بلا



تاريخ : چهارشنبه یازدهم تیر ۱۴۰۴ | | نویسنده : نهضت عاشورا |

در دشت نینوا، آن جا که عشق و خون در هم آمیخت، ستاره‌ای دیگر از آسمان امامت به زمین افتاد. قاسم، آن نوگل نورس باغ حسن (ع)، آن یادگار مجتبی (ع)، که هنوز حلاوت جوانی بر لبانش بود و شور شهادت در سرش.

آه، ای قاسم، ای فرزند کریم اهل بیت! چگونه می‌توان آن لحظه‌ای را تصور کرد که اذن میدان از عموی مظلومت، حسین (ع)، طلب کردی؟ آن زمان که وجودت لبریز از شوق وصال بود و قلبت همچون کبوتر حرم، در هوای پرواز به سوی معبود می‌تپید. عمویت، آن امام غریب، با چه دلی رضایت به رفتن تو داد؟ مگر نه اینکه در سیمای تو، برادرش حسن (ع) را می‌دید و در شجاعتت، صلابت حیدری را؟

به میدان رفتی، ای شیربچه شیر جمل! رجزهایت لرزه بر اندام سپاه کفر انداخت. با هر ضربه شمشیرت، گویی حیدر کرار به میدان بازگشته بود. اما امان از کثرت دشمن و غربت یاران! امان از آن دمی که تیغ جهل و کینه، بر پیکر نازنینت فرود آمد و خون پاکت، خاک تفتیده کربلا را گلگون ساخت.

صدای "یا عماه" تو، هنوز در گوش تاریخ می‌پیچد. آن فریاد استغاثه‌ای که جگر عمویت را سوزاند و او را شتابان به بالین تو رساند. اما چه دید؟ پیکری پاره پاره، آغشته به خون، در میان گرد و غبار میدان. داغی دیگر بر دل داغدیده حسین (ع).

ای قاسم، حنای خون بر دست و پایت، گواه مظلومیت تو و قساوت دشمنان دین خداست. شهادت تو، نه تنها سندی بر حقانیت قیام عاشوراست، بلکه درسی است برای همه جوانان آزاده جهان که در راه حق و حقیقت، از بذل جان نیز دریغ نورزند.

سلام بر تو ای قاسم بن الحسن، در روزی که زاده شدی، در روزی که به شهادت رسیدی و در روزی که برانگیخته خواهی شد. راهت پر رهرو باد.

.

.

عکس از بهنام شیر محمدی



تاريخ : چهارشنبه یازدهم تیر ۱۴۰۴ | | نویسنده : نهضت عاشورا |

عزاداری عاشورا، از منظر روانشناختی، یک پدیده چندوجهی است که می‌تواند تأثیرات عمیقی بر سلامت روان فردی و جمعی داشته باشد. این مراسم، نه تنها یک واکنش طبیعی به غم و اندوه است، بلکه کارکردهای روانشناختی مهمی را نیز ایفا می‌کند.

۱) یکی از مهمترین ابعاد روانشناختی عزاداری، فراهم آوردن فضایی امن برای تخلیه هیجانی است. گریه، سینه‌زنی و ابراز اندوه در جمع، به افراد کمک می‌کند تا غم، خشم و اندوه‌شان را که در اثر مواجهه با مصیبت‌ها و بی‌عدالتی‌های کربلا (و گاه مصائب شخصی خود) در وجودشان انباشته شده، رها کنند. این تخلیه هیجانی، می‌تواند از سرکوب احساسات جلوگیری کرده و به پردازش سالم غم و کاهش فشار روانی ناشی از آن کمک کند. روانشناسان معتقدند که ابراز سالم غم، برای بهداشت روان ضروری است و می‌تواند از بروز مشکلات روانی مانند افسردگی مزمن جلوگیری کند. بررسی‌های علمی در مورد تأثیرات روانشناختی عزاداری محرم، نشان داده است که شرکت در این مراسم می‌تواند منجر به کاهش افسردگی در افراد شود، حتی در کسانی که پیش از آن دارای علائم افسردگی بوده‌اند. گریه، به عنوان یک راه اطمینان بخش برای روح و جسم، به تعادل روانی کمک می‌کند، به خصوص در اوضاع بحرانی.

۲) سوگواری برای واقعه عاشورا، به افراد کمک می‌کند تا رنج و درد را در چارچوب یک روایت معنابخش قرار دهند. شهادت امام حسین (ع) به عنوان یک قربانی شدن در راه ارزش‌های الهی و انسانی، به غم و اندوه حاصل از آن عمق و معنا می‌بخشد. این معنابخشی، به افراد کمک می‌کند تا از حس بی‌هدفی و پوچی در مواجهه با رنج‌های زندگی رها شده و با اتصال به یک هدف متعالی، آرامش پیدا کنند. از دیدگاه روانشناسی فرهنگی، مراسم عزاداری با ساختن روایت‌های جمعی از غم، به افراد در فرآیند معناسازی کمک می‌کنند.

۳) با وجود جنبه‌های اندوه‌بار، عزاداری عاشورا در نهایت به تقویت تاب‌آوری(Resilience) و امید در افراد منجر می‌شود. داستان کربلا، با وجود مصائبش، سرشار از درس‌های مقاومت، پایداری و پیروزی نهایی حق بر باطل است. عزاداران می‌آموزند که حتی در اوج سختی‌ها و شکست‌های ظاهری، می‌توان به ارزش‌ها پایبند ماند و در نهایت حقیقت پیروز خواهد شد. این درک، به آن‌ها کمک می‌کند تا در مواجهه با چالش‌های زندگی خود نیز، روحیه مقاومت و امید را حفظ کنند. همچنین، این مراسمات به عنوان یک مکانیسم مقابله‌ای مذهبی عمل کرده و می‌توانند در مدیریت غم و آسیب‌های روانی پس از رخدادهای دردناک نقش داشته باشند.

.

.

منابع:

سراج اندیشه، "عزاداری و گریه برای امام حسین(ع) و تاثیرات روان شناسی آن".

ایرنا، "شركت در عزاداری محرم بر سلامت روان اثرات مثبت دارد"

خبرگزاری مهر، "عزاداری نیازهای روان‌شناختی جامعه را تأمین می‌کند".

Al-Islam.org, "The Psychology of Mourning | The Uprising of Ashura and Responses to Doubts".

ResearchGate, "Islamic Processes for Managing Grief, Loss and Death". (PDF)

DergiPark, "A Tale of Resilience and Faith: Understanding Grief Through Islamic Coping Mechanisms".

Global Peer Reviewed Journals, "The Influence of Religion on Attitudes towards Death among Muslim Communities in Ghana".

عکس از خبرگزاری برنا



تاريخ : سه شنبه دهم تیر ۱۴۰۴ | | نویسنده : نهضت عاشورا |

ادامه....

پروپاگاندای دولت یزید: ادامه و تشدید انحراف

یزید، خلافت را در فضایی که معاویه آماده کرده بود، به دست گرفت. با این حال، تفاوت‌های کلیدی در رویکرد او وجود داشت که منجر به فاجعه کربلا شد.

۱) بی‌پرده بودن فساد یزید: برخلاف معاویه که تلاش می‌کرد ظاهری مذهبی و موجه از خود نشان دهد، یزید آشکارا به فسق و فجور، شراب‌خواری و لهو و لعب می‌پرداخت. این رفتارها، مشروعیت او را در نزد بسیاری از مسلمانان (به خصوص در حجاز و عراق) به شدت زیر سوال برد. پروپاگاندای یزید باید این فساد علنی را توجیه می‌کرد یا نادیده می‌گرفت.

۲) تأکید بر سرکوب و حذف فیزیکی: یزید از همان ابتدا با خشونت و بی‌رحمی بی‌سابقه‌ای رفتار کرد. دستور او برای بیعت اجباری از امام حسین (ع) و عبدالله بن زبیر، و تأکید بر برخورد قهرآمیز با مخالفان، نشان‌دهنده این رویکرد بود. پروپاگاندای او عمدتاً بر ترساندن و ارعاب تکیه داشت تا اقناع فکری.

۳) وارونه‌نمایی قیام امام حسین (ع): پس از واقعه کربلا، پروپاگاندای یزید تلاش کرد تا قیام امام حسین (ع) را به عنوان یک شورش و خروج علیه خلیفه برحق (از دید خودشان) معرفی کند. آن‌ها امام (ع) را مفسد و تفرقه‌انداز خواندند و شهادت ایشان را نتیجه "حکم خدا" یا "تجاوز به حدود الهی" دانستند. هدف این بود که مسئولیت قتل نوه پیامبر (ص) را از دوش یزید بردارند.

۴) تلاش برای تحریف واقعیت کربلا: دستگاه تبلیغاتی یزید سعی کرد روایت خود را از کربلا به مردم ارائه دهد. اما حضور حضرت زینب (س) و امام سجاد (ع) در کوفه و شام، با خطبه‌های کوبنده و روشنگرانه، این تلاش را به شدت با مشکل مواجه کرد. آن‌ها با افشای ماهیت یزید و بی‌رحمی‌های سپاه او، پروپاگاندای بنی‌امیه را خنثی کردند.

۵) کاهش نقش مشروعیت دینی: در دوران یزید، تأکید بر "خلافت" به عنوان یک منصب دینی، تا حد زیادی کم‌رنگ شد و بیشتر به سمت حکومت پادشاهی و موروثی متمایل گردید. پروپاگاندای او نیز در این راستا، کمتر از قبل به استدلال‌های دینی و بیشتر به قدرت نظامی و تثبیت پادشاهی تکیه داشت.

می توان نتیجه گرفت که پروپاگاندای یزید، در واقع ادامه و تشدید همان مسیر انحرافی بود که معاویه سال‌ها قبل آغاز کرده بود. معاویه با هوشمندی، پایه‌های مشروعیت‌زدایی از اهل بیت (ع) و تثبیت پادشاهی اموی را بنا نهاد. یزید نیز بر روی این میراث حرکت کرد، اما با فساد علنی و رویکرد خشن‌تر خود، پرده از ماهیت واقعی حکومت بنی‌امیه برداشت. همین بی‌باکی یزید در ارتکاب جنایت و بی‌توجهی به ارزش‌های اسلامی بود که باعث شد قیام امام حسین (ع) صورت بگیرد و با فداکاری امام و اهل بیت (ع)، ماهیت پلید بنی‌امیه برای همیشه افشا شود. کربلا، در واقع نقطه اوج مقابله با پروپاگاندای اموی بود که در نهایت، آن دستگاه عظیم تبلیغاتی را با خون و شهادت، رسوا کرد.

پایان

.

عکس از مرکز مدیریت حوزه علمیه



تاريخ : دوشنبه نهم تیر ۱۴۰۴ | | نویسنده : نهضت عاشورا |

حر... نامی که در تاریخ کربلا، نه با ننگ که با شرافتِ بازگشت به آغوش حق، ثبت شد. تو که روزی در برابر امامت ایستادی، اما وقتی صدای ضجه‌های عطش آلود کودکان حسین (ع) را شنیدی، تمام وجودت لرزید. وقتی دیدی آن‌ها که تو را به جنگ با فرزند پیامبر فرستادند، حتی قطره‌ای آب به روی اسیران رحم نمی‌کنند، فهمیدی که حق کجاست.

حر، تو شجاع‌ترین بازگشت را رقم زدی! نه از مرگ ترسیدی و نه از رسوایی هراس داشتی. با چشمانی اشک‌بار و دلی پر از ندامت، به سوی خیمه‌گاه حسین (ع) دویدی و گفتی: «یا اباعبدالله! آیا توبه‌ای برای من هست؟» و امام، با آن روح بزرگش، تو را در آغوش کشید؛ چون می‌دانست که حر، اکنون از همان مردان راستین تاریخ است.

و سپس، در گرمای سوزان عاشورا، اولین کسی بودی که با شهامت بی‌نظیر، به میدان رفتی. نه برای کشتن که برای کشته شدن... برای آنکه با خون خود، گناه گذشته را بشویی و ثابت کنی که گاهی انسان آنقدر بزرگ می‌شود که حتی اشتباهاتش را به قله‌های افتخار تبدیل می‌کند.

حر... تو نمادِ بازگشت به حقیقتی! تو آموختی که گاهی انسان گمراه می‌شود، اما اگر شجاعتِ اعتراف به اشتباه را داشته باشد، می‌تواند حماسه‌ای جاودان بیافریند.

سلام بر حر، آن توبه‌کارِ آسمانی!

سلام بر حر، آن سربازِ راستینِ اباعبدالله!

.

عکس از علی شیرازی(نگاره)



تاريخ : دوشنبه نهم تیر ۱۴۰۴ | | نویسنده : نهضت عاشورا |

د) مشارکت فعال و آگاهانه در مجالس عزاداری:

۱- هدف از حضور را بدانیم. صرفاً برای دید و بازدید یا صرف نذری به مجالس نروید. نیت خود را خالص کنید و با هدف کسب معرفت، تذکر و ارتقاء معنوی در مجالس حاضر شوید.

۲- توجه به سخنرانی‌ها. بخش مهمی از عزاداری، شنیدن پیام‌های روشنگرانه و اخلاقی از زبان خطبا و وعاظ است. با تمام وجود به این سخنان گوش فرا دهید و سعی کنید درس بگیرید.

۳- روضه‌خوانی و سینه‌زنی. با شور و شعور در روضه‌خوانی و سینه‌زنی شرکت کنید. اشک ریختن بر مصائب امام حسین (ع) فضیلت دارد، اما این اشک باید همراه با معرفت و درک پیام امام (ع) باشد.

۴- دعا و نیایش. از فرصت شب‌ها و روزهای محرم برای دعا، مناجات و توسل به اهل بیت (ع) بهره ببرید.

۵- همراهی با خانواده و دوستان. خانواده و دوستان خود را نیز به مشارکت فعال و آگاهانه در عزاداری تشویق کنید

ه) توجه به بهداشت فردی و اجتماعی (در شرایط خاص):

۱- رعایت بهداشت در توزیع نذورات. در پخت و توزیع غذا و نذورات، نهایت دقت را در رعایت بهداشت فردی و محیطی به عمل آورید.

۲- حفظ نظافت محیط. پس از مراسم، به تمیز نگه داشتن محیط کمک کنید و زباله‌ها را در جای مناسب قرار دهید.

با رعایت این توصیه‌ها، می‌توانیم عزاداری خود را از یک مراسم صرف، به یک تجربه عمیق معنوی، اخلاقی و اجتماعی تبدیل کنیم که تأثیر پایدار در زندگی ما داشته باشد و ما را گامی به سیره سیدالشهداء (ع) نزدیک‌تر سازد.

التماس دعا

.

عکس از حسین براتی (نگاره)

.



تاريخ : یکشنبه هشتم تیر ۱۴۰۴ | | نویسنده : نهضت عاشورا |

در آن شب سرد کربلا، صدای گریهٔ کودکی در خیمهٔ غربت می پیچید...

رقیهٔ سه ساله، با چشمانی اشک بار، پدر را می خواست؛ پدری که بر سینهٔ خاک، غریبانه خون گریه می کرد.

هر ستاره، قصهٔ شهادت حسین (ع) را زمزمه می کرد، اما چه کسی جواب گوی دلتنگی های رقیه بود؟

وقتی دستان کوچکش را به سوی آسمان بلند کرد و گفت: «بابا جان! کی برمیگردی؟»،فرشتگان از آسمان گریستند...

سلام بر رقیه (س)......💔

۳ محرم، روز حضرت رقیه‌.

.

عکس از امیر نوروزی



تاريخ : یکشنبه هشتم تیر ۱۴۰۴ | | نویسنده : نهضت عاشورا |

دولت یزید در واقع وارث یک میراث تبلیغاتی قوی و پیچیده از معاویه بود که او سال‌ها برای تثبیت قدرت و تضعیف جایگاه اهل بیت (ع) به کار گرفته بود. با این حال، پروپاگاندای یزید تفاوت‌های مهمی با پروپاگاندای معاویه داشت که ناشی از تفاوت‌های شخصیتی خود این دو و شرایط سیاسی زمانه آن‌ها بود.

معاویه، بنیانگذار خلافت اموی، یک سیاستمدار بسیار زیرک و ماهر در مهندسی افکار عمومی بود. او دهه‌ها قبل از یزید، برنامه‌ای منسجم و بلندمدت برای تثبیت قدرت خود و تخریب چهره اهل بیت (ع)، به خصوص امام علی (ع)، به اجرا گذاشته بود. روش‌های تبلیغاتی معاویه شامل موارد زیر بود:

۱) جعل روایت و حدیث‌سازی: معاویه به صورت گسترده‌ای به جعل احادیث و روایت‌سازی علیه امام علی (ع) و در فضیلت خلفای سه‌گانه و حتی خود بنی‌امیه پرداخت. هدف این بود که چهره امام علی (ع) را در نظر مردم مخدوش کند و به جایگاه اهل بیت لطمه بزند.

۲) سب و لعن علنی: معاویه دستور داده بود که در خطبه‌های نماز جمعه و در تریبون‌های عمومی، امام علی (ع) را سب و لعن کنند. این کار به مدت سال‌ها ادامه یافت و باعث شد در برخی مناطق مانند شام، مردم امام علی (ع) را دشمن اسلام بشناسند.

۳) تبلیغات منفی و شایعه‌پراکنی: او با انتشار شایعات و داستان‌های دروغین، سعی در تخریب شخصیت اهل بیت (ع) و ایجاد سوءظن نسبت به آن‌ها داشت.

۴) تطمیع و تهدید: معاویه با تطمیع برخی علما، راویان حدیث و افراد بانفوذ، آن‌ها را وادار به همکاری در این پروژه تبلیغاتی می‌کرد. همچنین مخالفان را به شدت سرکوب و تهدید می‌نمود.

۵) دور کردن مردم شام از حقیقت: مردم شام، به دلیل دوری از مرکز خلافت اسلامی و عدم دسترسی به منابع صحیح، به شدت تحت تأثیر پروپاگاندای معاویه قرار گرفتند. معاویه حتی از خروج شامیان به سایر مناطق و رفت و آمد محدثین به شام جلوگیری می‌کرد تا سطح آگاهی عمومی پایین بماند.

۶) بزرگ‌نمایی فتوحات و دستاوردهای حکومت: او تلاش می‌کرد خود را فردی قدرتمند و حافظ اسلام معرفی کند تا مردم مشروعیت او را بپذیرند.

معاویه با این اقدامات، پایه‌های فکری و تبلیغاتی را برای جانشینی یزید بنا نهاد. او مشروعیت را از شایستگی به وراثت تغییر داد و ذهنیت عمومی را برای پذیرش حاکمی که از اهل بیت (ع) نیست، آماده ساخت.

پروپاگاندای دولت یزید: ادامه و تشدید انحراف...

.

ادامه دارد...........

.

عکس از مرکز مدیریت حوزه علمیه



تاريخ : شنبه هفتم تیر ۱۴۰۴ | | نویسنده : نهضت عاشورا |

ب) کمک به نیازمندان و عمل به سیره اهل بیت (ع):

امام حسین (ع) مظهر عدالت، رحمت و دستگیری از نیازمندان بودند. عزاداری حقیقی، بدون توجه به درد و رنج دیگران معنا ندارد.

۱- انفاق و صدقه دادن. بخشی از نذورات یا توان مالی خود را به نیازمندان، ایتام، بیماران و فقرا اختصاص دهید. این می‌تواند شامل کمک نقدی، تهیه مایحتاج ضروری، یا فراهم کردن غذای گرم باشد.

۲ـ کمک‌های داوطلبانه. در حد توان خود در فعالیت‌های خیرخواهانه و جهادی مشارکت کنید.

۳- دستگیری از مظلومان. اگر در اطراف خود مظلومی می‌شناسید که به کمک نیاز دارد (چه مالی، چه معنوی یا حقوقی)، تا حد امکان به او یاری رسانید.

۴- همدردی. عزاداری تنها برای امام حسین (ع) نیست، بلکه برای تمام دردمندان عالم است. سعی کنید در این ایام، حس همدردی و مواسات خود را با دیگران تقویت کنید.

ج) رعایت اصول اخلاقی و تهذیب نفس:

عزاداری باید پلی برای رسیدن به اخلاق حسنه و ترک رذایل باشد.

۱- دوری از گناهان. محرم فرصتی برای خودسازی است. سعی کنید در این ایام، از غیبت، تهمت، دروغ، قضاوت‌های نادرست، و هر گناه دیگری که روح را آلوده می‌کند، دوری کنید.

۲- حفظ حرمت مجالس. در مجالس عزاداری، آرامش، سکوت، و توجه کامل به سخنرانی‌ها و روضه‌ها را رعایت کنید. از صحبت‌های غیرضروری و مشغول شدن به تلفن همراه بپرهیزید.

۳- نظم و آراستگی. با ظاهر آراسته و تمیز، اما بدون تجمل، در مجالس حاضر شوید.

۴- حق‌الناس. اگر نذری دارید، به عهد خود وفا کنید. اگر در توزیع نذورات دخیل هستید، حق‌الناس را به دقت رعایت کنید.

.

عکس از نگاره



تاريخ : جمعه ششم تیر ۱۴۰۴ | | نویسنده : نهضت عاشورا |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.