استغفار کامل

 

 

بار اللها بابت گناهان کبیره و صغیره از درگاهت طلب مغفرت دارم،  

 

خداوندا بابت گناهان افکاری و گفتاری و رفتاری از درگاهت طلب مغفرت دارم،

 

     اللهی بابت گناهان آشکار و پنهانم از درگاهت طلب مغفرت دارم،

پروردگارا بابت گناهان فراموش شده و گناهانی که بخاطر دارم از درگاهت طلب مغفرت دارم.

 

اللهی بابت گناهانی که برایم قابل تشخیص و قابل درک نیستند از درگاهت طلب مغفرت دارم.

 

خدایا مرا بخاطر اینکه  گناهان فراموش شده را بیاد نمی آورم

 و گناهانی که آنها را درک نمی کنم اگر استغفار نکردم

مواخذه نکن بلکه راه تشخیص گناه را به من بیاموز و گناهان

فراموش شده را بیادم بیاور و توفیق استغفار را برایم فراهم

ساز بحق محمد و آل طاهرین برحمتک یا ارحم الراحمین.

استغفرالله و اسئله التوبه.


 

از علی تا علی


حضرت علی علیه السلام با وجود اینکه حق او را غصب کردند

با وجود اینکه بسیاری از مطالب و آثار گرانبهایش بوسیله

 

دشمنان پنهان شد با و جود اینکه دشمنان نا پاک و حرامزاده

اش کار را بجایی رساندن که مردم می پنداشتند که نعوذبالله

 

علی نماز خوان نیست و کار را بجایی رساندن که همان

بینوایانی که علی بن ابیطالب شبانه با چهره پوشیده به آنها

 

طعام میداد با اینکه از او تشکر می کردند اما به حضرت علی

دشنام می دادن غافل از اینکه همین شخص که دارد به آنها

 

طعام  می دهد علی بن ابیطالب است. که بعد از شهادت او  

همه چیز برای همه کس آشکار شد.  علی اینقدر محبوب

 

خداست، اینقدر محکمست، اینقدر بلند آوازه و معروف و

مشهورست، اینقدر در یاد و خاطره مذاهب مختلف جا دارد و

 

ریشه دارد و بر قلبها حکومت می کند که هیچ نیرویی و هیچ

اشخاصی و با هیچ توطئه ای نخواهند توانست، به نام نورانی و

 

آوازه بلند و عظمت و شکوه او، کوچکترین خدشه ای وارد

کنند. دشمنان احمق، بی خرد، ترسو، گمراه، و از خدا بی خبر

 

او اگر تمام شیاطین هفت آسمان را به همراه خود داشته

باشند توانایی و عرضه اش را ندارند که یک ذره از محبوبیت او،

 

از عظمت او، از آوازه مستحکم او، را در نزد مردم دنیا کمرنگ

کنند، دشمنان علی بن ابیطالب این را بدانند که چه بخواهند و

 

چه نخواهند،  مذهب شیعه که همان ولایت پذیری حضرت علی

علیه السلام است، که اسلام ناب محمدی هم همین هست، با

 

رهبری قائم آل محمد،  سراسر دنیا را فرا خواهد گرفت.

و این وعده  اللهی است.

      ...نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ ۗ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ ﴿١٣﴾
... یاری و پیروزی نزدیک از سوی خداست. و مؤمنان را مژده

ده. سورره صف

 


 

حق و حق دار

 

 

 

بعد از پیامبر خلافت باید دست کسی می افتاد که  همانند خود

پیامبر از این ویژگیها برخودار بود  یعنی در هرکجای کره

 

خاکی که باشد، شرق و غرب را ببیند بر هفت آسمان مسلط

باشد، و گذشته و حال و آینده را همچو زمان حال ببیند و جواب هر سوالی را بداند و هر سوالی  بی درنگ جواب دهد و عالم

 

به علوم دین و عالم به علوم مادی و عالم به درمان همه

بیماریها باشد،   نه کسی که از نظر علم عرفان در حد صفر و

 

یا زیر صفر و از نظر علم دین بسیار ضعیف شاید هم فاقد علوم

و هیچ گونه آشنایی با دارو درمان امراض نداشته باشد.


اگر نگاهی سالم و بدون نقص به تاریخ بیندازیم خواهیم فهمید

که امیرالمومنین علی بن ابیطالب تمام این ویژگیها را داشت

 

و  دیگر خلفا هیچ گونه ویژگی در این باب نداشتند، بلکه آنها

حتی از جواب دادن به  سوالهای مردم به دلیل ضعف علم و به

 

دلیل جهالت، درمانده بودند و جواب تمام سوءالات مردم را از

حضرت علی علیه السلام می گرفتند. و هر کجا هر موفقیتی

بدست آوردند با استفاده از علم علی علیه السلام و با طراحی

زیبا و حکیمانه و عالمانه آن حضرت بوده است.  وصی رسول

الله فقط علی بن ابی طالب.

 

منتظران مهدی

 

منتظر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، آن  کسی

نیست که فقط بنشیند  و زانو غم بغل بگیرد و بدون هیچ عملی

چشم براه بماند بلکه منتظر کسی است که جهت زمینه سازی

ظهور از هیچ کوشش و فعالیتی و تبلیغی  چه از نظر گفتار

و چه از نظر عملیاتی دریغ نکند  و در انجام هر عملی رضایت

خاطر امام زمان را مد نظر داشته باشد و همیشه خود را در

معرض دید امامش ببینید و بیاد این فراز از زیارت او باشد، که

فرموده شده: السلام علیک یا عین الله فی خلقه. و همیشه

دعای اصلیش و دعای اول و آخرش، دعا برای تعجیل فرج

امامش باشد.

 

چرا قرآن  بر اعراب نازل گشت و بر ایران نازل نشد

 

 

قابل توجه کسایی که ادعا دارند که چرا قرآن با زبان عربی

 

نازل شد و از میان اعراب آغاز شد. چرا با زبان فارسی و در

بین مردم فهیم ایرانیان نازل نشد.


1-اولا از بین زبانها  تنها زبان عربی زبان کامل و سنگین

 

هست و هر   سه یا چهار   کلمه عربی با    یک یا دو سطر زبانهای دیگر برابری میکند.


2- اما اینکه چرا از میان اعراب آغاز گشت بدین خاطرست که

 

اعراب خیلی دیر و با دلائل فراوان مسئله را باور می کنند و با

زحمت فراوان آن هم توسط کسی که فرستاده خداوند باشد

 

توجیه خواهند شد و اگر در جایی دیگر و با زبانی دیگر نازل

می گشت اعراب هیچگاه زیر بار نمی رفتند و بدنبال دین اسلام نمی گشتند. 


3-اما اینکه چرا قرآن بر ایرانیان نازل نشد و از این سرزمین

 

آغاز نشد دلیلش نجیب بودن و فهیم بودن و عاقل بودن مردم

 

ایران بود یعنی مردم ایران زمین فرهنگی داشتند که قرآن را

 

حتی اگر بر دور دستها نازل می شد قبول کرده و دین اسلام

 

را از هر کجا که آغاز گردد را می پذرفتند و نمونه بارزش

سلمان فارسی بود که نظر پیامبر اسلام صلی الله علیه وآل و

سلم را در  متن زیر می بینیم،


پیامبراکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به هنگام تلاوت قرآن به این آیه رسیدند که خداوند می‌فرماید: «...وَ اِنْ تَتَوَلَّوْا یَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَیْرَکُمْ ثُمَّ لا یَکُونُوا اَمْثالَکُمْ؛


 و اگر روی برگردانید (خداوند) جای شما را به مردمی غیر از

شما خواهد داد که مانند شما نخواهند بود.» از آن حضرت

 

پرسیدند: کسانی که اگر ما روی برگردانیم خداوند آن‌ها را به

جای ما قرار می‌دهد چه کسانی هستند؟ رسول خدا در حالی

 

که بردوش سلمان فارسی می‌زد فرمود: «این مرد و قوم او هستند.» 


در حدیثی دیگر ابوهریره می‌گوید: خدمت پیامبر

(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نشسته بودیم که سوره جمعه نازل

شد.

 

آن را برای ما تلاوت کرد و وقتی به آیه «و آخرینَ منهم لمّا یلحقوا بِهم


 رسید، مردی پرسید یا رسول الله آن گروه چه کسانی‌اند؟ آن

 

حضرت ضمن اشاره به سلمان فرمودند: «قسم به جان کسی

 

که جانم در دست او است «لو کان الایمان معلقاً بالثریا لتناوله رجل من العجم و اسعدهم به الفارس؛


 اگر ایمان به ستاره ثریا بسته باشد و در آسمان قرار گیرد

 

افرادی از عجم آن را به دست می‌آورند و سعادتمند‌ترین آن‌ها مردم فارس (ایران) هستند.»


آیه دیگری در قرآن است که طبق حدیث نبوی از ایرانیان به

 

عنوان پاسداران و نگهبانان دین یاد شده است. آیه می‌فرماید:

 

«اگر این قوم نسبت به آن (هدایت الهی) کفر ورزند (مهم نیست) زیرا کسانی را نگاهبان آن ساختیم که نسبت به آن کافر نیستند.» 


 شخصی از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) پرسید:

 

‌ای رسول خدا منظور از آن گروه نگهبان دین در این آیه چه کسانی هستند؟

 

حضرت فرمودند: سوگند به خدا، این گروه نگهبان، سلمان و قوم او هستند.» 


حال این را هم باید بدانیم که اهل بیت عصمت

 وطهارت وابسته به هیچ قوم و نژادی نیستند بلکه آنها

 

 نوری واحده هستند که  از سوی خداوند بر خلائق

 می تابند ،  السلام علیک یا نورالله فی الظلمات

 

 الارض.(زیارت ائمه علیهم السلام درطول ایام هفته و

 دیگر زیارات)  بلکه آنها عین الله هستند السلام علیک

 یا  عین الله فی خلقه، زیارت امام زمان در روز جمعه،

 

 بلکه آنها  وجه الله هستند ( وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَيْنَما

 تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَليمٌ ) سوره مبارکه بقره آیه 115 
 
که امام جعفر صادق علیه السلام در تفسیر این آیه فرمود

 

منظور از وجه الله در این آیه ما ائمه اطهار هستیم( بحار  جلد 35)

بلکه آنها،  آل الله، یدالله، باب

 الله، علم الله...، هستند.  که ابتداء  بر اعراب تابیدند و از  میان آنها در قالب بشر ظهور کردند.

از حضور تا ظهور

 

 امام زمان عجل الله تعالی  نتنها در بین ما حضور دارد

 

بلکه برما حضور دارد و روی سر ما و بر روی اعمال و زندگی

 

ما حاظر و ناظر است، او جایی نرفته است و از بین ما متواری

 

نیست بلکه اصل کاری اوست و قطب عالم امکان اوست و

 

مرکز عالم حقیقت خداپسندانه اوست، و کعبه ای که ما باید

 

دورش بگردیم اوست، لیکن این ما هستیم کعبه خود را که

وجود مقدس اوست گم کرده ایم و  مسائل و مشاغلی که ما

 

را به او برساند و چشم ما را  به دیدن جمال او منور گرداند

 

فراموش و گم کرده ایم و بی راهه را در پیش گرفته ایم و حب

 

مادیات دنیا را کعبه خویش قرار داده ایم و گناهان کرداری و

 

رفتاری و افکاری را اعم از ریز و درشت را بر خود مسلط

 

کرده ایم و به همین دلیل امکان و توان دیدن جمال منور منجی

 

عالم بشریت از ما زدوده شده است و عرضه دیدنش را نداریم

 

و در واقع او برای ما ظاهر نیست و بر دیدگان ما  ظهور

 

نکرده است  که  دلیلش خود ما هستیم. 


به یک مثال توجه داشته باشیم:


آفتاب بر سنگ و شیشه به یک میزان میتابد اما شیشه

 

می درخشد و سنگ درخشش ندارد و دلیل درخشندگی شیشه

 

اینست که او قابلیت این را دارد که خود را تجلیگاه خورشید

 

قرار دهد و خورشید را در وجود خویش بیند، اما سنگ چنین

 

قابلیتی را ندارد.


حال اگر به وجود خود و اعمال خود برگردیم خواهیم فهمید که

 

حکایت ما همان حکایت سنگ است مقابل تابش آفتاب یعنی

 

ما هر چند در معرض تابش و نگاه و نظر امام زمان قرار داریم

 

اما این وجود کدر ما هست که قابلیت این را ندارد وجود مقدس

 

او را درک کرده و نمی توانیم خود را تجلیگاه او قرار دهیم و

 

توانش را نداریم که وجود خود را از حضور او پر کنیم و او را

 

برای خود ظاهر ساخته و نمی توانیم ظهورش را برای خود به

 

حقیقت برسانیم.  او هست ولی ما نیستیم، او می تابد، نگاه

 

می کند،می بیند، ولی ما منعکس نمی کنیم،متوجه نیستیم و

غافلیم.

 

وقت غنیمت است

 

 

 

 

در همین دنیا دار فانی را به دیار باقی مبدل کنیم.


دنیا در حال گذرست، و هر  گونه  خیال و گفتار و رفتار که از

 

انسان سر می زند بلا فاصله میگذرد .


حال مهم اینست که آیا آثاری از اعمال انجام شده برای ما در

 

همین دنیا باقی میماند و یا فنا می گردد و هیچ اثری از او

 

باقی نمی ماند و اگر آثارش باقی ماند،  حال آن آثار  چگونه

 

آثاریست؟ آیا نتیجه مفید برای زمان حال و فردا های ما دارد یا

 

خیر؟ و یا بی نتیجه و راکد ما را به حال خود وا میگذارد و یا

 

ما را با نتیجه ای شوم در ادامه زندگی مواجه می کند و یا

 

سکوی پرتابی خواهد شد بسوی موفقیت،  پس باید  دقت کرد

 

و مجموعه اعمال خود را مدیریت کنیم که  رفتار و گفتار و

 

پنداری را که عملیاتی می کنیم، آثار مفید و بازتاب مثبت و

 

رایحه خوش آن تا وقتیکه زنده ایم بری ما باقی بماند و با هر

 

عمل پسندیده مقدمات اعمال نیک آینده را پایه گذاری کرده و

 

آثارش را در ادامه کار موثر سازیم.


عمر خود را با اعمال بیهوده هدر ندهیم وقت  غنیمت است و اتلاف وقت اسرافست.

دلنوشته

دلنوشته:   عباس علیه السلام با دو دستش آب را  برای

 

آشامیدن بر نداشت بلکه آب را برداشت و جلو صورت برد و با

 

آب صحبت کرد که چرا خودت را از حسین و اولاد حسین و

 

اصحاب حسین دریغ میداری و سپس آب را روی آب ریخت و

 

آنگاه به دستانش نگاه کرد به آنها اعتراض کرد که چرا قبل از

 

لبان حسین  خیس گشتید و با خودش گفت بریده باد دستانی که پیش از لب حسین خیس گردند.

 

اشک بر مظلومیت امام حسین علیه السلام

اشکی که بر مظلومیت امام حسین علیه السلام جاری گردد را

نباید با دست مال پاک کرده و نباید آن را دور انداخت بلکه باید  

آن اشک را به بدن مالید چراکه آن اشک را به هر کسی

نخواهند  داد و باید قدرش را دانست.

آثار مخرب گناه

 

اثر گناه بر روح از اثر کارد بر  بر گوشت کارایی تر است. آیت الله بهجت (رحمت الله علیه).

کسی که از خوردن  چاقو به جسمش و از زخمی شدن بدنش

 

بوسیله اشیاء برنده می ترسد و از کارهایی که منجر به این

 

وضعیت می شود به شدت پرهیز می کند، پس چنین فردی باید

 

همین دیدگاه  بلکه بسیار هم بیشتر و شدیدتر را نسبت به گناه

 

و معصیت داشته باشد چرا که اصل انسانیت روحانی بودن

 

اوست و گناه زخمهایی را به روح وارد می کند که بسیار

 

شدیدتر و وحشتناک تر  از  زخمهای ناشی از  کارد و نیزه و شمشیر بر جسم است.

کسی که از خوردن یک کاسه عسل که در آن یک قطره لجن

 

آمیخته شده است پرهیز می کند پس باید از ارتکاب گناه و

 

معصیت، شدیدتر و بیشتر،  هم پرهیز کند، و هم متنفر باشد.