ادمی...

مسیر زندگی معلوم نیست برای ادمی چه چیزی رو تدارک دیده و نمی دونی بعدا کدام جغرافیا و مکان و چه کاری خواهی انجام داد ولی کاش اخرش قشنگ باشه و خیر و نور..

12

آب بود و آینه و مستی 

تو بودی ،و تنهایی و 

درهای قفل به هستی 

وآدمی که در خلوت تاریکی های خود 

به هیچ انگاری خویش می اندیشید 

من نهالی بودم که از هیچ تو 

ریشه گرفتم ،رویدم، سبز شدم

وممکن نیست این باور را خزان زدن

این امید در خود حل شدن

 

19 مرداد 96

یوسف محمودی

معنی دیار

دیار

لغت‌نامه دهخدا

دیار. [ دَی ْ یا ] (ع اِ) صاحب دیر. (از تاج العروس ) (منتهی الارب ). خداوند دیر. (دهار) (مهذب الاسماء). دیرنشین . ساکن دیر و صومعه . (ترجمان القرآن ). || کس . باشنده . کسی . هیچکس : دیاری در خانه نیست ، هیچکس نیست . یقال ما بالدار دیار؛ کسی در آن نیست . جوهری گوید یقال ما به دوری و ما بها دیار؛ ای احد و آن فیعال از درت و اصل آن دَیوْار است و بعضی گفته اند که هر گاه واوی پس از یاء ساکن ماقبل مفتوح قرار گیرد واو آن قلب به یاء و در یکدیگر ادغام شودمانند ایام و قیام و ما بالدار دوری و لادیار و لادیور؛ یعنی احدی در آن نیست و استعمال نگردد جز برای نفی . (از لسان العرب ). هیچکس ، کما قال اﷲ تعالی رب لاتذر علی الارض من الکافرین دیارا . (مقدمه ٔ لغت میر سید شریف جرجانی ) : 
چو زین کرانه شه شرق دست برد به تیر
بر آن کرانه نماند از مخالفان دیار.

فرخی .


همی روی که جهان را تهی کنی زبدان 
ز مفسدان نگذاری تو در جهان دیار.

فرخی .

وآنکه یزدان بر زبان او گشاید قفل علم 
جز علی مرتضی اندر جهان دیار نیست .

ناصرخسرو.

بی طاع دانا بسوی عقل خدایست 
بی طاعت دانا نبود هرگز دیار.

ناصرخسرو.

ماریست کزو همی نخواهد رست 
از خلق جهان بجمله دیاری .

ناصرخسرو.


هزار آغوش را پر کرده از خار
یک آغوش از گلش ناچیده دیار.

نظامی .

در عالم پر حسرت بسیار بگردیدم 
از خیل وفاداران دیار نمی بینم .

عطار.

راه وصلش چون روم چون نیست منزلگه پدید
حلقه بر در چون زنم چون در درون دیار نیست .

عطار.

خانه خالی ماند و یک دیار نه 
جز طبیب و جز همان بیمار نه .

مولوی .

تو برگذشتی و نگذشت بعد از آن دیار.

سعدی .

اینهمه پرده که بر کرده ٔ ما میپوشی 
گر بتقصیر بگیری نگذاری دیار.

سعدی .

حافظ طمع برید که بیند نظیر تو
دیار نیست جز رخت اندر دیار حسن .

حافظ.

دَیّاری نیست ؛ احدی نیست . آفریده ای نیست . (یادداشت مؤلف ).

نمایندگی محصولات اسنس

نمایندگی محصولات آرایشی اسنس رو گرفتیم 

مریم میرزاخانی

امروز خبر درگذشت نابغه ریاضی بانو مریم میرزاخانی متاثرم کرد و ناراحت نمی دانم ادمی 40 ساله و مفید و میانسال ازاو به یادگار دختری به اسم اناهیتا مانده است امیداوارم او نیز مثل مادرش مفید و نابغه باشد.

ماه مبارک رمضان 1396

از خداوندگار می خواهم در این ماه مبارک توفیق بده تا بیش از پیش قدردان نعمت هایش باشم و خدارا شاکرم از وجود خانواده خوبم پدر مادرخواهر و برادرم و امیدوارم همیشه سلامت باشن وشادمان ماه مبارک امسال مصادف شد با تحویل دیر هنگام خودروی ملی!!!بازم خدارو شکر کالای ایرانی خردیم با همه ی اما و اگرها واذیت هایش و از چرخه صنعت ملی حمایت کردیم تا باشد مسولان فربه تر و رستگار شوند. 

آشوب

در دلم آشوب و

آغوشم آتش و 

زبانم نیشخند 

به تو که می رسم 

این زبانه ها ی اتش 

گلستان ابراهیم اند و 

لبانم شراب مسیح و 

 زبانم از واژه ها تهی 

 وتو مریمی هستی که سایه یک 

مرد را ندیده 

/و مرهمی برای این زخم های به هم پیوند نخورده 

چه کرده ای با وجود این مرد 

افسار گسیخته 

که اینچنین در هجوم سایه تو پناه گرفته 

29/11/95

بهمن ماه!!!!!

 

چشمانت رادرچشمانم خیره کن

ودستانت را در دستانم گره

و هیچ مگو

وتنها آنچه در دل نهانخانه دل

نهفته داری بازگو

من از دجله و فرات آمده ام

بر من سرگذشت مردان اساطیری

گذشته است

من زمستان و خزان و بهار

میعادگاه های عاشقانه ها

به جان خویش

دیده ام چشیده ام

با من از سیروجبر دوران ها هیچ مگو

خسته از تکرار زمان

از تکرار حال

از رفته های خستگی پذیرو

بی بازگشت

من از دورهای دور آمده ام

نشانه های آشنا

اواز و ترانه های کهن

آتش و نعره های نفرین شده

پشت حجم قاب چشمانم

داستان بادهای رهگذر

وافسوس و درد

انبوه سال ها ی دور

 چشمانت رادرچشمانم خیره کن

ودستانت را در دستانم گره

و بانگ بزن وبخوان

هر انچه را

که در جان تن داری

بازگو

و با من آینه شو

29/4/95

ساعت 7/42

توضیح: بدون بازنویسی هست 

          لطفا با ذکر منبع و نام شاعر با سپاس 

                                                       یوسف محمودی

                       Vibration control performance of tuned mass dampers with resettable variable stiffnes

Vibration control of civil engineering structures using tuned mass dampers (TMDs) is a widely acknowledged control strategy based on numerous analytical and experimental verifications. Although the design and application of traditional linear TMD systems are well established, nonlinear TMD systems that may have better control performance remain in the developmental stage. The TMD systems have two main problems, i.e. detuning effect and excessive TMD’s stroke. To improve the overall performance of TMD systems, a novel semi-active TMD named resettable variable stiffness TMD (RVS-TMD), is proposed. The RVS-TMD consists of an undamped TMD and a resettable variable stiffness device (RVSD). This RVSD is composed of a resettable element and a controllable stiffness element. By varying the stiffness of controllable stiffness element in the RVSD, force produced by the RVSD can be controlled smoothly through a semi-active control law. By operating the resettable element, the hysteretic loops of the RVSD can cover all four quadrants in the force–deformation diagram and, thus, increases energy dissipation. In other words, both stiffness and damping of the RVS-TMD are adjustable via only the RVSD device. The harmonic and seismic responses of a building equipped with the RVS-TMD were investigated. Numerical results show that the proposed RVS-TMD system can avoid detuning effect automatically and assure the optimal control performance as desired when the frequency of primary structure is changed

هوش مصنوعی

تلفنم زنگ خورد برداشتم بدون اینکه حرفی بزنم من رو مخاطب قرار داد و گفت: یوسف مگه نمی دونستی یک روز در میون امتحان داریم و امروز هوش رو داریم؟منم بهتم زد بدون اینکه حرفی بزنم فقط می گفت خودتو برسون 

منم کجا بودم تو یکی از این روستا های دور به سرعت حرکت کردم رسیدم دانشگاه همه طبقات رو رفتم نشونی از بچه ها نبود ای خدای من یعنی چی حرکت کردم سمت مغازه رفتم سایت چک کردم امتحان فرداست ای خدا بگم چی بشی احمد ....

استرس داشتم نه زیراکسی نه اماده بودنی یعنی امتحان داشتم به فنا می رفتم با دست خالی اونم چی هوش مصنوعی درس استاد افشین!!!

اولین امتحان/ هرچه پیش آید خوش آید...

امروز ساعت 13/ 24 خردادماه 95می رم اولین  امتحانم رو بدم استاد حیدری باید اعتراف کنم چیزی نخوندم و به امید تقلب دارم می رم البته باید اضافه کنم ترم آخری م خسته ام م فهمی خسته ...خدایا به ما رحم بفرمای آمین...!!!

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد

وسعت تنهایی ا م را حس نکرد

در میان خنده های تلخ من

گریه پنهانیم را حس نکرد

گاهی  خیال کسی مرهمی ست بر درد دوری ها و انتظار های بی پایان آن جاست صدای نازنین کسی چون شهرام ناظری در جای جای تنت رسوب می کند ان جا که نجوا می کند: خیالش لطف های بی پایان بود....و سرآغازی ست برای در خود پیچیدن و طعم تلخ جبر زمانه و تن دادن خود خواسته یا اجباری یا درد سکوت و نگفتن ها و دوست داشتن های یواشکی هی های از این لحظه ها از این ناکامی ها و طعم تلخ زهر جدایی چشیدن ها 

چند سطری در وصف شیخ اشراق

به جرات می توان سهروردی را ناشناخته ترین فیلسوف فلسفه کلاسیک ایرانی نام برد که از یک سو حس مام میهن را داشتن و پیوند با سنت های اصیل ایرانی را تا سر حد بی باکی در پایکوبی در جشنی که شهره شدن در میان شیوخ شهر را به همراه داشتن تا واداشتن ملازمان سلطان به حکم شهادت شیخ شهاب الدین نام برد او شخصیتی آرام داشت ولی فلسفه اش سخت و پر از کنایه ها و استعاره ها بود که فهمش را سخت می نمود و وابستگی او به بزرگان ایران باستان متعصبان را بر نمی تافت.

مرد نور و معرفت و روشنایی همین و قبل از آن هیچ ، هیچ گونه اطلاعاتی از ماخذ فکری و سرچشمه ذهنی او در دسترس نیست حال عمدی یا لازم نداسته است شیخ اشراق!!!

او همه ی فلاسفه را منکر نبود و همه را در حد خود و در جای خودشان تا حدودی قبول داشت.
وی را می توان جزو معدود یا تنها فیلسوفی دانست که بیش از همه به کتاب خدا قرآن و سنت محمدی ارج نهاده در سایه این دو مهم می توان به حکمت گذشتگان پی برد پرتو نوری که از قرآن بر همه حقایق هستی سایه افکنده و درک حقایق را ممکن می سازد.

در وصیت نامه سهروردی به نقل از استاد دینانی آمده است: «وقتی خواستی قرآن بخوانی، به گونه‌ای بخوان که تو گویی فقط برای تو نازل شده نه کس دیگری…»

شعری منتسب به وی که گویند روزهای پایانی عمررا احساس کرده بود را در ذیل می خوانیم:

به یارانم بگو وقتی مرا به ظاهر مرده دیدند
اگر اندوهگین بودم برایم بگریند
گمان نکنید که من مرده ام
به خدا سوگند که من نمرده ام
من پرنده ام و این قفس تن من است
از قفس پریده ام از بند آن آزاد شده ام
با مرگ نجات یافتم و اکنون خدارا به عیان می بینم
جان ها را از قفس تن ها برهانید تا خدا را آشکارا ببینید
شربت مرگ شما را نترساند مرگ انتقال از دنیاست
عنصر جان و تن نیز در همه ما یکسان و همگون است
خود را جز شما نمی بینم و معتقدم که شما هم من هستید
به من رحم کنید تا به خود رحمت آورید
و بدانید که شما در پیِ ما آمده اید
هر کس مرا می بیند خود را تقویت کند
دنیا بر شاخ فنا استوار است
همه ی سخنم با شما این است
که سلام خدا ستایش و نیایش اوست

نوشته یوسف محمودی

این یادداشت در سایت تحلیلی قابوسنامه نشر داده شده است.

رسانه های محلی و نقش آن ها

برای هم نسلهایی چون من و نسل های پیشرو آینده که با جهانی مملو از تکنلوژی ، فناوری و ارتباطات روبروهستیم هر روز بر دامنه پیشرفت های فناوری نیز افزوده می شود راه های ارتباطی را با دیگرنقاط جهان آسان،هموار وراحت ترکرده است و این سهل وآسان شدن هم می تواند خوب و دوچندان، به مراتب نیز بد ومعایبی به همرا ه داشته باشد.

درآستانه سالگرد انقلاب عظیم و بزرگی هستیم که سی و اندی سال پیش با درایت رهبری فرزانه به بار نشست در این مسیر گروه های زیادی همراه و با نیتی خالص در آغاز همراه شدند ولی در ادامه مسیر به هر دلیلی از همراهی باز ماندند و هر کدام فکر وباور خود را ارجح بر دموکراسی مردمی که در واقع مردم خود پرچم سلطه استبداد،ظلم و استعمار را به پایین کشیدند شدند،

امروز به لطف فناوری هایی چون ماهواره،شبکه های ارتباط مجازی،سایت های تحلیلی هر کدام نماینده خبری وبولتن تبلیغاتی خوبی را برای خود فراهم کرده اند که به راحتی دراختیار همگان به ویژه نسل جوان است و این نسل می تواند مقایسه کند ،بخواند مطالعاتش را گسترش دهد ،عمیق نماید و هر چیزی را به راحتی قبول نکند و البته با بصیرت تا در تبلیغات زرد وسیاه نمایی گرفتار نیاید و این می تواند به خودی خود اعتماد،حس میهن دوستی و تلاش برای رونق کشور در هر جایگاهی که هستند شود چون حق از باطل مشخص و حقیقت چون نوری روشن بر قلب های پاک آن ها تابیده و جلایی تازه و امیدی دوباره می دهد ولی لازمه این بصیرت ،وظیفه رسانه ملی را برجسته ترومهم تر می کند چون امروزه را عصر ارتباط و سرعت عمل می دانند و کوچک ترین خطایی بهانه دست مدعین ندهد و آن توجه بیشتر به فرهنگ و زبان های مناطق مختلف که این امر با شبکه های محلی تا حدود زیادی مرتفع شده است و همچنین روراستی وشفاف بودن با مردم در بیان اخبار و تحلیل ها است و ارائه برنامه مناسب و با کیفیت ،همیشه مردم و به ویژه قشر جوان ثابت کرده اند اگر کمی به معیار های آن ها نیز توجه شود به رسانه های دیگر اعتماد وتوجه نمی کنند و بیشتر تمایل دارند رسانه های داخلی را پیگیری کنند لازم به تاکید است این امر همیشه ثابت شده است.باید قدر دان مردمانی باشیم که اگر نگوییم تنها ولی یکی از بهترین ملتی هستند که دوشادوش هم به پا خواستند شهید دادند، با تمام کاستی ها و سختی ها ایستادگی کردند تا ثابت کنند به جهان در مقابل هیچ اراده ای و قدرتی سرخم نمی کنند و به آرمان هایی که بسته اند زنجیرش را نمی گسلند و برای جوانان و نسل های آینده نیز الگوی موفقی خواهند بود.

هر جامعه وفرهنگی وقتی مترقی و به مدینه فاضله ای هدف شان است می رسند که در امتداد مسیر آرمان های خود را فراموش نکنند و نقش آن را برجسته و رنگ و سمت وسوییش را پر رنگ تر و قوی تر کنند که نمود آن باید در تمام امور اجتماعی هویدا باشد وبالاخص رسانه که در سطر های بالا اشاره شد،رسانه های محلی در وسعت کوچکتر مردم انتظارات بیشتری دارند زیرا به طور انکار ناپذیری با محیط زندگی آن ها سرو کار دارند امروزه نیز شاهد هستیم شبکه های بیگانه با شعار هایی نظیر:

"شما چشم ماهستید"و " دیده شوید"ویا "اتفاقات پیرامون خود را با دیگران به اشتراک بگذارید" عده ای خواسته یا ناخواسته از روی جهل یا سادگی یا هر چیز دیگر...خوراک خبری خوبی برای رسانه های معاند نظام تهیه وتا مدت ها در بولتن های خود به نمایش گذاشته و از کاه کوه ساختن همانا و فضای اجتماعی کشور را متشنج کردن و متاسفانه عده ای موسوم به روشنفکر در رسانه های داخل به بازنشر مطالب سطحی و غیر قابل باور مطرح شده به ارائه راه حل پرداختن و جدای از همه این مسائل مطرح شده اعتمادی است که مردم نسبت به رسانه های خودی از دست می دهند وهمواره از خود سوال می کنند:چرا اصلا در یکی رسانه ها (داخلی/محلی)مطرح نشده؟ خیلی از این اتفاقات شاید زیاد مهم نباشند ولی وقتی خود ما می توانیم در صحنه حضور داشته باشیم و از همه مهم تر با مردم در ارتباط باشیم و به هم دیگر اطمینان داشته باشیم گزارش واقعی و مستند با دلائل حقیقی تهیه نماییم چرا مجال به بیگانگان وغیر خودی ها بدهیم.

در این راستا چند نکته کاربردی لازم به یاد آوری است در سطرهای ذیل اشاره می شود.

الف) رسانه های محلی نباید جایی برای گزارش های سفارشی،وعده وعیدها و ادعاها ی اظهارات مسولین دستگاه ها باشد و صرفا مطالب کپی از رسانه های مشهور دیگر باشد باید خود تولید محتوا کند و آگاهی بخشی  داشته باشد ودرد وآلام مردم را بیان و برای آن تحلیل های کارشناسی ارائه بدهد

ب)این اطمینان خاطر و اعتماد بین مخاطب و رسانه برقرار شود تا قبل از پیگیری منابع دیگر رسانه محلی را گزینه اول پیش روی خود بداند وتا جایی برسد مخاطب نیز چشم رسانه باشد.لازمه این امر ارتباط با موسسات مردم نهاد، برجستگان ورزشی و نخبگان علمی و صاحبان مشاغل و صنعت گران موفق و مراکز آکادمیک است

پ)باید سواد رسانه ای دست اندرکاران رسانه نیز بالا و به روز بوده بتوانند در همه زمینه های رسانه ای بدون نقص و ایراد انجام بدهند واگر مقاله ای ارائه می شود باید قابلیت استناد را داشته باشد.نباید جایی برای مقالات بیهوده،کم ارزش باشند که هیچ نقشی در توسعه و پیشرفت منطقه ندارند.

ت)مطبوعات و رسانه های استانی ضمن بررسی جایگاه استان در کشور باید به همه وضعیت هااز جمله صنعت و کشاورزی ،جوانان و بانوان بپردازند و فرهنگ بومی و منطقه ای را نیز ارج نهاده و برای توسعه وبالندگی آن تلاش نمایند.

ث)عدم وابستگی رسانه نیز نقش مهمی در مردمی بودن آن ایفا می کند خصوصا در جامعه چند فرهنگی که همه اقوام در کنار هم با صلح ودوستی زندگی می کنند می تواند بهترین دستاورد را داشته باشیم کما اینکه مستحضر هستید به عنوان مثال با کشور ترکمنستان همسایه هستیم و همشهریان ترکمن نیز یکی از اقوام خوب ایران زمین هستند.گسترش ارتباط رسانه ها نیز می تواند نزدیکی و روابط دو طرف را بیش تر و اهمیت استراتژیک شهرها را مشهود تر نماید از جمله شهر گنبد کاووس

ج)از همه مهم تر التزام به قانون، وآرمان های انقلاب، اعتقادات دینی ،انقلابی مردم وباورهای مذهبی،ارزش های اجتماعی،سیاسی ،باید با همچنین رویکردی نقش آفرینی کنند و مسولان را به چالش بکشند و بتوانند به توسعه اصولی و پایدار استان سمت وسو بدهند

امیدواریم رسانه ها سوای از گرایش های مختلفی که هست و طبیعی نیز هم بتوانند در فضایی دوستانه و دلسوزانه بر جایگاه خود واقف بوده و در فضایی آرام و تعاملی با هم برای آرمان ها و برای مردم همچنان خستگی ناپذیر به ادامه مسیر پر پیچ وخم خود همراه با بصیرت  ادامه بدهند!!!

نوشته یوسف محمودی

این نوشتار در سایت قابوسنامه نشر شده است.

استفاده با ذکر منبع و نام نویسنده مجاز به نشر است.

گزارش عاشورا گنبد کاووس/یوسف محمودی خبرگزاری قابوسنامه

مراسم امسال با حضور جمع کثیری از مردم و یگان های نظامی با محوریت ارتش گنبد برگزار شد.دسته های سینه زنی عزاداری در مصلی شهر به هم دیگر رسیدند و باهم دیگر برای محبوب وجانان خود اشک و ماتم ریختند در این مراسم با شکوه حجت الاسلام و مسلمین سبحانی امام جمعه شهر گنبد و جناب حمیدی فرمانداری ویژه و جناب عباسی نماینده شهر و فرماندهان نظامی و یگان های انتظامی به همراه مردم حضور گسترده ای داشتند.
در ذیل صحبت های کوتاه امام جمعه شهر گنبد کاووس بهره مند می شویم:
+حضور گسترده 20میلیونی مردم در حرمین شرفین کربلا نشان از چی بود؟
با بیان اینکه حضور مردم توضیحی ندارد و این استقبال مردم توضیحش با خودش هست
+گروهای تکفیری که در منطقه هستند باعث نشد مردم دلسرد شوند پیامش  چی هست به اون گروه ها؟
دو مسئله مهمی مطرح هست که در نماز هم گفتم یکی اینکه هوای سرد ،عدم امکانات نه دولت جمهوری اسلامی می توانست آن همه نیرو و نه دولت عراق مخصوصا ونه مجموع مردم علی رغم همه این مشکلاتی که مردم می دیدند سر راه شون هستش مهم تر از اینکه جانشون هم در خطر بود تکفیری ها تهدید کرده بودند که اگرکسی بیاد در این اربعین شرکت کند ما می کشیم و ... ولی خداوند یک ابهتی در این مجموعه مردم ایجاد کرد که آن چنان رعب و وحشتی در دل دشمن ایجاد کرد که الحمدلله در این مدتی که این مسیر طولانی که انجام دادند ما نشنیدیم یک مورد اتفاق افتاده باشد کوچک ترین حرکتی دشمن توانسته انجام داده باشد این بزرگ ترین پیامی بود بعد یک پیام بسیار مهمی بود برای همه بشریت که آن چه که انسان ها را سوق می ده ،حرکت می ده اون ولایت به امامت هستش یک پیام مهمی بود که خداوند وعده داده همان طوری که در روایت ما هم دارد که محبت امام حسین در دل مردم آن چنان حرارتی ایجاد کرده که این حرارت همیشه گرم وگرم تر می ماند بنابراین بسیار پیام بزرگی بود برای همه دنیا البته باید خیلی مواظب بود که دشمن این مسیر را الان برنامه ریزی می کنند دشمن یعنی استکبار جهانی کاری می کنندبر نامه ریزی می کنند ،کاری می کنند که در آینده این اتفاق نیافتد اما نمی توانند جلوش رو بگیرند از این طرف باید دولت عراق،دولت جمهوری اسلامی ،وهمه کسانی که دست اندرکار کار بودند باید برنامه ریزی بکنند که بالاخره سال به سال این بیشتر بشه،این به یک جایی می رسد که در آینده شاید مسائل مهمی در آینده پیش بیاد که کسی نمی تواند پیش بینی کند.
+محبت وهم دلی که بین اقلیت های مختلف در گنبد هست و حضور گسترده اهل سنت در عاشورا پیامش چی هست به گروهای تکفیری ؟
پیامش این هست که اولا این ها مسلمان هستند، این ها طبق آیه شریفه قرآن آیه مودت را قبول دارند این ها به پیامبر وآل پیامبر مودت دارند،محبت دارند،علاقه دارند،این ها بالاخره خودشون رو سهیم می دانند،شهید می دانند،اگر این ها را همین گروه های تکفیری،همین آدم های بد خواه اگر آزادشان بذارند، این ها خودشان تو صف امام زمان می آیند و ملحق می شن این ها قبول دارند، این مسلمان هستن،این پیامبر رو قبول دارند،اولاد پیامبر رو قبول دارند،پیامب رو که قبول دارند،فرزندان پیامبر هم قبول دارند دیگه،محبت اهل بیت در دلشون هست بنابراین خیلی روشن است.
صحبت جناب سلطانی(جانشین تیپ عاشورا230شهید اسدلله متاجی نوده آزادشهر با همراهی فرماندهی پادگان سرلشگر شهید هوشنگ اسدلله پور گنبد کاووس)
جناب سلطانی ....تفاوت عاشورای امسال با عاشورای سال های قبل در چی هست؟
بسم الله الرحمن الرحیم
همون طور که مستحضر هستید امسال عاشورا از معنویت خاصی برخوردار بود مردم با اجتماع معنوی قابل توجهی که داشتند رسالت خودشون رو اون دینی که به آقا اباعبدلله الحسین (ع)  داشتند رو ادا کردند حضور ملیونی مردم در عزاداری آقا اباعبدلله الحسین نشون داد که علاقه و ارادت این ملت نسبت به حضرت آقا بیش از پیش و کامل تر از گذشته و مصمم تر از سنوات پیش اجرا شد الحمدلله در سفرهای به کربلا معلی  هم که دیدیم آحاد امت شهید پرور با شوق و علاقه وارادت این مسیر طولانی رو طی کردند و در مجزء حضرت آقا حضور پیدا کردند
 
تهیه و گزارش : یوسف محمودی 
لینک در سایت قابوس نامه:گزارش یوسف محمودی در سایت قابوسنامه

هر لحظه كه تسليمم در كارگه تقدير، آرامتر از آهو، بي باك تر از شيرم. هر لحظه كه میكوشم در كار كنم تدبير، رنج از پي رنج آيد زنجير پي زنجير...

ریا نباشه...!!!

تو این روزا یه سوپری دوستم رفتم و یهویی یه مرده اومد و سر صحبت باز شد و گفت طراح جواهرات و ... تا اینکه به من گفت : مدل کارهای من می شی ؟ منم یه خورده هنگ کردم  و گفتم باشه حالا !!! تا ببینیم خدا چی می خواد والا...

دیدی دلبر کم نه تو ماندی ، ونه من ...

و نه ،هزار مرد، عاشقت 

 

خاطره...

بعد مدت ها کتاب زمستان بی بهار استاد ابراهیم یونسی رو پیدا کردم و خریدم زندگی نامه استاد هست اولین باری که خوندم حس هم ذات پنداریم گول کرد مخصوصا میان سطرها و صفحات ی که گویی لحظه ها ودقایقی همراه هم و با هم خاطره ساز شده ایم!!!چنان محو وغرق در امواج بلند آرام گذشته های نه چندان دور کودکی بودم ناخوداگاه اشک از چشمانم یا نیشخند تلخی بر لبانم می نشست.
زمانی که خونه مادربزرگ و پدربزرگ (مادرم) می رفتیم سه ماه تابستان خوش بود همه فامیل دور هم جمع می شدند و بچه های نیم قد بزرگ وکوچیک بی هیچ حرف و حدیثی خنده و بود شادی و گاهی غم ولی هرچه بود،هر کسی حرف می زد از نهاد دلش بود،واقعا هم بود لحظه ها و دقایق زود سپری و پر می شدند و شب هایش در باغ رقص بود وآواز و موسیقی و مادر بزرگ آخر قربون صدقه همه می رفت وبا لا لایی و داستان وافسانه به قول خدابیامرزش تا صبح به فرشته می سپاردمان و پدربزرگ همیشه مهتاب شب ها بیدار و خیره به نقطه ای گویی سایه مرگ را حس و بوی عزرائیل را چون گازهای سمی هیتلر یا صدام این آخری را همیشه می گفت صدام گور به گور ولی هیتلر را دوست داشت نمی دانم چرا؟!!! به هر روی پیرمرد شاید با خودش می گفت:"حالا نه،زود است کمی دیر تر برای بهار سال آینده" دوست داشتنی بود وقتی حضورش بود انگار تمام ذرات عالم در تسخیر تو وخودش زمزمه می کنند وچه دلنشین بود سخن گفتنش وهربار سخنی تازه از پیرمردی دنیا دیده و هر بار هم حلاوتی تازه گرفتن و تکیه کلام پایانی اش مرگ قدم خیر رو نبینم بمیرم قبل از او ... می گفت تاب و تحمل بدون او را ندارد و شد هیهات قدم خیرش رفت و پیرمرد سال ها سخن نگقت به قول خودش زمستان عمرش هرگز بهار نخواهد دید روبرویش سوختم آتش نهاد بر تمام تنم وقتی با من هم حرفی نزد و تنها به آغوشم کشید واشک ریخت پدر بزرگم بعد از بانوی اول وآخر دلش روزه سکوت گرفت حسرت به دل ماندم برای بار آخر بینمش و رفت پیش محبوبه اش و سوال های بی جواب من ... قدم خیرت با تو چه کرده بود پیرمرد که صوفی وار قونیه را گرداگرد دلت به جست وجو شکافتی و این شرر و شیدایی چه بود؟

فیلم کوتاه...فسمت اول

قرار بر این شد بایکی از بچه ها برای جشنواره نهال فیلم کوتاه درست کنیم و من نقش اول...!!! و با حفظ سمت مشاور فیلمنامه و ایشون کارگردان که آقای کارگردان که فیلم نامه رو هم زحمتشو کشیدند گویا از زندگی و تجربه من بهره بردند و به خاطر همین هم به من پیشنهاد این نقش رو داده، انگار ...که خودش می گفت البته این رو هم اضلافه کنم که می گفت پرستیز خوبی داری شبیه برد پیتی ...!!!{البته ریا نباشه}

چقدر م اول کار اذیت شدیم با حراست دانشگاه صحبت کنیم ،نگهبانی رو راضی نگه داریم ،با امور فرهنگی و اداری توضیح بدیم به انجمن بسیجیان دانشگاه جواب پس بدیم...

از دانشجوهای خانوم دوتا به عنوان منشی پیدا کنیم که چقدر طول کشید تا دونفر راضی بشن...

البته خوبی کار این بود تصویربردار از بچه های دانشگاه بود و حرفه ای و آتیلیه داشت با تجهیزات کامل و دوربین و صدابرداری حرفه ای و با بچه هایی که رفاقتی همه جوره کمک کردند بازی کردند و چه استعداد های خوب و تربیت نشده بازیگری واقعا هم دل و همراه بودن از دل و جان...

ادامه دارد...

برای سین/عین

نمی دانستم 

این گونه شیدایت می شوم 

نمی دانستم ...

این گونه مجبور به سکوت می شوم

چه لحضاتی با تو خیال بافتم 

حیف بافتنی بود 

و از هم گسست این رشته خیال 

ح ی ف او که دوستش دارم می رود دیر یا زود.........سین/عین 

خوشبختیم

همه ما خوشبختیم چون در این مجموعهِ میلیاردی کهکشانها، قرعه به تشکیل ساختمان کربنی ما زده شده است. شانسِ زندگی و تجربه حیات، آن هم به صورت یکی از پیچیده ترین ترکیباتی که زمین می تواست تهیه ببیند به اندازه همه کهکشانها، فرخنده است.

هر چه و هر که و هر موقعیتی داشته باشیم. بهترین اتفاق کیهان هستیم. کوتاهی ها و رنج ها هم، یک روز از میان ما موجودات خوش شانس، به پشتکار مداوم و صبورانه همه ما، رخت خواهد بست.

نرم،نرمک

هرچه می کشد ...

خیلی وقت پیش ها که نوجوان بودم این وب لاگ رو راه انداختم برای دل نوشته ها و شعر هام البته اون موقع انجمن حافظ که ارشاد بود می رفتیم و مشتاق بودیم شور و شوق و ذوقی داشتم و با دوستان خوبی آشنا شدیم غرض از این نوشتن این حرف ها ... دوستان انجمن رو می بینیم ولی این دوستان وب لاگی که آشنا شدیم اینایی که تو پیوند های روزانه هستند همین ها بعضی هاشون بی هیچ حرفی گذاشتند و به روز نشدند دوستان خوبی که هنوزم دلم نمی آد از لیست حذف کنم اسم و رسم شان به هر حال اون ها هم در خاطرات نوجوانی ما نقش و سهمی دارند البته سن پدر بزرگ ها هم ندارم الانم در عنفوان جوانی هستیم البته اگر جبر زمانه بگذارد و بگذارند!!!

واقعا هر چه می کشد روزگار بر سرم تقصیر این دل هستش!!!

تو همانی که دلم لک‌زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را
 
منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد
غزل و عاطفه و روح هنرمندش را
 
از رقیبان کمین‌کرده عقب می‌ماند
هرکه تبلیغ کند خوبی دلبندش را

مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر
هرکه تعریف کند خواب خوشایندش را

مادرم بعد تو هی حال مرا می‌پرسد
مادرم تاب ندارد غم فرزندش را
 
عشق با این‌که مرا تجزیه کرده است به تو
به تو اصرار نکرده است فرایندش را
 
قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
مشکل از توست اگر پس‌زده پیوندش را
 
حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید
بفرستند رفیقان به تو این بندش را :
 
منم آن شیخ سیه‌روز که در آخر عمر
لای موهای تو گم کرد خداوندش را 
 کاظم بهمنی
تهیه و تنظیم:یوسف محمودی

قسمتی از بوف کور صادق هدایت

سه ماه، نه، دو ماه و چهار روز بود كه پي او را گم كرده بودم، ولي يادگار چشم هاي جادويي يا شراره كشنده ي چشم هايش در زندگي من هميشه ماند. چطور مي توانم او را فراموش بكنم كه آنقدر وابسته به زندگي من است؟
نه، اسم او را هر گز نخواهم برد، چون ديگر او با آن اندام اثيري باريك و مه آلود، با آن دو چشم متعجب و درخشان _ كه پشت آن زندگي من آهسته ميسوخت و مي گداخت _ او ديگر متعلق به اين دنياي پست درنده نيست. نه، اسم او را نبايد آلوده به چيزهاي زميني بكنم.

بوف كور_ صادق هدايت‬

می کشند به اسم

زمان سلطان محمود می کشتند چون سیک است،
زمان شاه سلیمان می‌کشتند که سنی است،
زمان ناصرالدین شاه می‌کشتند که بابی است،

زمان محمد علی شاه می‌کشتند که مشروطه طلب است،
زمان رضا خان می‌کشتند که مخالف سلطنت مشروطه است،

زمان پسرش می‌کشتند که خراب‌کار است ،
امروز توی دهن‌اش می‌زنند که منافق است
و فردا وارونه بر خرش می‌نشانند
و شمع‌آجین‌اش می‌کنند که لا مذهب است.
اگر اسم و اتهامش را در نظر نگیریم چیزی عوض نمی شود :

در آلمان هیتلری می کشتند که یهودی است،
حالا در اسرائیل می‌کشند که طرف‌دار فلسطینی‌ها است،
عرب‌ها می‌کشند که جاسوس صهیونیست‌ها است
، صهیونیست‌ها می‌کشند که فاشیست است،
فاشیست‌ها می‌کشند که کمونیست است‌،
کمونیست‌ها می‌کشند که آنارشیست است،
روس ها می‌کشند که پدر سوخته از چین حمایت می‌کند،
چینی‌ها می‌کشند که حرام‌زاده سنگ روسیه را به سینه می‌زند،
و می‌کشند و می‌کشند و می‌کشند...
و چه قصاب خانه‌یی است این دنیای بشریت." -
احمد شاملو

مدال گوته به محمود حسینی زاد اعطا می‌شود !

انستیتو گوته‌ی شهر وایمار آلمان، مدال یوهان ولفگانگ گوته، ادیب و نویسنده بزرگ آلمان را امروز به سه برنده اهدا می‌کند... محمود حسینی‌زاد مترجم زبان آلمانی از ایران یکی ازبرندگان این مدال است...

هیئت مدیره‌ی انستیتو گوته، در بیانیه‌ی خود دلیل اهدای مدال گوته به محمود حسینی‌زاد را، از جمله معرفی نسل جوان نویسندگان آلمانی‌زبان به خوانندگان ایرانی عنوان کرده است...

این مترجم پرکار تا کنون، مجموعه‌ی داستان "این سوی رودخانه‌ی اُدر" و رمان "آلیس" را از یودیت هرمان، کتاب "مثلا برادرم" از اووه تیم و داستان عاشقانه‌ی "اگنس" از پتر اشتام نویسنده‌ی سویسی، به فارسی برگردانده است... کتاب "آسمان خیس"، مجموعه‌ی داستان‌های کوتاه از یودیت هرمان، اینگو شولتسه و سه نویسنده‌ی دیگر نیز از جمله کارهای اوست...

حسینی‌زاد، پیش‌تر "تک پرده‌ای‌ها"، "بعل"، "صدای طبل در شب" و "در جنگل شهر" را از برتولت برشت ترجمه کرده بود... برگردان کتاب‌های "قاضی و جلاد"، "قول" و "سوءظن" از فریدریش دورنمات نیز به قلم اوست...

برنده مدال گوته در مورد علاقه‌ی خود به ترجمه‌ی آثار نویسندگان نسل جدید آلمانی‌زبان به دویچه وله می‌گوید: نویسندگان نسل جدید از گذشته (آلمان) قطع شده‌اند و اگر هم نگاهی به گذشته دارند، آن نگاه، نگاه متفاوتی است؛ نگاه پر از گناه و توجیه‌گر نیست... در ضمن نویسندگان نسل جدید آلمان همان‌طور که خودشان هم می‌گویند، تا حدودی تحت تاثیر نویسندگان جدید آمریکایی هستند و زبان بسیار ساده‌ای را برای بیان ایده‌هایشان انتخاب کرده‌اند... این زبان هم برای من بسیار جذاب است... علاوه بر این، نویسندگان نسل جدید در پرداختن به داستان‌‌ها از مرزهای آلمان فراتر می‌روند و شخصیت‌هایی از فرهنگ‌های مختلف را در آثار آن‌ها می‌توان یافت که این نکته هم برای من حائز اهمیت بود.

تهیه وتنظیم : یوسف محمودی

درگذشت دو هنرمند ملی،میهنی

دو خبر حزن انگیز در رسانه ها نقل و قول شد درگذشت دوتن از هنرمندان ملی و راوی داستان ها و حماسه ها و اشک و شادی های مردمی که با آن ها شریک تلخی و پیروزی ها بودند.

اولی مرشد ولی الله ترابی هنرمند برجسته نقال خوانی بود،که با شاگردی در محضر اساتید هنر نقالی مکتب تهران، به یکی از برجسته‌ترین اساتید در رشته‌ی نقالی تبدیل شد که شیوه‌ی شاخص و ویژه‌ی خود را در این زمینه داشت. به راستی او تمام عمر و سرمایه خود را بی هیچ چشم داشتی در ترویج و احیای فرهنگ ملی میهنی به خدمت شاهنامه‌ی فردوسی قرار داد.

در خانواده ای مذهبی که در تعزیه خوانی فعالیت داشت رشد یافت و از کودکی با هنر های آیینی وسنتی آشنایی داشت همه ی این ها پشتوانه و تجربه ای شگرف برای او و گنجیه ای تکرار نشدنی برای هنر نقالی شد متاسفانه از دست دادن او ضایعه ای دردناک برای جامعه ای هنری و به خصوص هنر  نقاله خوانی که جای همیشه سبزش برای همیشه حس خواهد شد.

وی طی چند هفته گذشته به دلیل ابتلا به بیماری سرطان در بیمارستان بستری شدند و عصر روز شنبه 12 مردادماه در سن 77 سالگی چشم از جهان فروبست.

ودیگری هنرمند نامدار کردستان عراق شیرکو بیکه س اوزاده سلیمانیه و فرزندشاعر نامدارکرد "فایق بیکه س" بود

از کودکی شعر می سرود و اشعارش در مجلات چاپ می شد در عنفوان جوانی به صف مبارزین کرد علیه رژیم بعثی عراق شتافت ودر ایسگاه رادیویی مخالفان مشغول شد او همچنان شعر می سرود و شور جوانی و تحول خواهی او در موج می زد که همین تحول خواهی و حس نوگرایی ومطالعه و دیدن آثار سایر ملل باعث شد او به همراه تنی چند از بزرگان ادبی و شعرای کرد لزوم تحول و دگرگونی را در شعر کردی بیان و پی گیری کنند.

اوهنرمند مردمی بود وبا مردمان دیارش تا آخرین لحظه عمرش پای آرمان هایشان ماند چه سال هایی که در صف مبارزه بود،وچه هنگامی که در تبعید به سر برد و چه بعد از آزادی که به کردستان برگشت ونماینده پارلمان شد و حتی هنگامی که در وزارت فرهنگ اقلیم کردستان عراق وزیر شد به علت پایمال شدن حقوق مردم استعفا داد 

همیشه نام سرزمینش برزبانش بود چه هنگامی با جایزه های بین المللی مختلف از او تقدیر به عمل می آمد و چه هنگامی که کتاب هایش به زبان های مختلف از جمله : انگلیسی ،عربی،فرانسوی،دانمارکی،سوئدی،فارسی،ایتالیایی،ترکی و... ترجمه می شد شعرهای زبانی خاص دارند که همه ی فرهنگ ها را شیفته خود می کند گویی شعرهایش دردی مشترک را فریاد می زنند.

به خاطر غرابت فرهنگی و زبانی کردی-فارسی اشعار وی مخاطبین زیادی در ایران دارد 

سخت كوشی و پیگیری این شاعر جهانی در سیطره فرهنگ، ادبیات و شعر كردی ، به او شخصیتی غول آسا و عاصی بخشیده است. شاعر چیره دست فارس زبان روزگارمان سید علی صالحی سالها پیش شیركو بی‌كس را امپراتور شعر دنیا نامیده است . 
   شیركو بی‌كس در جامعه فرهنگی كرد، هم وزن احمد شاملو در پهنای ادبیات معاصر فارسی می باشد. شیركو بی‌كس در سال 88-1987 میلادی از دست «انگوار كارلسن» نخست وزیر سوئد جایزه جهانی «توخولسكی» مدال افتخار در ادبیات را دریافت كرد و همچنین در فلورانس ایتالیا، بزرگترین انجمن مدنی به او لقب «همشهری» داده است.بعضی از اشعار او انتخاب شده و در كتابهای درسی چند كشور برای تدریس گنجانده شده است. 
  شیركو بی‌كس بی‌شك مانند حلقه‌ای گره خورده در زنجیره‌ی خدایگان تاریخ ادبیات دنیا چفت شده است، خدایگانی مانند: لوركا، محمود درویش، نرودا، ریتسوس، داستایوسكی، شاملو، جبران خلیل و... كه چنان بتی ستودنی در معابر استوره‌ای ملل دنیا جاودانه خواهند ماند.

برداشت مطلب با ذکر لینک مجاز است.