ادمی...
مسیر زندگی معلوم نیست برای ادمی چه چیزی رو تدارک دیده و نمی دونی بعدا کدام جغرافیا و مکان و چه کاری خواهی انجام داد ولی کاش اخرش قشنگ باشه و خیر و نور..
مسیر زندگی معلوم نیست برای ادمی چه چیزی رو تدارک دیده و نمی دونی بعدا کدام جغرافیا و مکان و چه کاری خواهی انجام داد ولی کاش اخرش قشنگ باشه و خیر و نور..
تو بودی ،و تنهایی و
درهای قفل به هستی
وآدمی که در خلوت تاریکی های خود
به هیچ انگاری خویش می اندیشید
من نهالی بودم که از هیچ تو
ریشه گرفتم ،رویدم، سبز شدم
وممکن نیست این باور را خزان زدن
این امید در خود حل شدن
19 مرداد 96
یوسف محمودی
دیار. [ دَی ْ یا ] (ع اِ) صاحب دیر. (از تاج العروس ) (منتهی الارب ). خداوند دیر. (دهار) (مهذب الاسماء). دیرنشین . ساکن دیر و صومعه . (ترجمان القرآن ). || کس . باشنده . کسی . هیچکس : دیاری در خانه نیست ، هیچکس نیست . یقال ما بالدار دیار؛ کسی در آن نیست . جوهری گوید یقال ما به دوری و ما بها دیار؛ ای احد و آن فیعال از درت و اصل آن دَیوْار است و بعضی گفته اند که هر گاه واوی پس از یاء ساکن ماقبل مفتوح قرار گیرد واو آن قلب به یاء و در یکدیگر ادغام شودمانند ایام و قیام و ما بالدار دوری و لادیار و لادیور؛ یعنی احدی در آن نیست و استعمال نگردد جز برای نفی . (از لسان العرب ). هیچکس ، کما قال اﷲ تعالی رب لاتذر علی الارض من الکافرین دیارا . (مقدمه ٔ لغت میر سید شریف جرجانی ) :
چو زین کرانه شه شرق دست برد به تیر
بر آن کرانه نماند از مخالفان دیار.
همی روی که جهان را تهی کنی زبدان
ز مفسدان نگذاری تو در جهان دیار.
وآنکه یزدان بر زبان او گشاید قفل علم
جز علی مرتضی اندر جهان دیار نیست .
بی طاع دانا بسوی عقل خدایست
بی طاعت دانا نبود هرگز دیار.
ماریست کزو همی نخواهد رست
از خلق جهان بجمله دیاری .
هزار آغوش را پر کرده از خار
یک آغوش از گلش ناچیده دیار.
در عالم پر حسرت بسیار بگردیدم
از خیل وفاداران دیار نمی بینم .
راه وصلش چون روم چون نیست منزلگه پدید
حلقه بر در چون زنم چون در درون دیار نیست .
خانه خالی ماند و یک دیار نه
جز طبیب و جز همان بیمار نه .
تو برگذشتی و نگذشت بعد از آن دیار.
اینهمه پرده که بر کرده ٔ ما میپوشی
گر بتقصیر بگیری نگذاری دیار.
حافظ طمع برید که بیند نظیر تو
دیار نیست جز رخت اندر دیار حسن .
دَیّاری نیست ؛ احدی نیست . آفریده ای نیست . (یادداشت مؤلف ).
آغوشم آتش و
زبانم نیشخند
به تو که می رسم
این زبانه ها ی اتش
گلستان ابراهیم اند و
لبانم شراب مسیح و
زبانم از واژه ها تهی
وتو مریمی هستی که سایه یک
مرد را ندیده
/و مرهمی برای این زخم های به هم پیوند نخورده
چه کرده ای با وجود این مرد
افسار گسیخته
که اینچنین در هجوم سایه تو پناه گرفته
29/11/95
بهمن ماه!!!!!
ودستانت را در دستانم گره
و هیچ مگو
وتنها آنچه در دل نهانخانه دل
نهفته داری بازگو
من از دجله و فرات آمده ام
بر من سرگذشت مردان اساطیری
گذشته است
من زمستان و خزان و بهار
میعادگاه های عاشقانه ها
به جان خویش
دیده ام چشیده ام
با من از سیروجبر دوران ها هیچ مگو
خسته از تکرار زمان
از تکرار حال
از رفته های خستگی پذیرو
بی بازگشت
من از دورهای دور آمده ام
نشانه های آشنا
اواز و ترانه های کهن
آتش و نعره های نفرین شده
پشت حجم قاب چشمانم
داستان بادهای رهگذر
وافسوس و درد
انبوه سال ها ی دور
چشمانت رادرچشمانم خیره کن
ودستانت را در دستانم گره
و بانگ بزن وبخوان
هر انچه را
که در جان تن داری
بازگو
و با من آینه شو
29/4/95
ساعت 7/42
توضیح: بدون بازنویسی هست
لطفا با ذکر منبع و نام شاعر با سپاس
یوسف محمودی
Vibration control performance of tuned mass dampers with resettable variable stiffnes
Vibration control of civil engineering structures using tuned mass dampers (TMDs) is a widely acknowledged control strategy based on numerous analytical and experimental verifications. Although the design and application of traditional linear TMD systems are well established, nonlinear TMD systems that may have better control performance remain in the developmental stage. The TMD systems have two main problems, i.e. detuning effect and excessive TMD’s stroke. To improve the overall performance of TMD systems, a novel semi-active TMD named resettable variable stiffness TMD (RVS-TMD), is proposed. The RVS-TMD consists of an undamped TMD and a resettable variable stiffness device (RVSD). This RVSD is composed of a resettable element and a controllable stiffness element. By varying the stiffness of controllable stiffness element in the RVSD, force produced by the RVSD can be controlled smoothly through a semi-active control law. By operating the resettable element, the hysteretic loops of the RVSD can cover all four quadrants in the force–deformation diagram and, thus, increases energy dissipation. In other words, both stiffness and damping of the RVS-TMD are adjustable via only the RVSD device. The harmonic and seismic responses of a building equipped with the RVS-TMD were investigated. Numerical results show that the proposed RVS-TMD system can avoid detuning effect automatically and assure the optimal control performance as desired when the frequency of primary structure is changed
منم کجا بودم تو یکی از این روستا های دور به سرعت حرکت کردم رسیدم دانشگاه همه طبقات رو رفتم نشونی از بچه ها نبود ای خدای من یعنی چی حرکت کردم سمت مغازه رفتم سایت چک کردم امتحان فرداست ای خدا بگم چی بشی احمد ....
استرس داشتم نه زیراکسی نه اماده بودنی یعنی امتحان داشتم به فنا می رفتم با دست خالی اونم چی هوش مصنوعی درس استاد افشین!!!
وسعت تنهایی ا م را حس نکرد
در میان خنده های تلخ من
گریه پنهانیم را حس نکرد
مرد نور و معرفت و روشنایی همین و قبل از آن هیچ ، هیچ گونه اطلاعاتی از ماخذ فکری و سرچشمه ذهنی او در دسترس نیست حال عمدی یا لازم نداسته است شیخ اشراق!!!
او همه ی فلاسفه را منکر نبود و همه را در حد خود و در جای خودشان تا حدودی قبول داشت.
وی را می توان جزو معدود یا تنها فیلسوفی دانست که بیش از همه به کتاب خدا قرآن و سنت محمدی ارج نهاده در سایه این دو مهم می توان به حکمت گذشتگان پی برد پرتو نوری که از قرآن بر همه حقایق هستی سایه افکنده و درک حقایق را ممکن می سازد.
در وصیت نامه سهروردی به نقل از استاد دینانی آمده است: «وقتی خواستی قرآن بخوانی، به گونهای بخوان که تو گویی فقط برای تو نازل شده نه کس دیگری…»
شعری منتسب به وی که گویند روزهای پایانی عمررا احساس کرده بود را در ذیل می خوانیم:
به یارانم بگو وقتی مرا به ظاهر مرده دیدند
اگر اندوهگین بودم برایم بگریند
گمان نکنید که من مرده ام
به خدا سوگند که من نمرده ام
من پرنده ام و این قفس تن من است
از قفس پریده ام از بند آن آزاد شده ام
با مرگ نجات یافتم و اکنون خدارا به عیان می بینم
جان ها را از قفس تن ها برهانید تا خدا را آشکارا ببینید
شربت مرگ شما را نترساند مرگ انتقال از دنیاست
عنصر جان و تن نیز در همه ما یکسان و همگون است
خود را جز شما نمی بینم و معتقدم که شما هم من هستید
به من رحم کنید تا به خود رحمت آورید
و بدانید که شما در پیِ ما آمده اید
هر کس مرا می بیند خود را تقویت کند
دنیا بر شاخ فنا استوار است
همه ی سخنم با شما این است
که سلام خدا ستایش و نیایش اوست
نوشته یوسف محمودی
این یادداشت در سایت تحلیلی قابوسنامه نشر داده شده است.
برای هم نسلهایی چون من و نسل های پیشرو آینده که با جهانی مملو از تکنلوژی ، فناوری و ارتباطات روبروهستیم هر روز بر دامنه پیشرفت های فناوری نیز افزوده می شود راه های ارتباطی را با دیگرنقاط جهان آسان،هموار وراحت ترکرده است و این سهل وآسان شدن هم می تواند خوب و دوچندان، به مراتب نیز بد ومعایبی به همرا ه داشته باشد.
درآستانه سالگرد انقلاب عظیم و بزرگی هستیم که سی و اندی سال پیش با درایت رهبری فرزانه به بار نشست در این مسیر گروه های زیادی همراه و با نیتی خالص در آغاز همراه شدند ولی در ادامه مسیر به هر دلیلی از همراهی باز ماندند و هر کدام فکر وباور خود را ارجح بر دموکراسی مردمی که در واقع مردم خود پرچم سلطه استبداد،ظلم و استعمار را به پایین کشیدند شدند،
امروز به لطف فناوری هایی چون ماهواره،شبکه های ارتباط مجازی،سایت های تحلیلی هر کدام نماینده خبری وبولتن تبلیغاتی خوبی را برای خود فراهم کرده اند که به راحتی دراختیار همگان به ویژه نسل جوان است و این نسل می تواند مقایسه کند ،بخواند مطالعاتش را گسترش دهد ،عمیق نماید و هر چیزی را به راحتی قبول نکند و البته با بصیرت تا در تبلیغات زرد وسیاه نمایی گرفتار نیاید و این می تواند به خودی خود اعتماد،حس میهن دوستی و تلاش برای رونق کشور در هر جایگاهی که هستند شود چون حق از باطل مشخص و حقیقت چون نوری روشن بر قلب های پاک آن ها تابیده و جلایی تازه و امیدی دوباره می دهد ولی لازمه این بصیرت ،وظیفه رسانه ملی را برجسته ترومهم تر می کند چون امروزه را عصر ارتباط و سرعت عمل می دانند و کوچک ترین خطایی بهانه دست مدعین ندهد و آن توجه بیشتر به فرهنگ و زبان های مناطق مختلف که این امر با شبکه های محلی تا حدود زیادی مرتفع شده است و همچنین روراستی وشفاف بودن با مردم در بیان اخبار و تحلیل ها است و ارائه برنامه مناسب و با کیفیت ،همیشه مردم و به ویژه قشر جوان ثابت کرده اند اگر کمی به معیار های آن ها نیز توجه شود به رسانه های دیگر اعتماد وتوجه نمی کنند و بیشتر تمایل دارند رسانه های داخلی را پیگیری کنند لازم به تاکید است این امر همیشه ثابت شده است.باید قدر دان مردمانی باشیم که اگر نگوییم تنها ولی یکی از بهترین ملتی هستند که دوشادوش هم به پا خواستند شهید دادند، با تمام کاستی ها و سختی ها ایستادگی کردند تا ثابت کنند به جهان در مقابل هیچ اراده ای و قدرتی سرخم نمی کنند و به آرمان هایی که بسته اند زنجیرش را نمی گسلند و برای جوانان و نسل های آینده نیز الگوی موفقی خواهند بود.
هر جامعه وفرهنگی وقتی مترقی و به مدینه فاضله ای هدف شان است می رسند که در امتداد مسیر آرمان های خود را فراموش نکنند و نقش آن را برجسته و رنگ و سمت وسوییش را پر رنگ تر و قوی تر کنند که نمود آن باید در تمام امور اجتماعی هویدا باشد وبالاخص رسانه که در سطر های بالا اشاره شد،رسانه های محلی در وسعت کوچکتر مردم انتظارات بیشتری دارند زیرا به طور انکار ناپذیری با محیط زندگی آن ها سرو کار دارند امروزه نیز شاهد هستیم شبکه های بیگانه با شعار هایی نظیر:
"شما چشم ماهستید"و " دیده شوید"ویا "اتفاقات پیرامون خود را با دیگران به اشتراک بگذارید" عده ای خواسته یا ناخواسته از روی جهل یا سادگی یا هر چیز دیگر...خوراک خبری خوبی برای رسانه های معاند نظام تهیه وتا مدت ها در بولتن های خود به نمایش گذاشته و از کاه کوه ساختن همانا و فضای اجتماعی کشور را متشنج کردن و متاسفانه عده ای موسوم به روشنفکر در رسانه های داخل به بازنشر مطالب سطحی و غیر قابل باور مطرح شده به ارائه راه حل پرداختن و جدای از همه این مسائل مطرح شده اعتمادی است که مردم نسبت به رسانه های خودی از دست می دهند وهمواره از خود سوال می کنند:چرا اصلا در یکی رسانه ها (داخلی/محلی)مطرح نشده؟ خیلی از این اتفاقات شاید زیاد مهم نباشند ولی وقتی خود ما می توانیم در صحنه حضور داشته باشیم و از همه مهم تر با مردم در ارتباط باشیم و به هم دیگر اطمینان داشته باشیم گزارش واقعی و مستند با دلائل حقیقی تهیه نماییم چرا مجال به بیگانگان وغیر خودی ها بدهیم.
در این راستا چند نکته کاربردی لازم به یاد آوری است در سطرهای ذیل اشاره می شود.
الف) رسانه های محلی نباید جایی برای گزارش های سفارشی،وعده وعیدها و ادعاها ی اظهارات مسولین دستگاه ها باشد و صرفا مطالب کپی از رسانه های مشهور دیگر باشد باید خود تولید محتوا کند و آگاهی بخشی داشته باشد ودرد وآلام مردم را بیان و برای آن تحلیل های کارشناسی ارائه بدهد
ب)این اطمینان خاطر و اعتماد بین مخاطب و رسانه برقرار شود تا قبل از پیگیری منابع دیگر رسانه محلی را گزینه اول پیش روی خود بداند وتا جایی برسد مخاطب نیز چشم رسانه باشد.لازمه این امر ارتباط با موسسات مردم نهاد، برجستگان ورزشی و نخبگان علمی و صاحبان مشاغل و صنعت گران موفق و مراکز آکادمیک است
پ)باید سواد رسانه ای دست اندرکاران رسانه نیز بالا و به روز بوده بتوانند در همه زمینه های رسانه ای بدون نقص و ایراد انجام بدهند واگر مقاله ای ارائه می شود باید قابلیت استناد را داشته باشد.نباید جایی برای مقالات بیهوده،کم ارزش باشند که هیچ نقشی در توسعه و پیشرفت منطقه ندارند.
ت)مطبوعات و رسانه های استانی ضمن بررسی جایگاه استان در کشور باید به همه وضعیت هااز جمله صنعت و کشاورزی ،جوانان و بانوان بپردازند و فرهنگ بومی و منطقه ای را نیز ارج نهاده و برای توسعه وبالندگی آن تلاش نمایند.
ث)عدم وابستگی رسانه نیز نقش مهمی در مردمی بودن آن ایفا می کند خصوصا در جامعه چند فرهنگی که همه اقوام در کنار هم با صلح ودوستی زندگی می کنند می تواند بهترین دستاورد را داشته باشیم کما اینکه مستحضر هستید به عنوان مثال با کشور ترکمنستان همسایه هستیم و همشهریان ترکمن نیز یکی از اقوام خوب ایران زمین هستند.گسترش ارتباط رسانه ها نیز می تواند نزدیکی و روابط دو طرف را بیش تر و اهمیت استراتژیک شهرها را مشهود تر نماید از جمله شهر گنبد کاووس
ج)از همه مهم تر التزام به قانون، وآرمان های انقلاب، اعتقادات دینی ،انقلابی مردم وباورهای مذهبی،ارزش های اجتماعی،سیاسی ،باید با همچنین رویکردی نقش آفرینی کنند و مسولان را به چالش بکشند و بتوانند به توسعه اصولی و پایدار استان سمت وسو بدهند
امیدواریم رسانه ها سوای از گرایش های مختلفی که هست و طبیعی نیز هم بتوانند در فضایی دوستانه و دلسوزانه بر جایگاه خود واقف بوده و در فضایی آرام و تعاملی با هم برای آرمان ها و برای مردم همچنان خستگی ناپذیر به ادامه مسیر پر پیچ وخم خود همراه با بصیرت ادامه بدهند!!!
نوشته یوسف محمودی
این نوشتار در سایت قابوسنامه نشر شده است.
استفاده با ذکر منبع و نام نویسنده مجاز به نشر است.
و نه ،هزار مرد، عاشقت
چقدر م اول کار اذیت شدیم با حراست دانشگاه صحبت کنیم ،نگهبانی رو راضی نگه داریم ،با امور فرهنگی و اداری توضیح بدیم به انجمن بسیجیان دانشگاه جواب پس بدیم...
از دانشجوهای خانوم دوتا به عنوان منشی پیدا کنیم که چقدر طول کشید تا دونفر راضی بشن...
البته خوبی کار این بود تصویربردار از بچه های دانشگاه بود و حرفه ای و آتیلیه داشت با تجهیزات کامل و دوربین و صدابرداری حرفه ای و با بچه هایی که رفاقتی همه جوره کمک کردند بازی کردند و چه استعداد های خوب و تربیت نشده بازیگری واقعا هم دل و همراه بودن از دل و جان...
ادامه دارد...
این گونه شیدایت می شوم
نمی دانستم ...
این گونه مجبور به سکوت می شوم
چه لحضاتی با تو خیال بافتم
حیف بافتنی بود
و از هم گسست این رشته خیال
ح ی ف او که دوستش دارم می رود دیر یا زود.........سین/عین
خیلی وقت پیش ها که نوجوان بودم این وب لاگ رو راه انداختم برای دل نوشته ها و شعر هام البته اون موقع انجمن حافظ که ارشاد بود می رفتیم و مشتاق بودیم شور و شوق و ذوقی داشتم و با دوستان خوبی آشنا شدیم غرض از این نوشتن این حرف ها ... دوستان انجمن رو می بینیم ولی این دوستان وب لاگی که آشنا شدیم اینایی که تو پیوند های روزانه هستند همین ها بعضی هاشون بی هیچ حرفی گذاشتند و به روز نشدند دوستان خوبی که هنوزم دلم نمی آد از لیست حذف کنم اسم و رسم شان به هر حال اون ها هم در خاطرات نوجوانی ما نقش و سهمی دارند البته سن پدر بزرگ ها هم ندارم الانم در عنفوان جوانی هستیم البته اگر جبر زمانه بگذارد و بگذارند!!!
واقعا هر چه می کشد روزگار بر سرم تقصیر این دل هستش!!!
برنده مدال گوته در مورد علاقهی خود به ترجمهی آثار نویسندگان نسل جدید آلمانیزبان به دویچه وله میگوید: نویسندگان نسل جدید از گذشته (آلمان) قطع شدهاند و اگر هم نگاهی به گذشته دارند، آن نگاه، نگاه متفاوتی است؛ نگاه پر از گناه و توجیهگر نیست... در ضمن نویسندگان نسل جدید آلمان همانطور که خودشان هم میگویند، تا حدودی تحت تاثیر نویسندگان جدید آمریکایی هستند و زبان بسیار سادهای را برای بیان ایدههایشان انتخاب کردهاند... این زبان هم برای من بسیار جذاب است... علاوه بر این، نویسندگان نسل جدید در پرداختن به داستانها از مرزهای آلمان فراتر میروند و شخصیتهایی از فرهنگهای مختلف را در آثار آنها میتوان یافت که این نکته هم برای من حائز اهمیت بود.
تهیه وتنظیم : یوسف محمودی

اولی مرشد ولی الله ترابی هنرمند برجسته نقال خوانی بود،که با شاگردی در محضر اساتید هنر نقالی مکتب تهران، به یکی از برجستهترین اساتید در رشتهی نقالی تبدیل شد که شیوهی شاخص و ویژهی خود را در این زمینه داشت. به راستی او تمام عمر و سرمایه خود را بی هیچ چشم داشتی در ترویج و احیای فرهنگ ملی میهنی به خدمت شاهنامهی فردوسی قرار داد.
در خانواده ای مذهبی که در تعزیه خوانی فعالیت داشت رشد یافت و از کودکی با هنر های آیینی وسنتی آشنایی داشت همه ی این ها پشتوانه و تجربه ای شگرف برای او و گنجیه ای تکرار نشدنی برای هنر نقالی شد متاسفانه از دست دادن او ضایعه ای دردناک برای جامعه ای هنری و به خصوص هنر نقاله خوانی که جای همیشه سبزش برای همیشه حس خواهد شد.
وی طی چند هفته گذشته به دلیل ابتلا به بیماری سرطان در بیمارستان بستری شدند و عصر روز شنبه 12 مردادماه در سن 77 سالگی چشم از جهان فروبست.
ودیگری هنرمند نامدار کردستان عراق شیرکو بیکه س اوزاده سلیمانیه و فرزندشاعر نامدارکرد "فایق بیکه س" بود
از کودکی شعر می سرود و اشعارش در مجلات چاپ می شد در عنفوان جوانی به صف مبارزین کرد علیه رژیم بعثی عراق شتافت ودر ایسگاه رادیویی مخالفان مشغول شد او همچنان شعر می سرود و شور جوانی و تحول خواهی او در موج می زد که همین تحول خواهی و حس نوگرایی ومطالعه و دیدن آثار سایر ملل باعث شد او به همراه تنی چند از بزرگان ادبی و شعرای کرد لزوم تحول و دگرگونی را در شعر کردی بیان و پی گیری کنند.
اوهنرمند مردمی بود وبا مردمان دیارش تا آخرین لحظه عمرش پای آرمان هایشان ماند چه سال هایی که در صف مبارزه بود،وچه هنگامی که در تبعید به سر برد و چه بعد از آزادی که به کردستان برگشت ونماینده پارلمان شد و حتی هنگامی که در وزارت فرهنگ اقلیم کردستان عراق وزیر شد به علت پایمال شدن حقوق مردم استعفا داد
همیشه نام سرزمینش برزبانش بود چه هنگامی با جایزه های بین المللی مختلف از او تقدیر به عمل می آمد و چه هنگامی که کتاب هایش به زبان های مختلف از جمله : انگلیسی ،عربی،فرانسوی،دانمارکی،سوئدی،فارسی،ایتالیایی،ترکی و... ترجمه می شد شعرهای زبانی خاص دارند که همه ی فرهنگ ها را شیفته خود می کند گویی شعرهایش دردی مشترک را فریاد می زنند.
به خاطر غرابت فرهنگی و زبانی کردی-فارسی اشعار وی مخاطبین زیادی در ایران دارد
سخت كوشی و پیگیری این شاعر جهانی در سیطره فرهنگ، ادبیات و شعر كردی ، به او شخصیتی غول آسا و عاصی بخشیده است. شاعر چیره دست فارس زبان روزگارمان سید علی صالحی سالها پیش شیركو بیكس را امپراتور شعر دنیا نامیده است .
شیركو بیكس در جامعه فرهنگی كرد، هم وزن احمد شاملو در پهنای ادبیات معاصر فارسی می باشد. شیركو بیكس در سال 88-1987 میلادی از دست «انگوار كارلسن» نخست وزیر سوئد جایزه جهانی «توخولسكی» مدال افتخار در ادبیات را دریافت كرد و همچنین در فلورانس ایتالیا، بزرگترین انجمن مدنی به او لقب «همشهری» داده است.بعضی از اشعار او انتخاب شده و در كتابهای درسی چند كشور برای تدریس گنجانده شده است.
شیركو بیكس بیشك مانند حلقهای گره خورده در زنجیرهی خدایگان تاریخ ادبیات دنیا چفت شده است، خدایگانی مانند: لوركا، محمود درویش، نرودا، ریتسوس، داستایوسكی، شاملو، جبران خلیل و... كه چنان بتی ستودنی در معابر استورهای ملل دنیا جاودانه خواهند ماند.
برداشت مطلب با ذکر لینک مجاز است.