پست ثابت

حتما بخونش

سلام به همه خوانندگان عزیز

امیدوارم از مطالب این وبلاگ خوشتون بیاد

واااااااقعا دمتون جیییییییززززززز

ایول به خودم که همچین دوستایی دارم

خعععلی وقت اپ نکردم اما بازم شما اومدین و نظر گذاشتین

خداروشکر تابستون شد

دیگه باید برای شهریور برنامه ریزی کنم ههههههه

سعی میکنم بیشتر از قبل پست بذارم

بازم میسی از لطفتون

منتظر نظراتتون حرفاتون و ..... هستم

موفق باشید

تولدم مبارک:)

من:)

دلم واسه دوستای قدیمیم تنگ شده :(((

 

 

کاش اونام به اینجا یع سر بزنن و کامنت بذارن...

:|

اسم وبمو باید بذارم سرزمین متروکه :|

 

یا مثلا کلبه ی وحشی :|

 

ن ن

 

کلبه ی تنهاییه وحشیانه ی من :|

 

یا مثلا زیبای وحشی:|

 

زیبای خفته :|

 

الان فهمیدین مشکل روحی روانی دارم یا بیشتر توضیح بدم ؟ 

 

اصلا همینه که هست :|

 

اصن به درک که کسی سراغمو نمیگیره :|

 

وااای دیر شد

من برم قرصامو بخورم 

.....

خیلی ساده میگم...

 

 

 

تولدم مبارک ...

:|

قبل کنکور :

 

فوتبال 

 

نت 

 

رمان 

 

بازم فوتبال 

 

بازم نت 

 

بازم نت 

 

 

بعـــــــــــده کنکور :

 

خواب :|

 

بیکاری

 

یکم بیرون 

 

نتم که نمیام

 

یدونه فوتبالم ندیدم

درحالیکه قبل کنکورم 

همه بازیارو دیدم 

 

 

:)

واااااااااااااااااااااییییی

 

واااااااای 

 

آی اَم اِ خر کیف 

 

فک کنم به اون چیزی که میخوام میتونم برسم 

 

 

به نظرم کنکور 

 

از اون چیزی که فکر میکردم خیلی اسون تر بود 

:(

تا حالا 5.6 نفر از بچه های ریاضی گفتن 

 

کنکور امروزز خیلی سخت بوده 

 

بیچاره شدم رفت 

فردا

فـــــــــــــــــــــردا 

 

کنکـــــــــور دارم 

 

 

واقعـــــــــــــــــا 

 

از همتون میخوام 

 

 

 

برام دعــــــــــــــــــا کنیـــــــــــــــ...د

 

:(

ﻣﯿﮕﻦ ﺁﺩﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﻤﯿﺮﻩ ﮐﻞ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺑﺪﻧﺶ ﺍﺯ ﮐﻞ ﮐﺎﺭﺍﯼ ﺑﺪ ﺍﻭﻥ ﺁﺩﻡ

ﺷﻬﺎﺩﺕ ﻣﯿﺪﻩ ﺑﺮ ﻋﻠﯿﻪ ﻫﻤﻮﻥ ﺷﺨﺺ !!!...

ﺣﺎﻻ ﯾﻪ ﺳﻮﺍﻝ ... ؟؟؟؟؟

ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺍﯾﻦ ﺯﺑﻮﻥ ﻣﻦ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﻣﯿﺪﻩ ﮐﻪ ﭼﻪ ﺣﺮﻓﺎﯾﯽ ﺗﻮ ﺩﻟﻢ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ

ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ ﻧﮕﻔﺘﻢ !...؟

ﺍﯾﻦ ﮔﻠﻮﻡ ﻣﯿﮕﻪ ﮐﻪ ﭼﻪ ﺭﻭﺯﺍﯾﯽ ﺑﻐﺾ ﮔﻠﻮﻡ ﺭﻭ ﺧﻮﺭﺩﻡ ﮐﻪ ﺍﺷﮑﻢ ﺟﻠﻮ

ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻧﺎﻣﺮﺩ ﺩﺭ ﻧﯿﺎﺩ !.... ؟

ﺍﯾﻦ ﭼﺸﻤﻬﺎ ﻣﯿﮕﻦ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻧﺎﻣﺮﺩﯼ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﻧﺎﻣﺮﺩﺍ ﭼﻪ ﺷﺒﻬﺎﯾﯽ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ

ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺶ ﻧﯿﻮﻣﺪﻩ !.... ؟

ﺍﯾﻦ ﺩﻝ ﻻﻣﺼﺐ ﻣﯿﮕﻪ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺟﺎﻫﺎ ﺍﯾﻦ ﺁﺩﻡ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻣﺎ ﻣﺤﺒﺖ

ﻧﺪﯾﺪﻩ !... ؟

ﺍﯾﻦ ﻣﻐﺰ ﻻﻣﺼﺐ ﻣﯿﮕﻪ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﮐﺴﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺸﻮﻥ ﺩﺍﺷﺖ ﺍﺯ ﺧﯿﻠﯽ

ﭼﯿﺰﺍ ﮔﺬﺷﺘﻪ !... ؟

ﺑﺒﯿﻨﻢ ﻣﯿﮕﻦ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺘﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺟﻮﻭﻧﯿﺸﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺩﺍﻫﺎﯼ ﺑﻬﺘﺮ ﮐﻪ

ﺍﺻﻼ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ !... ؟

 

 

ﺍﯾﻦ ﻻﻣﺼﺒﺎ ﻣﯿﮕﻦ ﮐﻪ ﺩﺭﺩ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺭﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﺭﯾﻪ ﻫﺎﺵ ﺧﺮﯾﺪﻩ ﮐﻪ ﮐﻢ

ﻟﻄﻔﯽ ﺩﻭﺳﺘﺎﺷﻮ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﺷﻮ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻨﻪ !...؟

ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺍﯾﻨﺎ ﻣﯿﮕﻦ ﮐﻪ ﻣﺸﺮﻭﺏ ﻭ ﻧﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﻟﺬﺗﺶ ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺮ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﯽ

ﻋﺸﻘﺶ ﺧﻮﺭﺩﻩ !...؟

ﻓﻜﺮ ﻧﮑﻨﻢ !!!!...

ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻓﺎ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﺸﻪ !!!... ؟؟

 

 

معجزه

تعدادی از دانشمندان جمع شدند تا با تحقیق در متن قرآن ؛ خطا و اشتباهی در آن بیابند و به این ترتیب قرآن را رد کنند!!!!.
لذا بسیار در متن قرآن و کلمات آن دقت کردند تا اینکه به این آیه رسیدند که در مورد داستان حضرت سلیمان است که وقتی مورچه ای لشکر حضرت سلیمان را میبیند به سایر مورچه ها میگوید: پناه بگیرید تا لشکر سلیمان شما را خرد نکنند. لایحطمنکم

 

 

 

 

 

 

در حالی که: این کلمه با مصدر (تحطیم = خرد شدن شیشه) در زبان عربی فقط در مورد شیشه به کار میرود اما مورچه ها آن را درباره ی خود بکار برده اند.!!!
پس این اشکالی است که می توان به متن قرآن گرفت !!!!

بعد از آن یک دانشمند استرالیایی در تحقیقات علمی خود کشف کرد که: بیش از 75 درصد از غشای خارجی بدن مورچه ها را شیشه تشکیل میدهد. و با کشف این معجزه ی قرآن بلافاصله به اسلام ایمان آورد و مسلمان شدنش را اعلام نمود.

فک و فامیله داریم؟

برادر دوستم میگفت  :

مادر بزرگ مادرم 120 سالشه

دیدمش لبــاس ورزشی پوشیده

داره نرمــش می کنه

بهش می گم ننجون شما هم ورزش می کنی؟

گفت : چرا که نه….

گفتم فیس بوک هم میرید؟

گفــت پ ن پ از فیس بوک بر می گردم

فکـــر کردی دوست دخــــتری که الان

تـــو فیس بوک داری کیه ؟

2 دستی زدم تو سر خودم

رمان

بوف کور 

 

صادق هدایت 

 

هیچی...

 

خواستم همین جوری بگم که منم رمان میخونم 

کامنت

عاقا مورد داشتیم اومده کامنت داده به منم سربزن ولی ادرس نذاشته 



عاخه خواهره من 


وقتی ادرس ندادی چجوری سر بزنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من یه پسرم

دُختر نیستم، همیشه خانواده پشتم باشن

دُختر نیستم 5000 تا فرند داشته باشم


دُختر نیستم بی کیفیت ترین عکسم ثانیه ای 4 تا لایک بگیره....


دُختر نیستم روزانه 30 40 نفر سعی کنن باهام دوست شن و منم با ناز بگم نَه!


نه عزیزم من پسرم یعنی:

عکسام به زور 30 تا لایک میگیره

همه فرندام رفیقام هستن و غریبه توش نیس


تا به کسی پی ام ندم، کسی نمی پُرسه زنده هستی یا مُردی......!!!!



پسر بودن، یعنی مامان بابا تا دبستان

پسر بودن یعنی فقط 2 بار فرصت برای کنکور


پسر بودن یعنی 2 سال سربازی

پسر بودن یعنی فکر پیدا کردن کار برای ساختن اینده ....

دنیای پسرا پر از پیراهن های مردونه و تنهایی و رفیقاشون!

پر از تلاش برای مخفی کردن غماشون ....

من پسرم و به رفیقام حسودی نمیکنم ، ظاهر نمایی نمیکنم ، الکی واسشون کامنت نمیذارم بگم واییییییی نایس

شدی عزیزم ، اگه زشت باشه میگم جمع کن این دک و پوزتو :))))

اره من پسرم و به پسر بودنم افتخار میکنم

سلامتــــــــی همه پسر های واقعیییی.....

پسرها

בخترڪ ؛ :)


ﺑﻴﺎ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺭﺍﺯﯼ ﺭﺍ ﺑﮕﻮﻳﻢ . 

.ﭘﺴﺮﻫﺎ ﻋﺮﻭﺳﻚ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ، 

ﺩﺭﺩ ﺩﻝ ﻛﺮﺩﻥ ﻭ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﺭﺍ ﻳﺎﺩ ﻧﻤﻲ ﮔﻴﺮﻧﺪ، 

ﻧﮕﺎﻩﻛﻦ ﻓﻘﻂ ﺑﻠﺪﻧﺪ ﺃﺳﺒﺎﺏ ﺑﺎﺯﻳﻬﺎﻳﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﺮﺕ ﻛﻨﻨﺪ ! 

ﭘﺴﺮﻫﺎ ﺍﺷﻚ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ، 

ﻣﻲﺗﺮﺳﻨﺪ ﻣﺮﺩﻳﺸﺎﻥ ﺯﻳﺮ ﺳﻮﺍﻝ ﺑﺮﻭﺩ 

ﻣﻲ ﺷﻨﻮﻱ ﺗﻪ ﺻﺪﺍﻱ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺷﺎﻥ ﮔﺮﻳﻪ ﺍﯼ ﺑﯽﺻﺪﺍﺍﺳﺖ 

ﺑﺎ ﻳﻚ ﺍﻏﻮﺵ ﺳﺎﺩﻩ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﻗﻠﺐ ﻫﺮ ﻣﺮﺩﻱ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺍﻭﺭﺩ، 

ﻧﮕﺄﻫﺸﺎﻥﻛﻦ، 

ﻭﻗﺘﻲ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺍﻧﺪ ،ﻣﺮﻳﻀﻨﺪ، ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻧﺪ،ﺩﻟﺖ ﻧﻤﻲ ﺳﻮﺯﺩ ﺑﺮﺍﻳﺸﺎﻥ، 

(ﺑﺒﻴﻦ ﭘﺪﺭﺕﻭﻗﺘﻲ ﻣﺎﺩﺭﺕ ﻧﻴﺴﺖ ﭼﻘﺪﺭ ﭘﻴﺮ ﺍﺳﺖ ) 

ﻣﻲ ﺩﺍﻧﻢ ﺍﺯ ﭘﺴﺮﻫﺎ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﻲ ﺟﺮ ﺯﻧﻲ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ؟ 

ﺑﻲ ﻣﻌﺮﻓﺘﻨﺪ،؟ 

ﺣﺮﻑ ﺑﺪ ﻣﻲ ﺯﻧﻨﺪ؟ 

چوטּ ﺑﺎﺯﻱ ﺑﻠﺪ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ، !! 

ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻘﺼﻴﺮﻱ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ، 
ﻛﺴﻲ ﻧﺎﺯﺷﺎﻥ ﻧﻤﻲ ﻛﻨﺪ، 
ﮔﻞ ﺳﺮ ﺻﻮﺭﺗﻲ ﺑﻪ ﻣﻮﻫﺎﻳﺸﺎﻥﻧﻤﻲ ﺯﻧﺪ، 

ﺳﻴﻠﻲ ﻣﻲ ﺧﻮﺭﻧﺪ ﻛﻪ ﻳﺎﺩﺷﺎﻥ ﺑﻤﺎﻧﺪ ﺑﺎﻳﺪ ﻗﻮﻱ ﺑﺎﺷﻨﺪ . 

ﺩﺧﺘﺮﮎ . . . 

((ﭘﺴﺮ ﻫﺎ ﻧﻤﯿﺸﮑﻨﻨﺪ ﻣﮕﺮ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮﮐﯽ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﺗﻮ)) 

مرد که باشی...

ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﮐﺪﺍﻡ ﺯﻥ

ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺁﺭﺍﻣﺖ ﮐﻨﺪ…؟

ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺑﻐﺾ ﮐﻨﯽ ﭼﻪ ﺯﻧﯽ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ

ﺁﺭﺍﻡ ﮐﺮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ… ؟

ﻣﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺣﻖ ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ

ﻧﺪﺍﺭﯼ…

ﻣﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺣﻖ ﺍﺕ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺩﻝ

ﻧﮕﻬﺪﺍﺷﺘﻦ ﺍﺳﺖ.…

ﻣﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺭ ﻧﻤﺎﯼِ ﮐﻮﻫﯽ ﺭﺍ

ﺩﺍﺭﯼ , ﻣﻐﺮﻭﺭ ﻭ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ.…

ﻣﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺷﺐ ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﺑﮕﯿﺮﺩ

ﯾﮏ ﻧﺦ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺭﻭﺷﻦ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﻭ

ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﭘﺸﺖ ﺩﻭﺩﺵ ﭘﻨﻬﺎﻥ

ﻣﯿﮑﻨﯽ .…



خودکار

خودکارتو گم کنی = خودکار نداری

خودکار نداشته باشی = جزوه نداری


جزوه نداشته باشی = درس نمی خونی


درس نخونی = پاس نمیشی 




پاس نشی = مدرک نمی گیری مدرک نگیری = کار گیرت نمیاد



کار نداشته باشی = پول نداری 


پول نداشته باشی = غذا نداری 


غذا نداشته باشی = لاغر مردنی میشی 


لاغرمردنی بشی = زشت میشی 


زشت بشی = عاشقت نمیشن 


عاشقت نشن = ازدواج نمیکنی


ازدواج نکنی = بچه نداری 


بچه نداشته باشی = تنهایی


تنها باشی = افسرده میشی 


افسرده بشی = مریض میشی 


مریض بشی = میمیری


پس مراقب خودکارهای خودباشید!:D



مادر

این جملات رو امروز تو قبرستون شنیدم :

قول میدم دیگه اذیتت نکنم ...

قول میدم دیگه مسخرت نکنم ...!

مامان قول میدم نگم تو افکارت عقب مونده و قدیمیه ! مامان میخوامت ..

مامان تو برگرد قول میدم شب ها زود بیام خونه ..

مامان تو برگرد قول میدم ولخرجی نکنم ...

مامان برگرررررررد !


شاید این داستان زندگی خیلیا باشه تا دیر نشده خودمونو اصلاح کنیم . قدرشونو بدونیم !

لعنتی دوست داشتنی من...

اتاق تاريک بود


 . فضای گرم و معطر اتاق منو گيج کرده بود . 


روی تخت دراز کشيدم . 


بهش نگاه کردم . 


آروم و ساکت بود


 . مثل خودم . 

بلند و کشيده 


چشاش برق می زد

 . آروم سراسر بدنش رو لمس کردم . 

هيچی نمی گفت . 

هميشه تسليم بود

 , تسليم محض 


. لبامو گذاشتم روی لبش و با اولين بوسه مثل هميشه آرومم کرد . 


بوسه هايی که بين من و اون رد و بدل می شد هميشه کوتاه بود . 


دوست داشتم بعد از هر بوسه توی چشای داغش نگاه کنم . 



همين سکوتش منو ديوونه می کرد . 



اون روزای اول که باهش آشنا شدم برای من پر از اضطراب بود . ولی اون عين خيالش نبود . 


هميشه قرارای من و اون توی کوچه های خلوت , پشت ديوارای بلند و ... بود . 



می ترسيدم کسی من رو با اون

بينه . آخه اون يه جوری بود . توی همون

کوچه های خلوت بوسه های من و اون شکل گرفت . 



با اولين بوسه منو اسير خودش کرد


 . هميشه وقتی از هم جدا می شديم به خودم قول می دادم ديگه نبينمش ولی مگه می شد . 


وقتی با هم بوديم فقط بوسه بود و بوسه . رابطه ما از اين بيشتر نبود . 


يه جورايي فکر می کردم با اون بودن برام آرامش بخشه ولی .. شايد اشتباه می کردم . 



اون از من هيچی نمی خواست فقط دوست داشت لباشو ببوسم . 


و لحظه هايي که می بوسيدمش چقدر چشاش برق می زد . 


کم کم همه عادت کردن ما دو تا رو باهم ببينن


 . هر دو بی پروا بوديم . 


توی لحظه های غم و تنهايي منو صبورانه تحمل می کرد


 . هيچوقت عاشقش نشدم . حتی گاهی ازش متنفر می شدم ولی بازم ... می رفتم سراغش . 



بهش نگاه کردم

 . چشماشو بسته بود . 

اتاق بوی عرق تن اونو به خودش گرفته بود 

. آخرين بوسه رو ازش گرفتم و مثل هر شب توی جاسيگاری لهش کردم . 


لعنتی دوست داشتنی .

فیلم جنگی

ديشب داشتم یه فیلم جنگی نگاه میکردم همش آدم کشی و جنگ بود همین که مامانم اومد
تو بگه شام حاضره یهو دیدم دو نفر دارن لب میگیرن وسط جنگ
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.حالا اینکه آبروم رفت به کنار هرچی دوباره دنبال اون صحنه گشتم پیداش نکردم :|

یلدا....

دو قدم مانده به رقصیدن برف.... یک نفس مانده به سرما و به یخ
تحفه ای یافت نکردیم که کنیم هدیه تان....یک سبد عاطفه داریم همه تقدیم شما 

یلدا مبارک 






آخر پاییز شد ،

همه دم می زنند از شمردن جوجه ها !

روی تختت امشب ، بشمار ، تعداد دل هایی را که به دست آوردی …

بشمار ،تعداد لبخند هایی که بر لب دوستانت نشاندی …

بشمار ، تعداد اشک هایی که از سر شوق و غم ریختی …

فصل زردی بود ، تو چقدر سبز بودی ؟!

جوجه ها را بعدا با هم میشماریم …

یلداتون مبارک


خدایا...

خــــــدایــــــا

اهـــل معامـــله هستـــی؟

من جهنـــمت را ندیـــده با زندگیـــم عـــوض می کنـــم!

تو کـــه زندگـــی مـــرا دیـــده ای..

نتـــرس ضـــرر نمـــی کـــنی...

پسر بودن...

پﺴﺮ ﻧﻴﺴﺘﻰ ﺗﺎﺑﻔﻬﻤﻰ ﭘﻮﻝ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﺯ ﭘﺪﺭ ﭼﻘﺪﺭ

ﺳﺨﺘﻪ ...

ﭘﺴﺮ ﻧﻴﺴﺘﻰ ﺗﺎ ﺑﻔﻬﻤﻰ 2 ﺳﺎﻝ ﺗﻨﻬﺎﻯ ﺗﻨﻬﺎ ﻏﺮﺑﺖ

ﺳﺮﺑﺎﺯﻯ ﻛﺸﻴﺪﻥ ﭼﻘﺪ

ﺳﺨﺘﻪ ...

ﭘﺴﺮ ﻧﻴﺴﺘﻰ ﺗﺎ ﺑﻔﻬﻤﻰ ﺩﻟﻬﺮﻩ ﺷﻐﻞ ﺁﻳﻨﺪﻩ ﺩﺍﺷﺘﻦ

ﭼﻘﺪ ﺳﺨﺘﻪ ...

ﭘﺴﺮ ﻧﻴﺴﺘﻰ ﺗﺎ ﺑﻔﻬﻤﻰ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﻋﺸﻘﺖ

ﺑﺨﺎﻃﺮ ﭘﻮﻝ ﭼﻘﺪ

ﺳﺨﺘﻪ ...

ﭘﺴﺮ ﻧﻴﺴﺘﻰ ﺗﺎ ﺑﻔﻬﻤﻲ ﺑﻮﻕ ﺯﺩﻥ ﭘﺸﺖ ﻣﺎﺷﯿﻦ

ﻋﺮﻭﺱ ﻋﺸﻘﺖ ﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ ﺩﺍﺭﻩ

ﺑﭽﻪ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﭼﻘﺪ ﺳﺨﺘﻪ ...

ﭘﺴﺮ ﻧﻴﺴﺘﻲ ﺑﻔﻬﻤﻲ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺑﻐﺾ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﻳﻨﻜﻪ

ﻣﺴﺨﺮﺕ ﻧﻜﻨﻦ ﻛﻪ ﺩﺍﺭﻩ

ﮔﺮﻳﻪ ﻣﻴﻜﻨﻪ ﭼﻘﺪ ﺳﺨﺘﻪ ...

ﭘﺴﺮ ﻧﻴﺴﺘﻰ ﺗﺎ ﺑﻔﻬﻤﻰ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺧﻨﺪﻩ ﺑﻪ ﻟﺐ

ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺑﺮﺍ ﺭﻭﺣﻴﻪ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻪ

ﻋﺸﻘﺖ ﭼﻘﺪ ﺳﺨﺘﻪ ...

ﺁﺭﻩ ﻣﻦ ﭘﺴﺮﻡ ﭘﺴﺮ ﺑﻮﺩﻥ ﻳﻌﻨﻰ ﺍﺯ ﺑﭽﮕﻰ ﺗﺎ

ﻟﺤﻈﻪ ﻣﺮﮒ

ﺗﻨﻬﺎﻳﻰ ﻭ ﺗﻨﻬﺎﻳﻰ ﻭ ﺗﻨﻬﺎﻳﻰ.......

دنیا....

 

زنــے رآ בيـבَم كــہ بـرآے سـيـرے شـكـَمـَ فرزندَش...

تـَنـَش رآ مــے فـروخـت ...!!

مـَرבے رآ هـَ ـم בيـבَم كــہ بـرآے سـيـرے شـَهـوَتـَش ...

از شـكـَم فـَرزَنـבآنـَش ميــزَב ...

خـــــבآيـآ ...!!!

شـَهـوَت سـَرآيے شـבه בنـيآيـَت ...

 

فيـلـتـرش نمے كـنـے ؟!



چه گناهی؟




اگه دروغ بگی ایشالا رو مماخت یه جوش گنده بزنه 


تا یه هفه خونه نشین بشی D

سایپا مطمئن

داستان کوتاه(4)

 

ﺗﻮ ﺷﻬﺮ ﺑﺎﺯﯼ ﯾﻬﻮ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﺍﻭﻣﺪ

ﮔﻔﺖ : ﺁﻗﺎ… ﺁﻗﺎ .. ﺗﻮ ﺭﻭ ﺧﺪﺍ ﯾﻪ ﻟﻮﺍﺷﮏ ﺍﺯﻡ ﺑﺨﺮ !!

ﻧﮕﺎﺵ ﮐﺮﺩﻡ …ﭼﺸﻤﺎﺷﻮ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺷﺘﻢ … ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮔﻔﺖ

ﺁﻗﺎ ...ﺍﮔﻪ ۴ ﺗﺎ ﺑﺨﺮﯼ ﺗﺨﻔﯿﻒ ﻫﻢ ﺑﻬﺖ ﻣﯿﺪﻡ…

ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﺍﺳﻤﺖ ﭼﯿﻪ … ؟ ﻓﺎﻃﻤﻪ… ﺑﺨﺮ ﺩﯾﮕﻪ …!

ﮐﻼﺱ ﭼﻨﺪﻣﯽ ﻓﺎﻃﻤﻪ… ؟ ﻣﯿﺮﻡ ﭼﻬﺎﺭﻡ …ﺍﮔﻪ ﻧﻤﯽ

ﺧﺮﯼ ﺑﺮﻡ .. ﻣﯽ ﺧﺮﻡ ﺍﺯﺕ ﺻﺒﺮ ﮐﻦ ﺩﻭﺳﺘﺎﻣﻢ ﺑﯿﺎﻥ

ﻫﻤﺸﻮ ﺍﺯﺕ ﻣﯿﺨﺮﯾﻢ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﻭ ﺑﺎﺑﺎﺕ ﮐﺠﺎﻥ ﻓﺎﻃﻤﻪ؟؟

ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻣﺮﺩﻩ …ﻣﺎﻣﺎﻧﻤﻢ ﻣﺮﯾﻀﻪ…ﻣﻦ ﻭ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﻟﻮﺍﺷﮏ

ﻣﯽ ﻓﺮﻭﺷﯿﻢ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﻫﻤﻪ ﺭﺳﯿﺪﻧﺪ ﻫﻤﻪ ﺍﺯﺵ

ﻟﻮﺍﺷﮏ ﺧﺮﯾﺪﻧﺪ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ …ﻣﯽ

ﺧﻨﺪﯾﺪ… ﺍﺯ ﯾﻪ ﻃﺮﻑ ﺩﻟﻢ ﺳﻮﺧﺖ ﮐﻪ ﻣﺎ ﮐﺠﺎﯾﯿﻢ ﻭ ﺍﯾﻦ

ﮐﺠﺎ … ﺍﺯ ﯾﻪ ﻃﺮﻑ ﻫﻢ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺍﻣﺸﺐ ﺑﺎ

ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺗﻮﻧﺴﺘﯿﻢ ﺩﻟﺸﻮ ﺷﺎﺩ ﮐﻨﯿﻢ

ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻣﯿﺬﺍﺭﯼ ﺍﺯﺕ ﯾﻪ ﻋﮑﺲ ﺑﮕﯿﺮﻡ؟ ﺑﺎﺷﻪ ﻓﻘﻂ ۳ ﺗﺎ

ﺑﺎﺷﻪ ﺍﮔﻪ ۵۰۰ ﺗﻮﻣﻦ ﺑﺪﯼ ﻣﻘﻨﻌﻤﻮ ﻫﻢ ﺑﺮ ﻣﯿﺪﺍﺭﻡ !

ﻓﺎﻃﻤﻬﻬﻬﻬﻬﻬﻬﻬﻬﻬﻬﻬﻬﻬﻬﻬﻪ… ﺩﯾﮕﻪ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﻭ ﻧﺰﻥ!

ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺷﺪﻡ ﺍﺯﺕ ﺳﺮﯾﻊ ﮐﻮﻟﻪ ﭘﺸﺘﯿﺸﻮ

ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺭﻓﺖ… ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﻣﯽ ﺭﻓﺖ. ﻧﮕﺎﺵ ﻣﯽ

ﮐﺮﺩﻡ … ﻧﻪ ﺑﻪ ﺍﻻﻧﺶ… ﻧﻪ ﺑﻪ ﻇﺎﻫﺮﺵ … ﺑﻪ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺍﯾﯽ

ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ … ﻭ ﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ

ﻓﻘﻂ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﯿﻢ .. ﻓﻘﻂ ﻧﮕﺎﻩ....

کاملا وافعی....