مراسم نکوداشت استاد حسین قندی در تبریز
مراسم نکوداشت استاد فقید رشته روزنامه نگاری مرحوم حسین قندی با حضور جمعی از اهالی رسانه روز پنجشنبه ، دهم اردیبهشت در مسجد بلال صدا و سیمای مرکز تبریز برگزار شد.

مراسم نکوداشت استاد فقید رشته روزنامه نگاری مرحوم حسین قندی با حضور جمعی از اهالی رسانه روز پنجشنبه ، دهم اردیبهشت در مسجد بلال صدا و سیمای مرکز تبریز برگزار شد.

« شبستری را از نو باید شناخت» ( نصرالله پورجوادی) ، « نقدی بر نقد . تاملی بر چند بیت از قصاید خاقانی» (سعیدالله قره بگلو) ، « حکمه العرشیه جلوه گاه فلسفه کلامی صدرالمتالهین» (اصغر دادبه) ، « احباط یا موازنه؟ » (مریم کیانی فرید) ، « دین مدنی از منظر افلاطون» (سیاوش اسدی) ، « انسان گرایی ، سایه تیره یک رؤیا بر محیط زیست» (بهرام بهین) و « تکنولوژی ، قدرت یا مصیبت؟ » (بیژن عبدالکریمی) از مقالات منتشر شده در شماره جدید مجله اشراق هستند.
« نارسایی اومانیسم » ترجمه هدایت علوی تبار ، « ایده محیط زیست » ترجمه حسین شیخ رضایی ، « مباحثه هابرماس و گادامر » ترجمه ماندانا چگنی فراهانی و « معنای رمزی جام » ترجمه نرگس فتحعلیان از دیگر مقالات منتشر شده در اشراق هستند.
حسن اسدی تبریزی در سخن سردبیر این شماره از اشراق خاطر نشان کرده است : در این شماره از مجله به موضوع نقد اومانیسم و موضوع محیط زیست بیشتر از دیگر موضوعات پرداخته شده است و اهمیت این دو موضوع بر اهل نظر روشن است.
گفتنی است دفتر پنجم مجله اشراق (شماره اول دوره جدید) در 225 صفحه از سوی معاونت فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز منتشر شده است.
بزرگداشت استاد دکتر اصغر دادبه ، 18 اسفند ، در دانشگاه یزد برگزار می شود. در این همایش بزرگداشت از ارج نامه دکتر دادبه با عنوان خرد ایرانی رونمایی خواهد شد.
گفتنی است دکتر اصغر دادبه از چهره های ماندگار کشوری ، استاد فلسفه و کلام و ادبیات ، حافظ شناس و سعدی شناس شهیر و بزرگ دوره معاصر است. از آثار منتشر شده ایشان می توان به کتاب های کلیات فلسفه ، فخر رازی و حافظ (زندگی و اندیشه) اشاره کرد.
* گزارش نکوداشت دکتر اصغر دادبه در یزد

عبدالعظیم پویا مدیر عامل بنیاد میبدی ضمن اعلام این خبر گفت: به منظور پاسداشت مقام علمی دانشوران بزرگ استان یزد تاکنون برنامههای فرهنگی متعددی توسط این بنیاد برای تجلیل از بزرگانی چون آذر یزدی، ایرج افشار و اسلامی ندوشن و... برگزار شده است و بنیاد میبدی اکنون برای تجلیل از بیش از نیم قرن تلاش علمی، فرهنگی استاد دکتر اصغر دادبه یزدی که در حال حاضر یکی از برجستهترین دانشمندان عرصه فلسفه و کلام و ادبیات عرفانی است به کمک جمعی از اهالی فرهنگ و ادب استان یزد و با همیاری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ۱۸ اسفند مراسم نکوداشتی را در یزد برگزار می کند.
این محقق و کارشناس تاریخ و میراث فرهنگی در معرفی دکتر دادبه گفت: استاد دکتر اصغر دادبه از پژوهشگران و متخصصان نامیِ کشور در زمینههای عرفان، فلسفه و کلام اسلامی است.وی در سال ۱۳۸۱ به سبب فعالیتهای پژوهشیاش، به عنوان چهره برگزیده در دومین دوره همایش چهرههای ماندگار انتخاب شد. وی از استادان پیشکسوت دانشگاه علامه طباطبایی است که در سال ۱۳۲۵در یزد متولد شد و تحصیلات خود را تا مقطع دبیرستان در زادگاه خود سپری کرد و سپس در دانشگاه تهران در نزد استادان بنامی چون شهید مطهری تحصیلات خود را تا مقطع دکترا در زمینه فلسفه و کلام اسلامی ادامه داد.
دکتر دادبه هم اکنون مدیر گروه ادبیات دایره المعارف بزرگ اسلامی است و بیش از ۴۰۰ مقاله پژوهشی را در دایره المعارف بزرگ اسلامی و دیگر دانشنامهها به رشته تحریر در آورده است. او هم چنین از حافظ پژوهان نامی کشور به شمار میرود و مقالات ارزشمندی در زمینه حافظ پژوهی نگاشته است. از آثار تالیفی وی میتوان به: کلیات فلسفه، فرهنگ اصطلاحات کلامی و مجموعه مقالات حافظشناسی اشاره کرد.
پویا در ادامه افزود: در این راستا کتاب جشن نامه دکتر دادبه که با مقالات متعددی از نویسندگان و صاحبنظران صاحب نامی همچون؛ بهاءالدین خرمشاهی، دکتر شمیسا، و... تدوین شده توسط بنیاد میبدی منتشر و همراه با کتاب حافظ دکتر دادبه در این مراسم رونمایی میشود.
در همین زمینه و به منظور معرفی دکتر دادبه به جامعه فرهنگی استان، فیلم مستندی نیز با حضور استادان برجستهای چون دکتر حداد عادل، دکتر اسلامی ندوشن، دکتر فتح ا... مجتبایی، کامران فانی و... توسط گروه پیشگامان کویر تهیه شده است که در این مراسم پخش خواهد شد. استاد عبد العظیم پویا حضور دانشوران بزرگی چون دکتر مهدی محقق رئیس انجمن مفاخر فرهنگی کشور و دکتر فتح ا... مجتبایی یکی از بزرگ ترین دانشمندان عرضه تاریخ ادبیات عرفانی و بهاءالدین خرمشاهی، قرآن پژوه و حافظشناس شهیر و دکتر محمد علی اسلامی ندوشن از نویسندگان نامدار کشور را در این مراسم مغتنم دانسته و از همه علاقه مندان حوزه فلسفه و کلام و عرفان و ادبیات فارسی خواست در این مراسم شرکت کنند.
چگونه می توان از مسجد کبود نگفت. این مسجد از مهم ترین آثار تاریخی تبریز و ایران است. نمی دانم چه اصراری هست که عده ای می خواهند همه مراسم ها را در این مسجد برگزار کنند. قصد دارند به این مسجد تاریخی کاربری یک مسجد امروزی را بدهند. بله مسجد کبود موزه نیست اما نمی تواند کاربری یک مسجد امروزی را داشته باشد. امروز گازکشی می کنید. فردا حتما می خواهید آشپزخانه در آن درست کنید. مدتی بعد هم در و دیوار آن را تغییر دهید!
شما خودتان از تخریب اماکن تاریخی مکه و مدینه ناراحت می شوید. شما داعش را لعن می کنید که چرا آثار اسلامی را از بین می برند. مسجد کبود هم از مهم ترین آثار تاریخی جهان اسلام است. محل دیگری برای فعالیت های خود در نظر بگیرید... به دین و عقاید مردم با این کارها صدمه نزنید...

به گزارش تبریز بیدار ، کارشناس منابع کتابخانه های استان در گفتگو با تبریز بیدار از برگزاری نشست نقد و بررسی کتاب"تجمع ممنوع" در تاریخ 26 بهمن ماه در تالار نخجوانی کتابخانه مرکزی تبریز خبر داد.
وی گفت: این نشست با پیگیری امور فرهنگی و امور منابع کتابخانه های استان و با همکاری حوزه هنری و با حضور راوی، نویسنده و همچنین، قاسمی پور (رئیس دفتر مطالعات فرهنگ پایداری حوزه هنری کشور ) و موسی غیور برگزار می گردد.
حسن اسدی افزود: این کتاب برای تمامی کتابخانه های استان خریداری و ارسال شده و گروه های مطالعه در برخی از کتابخانه های استان در این زمینه تشکیل شده است.
وی اظهار داشت: همزمان با برگزاری این نشست از اول تا 30 بهمن ماه نیز مسابقه کتابخوانی کتاب "تجمع ممنوع" از طریق سایت www.booki.ir برگزار و به 30 نفر از برگزیدگان هدایای نقدی و بسته های فرهنگی اهدا خواهد شد.
به گزارش خبرنگار اجتهاد، به منظور ترویج فضای نقد علمی و تقویت روحیه تحقیق و مطالعه و نقد در بین طلاب و دانشجویان، از سوی دفتر آیتالله سیدمحمد حسینی زنجانی(استاد خارج فقه و اصول حوزه علمیه مشهد و فرزند ارشد مرحوم آیتالله سیدعزالدین حسینی زنجانی) مسابقه بررسی و نقد کتاب «اجتهاد مبین» برگزار میشود.
از اینرو، طلاب حوزههای علمیه و دانشجویان رشته الهیات و معارف اسلامی میتوانند مباحث مطرح شده در کتاب «اجتهاد مبین» را بررسی و نقد کرده و تحقیق فقهی خود را، مطابق با شیوههای تحقیق، در رد یا تقویت نظرات مطرح شده در کتاب، مکتوب و ارسال نمایند.
کتاب «اجتهاد مبین» حاوی مجموعه پرسشها و مباحث در فقه استدلالی، به قلم آیتالله سید محمد حسینی زنجانی و با تحقیق و تدوین حسن اسدی تبریزی میباشد. این اثر، عملیات اجتهاد و طریقه استنباط فقهی در معرض نظر و دید مکلفین قرار داده و صرفا به بیان حکم شرعی اکتفا نکرده و دلیل حکم را نیز بیان کرده است.
از خصوصیات مهم این اثر، نقد دیدگاههای فقهای به اصطلاح نواندیش و روشنفکران دینی درخصوص برخی احکام فقهی است. همچنین در این کتاب برخی نظرات آقایان صانعی، محمدجواد غروی اصفهانی و محمد صادقی تهرانی نقد شده است.
مسابقه نقد و بررسی از سالروز میلاد رسول اکرم(ص) و حضرت امام جعفرصادق (ع) آغاز شده و علاقمندان میتوانند آثار خود را تا پایان اسفندماه 93 به نشانی الکترونیکی hoseyni.zanjani@gmail.com ارسال کنند.
یادآوری میشود، صاحبان آثار برتر، به نحوی شایسته مورد تقدیر قرار خواهند گرفت.
منبع خبر : پایگاه اندیشوران
چند روزی از انتشار کاریکاتور توهین آمیز روزنامه فرانسوی به پیامبر اکرم (ص) می گذرد. تا این لحظه حرکت و اعتراضی جدی از سوی جامعه شیعه و به خصوص مردم کشور ما ندیده ایم. آیا پیامبر اکرم(ص) فقط متعلق به الازهر مصر است که اولین بیانیه را این نهاد منتشر کرده است؟! مردم ما هم که طبق معمول منتظرند نهادهای رسمی اعلام راهپیمایی کنند تا آنها شرکت کنند. همیشه این طور است و این اصلا خوب نیست.
یک طرف قضیه هم این است که تا کی باید منفعلانه رفتار کرد؟ کاریکاتوری و یا فیلمی و یا کتابی منتشر شود و امت مسلمان اعتراض و محکوم کند. پس کی ما به طور جدی شروع خواهیم کرد به معرفی پیامبر اکرم(ص) و فرهنگ اسلام ؟ این همه رایزنی و سفارت و مراکز و نهادهای مختلف در سراسر دنیا چیکار می کنند؟! ...
به گزارش پایگاه خبری مهدنیوز ، حسن اسدی ضمن اعلام این خبر افزود: دکتر رشید عیوضی از چند روز پیش در بخشمراقبت های ویژه بیمارستان امام رضا (ع) تبریز بستری بود و صبح امروز ،جمعه هفتم آذر ، در سن ۸۷ سالگی به سرای باقی شتافت.
سردبیر مجله اشراق با ابراز تاسف از فقدان این شخصیت برجسته ادبی یادآور شد : آثار ارزشمندی نظیر « تصحیح دیوان حافظ بر اساس سه نسخه » ، « تصحیح دیوان حافظ بر اساس نه نسخه کامل کهن » ، « تصحیح دیوان همام تبریزی » ، « حافظ برتر کدام است؟ » و چندین مقاله تحقیقی از ایشان به یادگار مانده است و تصحیح ایشان از دیوان حافظ یکی از تصحیح های علمی-انتقادی و معتبر این دیوان به شمار می آید.
وی با اشاره به جایگاه علمی استاد عیوضی خاطرنشان کرد: دکتر عیوضی از شاگردان مرحوم استاد بدیع الزمان فروزانفر و استاد بازنشسته گروه ادبیات دانشگاه تبریز بوده و در سال هایی معاونت دانشکده ادبیات دانشگاه تبریز ، معاونت وریاست موسسه تاریخ و فرهنگ ایران دانشگاه تبریز را بر عهده داشته و تدریس دردانشگاه شهید مدنی آذربایجان ، تدریس در دانشگاه آزاد اسلامی ، عضویت در هیئت تحریریه چندین مجله دانشگاهی و عضویت در هیئت امنای بنیاد پژوهشی شهریار از جمله فعالیت های این استاد ارجمند به شمار می آید.
اسدی در پایان گفت: هنوز جزئیات مراسم تشییع دکتر عیوضی معلوم نبوده و دوستان و علاقمندان ایشان با دانشگاه تبریز و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان هماهنگی هایی کرده اند و اخبار تکمیلی در این خصوص متعاقبا اطلاع رسانی خواهد شد.
چند روزی است که استاد ارجمند دکتر رشید عیوضی بر بستر بیماری هستند. برای شفای ایشان دعا می کنیم.
دکتر رشید عیوضی استاد بازنشسته دانشگاه تبریز و مصحح دیوان حافظ هستند. تصحیح وی از دیوان حافظ تصحیحی علمی-انتقادی و مورد توجه صاحب نظران است. از دیگر آثار ایشان می توان به تصحیح دیوان همام تبریزی و کتاب حافظ برتر کدام است؟ اشاره کرد...

صحیفه سجادیه بارها و توسط اشخاص مختلف به فارسی برگردانده شده است. تعداد این ترجمه ها و دقت آنها و ویژگی های هر کدام نیاز به تحقیق مستقل دارد. نگارنده با دو ترجمه از صحیفه سجادیه آشناست:یکی ترجمه علی موسوی گرمارودی و دیگری ترجمه مرحوم عبدالمحمد آیتی. هر دو ترجمه ادبی هستند. موسوی گرمارودی سعی کرده است از کلمات عربی خود دعاها ،که مخاطب فارسی زبان با آنها آشناست،کمتر استفاده کند و معادل فارسی برای اکثر تعبیرات پیدا کرده و به کار برده است و بنابراین فارسی تر است اما مرحوم آیتی چنین اصراری نداشته است.مثلا مرحوم آیتی به راحتی از تعبیر «امر به معروف و نهی از منکر» استفاده کرده است اما موسوی گرمارودی تعبیر «واداشتن به کار پسندیده و بازداشتن از کردار ناپسند» به کار برده است...؛ همین ویژگی انس با ترجمه موسوی گرمارودی را سخت تر می کند؛ برخی فرازهای این ترجمه بسیار ادبی است، از آن نوع نثر ادبی که باید درباره آن گفت:«...اصولا نثر خیلی خوب،خیلی هم خوب نیست»(خرمشاهی،حافظ، ص ۳۲۱،انتشارات طرح نو).
هر دو ترجمه دارای مقدمه ای کوتاه درباره سند صحیفه سجادیه هستند که هر دو ، ترجمه روایت واحدی هستند و هیچ یک از دو مترجم ارجمند تحقیق مستقلی در این باره انجام نداده اند.
به هر حال هر دو ترجمه ترجمه های خوبی هستند اما ترجمه آیتی روان تر و زودیاب تر است و ترجمه موسوی گرمارودی به جهت ادبی تر بودن،به تعبیر نگارنده، و به جهت آنچه خود مترجم آن را «اندکی باستان گرایی»(ص ۹) خوانده است دیریاب تر است و انس گرفتن با آن کمی مشکل...
گام اول:با چشم دیگری نبینیم!
ما خیلی وقت ها بر اساس«ذهنیت ها» تصمیم میگیریم و یا عمل میکنیم. ذهنیت آن چیزی است که دیگران در ما ایجاد کرده اند.این دیگران میتواند خانواده، هم مدرسه ای،هم کلاسی،هم محله ای، همسایه، تلویزیون و ... باشد. ذهنیت یعنی اینکه بر اساس حرف دیگران تصمیمی میگیریم و از چیزی خوشمان میآید و از چیز دیگری بدمان میآید بدون آنکه درباره آن اطلاعاتی به دست آوریم و یا خودمان تجربه کرده باشیم. راستش درباره کتاب و کتاب خوانی هم خیلی از ما ها بر اساس ذهنیت ها رفتار میکنیم. شاید شما هم این جملات را از دیگران زیاد شنیده اید:«مطالعه کتاب کاری کسل کننده است»،«آخه اصلا کتاب خوندن چه فایده ای دارد؟!»، «کتاب خوندی شد برای ما نان و آب»،«کتاب خواندن خیلی حوصله میخواهد»و .... ذهنیت منفی درباره کتاب و کتاب خوانی زیاد است.گام اول برای دوستی با کتاب، اصلاح این ذهنیت هاست. این ذهنیت ها و این حرف ها را کنار بگذارید.وارد گود شوید.بسم الله.این شما و این کتاب.کتاب بخوانید.همین.بعد شما خواهید بود که ذهنیت های درستی درباره کتاب به دیگران خواهید داد. بله ، به جای اینکه با چشم دیگری ببینیم،با چشم خودمان ببینیم.مگه چشم خودمان چه عیبی دارد؟!
گام دوم:کتاب درسی با کتاب غیر درسی فرق دارد
شاید وقتی از مطالعه و کتاب خوانی صحبت میشود به یاد کتاب های درسی خودتان میافتید. شاید با خودتان میگویید اگر مطالعه این است از خیرش میگذرم. معمولا کتاب درسی برای خیلی ها خوشایند نیست.یکی از ذهنیت های نیازمند اصلاح درباره کتاب،فرق کتاب درسی با کتاب غیر درسی است.کتاب درسی را ما انتخاب نمیکنیم اما کتاب غیر درسی را خودمان انتخاب میکنیم.کتاب درسی را باید تمام و کمال و حرف به حرف بخوانیم اما کتاب غیر درسی را هر جور که دوست داشته باشیم می توانیم بخوانیم.خلاصه کتاب درسی با کتاب غیر درسی خیلی فرق دارد. پس بر اساس کتاب درسی درباره مطالعه کتاب غیر درسی قضاوت نکنیم.
گام سوم: وعده غذایی مناسب انتخاب کنید!
در بخش قبلی گفتیم که همه ذهنیت های منفی و بازدارنده درباره کتاب را کنار بگذارید و شروع کنید به کتاب خواندن. اما توجه کنید که منظورم خواندن هر کتابی نبود.کتاب مناسب انتخاب کنید.کتابی که حجم آن و سطح مطالب آن با سن و سال و میزان تحصیلات تان جور باشد. مثلا برای نوجوان و جوان کتاب هایی که برای گروه سنی نوجوان و جوان نوشته شده اند مناسب هستند اما بعضی از نوجوانان و جوانان همون اول کار میروند سراغ کتاب های پدر و برادر و آشنایان بزرگ سال خود. کتاب را میخوانند اما از مطالب آن چیز زیادی دستگیرشان نمیشود.دنبال جذابیت های بصری و تصویری در کتاب میگردند اما پیدا نمیکنند.کتاب را میبندند و کنار میگذارند و همین تجربه کافی است که آنها را نسبت به همه کتاب ها بدبین کند.
غذایی که در صبحانه میخوریم با غذایی که در شام میخوریم فرق دارد و هر کدام با نیازهای مربوط به زمان خود تناسب دارند. کتاب هم همین طور است. به نسبت نیازی که داریم و شرایطی که در آن قرار داریم باید کتاب مناسب انتخاب کنیم.
گام چهارم:هر کتابی یار مهربان نیست!
شعر «من یار مهربانم» را همه بلدیم. بیشتر وقت ها وقتی اسم کتاب را میشنویم به دنبال آن تعبیر «یار مهربان» به ذهنمان میآید. اما باید توجه کنیم که همه کتاب ها یار مهربان نیستند.بعضی کتاب ها مهربان نیستند و مطالب نادرست دارند و به فکر و روح و روان ما آسیب میزنند.در انتخاب کتاب باید دقت کنیم و با افراد آگاه و مورد اعتماد مشورت کنیم.کتاب هایی انتخاب کنیم و بخوانیم که از مهربان بودن آنها اطمینان داشته باشیم.
اگر به این چهار گام توجه کنیم آن وقت بعد از مدتی متوجه خواهیم شد که کتاب خواندن کار شیرین و دلچسب و جذابی است.
گام پنجم: در مورد کتاب هایی که خوانده ایم با دوستانمان حرف بزنیم
اگر تمایل دارید دوست، همکار، هم کلاسی،هم دانشگاهی یا هم مدرسه ای خودتان را به کتاب خوانی علاقمند کنید،بهترین راه این است که درباره کتاب های خوب و مناسبی که خوانده اید با آنها حرف بزنید. هیچ روشی در ترویج مطالعه از این روش موثرتر نیست.وقتی شما درباره کتاب مورد علاقه خودتان حرف میزنید،بدون اینکه دوستتان را به خواندن آن تشویق کنید،خود به خود دوستتان به خواندن آن کتاب علاقمند خواهند شد. اینجاست که شما میتوانید کتابی را که خوانده اید به دوستتان امانت بدهید یا او را راهنمایی کنید که کتاب را از کتابخانه امانت بگیرد.

درباره مناقب و زندگانی مولانا جلال الدین بلخی سه اثر در دست است،یکی را فرزندش نوشته است و دو دیگر را مریدان وی.یکی از این دو ، رساله ای است که فریدون سپهسالار نوشته است که به نام خودش مشهور است:رساله سپهسالار. سپهسالار به پیروی از سنت تذکره نویسی و مناقب نویسی با شیفتگی و ارادت کامل از مولانا سخن گفته است و چهل حکایت از کرامات مولانا نقل کرده است.
از رساله سپهسالار دو چاپ قبلا در دست بود. اخیرا این رساله با نام رساله در مناقب خداوندگار به تصحیح و با توضیحات دکتر محمدعلی موحد و دکتر صمد موحد از سوی نشر کارنامه با آراستگی کامل منتشر شده است. دکتر محمدعلی موحد،شمس شناس بزرگ روزگار ما، و دکتر صمد موحد،محقق بزرگ تصوف آذربایجان و حکمت اشراق، تصحیحی دقیق از متن به همراه مقدمه های سودمند و پر مطلب و تعلیقات و توضیحات ارزشمند در اختیار عرفان دوستان و مولوی دوستان قرار داده اند. آثار دکتر محمدعلی موحد(تالیف و تصحیح و ترجمه) از آثار نمونه و ممتاز دوره معاصر است و آثار ایشان الگویی است برای محققانی که به دنبال کار سنجیده و پخته و جامع هستند.
سپهسالار در این رساله درباره مولوی و اساتید و اصحاب وی اطلاعاتی به دست می دهد اما این اثر بیشتر از نظر ادبی جذاب و دلکش است و مطالب آن خواننده نکته سنج و نقاد را راضی نمی کند. آن دسته از عرفان دوستان و مولوی دوستان که به دنبال اثری تحقیقی و نقادانه درباره زندگی مولوی هستند باید به کتاب «زندگانی مولانا جلال الدین» تالیف استاد بدیع الزمان فروزانفر[این کتاب از سوی ناشران مختلف و بارها چاپ شده است اما چاپ مشهور آن متعلق به نشر زوّار است] مراجعه کنند.
* نشر نخست در وبلاگ در صحبت کتاب

... و بدانيد خانم سپهرى كه اين كارى كه شما كرديد - اين دو كتابى كه حالا بنده ديدم درآورديد - تحقيقاً مصداق جهاد فىسبيلالله است، براى خاطر اينكه دشمنان اين انقلاب و دشمنان سبيلالله سعى دارند كه نگذارند اين راه روشن مقابل چشمها قرار بگيرد؛ شما درست عكس آنها، نقطهى مقابل آنها عمل كرديد؛ بنابراين، اين مجاهدت در راه خدا است، انشاءالله كه خدا از شما قبول كند و انشاءالله خداوند نيّتهاى همهى ما را خالص كند، كار ما را، فكر ما را، حرف ما را، عمل ما را براى خودش و در راه خودش قرار بدهد.
حسن اسدی، کارشناس منابع کتابخانههای آذربایجان شرقی با اشاره به برخی معایب واگذاری کتابخانههای تحت پوشش وزارت ارشاد به شهرداریها، گفت: وظیفه ذاتی شهرداری کار فرهنگی و کتاب نیست بلکه به نظر میرسد بهترین راهکار تقویت نهاد کتابخانههاست.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، چندي پيش علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از واگذاری کتابخانهها به شهرداریها خبر داده و گفته بود: «قرار است کل کتابخانههای عمومی که تحت نظر هیات امنای کتابخانهها وابسته به وزارت فرهنگ هستند، به شهرداریها منتقل شوند و شهرداریها کمک بیشتری را در اختیار کتابخانهها قرار دهند و در استانها هم زیر نظر شهرداریها باشند، البته هیات امنا هم خواهند داشت و با توجه به اینکه ما قصد داریم هرچه میتوانیم، تصدیگری دولتی را واگذار کنیم، موافق این طرح هستیم.»
حسن اسدیتبریزی، سردبیر مجله اشراق
و کارشناس منابع کتابخانههای آذربایجان شرقی دیدگاههای متفاوتی در
این زمینه دارد. ایبنا در گفتوگو
با این کارشناس به بررسی طرح جدید میپردازد.
ـ دستاوردهای شیوه فعلی مدیریت کتابخانهها
را چگونه ارزیابی می کنید؟
در دوره مدیریت نهاد کتابخانهها
شاهد ایجاد مدیریت یکپارچه در کتابخانهها بودیم. همچنین سامانه مدیریت کتابخانهها شکل گرفت که همه
کتابخانهها را به هم متصل میکند. طرح خوبی به
نام «کتاب من» به ابتکار نهاد کتابخانهها در حال انجام است و در این
طرح کتاب به درخواست اعضا به
کتابخانهها ارسال میشود. ایستگاههای مطالعه در دوره مدیریت نهاد کتابخانهها شکل گرفته است.
خرید کتاب و نشریه افزایش یافت و در حوزه
مشاوره کتاب، ترویج فرهنگ مطالعه و مسابقات فرهنگی گامهای خوبی
برداشته شد البته در همه این حوزهها
نیازمند آسیبشناسی، تکمیل و تصحیح هستیم. وضعیت کنونی نهاد
کتابخانهها نیازمند بازنگری و تکمیل و تصحیح و تقویت است اما قطعا
وضع به گونهای نیست که بحث انحلال
یا واگذاری مطرح شود.
ـ نظر شما درباره طرح
واگذاری کتابخانههای تحت پوشش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به
شهرداریها چیست؟
همچنانکه در یادداشتی مطبوعاتی اشاره کردهام شهرداریها ذاتا وظیفه دیگری دارند از این رو کتابخانهها
در مجموعه شهرداریها در حاشیه قرار خواهند گرفت. همچنین
به دلیل تعدد وظایف و مسوولیتهای شهرداریها، اگر شهرداریها بخواهند هم نمیتوانند چنانچه شایسته
است به کتابخانهها، بپردازند.
مساله دیگر اهمیت و ارزش
هویت مستقل کتابخانههاست. کتاب در فرهنگ و تمدن اسلامی و ایرانی از قدمت و جایگاه والایی
برخوردار است به تعبیر مقام معظم رهبری «ما ملتی
هستیم که با کتاب خیلی سابقه داریم. در طول قرنهای متمادی با کتاب
انس داشتهایم.» جا داشت و جا دارد که تمام مسایل مربوط
به کتاب و کتابخوانی تحت مدیریت سازمان مشخصی درآید و نهاد
کتابخانههای عمومی به همین منظور تاسیس شده است. تاسیس نهاد
کتابخانهها از نظر فرهنگی دستاورد بزرگی برای ایران اسلامی است یعنی
کتابخوانی و کتابخانه در ایران
اسلامی از چنان اهمیتی برخوردار است که سازمان مستقلی برای آن شکل گرفته است. این مزیتی برای کشور
عزیزمان است و نباید به راحتی از
این مزیت چشمپوشی کنیم.
ـ در موضوع کتابخانهها و مدیریت آن چه راهکاریی را صحیح و موثر میدانید؟
به نظر میرسد بهترین راهکار تقویت نهاد
کتابخانههاست. زحمات زیادی در نهاد کتابخانهها صورت گرفته و
ساختارهای مختلفی در آن شکل گرفتهاند.
ادارات و کارگروههای تخصصی زیادی در نهاد شکل گرفته و
دستاوردهای نهاد کتابخانهها کم نیست، اما نهاد کتابخانهها در طول
سال با مشکل بودجه و مشکل پرداخت
نشدن سهم نیم درصدی برخی شهرداریها روبهروست که این مشکل
بیشتر خود را در حقوق و مزایای کارکنان و کتابداران و همچنین تامین نشدن هزینههای جاری کتابخانهها نشان میدهد. اگر کمک دولت
به نهاد کتابخانهها افزایش یابد و شهرداریها همکاری
خود را با نهاد کتابخانهها بیشتر کنند، وضعیت کتابخانهها بهتر خواهد شد.
- چنانچه شهرداریها مسوولیت کتابخانهها را بر عهده بگیرند، شاید بودجه
و اعتبار بیشتری در اختیار کتابخانهها قرار داده شود. از چه رو تصور میکنید که این
طرح طرح موفقی نخواهد بود؟
شهرداریها علاقهمندی خود را به کتاب و
کتابخوانی و افزایش اعتبارات این حوزه میتوانند با پرداخت سهم نیم درصد از درآمدهای خود، مطابق با
قانون، به کتابخانهها نشان دهند و نیازی به
تصدی شهرداری به کتابخانهها نیست. مرکز پژوهشهای مجلس هم در زمینه
طرح مذکور چنین نظری داده و گفته
است که شهرداریها از محل درآمدهای عمومی سهم نیم درصد به
کتابخانههای عمومی پرداخت میکنند و این حق تصدیگری ایجاد نمیکند.
علاوه بر این، همه شهرداریها
از نظر منابع مالی در وضعیت خوبی نیستند و فقط چند شهرداری
کلانشهر از قدرت مالی خوبی برخوردارند..
نکته دیگر اینکه شهرداریها و
شوراهای شهر مستقل از هم هستند و واگذاری مدیریت کتابخانهها به شهرداریها موجب شکل گیری مدیریتهای
مختلف و سلیقههای مختلف در اداره کتابخانهها میشود.
ـ به نظر شما چگونه میتوان کتابخانهها را
بهتر و تخصصیتر اداره کرد؟
در مدیریت کتابخانهها باید از دو آسیب
محلینگری و تمرکزگرایی دوری کنیم. یعنی کتابخانهها نه باید صد در
صد محلی و منطقهای اداره
شوند، نه اینکه همه تصمیمات در تهران و در راس گرفته شود. باید رویکردی بینابین این دو در پیش بگیریم.
یعنی برخی اصول و شیوهها فراگیر باشد و در
همه کتابخانهها اجرا شود اما برخی موارد هم به نسبت موقعیت و
اقتضائات و نیازهای مناطق مختلف اجرا
شود. نباید همه کتابخانهها را به یک چشم نگاه کنیم و از همه
آنها انتظاری واحد داشته باشیم.
همچنین حضور کتابدارانی از رشتههای مختلف
علوم انسانی در کتابخانهها از دیگر عوامل اداره بهتر امور کتابخانههاست.
البته باید دانش آموختگان رشته کتابداری در
کتابخانهها جذب شوند و حضور موثر داشته باشند
اما در کنار آنها به حضور دانش آموختگان رشتههای علوم انسانی در
کتابخانهها نیازمندیم؛ چرا که
در این صورت تلفیقی از روش و محتوا صورت میگیرد.
* متن مصاحبه را مطابق آنچه در خبرگزاری کتاب منتشر شده است ،در وبلاگ درج می کنم.
در یکی از پایگاه های خبری و از زبان یک کارشناس سیاست خارجی آمده است که: «... اما نقطه ضعف سخنرانی آقای روحانی بیان یکسری مطالب تئوریک بود که به نظر من مجمع عمومی سازمان ملل جای طرح این گونه مباحث نبود.»
احتمالا منظور کارشناس محترم از «مطالب تئوریک» ،مطالبی است که دکتر حسن روحانی در نقد گفتمان مدرنیته و غرب مدرن بیان کرد. دکتر روحانی از تقسیم جهان به «مای برتر» و «دیگران فروتر» سخن گفت؛ از مرکز متمدن و پیرامون غیر متمدن سخن به میان آورد؛ به گفتمان تقسیم جهان به شمال و جنوب که موجب استقرار نظام تک گویی و مونولوگ در سطح روابط بین الملل شده است اشاره کرد.
تمامی موارد مطرح شده توسط رئیس جمهور محترم مطالبی است که توسط متفکران پست مدرن و منتقد مدرنیته در سال های اخیر در فضای اندیشه ای غرب مطرح شده است.
به نظرم بیان این مطلب و بازتاب آراء و دیدگاه های برخی از متفکران غربی در نقد مدرنیته و گفتمان غرب مدرن ، که بیشترین ظهور خود را در رفتار و اندیشه دولت ایالات متحده آمریکا یافته است، در سخنرانی رئیس جمهور ایران از نقاط قوت این سخنرانی بود. نقد آمریکا و غرب از زبان و نگاه برخی از متفکران غربی می تواند در فضای عمومی غرب مخاطب داشته باشد.
دعوت به صلح و جایگزین کردن گفتمان صلح به جای گفتمان جنگ از دیگر نقاط قوت سخنرانی رئیس جمهور محترم بود. رئیس جمهور آمریکا از جنگ می گوید و رئیس جمهور ایران از صلح و مردم جهان اعم از غربی و شرقی تشنه صلح و آرامش هستند... آینده از آن ایران اسلامی و اسلام مبتنی بر صلح و اخلاق و عدالت است...
وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی از واگذاری کتابخانه ها به شهرداری ها خبر داده است. آقای جنتی گفته است: «قرار است کل کتابخانههای عمومی که تحت نظر هیأت امنای کتابخانهها وابسته به وزارت فرهنگ هستند،به شهرداریها منتقل شوند و شهرداریها کمک بیشتری در اختیار کتابخانهها قرار دهند و در استانها هم زیر نظر شهرداریها باشند، البته هیأت امنا هم خواهند داشت و با توجه به اینکه ما قصد داریم هرچه میتوانیم، تصدیگری دولتی را واگذار کنیم، موافق این طرح هستیم.»(به نقل از خبرآنلاین)
طرحی که آقای جنتی از آن سخن گفته است از سوی برخی نمایندگان به مجلس شورای اسلامی ارائه شده است و البته در این طرح آمده که کتابخانه های کلان شهرها زیر نظر شهرداری کلانشهرها اداره شوند.
اختلاف فکری و سیاسی مدیران نهاد کتابخانه ها با شهرداران کلانشهرها و قانون نیم درصد از علل طرح این گونه مباحث است. مطابق ماده ۶ قانون تاسیس نهاد کتابخانه های عمومی کشور، «شهرداری ها مکلفند همه ساله حداقل نیم درصد از درآمدهای خود را به منظور اداره امور کتابخانه ها در اختیار انجمن های کتابخانه های عمومی قرار دهند». این ماده موجب اختلاف شهرداری ها و نهاد کتابخانه ها شده است . من با جزئیات این اختلاف و راه حل های آن فعلا کاری ندارم و فقط به یک نکته اشاره می کنم و آن اینکه: انحلال نهاد کتابخانه ها و واگذاری کتابخانه ها به شهرداری ها راه حل صحیحی به نظر نمی رسد، اساسا حذف و انحلال هیچ وقت راه کار خوبی نبوده است و مدیران ارشد همواره بهتر است به اصلاح و رفع نواقص و وضع قوانین مناسب بیندیشند. اینکه تمامی کتابخانه ها زیر نظر نهاد مستقلی به نام نهاد کتابخانه ها فعالیت کنند از نظر فرهنگی دستاورد بزرگی برای ایران اسلامی است یعنی کتاب خوانی و کتابخانه در ایران اسلامی از چنان اهمیتی برخوردار است که سازمان مستقلی برای آن شکل گرفته است. از طرف دیگر وظیفه ذاتی و اصلی شهرداری ها چیز دیگری است و قطعا کتابخانه ها در مجموعه شهرداری ها امری حاشیه ای و فرعی خواهند بود(وضع فعلی کتابخانه های شهرداری ها نشانگر این مسئله است). مضافا اینکه شهرداری ها از مدیریت واحد برخوردار نیستند و شورای شهر و شهرداری هر شهر مستقل از شورا و شهرداری شهر دیگر عمل می کند و همین موجب تعدد و اختلاف در روش ها و نحوه اداره کتابخانه ها ی عمومی می شود.
و نکته آخر اینکه مدیریت کتابخانه ها یک تخصص است و بهتر است در راستای تربیت مدیران فرهنگی متناسب با کار کتابخانه ها قدم برداریم نه اینکه کتابخانه ها را به مجموعه ای که ذاتا وظیفه کار فرهنگی ندارد واگذار کنیم...
* اظهارنظر کارشناسی مرکز پژوهش های مجلس درباره:«طرح اصلاح قانون تأسیس و نحوه اداره کتابخانه های عمومی کشور»
** هویت مستقل کتابخانه ها،امتیازی بزرگ، پایگاه خبری تبریز بیدار ، نصر نیوز
**کتابخانه ها را به شهرداری ها واگذار نکنید، خبرگزاری مهر
مجال نیست که به مباحثی از قبیل روشنفکر کیست و روشنفکری چیست و تقسیم بندی روشنفکران ورود پیدا کنم. تقریبا در این نکته اتفاق نظر وجود دارد که روشنفکر به حقوق بشر می اندیشد یا یکی از مهم ترین دغدغه های روشنفکر دفاع از حقوق بشر و تلاش برای گسترش مفاهیم انسانی چون صلح،آزادی و عدالت است. مدتی است که اوباما از چهره آکادمیک و به ظاهر صلح طلب خود نقاب انداخته و سوریه را تهدید به جنگ کرده و تمام توان خود را به کار گرفته که همراهی دیگر کشورها را برای حمله به سوریه جلب کند . در این میان سکوت چهره های شاخص روشنفکری عجیب است.انگار بشر بر دو دسته است و فقط حقوق برخی از آنها محترم است.وقتی اسرائیل به غزه حمله می کند جریان روشنفکری ما ساکت است. وقتی آمریکا جنگ طلبی می کند جریان روشنفکری ما ساکت است. آیا حمله و کشتار مردم فلسطین،لبنان،افغانستان و عراق و حالا سوریه نقض حقوق بشر نیست؟ پس چرا سکوت می کنید؟ چرا بیانیه نمی دهید؟ چرا ویژه نامه منتشر نمی کنید.چرا اعلام موضع نمی کنید؟
جالب اینکه برخی از چهره های جریان روشنفکری از «حق دخالت بشر دوستانه آمریکا در دیگر کشورها »سخن گفته اند. معلوم نیست بر اساس چه حقی و چه استدلالی آمریکا کدخدای جهان شده است؟!
.jpg)
مدتي پيش آزمون آشنايي با دوركاري از ما گرفتند اما جالب اينكه اين آزمون را از نزديك گرفتند به شيوه اي كاملا در تضاد با هدف و تعريف اين دوره به اين صورت كه سر ساعت معيني در مكان معيني جمع شديم و به سوالات كتبي پاسخ داديم و اين يعني دور كاري!! در آزمون كامپيوتر شركت مي كني،علوم كامپيوتري روز به روز در حال تغيير است و امكانات جديدي در اختيار بشر قرار مي دهد اما وقتي مي خواهي در آزمون كامپيوتر شركت كني(در يكي از مراكز رسمي) بايد از اين طرف شهر به آن طرف شهر بروي و بعد به شيوه اي شديدا فرسوده و كهنه يك صفحه كاغذ به دستت مي دهند با چند سوال و تو بايد به آنها جواب بدهي،سوال هم كه چه سوالي،معلوم نيست هدف آموزش و يادگيري است يا طرح معما و اذيت كردن آزمون دهنده. با دانشگاه محل تحصيلت كار داري يا با اداره اي و موسسه اي كاري داري.دنبال سايت اش مي گردي،يا سايت ندارد و يا سايتي دارند كه اگر نمي داشتند بهتر بود،به روز رساني نمي شود،اطلاعات ضروري مورد نياز در آن نيست و ....بنابراين بايد حضورا مراجعه كني تا شايد جواب مورد نظرت را بگيري.
اين است واقعيت زندگي ايراني در دنياي ارتباطات كنوني!!! واقعيتي كه همه را آزار مي دهد و وقت همه را تلف مي كند...
حفظ ظاهر بايد كرد. بازي را اگر چه بازي است بايد خوب بازي كرد.نبايد بازي را به بازي گرفت.تنها مي شوي.منزوي مي شوي. نظم پذيرفته شده اداري را نبايد به چالش كشيد.نظم جهاني را نبايد به چالش كشيد.بايد اتو كشيده بود.بايد هميشه لبخند زد.بايدبه ظاهر آرام بود. بايد با همه در ظاهر دوست بود. بايد فقط در چارچوب حقوق و قانون حرف زد.اگر كارهايت اشكال قانوني نداشت پس هيچ اشكال ديگري نخواهد داشت. بايد ساكت بود. بايد فقط گوش كرد. بايد اعتقادات ثابتي نداشت،بايد انعطاف داشت و ...
اين گونه مي شوي واقع بين و خوب و خوش بين و اهل تعامل و اين قاعده اي است كه ظاهرا در همه جاي دنيا حاكم است و در برخی جاها بیشتر حاکم است...
بار خدايا! چونان كسي كه حق اين ماه را به شايستگي گزارده و حرمت آن را بسزا نگه داشته و به حدود و احكامش چنان كه بايد عمل كرده و از گناه در آن به درستي پرهيخته يا چنان به تو تقرب يافته كه موجب خشنودي تو شده و رحمت تو را به خود معطوف داشته است به ما نيز همانند آن از بي نيازي خويش ببخش و چندين برابر آن از فضل خود عطا كن زيرا فضل تو فروكش نمي كند و گنجينه هاي كرم تو كاستي نمي پذيرد بلكه سر ريز دارد و كان هاي احسان تو پايان ندارد و عطاي تو عطايي گواراست.
فرازي از صحيفه سجاديه،نيايش چهل و پنجم،ترجمه علي موسوي گرمارودي
از ماه مبارك رمضان امسال چند روزي بيشتر نمانده است.ماه مباركي كه به ابتكار و لطف سيما(تلويزيون) به ديدن چندين فيلم گذشت،تعداد فيلم هايي كه پخش مي كنند آن قدر زياد است كه عملا مردم را پايبند تلويزيون مي كنند و فرصت مسجد رفتن و شركت در جلسات قرآني را از مردم مي گيرند... باز از ربنا خبر نبود،نمي خواهند بپذيرند كه ربنا متعلق به مردم است نه پديدآورنده آن و براي مردم مهم نيست كه چه كسي آن را خوانده است...تواشيح ها و نيايش هاي تكراري باز هم امسال چندين بار تكرار شد،اين همه قاري قرآن و گروه تواشيح در سراسر كشور و آن وقت ما هر سال بايد تعداد معدودي تواشيح و تلاوت،كه مربوط به چندين سال پيش است،بشنويم... از ميان مراجع تقليد و علماء چند شخصيت معدود بايد سخن بگويند و مابقي در انزوا بمانند تا شايد زمان فوت از آنها يادي بكنيم...نماز جماعت علماي معدودي بايد پخش شود،انگار بقيه نماز جماعت ندارند و ...
مصاحبه دكتر جواد طباطبايي با مجله مهرنامه در خصوص پان تركيسم و يادداشت دكتر نصرالله پورجوادي در تاييد مطالب جواد طباطبايي بازتاب هایی در فضاي مجازي داشته است.علاقمندان و پيروان و مروجان جريان پان تركيسم آشفته شده اند و از زوال عقل طباطبايي و خيانت او به زبان و مردم اش و از شوونيسم فارسي سخن گفته اند.
موارد زیادی در آن مصاحبه مطرح شده است. رد و تاییدهای زیادی هم از سوی مخالفان و موافقان ابراز شده است.فرصت پرداختن به تک تک مطالب را ندارم.به روال همیشگی ام در وبلاگ به چند نکته اشاره می کنم:
یک،صراحت و شجاعت آقاي طباطبايي را در نقد ادعاهاي جريان پان تركيسم پسنديدم اما لحن تند او را درباره زبان تركي كه گويش ساكنان چند استان از كشور عزيزمان است نپسنديدم. هر زباني قابليت ها و ويژگي هاي منحصر به خودش را دارد و زبان تركي هم چنين است.گذشته از آن،تركي زبان مادري جمعي از مردم ايران است كه با آن احساسات و عواطف خود را بيان مي كنند و با جمعي از هم وطنان خود ارتباط برقرار مي كنند.بله مسلم است كه زبان تركي زبان علم نيست.
دو، در خصوص زبان مردم آذربايجان،اينجانب با آن دسته از محققين كه زبان ديرين مردم آذربايجان را تركي نمي دانند و معتقدند كه مردم آذربايجان در اثر سلسله عواملي ترك زبان شده اند موافقم،هر چند راه بحث تاريخي و زبان شناسي را باز مي دانم. اما زبان فعلي مردم آذربايجان و دستور زبان آن تركي است.
سه، من ايران دوست فرهيخته اي نمي شناسم كه با زبان تركي و تكلم به آن و ترويج آن مخالف باشد.علاقمندي دكتر نصرالله پورجوادي را به زبان تركي خودم بارها از زبان ايشان شنيده ام.
چهار، مشكل از اينجا ناشي مي شود كه اشخاص منتسب به جريان پان تركيسم پشت زبان تركي و زبان مادري و ترويج زبان تركي پنهان شده اند و يك ايدئولوژي بر اساس زبان تركي ساخته اند. در اين ايدئولوژي ديگر بحث بحث زبان نيست، بحث تقابل و تفرقه و خصومت است.معتقدان به اين جريان چنان از فارس ها سخن مي گويند كه انگار از دشمني خوني سخن مي گويند.وقتي فارس يا فارسي را بر زبان مي آورند خشونت و عصبانيت از كلام و چهره شان هويداست. قبلا هم نوشته ام كه حتي زبان مادري هم ابزاري است براي سوء استفاده در دست اين جريان؛ از زبان مادري سخن مي گويند اما به زبان مادري/زبان مادر خود سخن نمي گويند؛قبله زبان مادري را جمهوري آذربايجان و يا تركيه مي دانند،اگر مثل يك فرد باكويي يا استانبولي تركي حرف بزنيم مي شويم طرفدار زبان مادري و اگر به زبان تركي رايج در تبريز و اردبيل و زنجان و اورميه حرف بزنيم مي شويم خائن به زبان مادري و كسي كه لغات فارسي و عربي را قاطي زبان خود كرده است.مخلوط تركي و روسي و انگليسي اشكال ندارد اما مخلوط تركي و عربي و فارسي هزار ايراد دارد!!!
بله عزيزان بحث اين است.نه ايرج افشار و نه نصرالله پورجوادي و نه سيد جواد طباطبايي و نه منوچهر مرتضوي هيچكدام با تركي و ادبيات تركي مخالفتي نداشتند و ندارند اما نسبت به خطر ايدئولوژي زباني و تفرقه و تعارض و تجزيه و خواب هاي استعمارگران هشدار مي دادند و هشدار مي دهند.
پنج، طباطبايي به نكته خوبي اشاره كرده است:زبان ملي يا رسمي يك اجبار سياسي نيست بلكه نوعي اجبار فرهنگي است.هيچ توطئه اي و برنامه ريزي اي صورت نگرفته است كه زبان فارسي به عنوان زبان رسمي و ملي ايران درآيد.اصلا اجبارهاي سياسي پايدار نيستند. و اصلا تعداد حكومت هاي ترك تبار و ترك زبان در ايران زياد بوده است و با اين وصف اساسا كدام حكومت مجري اين اجبار بوده است؟!
شش، طباطبايي درست گفته است كه اين آقايان و خانم هاي پان تركيست در خانه خود و با بچه هايشان بيشتر فارسي حرف مي زنند.درست گفته است كه اگر مدرسه ترك زبان در تبريز افتتاح كنند خيلي كم استقبال مي شود.اصلا عموم مردم چنين تلقي خصومت آميزي بين زبان فارسي و تركي ندارند.اما آموزش تركي.آموزش تركي هم هيچ اشكالي ندارد و الان هم هستند مراكز و موسساتي،حتي موسسات رسمي و دولتي،كه تركي آموزش مي دهند.
خلاصه:كسي با زبان مادري مخالف نيست.كسي با آموزش تركي مخالف نيست.هيچ انسان فرهيخته اي با تكلم به تركي و خواندن متون تركي مخالفتي ندارد.اما يك سوال هست كه بايد به آن جواب بدهند:تركي و ادبيات تركي و فرهنگ تركي را در چارچوب ايران اسلامي مي بينيد و مي خواهيد يا نه،چشم به آن سوي مرز ها داريد و قبله آمال خود را تركيه و جمهوري آذربايجان قرار داده ايد؟ مسئله اين است،ايران يا غير ايران؟ ايران را دوست بداريد و بعد هر چقدر دوست داريد تركي بنويسيد و تركي بخوانيد...البته نوشته ها و نشريات و وبلاگ هايتان نشان مي دهد كه در كدام سمت قرار گرفته ايد...
* گزارش سخنراني جواد طباطبايي در نشست مكتب تبريز،سازمان فرهنگي و هنري شهرداري تبريز
* يادداشت دكتر نصرالله پورجوادي/ بر خلاف نظر استاد، من دكتر طباطبايي را خوش قلم نمي دانم.طباطبايي فارسي را خوب و روان نمي نويسد و در كلام و نوشته ام همواره نوعي تعقيد وجود دارد.
** "دلبسته ايران يا انيران،مسئله اين است" در تبريز بيدار
*** جالبه.هر وقت در اين موضوع مطلب مي نويسم نظرات خيلي كمي نوشته مي شود.آن هايي كه مخاطب نوشته هستند عمدا اين نوع نوشته ها را ناديده مي گيرند.بسياري از آنها هم كه موافق نوشته هستند سكوت مي كنند تا مبادا آسيب ببينند...

در روزنامه تهران امروز ، به واسطه هفته نامه بعثت، مطلبي خواندم با عنوان «كتابخانه هاي بي مخاطب».در اين يادداشت عملكرد نهاد كتابخانه هاي عمومي كشور از چند جنبه و به خصوص از جنبه خريد كتاب و مديريت منابع مورد نقد قرار گرفته است.شايد جمله كليدي نوشته ياد شده اين جمله است:« نوع خريد سفارشي كتاب ها و نبودن قانون و معيار مشخص در خريد كتاب ها باعث شده كه بسياري از كتابخانه ها تبديل به گورستان كتاب ها شوند و افرادي كه به كتابخانه ها مراجعه مي كنند ديگر هدفشان امانت گرفتن كتاب ها نيست بلكه بيشتر خواندن دروس و مطالعه كتاب هاي خودشان است»
درباره اين مطلب به چند نكته اشاره مي كنم:
يك،طبيعي است كه همه كتاب هاي منتشر شده در كشور را براي يك كتابخانه نمي توان خريد و چاره اي به جز انتخاب و گزينش نيست.انتخاب و گزينش هم حتما بايد بر اساس ملاك ها و ضوابط مشخصي باشد.چنين ضوابطي در نهاد كتابخانه ها وجود دارد و جا دارد كه اين ضوابط براي عموم اطلاع رساني شود و در معرض نقد و بررسي قرار گيرد/اخیرا اداره كل منابع نهاد كتابخانه ها در طرحي با عنوان «سهميه ويژه كتابخانه هاي مركزي» تقریبا از تمامی کتاب های منتشر شده دو نسخه برای کتابخانه های مرکزی خریداری می کند. از طريق اين طرح در سه ماه اخير بيش از پنج هزار كتاب به مخزن كتابخانه مركزي تبريز اضافه شد.
دو،تنوع يا عدم تنوع كتاب هاي انتخابي به وضعيت بازار نشر بر مي گردد و واقعيت اين است كه در چند سال اخير -به عللي كه چندان هم پوشيده نيست-تنوع كتاب هاي چاپ شده كم شده است.
سه، اداره كل منابع از دو طريق براي كتابخانه ها كتاب ارسال مي كند: از طريق طرح كتاب من(كه كتاب به درخواست اعضاء خريداري و ارسال مي شود)؛ از طريق سهميه مستمر(عناوين مشخصي به صورت متمركز خريداري و به همه كتابخانه ها ارسال مي شود،البته با كم و زياد).در مورد سهميه مستمر مواردي قابل طرح است.اينجانب در نشست كارشناسان منابع پيشنهاد داده ام كه اولا:منابع سهميه مستمر قبل از تهيه و ارسال از كارشناس منابع كتابخانه هاي استان(طبيعتا كارشناس منابع هم با كتابداران مرتبط است و نظرات آنها را هم لحاظ مي كند) نظرخواهي شود چون كارشناس منابع هر استان شناخت بيشتري از وضعيت كتابخانه ها و نيازهاي آنها دارد. ثانيا: بخشي از سهميه مستمر به صورت استاني و با نظارت كارشناس منابع خريداري شود.حتي بخشي از كتاب من را هم مي توان استاني خريداري كرد. در شيوه فعلي كارشناسان منابع در خريد كتاب نقشي ندارند و صرفا مي توانند در برخي موارد پيشنهاد خريد يك كتاب را بدهند.
چهار،اينكه اعضاء كمتر كتاب مي خوانند و بيشتر براي استفاده از قرائت خانه به كتابخانه مراجعه مي كنند مطلب درستي است اما علت آن،منابع خريداري شده توسط نهاد كتابخانه ها نيست.در خريد مستمر نهاد در مجموع كتاب هاي خوبي خريداري مي شود.مشكل از نظام آموزشي ماست كه غولي به نام كنكور و سراب بزرگي به نام دانشگاه ايجاد كرده است و همه جوانان را به كنكور و دانشگاه مشغول كرده است و جوانان كشور را از هر چه كتاب و نشريه بيگانه كرده است./ البته این یکی از علل کتاب نخوانی جوانان است./علاقمندي كتابدار و شاداب سازي محيط كتابخانه و برخورد مناسب با اعضاء و تامين منابع مناسب و معرفي كتاب و برگزاري جلسات بررسي كتاب در كتاب خوان كردن جوانان مي تواند موثر باشد و فقدان اين موارد طبيعتا به كتاب نخواني کمک می کند.
پنج،همكاران ما در اداره كل فرهنگي نهاد كتابخانه ها با برگزاري مسابقات كتاب خواني و برگزاري كانون هاي ادبي سعي مي كنند اعضاء كتابخانه ها و عموم مردم را به مطالعه راغب كنند.طرح و نظر خوبي است اما آنچه فعلا اجراء مي شود نيازمند آسيب شناسي است و اينجانب نيز نقد و نظري در اين باره دارم و برخي از نقدهاي خودم را با همكاران مطرح كرده ام كه اميدوارم مورد توجه قرار بگيرد.
*در ۲۷ تيرماه/نهم ماه مبارك رمضان ويرايش و تكميل شد.
از انتخابات رياست جمهوري سال ۱۳۷۶ تا انتخابات سال ۱۳۹۲ ، فارغ از اينكه چه نامزدي را دوست داشته ايم يا به چه كسي راي داده ايم، مردم به اميد تغيير اوضاع زندگي و شيوه مديريت اجرايي كشور به دولت قبلي «نه» گفته اند یعنی پیام این انتخاب ها همگی «نه» به دولت قبلی بوده است. مردم با انتخاب آقای خاتمي از شیوه مدیریتی دولت سازندگی انتقاد کردند،با انتخاب آقای احمدی نژاد از شيوه مديريتي دولت اصلاحات انتقاد كردند و با انتخاب آقاي روحاني،از شيوه مديريتي دولت آقاي احمدي نژاد انتقاد كردند.
دولت سازندگي فضايي بسته و امنيتي ايجاد كرده بود و به انتقاد و اعتراض مجال نمي داد.مديران را تافته جدابافته مي ديد.تورم چشمگيري را براي مردم به ارمغان آورده بود.مردم با انتخاب آقاي خاتمي،پايان اين وضعيت را خواستار شدند.آقاي خاتمي در شعارهاي خود بيش از همه،بر پاسخ گويي و انتقاد پذيري دولت تاكيد مي كرد و مي گفت دولت ارباب مردم نيست بلكه خدمتگذار آنان است و در همه حال بايد در برابر آنان پاسخگو باشد. دولت آقاي خاتمي هم شيوه كم اعتنايي به ارزش هاي نهادينه شده جامعه اسلامي ايران را در پيش گرفت و بيشتر توان خود را در جهت آزادي هاي سياسي صرف كرد و اين آزادي كه در مواردي با ارزش ها و باورهاي مردم ايران تناسب نداشت موجب عكس العمل انتقادي مردم شد. دولت آقاي احمدي نژاد هم با حاشيه سازي ها و بي تدبيري هاي پي در پي، كه در اين اواخر به وضع آشفته اقتصادي منجر شد، موجب آزردگي مردم شد.مردم با انتخاب آقاي روحاني،به حاشيه سازي ها و بي تدبيري ها اعتراض كردند.
اميدواريم آقاي روحاني با نگاهي به كارنامه دولت هاي قبلي و نقاط قوت و ضعف آنها و استفاده از نيروهاي معتقد و متفكر و سالم جريان هاي موجود كشور، بتواند گام هاي خوبي براي توسعه و عدالت كشور بردارد.
اجازه دهید به نکته ای دیگر اشاره کنم:معمولا و در تجربه های قبلی ریاست جمهوری این گونه بوده که اين امید خیلی زود به ناامیدی تبدیل شده است و در مورد این موضوع هم باید فکری کرد.به نظرم ضعف نظارت و حمايت غير متعارف از مديران از مهم ترين عوامل نااميدي مردم از نهادها و دستگاه هاي اجرايي و غير اجرايي است.مديري در اثر روابطي بر راس مجموعه اي قرار مي گيرد و تا هست هيچ كس نمي تواند بگويد بالاي چشمت ابروست و حاصل آن گرفتاري و نااميدي مردم در بخش هاي مختلف است...
از مناظره دوم نامزدهاي رياست جمهوري نكاتي بيشتر روشن شد:
*آقاي محسن رضايي تمامي تخم مرغ هاي خود را در سبد اقتصاد چيده است و اين آسيب است.درست است كه اقتصاد و وضعيت زندگي مردم در رونق فرهنگ تاثير دارد اما اولا چنانچه آقاي دكتر حداد عادل گفت همواره چنين نيست و وضعيت اقتصادي خوب لزوما به توسعه فرهنگ-البته فرهنگ خاصي مورد نظر است- منجر نمي شود و ثانيا چنانچه آقاي جليلي اشاره كرد خود فرهنگ بر اقتصاد اثرگذار است و لذا نمي توان فرهنگ را مدتي متوقف كرد تا وضع اقتصادي خوب شود تا بعد به فرهنگ رسيد.
*آقاي روحاني و آقاي عارف گفتمان دوم خرداد و اصلاحات را در عرصه فرهنگ ترويج مي كنند بدون اينكه به نقاط ضعف و ايرادات اين گفتمان اشاره كنند.مطلق ديدن اين گفتمان و اصرار بر تداوم خطاهاي آن قطعا آسيب است و نقد آقاي جليلي و آقاي حداد عادل بر اين گفتمان وارد بود.
*در حوزه فرهنگ آقاي جليلي و آقاي حداد عادل حرفي براي گفتن دارند و البته مواضع شان در كنار شباهت ها، تفاوت هاي اساسي با هم دارد كه فعلا به رويكرد و گفتمان اين دو نامزد نمي پردازم.
*آقاي قاليباف بسيار عمل گراست و اين عمل گرايي و پروژه محوري فرصت نگاه عمقي و قوت فكر و نظر را از ايشان سلب كرده است و اين هم آفت بزرگي است.
*به مطالب و مباحث آقاي غرضي و آقاي ولايتي چندان علاقه اي ندارم.
**شيوه برگزاري مناظره دوم بهتر و مودبانه تر از اولي بود و پيشنهاد مي كنم با حذف دقيقه شمار و مجري،اداره جلسه را به خود نامزدها واگذار كنند كه در اين صورت بهتر از اين خواهد شد.

در حاشيه مناظره كانديداهاي رياست جمهوري،۱۰ خرداد

حق با آنهايي است كه به تقدم فرهنگ و اولويت فرهنگ اعتقاد دارند.
فرهنگي كه در آن با تفكر انتقادي مخالفت مي شود،فرهنگي كه در آن مشاوره گرفتن جايي ندارد،فرهنگي كه در آن مطالعه جايگاهي ندارد حاصل اش مي شود برنامه مناظره اي كه امروز ديديم.
تقريبا هيچ يك از كانديداها-به جز يكي دو نفر از آنها و البته در سطح متوسط-توانايي نقد سخن و طرح ديگري را نداشتند.شايد كساني بگويند كه عمدا نقد نمي كردند يا فضا را مناسب نمي ديدند،بله اين را نفي نمي كنم اما شخصي كه توانايي نقد دارد نمي تواند در كل برنامه جلوي خودش را بگيرد،بالاخره توانايي اش بروز و ظهور پيدا مي كند.
كلي گويي،كلي گويي و كلي گويي و اشاره به بايد ها، ديگر اشكال عمده اين نامزدهاي محترم بود.بايد ها را همه مي دانيم،مشكلات را همه مي دانيم،بايد چنين شود،بايد چنان شود،اين را هم همه مي دانيم،چه راهكاري براي دست يافتن به اين بايد ها داريد؟ كانديدا بايد از راهكار و روش رسيدن به هدف صحبت كند
اكثر كانديداها از تجارب محدود خود حرف مي زدند و اين يعني تكيه صرف به تجربه محدود خود.معلوم است هيچ كدام به مشاوره و شنيدن نظر افراد متخصص اعتقاد نهادينه شده ندارند. و فقط اين آقايان نيستند كه چنين اند.سيستم مديريتي ما به طور كلي چنين است.در همه بخش ها يك نفر مدير انتخاب كرده ايم و بقيه موظف هستند فقط به او بله و چشم بگويند و اگر مشورت خواست حرفي بزنند كه خوشايند اوست.
مطالعه هم كه حلقه گمشده در همه زمينه هاست.فرهنگي كه در آن استاد دانشگاه و دانشجويش و استاد حوزه و طلبه اش مطالعه جدي نمي كنند از كانديداي انتخاباتش چه انتظاري داشته باشيم؟!
با اين فرهنگ و اين سيستم اداري نتيجه اي بهتر از اين نمي شود گرفت ...
براي اينكه در آينده وضع بهتري داشته باشيم بايد تفكر انتقادي را ترويج بدهيم و از اشخاصي كه فكر و مطالعه دارند نخواهيم كه سكوت كنند و سر به زير و بله قربان گو باشند...مهارت يا توانايي مشاوره خواستن و مشاوره شنيدن را تمرين كنيم...مطالعه كردن را هم جدي بگيريم
حرف زياد است.از بسياري حرف ها مي گذرم. از شيوه اجراي برنامه و دكور بد و نامناسب و ... هم كه چه بگويم؟ سر سوزن ذوقي كافي است براي درك مسئله...شیوه اجرای برنامه را توهین آمیز و تحقیر آمیز دیدم...
* امشب كه صحبت هاي آقاي دكتر حداد عادل را در برنامه شبكه دو گوش كردم و صحبت هاي خوبي بود،متوجه شدم كه حق با دوست عزيزم آقاي عابدي است[در قسمت نظرات]، در كنار مسائلي كه مطرح كرده ام بايد به محدوديت زمان و فضاي مناظره هم اشاره مي كردم كه عملا جلوي نقد يا ارائه برنامه يا بحث و نظر را مي گرفت و يا خيلي محدود مي كرد...از باب تصحيح اين نكته را به متن افزودم...
** عنوان يادداشت را تغيير دادم.اين را بگويم كه اصلا به دنبال مناظره اي از نوع مناظرات ۸۸ نيستم.اما اين شيوه را هم مناظره نمي دانم و آن را مناسب فرهنگ كارمندي رايج مي بينم.طراح اين برنامه به نظرم اين مطلب را القاء مي كرد كه ما دنبال كارمندي سر به زير هستيم نه رئيس جمهوري شجاع و مستقل و داراي فكر...نمي دانم عنواني كه انتخاب كرده ام و مطلبي كه نوشته ام درست است يا خير! اما برداشتم اين طوري است...
یادی از آیت الله سید عزالدین حسینی زنجانی
*حسن اسدی تبریزی
ذوق فلسفی و عرفانی وی سبب شد که تبحر او در فقه و تفسیر از نظر بسیاری از اهل تحقیق پوشیده بماند.آیت الله سید عزالدین حسینی زنجانی فقیه متبحری بود. فقه را نزد استادان بزرگی -نظیر آیت الله حجت کوه کمری و آیت الله بروجردی و آیت الله سید احمد خوانساری- آموخته بود.با «جواهر الکلام» مأنوس بود. در فهم روایات و رفع تعارض آنها امتیاز خاصی داشت.برخی از شاگردان ایشان گفتهاند که وی در فهم روایت در بین فقهای معاصر نظیر نداشت.در آراء فقهایی که مبانی آنها در حوزه رایج نیست مطالعه و تحقیق داشت(یک بار از طریق فرزندشان به من اطلاع دادند که رساله «المشتقات» میرزا صادق آقا تبریزی-که مبنای خاصی در آن مطرح شده و اهل تحقیق میدانند- را در کتابخانه شان پیدا نمیکنند و از من خواستند که این رساله را پیدا کرده و به مشهد ارسال کنم).آراء فقهی و اصولی قابل تأملی داشت(برخی از آراء خاص ایشان توسط آیت الله سید محمد حسینی زنجانی،فرزند ایشان،در کتاب« اجتهاد مبین» بیان و تبیین شده است). در بین مراجع تقلید تنها مرجعی بود که در «رساله توضیح المسائل» خود یک فصل مستقل به «حکومت و ولایت» اختصاص داده بود و از مبانی تشکیل حکومت در اسلام و احکام مربوط به حکومت اسلامی بحث کرده بود؛در این فصل نوشته بود که:«واجب است بر زمامداران و مسئولین عالی رتبه حکومتی تا اوضاع عمومی مخصوصا از جهت معاش به حد متوسط نرسیده است در کمال سادگی زندگی کرده و از تجمل پرهیز کنند...»(ص 187). در همین رساله و در باب امر به معروف و نهی از منکر نیز به اصلی بسیار مهم اشاره کرده بود:«لازم است که رفتار امر دهنده به معروف و بازدارنده از منکر در موارد امر و نهی... مانند طبیب مهربان و پدر رئوف باشد... و نظری جز رضای الهی نداشته و به خود نبالد و از خود راضی نباشد و خود را بهتر از معصیت کار نبیند...»(ص 179).
سخن را این گونه به پایان میبرم :بزرگ بود ،خیلی بزرگ بود،در دسته بندی و طبقه بندیهای مرسوم نگنجید،آزاد زیست،با کرامت و با عزت زیست و متاسفانه بسیاری بزرگی و عظمت و مقام برجسته علمی او را ندیدند و بسیاری دیگر نخواستند ببینند و چنین است که یکی از روحانیان در پیام تسلیت خود از ایشان با عنوان«روحانی فاضل» تعبیر میکند!!،تعبیری که شایسته جوانان است...بگذریم...
* در این یادداشت از القاب و عناوین رایج کمتر استفاده کردم چون کثرت استفاده از القاب، از صمیمیت متن کم میکند و رابطه مولف و مخاطب را مخدوش میکندخوانندگان خواهند بخشید.
** خوشبختانه اين يادداشت مورد استقبال قرار گرفت و در هفته نامه پنجره، كتاب ماه دين،نصر نيوز و روزنامه مهد آزادي منتشر شد.
با ثبت نام آقايان هاشمي رفسنجاني،مشائي و جليلي، فضاي انتخابات رياست جمهوري تغيير كرده است.رقابت ها جدي تر شده است.ابهام ها هم افزايش يافته است.پيش بيني نتيجه انتخابات بسيار دشوار است.مديران اجرايي سال هاي گذشته دوست دارند آقاي هاشمي به قدرت برسد تا آنها نيز از اين طريق دوباره در راس امور اجرايي قرار بگيرند و كارهاي گذشته را از سر بگيرند. از طرف ديگر علاقمندان گفتمان اصول گرايي-با طيف هاي مختلف-دوست ندارند چنين اتفاقي بيفتد و حاكميت ياران هاشمي را بازگشت به گذشته مي دانند.عده اي از اصول گرايان معتقد هستند كه فرقي نمي كند كه كدام يك از نامزدهاي اصول گرا انتخاب شود،همين كه يكي از اصول گرايان انتخاب شود كافي است.
اما به نظر مي رسد كه هم گفتمان و هم شخص وابسته به يك گفتمان هر دو مهم است.علاقمندان يك گفتمان بايد تلاش كنند تا توانمندترين نيروها را براي انتخابات رياست جمهوري مطرح كنند.علاقمندي به يك گفتمان بدون داشتن توانائي هاي لازم مضر است.
نكته ديگر داشتن برنامه است.متاسفانه تا اين لحظه تقريبا هيچ يك از كانديداها و هيچ يك از جريان ها و گفتمان ها برنامه اي براي اداره كشور عرضه نكرده اند و اين بسيار باعث تاسف است.نزديك به چهل كانديداي احتمالي با احساس تكليف بالا اما همه بي برنامه ... البته چنانچه قبلا هم نوشتم آقاي محسن رضايي آماده تر از بقيه به نظر مي رسد.
صبح امروز بعد از نماز صبح، روح ملکوتی مرجع عالی قدر آیت الله العظمی سید عزالدین حسینی زنجانی به ملکوت اعلی پیوست. معظم له از مراجع تقلید ساکن مشهد مقدس بود.
آیت الله العظمی حسینی زنجانی از شاگردان مبرز علامه طباطبایی،امام خمینی،آیت الله العظمی حجت کوه کمری و آیت الله العظمی بروجردی بودند. معظم له از نخستین پیشگامان انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی بوده و در پانزده خرداد 1342 توسط عوامل رژیم طاغوتی دستگیر و زندانی شده بودند.
ایشان سال ها در حوزه علمیه مشهد مقدس خارج فقه و اصول،تفسیر قرآن کریم،کلام و اعتقادات،فلسفه و عرفان تدریس می کردند.
از آثار منتشر شده معظم له می توان به شرح خطبه حضرت زهرا(س)، شرح زیارت عاشورا، تفسیر سوره مبارکه حمد، معیار شرک در قرآن ،راه رستگاری و رساله توضیح المسائل اشاره کرد. الحمدلله این توفیق را داشتم که آخرین چاپ رساله معظم له،با اضافات و تجدید نظر، به کوشش اینجانب منتشر شد.
متاسفانه قدر مقام و موقعیت علمی ایشان چنانچه باید و شاید شناخته نشد و در زمینه معرفی ایشان به حوزه های علمیه و دانشگاه ها و عموم مردم کوتاهی هایی صورت گرفت و جامعه علمی و دینی کشور نتوانست به قدر کفایت از وجود ایشان بهره مند گردد.
برای این عالم ربانی علو درجات مسئلت داریم.
*پيام تسليت مقام معظم رهبري،مراجع عظام و شخصيت ها در سايت رسمي آيت الله العظمي حسيني زنجاني