نشانه شناسی حضور
زبان بدن یکی از مباحث جا افتاده ی در روانشناسی است. وقتی برای حرکان بدن تحلیل های درست و جذاب ارائه می شود یقینا راجع به برخی نشانه های آشکار در رفتار بزرگان باید بیشتر تامل کرد و حکمت آن را یافت. در متن زیر سعی شد تا با عنایت به برخی از حرکات و گفتار مقام معظم رهبری در دانشگاه امام حسین(ع) تحلیلی از آن بدست داد.
حضور مقام معظم رهبری در دانشگاه امام حسین (ع) حاوی اتفاقات و نشانه های قابل تاملی بود که مایه ی تامل است و رخدادهای منحصر بفردی را رقم زد که تدبر در آن ها می تواند در روند حرکت نیروهای انقلابی منشا اثر باشد.
1- ایشان بر خلاف مشی نظامیان، ترکیب و ترتیب شرکت کنندگان را تغییر داد. می توان این تغییر را متناسب با همان جنگ متقارن دانست که در سخنرانی به آن اشاره داشتند. تغییر زمین بازی یکی از اصولی است که در این جنگ مورد نیاز است.
2- نکته ی جالب توجه در این زمینه آن است که همه ی نیروها تغییر داده شدند و جابجا شدند اما یکدسته باقی ماند. دسته ای که لبیک یا مهدی را شکل داد همچنان همان خط و خطوط را حفظ کرد تا ایشان نشان دهد که هر چه زمین بازی تغییر کند و افراد جابجا شوند این لبیک پابرجاست و اصلی ثابت است که تغییر نخواهد کرد.
3- تمامی نیروهای نظامی که جابجا شدند به جلو آمدند و دسته ی لبیک یا مهدی در پشت سر آنان قرار گرفت و اینگونه نشان دادند که تمامی این جهاز و ساز و برگ نظامی برای حفظ آن کلمه و فدا شدن در راه ماندن و استواری آن کلمه است.
4- ایشان به همه ی نظامیان دستور دادند که بر زمین بنشینند. آشکار است که نظامیان به ایستادن عادت دارند و نیم ساعت و چهل دقیقه ایستادن ها برای آنان معمولی و طبیعی و بلکه وظیفه است . امام در همان سخنرانی فرمودند که امروز احتمال جنگ نظامی بسیار بسیار ضعیف است. و این بر زمین نشستن نظامیان خود نمود تام و تمام این احتمال بسیار بسیار ضعیف است. هر چند این زمین نشستن هم همراه با آمادگی است همان چیزی که بر آن تاکید کردند.
5- همگی نظامیان نشسته بودند و تنها یک مرد ایستاده بود. مردان دیگری هم که ایستاده بودند صرفا جهت محافظت از آن مرد بود. مردی که تریبون تبیین را در اختیار داشت . تریبونی که به تبیین و روشنگری می پرداخت. امروز آمادگی و میدان داری باید توسط کسانی انجام گیرد که به تبیین و روشنگری مشغولند و این مساله به میزانی اهمیت دارد که حتی نظامیان هم به آن همت بورزند.
6- مقام معظم رهبری با ایستادن خود و نشاندن بقیه شاید نشان دادند که نیروهای انقلابی باید مراقب حرکت ها و ایستادن های خود باشند و تنها در زمانی که از درستی حرکتی اطمینان یافتند جهت انجام آن برخیزند. شاید اشاره ایشان به مخالفت با برخی برهم زدن مجالس بی ارتباط با این نشانه نباشد.
7- نکته ی آخر فرمایش ایشان هم معنای این بیت بود که :
این همه گفتیم لیک اندر بسیج
بی عنایات خدا هیچیم هیچ
بلافاصله پس از بیان اهمیت تبیین، به بحث توکل به پروردگار و تضرع پرداختند و اعلام کردند که تمامی ابزارهای نظامی و تبیینی با پشتوانه ی رابطه با پروردگار عالمیان ممکن است. و این دقیقا همان مساله ای است که بسیاری از اوقات در گرمای فعالیت های سیاسی و فرهنگی و تبیینی فراموش می شود. این بند تکمله و پشتوانه و رمز موفقیت تمامی آن نمادها و نشانه ها و بیاناتی بود که در بازدید از دانشگاه دیده شد.


سال ها دفاع مقدس برای من سوال بلکه معمایی بود. چگونه می شود که جوانانی بیست و و بیست و چند ساله به چنان مقامی می رسند که امام یک ملت و رهبر یک جهان می گوید که از دیدن این عرفان و معنویت" خجلت می کشد"؟ باید به چنین معمایی و چنین سوالی کسی جواب بگوید که در آن حال و هوا بوده و خود آنگونه بوده است. و این گونه بود که یک مرد در مقدمه ای بر یک کتاب به عارفان و سینه سوختگان طریق الی الله طعنه می زند تا بدانند که خدا در این دوران راه میانبری قرار داده تا جوانی بیست ساله در چند ماه راهی را که عارفان در ده ها سال می روند را طی کند. اینگونه بود که مردی با مقدمه اش بر کتاب " ورود فرماندهان ممنوع" این معما و این اسرار حق را بازگو کرد و به همگان نشان داد. او که خود تخریب چی دام های دنیا بود اینگونه در این باره نوشته است:
بیراه نیست اگر بگوییم دستگاه قضایی یکی از مهمترین ارکان هر کشوری و به طورخاص نظام اسلامی است. اهیت این دستگاه را می توان بوضوح در نامه امام علی (ع) به مالک اشتر دید و فهمید. دستگاه قضا پناهگاه و حامی مردمان مستضعفی است که در مواجهه با قلدری ها حامی دیگری ندارند. قوت و استحکام نظام قضا در هر کشوری یکی از پایه های اصلی حفظ اعتماد اجتماعی است و بی اعتماد به آن می تواند مردمان یک کشور را به دشمنان آن کشور تبدیل کند. بنابراین یکی بهترین راه ها برای تخریب حاکمیت، بی اعتماد ساختن مردمان آن کشور به سیستم قضایی و نادیده گرفتن خدمات صحیح و مطلوب آن است.
وقتی فیلم قدم زدن ظریف با کری را دیدم احساس غریبی داشتم. ابدا کار ظریف را نهی نمی کنم و البته او را تا زمانی که بدنبال عزت ایران باشد دوست دارم و به او علاقمندم. اما چه می شود کرد؟ چگونه غریبانه نگاه نکرد وقتی می بینیم با کسی در حال قدم زدن است که نسبت به دریده شدن شیعیان عراق نه تنها ذره ای ناراحت نمی شود بلکه خود به تجهیز درندگان نیز کمک می کند. کسی که از هتک حرمت زنان و دختران عراقی - با هر دین و مسلکی- خم به ابرو نمی آورد آیا دلش به حال ایران و ایرانیان می سوزد؟ یقینا او و امثال او از به زانو درآمدن ملت ایران نه تنها ناراحت نمی شوند بلکه سور می گیرند و از مستی سر از پا نمی شناسند.
مدتهاست که بحث رمان " زوال کلنل" مطرح بوده و هست.وزارت ارشاد هم اصرار دارد که کتاب نصحیح شود و بعد از آن به چاپ برسد سخن وزارت یقینا بیهوده نیست اما وقتی کتاب به چند زبان چاپ شده است و کسانی که در ایران نبوده و نیستند تصویری مخدوش از ایران نصیبشان شده است قدری باید بیشتر تامل کرد.