⭐ Football Update: Match Update & Schedules - Info Live Streaming 2026
آرشیو پیوندهای روزانه


آرشیو موضوعی


نویسندگان


پیوندها


نوشته های پیشین



حریـــم دل ... کانال تلگرامی ما ...

 

::.سلام.::

اگر دل دليل است...

....آورده ایم!


آدرس کانال تلگرامی ما ....

 

hesekhaki@

 

 
 


برچسب‌ها: hesekhaki@
+ نوشته شده در جمعه سوم شهریور ۱۳۹۶ساعت توسط hesekhaki@ |



بابا مگر خون قیمتش چند است ...؟!

قلبم گرفت از صحبت مردم

این قلب ها اینجا چقدر سنگ است

گفتند بهر پول می جنگد

بابا مگر خون قیمتش چند است ...؟!


برچسب‌ها: عشق قیمت نداره, خون, مدافعان حرم, سوریه
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم شهریور ۱۳۹۶ساعت توسط hesekhaki@ |



لا تأخُذُه سنه و لاَ نوم ...

 

چه خوب که تو همیشه بیداری ...

 

* نه خواب سبکی او را فرا می‎گیرد و نه خواب سنگینی. (سوره بقره/ آیه 255)

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم شهریور ۱۳۹۶ساعت توسط hesekhaki@ |



به لب رسیده جان کجایی ...؟!

در سینه مانده آهم 

خیلی دلم گرفته


خسته از اشتباهم

خیلی دلم گرفته

.

.

.

بر نفس خود اسیرم ، از شرم سر به زیرم
از بس که رو سیاهم خیلی دلم گرفته

+ نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت توسط hesekhaki@ |



کجایی همه ی دار و ندارم ...!

راز اشـــــــ ك هاي بي صــــــ دايم...

شايد دلتنگــــــ ي ـــــهاي خجالتــــــ ...زده امــ  باشد...

شايد!!!

.

.

.

يا صاحب الزمانـــــــ. عجــــ ...


برچسب‌ها: امام عصرع, مهدی عج, صاحب الزمان عج, انتظار
+ نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت توسط hesekhaki@ |



یا جابر العظم الکسیر...

از یک جایی به بعد، «یا جابر العظم الکسیر» اسم رمز گشاینده‌ای شد برای همه‌ی

استخوان‌های شکسته‌ی زندگی که جبیره‌کردنش از توان و عهده‎ی من خارج بود.

من خراب می‌کردم، مستأصل می‌شدم، در اوج نیاز و عجز و اضطرار، پناه می‌آوردم به اسم رمزمان...

در کمال ناباوری او جبران می‌کرد،

او کریمانه به جای من جبران می‌کرد...!

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم آذر ۱۳۹۵ساعت توسط hesekhaki@ |



از تمام عشقمان... فاصله اش سهم من است ...!

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم آذر ۱۳۹۵ساعت توسط hesekhaki@ |



راه را نشانم داده ...!

این زیاد بخشیدن‌ات، این دست و دل‌بازی‌ات مأنوسم کرده و این‌همه خوبی‌ات راه را نشانم داده ...!

...
 فَضْلُکَ آنَسَنِی، وَ إِحْسَانُکَ دَلَّنِی١

1-این دعای سیزدهِ صحیفه، باادب نیاز کردن را، باحیا حاجت خواستن را خیلی‌خوب یاد می‌دهد ...!


برچسب‌ها: خدای خوبی ها, خیر مطلق, مهربان خدا, حاجت
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم خرداد ۱۳۹۵ساعت توسط hesekhaki@ |



مهمانی خدا...!

خبرِ خوبی‌ست برای دل‌های سیاه:
روزهایِ سپید در راهند...!

ضیافتی بزرگ...


برچسب‌ها: ضیافت, مهمان خدا, مهمانی, روزهای سپید
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم خرداد ۱۳۹۵ساعت توسط hesekhaki@ |



وقت ظهور ...!

أَیْنَ مَا تَکُونُواْ یَأْتِ بِکُمُ اللّهُ جَمِیعاً
هر کجا باشید، خدا همگی شما را می‌آورد (و جمع می‌کند)!
...
فرموده‌اند: منظور یاران قائم (عج) ‌اند در وقت ظهور.

اللهمّ اجعلنا من انصاره...!


برچسب‌ها: ظهور, مهدیا, امام عصرعج, یاران مهدی عج
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم خرداد ۱۳۹۵ساعت توسط hesekhaki@ |



أصحاب الحــــ سینــــ ...

 

گفته بودند؛ اگر هزار بار ما را بسوزانند و خاکسترمان را به باد بدهند،

دست از یاریِ تو برنمی‌داریم.

.

.

.

خنُک آن قماربازی که بباخت هر چه بودش
بنماند هیچش الّا هوسِ قمارِ دیگر...


برچسب‌ها: محرم, امام حسین ع, اصحاب الحسین, یاران افسانه ای
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۴ساعت توسط hesekhaki@ |



بیا که بی تو ... در این انتـــظار، خواهم مرد ...!

ذوالجناحا عصرِ ما چون عصر عاشورا مباد
دشت را چرخی بزن، بنگر سوارِ ما چه شد؟!

.

.

.


برچسب‌ها: امام زمان عج, عصر ما, عاشورا, حسرت
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۴ساعت توسط hesekhaki@ |



کـــــــی رفته ای ز دست ...

" یا رفیقَ مَن لا رفیقَ لَه "

کـــــــی رفته ای ز دست ... که ... پیدا کنم تو را ... ؟!


برچسب‌ها: خدا, دلشکسته, یا رفیقَ مَن لا رفیقَ لَه, حسرت
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۴ساعت توسط hesekhaki@ |



اعتکافم آرزوست ...

آی روزهای سفید که در راهید!
بیایید که بدانم
سفیدیِ شما بیشتر است
یا سیاهی‌های دل من ....؟!

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت توسط hesekhaki@ |



می‎شود به تو امید داشت ...

دوست دارم این ماه را، وقتی هر روز یادم می‌آورَد

برای همه‌ی خوبی‌های این‌دنیایی و آن‌دنیایی ... می‎شود به تو امید داشت ...


1. جمیع خیر الدنیا و جمیع خیر الاَخره
2. ارجوه لکلّ خیر

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت توسط hesekhaki@ |



یابن السّبل الواضحه ...

یک روز هم می‌رسد که خسته بشویم از این‌همه راهِ تاریک، این‎همه راه مبهم،این‎همه بیراهه،

پاهایمان تاول بزند، مستأصل بشویم، بنشینیم گوشه‌ای،

به سرِمان بزند به این اسم صدایت کنیم:

ای فرزند راه‌های روشن

بعد، لابد دیگر می‎آیی...!

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۴ساعت توسط hesekhaki@ |



یک خوبیِ تمام‌نشدنی ...!

بعضی از خوبی‌ها، نقطه‌ای هستند؛ منحصر به یک زمان و مکان خاص. تازگی و طراوت‌شان، گرما و لطف حضورشان، لحظه‌ای‌ست. بعد، تمام می‌شوند و می‌روند؛ مثل یک اشعه، یک قطره، یک ذره. بعضی از خوبی‌ها اما ساری و جاری‌اند، لایتناهی‌اند؛ تمام‌شدنی نیستند؛ مثل نور، مثل آب، مثل باران. «کوثر» یعنی خیر کثیر. یعنی خوبی‌ای که تمام نمی‌شود. که می‌ماند و تا زمان و مکان هست،‌ می‌نوشاند و سیراب می‌کند. خدا «او» را که به پیام‌برش داده بود گفته بود من به تو «کوثر» دادم؛ یک خوبیِ تمام‌نشدنی.

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۴ساعت توسط hesekhaki@ |



ز تشنگی بمُردم برِ آب زندگانی

«السّلام علیک یا عَین الحَیوه»؛

همیشه به این جمله زیارت جمعه که می‌رسم فکر می‌کنم...!

حیف نیست تو ... سرچشمه ی زندگی باشی و منِ مرده سراب‌زده ...!؟

راست گفته «او» که: اِن اَصبَحٌ ماءُکُم غوراً فمَن یأتیکُم بماءٍ مَعین؟!

.

.

 .

نفسی بیا و بنشین، سخنی بگوی و بشنو ...

که ز تشنگی بمُردم برِ آب زندگانی

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم فروردین ۱۳۹۴ساعت توسط hesekhaki@ |



تنهایی ات به قدر من آیا عمیق هست ؟!

 

ای رود خشک گم شده در نقشه ی جهان ....

تنهایی ات به قدر من آیا عمیق هست ؟!

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم فروردین ۱۳۹۴ساعت توسط hesekhaki@ |



بعدِ تو خیری توی دنیا نیست ...

از تدفین زهرا (سلام الله) که فارغ شد، همه‌ی غم‌های عالَم نشست توی دلش...

رو کرد به قبر پیامبر (صلی الله) و جمله‌هایی گفت که ... بارِ دلش سبک نشد انگار...!

مگر می شد همه ی هستی ات را به خاک بسپاری و آرام باشی ؟!!

دوباره به مزار فاطمه (سلام الله) خیره شد، اشک‌ها و شعرهاش بداهه آمدند... انگاری نفَسَش ...!

خواند تا آن‌جا که:... ای کاش این جانِ من که توی سینه‌ام حبس شده،

با این ناله‌ها بیرون می‌آمد. بعدِ تو خیری توی دنیا نیست.

گریه‌هام گریه‌ی ترس است؛ نکند بعدِ تو من زیاد زنده بمانم ...

نفسی علی زفراتها محبوسه/ یالیتها خرجت مع الزّفرات/

لا خیر بعدک فی الحیوه و اِنّما/ اَبکی مخافه تطول حیاتی.

مردی که صبرش تمام شده بود

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم فروردین ۱۳۹۴ساعت توسط hesekhaki@ |



و انگار نمی‌شود که فراق، نباشد...

 

 خبر را که شنیدبیهوش شد...مردِ خیبر و حنین و بدر بیهوش شد...

توی مسجد بود ...آب به صورتش پاشیدند. به هوش آمد و گفت: بِمن العزاء یا بنتَ محمّد؟!

به چه کسی باید تسلیت بگویم توی مصیبت تو؟!

کنت بک اتعزّی ففیم العزاء من بعدک؟! توی مصیبت‌های قبل به تو پناه می‌آوردم،

با تو تسلّی می‌گرفتم. بعد از تو با چه کسی تسلّی بگیرم؟!

بعدناله زد که ...

«میان هر دو دوست و محبوبی، عاقبت جدایی هست و انگار نمی‌شود که فراق، نباشد... 

مردی که تاب فراق را نداشت

 

+ نوشته شده در دوشنبه سوم فروردین ۱۳۹۴ساعت توسط hesekhaki@ |



به قدر همین‌روزها... !

اسفند باید یکی مدام یادِ آدم بیاورد که وقتِ جوانه‌زدن است.

وقتِ نوشدن، وقتِ زایش و رویش.

اسفند که تمام می‌شود آدم باید دلش جوانه‌زدن بخواهد...

همه‌ی خلقت، همیشه، جلوه‌ی اوست...!

تو می گویی اسفند به قدر همین‌روزها کمی بیشتربا خودش و در خودش این حقیقت را حمل نمی کند ؟؟

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت توسط hesekhaki@ |



ما را صنمی است با شماها ...

آخرِ سالی من را بخواهید یا نخواهید، دعوت کنید یا نکنید، سالِ من

همیشه همان دور و برها تمام می‌شود، شروع می‌شود.

دل من لحظه‌های اول و آخر هر سال همان گوشه‌کنارها پرسه می‌زند

با همه‌ی بی‌سر و پایی‌اش...

سهمِ هر روز من از زیارتِ شما، همین زمزمه‌ی ...  باشد که

عطرِ خاک کویتان را به مشامِ لحظه‌هام می‌پاشد،

ریاضت‌کِش به بادامی بسازد؛ 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت توسط hesekhaki@ |



توکل...



می گفت:
عده ای توکل را برای خود روزی قرار داده اند
اینها در رواقع غنـــــــی هستند
فهمیده اند که با توکّل به خدا روزی ِ شان به آنها میرسد
و اگر نرسید کشف میکنند، لازمــــ نبوده است.

"آیت اللهــ بهجـتــــ را می گویم..."


برچسب‌ها: آیت اللهــ, بهجـتــــ ره, آیت الله بهجـت ره, بهحت عارفان
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند ۱۳۹۲ساعت توسط hesekhaki@ |



زودتــرمـُـــردن...

گــــــــاهی زودتــــرمـُــــردن

انگیزهــ ای میشـــود برای زندگــــــی کردنـــــ.....


برچسب‌ها: مرگ, مردن, انگیزه, زندگی
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۲ساعت توسط hesekhaki@ |



یا فاطمه سلام الله ...

 
هر آدمی تب می‌کند؛ عاشق‌ها بیشتر.
 این عشق لامرکّب به هرکجا که باشد خودش را نشان می‌دهد.
 حالا در جای اصلی خودش که باشد دیگر غوغا می‌کند.
امام باقر ـ علیه السلام ـ که تب می‌کرد، در مداوای خودش از آب سرد استفاده می‌کرد و بعد می‌رفت درِ خانه‌ی حضرت زهرا می‌ایستاد و...
 ناله می‌زد: «یا فاطمه، یافاطمه، یافاطمه… ای دختر رسول خدا…»
فاطمه آب بود؛ عین مهریه‌اش.

شادمانی دل پیامبر، ص۲۲۳

برچسب‌ها: شادمانی دل پیامبر, یا فاطمه سلام الله, حضرت زهراسلام الله, مادر
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۲ساعت توسط hesekhaki@ |



شهید....



خیلی با هم رفیق بودند
 باهمدیگر تصمیم گرفته بودند راهی را بروند که آخرش به خدا برسند،
یکی به مکه رفت، و دیگری به فکه!
 حاجی که از مکه برگشت، روی دیوار عکس رفیقش را دید،بالای عکس نوشته شده بود:

شهیــــــد نظر میکند به وجه الله

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲ساعت توسط hesekhaki@ |



گاهــــــــی...



هوای خانه چه دلگیر میشود گاهـــــــــی

....
از این زمانه دلم سیر میشود گاهــــــــی ...

برچسب‌ها: زمانه, حسرت, دلم, دلگیر
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲ساعت توسط hesekhaki@ |



نام مادر که می شود...دق ميكند....دل من



نام مــــــــا در کهــ می شود ... دق ميكند .... دل من


اصلأ ... گلويم انگـــــار خ ـــــجل ميشود.. بدون بغضــــ نفســـ کشد...

خـــدا کند این نفســــ ها... بماند ... تا رسيدنـــــــ فاطميهــــــــــ ...


برچسب‌ها: فاطمیه, مادر, زهراسلام الله, بغض
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۲ساعت توسط hesekhaki@ |



واما...تــــــــو...فقط بیــــــــا


آقـــــــا...اصلأ...دلــــــ ِ سياهم مال تو...

يا كه نهــ ...!!!

نفس هاي بند بندم مال تو...

يا كه نهــ !!! اصلاً...

بيا اين جواني ام با تمام حال و روز پيريَش مالــــــِ  تو...

تو را ... خ ـــــــدا ... آقـــــــــا ...فقــط ... ديگـــــــــ ر ... نگذار بگـــویـنـدم ...

اين عاشقِ .... دلداده ي ... دل خون ...

مگــــــــ ر صـاحب ندارد...؟؟!!!

.....


برچسب‌ها: حسرت, اشک, دردهجران, دلتنگ مهدی عج
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۲ساعت توسط hesekhaki@ |




طراح قالب

زمینه های تصویری ایرانی و اسلامی در فضای مجازی

Powered By
www.noorang.ir