نظر یادت نره



سلام به همه عزیزان


خیلی خوشحالم که به وبلاگم سر زدید..


من فاطمه هستم و خواهش میکنم نظررررررررررررر بدید


هرکی نظر نده ایشالله هیچ کس نره تو وبلاگش!


مرسی ...............بای بای



گریه کن...بعضی مواقع لازمه

خیلی چیزا رو نباید کامل نوشت..!


باید ادامش رو...سیر گریه کرد



محرم

السلام علیک یا أباعبدالله وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیکم منی جمیعا سلام الله أبدا مابقیت وبقی اللیل والنهار ولاجعله الله آخر العهد منی لزیارتکم السلام علی الحسین وعلى علی بن الحسین وعلى أولاد الحسین وعلى أصحاب الحسین

سیبـــــــــــــ

 

 

سبـــــز

زرد

قــرمـــز

وسـوســه شـدم کـدام سـیــب را بـردارم

مـیــوه فــروش پــوزخـنـدی زد و گـفـت

تـردیــد نـکــن

تـمــام سـیـب هــا تـو زردنــد

یکی بود یکی نبود

کـــارم از یکــــی بــــود یکــــی نبــــود

گذشتــــه اســــت

مــــن در اوج قصـــه گــــم شــــدم

عشــــق یعنــــی

یکــــی بــــود و یکــــی نــــابــــود

 

چادر

یک وقت هایی می شود که
خودت را
تنها
چادریِ- کلِ خیابان می بینی
لبخند بزن، رو به آسمان کن و بگو:
خدایا
ممنونم که بهم اجازه دادی بین همه ی این آدمای رنگ وارنگ یه دونه باشم.
 

مرگ

زیــــــــــــــر پایِشـــــــان که لِه شویــــ ...

رویـــ سرشــــان جــــا داریـــــــ ....

البته به عزتـــــ و شــرفــــــ  لا اله الا اللهــــــ

 

اولین باری که از سیگار متنفر شدم

اولین باری که از سیگار متنفر شدم..

زمانی بود که لبانت بوی سیگار میدادند..

و من می دانستم که سیگاری نیستی..!

دله سوخته ام

دلــَـــم را تهــــــدید کـــردمــــ

کــِـــهـ  اگــَــر یـــــکبار دیــــگــَر

بــَــــهانه اتـــــــ  را بـــِــگیرَد

میــــ دهم   دوبــــــــــــــــاره  بسوزانیش!



فاصله ی بین دو نسل


ﺳﺎﻋﺖ ﭼﻬﺎﺭ ﺻﺒﺢ ﺍﺳﺖ
ﻣﻦ ﺷﺎﻡ ﻣﯽﺧﻮﺭﻡ،
ﻭ ﭘﺪﺭﻡ ﺻﺒﺤﺎﻧﻪ .
ﻋﺠﺐ ﻓﺎﺻﻠﻪﺍﯼ ﺍﺳﺖ ﻣﯿﺎﻥ ﺩﻭ ﻧﺴﻞ !...

ﺣﺴﯿﻦ ﭘﻨﺎﻫﯽ

نقاشی هنرمندانه ی (( پیرمرد نجار اثر مجید ارواری ))

اشک

...غصه مرا کشت....

وقتی میبینم دست به سینه ایستاده ای....

من تمام راه را برای آغوش تو می دویدم!!


سلااااااااااااااااام

سلام ...چطورین؟؟ امیدوارم خوب باشین

بجه ها درسام خیلی سنگین شدن نمیتونم آپ کنم...ش رررررررررررر منده


خانه خراب

زندگی


زندگی مثل سیگار است..بکشی یا نکشی تا انتها میسوزد!!


جون من این باحال نیست؟

تکیه گاه

هر چقدر هم که ضعیف باشی...

باز هم میتوانی تکیه گاه باشی...


آرزو هایم

یادم باشد ؛

امشب بعضی از آرزو هایم را دم در بگذارم تا رفتگر ببرد،بیچاره او...

.

ما بقی را هم نقدابا خود به گور میبرم

.

ما بقی همان آرزوی با تو بودن است

نترس جانکم!

.

حتی آرزوی داشتنت را هم به کسی نمیدهم.....!

.

میترسم با این همه آرزویی که باخود به گور میبرم..

دیگر جای خودم نشود...توی گور!


سن آدم ها ی امروزی

امروز کسی از من پرسید چند سال داری؟؟


گفتم:روز های تکراری زندگیم را که خط بزنم


کودکی چند ساله ام!!!!


خیالات الکی

بعضی هارُو بایَد اَز تو رُویآت بِکِشی بیرونٌ


مُحکَم بَغَلِش کُنی

بَعد آرُوم دَرِ گوشش بگیــــــ

آخِــــــــه تو چِرآ واقِعیـــ نیسٌتیــ  لامّصَبٌــــ ....



در اغوش من

وقتی در اغوشم بود , چشمانش را بست...

نمیدانم ار احساس زیاد بود...؟

یــــــــــــــآ

خودش را در آغوش دیگری تصور میکرد...؟!

بی محلی ها


آهسته بیــآ..!

چیزی هم ننویس..!

جوابم را هم نده ..!

همینکه بخوانی بس است!!!

...من به بی محلی های تو عآدت دارم...

خود کشیـــ ـــ ـــــ

گآهــے بـہ جـ ـآیـے مے رِسَــב ...





ڪﮧ آבَمـ בَســتـ بـہ خــوבڪُشـ×ـے مـے زَنـَ ـב ...(!)




نـَﮧ ایـنـڪﮧ تـیـ×ـغ بـَرבارَב رَگـَـ×ـش رآ بــِزَنــَـב ... نـَﮧ




قـِـیـ ــבِ اِحـسـآسَـ×ـشـــ رآ مـے زَنـَב (!)




چشمانم میسوزند


خدایــــــــــــــــــــــــــــآ


من دلــم را صابونــ زدم به عــشــقـــــ او.....


چرا چشمانم میسوزند....؟

خدایـــــــــــــــــــــــــآ


خدایــــــآ نترس...

نه به گناه میفتی...!

نه به جهنم میروی...!

من و تو به هم محرمیم!!!!

دستانم را بگیر


اگــــهـ ـــ ـــــ .....

اگه بهش زنگ میزنی رد میده..!

اگه بهش میگی دوستت دارم و اون فقط میخنده..!

اگه شبا بدون شب بخیر گفتن تو خوابش میبره..!

اگه تاریخ انقضای تو توی دلش تموم شده..!

این یه قانونه!!!!

با قانونه آدما نجنگ..

غرورت له میشه!

تو رفتیـــ ــــ ـــــ

تورفتي و دوست داشتن هايم

زيرپايت له شد

ومن بي توچه تنهاشدم

وبه دنيا نشان دادم

كه من مجنون ترين ليلاي تاريخم..!!


میدونیــــ درد چیهــ؟؟؟؟

میدانی درد چیست ؟
نگاهت که رفت …
نه !!!
شاید شانه ای که دیگر وجود ندارد …
نه!!!!
دل شکسته ام …
نه!!!
اعتمادی که دیگر وجود ندارد …
نه!!!!
تنهاییم …
نه!!!!
نمیدانی .
تو نمیدانی که دختر بودن درد است .
دختر که باشی رفتن نگاه ها و دست ها سخت میشود.
دختر که باشی راحتر میشکنی .
دختر که باشی نگاه ها فرق دارند .
حتی اگر به تمام دنیا خوب نگاه کنی باز تمام دنیا میتواند به تو بد نگاه کند….
دختر بودن گاهی واقعا یک درد است …. !


مَـتــــن غمگـــ ینـــــ

نقش یک درخت خشک را بازی میکنم
نمیدانم باید در انتظار بهار باشم . . .
یا هیزمـــ    شکنــــ

..............................

عادت چهـــ طعم تلخی دارد
وقتی کهــ ان را با عش ـقـــ اشتباه میگیری

............................

هر کسیـــــ به سهم خود چیزی از دنیـــــــــآ بر میدارد
من هم از دنیـــــــــــآ دست برداشتم!

سیــــ گـــآر

میخواهم تمـــ ـــآم سیـــ ـــگار هارا زیره تابلوی سیگار کشیدن ممنوع دود کنــم

تا باطل کنــ ــم قانونیــــ که معنایـــ  "درد" را نمیفهمد!!


گــر گــــــــ ـــ

دندانپزشک..آخرین دندان گرگ را کشید!

نگـآ هیـــ به صورت گرگــ ـــ انداخت..و پوزخندی زد

گرگ زیر لب گفت:بخنــــــــــد

این عاقبت گرگیـــــ است که عاشـــ ـــقــ  شده باشد