بسم الله الرحمن الرحیم

پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله و سلم) فرمودند:

قالَ اللّه‏ُ عَزَّ و َجَلَّ... اِذا قالَ العَبدُ: �بِسمِ اللّه‏ِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ� قالَ اللّه‏ُ ـ جَلَّ جَلالُهُ ـ : بَدَاَ عَبدى بِاسمى، وَ حَقٌّ عَلَىَّ اَن اُتـَمِّمَ لَهُ اُمورَهُ و اُبارِكَ لَهُ فى اَحوالِهِ؛
                     

خداوند می فرماید: �... هرگاه بنده بگويد: بسم اللّه‏ الرحمن الرحيم، خداى متعال مى‏گويد: بنده من با نام من آغاز كرد. بر من است كه كارهايش را به انجام رسانم و او را در همه حال، بركت دهم�.

امالی(صدوق) ص 1774 - عيون اخبار الرضا ج 1 ، ص  300 ، ح 59

 

 

در پی شروع شدن فصل جدیدی از آموزش داستان نویسی، وبلاگ "کوچه پس کوچه های عاشقی" شروعی دوباره و ان شاالله پر شور خواهد داشت.

زین پس این وبلاگ علاوه بر دغدغه ی پیشین ، پل ارتباطی حقیر با هنرجویان محترم نویسندگی مان خواهد بود.    ان شاالله

 

 

 

 

تقوای الهی

شروع نامه 47

..................

اُوصيكُما بِتَقْوَى اللّهِ،

شما را به تقواى الهى سفارش مى نمايم،

حضرت بدون مقدمه به اصلی ترین و مهمترین نکته و اصل برای زندگی بشر اشاره میکنند. شروع نامه 47

و آن تقوای الهی است.

تقوا یعنی همه چیز یک انسان. دنیا و آخرت یک ملت.زاد و توشه ی حقیقی در این راه طولانی( زندگی و مرگ..تا قیامت) که انسان مجبور است آن را بپی ماید، تقواست.

تقوا یعنی مراقب بودن.

بعضی ها در معنی تقوا دچار اشتباه شده اند و تقوا را به خدا ترسی معنا میکنند.

خدا ترسی یک معنی دیگری است.خشیة الله، خوف لله.

تقوا یعنی مراقب باشید هر عملی که از شما سر میزند منطبق باشد بر مصلحتی که خدای متعال برای شما درنظر گرفته است.

و این چیزی نیست که کسی بتواند آن را رها بکند،اگر رها کردیم جاده لغزنده است و دره عمیق.

پس به معنای کلی تقوا چیزی فراتر از انجام واجبات و ترک محرمات است، و شاید بتوان گفت تقوا شامل تمام مستحبات و ترک مکروهات نیز میشود.

خب این اولین بند از وصیت مولا علی(علیه السلام)

نامه ی 47

ایام شهادت مولای متقیان علی بن ابیطالب (علیه السلام) است.

ضمن عرض تسلیت؛ تصمیم گرفتم وصیت نامه ی ایشان را بیان و اندکی در آن تامل کنیم.

باشد که رستگار شویم.

بسم الله الرحمن الرحیم

 

وَ مِنْ وَصِيَّة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از وصيت هاى آن حضرت است

لِلْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلامُ، لَمّا ضَرَبَهُ ابْنُ مُلْجَم لَعَنَهُ اللّهُ
به حسن و حسين عليهماالسّلام وقتى كه ابن ملجم لعنة اللّه عليه به او ضربت زد.

 

اولین نکته ای که باید درباره ی یک وصیتنامه دقت کنیم این است که وصیتنامه توصیه هایی است که حاصل تجربه ی چندین ساله ی زندگی یک فرد است.

پس مطالب آن قابل اعتنا و تامل است.

حال اگر این کلام، کلام شخصیتی کامل و انسانی معصوم و بدون عیب و نقص باشد،ارزشمندتر میشود.

با شناختی که نسبت امیرالمومنین(علیه السلام) داریم باید اهمیت مساله را بیشتر درک کنیم.

*انشاالله هر روز یک بند  از وصیت نامه ی حضرت علی(علیه السلام) را بیان میکنیم*

با نظرات ارزشمندتان ما را یاری کنید.

سلامی دوباره

سلام دوستان

به دلیل برخی مشکلات مدتی نبودم،اما به یاری خدا دوباره آمده ام تا با عزمی جزم،بنویسم هر آنچه باید نگاشت.

باشد که حظی بریم وافر.

یا علی (علیه السلام)

صله رحم

چه بسیار اتفاق افتاده که بعد از مدتها به عمو یا دایی مان سر میزنیم و آنها با دیدن ما آنقدر خوشحال میشوند که گویی تمام دنیا را به انها داده ایم.

 

یا تلفن را برمی داریم و به مادربزرگ زنگ میزنیم.قربون صدقه ی ما می رود.

 

چقدر باید بی رحم باشیم که این خوشحالی و شادی را از فامیل و دوستان مان دریغ کنیم.

 

امام صادق(علیه السلام)فرمودند:

 

صله رحم کنید، هرچند با سلام کردن باشد.

 

............

 

اصول کافی، جلد 2 ، صفحه155

باز کردن گره مشکلات...

گاهی مشکلاتی  برای انسان پیش می آید که هرکاری میکند حل نمیشود.

در رابطه با پدرومادر، همسر، فرزند، فامیل، دوست و... با مشکلات بسیاری مواجه میشویم.

کمک از اطرافیان، نذر ، دعا و هزاران کار دیگر، هیچکدام موثر نیست و گره از مشکل باز نمیکند.

اگر پای درس اهلبیت(علیه السلام) بنشینیم حتما راه حل را پیدا میکنیم.

امروز هم پای درس نهج البلاغه مینشینیم و باید بگویم: اگر برای خودم بارها و بارها اتفاق نیوفتاده بود اصلا این راه حل را بیان نمیکردم.

امام علی (علیه السلام) فرمودند:

کسی که میان خود و خدایش را اصلاح کند،خداوند میان او مردم را اصلاح خواهد کرد.*

امتحان کنید!حتما مشکل حل میشود.حتما!

................

*نهج البلاغه/ حکمت 89.

ارزش حسن خلق

وحدت سیاسی

از قدیم گفتن آدم تا مریض نشده قدر نعمت عافیت را نمیدونه. خیلی نعمتها دور و بر ما هست که به دلایل مختلف یا نمی ینیمشون یا نسبت بهشون بی تفاوتیم. گاهی نیازه که یک نفر که صلاح ما رو میخواد به ما گوشزد بکنه که آقای فلانی! مواظب باش این نعمتیکه شامل حالت شده رو از دست ندی! داشتم خطبه های نهج البلاغه رو میخوندم که دیدم مولایم علی (علیه السلام) یکی از آن نعمتهارو به شیعیان شون یادآوری کردند. حضرت علی ابن ابیطالب(علیه السلام) فرمودند: وحدت سیاسی بر محور پیشوای عادل نعمتی است که هیچکس ارزش آن را نمی داند.* .......... فردا 22 بهمن است! با حضور پرشور در راهپیمایی فردا، قدر دان نعمتی باشیم که مولایمان علی (علیه السلام) به ما یادآوری فرمودند. وعده ی همه ی ما، راهپیمایی 22 بهمن. ........ *نهج البلاغه، خطبه ی 192.

توکل برخدا

کمی بیاندیشیم..

اگر شخص مطمئنی به ما چکی به مبلغ مشخص بدهد و تضمین کند که کار ما را حل میکند،یقینا بدون درنگ برای انجام کار مورد نظر اقدام خواهیم کرد.

چطور است که در کارهایمان به آن کس که مارا آفرید و روزی بخشید و بر همه چیز تواناست اعتماد نمیکنیم؟

خداوند در قرآن می فرماید:

« و من یتوکل علی الله فهو حسبه »

« و هر کس به خداوند توکل کند او برایش کافی است. »

...............

سوره طلاق، آیه 3.

 

پایان لذت ها

چند روز پیش به عیادت یکی از دوستان رفتیم.

خدا بهش خیلی رحم کرده بود.ممکن بود توی اون تصادف جانش رو از دست بده.

همه ی این اتفاق هم بخاطر مسابقه دادن با ماشین دوستش بود.گویا با هم کل کل میکنند که کی دست فرمونش بهتره و توی مسابقه اول میشه؟

آخرش جفتشون گوشه ی بیمارستان به هم رسیدند.

رفیق ما دست و پاش شکست و اون دوستشم احتمال داره قطع نخاع بشه.

پیش خودم گفتم آخه چه سودی داشت این خوشحالی چند لحظه ای تان؟

حالا بیشتر معنی این روایت رو می فهمم.

امام علی علیه السلام فرمودند:

پایان لذتها، و برجای ماندن تلخی ها را به یاد آورید.

.................

نهج البلاغه، حکمت433

 

اینده نگری

چقدر تفاوت است بین دوتا از دوستانم.

حسین وقتی بچه بود تابستان ها توی نجاری کار می کرد. یک مدت هم تو مغازه تعمیرات موتور سیکلت مشغول بود.

اما اصغر دائما مشغول بازی با کامپیوتر بود.یا تو خونه، یا گیم نت. ما همیشه بازی های کامپیوتری رو از اصغر می گرفتیم.

الان هردو ازدواج کردند. حسین اوستا کار هست و تو نجاری ش چندتا شاگرد داره.

اصغر از صبح تا شب کارگری می کنه برای یه لقمه نون. براش دعا کنید.

امام علی علیه السلام فرمودند:

بهترین آموختنی ها برای جوانان و نوجوانان چیزهایی است که در بزرگسالی به آن نیازمند می شوند.

..........................

شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج20، ص 333

شکر نعمت،نعمتت...

جوانی بود که از نیک روزگار و لطف پروردگار در دوران بی کاری، کاری برایش جور شد.

 

اگر چه شغل اسم و رسم داری نبود اما در آن اوضاع همین کار هم گیر هم سن و سالهايش نمی اومد.

 

 روزگارش می چرخید و خرج خود و اهل خانه اش را در می آورد.

 

اما مدام ناشکری میکرد و از سختی کارش می نالید.

 

 همسرش او را از این کار منع می کرد ولی او ناسپاسی اش تمامی نداشت.

 

چند وقتی نگذشته بود که که شرکتی که در آن مشغول بود با بحران مالی روبرو شد و مجبور شد چند تن از کارگران را اخراج کند.

 

جوان ناشکر هم یکی از آنها بود.

 

اخراج شدن همانا و سختی بیش از پيش روزگار همان...

 

چند ماهی به بیکاری و پول دستی گرفتن گذشت.

 

 افسوس وی دیگر فایده نداشت.

 

سه ماه بعد شرکت اوضاعش روبراه شد و برای گرفتن کارگر اطلاعیه داد.

 

اولین کسی که مشغول به کار شد، همان جوان ناسپاس بود.

 

 

 

💟 و چه نیک فرمودند، امام جان، حضرت علی بن ابیطالب(علیه السلام):

 

 

 

💠 چون نشانه هاي نعمت پروردگار آشكار شد، با ناسپاسي نعمت ها را از خود دور نسازيد !

 

دعای پدر و مادر

برایم مشکل بزرگی پیش آمده بود، به هر دری میزدم کارم جور نمیشد.

بریده بودم. خسته و درمانده رفتم مسجد.

با حاج آقای حسینی امام جماعت مسجد صحبت کردم. مشکلم را گفتم. چند تا راه حل بهم گفت، نا امیدانه جواب دادم:

همه ی راه هایی که شما گفتید را انجام دادم اما نتیجه نداده.

لحظه ای فکر کرد و گفت:

به پدرت و مادرت چی؟ به آنها گفتی برات دعا کنند؟

گفتم: نه، اصلا از کارم خبر ندارند.

اون شب با پدر و مادرم صحبت کردم،مشکلم را توضیح دادم و گفتم که برام دعا کنند.

دو روز بعد مشکلم از جایی که فکرشو نمی کردم حل شد.

 

امام صادق(علیه السلام) فرمودند:

دعای پدر و مادر در حق فرزندی که نسبت به والدین خود مهربان باشند از پروردگار در حجاب نمی ماند و قطعا مستجاب می گردد.*

................

*امالی شیخ طوسی صفحه 280

وسائل الشیعه،جلد 7 ، صفحه 130

 

پایان شب سیه سپید است....

 

چند سال پیش بود که بخاطر خواسته ای شب و روز خواب نداشتم.شب ها غصه می خوردم و روزها پکر بودم.

هرکسی باهام حرف میزد زیر بار نمیرفتم. مرغم یک پا داشت.

خیلی تلاش کردم...اما نشد.

چند سالی گذشت،انگار بخار جوونی از سرم پریده بود. با خودم میگفتم خب حالا مثلا اون کاری که میخواستم بکنم انجام میشد،آخرش که چی ؟ نگاهی به دور و برم کردم...

دیدم موقعیت و سرمایه و مهربونی های اطرافیانم چقدر با چندسال قبلم فرق داره.کمتر که نشده هیچ،خیلی بیشتر و بهتر شده.جوری که الآن حاضر نیستم این شرایطمو با هیچ چیز عوض کنم.

یاد این حدیث قشنگ و پر انرژی از امام علی(علیه السلام) افتادم که فرمودند:

اگر به آنچه که می خواستی نرسیدی، از آنچه که هستی نگران نباش.*

.....................................................

* نهج البلاغه/ حکمت 69

 

او خواهد آمد...

   با سپاهی از شهیدان

 

                            الهم عجل لولیک الفرج