آهنگ جدید


بی اراده مینویسم
از تمام نانوشته هایم
از تمام این روزهایم
روزهایی که داشتم
روزهایی که گذراندم
شبهایی که صبح کردم
کسی نفهمید حاله دلم
خوب نیست ، خوب بود ...
خوشحالم از این روزهایم
روزهایی که تو در کنارم هستی

سلام دوستای گلم
البته میدونم دوستای زیادی ندارم
ولی خوشحالم بهم سر زدید
9 ماهی میشد که نت نیومدم
دلم برای وبلاگم تنگ شده بود کی باورش میشد
مهنازی که عمرش توی نت بوده الان 9 ماه نیاد
خب دیگه زندگی مشترکه و سختی های خودش
خصوصا این روزا ...
شرمنده یه خورده حرف تو دلم بود اومدم گفتم

پ.ن:
بعد مدتی طولانی اومدم
شرمنده درگیر مراسم عروسی بودم
الانم که اومدم نت همسری رفته ماموریت
منتظرم تا برسه خونه
ساعت ۳:۱۵ دیقه بامداد شده
دلم میخواد از عروسیمون براتون بگم
ولی زیاد وقت نیست دیگهههه
خیلی رویایی وزیبا بود خداییش عروسی یه چیز دیگه است
هردختری آرزوشو داره
روزهامونم میگذره
با زندگی متاهلی میچرخونیم
فقط خونه داریش کمی سخته
چون هم دانشگاه هم خونه داری کمی مشکل شده
مرسی که بهم سر زدین
الان خیلی حس خوبی دارم از خانواده ممنونم
که منو از این زندگی عذاب اور نجات دادن

چـــرا مــرا خـــاڪ نــمــے ڪـنـیـد...
تَــنَـم ســرد اســتــــ
احــســاســم یَــخ زده
فـقــط نَـفَــس مـیـکـشـمـــ
قَــلـبَــم نـِـمـیــزنـد
مَــغـزَم فـاسـِــد شُــده...
واُڪــسـیــژن هـوا را حَــرام مــے ڪنـمــ..
در خــاڪ بـﮧ سـر بُـردטּ مـیــاטּ ڪـرم هــا ارزشـَـشَ بـیـشـتـراســتــ...
از بـودטּ در ڪنـار مـوجــوداتــی ڪـﮧ اِســمِ خــودِشــاטּ را گــذاشــتـﮧ انـد،
"اِنــسـاטּ" خَــســتِــﮧ شُــده اَمـــ...
اِنــتِــظــار آمَـدَטּ هــیــچ ڪسـے را نَــدارمـــــ
رَفـــتــלּ هــیــچ ڪســے هــَـم نِــگــرانَــم نـِـمـے ڪُنـد...
![]()
سکوت من هیچ گاه از رضایت نیست
من اگر راضی بودم
سکوت نمیکردم
میخندیدم
خیـالِ زنـی دیگـــر...
سـر به روی سینـه ی تــو...
انگشتـانٍ ظـریفـش بـــه موهای سینه ات مــوج میدهـد...
و تـو دلـت غنــج میــرود!
میتــرسم...
میترسـم کسی بــویٍ تنـــت را بگیــرد...
نغمــه دلـت را بشنــود...
و تــو، خـو بگیــری بـه مانـدنــش!!!
چــه احسـاس ِ خـط خطـی و مبـهمیــست...
ایــن عاشقـــღـانـه های ِحسـودیٍ مـن!!!
![]()
בلَم مےخـפּاهَـב کَسے باشـב
«خوب» باشـב
«مهرباלּ » باشـב
« بس»
باشـב
همــﮧ ے ایـלּ
بودלּ هایش فقط براے مـלּ باشـב
فقط براے مـלּ
....

✗ تمام نا تمام من باتو تمام میشود
گاهی اوقات باید با مرگ بعضی ها خوشحال باشی
چون حداقل میدونی خیلی بهت کمک میکنه
این حرفمو رو حساب بد جنسیم نذارین
فقط میگم کمی آسوده شدم
یکی از اقوام دورمون امروز فوت شد
به احترام خانواده اش
عروسی یک ماه عقب افتاد
اینجوری منم به کارهام میرسم راحت درسمو میخونم استرس دیگه ندارم
حالا تا اسفند هم وقت زیاده انگار.....
راحت تر جهیزیه میخرم
اخیشششششش خیالم راحت شد

꘩دلم یه برف حسابی میخواد تا بتونیم از این حصار پر از آلودگی خارج بشیم
ꘪ همه جا تعطیله منم زمان برام طلاست
به انتهای جاده رسیدم
جایی تا ناکجا اباد.....
مسیر هموار بود
من از بلند ترین کوه ها گذشتم
ولی همه اش یک خواب بود

دلگیرم از همه بودن هایی که واقعیت ندارد
دلگیرم از توهم حضورت
دلگیرم
از همه دلگیرم
(امروز که اومدم وبلاگ یه نفر خیلی ناراحت کرد،دیگه بهم سر نزن)
*دلنوشت*