صدای عجیبی که حاج حلوایی از ضریح رضوی(ع) شنید
آیتالله روحالله قرهی مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) واقع در منطقه حکیمیه تهران، در تازهترین جلسه اخلاق خود به موضوع «بهترین بندگان خدا چه خصایصی دارند؟» پرداخت که مشروح آن در ادامه میآید:
*هدف بعثت تمام انبیا
آنچه که اولیاء خدا و حضرات معصومین(ع) در باب بهترینها، تبیین فرمودند، این است: کسی در بهترین خوبیها قرار دارد که در مرحله نخست، شهوت خود را کنترل کرده باشد.
لذا اگر کسی توانست انواع شهوات (شهوت جنسی، شهوت قدرت، شهوت مال، شهوت شکم و ...) را کنترل کند، برنده است، امّا اگر در این مسئله توفیق نداشت، طبیعی است اصلاً به خوبیها ورود پیدا نکرده است.
همانطور که وجود مقدّس پیامبر عظیمالشّأن، خاتم الأنبیاء، محمّد مصطفی(ص) هدف بعثتشان را مکارم اخلاق بیان کردند و میفرمایند: من برای اتمام مکارم اخلاق مبعوث شدم.
تازه عنوان «لِأُتَمِّمَ» در این فرمایش حضرت، نشان میدهد نه تنها هدف پیامبر(ص)، بلکه بعثت همه انبیا به همین منظور بوده و پیامبر عظیمالشّأن(ص) تمامکننده این مطلب هستند و آن را تکمیل کردهاند، یعنی کمال مکارم را برای انسانها آوردهاند.
بهترین مکارم اخلاق را نیز، اجتناب از محارم و دوری از گناه بیان میفرمایند، این مطلب به قدری مهم است که بیان شده: اگر کسی این مکارم اخلاق را رعایت کند؛ یعنی از هر گناه، بدی، زشتی، پلشتی و هر آنچه که عامل میشود که انسان گرفتار بدیها شود، دور شود، برنده است.
*اجتناب از محارم، رغبت به مکارم
در یک روایت شریف وجود مقدّس مولیالموالی(ع) میفرمایند: «إِذَا رَغِبْتَ فِی الْمَکَارِمِ فَاجْتَنِبِ الْمَحَارِمَ»، هر کس خواهان مکارم اخلاق است و دوست دارد که در مکارم اخلاق قرار بگیرد، حتماً باید از محارم اجتناب کند؛ یعنی تا انسان مبتلاست، نمیتواند وجودش را به مکارم اخلاق، مزیّن کند.
در باب خیر و خوبیها هم همینطور است، اگر کسی جدّی میخواهد در خوبیها قرار بگیرد، باید از شهوات طاهر شود.
*پاک شدن از شهوات و بهترین بودن
وجود مقدّس مولیالموالی، امیرالمؤمنین، اسدالله الغالب، علی بن ابیطالب(ع) میفرمایند: «خَیْرُ النَّاسِ مَنْ طَهَّرَ مِنَ الشَّهَوَاتِ نَفْسَهُ»، بهترین مردم، آن کسی است که نفس خودش را از همه شهوات پاک کند.
«طَهَّرَ مِنَ الشَّهَوَاتِ نَفْسَهُ» یعنی از هر شهوتی پاک بشود؛ چه شهوت جنسی، چه شهوت مال، چه شهوت قدرت و ...، از همه و همه پاک شود، در حقیقت طوری باشد که جز زهّاد عالم و کسانی که از دنیا بریدهاند، بشود، همانطور که فرمودند: «خَیْرُ النَّاسِ مَنْ زَهِدَتْ نَفْسُهُ» آن کسی که نفس خودش را زاهد کرد، بهترین مردم است.
حضرت بعد از «خَیْرُ النَّاسِ مَنْ طَهَّرَ مِنَ الشَّهَوَاتِ نَفْسَهُ»، میفرمایند: «وَ قَمَعَ غَضَبَهُ وَ أَرْضَى رَبَّهُ». این غضب را از بین ببرد - به فضل الهی به موقع راجع به این غضب که انسان را گرفتار میکند، صحبت میکنیم - و به آنچه که پروردگار عالم به او مرحمت کرده است، راضی شود.
یکی از خصوصیّات رضا هم این است که برای انسان آرامش میآورد. وقتی کسی راضی به رضای پرورگار عالم شد، دیگر حال او، حال متانت و آرامش میشود. البته اینطور نیست که مشکل نداشته باشد؛ مشکل دارد امّا دغدغه خاطر ندارد؛ چون راضی به رضای پروردگار عالم است.
*نگاه به شهوت با دو معنا
1. تراوشات نفسانی
لذا بهترین انسانها کسانی هستند که در مرحله اوّل، شهوات را درون خودشان از بین ببرند، اولیا خدا از جمله آن مرد الهی و عظیمالشّأن، صاحب جامع السّعادات، ملا محمّدمهدی نراقی یک تعبیری را در رابطه با شهوت بیان میکنند، ایشان میفرمایند: شهوت یعنی آنچه خواسته نفسانی و غیر از خواسته پروردگار عالم است؛ یعنی هرچه که تراواشات نفسانی است، شهوت میشود و هرچه من الله تبارک و تعالی است، بندگی. لذا انسان باید با هرچه که میخواهد از نفس بیرون بیاید، مقابله کند.
2. قوّهای مِن ناحیه الله
البته دو حالت برای شهوت است؛ یعنی در باب اصل شهوت یک معنای دیگر را هم داریم و آن این است: شهوت، یک قوّهای است که مثل قوای دیگر مِن ناحیه الله تبارک و تعالی در بشر قرار داده شده است و هیچ یک از انبیاء عظام هم نیامدهاند که این شهوت را در انسان سرکوب کنند، بلکه آمدند بگویند: آن را در صراط مستقیم قرار بدهید و شهوتران نباشید. لذا شهوترانی بد است؛ نه اصل این قوّه شهوت. انسان باید این شهوت را کنترل کند و در صراط مستقیم قرار بدهد.
علمای اخلاق در رابطه با شهوت به این معنای دوم، مفصّلاً مطالبی را بیان کردهاند، آنها غضب را هم به عنوان شهوتی تبیین کردند که اگر در صراط خودش باشد، منعی ندارد امّا اگر در صراط خودش نباشد، همان شهوتی میشود که نباید به آن مبتلا شد، لذا هر چیزی باید در صراط خودش قرار بگیرد.
پیامبر عظیمالشّأن(ص) که رحمت للعالمین هستند، «أَشِدَّاء عَلَى الْکُفَّارِ» میشوند و با کفّار شدیدترین برخوردها را میکند، حتّی در قرآن کریم و مجید الهی، مِن ناحیه الله تبارک و تعالی به ایشان بیان میشود: مواظب منافقینی که دور تو هستند، باش. پس باید غضب کند و مراقبه داشته باشد. امّا اگر کسی یک موقعی این غضب در صراط خودش قرار ندهد، همان شهوت به معنای اوّل میشود.
اولیا خدا در یک تعبیری راجع به صراط مستقیم بیان میکنند: صراط مستقیم یعنی همه قوایی که پروردگار عالم به انسان مرحمت کرده، در راه خودش (راه پروردگار عالم) استفاده شود و از آنچه نفس دون میخواهد، دور شود. چون نفس دون چیزی را میخواهد که خلاف آن چیزی است که پروردگار عالم بیان کرده است.
*شهوت، نجس است!
لذا باید نفس را پاک کرد. بزرگان در رابطه با لفظ طهارت، تعبیری را بیان میکنند که بسیار عالی و زیباست. از جمله آیتالله بهجت، آن بهجت القلوب بیان میفرمودند: از مواردی که عنوان طهارت برای دوری از شهوات بیان شده، معلوم میشود شهوات، نجس است.
اینجا هم حضرت فرمودند: «خَیْرُ النَّاسِ مَنْ طَهَّرَ مِنَ الشَّهَوَاتِ نَفْسَهُ»، پس معلوم میشود این شهوات، نجس است و انسان باید نفسش را طاهر کند؛ یعنی اگر با شهوات بودی، این شهوات، نفس را به نجاست میکشانند و نفس، نفس دون و نجس میشود؛ امّا اگر دور از شهوات بودی، نفست، نفس الهی و طاهر میشود و این مطلب مهمّی است.
هر نوع از شهوات انسان را گرفتار میکند، یکی شهوت مال دارد «الَّذِی جَمَعَ مالًا وَ عَدَّدَهُ» و طبیعی است طوری مال را دوست دارد که دیگر برایش مهم نیست حلال باشد یا حرام، لذا به نجاست میافتد.
یکی شهوت قدرت دارد، لذا از هر طریقی که شده به نفس جواب مثبت میدهد تا به قدرت برسد. دیگر برایش مهم نیست چه کسی چه چیزی بیان میکند؛ مهم نیست که با کیست، یک روز این طرف است، یک روز آن طرف؛ فقط ملاکش این است که به قدرت برسد. پس نفس او هم نجس شده است.
یکی نعوذبالله، نستجیربالله شهوت جنسی دارد. دیگر برایش مهم نیست طرفش کیست، حلال است، حرام است، نگاه را کنترل نمیکند، زبان را کنترل نمیکند، دست را کنترل نمیکند؛ خودش را در لجنزار گناه قرار میدهد و اینطور مبتلا میشود.
پس اگر انسان میخواهد بهترین انسانها باشد، باید مراقب باشد. فرمودند: بهترین انسانها، آن کسی است که در ابتدا نفسش را از شهوات طاهر کند؛ یعنی باید هرچه شهوت است، بیرون بریزد.
بیان هم کردیم که شهوت یعنی آن تراوشات نفسانی که غیر از خداست. اگر انسان در این باره تأمّلی کند، خودش میتواند بفهمد. همانطور که بیان میشود: «الانسان خبیر علی نفسه» انسان خود، به نفس خودش آگاه است و هیچ کس بهتر از او نسبت به نفس او آگاهی ندارد، مثلاً خودش میداند که نعوذبالله، نستجیربالله، پناه به ذات حضرت احدیّت، به کدام شهوت دچار است؛ شهوت غضب، شهوت مقام، شهوت مال، شهوت جنسی، شهوت عنوان، یا ... .
*شهوت بیان/استغفار بعد از جلسات ذکر!
به قدری این شهوت عجیب و خطرناک است که اگر یک موقع به اولیا خدا، مِن ناحیه الحجّه امر نمیشد، حتّی حرف هم نمیزدند و فقط یک کنجی مینشستند و سکوت میکردند؛ چون نگران بودند و میترسیدند از این که صحبتشان، شهوتِ بیان باشد. امّا چون میدانند الان امر است که «بَلِّغ»، آنها هم تبلیغ میکنند.
آن مرد الهی و عظیمالشّأن، علّامه آسیّد محمّدحسین حسینی طهرانی، به نقل از آسیّد هاشم حدّاد میفرمودند: بعد از مباحث، وقتی دارید جلسه را ترک میکنید، بهتر است صد مرتبه استغفار کنید.
بعد ایشان فرمودند: یک موقعی برای من سؤال شد؛ گفتم: این استغفار بعد از جلسه که شما امر فرمودید، یعنی چه؟
ایشان فرمودند: ما این استغفار را میکنیم که نکند آنچه که گفتیم از نفس بوده باشد - گرچه خصّیصین با هم در خلوت هستند امّا وحشت داشتند از این که نکند شهوت بیان داشته باشد - و آنچه که شما استغفار میکنید، برای این است که نکند تصوّر کرده باشید حالا که شما در این راه آمدید، انتخاب شدهاید و دیگر هیچ کس جز شما انتخاب نشده!
شاید یک موقع انسان به خودش غرّه برود که الان در دل شب، خیلیها خواب هستند امّا امثال ما انتخاب شدهاند که در محضر آسیّد هاشم حّدادیم و ... .
لذا اولیا الهی از هر نوع شهوتی گریزان بودند که بهترین مردم همین افراد است.

*انسان مبتلا به نجاسات نفسانیه است
یک مطلب دیگری که از روایت شریفه «خَیْرُ النَّاسِ مَنْ طَهَّرَ مِنَ الشَّهَوَاتِ نَفْسَهُ» معلوم میشود، این است که معالأسف، انسان به این شهوات و نجاسات نفسانی مبتلاست و چون مبتلاست، باید برای برطرف شدنش کار کند.
عرض کردیم وقتی عنوان «طَهَّرَ» است، طهارت در مقابل نجاست است. اگر طهارت است، یعنی مقابلش نجاستی است. اگر فرمود: «خَیْرُ النَّاسِ مَنْ طَهَّرَ مِنَ الشَّهَوَاتِ نَفْسَهُ» یعنی بشر به این نجاسات نفسانیّه مبتلاست. مبادا یک موقعی این مطلب را فراموش کند.
*راه به دست گرفتن زمام نفس

































یابن الحسن(عج):