اگر بگریم گویند که عاشق است
اگر بخندم گویند که دیوانه است
پس می گریم و می خندم
که بگویند یک عاشق دیوانه است
به چشمانت بياموز که هر کسي ارزش ديدن ندارد....
به دستانت بياموز که هر گلي ارزش چيدن ندارد....
به قلبت بياموز که هر بي سرو پايي در ان جايي ندارد....
به دلت بياموز اگه روزي تنها ماند طلب عشق زهر بي سرو پايي نکند ....


شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت اي عاشق بيچاره
فراموش شوي... سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد
گفت طولي نكشد تو نيز خاموش شوي

يادم باشد حرفي نزنم كه دلي بلرزد... خطي ننويسم كه آزار دهد
کسي را يادم باشد كه روز و روزگار خوش است ....
وتنها دل ما دل نيست.... يادم باشد جواب كينه را با كمتر از مهر ؛
و جواب دو رنگي را با كمتر از صداقت ندهم.... يادم باشد
بايد در برابر فريادها سكوت كنم و براي سياهي ها نور بپاشم....
يادم باشد از چشمه درسِِ خروش بگيرم و از آسمان
درسِ پـاك زيستن.... يادم باشد سنگ خيلي تنهاست...
يادم باشد بايد با سنگ هم لطيف رفتار كنم مبادا دل تنگش بشكند ....
يادم باشد ....