یادی کنیم از این صفحات گذشته
به چه دردی میخوره دیگه،صفحه ای که هیچ وقت باز نمیشه و هیچ چشمی اونو نمیخونه و اگر هم بر فرض محال خونده شد،هیچ دستی هیچ نظری براش ثبت نمی کنه و پیش تر از همه اینها،ماه تا ماه هم هیچ مطلبی توش نوشته نمیشه!
اما این جا یادآور روزهای پر رونق وبلاگ نویسی خیلی هاست که با جه شور و ذوقی یه جای امن برای خودشون داشتن...دوستایی که از دور و نزدیک تو این صفحات بودن...همراه درد و غصه و شادی هات میشدن....
حالا اگه فراغتی پیش بیاد،صفحه تلگرام و اینستاگرام رو باز میکنیم و هر از گاهی حرفی درد دلی....خوش و ناخوشی رو اونجا ثبت میکنیم و خیلی ها میخونن اما خوندن های اون زمان کجا و حالا کجا....چقدر گذشته ها همه چی ناب بود....
کاش هنوز اینجا هم گرم بود،و دوستان قدیم رو در کنار دوستان جدید داشتیم،اما زمانه روز به روز در حال تغییر و رشد و سریع شدن هست و به نظر محاله اینجا باز هم رونق پیدا کنه!
به هر حال خواستم یه غباری از این صفحه هات بردارم که یه روزی تنها و تنهاترین یار لحظه ها و روزها و شبهای من بود...
باشد به یادگار
97/1/27























حقیقت انسان بــه آنچه اظهار