
خبر از من داری؟...
خبر از دلتنگی های من چطور؟
و آن پروانه های شادی که در نگاهم بودند...
خبرش رسیده که مرده اند؟
هیچ سراغ دلم را می گیری؟
کسی خبر داده که آب رفته ام از خستگی؟
مچاله ام از دلتنگی؟
آه...که هیچ کلاغی نساختیم میان هم
وجدانت راحت...
خبر های من به تو نمی رسد...

ساعتهــــا به این می اندیشم ، که چرا زنــــده ام هنـــوز ؟
مگـه نگفتـــه بــودم بی تــــو میمیرم ؟
خدا یادش رفته است مرا بکشــــد؟
یا تــــــو قرار است برگردی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بــــاران شــــده ای....
یک لحظــــه مــــیباری...
دنیا !
بازی هایت را سرم درآوردی !
گرفتنی ها را گرفتی !
دادنی ها را ندادی !
حسرت ها را کاشتی !
زخم ها را زدی !
دیگر بس است چون چیزی نمانده ، بگذار بخوابم . . .
محتاج یک خواب بی بیدارم !
رفتــن راحت است ...
فقط باید چند قــدم برداشت و دور شد !
ولی بــرای فرامـوش کردن ...
باید چنــد قــرن بگذرد !
ولی باز هم ممکن است
یک عطـــر ، تمام خاطـرات را زنــده کنــد !!!
درد...، درد است دلخوش مکن به وارونه خواندنش تنها تویی و تنهاییت تویی و باران پشت پنجره، دوربین را بچرخان ... کلید را لمس کن حرکت... زندگی آغاز میشود دیگر بار در شکوه چشمانت وجود پر مهرت و دست های تو برای گشودن درهای دردناک جهان کافیست باور کن چونان همیشه خدا را صمیمانه باور کن
مردونه حرف بزن مردونه بخند مردونه گریه کن مردونه عشق بورز مردونه ببخش...! مرد باش و هیچ وقت نامردی نکن...! مخصوصا در حق کسی که باورت کرده وبهت تکیه کرده......
زمین به مرد بودنت نیاز داردمرد باش با نگاهت ...با احساست... !

بجز حسین مرا ملجا و پناهی نیست "
بگو به من که : بیا بنده در پناه خودم
میان قبر بگویم حسین و گریه کنم
دلم خوش است به این اشک گاه گاه خودم....
امشب در سر شوری دارم امشب در دل نوری دارم
باز امشب در اوج آسمانم رازی باشد با ستارگانم
امشب یک سر شوق و شورم از این عالم گویی دورم
از شادی پر گیرم که رسم به فلک سرود هستی خوانم در بر حور و ملک
در آسمانها غوغا فکنم سبو بریزم ساغر شکنم
امشب یک سر شوق و شورم از این عالم گویی دورم
با ماه و پروین سخنی گویم وز روی مه خود اثری جویم
جان یابم زین شب ها می کاهم از این غم ها
ماه و زهره را به طرب آرم از خود بی خبرم ز شعف دارم
نغمه ای بر لب هام نغمه ای بر لب هام
امشب یک سر شوق و شورم از این عالم گویی دورم
امشب در سر شوری دارم امشب در دل نوری دارم
باز امشب در اوج آسمانم رازی باشد با ستارگانم
امشب یک سر شوق و شورم از این عالم گویی دورم
به سلامتی اون پسری که وقتی تو خیابون نگاهش به یه دختر ناز و خوشگل
میفته بازم سرشو میندازه پایین و زیر لب میگه: اگه آخرشم باشی... انگشت
کوچیکهٔ عشقم هم نیستی