مخاطب خاص
♥دنبالـ کسے نیستمـ کهـ وقتے میگمـ میرمـ ؛
بگهـ : نرو !
کسے رو میخوامـ کهـ وقتے گفتمـ میرمـ ؛
بگهـ : صبر کنـ منمـ باهاتـ بیامـ ، تنهـ ـا نرو … ! ♥×
♥دنبالـ کسے نیستمـ کهـ وقتے میگمـ میرمـ ؛
بگهـ : نرو !
کسے رو میخوامـ کهـ وقتے گفتمـ میرمـ ؛
بگهـ : صبر کنـ منمـ باهاتـ بیامـ ، تنهـ ـا نرو … ! ♥×
دو تا رفیق بودن یکی اسمش ممد بودو یکی اسمش علی
این دوتا رفیق تودوران سربازی خیلی باهم بودن
بعداز اینکه سربازیشون تموم میشه
محمد به علی میگه هر وقت کاری داشتی بیا آبادان من در خدمتتم
علی به محمد میگه
توهم هر وقت کاری داشتی بیا تهرون در خدمتتم
بعد از سربازی علی دنبال زن میگرده
میره آبادان پیش محمد.
به محمد میگه دنبال زن میگردم
محمد همه آبادان را دنبال زن برای علی میگرده
ولی علی هیش کدوم رو نمی پسنده
در حال خداحافظی با محمد
...

هرگز به دیگران اجازه نده
قلم خودخواهی به دست بگیرند
دفترسرنوشت را ورق بزنند
خاطراتت را پاک کنند و در پایانش بنویسند قسمت
نبود!!!
هیچ کی منو دوس نداره
چند روزه هیچ کی برام نظر نزاشته
اوووووووووووووووووم

لـــــبخند که زدی توی چــال گونه هات افـــتادم
پای منــطقم شکست و مــــن عاشق شدم…


دل من نازک است،یاچشمان توتیز…!
هرگاه نگاه به تومیدوزم بنددلم پاره میشود…!

ديگر همه نقطه ضعفم را فهميده اند...
ازمن چيزي ميخواهند،
جان تو را قسم ميخورند!!!

كاش فقط بودي...
وقتي بغض ميكردم...
بغلم ميكردي و ميگفتي...
ببينم چشاتو...
منو نگاه كن...اگه گريه كني قهر ميكنم ميرما...


گاهي چقدر دلم هوس شيطنت ميكند...
از همان شيطنت هايي كه، حرف تو پشت بند آن باشد كه بگويي:
مگه دستم بهت نرسه!


اينکه بدوني همون بلايي که سرت آورده..
سرش آوردن ...!
