نمره

امشب اعصاب معصاب ندارم شوهری رفته شنا منم تهنام . بعدش یکی از دوستام زنگ زد گفته نمره فلان درسا رو هم زدن اومدم نگا کردم دیدم یکیشو که خوب شدم ولی یکی فاتحه . اصلا نمیخوام بهونه بگیرم ولی استادشم خداییش رو اعصاب بود تا حالا دیدین یه زن اینقدر بی اعصاب باشه اخه این ترم همه درسام رو ۱۹ و ۲۰ بود حالا میگین با این نمره خوشگل  تو کارنامم چکار کنم

دانشگاه

امیدوارم این دفعه نوشته هام پاک نشن دیگه . این روزام همش تکراری شدن دانشگاه هم فعلا هفته اولشو خودم به خودم مرخضی دادم که مثلا یه کم خونه تکونی کنم ولی اصلا حسش نیس باز دلم هوای خونمونو کرده چقد کم انرژی میشم وقتی بهش فکر میکنم چند روز پیش یه سر رفتیم گیلان خیلی هوا توپ بود خیلی هم بهمون خوش گذشت واقعا روحیم عوض شد ولی الان که برگشتم دوباره انرژیم تحلیل رفته . نمیدونم چه کار کنم مادرشوشو هم که باز حالش خوب شده اخه یه مدت مریض بود و همش شوهری من میبردش دکتر حالا که دیگه بهمون احتیاج نداره باز بدجنسیاش شروع شده و اصلا سراغ منو هم نمیگیره هر وقتم کار داره زنگ میزنه اداره شوهری اونجا باهاش حرف بزنه تحویل پروژه هامونم به سلامتی تموم شد . اخرین تحویل پروژم خیلی اذیتم کرد یه عده از بچه خاله زنکام که همش ایستاده بودن زیراب یکی از بچه ها رو میزدن اصلا اون روز یه سردرد وحشتناک گرفتم تا آخرشبم خوب نشد فکر کردن به حرفاشون داشت دیوونم میکرد .  شاید من خیلی حساسم ولی نمیدونم واقعا چطور میشد حساسیتمو کم کنم به نظرم ادمای نفهم تو زندگیشون کمتر زجر میکشن و بیشتر خوش میگذرونن کاش منم اینطوری بودم

آنچه در ذهنم میگذره

میگم اگه یه روز یکی از همکلاسیای قدیمیتون بعد چند سال زنگ بزنه وبهتون بگه ازدواج کرده و در واقع از موقعی که شما ازدواج کرده بودین رابطشو با شما قطع کرده بود چه احساسی بهتون دست میده؟ اگه وسط صحبتاش بگه پشت خطی دارم بعدا زنگ میزنم و بعدا اصلا ازش خبری نشه چی؟ اگه بدونین این عادت همیشگیش بوده چی؟ اگه بدونین به اندازه کافی وضع مالیش خوبه بعد این اداها رو در میاره چی؟ اصلا بیخیال اینجور ادما

اگه یه روز یکی از فامیلاتون بعد مدتها زنگ بزنه میخوام بیام خونت ازیه شهر دیگه و نه زیاد حالتو بپرسه نه هیچی ولی شما از شدت خوشحالی ذوق کنین بعد یه شام مفصل براش اماده کنین طرف  بیاد بخوره حتی تو جمع کردن سفره هم کمکتون نکنه و خونه شما رو با قوم شوهرش عوضی گرفته باشه بعدشم روز بعدشم روز بعد این طرف به ظاهر دکتر از تموم امکانات رفاهی خونتون استفاده کنه و خونتونو با کارواش واسه شستن ماشین ۱۴۰ میلیونیش اشتباه بگیره بعدشم بفهمین طرف هدفش فقط خوابیدن خونه شما بوده عوض اینکه پول هتل بده . بعد وقتی واسه درس کردن یه دندونتون پیش این ادم میرین تا اخرین قرون پولشم ازتون میگیره و رحم نمیکنه واقعا دلتون به درد نمیاد ؟ با این ادما واقعا باید چکار کرد؟

میخوام بدونم اگه تو فامیل شوهرتون یکی باشه همیشه موقع سختی ها و ناراحتی هاش و مریضی هاش پیش شماست و شما باید جورشو بکشین و لی موقع خوشی ها و سلامتیش پیش جاری جونتونه نظرتون چیه؟

واقعا اینا همش برام سوال شده ادم همیشه که نمیتونه رابطشو با کسی قطع کنه که حالیش بشه این کاراش میخوام بدونم شماها چکار میکنین این مواقع؟

اوضاع شهر ما خیلی بده

وای بچه ها چند شبه اب و برقمون قطعه اب اشامیدنی و نان هم به سختی گیر میاد مثل زمان جنگ شده که قحطی اومده بود مسوولین محترم هنوز نتونستن مسیرهای اصلی شهرو باز کنن کوچه ها پر برفه خیلی زندگی مردم سخت شده هلیکوپترای هلال احمر هم فقط بلدن بالای شهر مانور بدن . دعا کنین اوضاع بهتر شه و برف حداقل بایسته تو عمرم همچین برفی رو تا حالا ندیده بودم

نازی برمیگردد

داشتم نگا میکردم دیدم فقط ۲۰ روز طاقت آوردم از همتون دور باشم دلم واقعا برای همتون که با دل و جون نوشته های بی سر وته این حقیرو میخونید خیلی تنگیده بودم اومدم بگم من ناب ترین و مهربونترین و تاپ ترین دوستای قرن و تو وبلاگم دارم اصلا فکر نمیکردم نبودم برای خیلی هاتون تا این اندازه مهم باشه اومدم بگم همتون یه دونه این به خدا خوشحال  که تو دنیای مجازی دوستای به این گلی دارم راستش اصلا دیگه حوصله برگشت به وبمو نداشتم یه مدت روحیم خوب نبود امتحانم که خیلی داشتم فقط تنها چیزی که منو دوباره برگردوند اصرار شما مهربونا بود خودم دیگه خسته شدم بس که یه مدت وبلاگم غصه دار شده بود و همش درد دلامو مینوشتم یکی میگفت چه فایده داره اونی که دوستته ناراحت میشه اونم که دشمنته بیشتر خوشحال ولی خوب دل خوشی من همین وبلاگه دیگه اگه ننویسم خالی نمیشم .

ادامه مطلبم هر کی خواست بخونه بگه بهش رمز بدم

 

 

ادامه نوشته

خداحافظ دوستای گلم

اومدم فقط بگم خداحافظ  دیشب یه نفر با کامنتش وقضاوت نادرستی که دربارم کرد خیلی منو رنجوند اصلا ازش چنین انتظاری نداشتم اینجا تو این وبلاگ روزای خوبی رو در کنار دوستای نازنینم داشتم ازتون خیلی چیزا یاد گرفتم ولی دیگه میخوام ازینجا برم شاید برای همیشه اگه هم یه موقع برگردم حتما ادرسمو عوض میکنم  تا دیگه اینطوری نشه من بهش اعتماد کرده بودم ولی اون باعث شد دیشب تا صبح به خاطر حرفش گریه کنم نظرات این پستو باز میذارم که دیگه نیاز نباشه بیام برای تایید دلم برای همتون تنگ میشه مرسی که با جون و دل درددلامو گوش دادین شاد باشین

چرا آدما دوست واقعی کم دارن؟

.

عکس عاشقانه متحرک

ادامه نوشته

یک خبر تکان دهنده

دیشب یکی از دوستام بهم خبر داد یکی از اساتید دانشگاهمون تو یه تصادف عجیب جونشو از دست داده هیچ وقت باهاش کلاس نداشتم وحتی به اون صورت برخوردی ولی از دیشب خیلی ناراحتم اصلا باورم نمیشه آخه همین روز قبلش تو دانشگاه دیده بودیمش اصلا آدم از فرداش خبر نداره هنوز داره دست و بدنم میلرزه تازه همین تابستون عروسی کرده بود و خیلی هنوز جوون بود خدایا به خانوادش صبر عطا کن .هنوز تو شوکم درسامو کنار گذاشتم خیلی ترسیده شدم .میدونین بچه ها یه جورایی به چشم زدن اعتقاد پیدا کردم این استاد گروهمون تازه از نظر علمی و مالی و کلا همه جوره خیلی پیشرفت کرده بود شاید بعضی اساتید دیگه هم یه جورایی بهش حسادت میکردن و بدشون نمیامد موقعیت اونو داشته باشن خدایا به همه دوستان و مخصوصا خانوم و مادرش صبر بده

غیبت صغری

قربون همه دوست جونای مهربونم که همیشه منو مورد ارحام و لطفشون قرار میدن اومدم بگم خوبم یه مدت پیش خانواده عزیزم بودم و واقعا الان با یه روحیه حسابی برگشتم امتحانا هم که ماشالله تموم شدنی نیس امروزم به خاطر توهم الکی شوهر جان یه کم دلخوری پیش اومد بینمون تو راه دانشگاه رفتن وقتی نیستم همش اس میده بیا بیا دلم تنگ شده ولی وقتی پیششم و خیالش راحته یه جوری حالمو میگیره واقعا خسته شدم از کاراش همیشه فکر میکنه من به خانوادش بی توجهم اصلا ادم مخش سوت میکشه به خدا . راستی واسه همتون رفتم حرم خیلی دعا کردم اصلا یه حس خوبی داشتم و پر از آرامش شدم بیشترهم یا خونه بودم یا خانواده بیرون مشغول دیدن لوازم خانگی چون قراره دکوراسیون خونشونو عوض کنن از قیمتا که هیچی نگین افتضاح بالا بود همه چی در مجموع خیلی خوب بود ببخشید که نتونستم جواب کامنتای پرمهرتونو بدم

سالی که نکوست از بهارش پیداس

بچه ها جونی اومدم بگم اولین امتحانمو گند زدم بدجور میگن سالی که نکوست از بهارش پیداس . یعنی تا آخر همینطوری پیش میره ؟ وای دعا کنین بقیشو خوب بدم دوستون دارم خیلی زیاد

بهم نخندین امتحانمون یه جورایی مثل رسم فنی بود منم کلم  مثل این پسره خالیه خالی شده بود