تولدم مبارک

تولدم مبارک 

محبوب قلبم...

من خــــــــــوشبخــــت ترینم . . . چـــون تــــــــو رو دارم . . .

تــــــویی که حتـــــی فکر کردن بهت . . . قلبمـــــو گرم میکـــــنه . . .

تـــــو رو با همـــه دنیــــــا هم عوض نمیکنم . . . هیـــــچوقت اینقــــــدر آرامش نداشتـــم محبوب ِ قلبـــــم . . . دوستــــــت ..دارم♥

مقالات علمی

مقالات علمی

جهت دریافت جدیدترین مقالات در همه ی رشته ها

و همه ی سطوح می توانید به وبلاگ زیر بروید

این وبلاگ بسیار موثر برای دانشجویان

پژوهشگران و اساتید محترم است.

scientificarticles2.blogfa.com

 

هجدهمين ماهگرد عشقمون

عيد قربان

نامه ي يه مادر به پسرش

پسرم
پسر خوبم میدونم که تو هم روزی عاشق می شی. میایی جلوی من و بابات و از دخترکی میگی که دوستش داری. این لحظه اصلاً عجیب نیست و تو ناگزیری از عشق که تو حاصل عشقی.
پسرم
مامانت برای تو حرف هایی داره. حرف هایی که به درد روزهای عاشقی ات می خوره.
عزیز دلم
یک وقت هایی زن، اخمو و بی حوصله است، روزهایی میرسه که بهونه می گیره. بدقلقی می کنه و حتی اسمت و صدا می کنه و تو به جای جانم همیشگی میگی: بله و اون می زنه زیر گریه. زن ها موجودات عجیبی هستند پسرم. موجوداتی که می تونی با محبت آرومشون کنی و یا با بی توجهی از پا درشون بیاری. باید برای اینجور وقت ها آماده باشی. باید یاد بگیری که دوستش داشته باشي و نازش رو بکشی.
عزیزم، پسر مغرور و دوست داشتنی من
ناز کشیدن شاید کار مسخره ای به نظر برسه، اما باید یاد بگیری. زن ها به طرز عجیبی محتاج لحظه هایی هستن که نازشون خریدار داره. میدونی؟ این ویژگی زن. گاهی غصه هاش مجبورش می کنه به گریه. خیلی پا پی دلیل گریه اش نشو. همیشه نیازی نیست دنبال دلیل و چرا باشی تا بتونی راه حل نشون بدی گاهی فقط باید بشنویش. بذاری تو بغلت گریه کنه و بعد فقط دستش رو بگیری و ببریش بیرون یه هدیه کوچولو براش بگیری و بگی که چقدر خوشگله. ازش تعریف کنی و باهاش حرف بزنی. یاد بگیر که با مردونگیت غصه هاش و آب کنی نه از غصه آب بشه. اگر هم پای فاصله در میونه کافی هست که نازش کنی. بهش زنگ بزنی و باهاش حرف بزنی. اگر بازم گریه کرد و آروم نشد دلسرد نشو. باز هم صداش کن. عاشقانه صداش کن، حتی اگر واقعاً خسته ای. قول میدم درست اون لحظه ای که داری فکر میکنی این صدا کردن ها فایده ای نداره و نمی خواد حرف بزنه و می خواد تنها باشه، بر می گرده طرفت و توی آغوشت خودش و رها می کنه و...
زن ها هیچ وقت این لحظه ها رو که پاش وایسادی، فراموش نمی کنن و همه انرژی رو که براش گذاشتی، بهت بر می گردونن.
پسرم
این روزها که می نویسم هنوز دخترکی هستم پر از آرزو، دخترکی که روزی زن می شود، مادر می شود: مادر تو.
...
آنچه خواندید قطعه ای زیبا و دلنشین بود به قلم تهمینه میلانی برای پسرش. تقدیم به همه مادرها و همه دخترها و پسرها...

اين مطلبش قشنگ بود براتون گذاشتم

نحوه ارائه داستان

* دو تا خانم تو محل کارشون داشتند با هم صحبت می کردند ...

اولی : دیشب، شب خیلی خوبی برای من بود. تو چه طور؟
دومی : مال من که فاجعه بود. شوهرم وقتی رسید خونه ظرف سه دقیقه شام خورد و بعد از دو دقیقه رفت تو رخت خواب و خوابش برد. به تو چه جوری گذشت ؟
اولی : خیلی شاعرانه و جالب بود. شوهرم وقتی رسید خونه گفت که تا من یه دوش می گیرم تو هم لباساتو عوض کن بریم بیرون شام. شام رو که خوردیم تا خونه پیاده برگشتیم و وقتی رسیدم منزل شوهرم خونه رو با روشن کردن شمع رویایی کرد.

* گفت وگوی همسران این دو زن :

شوهر اولی : دیروزت چه طوری گذشت ؟
شوهر دومی : عالی بود. وقتی رسیدم خونه شام روی میز آشپزخونه آماده بود. شام رو خوردم و بعدش رفتم خوابیدم. داستان تو چه جوری بود ؟
شوهر اولی : رسیدم خونه شام نداشتیم، برق رو قطع کرده بودند چون صورت حسابشو پرداخت نکرده بودم بنابراین مجبور شدیم بریم بیرون شام بخوریم. شام هم بیش از اندازه گرون تموم شد و مجبور شدیم تا خونه پیاده برگردیم. وقتی رسیدم خونه یادم افتاد که برق نداریم و مجبور شدم چند تا شمع روشن کنم ...

نتیجه اخلاقی :

این که اصل داستان چیه، مهم نیست . شکل ارائه شما مهمه ...

 

هفدهيمن ماهگرد عشقمون

سلام سلام smiley

امروز هفدهمين ماهگردمون هست،ديروز كه مهدي جونم اومده بود خونمونمنم داشتم خوشگلانسيون ميكردم واسه عشقم هيچي ديگه ،دوست داشتم بريم آرامگاه سر مزار پدرشوهرم ،ولي مهدي گفت گرمه ديگه نرفتيم.

عشقوليم بهم پيشاپيش ماهگردمونو تبريك گفتشـ ـكلـك هاے پـ ـادشـاه وَ مـَ ـلکـ ـه مديونين فكر بد كنينشکلک های شباهنگShabahang

امروزم كه مهدي خوابالو تا 1 خوابيده بودمنم واسه ناهار بيدارش كردم ناهار كه خورديم يه كم فيلم ديديم بعد خوابيديم ،ساعت 5 مهدي منو هي بيدار ميكرد ميگفت پاشو بريم بيرونمنم كه خيلي خوابم ميومد، ولي خوب بالاخره پا شدم آماده شديم رفتيم پارك ،ميخواستيم پدالو سوار شيم كه خيلي شلوغ بودهيچي ديگه ،سوار نشديم ،بعدش رفتيم يه جا بشينيم ديديم همه صندلي ها پره!!!!www.seniaku.com - Tuzki Bunnyاونجا خانمه داشت نون محلي درست مي كردبا آش دوغ محلي

انقده هوس كردم بخورم آخه هوا خيلي خنك بود مي چسبيد هيچي ديگه اين مهدي بي پايهشـ ـكلـك هاے پـ ـادشـاه وَ مـَ ـلکـ ـه نميخورد منم كه ميدونين تنهايي بهم خوش نميگذره بخورم

مهدي بهم گفت بريم فالوده بخوريم از پارك زديم بيرون توراه تخمه خريديم و بعدش رفتيم گل و بلبل فالوده با كيك رولت خورديمشکلک های شباهنگShabahang بعدش رفتيم نونوايي واسه مهدي اينا نون خريديم خخخخ 2تا نون ميخواستيم منو عشقولي 2تايي صف وايستاديم يكي من خريدم يكي اونشکلک های شباهنگShabahang يه همچين آدماي زرنگي هستيمشکلک های شباهنگShabahang

راستي يادم رفت بهتون بگم ما تو پارك روي صندلي معمولي نشسته بوديم 4چشمي مراقب بوديم كه يكي ازين صندلي هاي متحرك خالي بشه بپريم رو اون صندلي بشينيم هي تاب بخوريم والا!!!

عزيزم منو رسوند خونه و خودش رفت

راستي توراهمون كلي ماشين عروس ديديم

در آخر هم يه چيزي ميگم همه بگين آمين

ايشالله 1000ماهگردمونوايشالله همه ي جوونا خوشبخت باشن منو مهدي هم هميشه شاد و خوشبخت باشيم

الهي آمين

 

اولين سفر 2نفره ي ما

دومين عيد فطر ما

 پيشاپيش عيدتون مبارك باشه

هوراااااا از فردا ميشه غذا خوردhttp://oshelam.persiangig.com/image/zarde%20kochik/hallcandysmile.gifشكمو هم خودتونين

و يه چيزه ديگهاگه گفتين چيه؟نه نميگم چون خودمم نميدونم آخه فردا عيده ؛نميدونم مهدي چي ميخواد بهم عيدي بدهاي كاش ازين جاروهاي جادوگري داشتم ميديدم