دل پاک

پاکی دل فقط به معنای پاک بودن ازآن معصیت هایی که مردم تصور می کنند نیست ؛

دلِ پاک، دلی است که پاک باشد از هر گونه گرایشی که حق نیست وپاک باشد

از اغراض شخصیه واز همه آنچه شیطان به انسان القاء می کندو

دلیست که غیر از خدا هیچ چیز در او نیست

                                           دکتر الهی قمشه ای 

عشوه

نکته ناسنجیده گفتم دلبرامعذوردار

عشوه ای فرمای تامن طبع را موزون کنم

حافظ هروقت که از کوک می افتاده با عشوه کوک میشده عشوه هم همان بسم الله است

یعنی آن مذکورونه ذکر،درنظرش متجلی میشده و کوک میشده

                                                دکتر الهی قمشه ای

آنچه را که امروز احساس میکنم....

بنام خداي يکتا
آنچه را که امروز احساس ميکنم اينست: درد جامعه ي اسلامي من حجاب و بي حجابي دختران و زنانش نيست !!!
درد جامعه ي من درد اسلامش است.....
اسلاميکه در فساد مجريان و متصديانش رنگ و بويش عوض گشته و اسلاميتش را از دست داده 
تو اي مجري قانون به من بگو چگونه عصمت تن زنان کشورم را در برابر نابرابري ها و فساد دستگاهت ميخواهي با چادر بپوشاني ؟؟؟؟
مگر ميشود تن را در برابر دلهاي مريضي که هر روز مي پروراني و فربه ترشان ميکني با يک چادر حفظ کرد ؟؟؟؟
تو خود ميداني براي لقمه ناني که حق اوست و امروز در دست آنهاست و بايد به او بدهند اگر هزاران چادر نيز به سر داشته باشد همه را يک به يک مي ربايند و اورا برده ي خويش ميسازند.....
و او بايد ناچار يا تن به ذلت دهد يا فريادش را آزاد کند نه اينکه چادرش را تنگتر بگيرد...
تو خود بهتر از من تاريخ را ميداني ، پس تو دیگر اشتباه رضاخان را تکرار نکن و 
به خود بيا

و اين اسلام فساد را بخشکان و اسلام حقيقي را در خاکم بکار و بپروران تا جوانه کند و تنومند شود آنوقت خواهي ديد که چگونه برگ هاي سرسبزش حجابش ميشوند و به او وقار و زيبايي ميدهند و ميوه هايش زندگي و نشاط و پيشرفت را برايش به ارمغان مي آورد
پس به خود بیاااااا......
ن: م - توکلی 
94/03/05

 

سلام ایران و سلام به تو ای مسئول

حضور گرم و پورشور مردم سرزمینم را دیدی ؟؟

امروز آمدیم نه برای اینکه بگویم از دزدی های میلیاردیت راضی هستیم نه!!!

آمدیم تا ما را ببینی و چشم هایت را باز کنی و بدانی این خاک صاحبانی دارد

تا حواست را جمع کنی و به خود آیی که پول چه کسانی را به چپاول میبری !!!!!

و برای چه کسانی کم کاری و کم فروشی میکنی!!!!!

میدانی کدام مردم را میگویم؟؟؟

کار به صف اولی ها ندارم که به خاطر منافع و خودشیرینی هایشان آمده بودند

کار به آنهایی ندارم که به خاطر لاپوشانی چپاول هایشان آمده بودند

من آن ته صفی ها را میگویم !!! تو آنها را دیدی؟؟؟

اینها همان رنج دیده ها و انسان های سختی کشیده اند

همان ها که هر روز صورتشان را با سیلی سرخ میکنند

و از نجابت و آرومی و ساده دلی چیزی کم ندارند

پس ببین از که داری میدوزدی

اینها آمدند تا به گفته ی شما دشمن خارجی جرات فکر کردن به این خاک را به ذهن خود راه ندهد

و آمدند تا تو ای دشمن داخلی در خدمتگذاریت برای این خاک و سرزمین به خود آیی و

بدانی همین مردم ساده دل سخت کوش صبرشان زیاد است

اما وای به آن روز که از دروغ هایت واز چپاول هایت به تنگ آیند !!!

پس گوش کن و ببین و از این حضور سر مست نشو

حضور برای تو نبود که هیجان زدت کند این حضور برای آن مزدور بیگانه بود

و اما تو با این حضور به خود آی و بیاندیش و به فکر اصلاح کارهایت باش قبل از آنکه ..........

می ترسم؛ می ترسم از آن روز که میخواهند به بهشتم ببرند ولی این اشکها سد راهم شود

و بهشتم را حرامم کند .

میترسم از آنروز که این چشمها به چشمانم زل بزند و بگوید اینجا جای تو نیست...

و با همین چشم های گریانش مرا مواخذه کند

و بگوید مسئول و باعث این اشک ها تویی!!!!!

آری خود تو ....

تویی که هر روز شکمت را چون گاو پروارتر میکردی و بعد میخواستی به هزار چیز آبش کنی

غذاهایی را که با ولع خوردی و آبش کردی حق من بود ، سهم من بود

مگر نمیدیدی شکم مرا که از شدت گرسنگی به استخوان کمرم چسبیده بود؟؟؟

دیدی!!! اما گفتی حکمت الهی است ... خدا اون دنیا برایش جبران میکند

آری جبران کرد و امروز مرا اینجا گماشته است تا جلوی تو و امثال تو را بگیرم و حقم را بستانم

ای تو ،

ای تو که که هر روز در شیپورت دمیدی که من شیعه ی علی ام!!!

آیا یکبار شد علی وار دست نوازش بر سر یتیمی ام بکشی؟؟؟؟؟

نیمه شبها پیشکشت ، یک صبح ،یک ظهر آنموقع که بر سر سفره ات از طعم غذایت غر میزدی

آیا ندیدی که من برای یک لقمه نان گدایی میکنم!!!! دیدی و گفتی مشیت الهیست

ای تو

ای تو که از اسلامی دم میزنی که با کمله اقراء شروع شد و قسم به قلم خورد

آیا مرا ندیدی که حسرت خواندن و قلم به دلم ماند

اما تو در بهترین مدرسه ها و دانشگاه ها با بهترین امکانات درس خواندی و برای خودت آقایی شدی

آیا یکبار آمدی زکات علمت را به اندازه ی یک حرف و یک خط به من بیاموزی؟؟؟

و ای تو

ای تو که هر دم از مهدی و مهدویت میگویی و مریدش شده ای

و هر جمعه منتظر منجی هستی تا بیاید و با ظلم

مبارزه کند آیا شد یکبار منجی وار بیایی و حق من را از بی عدالتی ها بگیری ؟؟؟

آیا شد ؟؟؟

آنموقع که داشتی به این فکر میکردی که تخم مرغ هایت را کجا سرمایه گذاری کنی

که تصاعدی هر روز به تعدادشان افزوده شود

مرا ندیدی که داشتم برای یک تخم مرغش زجه میزدم

پس امروز بهشت را بر تو به حکم خدا حرام میکنم

تا مسلمانان و علمایشان و رهبرانشان و آنانکه

که لق لقه ی زبانشان شیعه ی علی بودن و مهدویت است به خود بیایند

و مسئولیتشان و اسلامشان را بشناسند و بفهمانند .....

م - توکلی

6/02/1394