و با همین چشم های گریانش مرا مواخذه کند
و بگوید مسئول و باعث این اشک ها تویی!!!!!
آری خود تو ....
تویی که هر روز شکمت را چون گاو پروارتر میکردی و بعد میخواستی به هزار چیز آبش کنی
غذاهایی را که با ولع خوردی و آبش کردی حق من بود ، سهم من بود
مگر نمیدیدی شکم مرا که از شدت گرسنگی به استخوان کمرم چسبیده بود؟؟؟
دیدی!!! اما گفتی حکمت الهی است ... خدا اون دنیا برایش جبران میکند
آری جبران کرد و امروز مرا اینجا گماشته است تا جلوی تو و امثال تو را بگیرم و حقم را بستانم
ای تو ،
ای تو که که هر روز در شیپورت دمیدی که من شیعه ی علی ام!!!
آیا یکبار شد علی وار دست نوازش بر سر یتیمی ام بکشی؟؟؟؟؟
نیمه شبها پیشکشت ، یک صبح ،یک ظهر آنموقع که بر سر سفره ات از طعم غذایت غر میزدی
آیا ندیدی که من برای یک لقمه نان گدایی میکنم!!!! دیدی و گفتی مشیت الهیست
ای تو
ای تو که از اسلامی دم میزنی که با کمله اقراء شروع شد و قسم به قلم خورد
آیا مرا ندیدی که حسرت خواندن و قلم به دلم ماند
اما تو در بهترین مدرسه ها و دانشگاه ها با بهترین امکانات درس خواندی و برای خودت آقایی شدی
آیا یکبار آمدی زکات علمت را به اندازه ی یک حرف و یک خط به من بیاموزی؟؟؟
و ای تو
ای تو که هر دم از مهدی و مهدویت میگویی و مریدش شده ای
و هر جمعه منتظر منجی هستی تا بیاید و با ظلم
مبارزه کند آیا شد یکبار منجی وار بیایی و حق من را از بی عدالتی ها بگیری ؟؟؟
آیا شد ؟؟؟
آنموقع که داشتی به این فکر میکردی که تخم مرغ هایت را کجا سرمایه گذاری کنی
که تصاعدی هر روز به تعدادشان افزوده شود
مرا ندیدی که داشتم برای یک تخم مرغش زجه میزدم
پس امروز بهشت را بر تو به حکم خدا حرام میکنم
تا مسلمانان و علمایشان و رهبرانشان و آنانکه
که لق لقه ی زبانشان شیعه ی علی بودن و مهدویت است به خود بیایند
و مسئولیتشان و اسلامشان را بشناسند و بفهمانند .....
م - توکلی
6/02/1394