دوستت دارم

     تو مرا می فهمی 


         من تو را می خواهم


 

وهمین ساده ترین قصه یک انسان است


           تو مرا می خوانی

 

من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم


 

           و تو هم می دانی


       همسرم


 

      تا ابد در دل من می مانی

     

عکس عاشقانه - زوج های عاشق (2)

هستی

سلام بچه ها بعد یه مدت اومدم

ولی این دفعه با دفعه های قبل فرق داره

چون دیگه ماشالله ماشالله مامانی شدم

خدا بهترین هدیه دنیا رو بهم داد

هستی  عزیزم

دختر گلم نمیدونم لیاقت همچین هدیه ای از طرف خدا رو دارم یا نه

ولی خیلی خوشحالم خدارو شکر میکنم

راستی دوباره هم عمه شدم نگار عزیزم فداش بشم الهی

اونم جیگر عمشه دورش بگردم با هستی ۴۲روز فرق داره

یه هویی هم داداش حامدم بابا شد هم من مامان شدم

قربون خدا برم

خیلی دوستت دارم خدا جون

عکس هستی مو میزارم تا ببینیدش

عمر مامانشه دورش بگردم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بخشیدمت

ولی ته دلم هنوز درست و حسابی راضی نیس

وقتی نگات میکنم یاد اتفاقای چند وقت پیش میوفتم

نمیدونم چرا ولی بخشیدنو خیلی ساده بلدم

گاهی وقتا خوب نیس

دو.س داشتم ازت انتقام بگیرم ولی یاد ندارم

از انتقام گرفتن بیزارم

دوستت دارم دلم نمیاد

خدا کنه دیگه سرت به سنگ خورده باشه

دیگه اشتباه نکنی

به قول خودت خدا خیلی دوستت داشت که باعث شد من زود متوجه بشم

ولی در کل بخشیدمت تا شاید لازم باشه گاهی وقتا تو هم بخشیدن رو یاد بگیری

ولی جیگرم هیچ وقت فراموش نمیکنم

بهتم گفتم بدترین اتیشی که میتونستی بهم بزنی همین بود

که زدی

ولی اشکال نداره

ادما گاهی وقتا اشتباه میکنن

خودمم گاهی وقتا خیلی اشتباه کردم ولی اشتباهمو جبران کردم

امیدوارم تو هم جبران کنی

دوستت دارم 

 

 

خاک برسر من عزیزم که بازم

دوستت دارم

خاک بر سر احمقم

.................

ودر اخر برات متاستفم

 

همه چی حل شد منم حالم خوبه

دوستای خوبم نگرانم نباشید

یه مشکل کوچولو بود که برطرف شد

همین

ممنون که نگرانم بودین

 

بهم نگفتی دلم طاقت نیاورد و خودم ازت پرسیدم ولی انکارش کردی

هر چی خواستی دروغ بگی نتونستی

تا چیزی گفتی پشت سرش برات مدرک اوردم

ولی چی

اخر اخرش منو تقصیر کار دونستی

خیلی بی معرفتی

با خنده اومدم پیشت

گفتم اشکال نداره میدونم قصدی نداره

میدونم اون بهم دروغ نمیگه

اگرم گفته به قول خودش بخاطر خودم بوده

میبخشمش 

چون عاشقشم

چون نمیتونم بدون اون یه لحظه هم زندگی کنم

ولی بعدش درست ازم پزیرایی کرد

با گریه منو برگردوندی

..............

یه سوال

من برات چیم

نقش چیو تو زندگیت برات دارم

.............

اخه تو داری چیکار میکنی

قبلا..........

ای خدا

اخه این جا هم راحت نیستم

نمیتونم تموم حرفامو اینجا هم بگم

خدایا ..........خودت به دادم برس

من چیکار کنم

کدوم راه رو برم

دردمو کجا بریزم

درمونش کجاست

خدایا یعنی فقط باید صبر کنم؟

...............................

باشه اینقد صبر میکنم تا همه چی درست

تو زندگی خدایا صبر کردنو خیلی قشنگ یاد گرفتم

فقط از تو میخوام لبریزش نکنی

این یه کارو حداقل میتونی در حقم انجام بدی

مگه نه خدا

اعصابمو ریختی بهم

از دیروز وقتی خواب بودی فکرم خیلی خیلی مشغوله

 نمیدونستم باید چیکار کنم

باید میومدم باهات دعوا کنم که چرا...........

یا اینکه ساکت میشستم

نمیدونم کدوم راه درسته

گفتم بزار ساکت بمونم تا شاید خودت بهم بگی

ولی نگفتی..........

دم دمای غروب ازت سوال کردم که.........

با این که حقیت رو میدونستم ومیخواستم خودت بهم بگی ولی بهم دروغ گفتی

 دروغ گفتی و دنیا رو روی سرم خراب کردی

اخه چرا .........

خیلی مهمه

باور کن اگه راستشو میگفتی هیچی بهت نمیگفتم

اخه مگه من تا بحال بهت دروغ گفتم

هرچی بود حقیقتشو بهت میگفتم

ازت همیشه انتظار داشتم تا باهام صادق باشی ولی توی این مورد که واقعا مهم بود صادق نبودی

نامرد از چشمام بیشتر بهت اعتماد داشتم وی خرابش کردی

میدونمم قصدی نداشتی و تو اهلش نیستی ولی گند زدی

فقط بخاطر دروغت

باور کن دوستت دارم

نمیتونم بهت چیزی بگم از دیروز خیلی ناراحتم ولی همش باهات خندیدم

شبم که با بچه ها رفتیم بیرون همش میخندیدم

 ولی فکرم پیش تو بود وقتی نگات میکردم  جیگرم اتیش میگرفت

با من این کارو نکن

امشبم منتظر میمونم

از سرکار که برگشتی دوباره ازت میپرسم

خدا کنه حقیقت رو بهم بگی

ترو جون بچمون خودت بهم بگو

وگرنه میشکنم باور کن

تولدم مبارک

سلام بچه ها خوبین

ای جانم فردا تولدمه تولدمم مبارک

به قول شوشولیم داری مامان میشی باز چیه برا خودت تولد تولد راه انداختی

خوب چیکار کنم دیگه ادم که نمیتونه تولدشو فراموش کنه

خلاصه در هر صورت تولدم مبارک ایشاا... صد ساله شم

بگو ایشاا...

 

سلام

سلام بچه ها خوبین

من که عالی عالیم و دارم دوران شیرین و سخت مادر شدن رو سپری میکنم[نیشخند]

دخملمم حالش خوبه و همش تو شکم مامانیش قدم رو میره الهی من قربونش برم  [قلب]

نفس مامانشه دیگه شوشولیمم خوبه و به همگی سلانم میرسونه

راستی یه خبر جدید دیگه هم که بنده دارم دوباره عمه میشم ایندفعه قراره داداش حامدم بابا بشه

ماشاالله همه افتادیم پشت سر هم بچه اون فک کنم پسر باشه البته ناقلا هنوز خودشو نشون نمیده

ولی هرچی باشه سالم باشه ایشالله و برکت زندگی مامان باباش باشه  [لبخند]

راستی بعد 9سال انتقالی داداش هادیم درست شدو قرارهبرج4بیاد مشهد ای جانم دیگه نزدیک خودمونه

و هر وقت دوست داشتم میتونم ببینمش و مجبور نخوام بود چند ماه صبر کنم تا وروجک عمه رو ببینم

خلاصه من خیلی خوشحالم ایشالله خدا این خوشحالی رو ازم نگیره  [نیشخند]

دوستتون دارم بوس بوس بای  [بوسه]