با بلاگفا

هورررررررررررررررررررررراااااااااااااااااااااااااااا

بالاخره بعد از ماه ها چشم انتظاری چشممون به بلاگفا روشن شد!

چه روزها و شب ها که این بلاگغفا را باز نمودیم و نشد که بشه

...

چه پست ها که در انتظار ثبت در جوخه به دنیا نیامدند!

 

 

پ.ن: در این مدت گاهی حتی روزی چند بار به بلاگفا سر زدم

برخلاف این چند سال! 

تلافی این چند سال رو خواستم در بیارم که بلاگفا همراهی نکرد

لطفا به گیرنده های خود دست نزنید اشکال از فرستنده است!!! 

 

 

عصبانی نوشت:

همین الان چند تا از پست های قبلی وبلاگ توسط بلاگفا خورده شد 

تا همین 4-5 دقیقه قبل بودن ها

اما بعد یهویی ..... 

 

بلاگفا مچکریم

 

 

خدا رو شکر 4-5 تا از پست ها را با شیوه های قرون وسطایی نجات دادم 

عملا و رسما پست های اسفند 92، فروردین، اردیبهشت، خرداد و تیر 93 به ملکوت اعلی پیوستند 

لیله الرغائب (همون شب آرزوهای خودمون)

یادش بخیر

 

چند سال قبل در چنین شب ها و روزهایی در سرزمین وحی بودیم

در سرزمینی قدم می گذاشتیم که پیامبران و معصومین گام نهاده بودند

در و دیوار شاهد نجواهای بیقراره هزاران انسان خدایی بود

 و اینک

خاطرات را یک به یک مرور می کنم

و خدا را شکر می کنم که ...

خدا را شکر که همیشه دست همه آدمیان توسط خودشان باز می شود

و

 روز به روز شرایط برای ظهور آقامون حجت ابن الحسن (عج) آماده تر 

 


 

بی ربط به این موضوع:

شب گذشته شبکه یک "مستند برتر" مستندی در خصوص پلاستیک پخش کرد

وای که ...

مستند آمریکایی بود و در آنجا با آن امکانات اعلام کرد: فقط بعضی از پلاستیک ها آن هم مرغوب ترین آنها و فقط و فقط 1 بار قابل بازیافت هستند، و دروغ بازیافت را شرکت های تولید کننده به مردم می زنند تا مردم به راحتی از پلاستیک استفاده کنند.

و تاثیر 2 نوع پلاستیک بر روی بدن انسان رو بررسی کرد و ... و ...

دوست دارم عضو انجمن عدم استفاده از پلاستیک در زندگی بشم

چنین انجمنی در ایران وجود داره؟

پ.ن: البته من نسبت به اطرافیانم خیلی خیلی کمتر از پلاستیک استفاده می کنم و سعی می کنم تا حد امکان مواظب محیط زیستم باشم

شما چطور؟

 

بی عنوان، بی مقدمه، بی تبریک سال نو

برادرم دیشب با همسرش رفت 

 

و 

آسمان بود که چه گریه های گاه و بی گاه سر می داد.

هر دو شادمانه و در کنار هم به سوی زندگی و خوشبختی بال گشودند

و مادر بهاره دلگیر از وضع موجود

و 

خروج از وطن جوانان

و برادر زاده که چه غریبانه در جستجوی عمه 

  ...

 

پ.ن: زندگی، با سختی های گاه و بی گاه خود ما را برای کدامین امتحان سخت آماده می کنی؟!

 

روزها در گذر است

روزها در گذر است

 

ثانیه ها می آیند

...

با آرزوی روزهایی خوش برای همگی

دوست دارم زندگی رو ...

 

یه صبحه دیگه ...
یه صدایی توی گوشم میگه، ثانیه‌های تو داره میره
امروز رو زندگی کن، فردا دیگه دیره
نم‌نم بارون، میزنه به کوچه و خیابون
یکی می‌خنده، یکی غمگینه، زندگی اینه
همۀ قشنگیش همینه...
خورشید و نور و ... ابرای دور و ...
هرچی که تو زمین و آسمونه، بهم انگیزه می‌ده
رها کن دیروز و ... زندگی کن امروز و ...
هر روز یه زندگی دوباره است، یه شروع جدیده
دوست دارم زندگی رو ...
خوب یا بد، اگه آسون یا سخت، نا امید نمی‌شم
چون...
دوست دارم زندگی رو...
چشماتو وا کن، یه نگاه به خودت و دنیا کن...
اگه یه هدف تو دلت باشه، می‌تونه کل دنیا تو دستای تو جاشه...
جادۀ دنیا، می‌سازه واست کابوس و رویا
یکی بیدار و یکی خوابه
راهتو مشخص کن، این یه انتخابه
اگه ابرای سیاهو دیدی، اگه از آینده ترسیدی،
پاشو و پرواز کن، تو افق‌های پیش رو...
اگه به سرنوشت می‌بازی، تو بخوای فردا رو می‌سازی
پس دستاتو ببر بالا و بگو...
دوست دارم زندگی رو...
خوب یا بد، اگه آسون یا سخت،
نا امید نمی‌شم
چون...
دوست دارم زندگی رو ...
 
 
پ.ن: گاهی وقتا
بعضی روزها
این روزها به یک تغییر فکر می کنم
 
 

رمضانیه

باز هم سلام

 با این که ماه رمضون امسال خیلی سخت بود

اما خدا رو شکر مثل همیشهٰ تونستم روزه هام رو بگیرم

حالا که ماه رمضون تموم شده

ناراحتم

چه حیف شد

و

چقدر زود گذشت

 

 

طاعات و عبادات همگی قبول باشه

 

 

امتحانات و نمره دهی در دانشگاه های مختلف2

باسلام

طبق قول قبلی می ریم سراغ دانشگاه پیام نور، ابتدا باید اصلاح کنم و موضوع شرکت در کلاسها را هم به پستهام اضافه کنم چون این مسئله در بعضی از دانشگاه ها حتی از امتحان پایان ترم هم مهم تر است

 ابتدا اینکه حضور در کلاس اختیاری است (چیزی که شاید فقط در دانشگاه پیام نور وجود داره اصطلاحی ه به نام "خودخوان" یعنی درس بدون استاد و کلاس رفع اشکال خواهد بود، اما نمی دونم چرا شهریه اش رو کامل می گیرن!)

امتحان: به صورت متمرکز ه و بانک سوال و ... (همون چیزی که در کنکور می بینیم) و البته بیشتر امتحانات هم تستی است

در بعضی از دروس هم معلوم نیست طراح سوال رو از کجا پیدا کردن، اصلا آشنایی با اون رشته داره؟ یک بار پیش از این کتاب یا جزوه رو باز کرده یا خیر. البته چون بنا نیست خیلی به این معقوله بپردازیم از این نیز می گذریم

البته در دانشگاه پیام نور استفاده از شب امتحان به مانند سایر دانشگاه ها معنی ندارد، چرا که اگر هم تاکنون چند بار کتاب رو خونده باشی باز ممکنه از زیر نویس عکس پشت جلد سوال اومده باشه و تو بهش توجه نکرده باشی! اما با توجه به معقوله مهم شب امتحان نمی توان به راحتی از آن گذشت

پس شب امتحان حسابی همه قسمتهای کتاب یا جزوه رو باید مرور کنی، اگه درست جوری هست که نمونه سوال امتحانی داره از مطالعه اون هم نباید غافل شد و

و می رسیم به روز امتحان و جلسه امتحان: کیف و کتاب و جزوه و موبال رو که از خودت دور نمودی (یا باید تحویل بدی یا بزاری در محل های تعیین شده، البته اگه همراهت آورده باشی) طبق شماره صندلی های از پیش تعیین شده می شینی پای امتحانی که گاهی از کنکور سخت تر است

نحوه نمره دهی: ۱۴ نمره از امتحان مربوط است به برگ امتحانی که احتمالا از دست رس خارج است

می ماند ۶ نمره ای که استاد می تواند در دریافت یا عدم دریافت آن مشارکت داشته باشد

البته بخش عمده ای از روشهای کسب نمره پست قبل در این بخش نیز کمامان دارای کارایی می باشند

 


پ.ن: ای که دستت می رسد کاری بکن

پ.ن: به امید اصلاح بعضی از روشهای بسیار غلط در بعضی از دانشگاه ها و نظارت بیشتر

پ.ن: یک هدیه ولنتاینی ویژه برای کسانی که مشکل جعبه کادویی دارن

 

امتحانات و نمره دهی در دانشگاه های مختلف

 

در این پست قصد دارم نحوه برگذاری امتحان در دانشگاه های امتخلف رو به قدر اطلاعاتم ارائه کنم، خوشحال خواهم شد اگر دوستان تجربیات خود را با ما به اشتراک گذاشته و یا اطلاعات بنده را کامل نمایند

- امتحان در دانشگاه ... (اسم دانشگاه محفوظ اما از دانشگاه های دولتی است، نگارنده به علت تحصیل در آن آشنایی بسیار خوبی با آن دارد)

اصلا مهم نیست تا الان درس خوندی یا نه، مهم اینه که از شب امتحان خوب استفاده کنی؛ استفاده از شب امتحان خود چند حالت دارد: یا درس می خونی (خر زدن) یا به مغزت حسابی استراحت می دی و به راه های مختلف تقلب فکر می کنی یا سوالات امتحان رو گیر میاری

 البته این قسمت خودش خیلی مفصل ه و اگه بنا به باز کردن هر کدام از قسمت ها باشه باید چند ساعت وقت دوستان رو بگیرم

بعد از شب امتحان می رسیم به روز امتحان! الان دیگه باید حسابی خودت رو نشون بدی: یا مثل بچه امتحان سرت رو می ندازی پایین کارت رو می کنی (جواب سوالات رو می دی) یا  تقلبت  رو انجام می دی! یا ...

حالا ...؟! چی ه؟

... مربوط می شه به بعد از امتحان، یعنی اینکه چه طور خودت رو به استاد نشون می دی و ...

 

مرحله بعد در این دانشگاه هم مثل تمام دانشگاه ها نمره است، یعنی قسمت اصلی ماجرا، یعنی هدف از امتحان و ...

نمره دهی هم البته همون طور که خود در جریان هستید انواع و اقسام روشها دارد که البته با توجه به غیر قانونی بودن بعضی از روشها و پایبندی نگارنده به بعضی از اصول، فقط به بیان تعدادی از آنها اکتفا می نمایم.

نمره دهی براساس نوشته های روی برگه امتحان و بارم بندی از قبل تعیین شده،

نمره دهی براساس نوشته های روی برگه امتحان و حضور در کلاس و علاقه به درس و ...

نمره دهی براساس نوشته های روی برگه امتحان و چگونگی ارتباط موثر با استاد (مخ زنی)

نمره دهی براساس نوشته های روی برگه امتحان و  ...

نمره دهی براساس شمردن تعداد غلطهای املایی برگه امتحان و کسر آن از کل نمره!

روش راحت تر: اول نگاه می کنی ببینی چند تا دانشجو این درس رو برداشتن، محتوای درس به نوعی ه که چند نفر باید پاس شن و چند نفر بیفتن، پس از مشخص شدن همه این موارد به ترتیب چند تا درمیون یا می افتن یا بالاترین نمره رو می گیرند بقیه هم مابین بقیه نمرات رو کسب خواهد کرد. البته برای اینکه شائبه ای پیش نیاد نمرات باید خیلی دیر اعلام شوند

و روش های بسیار دیگر


پ.ن: در ابتدا بنا داشتم کلیه روشهایی رو که در دیگر دانشگاه ها دیده ام یا شنیده ام در این پست بیاورم که مجالش نیست

به امید خدا در پست بعدی به بررسی دانشگاه پیام نور که باز هم اینجانب در آنجا تجربه اندوزی کرده ام خواهم پرداخت، در صورت تمایل باذکر نام دانشگاه ما را در بهتر شناسایی انواع امتحانات و روش نمره دهی یاری نمایید

پ.ن: متاسفانه مدتی است امکان درج نظر در هیچ وبلاگی رو ندارم، کسی می دونه چرا؟

پ.ن: بعضی ها بدون اطلاع آدرس جدیدشون اسباب کشی می کنن، بابا یک ردی، نشونی، چیزی می زاشتی خب

قلاده های ...؟!

 

برای اولین بار بخشهایی از فیلم قلاده های طلا رو دیدم

آخه تلویزیون پخش کرد و من هم بابتش پولی ندادم!

 

کسی هست که یادش نباشه بعد از انتخابات تلفن ها قطع بود و اصلا اس ام اس (پیامک) امکان ارسال نداشت؟

 

پ.ن: باز هم گلی به جمال بالیود، حداقل آدم وقتی فیلمهاشون رو میبینه می دونه داره فیلم هندی می بینه

زیارت

دی ماه هیچ تولدی نیست که ما بخوایم تبریک بگیم

خب الان چیکار کنیم؟!

یعنی انگار واقعا رسیدیم به جایی که هیچ نداریم برای گفتن؟!!!

دلم شدید کربلا می خواد، نجف، کاظمین و اگه کرم کنن سامرا

آدم تازه بعد از این که برمیگرده می فهمه کجا بوده!

حالا من بعد از چند ماه دارم تازه کم کم می فهمم

با اینکه دفعه قبل کلی اصرار داشتم که با هواپیما بریم، اما اینبار دوست دارم بیشتر سختی بکشم، که شاید برای زیارت آماده تر بشم

اما دلم بشدت تنگ ه

برای سحرهای حرم، شلوغی، خلوتی بیش از حد حرمهای ائمه معصومین و ...

خدایا توفیق زیارت را به همه آرزومندان عنایت کن

پ.ن: راستی الان ماه امتحانات ه، من هم که مثل همیشه ملتمس دعا. البته فقط یک امتحان دیگه مونده که باز هم نیاز به دعا داره

همین طوری

 
  • امام علی علیه السلام :

 تمام محبتت را به پای دوستت بریز نه تمام اعتمادت را.

  • بر روی زمین چیزی بزرگتر از انسان نیست و در انسان چیزی بزرگتر از فکر او .
  • هرگز از کسی که همیشه با من موافق بود چیزی یاد نگرفتم.
  • منتظر نمان که پرنده ای بیاید و پروازت دهد . در پرنده شدن خویش بکوش .

 


پ.ن: چند روزه که دارم فکر میکنم به پی نوشت ۲ پست قبل اینکه چرا دوست داشتم از خوشحالی فریاد بزنم  یک احتمال می تونه پیشنهاد جدید کاریم باشه که به علت پاره ای مسائل ردش کردم  احتمالات دیگه فعلا به ذهنم نمی رسه!

 

آذر یه

 

گویا امروز تولد الناز بانوست

خانمی تولدت مبارک

 

پ.ن: دوستان ترم آخر ه محتاجیم به دعا به شدت

 

یاد ایامی که ...

 

چند روز قبل همین طور اتفاقی همین طور که داشتم به تاریخ گواهینامه ام نگاه می کردم

متوجه یه موضوع جالب شدم

تاریخ دریافت گوهینامه ام با تاریخ ازدواجم یکی اه

البته با چند سال اختلاف

 

به تمام آذر ماهی ها تولدشون رو تبریک می گم، به امید سلامتی و شادی


پ.ن: پارندا جان خصوصی داری

پ.ن ویژه: دوست دارم از خوشحالی فریاد بزنم، برای تمام اتفاقات خوبی که تا حالا برامون افتاده؛ برای تمام اتفاقات خیلی خوبی که قرار ه برامون بیفته  

 

آبانیه

 

بدین وسیله به تمام آبانیها میلاد فرخنده اشون رو تبریک می گم

 

این پست صرفا جهت جلوگیری از برخی وقایع احتمالی به رشته تحریر در آمده است

با تشکر

پ.ن: تو این فرصت پستهای سالهای گذشته رو خوندم! جالب اینجاست که اینجا هرسال آبان ماه سوت و کوره

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)


حتما قرار شاه و گدا هست یادتان...؟
آری! همان شبی که زدم دل به نامتان...
مشهد، حرم، ورودی باب الجوادتان...
آقا! دلم عجیب گرفته برایتان



عید همگی بود مبارک



تشکر از لطف همه دوستان. ممنون از احوال پرسی


پ.ن: وای وای تورو خدا اینجا رو ببین، کسی نمی خواد بیاد اینجا خودی نشون بده؟!
من که می دونم همگی سور و مور و گنده و در سلامتی کامل به سر می برید (هوپ).
بابا اگه یه غباری از این وبلاگ بی نوا می گرفتین جای دوری نمی رفت ها

چاوزیه

هر دم از این باغ بری می رسد

 

دیروز یک مقاله فرعی داشت روزنامه همشهری

پیشنهاد می کنم حتما بخونید، اگه تا حالا نخوندین

تعطیلات به هنگام

 

ماهی که گذشت آبان بود و ماهی که در آن قرار داریم آذر و ماه های بعدی به ترتیب: دی و بهمن و اسفند به تمامی متولدین ۱۲ ماه سال تبریک می گم


دقیقا ظهر دوشنبه یادت می یاد پنج شنبه امتحان میان ترم داری اون هم حدود ۱۰۰ صفحه از جزوه درسی خب چیکار می کنی؟  تو ذهنت حساب می کنی چقدر باید بیدار خوابی بکشی تا بتونی جزوه رو یکبار هم که شده تا پنج شنبه بخونی

یک ساعت بعد شایعه می شنوی که سه شنبه و چهار شنبه تهران تعطیله  تو هر سایتی که سرک می کشی خبری نیست که نیست

یک ساعت بعد خبر دوباره تایید می شود، این بار خبرگزاری ها رو که چک می کنی لبخند رضایت است که بر لبانت می نشیند

شادیت وقتی تکمیل می شه که چهار شنبه ظهر شبکه خبر تعطیلی پنج شنبه استان البرز رو اعلام می کنه؛ این یعنی؟! .................. تعطیلی دانشگاه

پ.ن۱: کسی می دونه آخرین جلسه کلاس ما که پنج شنبه بود و تشکیل نشد تشکیل می شه یا نه؟

پ.ن۲: دوشنبه که تعطیل شد همه ته دلشون قند آب می شد (شاهدش همین لایی کشیدن ماشین ها تو ۲۰ متر خیابون وسط شهر)، امروز که می پرسم تعطیلات خوش گذشت، می گن: ای همچین، ای...، بد نبود و ... . می گی چرا؟ می گن آخه همش خونه بودیم، برنامه ریزی نداشتیم و ...

بابا برنامه، هر کی ندونه فکر می کنه که ...


ایران دوباره لرزید

 و باز هم ...


درود تا بدرودی دیگر  

اندک اندک، اندک اندک ...

اندک اندک، اندک اندک / جمع مستان می رسد

اندک اندک، اندک اندک / می پرستان می رسد

دوستان سلامممممممممممممم

تو این مدت هی دلم قیری ویری می رفت برا جوخه، برا وبلاگ نوشتن

اما...، خب نمی شد بیام

کلا می خواستم بی خیال وبلاگ و نوشتن بشم نشد

این ه که...

خب الان اینجام دیگه

اول از همه این که: پارندا جان من دخالت کردم تو کارت و کامنت های دوستان رو تایید کردم، با عرض پوزش

دوم این که: حسابی سرم شلوغ ه، تو این مدت ( یعنی بعد از برگشت از سفر عمره) چند ماهی رو دنبال خونه بودیم، بعد یکی دو ماه دنبال وسایل خونه بودیم( باتوجه به این که محل کارم ساعتش خیلی بده- یعنی ساعت کارم طولانی ه- و مرخصی هم ندارم و نمی دن! طولانی تر هم شد) الان هم ۲-۳ هفته است رفتیم سر خونه و زندگیمون  اما تازه این اول کاره چون کلاسهای دانشگاه شروع شده و پنجشنبه جمعه دانشگاهم، ۲ هفته دیگه یک میان ترم دارم ۲ هفته بعدش یکی دیگه و ...

سوم : برام دعا کنید

چهارم: دلم برای وبلاگهای همه همه تنگ شده حتی اونهایی که بهم سر نمی زدن، حتی اونهایی که بهشون سر می زدم اما کامنت نمی زاشتم!

پنج: پارندا جان این عکس ها رو چه جوری تو وبلاگ گذاشتی خیلی جالب ه

در پناه حق

 

پ.ن: پارندا جان پست "یک روز خوب به روایت تصویر!! " رو خوندم، واقعا روز خوبی بوده ، البته ببخشید بابت فضولی م

 


گذر زهره

 

 آخرین عبور سیاره زهره(ناهید) از مقابل خورشید در طول حیات نسل ما

عبور سیاره زهره از مقابل خورشید در 17 خرداد ماه امسال به وقوع می پیوندد. این واقعه نجومی تا 105 سال دیگر اتفاق نمی افتد.
در ایران می‌توانيد شاهد طلوع زهره بر سطح خورشید باشند. مانند اتفاقی که احتمال مي‌رود ابوعلی سینا دانشمند مشهور ایران مقارن با غروب خورشید 24 مه سال 1032 میلادی بر سطح خورشید دید!
گذر زهره پیش از طلوع آفتاب در ساعت 02:39:29 به زمان رسمی ایران شروع می شود و در 9:19:30 پایان می یابد.
برای رصد ایمن خورشید و جلوگیری از ورود پرتوهای زیان‌بار و غیرمرئی آن، از جمله فرابنفش و فروسرخ، باید از فیلترهای مخصوص رصد سود ببریم. بهترین وسیله، عینک مخصوص رصد خورشید است که خورشید در آن به رنگ نارنجی بسیار زیبایی دیده می‌شود.

... اگر در پیرامون و نزدیکی محل سکونتتان رصدخانه یا مرکز و یا یک گروه نجوم آماتوری ای وجود دارد بهترین انتخاب این است که نزد آنها رفته و به همراه آنان این پدیده ی نادر را رصد کنید.

تهرانی ها میتوانند از ۶ صبح در محل برج میلاد باشند و به همراه منجمان آماتور دیگر در آنجا گذر را رصد کنند .

همچنین با همکاری برنامه تلویزیونی آسمان شب پخش زنده تلویزونی این پدیده از سواحل زیبای قشم و از آبهای خلیج فارس و همچنین بر فراز قله دماوند در سحرگاه 17 خرداد از شبکه 4 سیما انجام خواهد شد.

برای اطلاعان بیشتر می توایند به سایت های زیر مراجعه کنید:
 

بولتن ویژه گذر زهره    http://www.iota-me.com/engine/download.php?id=20

 

 

qqzd6mbm35gayhov7tm.jpg

d7shv6x6xj42e03bxlw.jpg

به امید آسمانی صاف

 

 

اگر بار گران ...

 

۱- اول از همه باید تشکر کنم برای اظهار لطف دوستان

 

۲- فاطمیه رو هم با تاخیر تسلیت می گم. "این الفاطمیون ؟!"

 

۳- خدا خواست و روز شهادت خانم فاطمه زهرا(س) رفته بودیم قم، جای همگی خالی. حسنش این بود که تو فشار جمعیت کمی با مشقاتی که خانم حضرت فاطمه کشیدن آشنا بشیم!

 

۴- اگه خدا بخواد و مشکلی پیش نیاد کمتر از ۱۰ روز دیگه زائر سرزمین وحی میشم از دوستان می خوام بنده حقیر رو حلال بفرمایند، فقط اگه می خواید حلال کنید خواهشا بنده رو مکثل این پسره تو فیلم " سیب و سلما" اذیت نکنید! مثل بچه آدم بگو مثلا این کارها رو کردی یا اینجا ها دلم رو شکوندی اما می بخشمت

 

۵- روز مادر هم در پیش ه مادرهاتون رو فراموش نکنید.

 

خداحافظ سال 1390

 

سیب شود رویتان، سرخ و سپید و قشنگ،

سبز شود جانتان، سبز و بلند و کمند،

سیر شود کامتان، از کزم کردگار،

سکه شود کارتان، روزیتان برقرار،

ماهی عمرت بود، پر حرکت پر تلاش،

غم بشود سنجدی، رخت ببندد یواش،

پر زحلاوت شود، چون سمنو زندگی،

غرق سعادت شود، شیوه این بندگی

سال ۱۳۹۱ مبارک

 

دعا گویم

 

دوستان سلام

دوباره میگم: " سلاممممم"

حال و احوال خوبه؟

روزگار بروفق مراد هست؟

چی؟

تازه چه خبر؟

تازه این که...

قراره آخر هفته با همسر گرام اگه امام رضا (ع) بطلبه و خدا بخواد...

نایب الزیاره دوستان باشیم در جوار حرم امن و باصفای رضوی

 

پ.ن: کی گفته من و همسرم رفتیم سر خونه زندگیمون؟! نه می خوام بدونم

دوستان فعلا بنده و همسری هردو دانشجو می باشیم، تو این شرایط سر خونه زندگی رفتنمون چیه؟!

Mp3 player

 

چند وقته هوس کردم Mp3 player بخرم، تو سایت ها دنبال می گردم مورد خوب سراغ ندارین؟

دنبال مدل قبلی خودم که گمش کردم می گشتم اما تو ایران جایی رو ندیدم که داشته باشه! جالب اینجاست که قیمتش به ریال میشد: ۲۰ میلیون و خورده ای

کسی خبر نداره تو ایران از کجا میشه تهیه اش کرد یا اینکه قیمت واقعی اون چند ه؟

M-cody بود اسمش، خیلی ناز و باحال بود

حیف شد.

 

چرا خورشید می تابه؟!

 

امروز آخرین پنجشنبه ای است که خونه ام.

فردا هم آخرین جمعه!!!

اگر بار گران ...

دیگه رسما هیچ وقتی برای هیچ کاری ندارم.

می مونه ۵-۶ روز تعطیلات سال نو

و بعد از اون

باز هم از صبح تا شب رو قرار ه بیرون از خونه باشم.

بیخود نیست که می گن خونه آدم نعمت ه

 

پ.ن۱: توضیح اینه در طول هفته سر کارم، آخر هفته رو هم یه جور دیگه سر کارم (دانشگاه)  

پ.ن۲: صفورا جان من که تولدت رو تبریک گفتم اما اینجا هم دوباره بهت تبریک می گم خانمی، امیدوارم مشکلت حل شه به زودی

تولد جمانه

 

بدینوسیله تبریکات ویژه ی من ( و البته با کمی تاخیر!!!) رو به مناسبت تولد جمانه جان را پذیرا باشید

از اونجایی که من و جمانه و گهگاه صفورا جزو آخرین بازمانده های جوخه ی عزیز هستیم خواستم یه تبریک ویژه براش بذارم

در ضمن از اونجایی که من مثل همیشه تولد دوستام رو دیر یادم میاد و همیشه شرمنده میشم دیدمم بهتره به یه کامنت بسنده نکنم و حداقل یه پست بذارم تا یکم از شرمندگی در بیام

در هر صورت جمانه عزیز تولدت رو تبریک می گم و بدون که همیشه به یادتم

امیدوارم هرجا هستی شاد باشی و مثل همیشه لبخند به لب داشته باشی

و امیدوارم نه تنها تا ۱۴۱۱.۱۱.۱۱ سلامت باشی بلکه تا ۱۵۱۱.۱۱.۱۱ هم باشی

راستی جمانه جون خیلی وقته برنامه نذاشتی میگم یه برنامه بریز با بچه ها همه رو ببینیم

 

یاد ایامی که ...

 

 هیچ دقت کردین؟

وفات پیامبر(ص) و شهادت امام حسن(ع) توام ه.

ولادت پیامبر(ص) و امام صادق(ع) هم توام ه .

چند سال قبل که خداوند طلبید و رفتیم زیارت قبر پیامبرش دلم حسابی شکست.

دیدم واقعا ائمه که مظلوم ان، از اونها مظلوم تر و ناشناخته تر پیامبر ه .

نشستی تو صحن مسجد النبی و داری با خدای خودت راز و نیاز می کنی، یک گوشه دنج تو این قطعه از بهشت. یهو یک دست بزرگ و غریب کتاب دعا رو از دستت چنگ می زنه. از پشت پرده اشک قد و هیکل یک مرد عرب پیر و درشت رو می بینی.

عصبانی می شی، پا میشی و به سرعت کتاب رو از تو دستاش قاپ می زنی.

سعی می کنی به حرفهاش گوش نکنی و فقط ازش دور شی، از مظهر جهالت در دنیای جدید.

اما

تو دلت غوغاست

دیگه تاب و تحمل نداری

دلت برای معصومیت رهبران دینت می سوزه.

 

پ.ن۱: باز هم اینترنت از طرف مخابرات قطع بود!

پ.ن:۲: ...

خوابهای رنگی در دوول خارجی!!!؟

 

تو یک کشور آلمانی زبان (مطمئنا آلمان نبود) که  آسمون آبی رنگ و سواحل بسیار زیبا و البته شلوغ داشت. یک آقایی بود که می تونست تو هوا پرواز کنه و سومین مرد پرنده، شاید هم انسان پرنده؛ کل دنیا بود و رسانه ها در موردش بسیار نوشتن و عکس چاپ کردن و ...

حالا نقش من اینجا چی بود؟

گاهی اوقات سوم شخص مفرد و فقط نظاره گر و گاهی اوقات مثل وقتی کتاب می خونی و با شخصیت داستان همزات پنداری می کنی می رفتم تو کالبد یک دختر انگلیسی زبان که یکی از اشراف زادگان بود

طبق معمول که یک خبر داغ و بزرگ همه رو می کشونه به کانون خبر این دختر خانم هم با چند تا از دوستاش رفت به کشور مورد نظر.

داستان مال ه کیه: ۳۰ سال قبل

خواب مال ه کیه: شب قبل

 این مرد پرنده ما خیلی جالب بود، چند صد کیلومتر تو هوا پرواز می کرد، فقط با نیروی تفکر و کمک دست و پاش اما هین که به نزدیک محل فرود که معمولا یک ساحل بود می رسید، تالاپ می افتاد تو آب

داستان فرعی این خواب چی بود؟

خب همین دختر انگلیسی زبان دیگه؛ که برای دیدن مرد پرنده اومده بودن و با سایر اشراف زادگان در محوطه کاخ پادشاه کشور آلمانی زبان نشسته بودن. شما بگو پیک نیک گرفته بودن. از اون جایی که دختر مورد نظر به زبان آلمانی تسلط داشت پسر پادشاه کشور آلمانی زبان از خَدم و حَشم کاخ خواست دختر رو به اتاق کارش راهنمایی کنن. من هم که فضول  دنبال دختر خانم روانه شدم به داخل کاخ. البته ورودی کاخ به علت نور زیاد بیرون تاریک بود و فقط اتاق کار رو تونستم ببینم.

این پسره مشکل روحی داشت. یعنی افسرده بود و ساز تخصصیش نی بود. قرار بود این دختر خانم بخشی از متن یک داستان رو به آلمانی تعریف کنه تا آقا پسر افسرده بتونی آهنگ براش بنویسه. نت آهنگ نوشته شد و این آقا پسره که از شدت نور ندیدن دستها و انگشتانش دچار مشکل بود خواصت نی بزنه که رفتم تو کالبدش

اما خوشم نیومد و سریع اومدم بیرون

بعد دختره دید پیانو داره خاک میخوره. سریع رفت پاش نشست و من هم سریع رفتم تو کالبدش

یکی نبود بگه تو که پیانو بلد نیستی مگه مجبوری؟ اما با خواست خدا و ...

ابتدای نت رو درست زدم که باقیش رو با کمک پسر پادشاه سریع درست کردم. البته نه این که پسره افسردگی داشت و بخشی هایی از آهنگ شاد بود صدای پیانو رو هی می بستمن هم هی بهش می گفتم می خوام صداش رو بشنوم ببینم دست می زنم یا نه، هی من باز می کرد، هی اون می بست.

بالاخره افسردگی پسر پادشاه با شنیدن آهنگ خوب شد و من هم از کالبد دختر اشراف زاده به میهن قشنگمون ایران برکشتم و در بدو ورود با خیل عظیمی از آلودگی هوا استقبال شدم.

این بود یکی از هزاران خواب شب امتحانی بنده

 

پ.ن۱: به این می گن تاثیر نا محسوس تجاوز فرهنگی. (به خوابهای ما هم تجاوز کردن)

پ.ن۲: شاید هم تاثیر پخش زیادی از حد سریال و فیلمهای خارجی به علت کمبود تولید و بودجه، شاید.

پ.ن۳: البته نباید تاثیر زیاد خوردن شام رو هم از نظر دور کرد

 

اندر احوالات دانشگاه

 

یک ترم گذشت هنوز نفهمیدم دانشگاه پیام نور داره چیکار میکنه!

یک جا نوشته ۷۲ ساعت بعد از آزمون نتیجه امتحانات رو می دیم.

یک جا نوشته به فلان جا مراجعه کنید

و ...

سیستم نوین آموزشی همه رو دچار مشکل کرده

کل سیستم رو باید فایل به فایل، دونه به دونه بگردی تا شاید به جواب سوالت بررسی

دانشکده ما هم که خدا رو شکر چند روز در میون سایتش باز نمیشه

کلا

همه چی آرومه و ...

پ.ن: بیاید آخر ترمی برای همه داشجویان از ته دل دعا کنیم، بلکه دعای ما باعث قبولیشون بشه

 

11.11.11

 

بابا اینجا رو که باز خاک مرده پاشیدن انگاری!!

ظاهرا من و جمانه از بازماندگان این دیار بودیم که انگاری جمانه هم فعلا متواری شده!!!

این وبلاگ یه روزی به مناسبت حضور با شکوه آبانیای عزیز متولد شد اما ظاهرا آبان داره تموم می شه و نه آبانیا میان اینجا و نه غیر آبانیا!!

پس تا دیر نشده من در اینجا تولد تمام آبانیا و کسایی که آبانیا رو دوست دارن رو تبریک می گم!!

من جمله :خودم(پارندا) ، بهاره، فاطمه، مهدیه، ، آقا رحمان!! و .... ( اگه کسی از قلم افتاد خودتون اضافه کنید)

در ضمن امروز ۲۰ آبانه یعنی تولد من

ولی این موضوع زیاد مهم نیست چون امروز یه مناسبت مهمتر هم داره!!

امروز ۱۱.۱۱.۱۱ میلادی هست.... خوب برا من اولش زیاد مهم نبود ولی وقتی فکر می کنم که این روز ۱۰۰ سال یه بار اتفاق می افته ( یعنی از سال ۱ تا ۱۲ مثلا۱.۱.۱  و ۲.۲.۲ و ۳.۳.۳ و ....)  و کلا تعداد معدودی از آدم ها تولدشون توی همین روز می افته ، خیلی احساس خوبی بهم دست میده...

گرچه امسال اصلا حس خاصی نسبت به روز تولدم ندارم اما تاریخش رو به فال نیک می گیرم.... امیدوارم از این روز زندگیم عوض بشه... گرچه هر روز می تونه تولدی دیگه باشه ... تاریخش مهم نیست

امیدوارم هر روز برای همه تون مثل روز تولد یه شروع دوباره باشه... مخصوصا برای آبانیای عزیز

اینم ۱۱ تا گل

 

 

 

نمایشگاه مطبوعات

دوستان یه خبر مهم و پولکی!!

نمایشگاه مطبوعات الان توی مصلی در حال برگزاریه.

به دانشجوها با ارائه کارت دانشجویی یا حتی پرینت انتخاب واحد و کارت ملی ۲۰ تومان بن رایگان برای خرید از نمایشگاه می دن!!!! البته به خبرنگار ها هم می دن.

به افراد عادی هم در ازای ۲ هزار تومان ۱۰ تومان بن می دن.

به نظرم فرصت عجیب و خوبیه برای خرید مجلات و نشریاتی که گرون هستن.

به نظرم باید از این بودجه استفاده کنیم حیفه.

در ضمن من غرفه دار  هستم. اگر کسی خواست می تونم ازش بن رو بردارم و به جاش پول بدم بهش (البته درصد ما محفوظ باشه هااا!! )

نمایشگاه تا سه شنبه ۲۰ ام از ساعت ۹ تا ۲۰ توی سالن شبستان هست و بن ها رو جلوی در ورودی شبستان داخل یک کانتینر می دن. کارت ملی هم الزامی است. ( برای بقیه اعضای خانواده رو هم می شه بگیرین)

 

پ.ن: اگر واقعا اهل مطالعه هستید نمایشگاه خوبیه چون خیلی از نشریات شماره قبلیاشون رو مجانی یا نیم بها می دن. مثل ضمیمه های همشهری و روزنامه سلامت و موفقیت و....