یک ا ح م ق

! سخت ترین کار دنیا متقاعد کردن یک احمق است !

فاجعست ...

ســـلام بچه ها باورتون میشه من دارم اپ میکنم؟؟؟؟

بنده الان در فقـــر وقــت به سر می برم!!

الانم اومدم که نگید وبت فسیل شد و رفت و منو فراموش کنید و اصلا فکر کنید دوراز جونم و 

زبونتون لال من مــردم

تازه الان از مامانم نیم ساعت وقت گرفتم بیام یه اپی بکنم

راستی تشکر فراوان از کسایی که وبمو فراموش نکردن و سر میزنن

خوب از چی بگم؟؟؟

مدرسه؟

درس ها؟

امتحان ها؟

کلاس ها؟

ناظم ها؟

معاون ها؟

کله صبح از خواب پاشدنا؟

خوابدن سر کلاسا؟

دیروقت خوابیدن ها؟

چشم قرمز ها؟

هــــــااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فکر کنم دیگه خودتون اوج فــاجــعــــــــه رو درک کردید دیگه

وای روانی شدم بابا

این امتحانای لعنتیم که تقریبا همش پشت سره همه

وضعیت امتحانا به غیر از دوتاش بقیش خوبه (البته اون دو تا هم ان چنان بد نیس نه بابا در مورد من

چی فکر کردید مگه هان)؟؟

ههههه مهرانه نمره ی شیمی قشنگ

این شکلک ها مراحل تکامل درس خوندنای من بود هه هه هه هه 

خوب همین دیگه چیز دیگه ای هم به ذهنم نمیرسه

اها فردا امتحان زیست داریم دعا کنید خوب شم معلممون گفته سوالا ممکنه سخت باشه

همین دیگه وقتم داره تموم میشه

کاری باری؟؟؟

بـای بـــــای هــمــگــی

یه نیمچه اپ کوچولو

ســـلام بچه ها

خوب میبینم که دیگه مدارسم شروع شده و دوباره همون اشو همون کاسه

تا نصف شب بیدار موندن...

صبح ساعت 6 بیدار شدن...

صبحانه نخوردن...

اســترس.... 

البته الان که دارم فکر میکنم مدرسه اونقدریم که ازش واهمه داشتم وحشت ناک نیس

برعکس جو خوبی داره

ههه یه چیزی..

فامیل معلم زبانمون هست مودی!!!

خخخخ کیا هری پاترو خوندن؟؟؟

تا گفت مودی یاد پروفسور مودی تو هری پاتر افتادم

خوب راستش چیز دیگه ای به ذهنم نمیرسه

این یک نیمچه اپ بود

نظراتونو همون پایین بزارید لطفا

رااااســــــــــــــتــــــــــی یه خبر......

جمعــه 7 مهر تولدمه . یعنی 3 روز دیگه

هورااا

همین دیگه

ببخشید من دیگه باید برم

کامت فراموش نشهههههه

باااااای بااااااای

یعنی میگی شماره معکوس شروع شده؟؟؟وای نه ...

ســـلام دوستان

ببخشید اینقدر دیر به دیر اپ میکنم باور کنید سخته

همش کلاس در کلاس

این 10 روزم فکر کنم مهرانه بفهمه چی میگم با این کلاسای هر روز مدرسه و مشق و امتحان

راستی  3 روز دیگه تولد وبلاگمه(اخی میشه 3 سالش از ساله 88 دارمش)

بچه ها این معلم فیزیکمون بهمون در مورد انجمن نانو فناوری ایران و انجمن نجوم ایران گفت

راستش هر دوشون واقعا مباحث جالب و خوبین

ولی من خودم نانو رو بیشتر ترجیح میدم

اخه نجوم واقعا باید دنبالش باشی

یعنی این که یه تلسکوپ داشته باشیو هر شب از سایت اخبار اسمونه اون شبو بگیریو

ستاره و ها و سیاراتو ببینی

و نباید بگی امشب خستم و حوصله تنظیم تلسکوپو ندارم و ...

ولی نانو یه چیز باز تر و جالب تره البته از نظر من

خلاصه این که میخواهم برم عضو یه انجمن کوچیک شم تا بعد که وارد این انجمنای بزرگ شم

البته من یه طرح برا نانو دارم که به علت مشکل بودن طرحش فعلا قابل پردازش بهش نیس

یعنی اول باید برم یه مجوزی چیزی برای استفاده از میکروسکوپ الکترونیکی دانشگاه فردوسی یا ازاد بگیرم

برا خوارزمی هم فکر کنم بتونم تابستون ساله دیگه شرکت کنم

راستی یه سوال جونه من بهم نخندینا.....

اخه از داداشم که پرسیدم خندیدو گفت هنوز فنچی بابا......

خب سوال:این بنیاد ملی نخبگان برای چه سنینی هستش؟

برا دبیرستان هم هست یا فقط برا دانشجو ها؟؟؟؟

خب هر کی میدونه یا میتونه از کسی بپرسه لطفا جواب بده

تازگی ها دارم کتاب سپیده دمو میخونم(کتاب چهارم توایلایت یاهمون گرگ و میش)

به نظرم چرنده یعنی میدونید انگار که فقط یه سری داستان الکی از ذهن بلاست یعنی ادم نمیتونه 

از کتاب خیلی لذت ببره یا هیجانی شه

ولی هری پاترو که میخونی قشنگ حال میکنی از صفحه به صفحش

واقعا که این جی کی رولینگ عجب نویسنده ایه...

هــــی تـ ـ ـ ـا بـ ـ ـ ـسـ ـ ـــــتونـــ ـ ـ ـ ـ ـم داره تــــــــــموووووووم میشهههههه

وای نه......

البته خوب یه مرحله جدیدیه به اسم دبیرستان

حالا ببینیم چی میشه

ضمنا من کتاب و لوازم تحریر نگرفتم(برو بابا کی حوصلشو داره اخه) 

شما چه طور؟؟

خوب بچه ها اینم از اپ من که نگید وبت پوسید

من برم دیگه

کامنت هم لطفا فراموش نشه قول میدم حتما بخونمشون

فعلا بابای

بخون دیگه قاطی پاتیه

ســـــلام به همه ی دوستان

با تابستون حال میکنید ایا؟

من نمیدونم حال میکنم یا نه اخه تابستونمم

یه جورایی مثه دوران سال تحصیلی شده

یعنی دیشب تا ساعت 1:30 شب داشتم 2 تا برگه ی ریاضی سختو حل میکردم!

بعد که خواستم بخوابم یک دفعه یادم اومد که قراره فیزیک پرسش

پای تخته داشته باشیم و باید یه برگه ای رو حل میکردیم

وای خــــیلی ضد حال بودی

منم به روی مبارک خودم نیاوردم و خیلی راحت به خودم گفتم

این همه از بچه ها غایب میشن تو هم فردا نرو

خلاصه این جوری شد که من امروز یعنی یکشنبه فقط زنگ سوم که شیمی داشتیم رفتم

زنگ اول دوم که ریاضی و فیزیک داشتیم گرفتم خوابیدم D:

بابا اخه خداییش زورههههه که روزه هم باشی بعد تا ظهر بری مدرسه

تازه 5 شنبه ها هم که بد تر چون عصرشم باید برم کلاس زبان!!

خلاصه که تابستون من شده مثله دوران سال تحصیلی

خدا بخیر کنه سال تحصیلی حتما دیگه چقدر ازمون کار میکشن!!

هههه امروز خیلی باحال بود اخه منو دوستم موقعی که منتظر تاکسی بودیم

برای راه برگشت همون جا با یه دختره ای که داشت میرفت سوم دبیرستان دوست شدیم!!

ههه اینقدر راحت بود دوست شدنمون فقط سر یکی از کتابای توایلایت با هم دوست شدیم

خلاصه با هم قرار گذاشتیم قرار شده 3 شنبه برام فیلم توایلایت 2 و 3 رو بیاره 1 و 4 رو گفت

باید فلش بیاری

خلاصه این که یک دفعه ای صاحب این همه فیلم میشم

تازه کتابشم فکر کنم یکی از دوستای دیگم داره

اخخخخخخخخ جــــــــوووووون

خب دیگه از بحث مدرسه فعلا بیایم بیرون

راستی قالب جدیدم چه طوره؟؟؟خوشگله؟

اخــــــی من که خیلی دوسش دارم خیلی نازه و ملوسه

فکر کنم شبنم و شادی و مهرانه از این خوششون بیاد اخه این جور نقاشیا خوراک اوناست

بعد یه سوال:این عکس کنار وبم عوض شده یا نه؟قبلا 3 تا انگشت بود میخواهم ببینم

عوض شده یا نه؟باید یه عکس کارتونی دختر و پسر باشه

اگه شده یا نشده حتما بگید بهم

وای بچه ها یه عکس باحال تو فیس بوکم گذاشته بودم

گفتم این جا هم بزارم که شما هم ببینید

خیلی باحاله حتما در موردش کامنت بزارید:

یکی از دلهره اور ترین لحظات زندگی

‏Photo: یکی از دلهره اورترین لحظات زندگــی‏

مـــــوافقید؟؟؟؟؟

من که موافقم

اخی اینم یه عکس دیگه

تو فیس بوکم لایک زیاد داشت این عکسه پس این جا هم باید کامنتش زیاد باشه هه هه هه



این نقاشی توسط پسرکی مکزیکی / آمریکایی کشیده شده که از بدو تولد از مادرش ایدز گرفته است .این نقاشی برنده ۱۶ جایزه بین المللی شده و از آن به عنوان نماد در NGO های مبارزه با ایدز استفاده می شود

___________________________________________
I have Aids , please hug me ,I cannot make you sick
من مبتلا به ایدز هستم ، لطفا مرا در آغوش بگیرید ، من شما را بیمار نمی کنم.

                             

اخی خیلی قشتگ بوووود

وای دوستم فــــریده بهم یه وبلاگ پر از رمانای خارجی و ایرانی معرفی کرده

اینقدر عــــــــــــــالیه

من الان دارم رمان غزال رو میخونم

جین هم داره داستان های دیگشو میخونه

تو لینکام هست

خــــــوبــــ دوست جونام منـــ  دیگهـــ بــاید بـــرمــــ

خیلی گشنه و تشنه شدم از الان .......

کامنت فـــــــراموووووش نــــشـــــه

به قول بلا:تنکیو وری ماچ

بـــــــــای بــــــــــای

نتیجه ها

ســـــلام ســــــلام

حتما با خودتون میگید ای بخوره تو سرت سلامت بعد این همه روز 

نه سر میزنی نه جواب میدی

ولی باور کنید سرم واقعا شلوغ بود به خاطر مسابقات

رفتیم سرود اجرا کردیم وای باورتون میشه چندم شدیم؟؟

.

.

.

حدس

.

.

.

.

یکم فکر کن

.

.

.

بهمون چی میخوره؟

.

.

.

خیلی خوب بابا

.

.

.

.

.

رتبه ی هیچم

براتون توضیح میدم چیشد

نامردا گفتن دقیقا همین امسال این جوری کردیم که میخواهیم اکثر امتیازارو

بدیم به روستا ها و مناطق فقیر و محروم

که تشویق شن تو کارای فرهنگی هنری شرکت کنن

فـــــرض کــــــــنید!!!!!

وای الهی.....

من که وقتی تو اون جشنه اسم مدرسه ی ما رو برای قبولی نگفت

همچین زدم زیره گریه که عقبیامو جلوییام بهم نگاه میکردن

اه اه اه بعد اون وقت به عنوان جایزه پر روها فقط بهمون یه پارچه چادری دهاتی دادن

از این گل گلی ها

وای خدا یعنی یه مدارسی رتبه اورده بودن که شاخ در میاوردی

رتبه دوم سوم که خیلی شعرشون افتضاح بود

بیچاره معلم سرودمونم وقتی ناراحتی ما رو دید گریه کرد

ولی خداییش خوده اردوش خـــــیــــــــلی خوش گذشت

جدی میگم با این که همه به غیر از 4 نفرمون اولی دومی بودن ولی خیلی

خوش گذشتو خوب بود

راستی یه خبر جدید

بالاخره این ازمون  های مدارس رو دادیم و تنیجه هاشم دادن

من ازمون این مدارسو شرکت کرده بودم

تیزهوشان - فرهیختگان - امام رضا

خوب حالا حدس میزنید کدوماشو قبول شدم هان؟

.

.

.

.

حدس بزنید

.

.

.

این قدر بی حوصله نباشید

.

.

.

.

بگم یا نگم مسئله اینست

خیلی خوب میگم

خدا رو شکر

هم تیزهوشان هم فرهیختگان و هم امام رضا قبول شدم

وای تیزهوشان ...

و بهتر از اون اینه که همه ی اینا رو مهلا دختر خالمم قبول شده

همشو با هم شرکت کردیم

خوب همین دیگه من باید برم فردا کلاس دارم اونم از نوع درسی

خیلی خوب دوستان فعلا بابای

دارم میرم استقبال امتحانا...

ســــــــــلام بچه ها چطورید؟

حتما میگید این چه سوالیه معلومه حالمون خوب نیس(با وجود امتحانایی که پشت سر گذاشتیم و در پیش

رو داریم)

امتحانا خدا رو شکر خوب بود اونایی رو هم که بد شدیم معلما گفتن ترم دو 20 شید حـــله

ایول دمشون گـــــ ــ ــــرم 

عـــــــاشـــــــــــقـــــــــتـــم خانم حــــــبـــــیــــبــــی

خب اومدم خدمتتون خبر بدی رو بگم

اونم اینه که...

این که من امسال سوم راهنماییم و امتحانامون نهایه برای همین باید حتما 20 شم چون اسونه

و این که ازمون مدارس هم هست

و هم چنین 2 تیر تیزهوشان

و هم چنین من 8 تا 10 تیر اردو از طرف مدرسه برای مرحله سوم باید برم نیشابور

خوب اینه که میخواهم یه مدتی نت نیام

بابا به خدا تقصیر من نیس

لطفا هم نگید ایییییییی چه خرخون یا..........

وقتی ازمونامو دادم قول میدم یه اپ تووووووووپ بکنم

کلا میشم همون عاطی نابغه ای که پارسال اون همه نت میومدم و کامنت میزاشتمو

کامنتای خودمم 400-500 تا بود.

عروسکمو درست کردم بالاخره(کار حرفه و فن) یه خرگوشه کوچولو موچولوئه

کار رنگ روغنمم تموم شد

کار رنگ روغن شادی و بلا رو گرفتم زدم به اتاقم ، یکیه خودمم زدم

اینقدر باحال شده اتاقم مثه این نمایشگاه ها شده

2 روز پیشم این مدرسمون بالاخره بعد از قرنی جوایزو داد

کشتن خودشونو والا

بنده هم کلاسور و مداد رنگی و لوح تقدیر گرفتم

اینم گزارشی از مدرسه

خوب دیگه سرتونو درد نمیارم

اگه کامنتاتونو دیر جواب دادم لطفا ناراحت نشید

دوبارره بر میگردم

فـــعــــلا بابای بچه ها

بـــسه...

ادامه مطلبــ

رمز داره

هر کی بخواهد داده میشه

مخاطبش یه جورایی خودمم

کسی بی راهه فکر نکنه

"عاطفه"

ادامه نوشته

رنج زن

زن عشق می کارد و کینه درو می کند...

دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر...

می تواند یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن 4 همسر هستی...

برای ازدواجش در هر سنی اجازه ی والدین لازم است و تو هر زمان

بخواهی به لطف قانون گذار می توانی ازدواج کنی...

در مبحسی به نام بکارت زندانی است و تو...

او کتک میخورد و تو محاکمه نمی شوی...

او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی...

او درد می کشد و تو نگرانی که بچه اش دختر نباشد...

او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشت را می بینی...

او مادر می شود و هم جا می پرسند نام پدر...

و هر روز او متولد می شود، عاشق می شود، مادر می شود، پیر می شود

و می میرد...

و این ها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد

"دکتر علی شریعتی"

چقدر بزرگ شده است...

پسرک گرسنه اش است ، به طرف یخچال میرود

در یخچال را باز میکند...

عرق شرم بر پیشانی پدر می نشیند

پسرک این را میداند،

دست میبرد بطری اب را بر میدارد

کمی اب در لیوان میریزد...

.

.

صدایش را بلند می کند ، "چقدر تشنه ام بود"

پدر این را میداند پسر کوچولویش چقدر بزرگ شده است .



درس و امتحان

ســــلام!

نمیدونم چی شد به سرم زد بیام اپ کنم

در حالی که امروز سرم خیلی شلوغه

ولی خوب نمیشه نت رو ترک کرد!!!

ای بابا این معلما دارن تمام تعطیلات عیدو به دلمون زهر میکنن.

قراره حسابی بچزوننمون...

امتحانای مستمر ترم دوم هم از بیست و سوم شروع میشه...

اه همیشم قراره پشت سره هم باشه

اخه اینم شد برنامه؟؟؟؟

وای فردا عجب روزه گندیه

1-پرسش زبان

2-پرسش ادبیات

3-جواب امتحانای ریاضیمونو میدن

4-شاید برنامه ی امتحانای مستمرمونو بدن

5-اینو نمیشه بگم

ای بابا.....

این روزا هم که همش درگیر انتخاب دبیرستانم

دارم همش تحقیق میکنم ببینم کجا خوبه

تا الان 4 تا انتخاب دارم که ثبت نام کنم برای ازمونش(البته به غیر از خود تیزهوشان)

1-فرهیختگان 2-مصلی نژاد 3-نیلوفر 4-حاتمی

ای خدا چی میشه زود تر تیر بیاد

البته از 2 تیر هم بگذره چون ازمون  تیزهوشان اون موقع است

نمیدونم مثلا 10 تیر

که راحت بشیم دیگه

ببخشید میدونم اپم واقعا چرت و پرت بود

همین جوری نوشتم که نگید هیچی ننوشته

چون اپم خیلی کوتاه بود خواستید همون پایین کامنت بدید

ممنون

پس فعلا بای دوستان .

عید اومده دوباره شادی و خنده ، لطفا نشه فراموش عیدی بنده

ســـــ لام ســـــ لام

چیه تعجب کردید که من باز اپ کردم؟؟؟

اخه قرار بود 2 تا اپ پیش اخرین اپ سال 90 باشه که نشد.

امروز میخواهم در مورد این موارد صحبت کنم:

1:ادامه مطلب اپ قبلیم

2:خرید نوروز

3:تعطیلات

4:کارایی که میخواهم بکنم 

5:اهنگ وب:

خوب بریم یر توضیحات:

                                

1:کسایی که بهشون رمز داده بودم خوشتون اومد نه؟؟؟؟؟

بنده که به شخصه خیلی حال کردم!

2:یه چیز بگم شاخ در بیارید:من که همیشه لباسای عیدم از 2 هفته قبل اماده تو کمدم بود

حالا امسال هنوز نرفتم حتی یه جفت جوراب بخرم!!!

نمیدونم چرا اینقدر ریلکسم!!!

هنوز نه مانتو نه شلوار نه شال نه... هیچی نخریدم

مامانمم هنوز اجیلو شیرنی و اینا هیچی نخریده

کلا هممون یکی از یکی بیخیال تر و راحت تر

3:از چند هفته پیش با خودم میگفتم چه خوب تو اون تعطیلات قبل عید میشینم فلان

درس و .... میخونم ولی بنده کلا الان در الافی به سر می برم.

(اخه هنوز اون کتابی که میخواستمو نگرفتم قراره امروز اگه رفتم بیرون بخرم)

4:بنده امسال با دختر خالم قرار گذاشتم که تو عید وقتی رفتیم طبس(ما هر سال عیدا میریم طبس)

بشینیم خرخونی و مثل هر سال الافی نکنیم و وقتمونو به بطالت نگذرونیم.

البته منظورم از خرخونی زدن تست ریاضی و زیست و شیمی و فیزیک و .... است

ای خدا امسال تموم شه بره دیگه،چیه همش تو گوشمون میخونن تیزهوشان تیزهوشان

5:نظرتون در مورد اهنگ وبم چیه؟؟؟

دیوونه شدم والا هر اهنگی که میزارم 1هفته بعد به این نتیجه می رسم که برای وبم مناسب نیست.

این اهنگی هم که الان رو وبه خیلی قشنگه ولی چون خیلی غمگینه به وبم نمیخوره.

                              

ااااا راستی عکس بالای وبمم عوض کردم خوشمله؟؟؟؟؟

اینو یه شخصی لطف کردن برام فرستادن

خیلی باحاله...

ااا راستی امروز رفتم پژوهشسرا برای نانو(میخواستم طرحمو ارائه بدم)

وای وای وای اگه بدونید چقدر مزخرف و پیش پا افتاده بود طرح بچه های دیگه

من در مورد چی بودم اونا چی

بعد که به خانمه طرحمو دادم این جوری میکنه:عزیزم شما میتونی اینو به نانو یه جوری ربط

بدی ؟بیا این خودکارو بگیر زیر مقالت اضافه کن که به این دلیل مربوط به نانوئه

دلم میخواست بزنمش اخه یکی نیس بگه طرحی که در مورد شکل گیری مولکول های ابه طرح

پیشرفته تریه یا یه نفری که میره یه پازل میسازه؟؟؟

داشتم طرح بقیه ی بچه ها که روی میز بودو نگاه میکردم اینا بود:

یکی پازل بود ، یکی یه دفترچه ی مزخرف که زحمت کشیده بود رفته بود از یه کتابی اصطلاحات نانو

رو در اورده بودو اون جا نوشته بود

یکی رو مقوا مطلب در مورد نانو نوشته بود

فرض کـــــــنــــیــــــد!!!

حیف که خوارزمی مخصوص دبیرستانه وگرنه منم میرفتم خوارزمی چون اون جا طرح من خیلی به درد

بخور تر بود و مسلما قبول میشد

اگه طرحم تو این نانوئه مزخرف قبول نشه میرم داورو میزنم

حالا بیخیال کلا

همین دیگه

اوه اوه شماره معکوشم که شروع شده

3 روز

2 روز

1روز

ســـال نـــو مـــبـــارک      

من قراره سوم با خواهرم و شوهر خواهرمو خواهرزادم(پارسا گوگولی)برم طبس.

خوب دیگه ....

ما رو فراموش نکنید ، به یاد منم باشید

شبنم شادی مهرانه بلا  یاسی جین هما مژگان غزل پرنیان و .........

دلم برای همتون تنگه شده دوستون دارم 

فعلا بـ ـ ـ ـ ـ ـ ــ ـــ ـ ـای

   پ.ن: کامنتدونی بستس

برید پایین نظر بدید اخه گفتم دیگه چیزی به عید نمونده همون پایین کامنت بدید

مر۳۰ بای       

*

بعدا نوشت:خوش بختانه شیرینی و اجیل و شکلات و ... گرفتیم

لباس هم خواهرم برام اورد 

پس دیگه کمبودی نیس

هه هه بابای

فقط برید ادامه مطلب

ســــــــریع

زووووووووود

ببخشید رمزشو فقط به بعضیا میتونم بدم

پس لطفا اصرار نکنید

بازم ببخشید

ادامه نوشته

برید ادامه مطلب


ادامه نوشته

همه چیز و همه کس

س

ل

ا

م

دینگ دینگ دینگ:

عاطی نابغه وارد مــیــشــود

خیلی خوب بابا گریه نکنید بالاخره برگشتم

اهای با توئم اشکاتو پاک کن

www.smilehaa.org

هه دیدم همه میگن چرا اپ نمیکنی؟

گفتم حالا یه اپ کنم دلشون نشکنه

به هر حال وب عاطی رو خوندنم خودش نعمتیه مگه نــــه؟؟؟نگو نه که به قول بلا چپ و راستت میکنم

خوب امروز المپیاد علوم داشتیم

مــــتـــــــــنـــــفــــــــــــــــــــرم از کسایی که کلی تقلب میکنن و تازه بعد امتحان که سوالا رو چک میکنن در

کمال پررویی میگن وای من فقط فلان قدر غلط دارم

اه اه به...فلان قدر غلط داره اونا اگه ادم بودن اگه یکم وجدان داشتن که دارن حق دیگران رو ضایع میکنن

اگه به اون مغز کوچیکشون فشار میاوردن که یکم بخونن این تقلبا رو نمیکردن

مراقبا هم که همشون بیخودن

همشون انگاری کر و کورن نمیبینن این همه دختر دارن حرف میزنن و تقلب میکنن

تازه اسم خودشونم میزارن شاگرد خوب و عالی

اخه یکی نیست بگه به چه قیمتی؟؟؟

به قیمت ضایع کردن حق دیگران؟

به قیمت دروغ گفتن به همه؟؟

به قیمت کوچیک کردن خودت که همه بفهمن یه ادم متقلب کاری هستی؟؟؟

الهی یه روز به سزاء کارتون برسید

                 

خوب دیگه بسه چقدر غر زدم چقدر کلمه ی متنفرم رو به کار بردم

هه هه هه هه هه

وای بچه ها نامردیه! معلم ریاضیمون گفته به اونایی که تو اون ازمون ریاضی که ازمایشی بود و دل به خواهی 

بود شرکت کردنش شکرت کردن نیم نمره به امتحانشون اضافه میکنه

دلم میخواست بزنمش اخه یعنی چی چرا قبل امتحان نگفت؟اخه نیست ما همین جوریشم 20 میشیم

اینه که نگفت بهمون!

یاالله یاالله ما نمره میخواهیم یاالله

دوستان عزیز دقت فرمایید:بنده هیچ مقصودم حسودی نبود و فقط گفتم من هم نمره میخواهم گفتم که

نگید ای بابا حالا چشم نداره ببینه ما نیم نمره گرفتیم

بـــیــخــیـــال بابا بـــیـــخـــیــــال اصـــلا کلا همه چیزی بیخیال مدرسه درس مشقو بیخیال

وای این مدرسه ی ما خــــیلی بیخیاله و تمام مسئولینش احمقن

چون حدودا 1 ماه و نیمه پیش اومدن برامون در مورد نانو تکنولوژی گفتن و ما هم خوشمان اومد خلاصه گفتن

اونایی که میخواهن بیان برای نانو تکتولوژی اسماشونو بنویسن که اول براشون کلاس بزاریم بعد هم 

بریم سراغ طرح ها و نظریه ها اما حالا چی؟؟؟

این همه وقت گذشته و هنوز کوچک ترین خبری از نانو و کلاساشو طرح هاشو خوارزمی و ... نیست

بابا پس من الان طرحمو کی ارائه بدم برای خوارزمی؟؟؟

میخواهم تو خوارزمی شرکت کنم

                    

               

ووووواااااای بچـــه ها یه خبر:

حدس میزنید چی باشه هان؟؟؟

بگـــــــمــــ ؟؟؟

خیلی خوب

"مـــا تـــو ســـرود اول شــدیــم"

هوراااااا یوهوووووو

تبریک تبریک

مهرانه هم تو خوشنویسی دوم شد(در تعجبم که مهرانه اگه با اون خطش دوم شده پس نفر اول

دیگه چه خطی میتونه داشته باشه)؟؟؟!!!!

دمت گرم مهرانه جون افـــرین (امیدوارم اون دختره ابریشمی رتبه نیاورده باشه)

ولی اصلا از این متن سرودامون خوشم نمیاد مثه شعرای دبستانه

                

خوب خبر دیگه این که.....

اهان 10 اسفند عروسی پسر خالمه اخ جون عاشق عروسیای فامیل طرف مامانمم

فقط بدیش اینه که میفته چهارشنبه و فرداش 5شنبه ما کلاس فوق العاده داریم

و مسلما باید سر کلاس همش چرت بزنم

اخه عروسیا که دیدید دیگه تا 2 نصفه شب طول میکشه

راستی جین عسیسم تولده فینگیلی(داداش جونه عزیزتو)خـــیــلی خــیــلــی تــبــریــک میگم

الهی خاله بلا فداش شهD:

خوب همین دیگه خبرامونم طبق معمول ته کشید!

میبینید چقدر تکراریه روزمره هامون؟؟؟

اصلا اتفاق جالبی نمیفته

خدا کنه زود تر عید بیاد که من عاشق عیدم چون عیدا میشه گفت بهترین وقت هاست

چون ما و خالمو خانوادش و داییمو خانوادش میریم طبس همه پیش اون 2 خاله ی دیگه

وووووی اینقدر خوش میگذره

همین دیگه

حرف اخر هم:

چــرا کـــــــامــــنــــت نـــمــیــدیــــد؟؟؟؟؟؟

خــــیــلـــی نسبت به قبلا ها کمه

البته میدونم و کاملا درک میکنم که توی ایام مدرسه نمیشه مثه تابستون24 ساعته پای نت بود

ولی حالا هر وقت نت اومدید یه سری هم به ما بزنید

میدوستمتون

                                               فونت زیبا ساز فونت زیبا سازفونت زیبا ساز

جملات دکتر شریعتی+5شنبه

سلام به دخملا و پسرا

امشب اومدم یه نیم چه اپ بکنمو برم

اپ اصلیمو چند روز دیگه میکنم

میخواهم براتون جمله از دکتر شریعتی بزارم

یه کم حوصله به خرج بدید و بخونید،قشنگه

وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اصراف محبت است.

*

 اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است.

*

 اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است.

*

وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم.

*

علی‌ گفته‌ است‌ که‌: “گروهی‌ بهشت‌ می‌جویند، اینان‌ سود‌جویان‌اند و طماع‌، گروهی‌ از دوزخ‌ بیم‌ دارند و اینان‌ عاجزند و ترسو، و گروهی‌ بی‌طمع‌ بهشت‌ و بی‌بیم‌ دوزخ‌اش‌ می‌خواهند عشق‌ بورزند، و اینان‌ آزادگان‌اند و آزاد”. عشق‌ چرا؟ عشق‌ تنها کار بی‌چرای‌ عالم‌ است‌، چه‌، آفرینش‌ بدان‌ پایان‌ می‌گیرد، نقش‌ مقصود در کارگاه‌ هستی‌ اوست‌. او یک‌ فعل‌ بی‌برای‌ است‌. غایت‌ همه‌ غایات‌ عالم‌ “برای‌” نمی‌تواند داشت‌.

*

دلی که از شرکت در رنج و غم دوست غذا می‌گیرد عشقی می‌پروراند که از آنچه با خوشبختی و لذتی که از دوست می‌برد پدید می‌آید بسیار عمیق‌تر و پر اخلاص‌تر است.

*

کسی که عشق را نفهمد اگر هم به میزانی قدرت علمی‌اش قوی بشود، که زندانبان طبیعت گردد و حتی طبیعت را اسیر خودش کند باز به اندازه یک حیوان اسیر خودش خواهد بود.

*

دنیا را بد ساخته اند!
کسی را که دوست می داری ، تو را دوست ندارد
کسی که تو را دوست دارد ، تو دوستش نمی داری
اما کسی که تو دوستش می داری و او هم تو را دوست دارد
به رسم و آیین زندگی به هم نمی رسند،
و این رنج است!
زندگی یعنی این

*

به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق . آدم با غرور می تازد،با دروغ می بازد و با عشق می میرد

 

*

 

مادرم میگفت عاشقی یک شب است و پشیمانی هزار شب؛هزار شب است پشیمانم که چرا

یک شب عاشقی نکردم

                   

                   

وووووایـــــــــی بچه ها فردا 5 شنبه است

بنده از خوش حالی در پوسته خود نمی گنجم

کلاسامون دوباره شروع میشه

ضمن این که رفتم رو برد رو نگاه کردم نوشته بود سوم 1:ریاضی-زیست-فیزیک

وای خدا جون یعنی میشه واقعا برناممون همین باشه؟؟؟؟؟

باز با اون سوم 2 عوضمون نکنن؟؟؟؟؟

اگه برناممون فردا همین باشه که من از خوش حالی گریم میگیره

خوب دوست جونیام فعلا بابای


ســـــــــلام

یه خبر خوش حال کننده برای خودمو دوستای مدرسه ایم:بالاخره امتحانامون تموم شد!!

امروز امتحان دفاعی داشتیم

1 نمره غلط دارم!!!!

ولی بچه هامونو عجب تقـلـــــبایی میکردنا

خوش بختانه امتحانامو با شرافت و فکر خودم(بدون تقلب)به پایان رسوندم

زنگ دوم هم که برامون برنامه ی راز رو گذاشتن و زنگ سوم هم ادامشو

زنگ چهارم هم که معلم اجتماعیمون طبق معمول شروع کرد به خاطره تعریف کردن از مجلس شورای اسلامی

و رییس جمهوری و .........

خوب عنوان اپمو که میبینید چیه دیگه؟

رتبه ی شادی(کسایی که اپای قبلیمو خوندن باهاش اشنا هستن)

ولی اصلا نزاشت اشاره کنم به فامیلش فقط گفت میتونی تو ادامه مطلب بزاری

الانم که چیزی نداره که بخواهم تو ادامه مطلب بزارم پس فقط میگم:

"شادی در کمال افتخار رتبه ی 1 تو مدرسه و رتبه 2 در سطح استان شد"

ازمون سنجش علمی بود(اسمشو تو روزنامه هم زدن ولی اصلا نزاشت بگم چه صفحه ای و کدوم روز)!

مامانم میگه:حالا دوستت رتبه اورده تو چرا اینقدر ذوق زده ای؟؟؟

خداییش ترکوندما

هر جا میرفتم میگفتم وووووووااااااای دمه شادی گرم ایول بهش بابا

اگه این شادی..... میزاشت فامیلشو صفحه روزنامه و ... رو بگم الان میتونستم یه چیز مفصل بنویسم

ولی خوب نشد دیگه تقصیر من نیس والا

                       

*****تــــــــــوجـــــــــــــــه:خبر مهم*****

میخواهم یه افرادی رو از لینکام پاک کنم

یعنی خیلی ها رو 

تمام کسانی که خیلی وقته سر نزدنو هیچ خبری نمیگرین حذف میشن

لینکامو اگه از 2 سال پیش پاک نمیکردم الان 200 تا هم میشد

حالا میخواهم با افراد جدیدی تبادل لینک کنم

راستی میدونید چه کتابی رو شروع کردم به خوندن؟؟؟

فکر کنم یاسمین و نازنین از تعجب شاخ در بیارن!!!

خاطرات یک خون اشام

البته کتاب یک خلاصشو خوندم چون کاملشو پیدا نکردم الانم کتاب دومش و فصل دومشم

کتاب باحالیه ها

به نظر من دیمون اصلا خوشگل نیس ، شما چی میگید؟؟؟

بــــی ریخــــت

**خانم ها و اقایون توجه:خروج بدون کامنت اکیدا ممنوع D:

خوب دیگه فعلا بابای

شرحی نداره

ســــلام

امروز 4شنبه 1390/10/28

خیــــلی روز بدی بود!!!

دلیلشم تو ادامه مطلب میگم

رمزشو فقط به بعضیا میدم

ضمنا اسم وبلاگمم دوباره عوض کردم

پس لطفا تو لینکاتون اسم وبمو درست کنیدو بزارید

دست نوشته های من

  www.smilehaa.org

ادامه نوشته

همش درس و درس

سـ ـ ـ ـلام

چه طورید؟خوبید؟خوشید؟

ای بابا از حال من نپرسین که بسی بد میباشم!!!

وووووااااااای اخه سرما خوردم و گلوم درد میکنه!!!

مدرسه هم که دیگه ما رو کشته

فـــــــــقـــــــــــط درس و درس و درس

همش امتحان ای بابا این عادلانه نیس به خدا

تازه تعطیلمونم که نکردن همش باید بریم این مدرسه ی لعنتی

جواب بعضی از امتحانامونم دادن بین اونا زبان و ادبیاتو بد شدم

البته بد شدم منظورم 14 یا 15 نیستا نه بابا بالا تر منظورم بالای 17

چقدر الکی زبانمو بد شدم

یه سوالو اشتباهی خوندم

خانم هادیان گفتن اگه این چند تا بی دقتی رو نداشتی الان حتما بالای 19 میشدی!

وای فردا هم(یعنی سشنبه)روز بسیار پر استرس و بدیه

چون هم نمره های ریاضی رو میدن هم نتایج اون ازمونی که دادیم!

پس فردا هم امتحان عربی داریم و بنده هیچی نخوندم

حالا کی خونده که من بخواهم نگران باشم

یکشنبه هم امتحان علوم وووووووووووووی باید بشینم فیزیک خر بزنم

خوب دیگه فقط اومدم یه خبر از کارام بهتون بدم

فعلا بابای

پ.ن:چون اپم کوتاه بود کامنتارو فعال نمیکنم

خواستین نظر بدید برید پایین

یه عالمس سریع بخونش

سـ ـ ـ ـلـ ـ ـ ـام بچه هاااااااا

ببخشید تو این چند روز اپ نکردم 

خیلی خوب بابا چرا میزنی؟؟الان میگم چرا اپ نکردم دیگه

الــهـــی چون 

چون

چون

چون

جوش نیار بابا بالاخره میفهمی

چووووووووووون

**خواهر زاده ی گوگولیم (پارسا)به دنیا اووووووومد**

الهی عسیسم الان یه یه هفتش شده 5 شنبه ی هفته ی پیش به دنیا اومد

گوووووووگووووووووولــــی اینقدر نازه که حد نداره

اگه میخواهین ببینینش بریده فیس بوک جای سرچ بزنید

parsa lotfi

بچه از چند ساعت قبل تولدش فیس بوک و جیمیل و ... داره!!!

خلاصه این شد که نتونستم به بچه های وب هم خبر بدم فقط بچه ی کلاسمون میدونستن

راستی هرکی رفت فیس بوک و دیدش حتما به من بگه

برای همین این چند روز ما همش خونه ی زینب(خواهرم)بودیم

ماشاالله همشم که از درس و زندگی عقب موندیم(هه هه شوخیدم بابا)

خلاصه این که بنده الان بعد از قرنی خاله شدمو دوستان بر ما حسرت میخورند!!!

ووووی یه بار زینب به من دادش بغلش کردم وای اینقدر نرم و کوچیک بود 

همش میترسیدم الان از دستم ول بشه

وای امروز مدرسه عاااااااااااااااالی بود

پر از خودشیرینی و ضایع بازی

زنگ اول که با اقای غنچه گی داشتیم منم که کلا نمیدونم چرا اینقدر با اقای غنچه گی

صمیمیم اخه میدونید جای بابامو داره(حالا به نغمه برنخوره)

کلی وراجی کردیمو خندیدیم

زنگ دوم که هیچی بابا (با اکبری کلاس داشتیم)

و امااااااااا زنگ سوم

خوب قطعا فهمیدین با کی داشتیم دیگه هان؟؟؟(اقای یامی)

عالیییی بود

اول که اقای یامی وارد کلاس شد و کتشو دراورد(خیلی کتش شیکه چرمیه) و

 کیفشو رو میز گذاشت

بعد اومد که از یه نفر دفتر بگیره که ببینه تا کجا درس داده امد جلوی فریده (که میز اول

میشینه)ولی منه خودشیرین سریع دفترم و گذاشتم جلوش(طبق معمول)اخ شادی چقدر حرص

خورد بدبخت(ای بابا خوب شادی جان شما برای خانم شعلی بر خودشیرینی کن)

بعد که دفترمو پس داد از کیفش یه برگه در اورد و گفت یکی لطفا بره از این برگه کپی

بگیره که دوباره من مثه فشنگ از جام پریدمو رفتم که برگه کپی کنم و غزل جان

لطف کردنو بهم گفتن لیمو شیرین ولی من نتنها ناراحت نشدم بلکه خیلی هم

خوش حال شدم که بهم گفت لیمو شیرین!!!!!

خلاصه برگه رو دادم به دفترو برگشتم کلاسو اقای یامی هم درس دادو ما هم که

طبق معمول همش سر کلاس هی حرفو خنده و ...

بعد اقای یامی گفت یه خودکار به من بدید من گفتم چه رنگی گفت فرقی نداره که 

یه دفعه دیدم این فریده ی ... پرید که خودکار بده ولی منم مثه جت از جام بلند شدمو 

6 رنگ از روان نویس های استدلرو بهش دادم!!!

اخه من موندم اون چرا میخواست خودشیرینی کنه اه اه دختره ی ....

بعد که اقای یامی یحضور و غیاب کرد خودکارمو بهم پس داد

وای حالامیرسیم به اصل جریان وووی خداوندا:

ببینید این اقای منفرد قرار بوده برای بچه های سوم 3 پیتزا بخره ولی اقای یامی به 

اقای منفرد اس ام اس داده بودم که براشون پیتزا بخره حالا کلی جریانات داره

بعد ما شروع کردیم به اقای یامی گفتیم اقای یامی همــیـــن الان به اقای منفرد

اس ام اس بدین که باید برای ما هم بخرن و ....

اقای یامی هم چیزی نگفت بعد من شاسگول برگشتم عقب به غزل خیلی یواش گفتم

اشکال نداره بابا من خودم به اقای یامی اس ام اس میدم که بهش بگه

بعد غزل و یاسی به تعجب پرسیدن:ههههه مگه تو شمارشو داری منم گفتم اره بابا

من شمارهی اقای غنچه گی ، پالیزکاران ، یامی و .... دارم 

بعد غزل گفت وووای تورو خدا به منم بدی شمارشو ها که یه دفعه خود غزل خندش 

گرفتو گقت واااای عاطفه اقای یامی شنید(اخه اقای یامی وحشت ناک گوشاش تیزه

امکان نداره صدایی رو نشنوه)

وای حالا من اصلا روم نمیشد سرمو برگردونم همین جوری رفتم تو تستم صورتمو گم و

گور کردم غزل بهم گفت اقای یامی با خنده صورتشو این ور اون ور کرده و گفته واقعا که

اخییییییی خوب اشکالی نداره که حالا شماره هاشونو دارم دیگه مگه چیه

خلاصه حالا شاید به اقای یامی اس ام اس دادم که ازش سوال فیزیک بپرسم

هه هه

ببخشید من دیگه بیشتر از این وقت ندارم بنویسیم

اگه چیزی یادم اومد بعدا اضافه میکنم

فعلا بابای


بیا پایین خودت میفهمی

یــــــــــه خــــــــبر مهم:

عاطی نابغه دوباره شاد میشود

هورااااااااااااا

خوب حتما دقت کردین که اون چهار پنج تا اپ اونجوریمو همــشـــو + کامنتاش پاک کردم

الان میگین دیوونه چرا کامنتا رو پاک کردی؟؟!!

خوب میخواستم کلا وبم از غمگینی دربیاد

اهنگ وبمم برداشتم

تا اپ بعد بابای

پ.ن:از این گروه از دوستام خیلی متشکرم به خاطر کامنتاشون و بدونن خیلی دوسشون دارم

1:بلا جون

2:فریده جون

3:یاسی جون

4:الما جون

5:شادی جون(البته کامنت نمیزاره فقط میخونه)D:

6:عاطفه جون

7:مهشاد جون

8:نیکول جون

و 

.

.

.

دیگه واقعا بابای

مدرسه و امتحانا

سلام بچه ها خوبید؟؟؟

بیکار بودم،یعنی در واقع بیکار نیستما ولی الان میخواهم بیکار باشم برای همین اومدم اپ کنم

گفتم از 17 ابان اپ نکردم

یه وقت وبم فسیل نشه ...Shukhi.Com

خوب اومدم درمورد جریانات و اتفاقات مدرسه بگم

سرفصل ها:

1-امتحانات

2-اوضاع کلاسمون

3:دوستام

4-وبم

و .............

امتحانات:

نه خیلی عالیه نه خیلی بدهشکلکای رمینـــــــآ

یه روز میان یه نمره ی 20 تحویلت میدن یه روز 16  !!

یه روز خوشحال یه روز ناراحت

ولی درکل من موقعی که نمرم بد میشه یه چیزی رو به خودم میگم:

اول این که خدا رو شکر میکنم که با دوستام توی مدرسه ی نمونه ام وبه قول معلم دینیمون

گلچینی از 100 ها دانش اموز

دوم این که با خودم میگم این نمره ی 16 که گرفتم میدونم که نمره ی خودمه اما اون بچه های

ته کلاس که اصلا فقط بلدن تقلب کنن

سوم این که:یاخودم میگم اتفاقا باید خوش حال باشم که نمرم از خیلی های دیگه بهتر شده

همیشه که نمیشه خودتو با بهترینا مقایسه کنی

اول خودمو با اون ضعیفا مقایسه میکنم و وقتی فشنگ از این موضوع انرزی گرفتم

خودمو میرم با اون خیلی خوبا مقایسه میکنم

این جوری خیلی پیشرفت میکنم

اوضاع کلاسمون:

گنــــــــــــــــــــــــــــنـــد گــــــــــــــــــــــــــندShukhi.Com

به خاطر این که همه ی معلما از لحاظ انضباط و اخلاقی دو سه بار ازمون شکایت میکنن

و خلاصه این که بدترین کلاسی هستیم که مدرسه تاحالا به چشمش دیده

"کــــلـــاس شـ ــلوغی هـ ـ ـسـ ـ ـ تـ ـ ـیـ ـ ـم ولـ ـ ـ ـی شـ ـ ـلـ ـ ـوغ بـ ـ ـاهـ ـ ـوش"


دوستام:

خوب فعلا که هممون با هم دوستیم

با شادی هم اشتی کردم

ولی یه چیزی!!!!!!!!!!!

همه دارن روز به روز بــــــــی جـــنـــــبـه تـــــــــــر میشن


والیبال:

اه اه خاک تو سر ایران این چه گندیه که داره میزنه؟؟؟!!!!

این یکی رو هم که مثه بازی با امریکا باختیمشکلک هانی

انقدر باحال بود:زنگ تفریح ال سی دی رو روشن کردند و ما همه نشستیم تو راهرو

 برای والیبال دیدن

بعدم شروع کردیم نادی رو به تشویق کردن

ولی از بخت ما همون جا زنگو زدنو مجبور شدیم بریم کلاس


قالب و اهنگ وب:

قالب وبم چه جوریه؟

خوشمله بانه؟؟؟

ولی اهنگ رو نمیدونم چرا خراب شده نمیتونم کد اهنگ بزارم تو وب

کـــمــــکـــــ


خود وبم:

بچه ها میخواهم یه قرار مدارایی با خودم ببندم

جون من جون خودتون تو این راه کمکم کنید باشه؟؟؟

بگم؟؟؟

میگم

میخواهم از این به بعد یه شاگرد خوب و نمره 20 بشم

ولی این کافی نیس چون میخواهم برنامه ریزی کنم و از این به بعد برای تیزهوشان و دبیرستانای 

خووووووووووب بخونم

برای همین میخواهم از این به بعد وبم کم تر بیام

و هر هفته کم تر و کم تر بشه

میخواهم از این به بعد فقط هفته ای 1 بار بیام نت

یعنی میتونم؟؟؟شِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے

منی که اگه یه روز پای نت نشینم انگار هم صحبتیمو دوست صمیمیمو ازم گرفتن

چرا نشه؟؟؟فقط یکم اراده میخواهد

وای بچه ها به خدا بیشتر از این دیگه نمیتونم بنویسم اینقدر که خوابم میاد

اخه دیشب ساعت3 خوابیدم و صبح ساعت 6 بیدار شدم و عصرم هیچی نخوابیدم

الانم هر چند دقیقه یه بار هی سرم میفته

ببخشید شرمنده باید برم

بابای.

××××××××××

بعدا نوشت:

بالاخره تونستم برای وبم اهنگ بزارم

خراب بود نمیشد

عاشقه این اهنگم خیلی قشنگه نه؟؟؟؟

قالبمم که عوض کردم(میخواستم متناسب با اهنگ وبم باشه)

حتما میگین عاطفه افسردگی گرفته که وبشو این جوری کرده؟؟؟!!!

هه نه نگران نباشید افسردگی نگرفتم

میدوستمتون بابای

عاطفه مرده یا نه؟؟؟

ســــــ ـــ ــــ ــلام به بچه های باحال اعم:

بلا جون و جینی جون ، نیکول جون ، صدف جون ، شقایق جون ، حنانه جون و ......

خوب گفتم بیام از خودم یکم تعریف کنم نگین این عاطفه مرده یا ....

اول از مدرسه تعریف میکنم:

مدرسه خوبه ها اما امتحانا نه !!!

نه بابا شوخیدم امتحانا هم خوبن اما یه امتحان شیمی دادم در حد تیم ملی!!!

بالاترین نمره ی کلاس 17 بود فرض کنید...... !!!

ولی خود مدرسه خیلی حال میده مخصوصا 5 شنبه ها(به خاطر کلاسای فوق العاده)

اهم اهم هنوز جرعت نکردم نمره ی علوممو به مامانم بگمD:

اکثر بچه های کلاس تو مایه های 14 و خرده ای شدن منم تو همون مایه هام!

ضمنا فردا امتحانای ادبیاتمونم میدن ... 

خوب حالا بیخیال امتحان و ....

کلا از بحث مدرسه بیاییم بیرون

چند تا عنوان کوچیکـ :

1:با فریده قهر کردم و عمرا دیگه باهاش دوست نــــــــــمــــــــــــیـــــشــــــــــــــمــــــــــ

اصــــــــــــلــــــــــــــا امــــــــــــــکــــــــــــــان نــــــــــــدددددددددددارههههههههههههه

دختره ی ...........................

دیگه میخواهد چه شادی چه مهرانه چه شبنم چه ملیکا چه بلا و چه جینی و چه .........

بگن که بیا یه بار دیگه هم باهاش دوست شو عمـــــــــرا باهاش دوست شم

عین بچه های 1 ساله میمونه،انگار فقط قدش بلند شده اصلا رشد عقلی نکرده!!!

2:معلمای 5 شنبه مون همون معلمای تابستونمونن 

من که از خوش حالی پریدم هوا(الانم 3 جلسش گذشته)

3:فقط 2 ماه تا خاله شدنم مونده!!!!!

4:سیسمونی این نی نی رو همشو خریدن (انقدر نـــــــانـــــــــاسه)

5:امروز میدترم زبان داشتیم reading افتضاح تلفظ میکرد(دلم میخواست ال سی دی

 رو بکوبونم تو سر هر کی که در دسترسم بود)

بچه ها شما ها فک کنم اصلا توضیحات وبو نمیخونید نه؟؟؟؟

بابا اهــــــــــــای مــــــــردم اینقدر کامنتای خصوصی الکی چرت و پرت نزارید لطفا

میدونید تا الان چند تا کامنت خوصی دارم؟90 تا !!!!!

تازه حدودا 30 تاشو پاک کردم

راستی شما فیلم یه حبه قند رو دیدید؟ما امشب میخواهیم بریم ببینیم؟قشنگه؟

ضــــمـــنــا:اگه میخواهید بخندید برید ادامه مطلب

البته من شاید نتونم اون طور که اون جا اتفاق افتاد خنده دار تعریف کنم

به احتمال زیاد نصف قسمت خنده دارش میره!

خوب دیگه پیش به سوی ادامه مطلب

.

.

.

.

.

ادامه نوشته

بمیری بلاگفا

ای وای چیکار کنم بچه ها؟برای هیچکس نمیتونم کامنت بدم

تا اون گزینه ی ثبت نظر رو میزنم پیام میده که

«امکان درج متن تبلیغاتی وجود ندارد»

با این که متنی که من میدم هیچ ربطی به متن تبلیغاتی نداره

حتی به سلام هم میگه متن تبلیغاتی!!!

ببخشید اگه برای اپاتون خبرم کردید و من نیومدم

نمیدونم چش شده خدا کنه زود تر درس بشه که من بتونم کامنت بدم

فعلا بابای

پ.ن:چه برای این اپم چه برای اپ پایینیم خواستید کامنت بدید همون پایین 

بدین . این اپم فقط برای این بود که بهتون بگم چرا نتونستم براتون

 کامنت بزارم .


متفاوت

سـ ـ ـلام بچه ها 

واااای ببخشید میدونم خیلی وقته که اپ نکردم

خیر سرم قرار بود 7 مهر اپ کنم که نشد

ولی خداییش وباتون میومدم

این جوری نبود که کلا از نت برم

الانم وقتم برای اپ خیلی کمه چون هر لحظه ممکنه مامانم بگه بیا غذا بخور و 

دیگه دست بردار هم نیس

خبرایی که قراره بدم:

عروسی:خیلی خوب بود فقط بدیش این بود که انگار این اقای داماد با یک نیروی مغناطیسی 

وصل شده بود به تالار خانما

هی میومد.دیگه من اعصابم خرد شده بود!!!

ولی کلا همون چند روز که رفتیم خیلی خوش گذشت کلی خندیدیمو بیرون رفتیم و ...

تولدم:خیلی باحال بود بخاطر این که من همون 6 مهر رفته بودم تولدم فریده که همون

شب دقیقا خاله و داییم اومده بودن برای تولد من

خلاصه من از تولد فریده اومدم به تولد خودم(البته تولد فریده 1 مهر بود که به جاش 6 مهر گرفت

تولد منم که 7 مهر)

منم پس فرداش یعنی 8 مهر تولد گرفتم و فریده و شادی و شبنم و مائده و مهلا و نیوشا

رو دعوت کردم خیلی حال داد

تازه منو فریده هم یک کلیپ از شعری که با هم سروده بودیم خوندیم و فیلم هم گرفتیم

(شعر طنز طبق معمول)

مدرسه:خیلی خوبه کلا خیلی خوش میگذره

فقط بدیش اینه که هی فرط و فرط امتحان و پرسش داریم

یه بار سشنبه 5 تا امتحان داشتیم

1:ریاضی دوم(استانی)

2:علوم دوم(استانی)

3:ریاضی همین امسالمون

4:زبان

5:عربی

وای دیگه دیوونه شدیم هر زنگ یه امتحان

خوب خبرا که تموم شد

بریم سراغ مطالب در هم بر هممون

وااای بچه ها این تبلیق دلپذیر رو دیدین؟؟؟؟

دیــــــــزنــــی لــــنــــد پاریس!!!

وای خیلی حال میده اگه برنده شی نه؟؟؟

دو سه ماه دیگه خاله میشم

همه تبـــریـــکـ بگین هه هه هه

یه کفش ورزشی گرون و خوشگل خریده 5 شنبه که لژ بلندی داره منم 2 الی 3 بار از فروشنده

پرسیدم اصلا با این میشه دوید؟پاهام درد نمیگیره؟من زیاد میدوم ها؟

اقاهه هم گفت نه این خیلی عالیه معلم ورزشا کلی سفارش گرفتن ازمون

حالا وقتی رفتم مدرسه و زنگ ورش باهاشون دویدم و والیبال بازی کردم .....

ای بمیره اون یارو وقتی از مدرسه برگشتم انگشتای پام اینقدر درد میکرد که نگو

حالا مجبورم برم یه کفش ورزشی ساده دیگه بخرم

ببخشید من دیگه باید برم

فعلا بابای



چند تا خبر دارم

سـ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــلام

امروز اومدم چند تا چیز بگم و برم

هر کدوم و بارنگ جدا گانه ای مینویسم:

مسافرت:

پس فردا دارم میرم طبس

برای عروسی، خیلی تاریخ بدی داریم میریم عروسی عصر 30 شهریور

 ما صبح 30 ام میرسیم!!!

                      

یه حرف با نیکتا:

نیکتا مگه تو نگفته بودی همین نمونه دولتی کوثر میمونی پس چرا شبنم

 گفت که داری میری؟؟

زود تر جواب بدی باشه؟

                      

کلاس زبان:

واااای خدا رو شکر با نمره ی نسبتا خوبی پاس شدم

منو باش که فک میکردم فیل میشم!!!!

ولی برای ترم ما اون ساعتی که من میخواستم فقط اقا داشت منم مجبور شدم با اقا بردارم

                     

فریده:

ای بابا فریده زود تر بیا دیگه 

رفتی ترکیه برای ما دیزنی چنل نیگا میکنی؟؟؟؟

ای نامرد

راستی اگه کلاس زبان هنوز ثبت نام نکردی سعی کن همون روز و ساعت من برداری

یکشنبه سشنبه ساعت 4:30 تا 6 

                  

برنامه ی از این به بعد وبم:

بچه ها میخواهم از این به بعد سعی کنم که کمتر بیام نت

جـ ـ ــ ـ ــ ـ ــدی میگم!!!

7 مهر تولدمه اون موقع یه اپ میکنم

ولی از اون به بعد میخواهم با خودم قرار بزارم که ماهی یه بار یا فوقش دو بار بیام نت

هی وای من خوب چیکار کنم

               

ماهواره:

ای بابا اکادمی گوگوش رو ببین چه روزی گذاشتن

دقیقا همون روزی که ما داریم میریم مسافرت

خیلی دوست داشتم ببینم چه شانس گندی دارم من

               

فوتبال:

ایــــــــــول دو تا باشگاهی که طرفدارشون بودم هردوشون بردن

وااااای دیگه چی از این بهتر

استقلال 2-0 پرسپولیس رو برد

بارسلونا هم 8-0 اوساسونا رو برد

دیگه بهتر از این نمیشه!!!چقدر اوساسونا سوراخ شد هاهاهاها

به نظر من بهترین بازیکنا اینان:

مسی و ژاوی و پدولسکی و اشتایگر

               

خوب همین دیگه

راستی قالب جدیدم چه طوره قشنگه؟؟؟

میخواهم اگه شد اهنگ وبمم عوض کنم

راستی این چون یه اپ نسبتا کوچیک بود کامنتا رو فعال نمیکنم

لـــــطـــفــــا پایین کامنتاتونو بدین

مر30 بابای

در هم بر هم

salam

خوبید؟؟؟

البته جوابشو که خودم میدونم ،حتما همتون از نزدیک شدن مدرسه عزا گرفتید!!!

البته منم خیلی ناراحت نیستم ولی تا به ابان و اذر میرسه میخواهم دوباره

برگردم به تابستون

خوب بریم سراغ اپ خودمون این قدر حرفای چرت و پرت نزنیم!!!

                   

بچه ها من نمیدونم این فامیل ما چرا فرط و فرط دارن قرار ازدواج میزارن؟

مگه دنیا داره به اخر میرسه که همه این قدر عجله دارن؟؟؟!!!!

باور کنید جدی میگم

هنوز تازه یه عروسی رفتی چند روز بعد باید بری عروسی یکی دیگه

عروسی دختر خالمم که 30 شهریوره که ما 28 راه میفتیم و 2 مهر هم میرسیم مشهد

اخه نمیشد یکم زود تر بگیرن که ما بیش تر بمونیم؟؟؟

2مهر که برسیم باید یه راست فرداش بریم مدرسه

ولی خوب حالا زیادم اشکالی نداره مهم اینه که میریم یه شهر دیگه 

تازه به ازاده(دخترخالم که عروسیشه)قول داده بودم برم طبس بهش رقص یاد بدم ولی

 متاسفانه نشد که زود تر برم طبس که بهش یاد بدم

ولی خوب تو عروسیش جبران میکنم!!!هه هه اعتماد به نفسو میبینین؟؟؟

یه لباس خیلی خوشگلم برای عروسیش خریدم منتظرم که بپوشمش

خوب حالا از بس عروسی بیاییم بیرون

            

بچه ها موافق نیستین که تابستون امسال خیلی مزخرف بود؟؟؟

از نظر منو دوستامو دختر خالم که مزخرف بود و زود گذشت

البته به غیر از عروسی هاش

وی بچه ها من از یه چیزی خیلی خوش حالم:

2 تا از معلمایی که ازشون اصلا خوشم نمیومد امسال برامون نمیان و این خودش

یه قوت قلب بزرگیه

بچه ها تو رو خدا دعا کنید ما گروه 4 نفره ی خل(خودمو فریده و شادی و شبنم)تو یه کلاس

 بیفتیم حتما حتما

خـــــــــدا کنه همه ی بچه هایی که تو دوم 2 بودیم امسالم با هم بیفتیم

اخه بچه های کلاس ما خیلی باحال و خوبن

امسال تو حیاطمون یه اب نمای بزرگ درست کردن میگم خوبه دیگه امسال همش میشینیم

 کنارشو عین الاف ها توش سنگ پرت میکنیم!!!

فقط امیدوارم موقع والیبال بازی کردن توپ هی نیفته توش اخه تور والیبالمون

 نزدیکه این اب نماست

و حالا از بحث مدرسه بیاییم بیرون

    

از چند تا چیز ناراحتم:

فریده صمیمی ترین دوستم رفته ترکیه و نه میاد نت نه زنگ میزنه و کلا هیچی

سریال مورد علاقه ی کره ایم « پاستا » چند شب پیش تموم شد 

خریدن لوازم تحریرم هی به این روز و اون روز میفته(شاید امروز برم)

مدرسه ها داره شروع میشه و منه معتاد کتاب کم تر میتونم کتاب بخونم

خوب دیگه یادم نمیاد اگه یادم اومد اضافه میکنم

خبر جدید:خواهرم برام یه ویولون خریده

ایول خیلی باحاله البته من که هیچی بلد نیستم بزنم بیش تر صدای عر عر خر میده

وقتی میزنم تا موزیک

من همون پیانویی که بلدم از سرم زیاده

خوب دیگه اپم داره تموم میشه

                  

پ.ن:فیلم هری پاتر 7 قسمت دومشو هنوز نگرفتم

امسالم دوباره کتاباشو خوندم فک کنم برای بار هشتم شد که خوندم!!!

پ.ن 2:خبر خبر ارتایی جونم برگــــشـــته!!!

پ.ن 3:شاید وقت نکنم برای این اپ همه رو خبر کنم(یه بارم شده خودتون تشریف بیارین

منتظر دعوت من نشید)

                             bye bye my good friends

تولدت مبارک

سـ ـ ـ لام بـ ـ ـ ـ چه ها

خـ ـ ـوفـ ـ ـ ین؟؟ چـ ـ ـه خـ ـ ـبرا؟؟؟

گـ ـ ـ ـ فتم وبـم نـپـ ـ ـ ـوسـ ـ ـه اومدم یه اپ بکنم

خـ ـ ـ وب امـ ـ ـروز مـ ـ ـ ـیخواهم یه تـ ـ ـ ـولد بگیرم!!!

حالا حـ ـ ـ ـدس میزنید تـ ـ ـولد کی؟؟؟

الـ ـ ـ بته تـ ـ ـ ولدش 2 روز پـ ـ ـیش بود

هاهاها خـ ـ ـ ـوب من چـ ـ ـیکار کنم مـ ـ ـ همون داشـ ـ ـتیم

نتونستم زود تر بگیرم

بگـ ـ ـ ـم کیه؟؟؟

نمی خـ ـ ـ واهین حـ ـ ـدس بزنـید؟؟

تـ ـ ـ ولد خـ ـ ـواهرمه!!!!

هـ ـ ـوراااااااا هـ ـ ـورااااااا تفـ ـ ـ ـ ولدت مـــــــــبارکـــــــــ

حدس میزنید چند سال از من بزرگ تره؟؟؟

بگـ ـ ـ ـم از تـ ـ ـعجب شـ ـ ـاخ در میارید!

16 سال از من بزرگ تره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

هه هه حتما تا الان شاخاتون یه متر شده!!!

خوب حالا میخواهم جشنو شروع کنیم بدو بدو بیا تو 

1

2

3

تـ ـ ـ ـولـ ـ ـ ـد تـ ـ ـ ـولـ ـ ـ ـد تـ ـ ـولدت مبارکــــ

مبارکـــ مبارکـــ تـ ـ ـولـ ـ ـدت مبارکــــ

بیا شـ ـعـ ـ ـماتو فـ ـ ـ ـوت کن تا 100 سـ ـ ـال زنده باشی

بیا شـ ـعـ ـ ـماتو فـ ـ ـ ـوت کن تا 100 سـ ـ ـال زنده باشی

چه خوکشل چه خوکشل چه خوکشل شدی امشب

چه خوکشل چه خوکشل چه خوکشل شدی امشب

 

هـ ـ ـورا هـ ـ ـورا دسـ ـ ـت دسـ ـ ـت دسـ ـ ـت

خوب حالا میریم سراغ کـ ـ ـادو هامون

این کادو از طرف منه:

اینا هم از طرف بقیه:

وااااااااااااای خوش به حالت ببین چه همه کادو برات اوردن!!!

الـ ـ ـبته من که نتونستم بهت کادو بدم چـ ـ ـون تو تهـ ـ ـران هسـ ـ ـتی

خـ ـ ـاله هم نتونستن کادوشونو بدن 

هاها تقصیر خودته باید میومدی مشـ ـ ـهد تا کادو بگیریD:

هه هه شوخی کردم

خوب دیگه جشنمون داره تموم میشه

       

هه هه راستی بچه ها دقت کردین من شب احیا دارم

تولد میگیرم!!!!

خوب به خاطر همین خنگولیتا اسممو گذاشتم عاطفه ی نابغه دیگه!!!

هههههههههههههه

راستی بچه ها مر30 وبم دیگه از سقوط کردن نجات یافت(با کامنتاتون)

حــــالا میخواهم به خاطر تولد خواهرم کامنتا رو بترکونید دیگه

اوکی؟؟؟؟؟؟

پ.ن:من تو اون اپ قبلیم 2 تا غلط املائی داشتم ولی مثه این که

هیچ کس نفهمید

واقعـــــــــــا که

شایدم فهمیدین و حوصله نداشتین؟ها؟

یکی حاظرم=حاضرم

دوم دانبلدور=دامبلدور

حالا بیخیال اشکال نداره 

فعلا بابای

                            فونت زیبا ساز     فونت زیبا ساز    فونت زیبا ساز

                                              

   


ارزو های من با هاگوارتز رویا هام

سـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــلام 

Orkut Scraps - Disney

امروز تصمیم گرفتم برای اپم از این شکلک کارتونی ها استفاده کنم

بچه ها من دیگه زبونم مو در اورد بابا اسمه وبمو بکنید خط خطی های یک نابغه

چرا خیلی هاتون گوش نمیکنید به حرفم؟؟؟

Orkut Scraps - Cartoons

راستی وای من عاشق این قالبم شدم اخی خیلی نانازه 

از قالبای ایناز(قالبای عاشقانه)اوردمش

به نظر من باید میزاشت تو فانتزی هاش!!!

بهتون گفته بودم که همش دارم برای چندمین بار هری پاتر میخونم دیگه خلاصه

این جو هر پاتر ما را در برگرفته و خوابای هری پاتر میبینیم

وای خدا حاضرم دارو ندارمو بدم وبرای یه روزم که شده برم هاگوارتز وای خدا کاش واقعا

وجود داشت بعد دانبلدور برام نامه مینوشت میگفت تو یه ساحره ای و چند سپتامبر

باید بیایی هاگوارتز و من باید جواب نامشو با یه جغد میدادم

شکلکـــْـ هایِ هلــن

بعد روبیوس هاگرید میومد خونت و با خودش میبردو 

وااااااااااااااااااای خدا جون بعد میرفتی کوچه دیاگون و خرید میکردی

وااااااااااای

وااااااااااای

وااااااااااای

وااااااااااای

وااااااااااای

فرض کنین چقدر حال میده اگه جای یه نفر از دانش اموزای هاگوارتز بودم حتی حاظرم 

جاینویل یا مالفوی بودم یا اون پانسی پارکینسون زشت ولی فقط یه روز تو هاگوارتز بودم

اون وقت دوست داشتم برم گروه گریفندور و مثلا میشدم هرمیون 

و هی به رون و هری تذکر میدادم و داش اموز باهوش کلاس بودم و ........

منو نگا نشستم این جا دارم درمورد ارزوهامو خیال بافی هام حرف میزنم 

وای تورو خدا مسخرم نکنیدا

خوب چیکار کنم من از 11 سالگیم چنین ارزویی داشتم

کاش واقعا یه روز یه نفر پیداشه و یه مدرسه  ی این شکلی بسازه(به همین خیال باشم)

                

               http://up.patoghu.com/images/zr4irjdsrfcb64w1mtbh.gif

بچه ها من خیلی پشیمونم اخه تابستون داره تموم میشه و پاییز میاد و من هیچ کار 

جالبی برای انجام دادن ندارم که از تابستونم لذت ببیرم

بیش تر دارم زجر میکشم تا لذت

ولی اصلا ارزو نمیکنم مهر بیاد

اخه من واقعا باید دلمو خوش کنم به 30 شهریور؟؟؟؟؟؟؟

30 شهریور عروسی دخترخالمه 

اخه یکی نیس بیاد بگه ادم عاقل قحطی تاریخ بود که گذاشتین این تاریخ

رفتم به خالم اعتراض کردم (اخه خودش مدیره)بعد گفت:تو نمیخواهد نگران باشی دو روز اول مهر تعطیله

ولی بازم من قانع نشدم بیش تر ترجیح میدم 20 شهریور بود تا30 شهریور

هی وای من باید تا اون موقع دندون رو جیگر بزارم

ولی یه خوبی داره چون عروسیش یه شهر دیگس و برای خودش یه مسافرتی میشه


                 http://up.patoghu.com/images/zr4irjdsrfcb64w1mtbh.gif

راستی خواهرم میگه اسمه بچشو (خواهرزادم) بین یکی از اینا انتخاب میکنه:

پارسا / ارین / سهیل

ولی بیش تر نظرشون روی پارسا هست به نظر منم اسمه قشنگیه با معنا هم هست


 

خوب من دیگه میرم بچه ها

راستی یکم کامنتا رو بالا ببرید دیگه 

روز به روز کم تر میشه

پارسال 500 یا 600 تا الان فقط فقط 50 تا

خوب دیگه منتظر کامنتای خوشملتون هستم فعلا 

bye bye

همه چیز تکراری و کسل کنندس+خواهرزادم

ســـــــلام بچه ها چه طورین؟؟؟Hello

از حاله من نپرسین که دارم میمیرم وااااااااااای

یه دل دری گرفتم که ارزو میکنم یه دودقیقه بمیرم دل دردم که خوب شد زنده شم

فرض کنید الان تو خونه همه گرمشونه و دارن خودشونو بادمیزنن ولی من 

نمیدونم چم شده که سردم شده و هر چند دقیقه یه بار دستام مور مور میشه!!شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

حالا فهمیدین حالم چطوریه؟؟؟

حالا بیخیال اصلا

به این نتیجه رسیدم این مزخرف ترین تابستونیه که من تا حالا تو عمرم داشتم

همش بیکاری و الافی

در کل من فقط این کارارو میکنم:

1:اینترنت

2:تلویزیون

3:کتابای تکراری خوندن(فکر کنم برای ششمین بار دارم هری پاتر میخونم)شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

ماشاالله یه کتاب جدید درست حسابی هم که ندارم

4:هر از گاهی خونه ی فامیل رفتن

دیگه واقعا مسخره شده

این کلاس زبان هم که کلا کسل کننده شده معلممون همش رو اعصابه

دلمو خوش کرده بودم از 23 خرداد که اخ جون حالا تموم تابستون یا من میرم خونه ی دوستام

یا اونا میان ولی مثه این که هیچ خبری از این دل خوشی ها نیس

امشبم دلمو به این خوش کردم که مامانم فردا زنگ میزنه به مامان فریده و مائده که بیان

این جا . اخیش حداقل فردا رو میشه یه کاری کردشکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز  شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز  شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

الانم نمیدونم در مورد چی بنویسم؟؟!!؟؟

کاش میشد امسال میرفتیم یه مسافرته خارجی 

ادم یکم دنیا رو ببینه

چندین میلیارد ادم توی این کره ی زمین هست اما من فقط همین مشهدیا و طبسی ها و 

بعضی از تهرانی ها رو میشناسم مسخرس نه؟؟؟

بعضی موقع ها هم دلمو خوش میکنم به اس ام اس های فریده ولی اونم که همش

در مورد زک مینویسه اه اه دیگه به این اسم الرژی پیدا کردم

همش میگه:زک فلان زک بسان

زک این طوری کرد زک اون جوری کرد

زک با ونسا نامزد شده /زک با اشلی نامزد شده

اخه یکی نیس بگه بابا به من چه که زک چی کار میکنه اصلا به من چه مربوطه هیچم

برام مهم نیس و خیلی ازش بدم میاد ولی تو کتش نمیره که!!!شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

اه اه اصلا از کــــــــــــــــــــل بازیگران دیزنی(زک ونسا اشلی چاد رایان) از همشون متنفرم

  

  بعضی موقع ها با خودم میگم این همه تو اینترنت و اینا در مورد این بازیگرا مینویسن

و خبراشون میفته سرزبون طرفداراشون چقدر مسخرس خوب اصلا فلانی یه کاری کرد

اخه به ما چه اصلا

به من چه که مایلی و جاستین پولدارترین خواننده های جوونن

به من چه که زک از ونسا جدا شده میخواهد با اشلی ازدواج کنه

به من چه که بریتینی میخواهد بچه دار شه

به من چه که سلنا یه بار با جاستینه یه بار با زک

هاااااااااااا یکی نیس واقعا بگه به من و تو و شما و ان ها چه ربطی داره؟؟؟

واااااااااااای خدایا چقدر غر زدم ببخشید

اخه الان کمر دردم گرفتم دیگه واقعا درحال مردنم

عجب اپ مزخرفی شد نه؟؟؟

خیلی هاتون اسم لینکو عوض نکردین درستش کنید دیگه

بکنید:خط خطی های یک نابغه 

راستی توضیحات وب(بالا صفحه سمت راست)رو یه بار دیگه بخونید یکم بهش اضافه کردم

*************

ااااا راستی یه خبر خوب :

من دارم

.

.

.

.

.

.

.

.

من دارم

.

.

.

.

.

خیلی خوب بابا میگم

من دارم خاله میشم

هه هه فرض کنید یه نفر بهتون بگه خاله خاله خاله

امروز خواهرم رفت سونوگرافی فهمید که بچش یه

....

....

....

....

....

....

....

....

....

خیلی خوب بابا جوش نیارین

یه پسره!!!

و با شنیدن این خبر که بچش پسره همه ی خیالات و ارزو های من به باد رفت

اخه پسر فقط بچه گیاش خوبه ولی وقتی بزرگ میشه به نظر من زیاد جالب نیس

وای من اینقدر فکر و خیالات برای خواهرزاده ی دختر داشتم

همش میگفتم خوب اسشمش فلان باشه خوبه 

البته حالا هم زیاد اشکال نداره

این طور که پیش بینی کردن تو دی به دنیا میاد

خوب من دیگه باید برم این داداشم همش میگه پاشو 

ضمنا:این وبلاگ رو به سقوطه

روز به روز کامنتاش داره کمو کم تر میشه

اگه میخواهین سقوط نکنه و به جاش  صعود کنه کامنت بدید دیگه

من رفتم دیگه

bye