برگزیدگان و گزارمان نویسان برتر تقدیر شدند

یا حکیم

"شکوفایی حاصل نمی شود مگر با نقد عالمانه و اندیشمندانه"

 در نگارش مناسب گزارمان است که :

حرکت  به سمت پویایی و رویش شکل می گیرد.

مربیان عزیز گزارمان نویس 

با نگاه دقیق و موشکافانه

و با ذهنی خلاق و پویا

"کتاب" این ابزار مفید کار فرهنگی را

با انجام فعالیتهای  متعدد  از منظر خود

و بازتاب استقبال  اعضا به چالش کشیدید

ومنصفانه و آگاهانه به نقد و برسی پرداختید.

 

 از تلاش همه شما عزیران :

که مفتخر به کسب رتبه بسیار خوب  شدید

 گرامیانی چون :

 

نسرین قربانی

گلنساشاهی

خدیجه سلمانی

سمیه مجیدی

 فاطمه ربانی

شهناز دامغانیان

فاطمه حافظی

مریم کریمی

 محبوبه صرفی

 فاطمه جمالی باشی

 

و عزیزانی که  رتبه خوب را دریافت نموده اید :

 

محبوبه حیدریان

فاطمه کاشی

الهه حسنی

مریم کاشانی فرد

سمیه مولایی

 بیتا نشان شاهجوئی

 

 

صمیمانه سپاسگزارم

و قدردان لحظه لحظه تلاشتان هستم .

 

با تشکر -فراتی

مدیر کل کانون پرورش فکری استان سمنان

 

با شخصیت ! در فرم های گزارمان

با شخصیت !  در فرم های گزارمان

با سلام آرزوی بهترین ...

در  بخش نقد محتوایی کتاب  های داستان فرم گزارمان نویسی بند ۳

در مورد شخصیت پردازی است .

سوال این که شخصیت چیست ؟

و شخصیت پردازی چگونه صورت می گیرد ؟

 کسانی که در داستان حاضرند و کلیه حوادث به خاطر

آنها یا توسط آن ها رخ می دهد شخصیت می گویند .

 

نویسنده در طول داستان شکل قیافه رفتار و

 نوع پوشش شخصیتها را با توجه به

شرایط حاکم بر داستان نشان می دهد

و راجع به آن حرف می زند به این کار

شخصیت پردازی می گویند .

 

در سینما حرف اول را تصویر می زند و در تئاتر دیالوگ

در داستان حرف اول را شخصیت پردازی .

محوریت داستان با شخصیت اصلی است .

 

شخصیتهای دیگر که برای آشکار شدن شخصیت اصلی

 در داستان حضور می یابند شخصیت فرعی می گویند .

 

نویسنده با روشهای گوناگون  شخصیت را

در متن زندگی روابط و مناسبات اجتماعی

 به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم  

به خواننده معرفی می کند .

اکثر گزارمان نویسان استان 

 شخصیت داستان ها را با توجه به

 پردازش مناسب  باورپذیری و پویایی در داستان

مورد بررسی قرار داده اند .

 

مثلا در مورد شخصیت

 دریا و گلی  در کتاب پیش از بستن چمدان 

 خانم سلمانی  بر این عقیده است که :

نویسنده تلاش کرده تا از مولفه  رفتاری نوجوان ها

 به درستی استفاده نماید و

شخصیت پویایی را به تصویر بکشد .

 

خانم شاهی نیز اغراق در شخصیت دریا را عنوان نموده

اما

می گوید این اغراق لطمه ای به داستان نمی زند .

 

خانم جمالی باشی نیز  تاکید کردند: 

 که شخصیت پردازی بسیار

 قوی است و شخصیتهای فرعی مثل پدر و مادر دریا

و مادر گلی و حتی نپرداختن زیاد به پدر گلی

بسیار به داستان کمک کرده .

وخانم مریم کریمی و خانم دامغانیان   نیز  با همکاران

هم عقیده بوده و همذات پنداری مخاطبین

را ممکن دانسته اند .

 

این نظر  همکاران خانم ها : 

نسرین قربانی مریم کاشانی فرد 

 الهه حسنی نیز هست .

 

 تقریبا بیش از  ۹۰درصد گزامان نویسان از شخصیت پردازی 

 مناسب داستان  سخن گفته اند .

 

اما خانم محبوبه صرفی نظری عکس دیگران دارد ایشان معتقدند :

شخصیت های داستان بدلی ساختگی و غیر قابل باورند

 و کاراکتر ها فقط داستان را پیش می برند

تا داستان را به پایان برسانند .

 

ایشان بر این باورند که :نویسنده هیچ موضوع مهمی

را در ذهن نداشته است

و پیش فرض هایی را پیدا کرده و

به توصیف آن پرداخته است .

و شخصیتها و موقیتهای حوادث هیچ کدام

به شکل دوسویه عامل و تشکیل دهنده دیگری نیست .

 

باز هم ضمن احترام به نظرات گزارمان نویسان عزیز

 یادآور می گردد:

اگر طرح داستان را ساختمان داستان فرض نمائیم

شخصیت  کسی یا کسانی هستند که در آن زندگی می کنند

تا  به ساختمان جنبه حیاتی ببخشند تا جایی برای زیستن

معنا یابد .

جان کلام اینکه :

شخصیت و شخصیت پردازی

ستون فقرات داستان محسوب می شود.

 

 

سوژه

و باز  گزارمان ...

 

در فرم های جدید گزارمان آیتم سوژه امتیاز ویژه ای را به خود اختصاص داده است .

همانطور که می دانیم  سوژه داستان باید  جذاب و نو بوده 

قابلیت بسط و گسترش را داشته باشد .

یا اگر سوژه تکراری است نویسنده با نگاه و زبانی نو به آن بپردازد .

به عنوان مثال سوژه کتاب

"عاشقانه های یونس در شکم ماهی "را در نظر بگیرید.

 اکثر گزارمان نویسان استانمان بر این عقیده اند که :

هرچند سوژه جنگ   سوژه ای نو و تازه نیست

اما خانیان (نویسنده کتاب )با تلفیق جنگ و عشق

 نگاهی نو ارائه نموده .

به قول محبوبه صرفی ... در این داستان از تولد یک عشق در زمینه جنگ سخن گفته می شود ...

این نظر همکارانی چون :

 نسرین قربانی - فاطمه جمالی باشی-  فاطمه ربانی - شهناز دامغانیان - فاطمه کاشی - محبوبه حیدریان -و ستاره خباز  نیز هست .

 

خدیجه سلمانی مریم کاشانی فرد و سمیه مجیدی و دیگر گزارمان نویسان بر سوژه انتخابی جنگ و پرداخت مناسب آن اتفاق نظر دارند .

 

اما مریم کریمی عقیده دارد :

هرچند نویسنده سوژه ایده الی را انتخاب نموده

ولی اصلا نتوانسته خوب آنرا پردازش کند . 

 

در مجموع سوژه این کتاب و نگاه خانیان به جنگ بسیار نو و تازه است

 جنگ و آوارگی با درون مایه عاشقانه و گفتن از عوارض جنگ

کار هنرمندانه ای  است .

 

در پایان ضمن احترام به  نظرات همه ی مربیان عزیز گزارمان نویس 

 از زحمات همه بزرگواران تقدیر و تشکر می نمایم .

 

 

گزارمان نویسان بی نظیر

سلام به  گزارمان نویسان عزیز و گرامی

 

 گزارمان نویسی امری  کاملا تخصصی هست .تعجب نکنید! 

 

چون  کلمه "گزارمان "واژه ای کاملا انحصاری بوده و در هیچ فرهنگ لغتی معادل ندارد.

البته نوشتن متن در حاشیه   کتاب معنا شده اما واژه " گزارمان " فقط برای خود خود ما کانونی ها هست و بس!

 

گزامان نویسی با نقد کتاب تفاوتهای زیادی دارد .

 

نویسنده گزارمان مربی هست. کسی که با مخاطبین و خوانندگان کتاب سرو کار دارد .

علاوه بر مطالعه کتاب 

 معرفی کتاب  اجرای فعالیت روخوانی و خیلی از فعالیتهای دیگر را

 برای مخاطب آن کتاب انجام می دهد .

 

پس مربی گزارمان نویس جایگاه ارزشمند ی دارد چون :

 

از نزدیک اقبال کتاب را نزد مخاطب درک می کند .

مخاطبین را می شناسد و از نیازها و روحیاتشان مطلع هست .

 پس عزیزان گزارمان نویس

 

شما در کل کشور و شاید در کل  دنیا بی نظیرهستید .

قدر چون گوهر خود را دانسته

 

 و برای سال جدید با همتی مضاعف در حماسه ای فرهنگی به نگارش گزارمان بپردازیم .

 

 

 

 

 

گزارمان نویسان موفق سال 90

گزارمان نویسان برتر سال ۹۰

توسط مدیریت استان تقدیر خواهند شد .

 

 

"ن و القلم و ما یسترون"

نگاه سبز آبیت را به رقص قلم ها بسپار

در تکاپوی تلاش ناتمامت

افق های روشن آینده را ترسیم کن

برای رویشی سبز

به جوانه ها شبنم امید را هدیه کن

همیشه پنجره ای رو به روشنی هست

نگاهت را به وسعت آبی ذهن های پویا بسپار ...

 

اندیشمندان  گرانقدر:

خدیجه سلمانی

مریم کریمی

 سکینه پارسا

فاطمه ربانی

فاطمه حافظی

محبوبه حیدیان

 گلنسا شاهی

الهه سبوحی

شهنازدامغانیان

به پاس تلاش صادقانه تان در امر گزارمان نویسی

و انتخاب شایسته شما با  رتبه بسیار خوب

این لوح سپاس تقدیم حضور می گردد.

 

با تشکر -علی اکبر فراتی

مدیر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان سمنان

جمع بندی 40 عنوان کتاب گزارمان

عناوین کتاب‌های گزارمان‌نویسی و برترین گزارمان نویسان سال ۱۳۸۹

مناطق

نام استان

ردیف

نام کتاب

رده موضوعی

بهترین گزارمان

منطقه 1

مازندران *

تهران

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

گلستان

1

دنیای شگفت انگیز اطراف ما

علمی

سکینه پارسا- سمنان

2

باز با باران

شعر

ام لیلا رضایی- مازندران

3

تئاتر کودکان ونوجوانان

هنر و سرگرمی

سکینه پارسا- سمنان

4

کلاغ خنزر پنزری

داستان

صدیقه اشراف الاسلامی- تهران

5

خوابی پر از شکوفه و شاپرک

داستان

اکرم پرکند گنجی- خراسان رضوی

6

بازار عطاران

داستان

مهین وزیری- تهران

7

شب روز اول و صبح روز هفتم

داستان

زهره معماری نسب- خراسان رضوی

8

بازی با انگشتها

هنر و سرگرمی

نرگس سیدی- مازندران

منطقه 2

ایلام *

کرمانشاه

همدان

کردستان

مرکزی

لرستان

9

هاجستم و واجستم

شعر

مرضیه تمشیتی- همدان

10

آتش و دریا

داستان

سمیه امیری- لرستان

11

شگفتی های علم

علمی

سیده سعواد موسوی- کردستان

12

اسطرلاب

علمی

رسمیه چکاوک- ایلام

13

گرگم وگله می برم

شعر

مژگان هادی- همدان

14

بیا بگیر سیب را

شعر

روح انگیز سهرابی- ایلام

15

زود بر می گردیم

داستان

رسمیه چکاوک- ایلام

16

محمد(ص) رسول خدا

دینی

پروانه پارسا- لرستان

منطقه 3

خوزستان *

فارس

هرمزگان

بوشهر

چهار محال بختیاری

کهکیلویه و بویر احمد

17

کسی ابرها را تکان می دهد

شعر

فاطمه بیگم محسنی- خوزستان

18

نخلها قد می کشند

دینی

فاطمه رنجبر- فارس

19

قند و نمک

داستان

احترام مسرور- خوزستان

20

بازی با آوا، بازی با الفبا(1)

داستان

مرضیه ململی نوترکی- خوزستان

21

ارنگ ارنگ بگو چه رنگ

شعر

لیلا سپهری- خوزستان

22

راهنمای کشف آسمان شب

علمی

اعظم ایزدی- فارس

23

نام پاکان

هنر و سرگرمی

فاطمه رنجبر- فارس

24

خداحافظ راكون پير

داستان

شهناز قنواتی- خوزستان

منطقه 4

آذر شرقی *

آذر غربی

اردبیل

گیلان

زنجان

قزوین

قم

25

به خاطر پرنده ها

شعر

فصلی قاسمی- گیلان

26

ماه روی صندلی

شعر

الهام حیدرزاده- آذربایجان غربی

27

دریا، دریا

علمی

سولماز صادق زاده- اردبیل

28

زنجیره های غذا در طبیعت

علمی

فاطمه ایمانی گیلان

29

سه ترنج اسرار آمیز

داستان

لاله آروین- گیلان

30

پلاک 61

داستان

ژیلا حسنبیگلو- آذربایجان غربی

31

میراث فرهنگی ایرانیان

هنر و سرگرمی

لاله آروین- گیلان

32

کلوچه های خدا

دینی

فاطمه ایمانی- گیلان

منطقه 5

یزد *

کرمان

خراسان جنوبی

سیستان و بلوچستان

اصفهان

33

اعترافات غلامان

دینی

سپیده السادات هاشمی- خراسان جنوبی

34

چگونه عکس سه‌بُعدی بگیرم و ببینم

هنر

فاطمه شهبا- کرمان

35

دنیای حیوانات

علمی

فاطمه شهبا- کرمان

36

خفاش دیوانه

علمی

مرضیه ترابی پاریزی- کرمان

37

کاش خانه های شکلاتی وجود داشتند

دینی

فاطمه شهبا- کرمان

38

تن پیچ

فلسفه

فردوس ابوالحسن زاده- کرمان

39

مرد جوان و خیاط حیله گر

علوم اجتماعی

اکرم محسن الحسینی- یزد

40

شعر دعا

شعر

شهلا عبدا...

کتابهای خودمان راهی مراکز کانون شدند

 

به گزارش روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، در این آیین ۳۰ عنوان کتابی که تمامی مراحل نگارش تا چاپ آن به صورت عمده توسط کارکنان و مربیان کانون انجام شده است به صورت یک‌جا در قالب مجموعه آثاری با عنوان “کتاب‌های خودمان” به جامعه‌ی ادبی کشور معرفی شد.
مدیرعامل کانون که در این مراسم حضور داشت در سخنانی به ابراز شادمانی از این رویداد پرداخت و گفت که یکی از بزرگترین آرزوهایش برای چاپ آثار مربیان کانون امروز تحقق پیدا کرده است.
سیدصادق رضایی با یادآوری این نکته که درهای انتشارات کانون هیچ‌گاه به روی مربیان و کارکنان آن بسته نبوده است تصریح کرد که از دو سال پیش فراخوانی را منتشر و کار ما این بود که این نویسندگان و هنرمندان را صدا کنیم و از آن‌ها بخواهیم که برای بچه‌ها بنویسند.
وی ادامه داد: کانون به ویژه در استان‌ها به مدیران خود توصیه می‌کند که اهل قلم را تحویل بگیرند، مورد مشورت خود قرار دهند و برای آنان فرصت‌های مطالعه فراهم کنند آن‌گاه نتیجه‌ی این حمایت انتشار آثاری از این دست خواهد بود.
مدیرعامل کانون اضافه کرد: در پاسخ به فراخوان ما ۴۵۰ عنوان کتاب در اختیار شورای ویژه بررسی این آثار قرار گرفت که این شورا نیز سخت‌گیرانه تنها ۴۱ اثر را مورد تصویب قرار داد.
رضایی در این مراسم علاوه بر رونمایی ۳۰ عنوان کتاب در عین حال برای نخستین بار از دو نوع عروسک آیینی تکم همچنین ۴ عنوان کتاب گام به گام تا اندیشه با موضوع آموزش فلسفه برای کودکان نیز رونمایی کرد.
وی رونمایی تکم را از جمله نادرترین این‌گونه مراسم عنوان کرد و گفت در حالی که تولید نخست این عروسک‌ها با تیراژ ۲۵۰۰ عدد در بازار نایاب شده است اکنون اقدام به رونمایی می‌کنیم و این نشان دهنده توجه کانون به تولید است.

کتاب ساندویچت را با قورباغه عوض کن یکی از این مجموعه ها می باشد که مشتمل بر ۶ داستان کوتاه از آثار برگزیده ی اولین دوره ی آموزش داستان نویسی مربیان و کارشناسان در سال ۱۳۸۹ است. این آثار با محتوای داستانهای اجتماعی و برای گروه سنی (و) نگاشته شده است.در این اثر داستانهایی از مریم اسلامی- عالمه میر شفیعی - فرزانه رحمانی - شادی پاکزاد-ملیحه آقاحسینی و اسماعیل الله دادی را می خوانیم.

jxj5oz3qycdzee59wwwl.jpg

نان و گل سرخ

 

عنوان کتاب

نام نویسنده

گروه سنی

انتشارات

نان و گل سرخ

کاترین پاترسون

ه

کانون پرورش فکری کودکان ونوجانان

نام نگارندگان نقد:فاطمه ربانی(مسئول مرکز مهدیشهر)

محبوبه حیدریان(مربی امور فرهنگی مهدیشهر)

مینا تبیانیان(مربی هنری)

کتاب نان و گل سرخ از سری داستانهای آمریکایی است که در خصوص اعتصاب کارگران و اعتراض آنها نسبت به حقوق کارگران به نگارش درآمده است. این داستان مربوط به دو کودک بناهم رزا و جیک می باشد که آنها هم در این اعتصاب با وقایع درگیر می شوند. اتفاقات بسیاری برای آنها رخ می دهد که در نهایت این اعتصاب و جریان به عنوان یک رویداد تاریخی در آمریکا به ثبت می رسد. این جریان برانگیخته از حرکت مردم بخصوص زنان و کودکان می باشد.

طرح داستان از نگاه زندگی کودک است که با فقر و مشکلات خانوادگی اش دست و پنجه نرم می کندو با زندگی رزا که در جریان این اعتصاب قرار دارد دنبال می شود. پیرنگ داستان در جریان اعتصاب به بیان زندگی همین مردم می باشدو نگاهی نو به واقیت یک زندگی دارد.

سوژه داستان بصورت کلی فقر و اعتصاب است که نمود آن را در زندگی جیک و رزا می بینیم. تلاشهای خانواده رزا برای مبارزه با اعتصاب در داستان را شاهد هستیم.

دو شخصیت اصلی در داستان وجود دارد که به خوبی به آن پرداخته شده است. تصویر درستی از خانواده جیک نداریم اما نحوه زندگی او و بیان شخصیتش -خانواده اش را تجزیه و تحلیل می کند. رزا نیز از خانواده متمکنی نیست و فقر و تنگدستی به وضوح در زندگی او دیده می شود.

زاویه دید داستان سوم شخص مفرد است و نویسنده مانند نظاره گر داستان به بیان واقعیتها پرداخته است و در بین زاویه دید توانسته است به جزئیات کامل ماجرا بپردازد.

فضای داستان فضایی روشن از ماجرای داستانی است که بخوبی توانسته به بیان مشکلات و وقایع مرتبط با  زنگی فقیرانه و اعتصاب گونه بپردازد. در فضاسازی قسمتهایی از داستان مثل صفحه ۲۵ تلاش و کوشش های یک شخصیت داستان را که به موفقیت رسیده است شاهد هستیم.

زبان و لحن داستان کتابی است و دیالوگهای هر شخصیت بصورت کتابی بیان شده است. اما زبان روان و ساده ای دارد و قابل فهم بریا مخاطب می باشد.

 نثر کتاب برای زمان حال بوده است بجز شخصیتهای داستان که اسامی خارجی دارند. کلیت کتاب بخوبی به نثر در آمده است و مخاطب را در چالشهای ذهنی قرار نمی دهد. نثر کتاب کاملا با مخاطبین همراه است. حتی در جملات زیبا و تشبیهات بکار رفته شده . مثلا در صفحه ۹۵ مثل ماسوره خالی- لاغر و ... بخوبی بیان شده است.

تلاش و تاثیر همکاری همه مردم در اعتصاب اثر بخش بوده و نتیجه دلخواه را از این اعتصاب بدست می آورند که نان و گل سرخ می باشد.

کتاب دارای فراز و نشیب بسیاری است و توانسته در  فضای داستان نگرانی و اضطراب و فقر و شادی و تلاش و حرکت مردمی را بخوبی بیان کند و مخاطب را به همراه خود می کشاند.

نان و گل سرخ عنوان جذابی است که مخاطب را به سوی خود جلب می کند. ترغیب و کوشش را برای این گروه سنی بوجود می آورد که جذابیتهای لازم را در جای جای کتاب شاهد هستیم و استفاده این نام بعنوان شعار اعتصاب کنندگان باعث رغبت در مطالعه می شود.

چون داستان از زبان شخصیتهایی بیان شده که با گروه سنی مخاطب هماهنگ است و همین عامل باعث تاثیر گذاری بر مخاطب است. نگاه داستان به دلیل اهمیت دادن و توجه به تلاش آنها در افزایش اعتماد به نفس و خود باوری این گروه سنی کمک می کند و موثر واقع می شود.

حجم اثر با گروه سنی مناسب است و کشش و جذابیتهای لازم را دارد.

نقد رمان باغ کیانوش در مرکز شاهرود1

 

عنوان کتاب

نویسنده

گروه سنی

انتشارات

باغ کیانوش

علی اصغر عزتی پاک

د و ه

کانون پرورش فکری کودکان نوجوانان

 

نام نگارنده نقد:نسرین قربانی

پست سازمانی:مربی فرهنگی شاهرود۱

رمان باغ کیانوش در مرکزشماره یک شاهرود مورد نقد و بررسی اعضای نوجوان قرار گرفت. در این برنامه که اعضای نوجوان مرکز میامی نیز حضور داشتند، اعضا نظرات خود را در خصوص نقاط ضعف و قوت رمان بیان کردند

خلاصه

کیانوش مردی خسیس است که باغ بسیاربزرگی دریکی ازروستاهای اطراف همدان دارد.روزعروسی پسرکیانوش، عباس وهمزه که مدتها درانتظارچنین روزی هستند برای اینکه دلی ازعزا دربیاورند به باغ کیانوش می روند.دراین میان سالار دوست عباس وهمزه که از ماجرا خبر دارد کیانوش را درجریان می گذارد.کیانوش برای تنبیه عباس وهمزه به آرامی وارد باغ می شودو آنهارا تنبیه می کند.در همین زمان هواپیمای عراقی که برای بمباران شهر همدان وارد کشور شده است در آسمان پدیدار می شود. هواپیما سقوط می کند و خلبان باچتر نجات،میان شاخه های درختی درباغ گیر می افتد.کیانوش برای نجات خلبان اقدام می کند، عباس وهمزه دراین فرصت مخفی می شوند.خلبان بارعب ووحشت کیانوش رادستگیرمی کند.عباس وهمزه که مخفیانه شاهدماجرا هستند قصد نجات کیانوش را دارندکه خلبان عباس را با شلیک گلوله ای مجروح می کند.همزه بارها برای نجات آنها اقدام می کند اماهر بارخلبان سر می رسد وهمزه مخفی می شود . بالاخره همزه خرمن یونجه ها رادر باغ به آتش می کشد واز این طریق مردم خبردار می شوند و خلبان دستگیر می شود.

نقد داستان

داستان باغ کیانوش که اتفاقا کتاب به همین عنوان است با موضوع رمان کاملا همخوانی دارد . در ابتدای کتاب، داستان از کشش مناسبی برای مخاطب برخوردار نیست و اگر دو شخصیت نوجوان داستان (عباس و حمزه) را از داستان حدف کنیم دیگر نمی توان گفت جایی در داستان برای مخاطب نوجوان وجود دارد. زبان داستان فاقد صمیمیتی که انتظار می رود است و شاید بتوان یکی از اصلی ترین دلایل این فقدان صمیمیت را زاویه دید داستان ، که دانای کل است، دانست .

داستان باغ کیانوش روایت جنگ است آن هم نه بطور مستقیم ، این داستان حکایت مردمی است که اگر چه در خانه های خود نشسته اند اما مورد تجاوز هوایی دشمن بیگانه قرار گرفته اند.

موازی بودن حوادث داستان و با خاطرات پدربزرگ از حضور نیروهای روسی در اطراف دهکده نه تنها چیزی به زیبایی داستان نیفزوده بلکه ذهن مخاطب را دچار پراکندگی می کند تا جایی که در برخی موارد این زیاده گویی مخاطب را از سیر داستان غافل می سازد.

داستان دارای طرحی منطقی و قابل قبول است. هنوز هم اگر پای خاطرات پدرها بنشینیم یکی از سرگرمیهای نوجوانیشان را سرک کشیدن به باغ همسایه ها عنوان می کنند.

مکانی که داستان در آن اتفاق می افتد روستایی است در اطراف همدان و زمان وقوع داستان یکی از روزهای گرم تابستان سال65 است، در آخرین سالهای جنگ تحمیلی که البته در طول داستان به جز چند کلمه ای که از زبان کیانوش بیرون می آید در هیچ جای کتاب احساس تنفری از جانب شخصیتهای داستان نسبت به دشمن تجاوزگر دیده نمی شود.

نویسنده با قرار دادن تمام اتفاق ها و حوادث در فضای باغ توانسته است به خوبی از عهده توصیف فضاها و بعبارتی فضاپردازی برآید، درخت های میوه، خرمن به آتش کشیده شده، دیوار باغ و... حکایت از دقت نظر مولف در توصیف فضاها دارد. هر چند در این قسمت در توضیح و شناساندن درخت راج به مخاطب نیاز به زیرنویس در متن احساس می شود و کتاب فاقد این مهم می باشد.

از قسمتهایی سوال برانگیز رمان رفتار عجیب خلبان است، خلبان قبل از اینکه حمزه از روی دیوار پایین بیاید و خودش را نشان بدهد به قول مولف مثل بلبل عربی حرف می زند اما پس از اینکه حمزه نیز وارد جریان درگیری می شود به طرز شگفت انگیزی توانایی فارسی حرف زدن، هرچند به شکل دست و پا شکسته، پیدا می کند.

شخصیت پردازی عباس بسیار خوب است و نویسنده از بیان جزئی ترین ویژگی او (دانه های قهوه ای صورتش ) نیز غافل نمانده است در مقابل غیر از خصوصیت اخلاقی خاص کیانوش (خساست) و چاق بودن او چیزی از کیانوش در ذهن مخاطب باقی نمی ماند. در مورد حمزه نیز شخصیت پردازی به قوت شخصیت عباس انجام نشده است.

هر چند کتاب به دلایلی که قبلا ذکر شد کشش لازم را برای مخاطب ایجاد نمی کند اما نویسنده آخر داستان را خیلی خوب می بندد و سعی می کند پایان داستانش از کلیشه های معمول به دور باشد.

هستی

 

نام کتاب نویسنده گروه سنی انتشارات
هستی فرهاد حسن زاده د و ه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

نگانده نقد:  عطیه آقاحسینی

پست سازمانی: مربی مسئول مرکز شماره ۲ اصفهان

مربی فرهنگی سابق مرکز شاهرود۲

هستی داستان زندگی دختر نوجوانی است که  دارای برخی خصوصیات پسرانه است .زندگی ساده اما جسورانه و شیطنت های او با تلخی های روزگار جنگ تحمیلی همراه می شود. هستی و پدرش ابی  و خانواده اش روزگار را با همه خوبی ها و بدی هایش سپری می کنند.
ژانر رمان هستی واقع گرای اجتماعی است و می کوشد واقعیات را بازگو نماید.
موضوع داستان جنگ است با لایه هایی از طنز.
هستی دختری است که نسبت به تعریف های رایج عرف از دخترها معترض است. خاله بازی و عروسک بازی را دوست ندارد. عاشق فوتبال است و قیچی برگردان زدن. از عروسک بدم می‌آید. مخصوصا از موهای بلندش که تا مچ پایش می‌رسید. من هیچ وقت عروسک نداشتم. از مسخره بازیهای دخترانه بدم می‌آمد. از خاله بازی و مامان بازی حالم به هم می‌خورد…»(ص۱۲)«دلم نمی‌خواست مثل دختر‌ها بلوز و دامن بپوشم. دلم نمی‌خواست مو‌هایم را بلند کنم و بریزم روی شانه‌هایم یا از پشت ببندمشان. از ژیگول بازی و لاک زدن هم خوشم نمی‌آمد… من عاشق ژیمناستیک و فوتبال بودم…. می‌توانستم بیست سی تایی رو پایی بزنم. شوت‌هایم سنگین و برزیلی بود. تازه یاد گرفته بودم قیچی برگردان بزنم»(ص۲۷)
جایی از داستان گفته نشده هستی دوست دارد پسر باشد. با پسرها هم رابطه خیلی خوبی ندارد. به ویژه درکمپ ماهشهر.هستی از الگوهای پیش فرضی که جامعه و عرف برای دخترها تعریف کرده و انتظار دارند ، بیزار است. مادر، خاله ودایی ،هستی  خصوصیات و علایق او را پذیرفته اند .اما پدر به همان تعاریف عرف پایبند است و همواره در جبهه مقابل هستی قرار دارد. هستی را با نامی صدا می زند که این مقابل بودن را مرتب به خواننده یاد آوری می نماید. تا جایی که هستی به آبادان برمی گردد و د رپی او می آید واین‌جا پدر هم متحول می شود و پرده از راز خود برمی دارد. اما پدر با همه مشکلاتش به فکر خانواده و تامین آنهاست و همه را عاشقانه دوست دارد . ( این ویژگی هستی خود سبب شده مخاطب را بهتر با خود همراه کند. نوعی اعتراض و درخواست آزادی)
داستان از شکستن دست هستی ،هنگام قیچی برگردان زدن شروع می شود.خواننده از شخصیت پردازی هستی به وجد می آید.
در شروع داستان ،هستی در مرز کودکی و نوجوانی است.صدای رادیو بلند شد از چیزهایی حرف می زد که خیلی نمی دانستم چیست. از دشمنان ایران و انقلاب و پاک سازی مرزها. فکر کردم چطوری مرزها را پاک می کنند؛ با آب و صابون یا گازوییل؟ دایی جمشید که همیشه موتورش را با گازوییل تمیز می کرد.(صفحه۱۷)
کاراکترها و شخصیت های این رمان در بحرانی ترین شرایط با هم شوخی می کنند. این فضای طنزآمیزآمیخته با لهجه خاص بسیار نزدیک به روحیه ی هموطنان جنوبی است .زبان ابداعی مادر ،خاله و هستی نوعی بازی و سرگرمی است. استفاده از ضرب المثل ها توسط پدر آن هم مکررا و به شکل اشتباه ازدیگر لایه های طنز داستان است.
رمان هستی بر محور تاریخی و نقش جنگ در نوجوانان و تاثیر آن بر زندگی مردم تاکید دارد. اما احساس می شود هستی نوجوانی است با خصوصیات نوجوانان امروزه.
زاویه دید اول شخص است. سن هستی و نزدیکی به سن مخاطب سبب جذابیت داستان شده. اگر چه در مواردی احساس می شود نویسنده سعی کرده حوادث را به نوعی بچیند که با القا یک موقعیت شانس  از او قهرمان بسازد. جایی که با یک خانم کنار جاده مواجه می شود تا بتواند به کمک او ازایست بازرسی بگذرد و به سمت آبادان برود. در مقابل مشکلات ،راه حل ها فقط به فکر او می رسد و بقیه منفعل هستند. (چگونگی راندن و تعمیر موتور) تصمیم بازگشت او به آبادان در آن شرایط بحرانی جنگ تصمیم  بزرگی است. اگرچه با تجربه کارهای قبلی معرفی شده از هستی باور پذیر است ونا خودآگاه خواننده را به یاد شجاعت رزمنده ها و شهدای نوجوان می اندازد.
یکی ازباورهای هستی مربوط به سن او ، و تاثیر تبلیغات بر روی اوست. صدام حسین را دیده بودم. تلویزیون ما عراق و کویت را می گرفت و ما بعضی وقتها برنامه هایشان را نگاه می کردیم. نمی دانم چرا می گفتند صدام حسین نامرد. صدام که آدم خوبی بود. هر موقع تلویزیون نشانش می داد، هر کاری داشتم ول می کردم و میخ تلویزیون می شدم. خیلی ژیگول بود. همیشه می خندید و به بچه ها و زن های فقیر سر می زد. آنها  هم به او گل می دادند و ماچش می کردند….( صفحه ۱۸)حسن زاده به خوبی با معرفی این خصوصیات سعی نموده آگاهی خواننده را در خصوص تاثیری که رسانه های کذاب دارند وآفاتی که نوجوانان امروز نیز با آن درگیرند ،را بیان کند. او با گسترش موضوع و نحوه تحول شخصیت ها و به کارگیری عناصر داستان ساختار زیبایی را رقم زده. نویسنده نیاز و خواهش مخاطب امروز را شناخته نیاز به هیجان و نشاط و طنز . همه را در کنار هم آورده تا موضوع تاریخی جنگ را در قالب طرحی خوب بیان کند و خواننده را تا پایان داستان بدون خستگی و دلزدگی با خود همراه نماید. آرزوی هستی و همه هستی ها ی آن روزها را با یک سوال  و جواب بیان می کند. واین ازنکاتی است که نرم  و در لایه های زیرین داستان به خواننده یادآوری می شود .
یعنی آبادان درست میشه مث اولش؟
گفت:” ها که میشه ، په ما این جا بوقیم که بذاریم همه چی خراب بشه؟ اصلا ناراحت نباش.”
در اثر برخورد و اصطکاک در محیط اجتماعی حوادث آفریده می شوند.در خلال داستان وبر اثر اتفاقات و ماجراهایی که پیش می آید نگاه هستی به برخی وقایع پیرامونش متحول می شود. حوادث ضمنی سبب می شود آگاهی های هستی نسبت به خود و خانواده اش بیشتر شود وخواننده ای که گام به گام با شخصیت او احساس صمیمیت کرده ،بروز تدریجی تکامل شخصیتی و فکری او را درک می کند با توجه به محدوده سنی هستی –نوجوانی- باور پذیر است.  و این تحول را در قالب بارش باران نشان می دهد. باد سردی که بوی باران داشت لرزاندم. تمام تنم انگار تخته شده بود….(صفحه۲۶۰) سردم بود روبوسی کردیم زیر بارانی که شروع شده بود. دست ندادم فقط روبوسی کردم که رازم از مشتم نزند بیرون….(صفحه۲۶۱)بارش باران و تحول هستی همزمان شده و نوعی شست وشوی فکری و تکامل  را نشان می دهد. در پایان داستان او نماد و خاطره ای را با خود می آورد که ماندگار است. هدیه ای از یک شهید آشنا.یک ماهی کوچک بود . یک ماهی تراشیده شده از هسته ی خرما و به رنگ هسته ی خرما. صیقلی و سوهان خورده و قشنگ. روی تنه ماهی با خط قشنگی نوشته شده بود: هستی(صفحه۲۶۲)
عنوان داستان هستی است و قصه زندگی را نشان می دهد. تصویر جلد با برگهای زرد پاییزی زیر تصویر کفشهای هستی از سویی کنایه از یک تحول است و از سویی دیگرزمان بروز  وقایع  داستان را نشان می دهد در کنار یک غنچه در کفش که نشان از شروع  و گام برداشتن به سوی یک حرکت و سازندگی و زندگی نو همراه با تحول فکری است.

پیش از بستن چمدان

عنوان کتاب

نام نویسنده

گروه سنی

انتشارات

پیش از بستن چمدان

مینو کریم زاده

د و ه

کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان

نام نگارنده نقد: نسرین قربانی

پست سازمانی ک مربی فرهنگی مرکز بسطام

گلی به خود گفت: جرات داشته باش. این جا کسی با سرعت نمی رود. غیر ممکنه کشته شوی. آن سوی فکرش که هنوز جرات لازم را نیافته بود گفت: اگر فلج شدم چی؟ صدبار که از مردن بدتره...

 اعضای نوجوان مرکز بسطام در نشستی به بحث و بررسی کتاب پیش از بستن چمدان نوشته مینو کریم زاده پرداختند.

این رمان در ۱۸۴ صفحه و در قطع وزیری به همت انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شده است.

رمان قصه زندگی دختری است که قصد جدا شدن از خانواده و رفتن به یک کشور دیگر برای ادامه تحصیل در رشته مورد علاقه اش را دارد اما پدر و مادرش با او مخالفت می کنند در مقابل شاهد شخصیتی دیگر به نام گلی هستیم که می خواهد بازیگر شود و در همین بین به رازی پی می برد که خانواده را در معرض فروپاشی قرار داده است.

دریا و گلی دو شخصیت اصلی این داستان هستند که به ظاهر هیچ گونه ارتباطی با هم ندارند اما هر دو با مشکلی دست و پنجه نرم می کنند که در مسیر داستان آن دو را به هم پیوند می دهد.

طرح روی جلد کتاب با عنوان زیبای آن کاملا همخوانی دارد، عنوانی که از همان ابتدا مخاطب را به سفری که در پیش رو دارد دعوت می کند.

شخصیتهای رمان از پردازش خوبی برخوردار هستند هر چند کمی در خصوص شخصیت دریا اغراق شده است(دختری نوجوان که هنوز حتی دیپلم نگرفته و قصد سفر به خارج دارد) این شخصیت با وجود تغییر فرهنگ اجتماع برای نوجوان امروز که هنوز هم بین سنت و مدرنیته دست و پا می زند کمی غیر قابل باور است.

مولف به خوبی از پس توصیف فضاها ، بخصوص فضای پلی که روبروی پنجره اتاق دریا است برآمده . شاید بتوان این توصیفات را از بهترین بخشهای رمان دانست .

رمان با پایان بندی خوبی همراه است، مولف پایان داستان را نبسته است و نتیجه گیری و پایان بندی را به ععهده مخاطب می گذارد.

 

آسیاب بچرخ

 

تبادل لینک

نام کتاب نویسنده انتشارات گروه سنی
آسیاب بچرخ سرور کتبی کانون پرورش فکری کودکان نوجوانان الف و ب

نام نگارنده نقد:خدیجه سلمانی

سمت: مربی فرهنگی مرکز سمنان2

چکیده:

در یکی از روزها آسیاب بادی هر چه منتظر ماند از باد خبری نشد. وقتی گوساله و الاغ را دید قربون صدقه آنها رفت و پرسید: شما باد را ندیدید؟ آنها گفتند چرا دیدیم. باد می گوید ارباب شده و دیگر آسیاب را نمی چرخاند. ناگهان بزغاله از راه رسید و روی سنگ پرید و بعد هم روی پرهای آسیاب و آسیاب چرخید. باد خجالت کشید وآمد و گفت من دیگر ارباب نیستم و شروع به چرخاندن آسیاب کرد.

نقد:

داستان تخیلی به همراه شعر کودکانه می باشد اشعار برگرفته از شعر ها و متل های قدیمی انتخاب شده است که در جذب مخاطب بسیار موثر می باشد. از آنجایی که این داستان تخیلی افسانه محسوب می شود فضا بسیار کم رنگ می باشد و توصیف در صحنه ها وجود ندارد. اتفاقات و حوادث یکدفعه پیش می آیند. زبان داستان بسیار ساده و جملات نیز کوتاه می باشد. ارائه مطالب به گونه ایست که قابل تفهیم برای مخاطب است. عناصر داستان هم شخصیت حیوانات است و هم شخصیت های بی جان (مثل آسیاب بادی- باد و...) اما پویا و لطیف.

ساخت و پرداخت مطالب کاملا متناسب، ساده و روان می اشن. از طرفی داستان چون با اشعار عامیانه آمده است فضای تخیلی را همراه با ریتم و آهنگ کرده است که کاملا وارد دنیای خیال بچه ها می شود و باعث تقویت آن می گردد. در واقع این کتاب شعر –بازی – داستان می باشد که بسیار مورد توجه مخاطب خود قرار می گیرد.

 به لحاظ ارزش گذاری ادبی از آنجایی که کتاب در حوزه ی کتاب کودک می باشد و با تجربه ی بچه ها هم خوانی دارد ارتباط پیدا می کند و به لحاظ شناخت شناسی نیز اثر می تواند شناخت پیدا کند زیرا مرتبط با گروه سنی خود می باشد و مرتبط با تجربه زندگی بچه هاست.

کتاب دارای طرحی قوی است و دارای توالی . چون شروع ، اوج و پایان به خوبی رعایت شده است. در بعضی صفحات متن داخل تصویر گم شده است و به چشم نمی آید. اما بین متن و تصویر هماهنگی لازم وجود دارد. واژگان ساده و روان اتخاب شده اند و نیاز به زیرنویس و .... نمی باشد.

کتاب حاضر بطور غیر مستقیم روی بینش اجتماعی مخاطب تاثیر می گذارد و روحیه ی همکاری و کمک به یکدیگر را در آنها تقویت می کند . و از انجایی که با ریتم و شعر همراه می باشد کاملا متناسب با گروه سنی خود می باشد. اما کتاب فاقد سفید خوانی است و باعث بهم ریختن تمرکز بچه ها می شود. حجم اثر نیز متناسب با گروه سنی خود اتخاب شده است ؛چون هر چه گروه سنی پایین تر می آید حجم اثر نیز کمتر می شود.

نقد ظاهری:

جلد کتاب گلاسه و براق است. تصویر روی جلد از رنگهای تیره استفاده شده است که جذابیت ان را بسیار کم کرده است. در رنگ آمیزی طرح روی جلد از 4 رنگ اصلی شاد استفاده نشده و با توجه به مخاطب کتاب(الف-ب)از رنگهای تیره استفاده شده است. از آنجایی که جنس کاغذ مات می باشد نور را منعکس نمی کند بسیار مناسب می باشد و از ضخامت مناسبی برخوردار می باشد و پشت زنی ندارد.

از آنجایی که حروف درشت تایپ شده است و مخاطب به راحتی می تواند با چشم خطوط را تعقیب کند. اما اندازه حروف این کتاب برای گروه سنی الف ریز می باشد. چیدمان متن و تصویر مناسب است. اما تصاویر از کیفیت بسیار پائینی برخوردارند. تمامی صفحات دارای ته رنگ و تصاویر درشت با رنگهای تیره که اصلا جذابیت ندارند طراحی شده اند. صفحات فاقد شماره صفحه می باشند. بنابراین از صفحه آرایی مناسبی نیز برخوردار نمی باشد.

قیمت کتاب 1350 تومان می باشد که با توجه به قطع و صفحات آن مناسب می باشد. صحافی کتاب دو منگنه است و مانع ورقه شدن کتاب می شود.

 عنوان کتاب با رنگ زرشکی با ته زمینه ی مناسب انتخاب شده است که مناسب می باشد اما مرغک کانون در قسمت کلمه ی (آ) آمده است و در محل مناسبی قرار نگرفته است. عنوان کتاب تا حدی داستان را لو می دهد اما کاملا در ارتباط با متن انتخاب شده است که زیبا و مناسب است.

اندازه کتاب رحلی ورقی است و برای گروه سنی خود کاملا مناسب می باشد و قابل حمل و سبک است.از آنجایی که شناسنامه ی کتاب بسیار حائز اهمیت است کتاب دارای شناسنامه است. اما نسبت به قطع کتاب بسیار ریز و بدون صفحه آرایی مناسب ( باتوجه به وجود فضای خالی) طراحی شده است. پیام کتاب کاملا قابل انتقال است و روحیه ی مهربانی و دوری از غرور را به مخاطب انتقال می دهد.

 

 

 

بازگشت پروفسور زالزالک

 

نام کتاب

نویسنده

گروه سنی

انتشارات

بازگشت پروفسور زالزالک

جمال الدین اکرمی

د و ه

کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان

نگارنده نقد:ملیحه آقاحسینی

پست سازمانی:کارشناس فرهنگی

بازگشت پروفسور زالزالک داستان زندگی پروفسور مارلیک است که بعلت علاقه فراوان به علم باستان شناسی و حفظ آثار با ارزش ایرانی در سرزمین مادری خود، دستگاهی به نام ستاره سیلک اختراع کرده است که قدمت اشیای قدیمی را می سنجد ولی پروفسور ماکان به دلیل خودخواهی های فراوان به روشهای مختلف مانع از موفقیت پروفسور مارلیک در ثبت این اختراع می شود . پروفسور مارلیک در جریان ثبت اختراع خود متوجه کشف غار جدیدی در کوهدشت لرستان توسط چوپانی به نام بزرگ علی  می شود و ماجرای اصلی داستان در آن غار رخ می دهدو با تابش نور سبز رنگ دستگاه قدمت یاب ، به تیم جستجو گر پروفسور، همگی به 12000 سال قبل یعنی زمان زندگی انسانهای نخستین و غار نشین برمی گردند و با صحنه های بسیار جالب و تاریخی مواجه می شوند و بسیاری از آیین و رسوم مردم آن زمان را از نزدیک می ببینند و در نهایت در کشاکش خطر جانی که انسانهای غار نشین برای آنها دارند، به کمک کوچی سگ چوپان و با قوانین علمی حاکم بر دستگاه قدمت یاب به زمان حال باز می گردند و با استفاده از مستنداتی که از این سفر جمع آوری کرده اند و به کمک مانا و کاپیتان موفق به ثبت دستگاه می شوند.

ژانر رمان بازگشت پروفسور زالزالک علمی - تخیلی است با بن مایه تاریخی. با موضوع تلاش باستان شناسان برای کشف حقایق باستان شناسی

عنوان کتاب و تصویر روی جلد باعث کشش و جذب مخاطب می شود ولی تصویرگر دقت کافی به عنوان کتاب نداشته و چنان که از واژه پروفسور تصور می رود باید فردی مسن و با تجربه را در تصویر قرار می داد.

زاویه دید داستان سوم شخص است و نگاه راوی به گفته نویسنده کتاب از پشت سر مانا می باشد.در انتهای داستان ارتباط با مخاطب کتاب برقرار می شود و زاویه دید و نویسنده داستان خبرنگار مجله دانشمند معرفی می شود.

شخصیتهای داستان پروفسور مارلیک، مانا، هامون،کاپیتان(طوطی پروفسور)، آقای تجربه کار، خبرنگار، بزرگ علی، پروفسور ماکان و کوچی سگ بزرگ علی بودند.شخصیتهای داستان بسیار ملموس پرداخت شده بودند و امکان همذات پنداری مخاطب با شخصیتها برقرار بود.تنها پدر و مادر مانا و هامون در حاله ای از ابهام وجود داشتند که به نظر نویسنده در برخی قسمتهای داستان اشاره کوتاهی به آنها می کرد تا خواننده خود علت عدم حضور آنها را کشف کند.

نویسنده برای اضافه کردن چاشنی طنز و متفاوت جلوه دادن شخصیت پروفسور از عادت زالزالک خوردن استاد استفاده کرده بود. که البته کمک چندانی به طنز داستان نمی کرد.شخصیت اصلی داستان پروفسور مارلیک است که با خصیصه مسئولیت پذیری افراطی خود در زمینه علم باستان شناسی در داستان شناخته می شود. کاراکتر پروفسور در بحرانی ترین شرایط با خوردن زالزالک آرامش می یابد.

آقای تجربه کار به گفته نویسنده داستان آقای اکرمی شخصیت بیرونی داشته و عامل اصلی نگارش داستان ، زندگی بسیار هیجان انگیز ایشان بود.

 مانا نوه دختری پروفسور مارلیک ، نوجوان نکته بین و ماجراجویی است که جدای از حمایت سرسختانه از حقوق زنان بسیار علاقمند به کنکاش و جستجو است و در داستان همراه خوبی برای تیم کاشفان می باشد.

 شخصیت هامون برادر مانا در ابتدای داستان ناشناخته است و در چند فصل بعد خواننده متوجه نسبت او با شخصیت های اصلی داستان می شود.

کاپیتان طوطی سخنگویی است که در برخی قسمتهای حساس داستان(داخل غار و صحنه مواجه شدن با انسانهای نخستین) گویا نویسنده فراموش کرده است این طوطی بسیار پر حرف است و حتی خواننده، با حالت اضطراب هر آن احتمال صحبت کردن کاپیتان را می دهد و منتظر حوادث بعدی این امر است.

داستان با سیر منطقی و اوج نفس گیر در صحنه غار و فرود آرامش بخش و سرشار از غرور برای یک نوجوان ایرانی به پایان می رسد.

برخی حوادث داستان به خوبی پرداخته نشده است. به عنوان مثال بزرگ علی اشاره به سینه خیز رفتن در ابتدای غار می کند ولی هیچ مطلبی از این بابت در داستان بیان نشده است. و خواننده منتظر دیدن این صحنه دشوار باقی می ماند.

داستان به دو شخصیت خیر وشر تقسیم شده بود. پروفسور مارلیک که با حساسیت زیاد تلاش در جهت حمایت از سرمایه های ملی ایران داشت و پروفسور ماکان که بالعکس گامهایی در جهت بی ثمر کردن تلاشهای پروفسور مارلیک برمی داشت و به فکر منفعت شخصی خود بود.

فضا پردازیها در دو فصل ابتدایی داستان بسیار زیاد و با اطناب همراه بود که موجب خستگی خواننده می شد ولی از ورود به غار داستان اوج می گیرد و بسیار خلاقانه و علمی ، بدون فرافکنی خواننده را با ژانر علمی –تخیلی پیش می برد و خواننده خیلی راحت و به صورت منطقی و علمی تغییر زمان را می پذیرد.

در برخی بخشهای داستان کلمات با جملات اضافی به چشم می خورد. مانند صفحه 109 زمانی که به نخستین جمله کاپیتان در بدو ورود به غار اشاره می کند  بلافاصله جمله آقای تجربه کار به عنوان جمله بعدی که در غار گفته شده ذکر شده است. خواننده با این ترکیب قرار گرفتن جملات منتظر جمله سوم و چهارم است که ضرورتی برای گفتن عبارت" جمله ی بعدی بود که بر زبان راند" نبود. یا پریدن سگ بزرگ علی روی آقای تجربه کار که یکی دیگر از صحنه های اضافی کتاب است.

در کتاب اشتباهات املایی یا چاپی زیادی به چشم می خورد مانند "تپش قبل "صفحه 123

چشم عقاب

 

 

نام کتاب نام نویسنده گروه سنی اتشارات
چشم عقاب محسن هجری د و ه کانون پروش فکری کودکان ونوجوانان

 

نگارنده نقد: فریده محمدی

پست سازمانی: مربی مسئول مرکز بسطام

 (.... یک باره ناهید در نظرم آمد. صدایش در گوشم پیچید: ناصر چرا تند خو شده ای؟ آیا فکر می کنی با خشم م یتوانی سمت و سوی شرایط را عوض کنی؟ یا آنکه فکر می کنی تنها تو و تعدادی جنگجو شرافت خود را حفظ کرده اند و دیگر الموتیان غیرت و شرف خود را از دست داده اند؟....))

کتاب "چشم عقاب" از مجموعه کتاب های رمان نوجوان امروز رمانی است با پس زمینه های تاریخی و حوادث داستان در چارچوب تاریخ قلعه الموت و حمله مغولان به این قلعه پیش می رود. داستان از آنجا شروع می شود که سپاهیان مغول الموتیان را در قلعه خویش که به چشم عقاب معروف است، محاصره کرده اند و با تسلیم شدن امیر رکن الدین تنها دو انتخاب برای الموتیان باقی مانده است: تسلیم یا مقاومت، البته مقاومت در برابر سپاه بی شمار مغولان. شاکله اصلی کتاب را کشاکش الموتیان بر سر انتخاب یکی از این دو راه تشکیل می دهد. عده ای از جوانان و جنگجویان سخت مخالف تسلیم اند و جمع زیادی از تاثیر گذاران و تصمیم گیرندگان اصلی شهر خواهان تسلیم. نوییسنده با توصیفات دقیقی که از حوادث و صحنه ها انجام داده به خوبی توانسته است این فضا را به مخاطب خویش منتقل کند ، فضای تردید و وحشت از مبهم بودن سرنوشت ، فضایی که چندان مجالی برای انتخاب وجود ندارد و در حقیقت لازم است شخصیت های داستان بین بد و بدتر اقدام به انتخاب کنند. از آنجا که داستان دارای ساختاری واقعگر است، همین توصیفات دقیق از وقایع بعث همذات پنداری بالای مخاطب با اثر شده است. انسجامی که در بین حوادث کتاب وجود دارد مستحکم و منطقی است و ابهامی در سیر رخدادها دیده نمی شود و این مسئله از نقاط قوت اثر به شمار می آید. دیگر مسئله قابل توجه کتاب شخصیت پردازی مناسب آن است. تکیه اصلی کتاب بر شخصیت ناصر است که وقایع نیز از زبان وی نقل می شود. نویسنده در خلق این شخصیت به خوبی توانسته است روحیات و خلق و خو و دغدغه های ذهنی وی را بیان کند و این موضوع نیز در همذات پنداری مخاطب با شخصیتی که به نوعی شخصیت اصلی کتاب محسوب می شود بسیار موثر بوده است. دیگر شخصیتهای اثر نیز هر یک در محلی تعریف شده و ویژه خود قرار گرفته اند. وجود هر کدام دلیل خاص خود را دارد و هیچکدام بیهوده در فضاهای داستان گنجانده نشده اند. بهنظر می رسد برجسته ترین شخصیتهای داستان ناصر ، پدرش و اسد است که هر کدام نماینده یک جبهه از تصمیم گیران الموتند. ناصر که خواهان مقاومت است ، پدرش در جبهه معتقدان به تسلیم و اسد که در نگاه اول مقاومت را بهترین راه می داند در عین حال به تدبیر و درایت پدر ناصر که کتابدار الموت و فردی فرهیخته به شمار می آید نیز چشم دوخته است. همین کشاکش و انتخاب یکی از این طرف های تصمیم گیرنده، خود جذابیتی است برای مخاطب. وجود ناهید، اسماعیل، مادر و خواهر ناصر بار عاطفی اثر و میزان صمیمیت آن را تا حد بسیار افزایش داده است که این مسئله نیز کار را از نقل صرف وقایع جنگ و درگیری و حوادث تاریخی جدا کرده است.

در طول داستان فلش بک هایی نیز به گذشته و خاطرات ناصر با دوستانش وجود دارد که ضمن تنوعی که در داستان ایجاد می کند، با وقفه ای که در بیان حوادث ایجاد می کند حس تعلیق را به وجود می آورد و عطش مخاطب را برای ادامه داستان بیشتر می کند و البته فرصت کوتاه برای بازبینی و تحلیل حوادثی که تا آن لحظه اتفاق افتاده است، در عین حال به دلیل کوتاه بودن این برش ها خلل چندانی در سیر حوادث ایجاد نمی کند.

زاویه دید اثر اول شخص مفرد است و اوی آن ناصر که این موضوع نیز باعث ایجاد صمیمیت بیشتر و سیالیت زبان داستان شده است. مخاطب نوجوان با نقل حوادث از سوی شخصیت اصلی داستان به سادگی می تواند خود را به جای ناصر فرض کند و در حقیقت این خود مخاطب است که گام به گام در فضای داستان پیش می رود.

نویسنده با به کارگیری این عناصر داستانی و با درگیر کردن مخاطب در جریان فراز و فرود حوادث نقل شده در چشم عقاب علاوه بر تصویر کردن برشی تاریخی از حوادث سال های دور سرزمینمان ، به شکلی غیر مستقیم سعی در ترغیب حس وطن پرستی در مخاطب داشته است. حسی که با تلاش و تکاپوی ناصر و اسد و دیگر مبارزان الموت ترسیم می شود. مقاومتی که آنان در مقابل مهاجمان مغول انجام می دهند، وجود الموت به عنوان یکی از قلعه های تاریخی و با قدمت بیش از 1000 سال، و البته وجود یکی از بزرگترین کتابخانه های عهد اسلامی در ان قلعه همگی مباحثی است که به گونه های مختلف در این کتاب به آن اشاره شده استو تمام این مباحث در ایجاد حس وطن پرستی و آشنایی بیشتر مخاطب با پیشینه تاریخی ایران موثر است ونویسنده نیز به خوبی موفق به ارائه چنین مباحثی شده استو مخاطب را به شکلی غیر مستقیم با دوره ای برجسته و سرنوشت ساز در تاریخ ایرن آشنا کرده است. در کنار تمام حوادث تصویر شده در کتاب ، تصمیم نهایی الموتیان حاوی نکات ظریفی است؛ اینکه همیشه مقاومت و جنگیدن بهترین انتخاب نخواهد بود. زمانی که این مقاومت نه تنها منجر به پیروزی نمی شود، موجبات نابودی انسان را نیز فراهم می آورد، تسلیمی که با درایت و تیزهوشی انجام شود بسیار موثرتر خواهد بود. تسلیم الموتیان هر چند که باعث تقدیم سرزمین محبوبشان به دشمن شد، با وجود این، ب تسلیم و جلوگیری از سنگباران شدن قلعه با منجنیق های سپاه مغولف کتابخانه ارزشمند الموت از خطر نابودی نجات یافت. همین مسئله از نکات قابل توجه کتاب است که همیشه اولین انتخاب بهترین انتخاب نخواهد بود. ویژگی دیگری که بسیار قابل توجه است، سیر منطقی حوادث و البته موافقت ناصر به عنوان شخصیت اصلی کتاب و به نوعی خود مخاطب با تسلیم الموتیان است. اینکه ناصر که از ابتدا مخالف این تصمیم بوده است با بحث های منطقی که بین او و پدرش صورت می گیرد، به خوبی مجاب می شود که تسلیم همیشه ننگین نخواهد بود و این پیام نه به صورت واضح بلکه در لفافه بیان شده است و مخاطب خود قدم به قدم به این نتیجه گیری نزدیک می شود.

از لحاظ شکل ظاهری نیز مشکلی در کتاب به چشم نمی خورد. قطع وزیری کتب برای مخاطب گروه سنی (د) و (ه) مناسب است. کتاب از کیفیت چاپ مناسبی برخوردار است جز اینکه متن کتاب تا حدی کمرنگ چاپ شده است و بهتر بود این نقیصه برطرف شود.

کتاب در 165 صفحه تدوین شده است که در عین حال که مطلب را به خوبی ارائه داده است از اطناب نیز بدور است.

عنوان چشم عقاب  عبارتی است که برداشتهای مختلفی می توان از آن داشت. نکته اول این که در نگاه نخست عنوان کتاب داستان را فاش نمی کند که این موضوع یکی از نقاط قوت اثر محسوب می شود. نکته دیگر اینکه پس از آن که مخاطب وارد داستان می شود کم کم با چشم عقاب مواجه می شود که در حقیقت نامی است که الموتیان بر قلعه خویش گذارده اند. برداشت دیگری که از این عنوان می توان داشت ، اشاره به چشمان تیز بین مبارزان الموت به ویژه ناصر و به طور عام تمام کسانی است که در تمام لحظات مراقب سرزمینشان اند. این مسئله را از تصویر روی جلد کتاب نیز می توان برداشت کرد. تصویر نشان دهنده یک چشم در قابی بزرگ است. با توجه به عنوان ، انتظار می رود چشم متعلق به یک عقاب باشد که اینطور نیست و همین مسئله برداشت دیگری که از این عنوان می شود را تقویت می کند. دریچه ای که بر روی جلد قرار گرفته است با ترکیب چشمی که در بین آن قرار دارد، تداعی کننده اتاقک دیده بانی قلعه است. سواری در قاب این دریچه دیده می شود که هم می تواند نماد مبارزان الموت و پرچم پیروزی آن ها باشد و هم نماد راوی داستان الموت. در دور دست هم تصویر قله هایی وجود داردکه نشان دهنده کوه های الموت است.

 در کل چنین به نظر می رسد که (چشم عقاب) اثری است موفق که از توانایی جذب مخاطب بالایی برخوردار است و ضمن بیان دوره ای تاریخ و آشنایی غیر مستقیم مخاطب با این دوره ، نکاتی مناسب و در خور تامل را نیز به وی منتقل می کند.

 

کلاغ خنزر پنزری

 

نام کتاب نویسنده گروه سنی انتشارات
کلاغ خنزر پنزری سروناز پریشانزاده(پریش) الف و ب کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان

نگارنده نقد: سکینه پارسا

سمت: کارشناس فرهنگی استان سمنان و مربی مسئول مرکز فرهنگی هنری مهدیشهر

 

این کتاب با موضوع خود باوری و اعتماد به نفس در مورد کلاغی است که از قیافه و رنگ خود رضایت نداردو برا ی زیباتر شدن به چیزهای دیگری متوصل میشود اما سبکبالی خود را از دست می دهد ودر نهایت از همه ظواهر خود را می رهند و همان میشود که اصل خودش بود.

کلاغ خنزر پنزری با ادبیات داستانی، برگرفته از یک متن قدیمی است که نویسنده توانسته با زبانی ساده و در عین حال تازه ، مطالب را بازسازی نماید.

نویسنده در ارتباط و شناخت شناسی در هر دو مورد به خوبی عمل کرده و متن قوی بزرگسال را با مهارت و آگاهی تمام به دنیای کودکان پیوند زده است.

 در برقراری روابط، ایجاد مقدمه مناسب و ساختار داستانی موفق عمل نموده است. درون مایه داستانی بسیار قویی دارد. واژگان بکار رفته ساده و قابل فهم بوده و به خوبی با مخاطب ارتباط برقرار می کند.

شخصیت پردازی بسیار مناسب بوده و در طول سیر داستانی ، تحول شخصیتی به خوبی اعمال میشود. هنگامی که کلاغ برای زیبا شدن ،ابزار و یراق هایی را به خود وصل می کند سنگین می شودو دیگر قدرت پرواز را از دست می دهد، با این حال زیبایی ظاهری را ترجیح می دهد. اما وقتی دوستانش او را در کنار آیینه قرار می دهند می بیند که هیچ قشنگ نیست  و یک هو دلش  می گیرد. اینجا اوج زیبایی برای کتاب لحاظ شده است. کلاغ با خود فکر می کند:چه فایده اگر نتواند بال بزند و.... و از اینجا به بعد در یک فرود دلنشین که به خوبی به تم داستان پرداختشده شخصیت اصلی همه وسایل را از خودش جدا می کند، اما دور نمی ریزد.

 از اینجا به بعد حس زیباشناسی مخاطب تحریک می شود : کلاغ زیر نور آفتاب جلوی آیینه پرهایش را می بیند که هفت رنگ شده .درون مایه داستان از همین جا القاء می شود(مثل رنگین کمان قشنگ شده)(هر چه می خواسته و آرزویش را داشته خودش داشته و فقط خبر نداشته!)در لحظه فرود نیز یک اوج زیباتر مشاهده می شود(کلاغ خوشحال به لانه بر می گردد و پیام کتاب را با بهترین شیوه بیان می کند. همه چیزهایی را که جمع کرده از لانه بیرون می ریزد و.... )در این قسمت متن ، تصاویر کاملا با هم هماهنگ و همراستا است. تصویر گری کتاب نیز بسیار زیبا و خلاقانه است. کار با دور ریختنی ها بر ارزش هنری کتاب افزوده است. در پار ه ای تصاویر ایجاد حرکت ریتم خاصی را ایجاد می کندکه با موسیقی متن در هم می آمیزد و زیبایی کتاب را دو چندان می کند.

ترکیب رنگ ها، اشیاء، خلاقیت در تصویر گری و هماهنگی با متن از نقاط قوت کتاب محسوب میشود.

 از لحاظ استحکام ، سفید خوانی ، جنس کاغذ، قطع کتاب و کیفیت چاپ مناسب است. نویسنده در رساندن پیام کتاب بسیار موفق عمل نموده و حس خود باوری و اعتماد به نفس مخاطب را به خوبی تقویت می نماید.

 

 

میهمان طوس

 

نام کتاب نویسنده گروه سنی انتشارات

میهمان طوس

محمد علی دهقانی

ه

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

نام منتقد: فاطمه ربانی

شهرستان :مهدیشهر

 

موضوع: داستان سفر امام رضا (ع) به طوس و شهادت ایشان

نقد: آرایش جلد کتاب به گونه ای است که عنوان در بالای صفحه و متفاوت با رنگ زمینه می باشد، تصویر روی جلد دو نما را نشان می دهد، یک نمای پرنده ای برای پرواز را نشان می دهد پرنده ای که پشت پنجره در بند است ، و از آن طرف آسمان و آزادی را می بیند مانند همان میهمانی که به میهمانی نرفت بلکه در بند اسیر بود و آسمان و آزادی را آرزو داشت . میهمانی که به زور به میهمانی رفت در حالیکه از این میزبان راضی نبود.

نمای تصویر توانسته تا اندازه ای مطالب داخل کتاب را بازگو کند و با خواننده ارتباط برقرار کند. دوم نمای پرنده همان کودک ، یعنی بشیر را نشان داده که در پشت پنجره ایستاه و انتظار می کشد انتظار شخصیتی مهم و گرانقدر که قرار است به مرو بیاید و این پنجره همان پنجره ای است که رو به کاخ مامون قرار گرفته است و بشیر در پشت پنجره، انتظار طلوع سبز را می کشد.

داستان با شروع یک مقدمه توانسته خواننده را راهنمایی کند تا بهتر با کتاب ارتباط برقرار کند و با سخنانی ادبی و متواضعانه ، فروتنی خود را بازگو کرده است در حالیکه هر درختی بارش بیشتر است افتاده تر می باشد.

سفید خوانی کتاب خوب است با توجه به مطالب زیاد کتاب و روایت زیبای آن نیازی به تصویر سازی نیست و برای گروه سنی(ه)که داستان را در ذهن تصویر سازی می کنند مناسب است.

 در پنجره ی اول کتاب با معرفی بشیر و خانواده اش و اینکه داستان از او نقل می شود قدم اول برای ارتباط با خواننده برقرار شده است و آگاهی و بصیرت او و خانواده اش را به اطلاع می رساند. در پنجره دوم انگار قدم دوم ارتباط باخواننده است. معرفی کسی که می خواهد بیاید . کسی که سرشار از علم و آگاهی است. در صفحه 12 این کتاب چند خطی به معرفی شخصیت امام رضا پرداخته شده تا خواننده بتواند کمی به درک منطقی در مورد ایشان برسد. عنوان پنجره برای این قسمتها بسیار مناسب است و با پنجره در تصویر روی جلد هم ارتباط دارد در صفحات بعدی با اضافه کردن زمینه ها، در عین حال که داستان بیان می شود توانسته به خواننده کمک کند تا سیر منطقی داستان را پیدا کند . این زمینه ها پاراگرافی بوده اما در عین پاراگرافی بودن توانسته خواننده را با مطالب مهمی آشنا کند و این زمینه ها تحلیل ماجراست. در قسمتهای بعد به مطالب پاراگرافی برخورد می کنیم که روایت نام دارد.روایاتی که از این و آن نقل شده و حالات و سخنان امام رضا در این سخنان نیز بر خلاف میل باطنی ، امام رضا به مرو دعوت می شود و این روایات سند معتبری است مزید بر علت.

در بیان خاطره ها که معجزه بودن و امام بودن ایشان را نشان می دهد توانسته شخصیت امام رضا را تحلیل کند و ایشان را در همه حالات راهنما و امام مردم معرفی کند در بیان این مطالب ما با شخصیت گرامی امام رضا(ع)آشنا می شویم.

این کتاب ب نظم خاص خود و همچنین ساده و قابل فهم بودن ، شخصیت امام رضا را معرفی می کند و هم ارتباط خوب و منطقی با مطالب کتاب ایجد می کند و کشش و گیرایی لازم را دارد. در پنجره ششم کلمه موکب معنی نشده که آوردن معنی آن در پاورقی می توانست مفهوم موکب را که گروه و همراهان امام رضا است بهتر به خواننده القاء کند.

 در پنجره پنجم به بعد پدر بشیر به بیان داستان می پردازد، که با معرفی او در ابتدای داستان خواننده می تواند ارتباط منطقی با داستان داشته باشد، چون قبلا با شخصیت ایشان آشنا شده بود، در این قسمتنقل داستان از زبان او را باور دارد و تجسمی از پدر بشیر در ذهن ایجاد می شود. در پنجره هفتم کلمات ادبی و زبان شیوا در داستان بسیار زیبا و توصیفی است . سخنان  نقل شده از امام رضا در پرده ای از کلمات زیبا و دل پسند گنجانده شده و به روی کاغذ نگارش شده است، چون در این قسمتهای داستان از زبان پدر بشیر بیان شده ، می شود فهمید که دانشمندان و عالمان زیادی در سخنرانی ها و مجالس امام رضا شرکت می کرده اند.

 در پنجره نهم جوابهای مادر بشیر ، نگاه دقیق و آگاهانه ی او و مردم شهر را نشان می دهد، و هم به گونه ای جواب خواننده را می دهد تا بداند آمدن امام به مرو همه با سیاست و نقشه ی خلیفه است . این سوالات در ذهن مردم شهر هم باقی است و آنها را نیز به فکر واداشته است، مخصوصا عالمان و آگاهان شهر را .

و این بر انگیخته شدن سوال و پاسخ در پنجره ی دهم نیز ادامه پیدا می کند. و در گفتگوی یک در صفحه 40 پاسخ امام در مقابل مامون بسیار درس آموز و زیباست شاید پاسخ بسیاری از سوالات در همین چند سطر کوتاه گنجانده شده باشد مخصوصا در پارگراف پاسخ امام در پذیرفتن خلافت.

در آخر هر روایات و یا زمینه و گفتگو و یا داستان و خاطره ، نام شخص بیان کننده هم آمده تا مستند بودن آن را بگوید ، و واقعی بودن آن را نشان می دهد.

در صفحه 48 با دو خطبه روبرو می شویم . در خطبه ی دوم که سخنان امام رضا بعد از پذیرفتن ولایت عهدی است کاملا واضح است که هیچ از این مقام راضی و خوشنود نیست . در تمام قسمتهای این کتابعنوان کردن هر قسمت با عناوین متنوع به گونه ای نوجوانان را با تفوت سخن نیز آشنا کرده است. مثلا فرق خطبه با زمینه و گفتگو و خاطره به وضوح دیده می شود.

خلاصه داستان:

داستان سفر امام رضا به طوس و ماجرای شهادت ایشان توسط مامون در این کتاب آمده است. داستن در قالب پنجره از زبان بشیر و پدر ایشان که در مرو زندگی می کنند بیان می شود.

خصوصیت اخلاقی، معجزات، پیش گویی،و آگاهی و علم ایشان را در قالب داستان بیان کرده است و سپس در بین این پنجره ها با اضافه کردن زمینه ، روایت، خاطره، گفتگو، خطابه، پرده، اشاره، گزارش، زمینه به تکمیل آن داستان پرداخته است. داستان حالت واقعی خود را دارد و با اضافه کردن این زمینه ها توانسته تمام رویداد را نقد بیان کند و آگاهی خواننده را افزایش می دهد

پیام کتاب:

بینش دینی مخاطب را افزایش می دهد. نوجوانان را با جو سیاسی و حاکمیت غیر اسلامی آن زمان آشنا می کند و ظلم و تعدی حاکمان  را نسبت به امامان بیان می کند. روشنگری، بینش اسلامی، آگاهی ها و دانش امامان را به ما می فهماند.

 

 

 

آبی لبخند

نام کتاب

نویسنده

گروه سنی

انتشارات

آبی لبخند

شاهین رهنما

د و ه

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

نام مربی نقد کننده:نسرین قربانی

سمت:مربی فرهنگی

مرکز : بسطام

" آبی لبخند"

از مجموعه شعرهای نوجوان با حضور اعضای نوجوان مرکز بسطام مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

آبی لبخند مجموعه شعریست سروده ی شاهین رهنما برای گروه سنی نوجوان. این کتاب توسط انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در پنج هزار نسخه منتشر شده است.

شاعر از همان ابتدا با لبخندي آبي (با عنايت به اينكه رنگ آبي در ادبيات فارسي پشتوانه­اي محكم و بار احساسي و معنايي فوق­العاده­اي دارد ) مخاطب را به خود فرا مي­خواند و همراه خود سطر به سطر پيش مي­برد تا او را با كشف­هاي شاعرانه خويش بياگاهاند با علم به  اينكه اين مجموعه براي گروه سني( د و ه )سروده شده است كه عملا به دنبال كشف هستند و از كليشه­ها گريزان .              

نكته ديگر استفاده از تركيبات و كلماتي است كه ذاتا بار شاعرانه دارند و كنار هم گذاشتن آنها به كليشه­اي معمول در برخي از اشعار تبديل شده است ( آبي دريا، درياي مهرباني، شاخه احساس و... ) اما در كنار اين تركيبات ذاتا شاعرانه، مي­توان به تصويرها و تركيبهايي نيز اشاره كرد ( همچون عبوري ناگهان،‌ آبي كبود، دفترچه ماسه خيس و ... ) كه در نهايت ذوق بكار برده شده است

   نكته  دیگر، ضعف علائم نگارشي در شعرها است كه نمي­توان به آساني آن را ناديده گرفت در مواقعي مي­بايست از علائم نگارشي براي تفهيم بهتر و ارتباط بيشتر با مخاطب استفاده شود به عنوان مثال در شعر كوه و چشمه كه اين كاستي كاملا  احساس مي­شود .

شعر آبي لبخند كه كتاب نيز با اين عنوان نامگذاري گرديده است قطعا مي­بايست بهترين شعر اين مجموعه مي­بود اما با تمام زيبايي و حسي كه عنوان شعر در ابتدا به مخاطب مي­دهد اين شعر يك شعر كامل نيست . 

قالب شعر مثنوي است همانطور كه مي­دانيم مثنوي قالبي­ست كه معمولا  براي بيان داستانها يا حرفهايي كه شاعر مجال گنجاندن آن را در غزل ندارد بكار مي­رود با بيتهاي زياد ، البته در دهه­هاي اخير نيز جهت بيان مضامين عاشقانه و حتي با نوع تازه آن ( غزل مثنوي )  بكار رفته است . اما در شعر مورد بحث مؤلفه طولاني بودن ابيات كه يكي از مؤلفه­هاي مثنوي است را به همراه ندارد شعر تنها 7 بيت دارد البته اگر اين بيت براي گروههاي سني پايين­تر سروده مي­شد كوتاه بودن آن توجيه داشت اما گروه سني اين شعرها ( د و ه )‌مي­باشد    با اين همه شعر آبي لبخند نيز داراي نقاط قوتي­ست ، بعنوان مثال تصوير ( دفترچه ماسه خيس يا چيدن سيب از شاخه ) كه اگر چه تصويري كليشه است اما سيب بار معنايي مثبتي در شعر نو ما دارد و همواره  بيانگر عشق و خوبي است . 

پریانه های لیاسند ماریس

نام کتاب نام نویسنده گروه سنی انتشارات
پریانه های لیاسند ماریس طاهره ایبد د و ه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

پریانه های لیاسندماریس

مشخصات نقد کننده:نسرین قربانی

سمت:مربی فرهنگی

مرکز : بسطام

در نشستی مشترک و دوستانه اعضای نوجوان مراکز بسطام و دامغان رمان جذاب و خواندنی پریانه های لیاسندماریس را مورد نقد و بررسی قرار دادند. به اعتقاد نوجوانان کانونی رمانهای کانونی به نیاز نوجوان امروز توجه کرده اند و از نوجوانان شناخت درستی بدست آورده اند.

پریانه های لیاسندماریس رمانی است از نوع رئالیسم جادویی. فضایی که داستان در آن اتفاق می افتد جنوب و منطقه سیراف است.

رمان حکایت زندگی خانواده ای جنوبی است و قهرمانان اصلی داستان لیانا و ادریس خواهر برادری هستند که در این خانواده زندگی می کنند.. ادریس که مروارید صید می کند تا کنون 3 مروارید لاجوردی به دست آورده و دی صبرا مادر ادریس مرواریدها را برای عروسی ادریس در صندوق قدیمی که در زیر زمین خانه دارد مخفی کرده است. ادریس بار دیگر برای صید مروارید به دریا می رود که این بار با صحنه بسیار عجیب و البته ترسناکی مواجه می شود، زیر آب هنگامی که بی خبر از همه جا مشغول جمع آوری صدف است دستی به شانه اش می خورد، سر که برمی گرداند در مقابل خود یک پری دریایی می بیند که نوزادی با چهره ای شبیه ادریس در آغوش دارد. پری از ادریس می خواهد بار دیگر که به دریا برمی گردد برای نوزاد گهواره ای ببرد، ناخدا و همراهان، ادریس را به درون کشتی می کشند و ادریس در حالی که بسیار وحشت زده است از هوش می رود و پس از آن با خود عهد می کند که دیگر به دریا باز نگردد و ...

رمان بلند پریانه های لیاسندماریس با آنکه داستانی طولانی دارد اما ذهن مخاطب را خسته نمی کند، کشش داستان بسیار زیاد است و حوادث و روابط علی و معلولی در داستان کاملا منطقی هستند. نویسنده در توصیف جزئیات بسیار دقیق است و تمام صحنه ها و فضاها (به جز فضای کشتی ناخدا سیراف ) را در نهایت دقت و بسیار جزئی توصیف کرده است. ارتباط ماهبان و ادریس باعث بوجود آمدن عشقی کمرنگ و البته زیبا در حاشیه داستان شده است.

زاویه دید داستان سوم شخص است و داستان به شیوه پرتابی در هر فصل مخاطب را به فضایی جدید می کشاند. فصل بندی کتاب باعث می شود تا مخاطب فرصت تجزیه و تحلیل حوادث داستان را پیدا کند.

شخصیت ادریس به عنوان یکی از قهرمانان داستان بسیار خوب پردازش شده است اما شخصیت لیانا پردازش خوبی ندارد و هر چه مخاطب تلاش کند بازهم نمی تواند تصویری از لیانا برای خود مجسم کند. این مشکل در خصوص موجودات عجیب دریایی فلسفوریاها نیز صادق است. موجوداتی که وجود خارجی ندارند و تنها زاییده ذهن نویسنده هستند و البته هیچ تصویر درستی از آنها به مخاطب ارائه نمی شود.

از دیگر مشکلات کتاب استفاده از کلماتی است که کاملا بومی هستند از قبیل : گرگور، لنگوته، کفشک و ... که برای ارتباط هر چه بیشتر با داستان و آشنایی با لغات بومی نیاز به زیرنویس برای کتاب کاملا احساس می شود. ضمن اینکه نمی توان از تیزهوشی نویسنده در ارتباط با پری ذغالی چشم پوشید، پری ذغالی در آب دریا رنگ چشمهایش از بین می رود و نیاز دارد تا دوباره کسی با ذغال چشم هایش را بکشد.

نقد اولین روز تابستان

صورتجلسه نقد کتاب

 

 

نام کتاب نقد شده:اولین روز تابستان

نویسنده کتاب: سییامک گلشیری

تاریخ نقد:27/2/91

  نام مربیان منتقد:

بیتا نشان شاهجویی -الهه حسنی-سمیه مولایی-فاطمه رضایی-زهرا علیزاده

 نقد ظاهری و محتوایی:

کتاب اولین روز تابستان به نویسندگی آقای سیامک گلشیری از نظر ظاهری جذاب است و تصاویر روی کتاب خوب است اما لزومی نداشته است بعد از صفحه بسم الله تصویر رو ی جلد دوباره قرار گیرد. خط مناسب است ، با توجه باینکه کتاب رمان است نیاز به فهرست بندی نبوده است.

جلد مشکی حالت دل گرفته در خواننده ایجاد می کند هر چند که از نظر گرافیکی رنگ مشکی، رنگ قدرتمندی است . قطع کتاب رقعی ، وزن کتاب کلا سبک است، قیمت کتاب هم مناسب است.

البته نمای دامی شکل روی سر پسرک حالت گمراهی را به نوعی نشان می دهد که به نوعی با توجه به اقتضای سن (حالت شک و تردید) را خوب نمایش داده است. نماهای تصاویری تخیلی و ذهنی را می توان به صورت زیبا در طول داستان برا ی شخصیت اول داستان مشاهده و درک کرد.

نقد اجتماعی:تکاپوی بین شخصیتها بسیار زیاد است، شخصیت اول داستان با توجه به رده سنی ، ویژگیهای رفتاری را خوب نمایش می دهد.

کنجکاوی نوجوان بسیار زیاد در عین حال که دارای آرزوی زیاد یا زیادخواهی را خوب نمایش می دهد.

داستان صحنه به صحنه خواننده را جذب می کند تا ادامه دهد، حس کنجکاوی را بسیار بر می انگیزاندکه از نقاط قوت داستان است. صحنه بندیها بسیار عالی می باشد .

با توجه به اینکه نوجوانان در این رده سنی به دنبال هویت هستند کاملا در بین این ماجراها به زیبایی نشان داده شده است.

تقویت " نه" گفتن به عنوان پیام پنهان در این داستان و عاقبت اندیشی را نویسنده در آخر داستان برای نوجوان قرار داده است تا ارتباط گیری با این قشر از خوانندگان را راحتتر کرده باشد.

یکی از ویژگیهای خوب نویسندگی مخاطب شناسی است و ماجراجویی که در این تم داستانی کاملا رعایت شده است.

ذهنیت ها، چهره مثبتی که علاقه به آشنایی با قشر منفی جامعه دارد، و عاقبت این ذهنیت و رسیدن به مرحله عمل توسط نویسنده نقش بندی خوبی در ذهن خواننده ایجاد می کند.

 کشاکش از جذابیت این داستان است و امید می رود از طریق این کتاب راه تحلیلی از زندگی را بهتر دریابند.

شناختن حق بچه ها ست و احساس می کنیم نویسنده به نوعی سعی کرده است با بهره از این تم داستانی آگاهی را به مخاطبین بدهد. به امید اینکه موفق شوند و خوب را از بد بشناسند.

 

 

 

اردک کشاورز

 

ردیف عنوان کتاب اردک کشاورز
۱ نام نویسنده مارتین وادل
۲ مترجم شیوا رنجبر
۳ گروه سنی الف

 

                                     

 

مشخصات نقدکننده: زهرا علیزاده

سمت :مربی مسئول مرکز

شهرستان: گرمسار

 

نقد کتاب اردک کشاورز

کتاب اردک کشاورز داستان تخیلی حیوانات با موضوع تن پروری و تنبلی می باشد. در این داستان اردکی بود که با کشاورز پیر زندگی م یکرد. او به قدری تنبل بود که از کارهای روزمره خود فارغ مانده بود و اردک مسئولیت کلیه کارها را به عهده داشت. اردک از این وضعیت خسته شده بود و حیوانات دیگر که با او زندگی می کردند به فکر چاره افتادند تا اردک را نجات دهند.آنها با همفکری که داشتند تصمیم گرفتند کشاورز را از آنجا بیرون کنند و این کار آنها عملی شد و آنها موفق شدند.

جلد این کتاب مستحکم و قو ی است و با چند بار مصرف از بین نمیرود. طرح جلد هویت کتاب را نشان میدهد. رنگ آمیزی با طراحی مطابقت دارد. زمین کشاورزی به رنگ قهوه ای و خاکی بیانگر موضوع و عنوان کتاب است. آرم کانون به رنگ سبز و قهوه ای دیده نمی شود از رنگ سفید هم م یتوانست استفاده کند. نوع کاغذ سفید و از پشت سایه می زند ، مرغوب نمی باشد و زود از بین می رود. اندازه حروف با توجه به گروه سنی مخاطب ، خوب و مناسب انتخاب شده است و خوانا است و مشکلی ندارد.

صفحه آؤایی کتاب برای گروه سنی مورد نظر مناسب است. کتاب فاقد شماره گذاری صفحات می باشد. تصاویر در کتاب بر جای مناسب قرار گرفته است و ضربه ای به تصویر نمی زند.

قطع کتاب بزرگ برا ی بچه های مناسب است، بچه های گروه سنی الف قطع این نوع کتابها را می پسندند و برایشان جذابیت دارد. از نظر نوع چاپ متناسب با گروه سنی و تصاویر کتاب انتخاب شده است.

 متن داستان ساده است ، نیاز به ویرایش، زیر نویس و واژه نامه ندارد. قابل فهم است .

قیمت کتاب با توجه به جلد کتاب ، تصاویر و محتوای آن مناسب است. سفید خوانی تا حدودی در کتاب رعایت شده است دربعضی از صفحات ، تصاویر به رنگ تیره همراه با نوشته طراحی شده است که مناسب نیست و چشم خسته می شود در بعضی از صفحات هم ، نوشته ها در تصویر گم شده است.

عنوان کتاب متناسب با موضوع و محتوای کتاب می باشد به شکل زیبایی طراحی شده است و با تصاویر هماهنگی دارد.

صحافی کتاب با توجه به قطع کتاب چندان مناسب نیست و زود فرسوده می شود.

تصاویر بسیار جذاب، ساده و قابل فهم است و با متن همخوانی دارد، مناسب گروه سنی در نظر گرفته شده استو اما می توانست از رنگهای جذابتر و شادتری استفاده کرد. صبح زود را چندان خوب نتوانسته نشان دهد.

کتاب دارای شناسنامه است و کامل است. راهنمای خوبی برای مخاطب است. کتاب نیاز به فهرست ندارد.

این کتاب با توجه به داستانی بودن نیاز به ابزار ندارد. سیر داستان به خوبی رعایت شده است و حوادث را به خوبی نشان داده است. موضوع داستان چندان بکر و تازه نیست. می توانست در نوشتاری و تصاویر خلاقیت نشان دهد. اینکه رنگ صدای حیوانات را پررنگتر نوشته خوب است و جلب توجه می کند اما در کل خلاقیت در کتاب چندان مشاهده نمی شود. این کتاب ارتباط خوبی با مخاطب برقرار می کند . محتوای کتاب با عنوان و تصاویر هماهنگ است. زبان شخصیتها متناسب با خصوصیات و زبان آنها در نظر گرفته شده است. زبان کتاب سلیس و روان و قابل فهم است.

حیات در دوره تریاس

نام کتاب دوران پیش از تاریخ(حیات در دوره تریاس)
نویسنده دوگل دیکسون
مترجم نوشین ابراهیمی
انتشارات پیدایش

نام و نام خانوادگی مربی نگارنده نقد: بیتا نشان شاهجویی

سمت: مربی امور فرهنگی

شهرستان : گرمسار

مرکز فرهنگی هنری گرمسار

 

عكس

  نقد کتاب دوران پیش از تاریخ (تریاس)

کتاب حیات در دوره تریاس در حقیقت با همین موضوع در کتاب جهت گیری شده است و به نوعی جانداران آن فصل زمانی را با ابزار زیبای نقاشی به ما معرفی میکند. از آنجاییکه ونر به عنوان یک روانشناس بر روی تفکر شهودی کار می کند و کشف و شهود و اشراق بنوعی طرز تلقی از پدیده ها و جهان هستی می داند که از آن بعنوان هوش فیزیونومی نام می برند، این کتاب با توجه به نوع تصاویر نقاشی شده خیلی زیبا وکودکان نوجوانان را به دنیای ابتدایی زندگی سوق می دهد در زمانی که آدمی حیات نداشته و مقدمات حضور انسان را جهت زندگی دائمی از طریق تغییر و تحول در عصر پیدایش زمین آماده کرده است.  در حقیقت کتاب حاضر ، فلسفه زیبایی از حیات را به زبان ساده و علمی مطرح کرده است و جای بسی تشکر دارد.

منابعی که نام برده شده است از نام جانوران تاریخچه و شیوه زندگی به نوعی دیدگاه شهودی را خوب تقویت کرده است. بنوعی این کتاب به تفکر منطقی در کودک دامن می زند، تفکر منطقی که در عرصه شناخت از سری پیاژه و ورنر و ویکوتسگی دارای اهمیت خاص است.

اطلاعات سمت چپ کتاب با این قضیه بسیار خوب ارتباط دارد . کتاب از نظر حسی و آموزشی بسیار اثر پذیر است ؛ البته شاید بحث های داغ آموزش غیر مستقیم روی بورس فکری مراکز آموزش حاکم شده است. اما حقیقت امر غیر از دانش و اطلاع رسانی ، آنچه مهم است تا فکر را بازی بگیرد و پایه احساس را در نوردد، هیجان است. وقتی این کتاب در اختیار کودکان ونوجوانان قرار می گیرد بیشتر احساس و هیجان را میتوان در نگاه های آنها یافت . حتی اگر مطالب کتاب را نخواند و شاید همین است که این کتاب جزو پر امانت ترین کتابهای این مرکز مخصوصا در جنس مذکر است.

پیام ها بسیار کوتاه می باشند. جملات طولان یدر متن ها دیده نمی شود که آنرا از قوت ادبی بالایی برخوردار کرده است.

رنگ های کتاب، زبان احساس کتاب می باشند. تصاویر با طراحی تقریبا سه بعدی کمک به منشاء احساس مخاطب کرده است به طوری که خیلی  زیبا وجود را در نغز قلقلک می دهد؛ و مخاطب را تحریک برای ورق زدن کتاب می کند. تجارب حسی خوب یرا به خواننده منتقل می کند. شواهد تجربی حکایت از آن دارند که وحدت حس ها به ویژه "شنیدن رنگ" بیشتر در بیان کودکان رواج دارد تا بزرگسالان (ورنر و مارکز 1975) چیزی که از سوی بنیانگذاران در فلسفه کودک دارای اهمیت است و آیا این کتاب صحنه ای زنده از این تجلی نمی باشد؟!

قطر کم، حجم مناسب و لیتوگرافی خوب، صحافی ساده همه اینها دست به دست هم داده اند تا کودک درون بزرگسالو کوچک را جذب کند.

همانطور که می دانیم هنر بزرگسال در آموزش دادن دانسته ها نیست بلکه در ارائه ندانسته هاست و این کتاب بسیار آرام و تدریجی نوع و نگرش برخوردی مناسب جهت امر آموزش برای مخاطب ؛ قدم برداشته است.

نوآوری در شیوه ارائه مقدمات تاریخی در پشت جلد کتاب مخاطب را وا می دارد تا به دنبال دیگر مجموعه های این کتاب به کتابدار مراجعه کند و بپرسد،که این خود از مو فقیت های خوب آن می باشد.

 در اوج تخصصی بودن چنان خود را ساده ساخته است و ساختارش را شکسته است تا با احساس ها و انگیزه های هر مخاطبی کنار بیاید که از قوت نگارش و انتخاب نویسنده است.

کادر بندی های تصویری کتاب جستجوی چشم را بیشتر می کند که از جنبه زیبا شناختی حائز اهمیت است.

با اینکه کتاب کم حجم است، سعی کرده است فهرست بندی داشته باشد تا جستجو را برای مخاطب راحت تر کند.

واژه نامه در آخر کتاب نگاه کتابداران را بخود خوب جلب کرده است که جنبه علمی بودن آنرا بیشتر کرده است.

پیام: آشنایی با حیوانات غول پیکر دوره تریاس که یکی از دوره های زمین شناسی و شیوه حیات آنها در طبیعت آن زمان را نشان م یدهد.

میزان استقبال اعضا: عالی

 

دختری با روبان سفید

 

نام کتاب : دختری با روبان سفید                      موضوع : داستان

گروه سنی : د - ه                                        نویسنده : مژگان کلهر

خلاصه کتاب :

شیرین از جلوی اتاق مخصوص رد شد، بعد انگار که برق گرفته باشدش یک قدم به عقب برداشت و جلوی در ایستاد. کلید توی قفل جا مانده بود. شیرین دستش می لرزید. آرام کلید را توی قفل چرخاند… دل توی دلش نبود. فکر کرد نکند یکهو چیزی از لای در بپرد رویش؟ نکند با چیز ترسناکی روبرو شود؟ آرام لای در را باز کرد. هیچ نوری نبود… در را بیشتر باز کرد. حالا توی اتاق بهتر دیده می شد. جلوی مبل راحتی، یک میز عسلی کج شده و آلبومی رویش افتاده بود. شیرین آلبوم را باز کرد. انگار آدم ها می خواستند از توی عکس های قدیمی بیرون بزنند. حس کرد زنی توی یکی از عکس ها پلک می زند. دقیق تر نگاه کرد. انگار خیالاتی شده بود. صدایی از بیرون شنید. آلبوم را انداخت روی میز عسلی و وقتی خواست از اتاق بیرون برود، حس کرد بچگی های احترام جون از توی عکس دارد به او لبخند می زند. برگشت و دوباره به عکس نگاه کرد…

گردان قاطرچی ها

 

 

نام کتاب:گردان قاطرچی ها                                      نویسنده : داوود امیریان    

گروه سنی: د - ه                                                  تاریخ چاپ : ۱۳۹۰

خلاصه کتاب:

یوسف یک مجروح جنگی است که پس از مصدومیت، دوباره به جبهه اعزام می گردد واین بار بنا به صلاحدید فرمانده ی گردان قرار می شود که مسولیت نگهداری وآموزش چند قاطر جهت حمل آذوقه  ومهمات به مناطق صعب العبور برای رزمندگان به او سپرده شود.یوسف گردان جدید را که متشکل از چند نوجوان جسور وبازیگوش است تشکیل می دهدواتفاقاتی که در ادامه رخ می دهد منجر به تغییرات زیادی در اخلاق ، روحیه  وبرخورد بچه ها می گردد.

دنیای ارائه شده در داستان گردان قاطرچی ها واقعی و برگرفته از واقعیت دنیای امروز است.و نویسنده به خوبی توانسته جنگ هشت سال دفاع مقدس را به تصویر بکشد و نوجوان را در حال و هوای جنگ و پیروزی قرار دهد.فضای داستان واقعی بودن داستان را به نمایش می گذارد. شخصیت اصلی و قهرمان داستان یوسف و می باشد. وشخصیت های فرعی ساوش و اکبر و... می باشد. زمان و مکان داستان با محتوای آن هماهنگ و متناسب است.اتفاقات طبیعی و باورپذیر بوده و با توضیحات دقیق درباره مکان و زمان داستان با توضیحات داده شده بسیار قشنگ به تصویر کشیده شده است و داستان با توصیف شخصیت سیاوش و یوسف و رویدادهایی که در جنگ اتفاق افتاده به پیش می رود و با توصیف ماجراهای جذاب و خنده دار مربوط به قهرمان داستان خواننده را به ادامه و پی گیری جریان علاقه مند کرده است. نویسنده با توصیف فضای جبهه و موقعیتها و آوردن نشانه های هیجان و ترس و دلهره و در عین حال شوخی وطنز را برای زمینه چینی برای حوادث داستان انجام داده است. مجموعه رویدادهای داستان معنی و مفهوم شجاعت، شهادت و وطن دوستی را بیان می کند. سیاوش با اینکه با جنگ آشنا نیست اما باز هم مشتاقانه دوست دارد تا خط مقدم جلو برود و برای اینکه به خط مقدم برسد باز هم با قبول اینکه گردان قاطرچی ها باشد قبول می کند تا خودش را به خط مقدم برساند. پایان داستان با توجه به فضاسازی و صحنه پردازی دلهره آور است که خواننده را هر لحظه منتظرشکست یا پیروزی گذاشته است که پایان آن غافلگیرکننده و پیروزی را به دنبال داشته است. شخصیت اصلی داستان دوست داشتنی و با مزه و در عین حال که    می ترسد اما با شجاعت تمام به جلو می رود.

لحن داستان طنزآمیز،ماجراجویانه است و از ماجراهای بامزه که درجبهه برایش اتفاق    می افتد حرف می زند. با به کاربردن واژه های دقیق ومناسب وفضای جذابی برای خواننده خلق نموده و با به کار بردن واژه های ساده و ملموس داستان را تاثیرگذار نموده و به طوری که خواننده همه اتفاقات را می تواند احساس کند و خود را به جای شخصیت داستان جای بدهد. در این کتاب از اصطلاحاتی استفاده شده که می شود گفت بدآموزی دارد و هیچ رزمنده ای حداقل در جبهه ها از آنها استفاده نمی کند و یا یک رزمنده برای نبرد به میدان جنگ می رود نه اینکه برای رزمندگان دیگر دردسرهای عجیبی ایجاد نماید. مورد دیگری به چشم می خورد که به مسخره گرفتن گردان ذوالجناح است. چون آنها هم به نحوی هدفشان یاری رساندن به رزمندگان خط مقدم است ولی حتی آقا ابراهیم هم بعضی مواقع با حالت تمسخر به آنها می خندد که از یک فرمانده جنگی بعید است نویسنده اعتقادات مذهبی را زیر پا می گذارد و تا جایی که خیلی راحت حرفهایش را به زبان می آورد. بعضی لغات و اصطلاحاتی به کار برده که شایسته یک رزمنده جنگی نیست. محور اصلی داستان از خودگذشتگی و شهید شدن در راه خداست. و تلاش می کند تا مردمش را از دست دشمنان نجات دهد و نویسنده با تصاویر و زبان ساده همراه طنز ما را با جنگ و پذیرش واقعیت شهادت وارتباط با خدا آشنا می کند.در رابطه با جلد کتاب باید عرض کنم که تصویر قاطرکه به دمش پاپیون بسته شده و روی سرش با گل تزیین شده البته این موارد مشکلی ندارد ولی کشیدن آن بر روی کتاب که مضمون دفاع مقدس دارد کمی نقد را به دنبال دارد و البته این موارد مشکلی ندارد ولی کشیدن آن بر روی کتاب که مضمون دفاع مقدس دارد کمی نقد را به دنبال دارد و البته به این نکته هم باید اشاره کنم که خواننده از اسم کتاب و طرح روی جلد به هیچ عنوان حدس نمی زند که امکان دارد این کتاب دفاع مقدس باشد.

 

 

ننه یخی پسر و تابستان

 

......پدر داشت زنگ کنار تخت را از جا در می آورد

و مرتب دکتر را صدا می زد . صدایش نارنجی بود . 

 دکتر با خونسردی و اخم وارد شد . من و درد یک

لحظه مکث کردیم . دکتر گوشی را توی جیب

روپوشش چپاند و با اخم گفت : چه خبره جانم ؟

رنگ های سرخ و کبود مات توی هوا پخش شد،

مثل دود. پدرم با صدایی به رنگ آبی با راه راه  زرد

گفت: دکتر داره از درد می میره!

و من و درد دوباره به جان هم افتادیم . قلمبه

درد را توی صورت دکتر فریاد زدم . از صدای خودم

ترسیدم . درد هم کمتر شد . انگار واقعا ترسید .

اما دکتر خم به ابرو نیاورد . آفتاب پشت پنجره آمده 

بود و از لای کرکره داشت توی اتاق را نگاه می کرد .

دیوار راه راه زرد شده بود . مثل صدای هق هق پدرم . ......

نام کتاب : ننه یخی ِ پسر و تابستان                     موضوع: رمان    

 گروه سنی : د - ه                                         نویسنده : حمید رضر نجفی

 

تا خیابان خوشبخت



نام کتاب : تاخیابان خوشبخت                    سروده : بابک نیک طلب 
موضوع: شعر                               گروه سنی :د

                                                                                        

مجموعه شعر تا خیابان خوشبخت، شامل سیزده شعر در قالب‌های مختلف نیمایی، چهارپاره غزل و مثنوی است که برای گروه سنی د و هـ منتشر شده است. موضوعات این مجموعه گوناگون است و به زمینه‌های مختلف اجتماعی و طبیعی می‌پردازد. شروع، از این سفر، یادگار مهربانی‌ها، در کوچه خاطرات، تا بروید امید، بهار فردا، فرصت پرگشودن، سرو کهنسال، پیغام گل، به رنگ آبی دریا، هوای تماشا، سوار تازه رسیده و نهانی تو عنوان شعرهای این دفتر هستند.

تومادر منی؟

نام کتاب: تو مادر منی؟                     موضوع: داستان              گروه سنی: الف       
نویسنده :محمد رضا شمس               تصویر گر:گلناز ثروتیان

تو مادر منی؟

عنوان کتابــــی  است که محمدرضا شمس آن را در قالب چهار داستان کوتاه برای کودکان  پیش دبستانی نوشته است.

   

ادامه نوشته

کرم سه نقطه

کرم سه نقطه

نام کتاب: کرم سه نقطه                 موضوع:داستان                 گروه سنی:ب و ج
نویسنده  و تصویرگر :سروناز پریش      

کفشدوزک ها و سنجاقک ها که آن جا بودند با خوشحالی فریاد زدند:«آفرین کرم سه نقطه، صد آفرین کرم سه نقطه!» از آن روز به بعد بود که او تصمیم گرفت دست به هر کاری بزند تا این جمله را دوباره بشنود و...

ادامه نوشته

نقد رمان هستی

 
۱۳۸۹ • داستان٬ گروه سنی ه٬ گروه سنی د

نام کتاب: هستی                   موضوع:داستان                   گروه سنی: د ه

نویسنده:فرهاد حسن زاده   ویراستار:شیوا حریری  صفحه ارایی:مهدی نعمتی

چاپ اول:1389        شمارگان چاپ:15000نسخه      تعدادصفحات:264صفحه


ادامه نوشته