یک آیه...

❄ﺑِﺴْﻢِ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﺍﻟﺮَّﺣْﻤَﻦِ ﺍﻟﺮَّﺣِﻴﻢ❄

ِ

ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺧﺪﺍﯼ ﺑﺨﺸﺎﯾﻨﺪﻩ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ

 

 ﻭَﻣَﻦ ﻳَﺒْﺘَﻎِ ﻏَﻴْﺮَ ﺍﻹِﺳْﻼَﻡِ ﺩِﻳﻨًﺎ ﻓَﻠَﻦ

ﻳُﻘْﺒَﻞَ ﻣِﻨْﻪُ ﻭَﻫُﻮَ ﻓِﻲ ﺍﻵﺧِﺮَﺓِ ﻣِﻦَ

ﺍﻟْﺨَﺎﺳِﺮِﻳﻦ🔮

َ

ﻭ ﻫﺮ ﮐﺲ ﮐﻪ ﺩﯾﻨﯽ ﺟﺰ ﺍﺳﻼﻡ

ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﮐﻨﺪ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻪ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ

ﺷﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺁﺧﺮﺕ ﺍﺯ ﺯﯾﺎﻧﺪﯾﺪﮔﺎﻥ

ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ 🔮

 

سوره آل عمران-85

خب بعدش چی؟؟؟

يك تاجر آمريكايي نزديك يك روستاي مكزيكي ايستاده بود كه يك قايق كوچك ماهيگيري از بغلش رد شد كه توش چند تا ماهي بود. از مكزيكي پرسيد: چقدر طول كشيد كه اين چند تا رو گرفتي؟ مكزيكي پاسخ داد: مدت زيادي طول نكشيد. آمريكايي: پس چرا بيشتر صبر نكردي تا بيشتر ماهي گيرت بياد؟ مكزيكي: چون همين تعداد هم براي سير كردن خانواده ام كافيه. آمريكايي: اما بقيه وقتت رو چه كار مي كني؟ مكزيكي: تا دير وقت مي خوابم، يك كم ماهيگيري مي كنم، با بچه هايم بازي مي كنم، بعد مي رم تو دهكده مي چرخم. يه گيلاس مشروب مي خورم و با دوستانم شروع مي كنيم به گيتار زدن و آواز خوندن و خوشگذروني. خلاصه اين هم زندگي ماست. آمريكايي: ببين من تو هاروارد درس خونده ام و مي تونم كمكت كنم. تو بايد بيشتر ماهيگيري كني. اون وقت مي توني با پولش يه قايق بزرگتر بخري. بعد با درآمد اون چند تا قايق ديگه هم اضافه مي كني. اون وقت كليقايق براي ماهيگيري داري! مكزيكي: خب بعدش چي؟ آمريكايي: به جاي اينكه ماهي ها رو به واسطه بفروشي، اونها رو مستقيما به مشتري ها مي دي و براي خودت كار و بار درست مي كني... بعدش كارخونه راه مي اندازي و به توليداتش نظارت مي كني... اين دهكده كوچك را هم ترك مي كني و مي ري مكزيكوسيتي... بعدأ لوس آنجلس و از اونجا هم نيويورك.... اونجاست كه دست به كارهاي مهمتري مي زني. مكزيكي: اما آقا ! اين كار چقدر طول مي كشه؟ آمريكايي: پانزده تا بيست سال! مكزيكي: اما بعدش چي آقا؟ آمريكايي: بهترين قسمتش همينه: موقع مناسب كه گيرت اومد مي ري و سهام شركتت رو به قيمت خيلي بالا م يفروشي! اين كار برايت ميليون ها دلار عايدي داره. مكزيكي: ميليون ها دلار!!! آه! خب بعدش چي؟ آمريكايي: اون وقت بازنشسته مي شوي! مي ري يه دهكده ساحلي كوچك، جايي كه مي توني تا ديروقت بخوابي، يك كم ماهيگيري كني، با بچه هايت بازي كني، بري دهكده و يه گيلاس مشروب بنوشي و تا ديروقت با دوستات گيتار بزني و آواز بخوني و خوش بگذروني....

باغبان و مرگ

باغبان جوانی به شاهزاده اش گفت:" به دادم برسید حضرت والا! امروز صبح عزرائیل را توی باغ دیدم که نگاه تهدید آمیزی به من انداخت. دلم می خواهد امشب معجزه ای بشود و بتوانم از این جا دور شوم و به اصفهان بروم." شاهزاده راهوارترین اسب خود را در اختیار او گذاشت. عصر آن روز شاهزاده در باغ قدم می زد که با مرگ رو به رو شد و از او پرسید: چرا امروز صبح به باغبان من چپ چپ نگاه کردی و او را ترساندی؟ مرگ جواب داد: نگاه تهدید آمیز نکردم. تعجب کرده بودم. آخر خیلی از اصفهان فاصله داشت و من می دانستم که قرار است امشب، در اصفهان جانش را بگیرم...!

پدر و پسر

پدری دست بر شانه پسر گذاشت و از او پرسید:فکر می کنی ،تو میتوانی مرا بزنی یا من تو را؟ پسر جواب داد:من میزنم ... پدر ناباورانه دوباره سوال را تکرار کرد ولی باز همان جواب را شنید پدر با ناراحتی از کنار پسر رد شد بعد از چند قدم دوباره سوال را تکرار کرد تا شاید جوابی بهتر بشنود. پسرم من میزنم یا تو؟ این بار پسر جواب داد شما میزنی. پدر گفت چرا دوبار اول این را نگفتی؟ پسر جواب داد تا وقتی دست شما روی شانه من بود عالم را حریف بودم ولی وقتی دست از شانه ام کشیدی توانم را با خود بردی.

عيد سعيد اضحى (بزرگترین عید مسلمانان) مبارک باد

بدینوسیله فرا رسيدن عيد سعید و فرخندۀ اضحى را بهمه‌ي مسلمانان جهان از ژرفای قلب با بهترین تبریکات و یک دنیا صفا و صمییت تهنیت و شاد باش رسانیده امیدواریم که این عید بزرگ که نمایانگر ارج گذاری, همدلی, پاکدلی و گذشت است با خلوص نیت مملو از محبت که فلسفه و حکمت این روز هاست به پذیرایی بنیشینیم.

و از بارگاه الله جل شأن عاجزانه تقاضا داريم عبادات و دعاهاي همه‌ي مؤمنان را قبول درگاه کرم و سخاوت خويش گرداند. و همه‌ي ما را از جمله کساني قرار دهد که از آتش سوزان جهنم رهائي و در سايه فضل و کرم و سخاوتش در بهشتهاي برين رضايتش جاي داده است.

"به امید صلح و ثبات کامل در تمام بلاد اسلامی"


جێژنی قوربان پیرۆز

مادر

مادر ، زیباترین وپرمعناترین کلمهٔ دنیاست؛ مادر سرچشمهٔ خوبی‌ها ومحبت‌هاست ؛ مادر امن و امان زندگی و آرامش‌بخش دلهاست .

بیشتر بچه ها با نطق کلمهٔ «مامان» (مادر) بزرگ می‌شوند . همه، مادرهایشان را دوست دارند و اگر شخصی گفت من مادرم را دوست دارم، طبیعی است، اصلا جای شگفتی نیست … ولی ای خواهر و برادر اگر بشنوی شخصی بگوید : من از مادرم بدم میاد. برایش آرزوی مرگ میکنم .چه عکس العملی نشان میدهید ؟!!

آیا دلیلی قانع کننده وجود دارد که انسانی چنین حرفهایی را در مورد مادرش بگوید ؟

در یکی از کلاسهای درس بودم که یکی از دوستانم به من گفت : من از مادرم متنفرم .

تعجب کردم!! ونزدیک بود او را بزنم. ولی با عصبانیت سرش داد زدم : میفهمی چی میگی ؟ این اصلا درست نیست . نه تنها من از حرفش بدم آمد بلکه دانش‌آموزهای دیگری که حرفش را شنیدند نیز سرش داد زدند …. باورتان میشود او از نوشتن هر گونه انشاء در مورد مادر خودداری میکرد و اگر مجبور می‌شد، از رفتارهای خشن مادر می‌نوشت .

روزی از روزها تنها باهم در کلاس بودیم به او نزدیک شده و پرسیدم : چرا از مادرت متنفری ؟ پاسخش مرا حیرت زده کرد وپشیمان شدم که چرا آن روز سرش داد زدم .. او اصلا در گفتن حقیقت تردیدی نکرده و مستقیما به من گفت که انگار مدتی است در پی شخصی می‌گردد تا این سوال را از او بپرسد.

بغضی بزرگ گلویش را می‌فشرد . او گفت : به‌دلایلی پدرم ، مادرم را طلاق داد ومن نوزاد بودم و دو خواهر و یک برادر بزرگتر از خودم داشتم . مادرم از خانهٔ پدرم رفت بی آنکه یکی از فرزندانش یا حتی من که شیرخوار بودم را باخود ببرد .

مدتی از رفتنش می‌گذشت که من به شدت بیمار شدم. پدرم مرا نزدش برد ولی او مرا بغل نکرد و در پاسخ گفت : دختر توست خودت به تنهایی از او مراقبت کن . پدرم به خانه بازگشت و از من مراقبت کرد. در طول این مدت پدرم به تمام کارهای ما رسیدگی می‌کرد ولی مادرم حتی یک بار هم به فکر دیدن ما نیافتاد. خواهرم مدتی پس از از ازدواج باردار شد وحالش بد شد به گونه‌ای که بین مرگ و زندگی دست پا می‌زد و می‌خواست مادرم کنارش باشد. به مادرم زنگ زدیم ولی او از آمدن نزد خواهرم امتناع کرد و حتی یک بار هم زنگ نزد که از حال خواهرم باخبر شود .

این مختصری از زندگی مصیبت‌بار هم‌کلاسیم بود . وقتی گفت : مادرم از وجودم ناراحته و مرا دوست نداره ، او را درک کردم. ولی با اینکه از اوضاعش خیلی ناراحت شدم به روی خودم نیاوردم و به او گفتم که هر چه باشد مادرت است او را ببخش و به او احترام بگذار و این حرفم را تا آخرین روز به او می‌گفتم ولی زخمش بیشتر و بزرگتر از آن بود که فراموش کند و مادرش را ببخشد .

اگر از شخص غریبه‌ای ناراحت و متنفر شویم آسان است ولی اگر آن شخص مادر باشد خیلی سخت و دردناک است.

همانگونه که دوست داریم فرزندانمان با ما برخورد کند خودمان نیز سعی کنیم رابطه‌ٔ خوبی با فرزندانمان داشته باشیم. همانگونه که ما پدرها و مادرها گنجینهٔ فرزندانمان هستیم، آنها نیز گنجینهٔ ما هستند.

خوشبختی

اگر خوشبختي را براي يك ساعت مي خواهيد... چرت بزنید

اگر خوشبختي را براي يك روز مي خواهيد... به پیک نیک بروید

اگر خوشبختي را براي يك هفته مي خواهيد...به تعطیلات بروید

اگر خوشبختي را براي يك ماه مي خواهيد... ازدواج کنید

اگر خوشبختي را براي يك سال مي خواهيد ... ثروت به ارث ببرید

اگر خوشبختي را براي يك عمر مي خواهيد ... ياد بگيريد، كاري را كه انجام ميدهيد ، دوست داشته باشید

و

 اگر خوشبختی را برای زندگی آخرت میخواهید ... یاد بگیرید که خدا ازتون چه چیزی میخواد

به امید روزی که خوشبختبآخرت رو مد نظر داشته باشیم

فضائل آيات معيني از قرآن (2)

دو آيه آخر سوره بقره:


۱- «الآيتان في آخر سورة البقرة، من قرأهما في ليلة کَفَتاهُ». (البخاري ومسلم).

پيامبر (صلى الله عليه وسلم) مي ‌فرمايد: هر کس دو آيه آخر سوره البقره را يک شب بخواند او را کفايت مي‌ کند.

۲- «أَبْشِرْ بنورين أوتيتهما لم يؤتهما نبي قبلک فاتحة الکتاب وخواتيم سورة البقرة، لن تقرأ بحرف منهما إلاّ أعطيته».

حديث قدسي: پيامبر (صلى الله عليه وسلم) مي‌ فرمايد که خداوند فرموده مژده بده به دو نوري که به شما عطا نموده‌ ام و قبل از تو به هيچ پيغمبري نداده ‌ام. ۱- يکي فاتحه الکتاب و ديگري آيه ‌هاي آخر سوره بقره. هيچ حرفي از آنها «دو نور» را قرائت نمي ‌کني مگر آنکه خواسته ‌ات را بر آورده مي ‌نمايم.

۳- «آيتين ختم بهما سورة البقرة ولا تقرآن في دار ثلاث ليال فيقر بها شيطان». (الترمذي).

رسول اکرم (صلى الله عليه وسلم) مي ‌فرمايد: دو آيه وجود دارد که با آنها سوره البقره پايان يافته آن دو آيه در هيچ خانه‌ اي سه شب خوانده نشوند مگر اينکه شيطان به آن خانه نزديک نشود. «يعني اگر تا سه شب آن دو آيه در هر خانه‌ اي خوانده شوند شيطان به آن خانه نزديک نمي‌ شود».

 

فضائل آيات معيني از قرآن (1)

 

آيه الکرسي:


۱- «إذا أويت إلى فراشک فاقرأ آية الکرسي فلن يزال معک من الله حافظ ولا يقرِبُکَ شيطانٌ حتى تصبح». (البخاري)

پيامبر (صلى الله عليه وسلم) مي ‌فرمايد: هرگاه بر بستر خواب رفتي آيه الکرسي را قرائت کن که از طرف خداوند بر تو نگهبان خواهد بود و ناخوشايندي نخواهيد ديد و تا صبح شيطان بتو نزديک نمي ‌شود. (بخاري)

۲- عَنْ أُبَيِّ بْنِ كَعْبٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه وسلمَ): «يَا أَبَا الْمُنْذِرِ! أَتَدْرِي أَيُّ آيَةٍ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ مَعَكَ أَعْظَمُ؟ قَالَ: قُلْتُ: اَللَّهُ وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ. قَالَ: يَا أَبَا الْمُنْذِرِ! أَتَدْرِي أَيُّ آيَةٍ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ مَعَكَ أَعْظَمُ؟ قَالَ: قُلْتُ: ﴿اللَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ﴾. قَالَ: فَضَرَبَ فِي صَدْرِي وَقَالَ: وَاللَّهِ لِيَهْنِكَ الْعِلْمُ أَبَا الْمُنْذِرِ». (مسلم).

از ابي بن کعب نقل شده که گفت پيامبر (صلى الله عليه وسلم) به من فرمود: آيا مي ‌داني کدام آيه قرآن نزد تو از همه بزرگتر و عظيمتر است؟ گفتم: خدا و رسولش داناترند. باز فرمود: آيا مي ‌داني کدام آيه قرآن نزد تو از همه بزرگتر و عظيمتر است؟ گفتم: آيه ﴿اللَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ﴾. پيامبر دست به سينه‌ ام زد و فرمود: احسن بر تو اي ابا منذر.

۳- «من قرأ آية الکرسي في دُبُرِ کل صلاة مکتوبة لم يمنعه من دخول الجنة إلا أن يموت». (النسائي في الکبرى)

رسول اکرم (صلى الله عليه وسلم) فرمود : کسيکه بعد از هر نماز واجب آيه الکرسي را بخواند هيچ چيز جز مرگ مانع از داخل شدنش به بهشت نيست.

(يعني مگر در آن دنيا بميرد و به بهشت نرود که مرگ هم در آنجا وجود ندارد).

فضائل سوره‌‌ هاي معيني از قرآن (5)

 

سوره‌هاي معوذتان «هر دو قل اعوذ» قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس


۱- «ألم تر آيات أنزلت الليلة لم ير مثلهن قط، قل أعوذ برب الفلق وقل أعوذ برب الناس». (مسلم).

پيامبر (صلى الله عليه وسلم) فرمود: آيا نشنيده‌ اي آياتي را که در شب نازل شده و هرگز مثل آنرا نديده‌ اي (آن آيات) قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس مي‌ باشند.

۲- عن ابن عباس الجهني «أنه (صلى الله عليه وسلم) قال له: يا ابن عباس! ألا أدلک بأفضل ما يتعوذ به المتعوذون؟ قال: بلى. قال: قل أعوذ برب الفلق وقل أعوذ برب الناس، هاتين السورتين». (النسائي وأحمد)

از ابن عباس جهني روايت شده است که پيامبر (صلى الله عليه وسلم) به او فرمود: اي ابن عباس! آيا خبرَت ندهم به بهترين چيزي که پناهندگان به آن پناه برده ‌اند؟ عرض کرد: بله. فرمود: قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس. اين دو سوره.

۳- عن عائشة (رضي الله عنها) قالت: «کان صلى الله عليه وسلم إذا مَرِضَ أحدٌ من أهله نفث عليه بالمعوذات». (مسلم).

از حضرت عائشه (رضي الله عنها) نقل شده که گفت: هرگاه يکي از اعضاء خانواده پيامبر بيمار مي ‌شد معوذتين را مي ‌خواند و بر او مي ‌دميد.

۴- «کان صلى الله عليه وسلم إذا اشتكى نفث على نفسه بالمعوذات ومسح عنه بيده». (البخاري ومسلم).

پيامبر (صلى الله عليه وسلم) هرگاه بيمار مي ‌شد هر دو سوره قل اعوذ را مي‌ خواند و با دست بدنش را مسح و به آن مي ‌دميد. (بخاري و مسلم).