آغاز...
بعد از یکسال دوری دوباره آمدیم...

عرفات، نام منطقه وسیعى است با مساحت حدود 18 كیلومتر مربع در شرق مكه معظمه، اندكى متمایل به جنوب كه در میان راه طائف و مكه قرار گرفته است. زائران بیتالله الحرام در روز عرفه - نهم ذى حجّه - از ظهر تا غروب در این منطقه حضور دارند. در نقلى آمده است كه آدم و حوّا(ع) پس از هبوط از بهشت و آمدن به كره خاكى، در این سرزمین همدیگر را یافتند و به همین دلیل، این منطقه «عرفات» و این روز«عرفه» نام گرفته است. چنین گفته اند كه جبرائیل علیه السلام هنگامی كه مناسك را به ابراهیم می آموخت، چون به عرفه رسید به او گفت «عرفت» و او پاسخ داد آری، لذا به این نام خوانده شد و نیز گفته اند سبب آن این است كه مردم از این جایگاه به گناه خود اعتراف میكنند و بعضی آن را جهت تحمل صبر و رنجی میدانند كه برای رسیدن به آن باید متحمل شد . چرا كه یكی از معانی «عرف » صبر و شكیبایی و تحمل است.

به نقل از هفتهنامه المنار، هنگامی که شاهزاده "سلمان بن عبد العزیز" به سردبیران روزنامه فرامنطقهای "الشرق الاوسط" که وی صاحب امتیاز آن است، دستور داد که "شیخ حمد بن جبر آل ثانی"، وزیر خارجه و نخست وزیر قطر را مورد حمله قرار دهند و سفر وی به سرزمین های اشغالی را افشا کنند، همه متعجب و شگفت زده شدند.
انتشار این خبر در روزنامه فرامنطقه ای الشرق الاوسط که وابستگی آن به رژیم حاکم بر عربستان واضح و عیان است و پرده برداشتن از سفر وزیر خارجه و نخست وزیر قطر از بیروت به تل آویو با اسکورت دو هواپیمای صهیونیستی صورت گرفت، به معنای زیر پا گذاشتن خطوط قرمز توسط این روزنامه فرامنطقه ای و برملا کردن اسرار مسئولان بلند پایه اعضای شورای همکاری خلیج فارس به شمار می آمد که عربستان نیز یکی از آنهاست.
اما یکی از دلایل این اقدام عربستان سعودی را باید در اقدام شبکه قطری الجزیره ملاحظه کرد که خبری از شاهزاده "طلال الرشید"، حاکم منطقه حائل عربستان منتشر کرده بود و پس از شبکه الجزیره نوبت روزنامه های قطری بود که این خبر را با آب و تاب بسیار منتشر کنند.
اما چرا عربستان سعودی به طلال الرشید تا این اندازه حساسیت داشت که مسئولان این کشور را به این واکنش در الشرق الاوسط واداشت و چرا "عبد الله بن عبد العزیز"، پادشاه عربستان از طلال الرشید به عنوان بزرگترین خطری یاد می کند که حکومت کنونی سعودی عربستان را تهدید می کند.
اما شاهزاده طلال الرشید کیست و چرا پادشاه عربستان از او بیمناک است؟
شاهزاده طلال الرشید، فرزند شاهزاده "محمد الرشید"، آخرین حاکم منطقه حائل است، اما داستان چیز دیگری است و بسیاری حتی نزدیکترین افراد به رژیم حاکم در عربستان سعودی از این ماجرا آگاه نیستند.
ماجرا از آنجا شروع می شود که "عبد العزیز بن سعود"، بنیانگذار عربستان سعودی در سال 1921 با کمک و حمایت انگلیسی ها به منطقه حائل حمله می کند و در آنجا مرتکب جنایات بیشماری از قبیل قتل و کشتار و تعرض و تجاوز می شود و طی این حمله حاکم حائل شیخ محمد رشید را به قتل می رساند و زنان این منطقه را به اسارت می گیرد و در این بین بیوه محمد رشید به نام "فهده" دختر "عاصم الشریم" که در بین اسرا بود، را به همسری می گیرد و آن را به زنان حرمسرای خود اضافه می کند.
فهده برای ملک عبد العزیز "ملک عبد الله"، پادشاه کنونی عربستان سعودی را به دنیا می آورد و بر این اساس شاهزاده طلال محمد الرشید که هم اکنون اعلام کرده است، جبهه ای معارض علیه ملک عبد الله در پاریس تشکیل می دهد، برادر تنی پادشاه عربستان سعودی است.
با این تفاوت که شاهزاده طلال الرشید فرزند مشروع ازدواجی مشروع است، درحالی که ملک عبد الله فرزند ملک عبد العزیز خونریز است که از آنجا که به بیوه زن شیخ محمد الرشید جزو اسرا و کنیزهای خود می نگریست که ملک شخصی او به شمار می آید، بر وی وارد شد تا از فهده صاحب عبد الله شود.
از نکات جالب آنکه شاهزاده "طلال محمد الرشید "، پدر خانم دکتر "مضاوی الرشید" است که هم اکنون در دانشگاه های انگلیس مشغول به تدریس است.
اما شاهزاده "طلال محمد الرشید" که نیاکانش طی سالهای 1835 تا 1921 بر منطقه حائل، در شمال غربی عربستان سعودی حکومت می کردند، درباره اعلام موجودیت جبهه معارض خود چنین می گوید: "ما تولد جبهه معارض دمکراتیک سعودی را اعلام و تاکید می کنیم، این جبهه تلاش خواهد کرد که پایه های دموکراسی و آزادی برحق را در سراسر عربستان سعودی پایه گذاری و موسسات و نهادهایی را در کشور تاسیس کند که تضمین کننده ارزش هایی همچون مساوات و برابری و عدالت در عربستان باشند."
شاهزاده طلال که از سال 1980 پناهنده فرانسه شده، در پیام خود افزوده است: "این جبهه رژیم سعودی را بین دو گزینه مخیر می کند، یا آزادی سلب شده از ملت را به آنها بازگرداند و زندگی شهروندان عربستانی را بر عدل و مساوات و برابر پایه ریزی کند یا اینکه به صورت مسالمت آمیز از قدرت کناره گیری کند.
محمد دوم فرزند طلال رشید، آخرین شاهزاده از مجموعه شاهزادگان الرشید یکی از شاخه های قبیله "شمر" در ادامه می افزاید: این جبهه شبکه تلویزیونی را در یکی از کشورهای اروپایی راه اندازی خواهد کرد و این صرف نظر از روزنامه ای است که طی دو تا سه ماه آینده چاپ آن آغاز خواهد شد تا مردم عربستان را به انقلاب علیه استبداد و غارت اموال عمومی دعوت کند.
وی افزود: در صورتی که رژیم به استبداد و غارت اموال خود ادامه دهد، مردم عربستان را به انقلابی مردمی دعوت خواهیم کرد و در این ارتباط هماهنگی های لازم با سازمان های معارض داخلی و خارجی را به عمل خواهیم آورد، به ویژه "جنبش اسلامگرای اصلاح طلب" که مقر آن در لندن است.
این جبهه معارض جدید عربستانی در بیانیه ای که آن را در پاریس منتشر کرد، تاکید کرد که از امروز دیگر حکومت در عربستان موروثی نخواهد بود، بیعتی و اطاعتی از آل سعود وجود نخواهد داشت و جهانیان باید که در این راه و در راه نبرد برسر تعیین سرنوشتمان و حکومت خود بر خودمان و ایجاد کشوری جدید تهی از تروریسم و ایدئولوژی و دیدگاه هایش و فارغ از خشونت و نفرت از دیگران به ما کمک و از ما حمایت و پشتیبانی کند.

چه رسم جالبی است...
سکوتت را می گذارند پای نفهمیت
محبت را می گذارند پای احتیاجت
صداقت را می گذارند پای سادگیت
نگرانیت را می گذارند پای تنهاییت
وفا داریت را می گذارند پای بی کسیت
و آنقدر تکرار می کنند که خودت هم باورت
می شود که تنهایی و بی کس و محتاج...!!!


پایگاه اینترنتی "تام دیسپچ" در مقالهای به قلم "پپه اسکوبار" با اشاره به ظهور بلوک جدیدی در جهان، متشکل از کشورهای برزیل، روسیه، هند، چین، و آفریقای جنوبی، با بررسی پتانسیلها و معضلات اقتصادی این کشورها، نظام غربسالاری پس از جنگ جهانی دوم را در حال فروپاشی و جهان را در آستانه ورود به دنیایی چندقطبی میداند.
* تعریف آمریکا از مسائل امنیت ملی، "هر اتفاقی که روی کره زمین بیفتد" است
دوازده سال بعد، همانطور که آمریکا آشکارا در کشورهایی از هند و استرالیا و فیلیپین گرفته، تا کره جنوبی و ژاپن، دغدغه هژمونی خود را از سرمیگرفت، آن دریچه طلایی نیز به روز چین بسته شد. وزیر خارجه آمریکا، هیلاری کلینتون، با مقالهای که در نوامبر 2011، با عنوان نه چندان هوشمندانه "قرن اقیانوس آرام برای آمریکا" -البته توجه دارید که منظور خانم وزیر همین حالا است و نه قرن گذشته!- در نشریه "فارن پالیسی" منتشر کرد، تمام تردیدها در خصوص مسیر راهبردی جدید آمریکا را از میان برداشت.
حضرت آیت الله خامنه ای در گفتگو با خبرنگار صدا و سیما در تاریخ 29/6/65 دلایل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر را مطرح کردند
متن پرسش و پاسخ آیت الله العظمی خامنه ای (به عنوان رییس جمهوری و رییس شورای عالی دفاع در آن زمان) که دلایل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر را مطرح میکنند، در گفتگو با خبرنگار صداوسیما و در تاریخ 1365/6/29 به شرح زیر است:
سوال: آقاى خامنهاى سؤالى که مىشود مطرح کرد مسألهى دفاعى بودن جنگ است. ما از ابتداى جنگ و شروع تجاوز عراق اعلام کردیم که در حال دفاع هستیم و بعد از اینکه وارد خاک عراق هم شدیم این مسأله را عنوان مىکنیم که باز جنگ ما یک جنگ دفاعى است. شما این مسأله را چگونه تعبیر مىکنید؟
طویلترین مزار جهان با 30 متر طول در کشور عمان قرار دارد و متعلق به یکی از مشهورترین پیامبران الهی است.

طویلترین قبر جهان متعلق به «عمران نبی» است که 80 سانتیمتر عرض و 30 متر طول دارد. البته این بدان معنا نیست که قد حضرت عمران(ع) 30 متر بوده است، بلکه برای تکریم آن حضرت چنین مزار طویلی در نظر گرفتهاند.
![]() |
| موقعیت جغرافیایی کشور عمان در منطقه خاورمیانه |
می دانم کوچه خاکی است
می دانم آسمان ابری است
می دانم...
دلم به رفتن نیست
می ترسم از این حادثه
اما باید رفت
باید رفت ودید
باید رفت ودر باتلاق زندگی غرق شد
باید دست و پنجه نرم کرد در گل ولای روزگار
اما شاید باران نبارد
شاید ابرهارا باد با خود ببرد
شاید شهرداری کوچه را آسفالت کند
شاید همسایه ها به کمک بیایند
شاید کسی دستم را بگیرد...
خدایا دستان من به آسمانت نمی رسد
دست تو که به زمین می رسد
بلندم کن تا در این سیلاب روزگار غرق نشوم


آهی غریب خیمه زده در صدای تو
« عجّـل وفات » می شنوم در دعای تو
گـیرم نگفته ای که چه شد، با شنیده ها
دارم هلاک می شوم از ماجرای تو...
در عاشقی چقدر کم آورده ام عزیز!
حس می کنم نیامده ام پا به پای تو...
از من فقط دلی ست که لبریز خون شده
افسوس زخمی است ولی جای جای تو...
جز اشک و بوسه مرهم دیگر نداشتم...
با عاشقی دوا می سازم برای تو....
من زنده ام علیّ تو باشم، فقط همین
بگـذار تا نفس بکشم در هـوای تو...
لبخند خسته ات را باور کنم اگر
تکـلیف چیست با غم در چشم های تو؟
خاک حیاط خانه سزاوار بوسه نیست
بر روی آن نباشد اگر ردّ پای تو...

غنچه از خواب پريد و گلي تازه به دنيا آمد.
خار خنديد و به گل گفت : سلام و جوابي نشنيد
خار رنجيد ولي هيچ نگفت...
ساعتي چند گذشت گل چه زيبا شده بود،
دست بي رحمي آمد نزديک،
گل سراسيمه ز وحشت افسرد...
ليک آن خار در آن دست خزيد
و گل از مرگ رهيد ...
صبح فردا که رسيد
خار با شبنمي از خواب پريد
گل صميمانه به او گفت : سلام
ماهی ها چقدر اشتباه می کنند ،
قلاب ، علامت کدامین سوال است که بدان پاسخ می دهند ؟
آزمون زندگی ما پر از قلاب هایی ست که وقتی اسیر طعمه اش می شویم تازه می فهمیم ماهی ها بی تقصیرند !
حسد ، کینه ، خشم ، لذت ، غرور ، انزجام ، انتقام ، ترس ...
من اسیر کدامین طعمه خواهم شد ؟
خداوندا دانشی عطا فرما تا از کنار این قلاب ها بگذرم که شاید دیگر فرصتی برای برگشتن به پاکی دریا نباشد ...

به سرنوشت بگویید
اسباب بازیهایش بی جان نیستند
آدمند
می شکنند
آرامتر...!!

ثانیه ها در گذرند
لحظه ها در تلاطم
اندیشه ها منفورند
وانسانیت مختوم
خدا جایی در قلب ها ندارد
دین بازیچه دستان عده ای
و شرافت افسانه ای شنیدنی
روزها رفتنی وشب ها ماندنی
شب...!
چه واژه پرمعنایی
آرامشی باور ناپذیر
آسایشی دور از تصور
احساسی فراتر از دیوانگی
وای که چقدر زیباست...!!!
تا می آییم عمق ژرفای شب را درک کنیم
سوسوی خورشید نمایان می شود
وصبح از پشت پنجره به ما لبخند می زند
وای...
باز هم روز
بازهم تنهایی
باز هم انتظار
باز هم غربت
آی زندگی
چقدر پیچیده ای...!!!
بزرگترین ناو هواپیمابر امریکا، در روزهای آینده، برای کسب اجازه جهت ورود به خلیج فارس، به "ایستگاه سپاه" خواهد رسید.

رسانههای خارجی روز گذشته در حالی از اعزام یکی از قدیمیترین ناوهای هواپیمابر امریکا به نام "اینترپرایز" به خلیج فارس خبر دادند که این اقدام یعنی اعزام ناوهای هواپیمابر به منطقه، به امری روزمره و همیشگی از سوی امریکایی ها تبدیل شده است.
بنا بر آنچه رسانهها منتشر کردند، ناو هواپیمابر "اینترپرایز" به عنوان بزرگترین ناو آمریکا و اولین ناو هواپیمابر با سوخت هسته ای در دنیا با وزن 85 هزار تن به همراه شناورهای نظامی همراهش در میان تدابیر شدید امنیتی روز چهارشنبه گذشته از کانال سوئز عبور کرد تا در روزهای آینده در خلیج فارس و احتمالا در بحرین (محل استقرار ناوگان پنجم امریکا) مستقر شود.
![]() |
| ناو هواپیمابر آمریکایی اینترپرایز |
هرچند این اقدام نیز همچون گذشته با تبلیغات رسانه ای و اخباری نظیر بسته نگه داشتن راه های منتهی و موازی با کانال سوئز و همراهی 5 شناور جنگی و یک زیردریایی اتمی، همراه بود، اما این هیمنه پوشالی باعث نخواهد شد تا این غول عظیم دریایی ارتش آمریکا، هنگام عبور از تنگه هرمز به سپاه پاسداران جواب پس ندهد.
بنا بر ماموریت تعریف شده برای نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، یکی از مهم ترین اقدامات روزمره این نیرو، رهگیری ناوگان های بیگانه حاضر در خلیج فارس است که طی آن، پاسداران حاضر در این منطقه که همگی مسلط به زبان های خارجی هستند، کار ثبت عبور و مرور شناورهای خارجی را برعهده دارند.
این نقطه یک ایستگاه بین المللی به نام سپاه استیشن (Sepah station) است و همه شناورهای عبوری از تنگه هرمز موظف هستند که خود را به نیروهای ایرانی معرفی کنند.
برهمین اساس کلیه ترددها در این منطقه اعم از شناورهای تجاری و نظامی که عبور بی ضرر از تنگه هرمز دارند، کنترل می شوند که این امر شامل تمامی ناوگروههای امریکایی از جمله ناوهای غول پیکر هواپیمابر آنها نیز خواهد شد.
البته این رهگیری و سوال و جواب تنها محدود به تنگه هرمز نیست بلکه حتی قبل از آن، فعالیت نیروهای سپاه آغاز می شود. شنودها از ورای منطقه آغاز و رهگیری برای "مثبت کردن" (کسب اطلاعات از شناورهای بیگانه) در این منطقه انجام می شود.
در این محدوده هرشناوری در هر زمانی که وارد خلیج فارس شود، از طریق سیستم های شنود، یگان های شناوری، رهگیری با هواپیماهای بدون سرنشین و سامانه های راداری رصد و شناسایی شده و تحت کنترل سپاه قرار می گیرد.
![]() |
| گشت های دریایی سپاه در خلیج فارس |
از آنجایی که بیشترین بار ابهت این ناوگروههای آمریکایی در تبلیغات رسانهای آن خلاصه میشود، وقتی شناورهای ناوگان های نظامی آنها قصد ورود به خلیج فارس را دارند به طور عمده به صورت کاروانی وارد می شوند؛ مثلا 4 فروند همراه هم.
یکی از نکات حائز اهمیت، این است که شناورهای آمریکایی برای خودشان حریم امنیت تعریف کرده اند که این حریم در سایر نقاط دنیا رعایت می شود.
به عنوان مثال حریم ناوهای هواپیما بر آمریکایی در دنیا 10 کیلومتر است یعنی در شعاع کمتر از 10 کیلومتری این شناور هیچ جنبنده ای نباید باشد.
بر همین اساس در بسیاری از نقاط دنیا وقتی این ناوها وارد تنگهها و کانال ها می شوند آن تنگه به مدت 24 ساعت بسته می شود تا نیروهای آمریکایی به راحتی عبور کنند (مانند آنچه در اخبار منتشر شده از عبور "اینترپرایز" از کانال سوئز عنوان شد).
هیچ شناوری حق نزدیک شدن به این ناوها را ندارد به ویژه اگر آن ها تشخیص دهند که آن شناور، شناور نظامی است. اما این قانون نانوشته در "تنگه هرمز" معنایی ندارد چراکه جمهوری اسلامی ایران این حریم را قبول نداشته و البته آمریکاییها هم چاره ای جز گردن نهادن بر این واقعیت ندارند و بهمین دلیل است که معمولا به همراه ناوهای سایر کشورها وارد نمی شوند چرا که نمی خواهند هیمنه ظاهری شان جلوی آنها شکسته شود.
اما به هرحال تمام سعی خود را میکنند تا به شکلهای دیگر مانع از نزدیکی گشت های شناسایی سپاه به خود شوند.
مثلا گاهی حتی با هماهنگی کشورهای جنوب خلیج فارس، در سکوت رادیویی و در بین شناورهای تجاری و با سرعتی به اندازه سرعت آن ها به سمت تنگه هرمز می آیند و حتی کشور عمان هم که ایستگاه بین المللی دارد آن ها را صدا نمی زند ولی به دلیل قدرت و تسلط بالای نیروهای سپاه، به خوبی آن ها شناسایی می شوند.
آمریکایی ها برای فرار از این سوال و جواب، ساعات مختلفی در روز را آزموده اند تا بلکه نیروهای سپاه هوشیار نباشند. مثلا ساعت 12 نیمه شب یا 3 و 4 بامداد را تجربه کرده اند اما همیشه رهگیری شده اند.
آنها حتی آبراه خود را از آبهای بینالمللی به آبهای عمان تغییر میدهند ولی باز هم رهگیری میشوند چرا که نقاطی در تنگه هرمز هست که آن ها مجبورند تغییر مسیر دهند.
حال باید دید فرماندهان ارتش آمریکا چه راهی را برای جواب پس دادن این غول 50 ساله که در بسیاری از جنگها از جمله جنگ آمریکا علیه عراق در سال های 1991 و 2003 مشارکت داشته و بنا بر گزارشهای منتشره، آخرین ماموریت خود را سپری میکند، برمیگزینند؟
آیا مانند گذشته، سعی در فرار بیهوده از این "سوال و جواب تحقیرآمیز" خواهند داشت و یا بدون دست و پا زدن، برای ورود به خلیج فارس از سپاه پاسداران "کسب اجازه" خواهند کرد؟

آیا می توان گفت امروز روزی برای زیستن است؟
آیا انسان برای آرامش خویش می توان به خود متکی باشد؟
انسان برای زیستن به او محتاج است و او برای آرامش کافی است
آرامش معنایی از اوست وزیستن قطره ای از وجود او
اوست که می آورد ومی برد ودر اندیشه انسانی گنجایش زیستن می دهد
انسان به کجا میرود ؟ به جایی جز بی عدالتی وبی حمی تاریخ؟
همه برای هم آفریده شده اند وهمه برای او زندگی می کنند این پاسخی برای همه پرسشهای تاریخی چگونه زیستن است...
بدون او نمی توان زندگی کرد وبدون او نمی توان زیست!
از روز ازل تا روز ابد همه برای دیدار او همچون مرغی سر بریده به دور خود می چرخند وبه جایی نمی رسند، مانند قطار شهربازی هر چه جلوتر می روند به اول خویش بیشتر نزدیک می شوند.
به خاطر خوردن دانه ای گندم به مجازات می رسند و به خاطر بخشیدن دانه ای از آن از مجازات نجات می یابند.
این است آنچه همه عالمیان به دنبال آن شبها وروزها می گردند وبه جایی نمی رسند این است پاسخی برای همه چله نشینان و زاهدان ، برای همه آنان که خود را برای زیستن به دام هر صیادی می اندازند برای لحظه ای زندگی بیشتر...
اما رسیدن به او راحتر از آنچه است که هر کس فکر می کند و دوری از او آسانتر. لحظه ای فکر برای او بهتر است از هزاران سال عبادت بی فکر برای او .فکر برای اوفکر برای اوست اما عبادت برای او شاید عبادت برای دیگران باشد. همه به یک نقطه میرسند وبه یک ریسمان چنگ میزنند اما غافل از آنکه او جایی دیگر است.
همه برای دیدن او راهی بیابانهای حجاز می شوند وغافل که او در خانه خود آنهاست ودر کنار کودکی یتیم ، مادری بی پناه وپدری فقیر...! میلیون ها پول خرج می شودتا برای رضای او چرخی به دور خانه گلی بزنند، غافل از آنکه هر ریال از آن سرمایه باعث پناه بی پناهی می شود وهرچرخش به دور خانه او باعث خرابی خانه ای ...
و اما راه رسیدن به او...
واما شهادت...
واما زیستن...
خون...
عطش...
آفرینش...
و اما حسین...
ابوالقاسم طالبی در پاسخ به سوال یک خبرنگار متواری و ضد انقلاب گفت: من در اینجا متولد شدهام و تا آخر ایستادگی میکنم و تا زمانی که زنده هستم خودم و فرزندانم، میز انگلیسیها را اگر بخواهند چیزی روی آن قرار دهند، میشکنم، ما همیشه ایستادهایم.

«مسیح علینژاد» روزنامهنگار ضد انقلاب خارجنشین به بهانه اکران فیلم سینمایی «قلادههای طلا» با «ابوالقاسم طالبی» کارگردان این فیلم گفتوگویی تلفنی انجام داده است. ابوالقاسم طالبی به خوبی و با توانمندی، با منطق و استدلال انقلابی و گاهی با طنز، پاسخ مواضع ضد انقلابی این خبرنگار را داده است. مسیح علی نژاد به دلیل پاره ای از مسائل غیر اخلاقی و ربودن برخی اسناد از مجلس هفتم اخراج شد و در جریان فتنه ۸۸ فعالانه با جریانات برانداز متصل به خارج همکاری می کرد. او خبرنگاری را از سال ۱۳۷۸ با روزنامهٔ همبستگی آغاز کرد و بعد از آن با ایلنا همکاری کرد. از او در روزنامههای شرق، بهار، وقایع اتفاقیه، هممیهن و اعتماد ملی نوشتههایی منتشر شده است.