|
خانه اول
|
||
|
قُل انّما أعظُکُم بِواحِدَةٍ أن تَقوموا لِلّهِ مَثنی وَ فُرادی |
بعد از اينكه از رود عظیم نیل بيرون آمدند، بعد از آن معجزه بزرگ، معجزهاي كه بيانگر قدرت خداوند متعال بود. اين درحالي بود كه آنها به خدا ايمان داشتند، ولي همچنان ميخواستند خدا را در مقابلشان مجسم ببينند. تا جايي كه گفتند: تا خدا را آشكارا نبينيم، هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد.(بقره: 55) اين وجه مشترك اعراب است. حالت ريشهداري در ما عربها وجود دارد: تا خدا را آشكارا نبينيم به تو ايمان نميآوريم. «پا جاي پاي بني اسرائيل خواهيد گذاشت». آنها گفتند: تا خدا را آشكارا نبينيم به تو ايمان نخواهيم آورد(بقره:55) اي علي، وقتي گفتي: «به خدا قسم ميترسم اين قوم بر شما حاكم شوند چون بر باطلِ خود متحد هستند و شما در حقتان پراكندهايد» گويي ما پاسخ داديم: علي به تو ايمان نميآوريم تا اين كه معاويه را آشكارا بر روي منبرمان ببينيم. آن وقت يقيناً خواهيم فهميد كه حكومت از دست ما بيرون رفته است. حسين به تو ايمان نميآوريم، علي به تو ايمان نميآوريم مگر اينكه يزيد را بالاي منبرهايمان ببينيم. به تو ايمان نخواهيم آورد جز اينكه شمشير يزيد را آويخته بر روي گردن خود مشاهده كنيم. به تو ايمان نميآوريم مگر اينكه آمريكاييها اسلحه را بهسمت سينه ما نشانه بگيرند. به تو ايمان نخواهيم آورد مگر اينكه زنانمان همانند زنان اروپايي بدون حجاب در خيابانها راه بروند. به تو ايمان نميآوريم مگر آنكه صفحات قرآن را در مساجد پارهپاره كنند و ......
ما که مشروطه را به سردار سپه سپردیم و نهضت نفت را به یار غار ارنست پرون؛ چرا انقلاب اسلامی را نتوانیم ... .
در تمام سالهایی که افتخار میکردیم به گردش سانتریفیوژهایی که ذرات ماده را، اتمهای به چشم نیامدنی را غنی میکنند؛ غافل بودیم از ضرورت سانتریفیوژهایی که باید غنی کنند قطرهقطره اقیانوس امت را، ذره ذره اجزاء جامعه را.
نقد زیادهخواهی دشمن و تبریک نگفتن برای بیانیه لوزانچای پیشکش! در تمام رسانهها و دستگاههای فرهنگیِ عریض و طویل جمهوری اسلامی کسی نیست که حتی کارکردهای انرژی هستهای را توضیح دهد. ضرورت هستهای برای آب شیرینکنها را هم از خود رهبری باید بشنویم!
واپس گرایان مدرن و روشنفکران مرتجع عزم جزم کردهاند که برگردانند ملت را به دوران طلایی قاجار.
و تاب بخورند از سبیل عین الدوله ها و میرزاملکمها.
سرجوخههای سپهبد رزمآرا؛ لولهنگ به دست دانشگاه به دانشگاه میروند به غارت غیرت.
زندهباد مظفرالدین شاه: مشروطهخواه تحریمشکن.
رکورد دار قرارداد با فرنگ و صاحب چرخه کامل انرژی هستهای در حرمسرا.
محبوب روشنفکرها و انگلیسیها.
زنده باد رضاخان میرپنج. معمار ایران مدرن با نمره20 در شهریور20.
پنج +1 پشت دروازه است.
غواصها از آسمان میبارند. با بشارتی در لحظه تاریخی!
تیر خلاص زنها گسیل میشوند.
به امید تکمیل ماموریت بعثیها: خفه کردن فریاد فرزندان خمینی: "حرف در دهان شهدا نگذارید. شهیدِ خوب شهید مرده است! شهید کجا و مرگ بر آمریکا کجا! هیهات مناالذله کجا! نه سازش نه تسلیم نبرد با آمریکا کجا !"
یهوده است. شلیکهای پیدرپی کماندوهای واپسگرایی؛ تیراندازی میلیشیای روشنفکری از خاموش کردن فریاد فرزندان خمینی عاجز است.
واپسگرایان گلستان گَرد ترکمانچای نوش واماندهاند در حمله برق آسای بسیجیهای خمینی.
سیسال گمان بردند که آواکسهای کدخدا شر آرشهای کمانگیر خمینی را کم کرده است. چشم ظاهربین دلباختگان کدخدا میگفت غافلگیر شدند و لو رفتند.
اما عملیات لو نرفته بود. غواصها صبورانه در کهف شهادت کمین کردند تا در بزنگاه خط را بشکنند. آوار شوند بر سر دشمن.
خمینی دوباره کارخودش را کرده است.
بسیجیهایش در ملکوت هم "ما همه سرباز توایم ..." میگویند.
متن کامل در ادامه .....

به خورشید اشاره کرد و گفت: می بینی آفتاب چگونه غروب می کند؟ من با تعجب از این سئوال گفتم: بله! همانطور که به غروب آفتاب خیره شده بود گفت: آفتاب عمر من هم دارد غروب می کند....
حاج یونس که بلند شد در میان جمع بدرقهکنندگان (درآستانه کربلای5) صحبت کند من چیز عجیبی دیدم. خدا شاهد است که آن لحظه قیافه اش طور دیگری بود. یک نور مهتابی، سراسر چهره اش را پر کرده بود. موقع صحبت گریه می کرد:
ما ان شاء الله می رویم و راه کربلا را باز می کنیم. ان شاء الله اسیران را آزاد می کنیم. ان شاء الله خانواده شهدا را راضی می کنیم. مردم در این جنگ بی تفاوت نباشید. من الان اتمام حجت می کنم. فردای قیامت نگویید که نگفتم. من به همه تان می گویم. هر کس می خواهد ما را ببیند به جبهه بیاید. الان جبهه به همه احتیاج دارد. حفظ حرمت خونهای مقدس شهدا با حضور در جبهه است.... جنازه های ما در جبهه بر روی زمین می افتد. جنازه های ما را در آنجا ببینید....
دوستانش در ماشین بودند. فاطمه بغل من بود. او را از من گرفت و به سیدمحمد که از اهالی زرند است نشان داد و گفت: حیف نیست این بچه یتیم شود؟ ....
سخنرانی تاریخی و زینب گونه همسر شهید کجباف، شهید دلاور خوزستانی که در دفاع از حرم اهل بیت علیهم السلام ایراد شد، واکنشهای متفاوتی را به دنبال داشته، به نحوی که در جدیدترین واکنشها، حجتالاسلام پناهیان این سخنان را یادآور خاطره ام وهب درمیدان کربلا توصیف کرده است.



... واقعیت امروز این است که یهودیان بر مسیحیت پیروز شدهاند و مسیحیان را به نفع خود سازماندهی نظامی کردهاند.
... (در غزوه خیبر) ابوبکر قلعه را فتح نکرد، عمر قلعه را فتح نکرد. پیامبر فرمود: «فردا پرچم را به کسی خواهم داد که خدا و رسول خدا را دوست دارد؛ و خدا و رسول خدا هم او را دوست دارند. بسیار به دشمن حمله میکند و به هیچ وجه از میدان فرار نمیکند. خداوند به دست او مسلمانان را پیروز میکند» .... پیامبر بدین وسیله به کسی که توانایی مبارزه با یهودیان را دارد اشاره میکند، به گروهی که توانایی مواجهه با یهود را دارد اشاره کرده است؛ امّت اسلامی با یهودیان رودرو نمیشود، یهودیان را شکست نمیدهد، نقشههای یهود را خنثی نمیکند مگر تحت رهبری اهلبیت(علیهم السلام)، کسانی که در مسیر علی(علیه السلام) حرکت میکنند و ولایت علی(علیهالسلام) را پذیرفتهاند، موفق خواهند شد .....



«حضور نیروهای حزبالله لبنان در تهران برای برخورد با اغتشاشات خیابانی»، خبری بود که از روزهای آغاز فتنه 88 بارها و بارها در شبکههای ماهوارهای و مجازی به آن اشاره شد. تبلیغی که البته یک پیوست نهایی داشت و آن هم زمیهسازی برای این شعار که «نه غزه، نه لبنان؛ جانم فدای ایران»!
اما شب گذشته خبر آمد که همان برادر منیف اشمر و یکی از فرماندهان ارشد ادعایی حزب الله لبنان در تهران! کرمانشاهی بوده و بر خلاف برادرش، اسم و فامیلش مهدی نوروزی بوده و پس از گذشت 5 سال از فتنه 88 برای مقابله با داعش سر از شهر سامرا و جوار حرمین عسگریین علیمها السلام در آورده و همانجا هم در مقابله با داعش به شهادت رسیده است.
چرا شهید نوروزی باید در کشوری دیگر و کیلومترها دورتر از کرمانشاه، شهر زادگاهش شهید شود!؟ این سوال مهم است و هرچقدر به آن پاسخ دهیم باز هم کم است. حال که خون شهید نوروزی ریخته است، خیلی راحتتر میتوان این ادعا را اثبات کرد که مجاهدت او برای اعتقاداتش بوده است و نه هیچ چیز دیگر. این اعتقادات آنقدری برایش مهم بوده است که جانش را کف دستش بگیرد و در لانه فتنه قیطریه به دل داعشهای ایرانی بزند یا یک تنه جلوی داعشهای یزیدی روز عاشورای سال 88 تهران روی پل حافظ جانفشانی کند و یا به عراق و سامرا برود و مقابل داعش عراقی بایستد. شهید نوروزی آنقدری شجاع بود که در میان همرزمانش لقب «شیر سامرا» را به خود گرفته بود. همچنان که آنقدری شجاع بود که یک تنه به دل لانه فتنه در قیطریه بزند و چشم فتنه را کور کند و ضربهاش آنقدر کاری باشد که تا سالها عکسش را دست به دست کنند و برای سرش جایزه بگذارند. داعشهای ایرانی و عراقی و اروپایی برای سر شهید مهدی نوروزی جایزه گذاشته بودند و او هم کم نگذاشت و سرش را برای آرمانش داد. شهید نوروزی، صداقتش را در دفاع از آرمان و امنیت مردمش، با خون ریختهاش شهادت داد. (منبع: رجانیوز) روحش شاد
دوازده سال است كه شبهاي خاطره برگزار ميشود. مردان و زنان دوران جنگ در اولين پنجشنبههاي هر ماه ميآيند و زير سقف تالار انديشه حوزه هنري گوشهاي از خاطرات دوران دفاع مقدس را تعريف ميكنند. شنيدن اين حرفها براي كساني كه آن روزها را تجربه كردهاند، زمينه تداعي، آن وقايع در ذهنشان را فراهم ميكند و براي كساني كه نبوده و نديدهاند، گونهاي تاريخ شفاهي است كه از برخي وقايع دوران دفاع مطلع ميگردند. اين خاطرات ساده و صميمي كه از زبان يك شاهد عيني بيان ميشود به زنده ماندن وقايع كمك ميكند. این کتاب گزیده ای از آن جلسات است که دفتر اول آن را مجتبی عابدینی توسط سوره مهر منتشر کرده است.
چند خط از دفتر اول:
.... ما در اسارت با معجزات فراوانی روبرو بودیم. مرحوم شهید بهشتی می گفت: من در زندان اثر دعای "امن یجیب" را درک کردم.
.... (عملیات مرصاد) در محدوده یک کیلومتر، غنائم و خودروهای نو به جا مانده بود که بچه های لشگرها، هنگام هجوم و رفتن، آرم خود را به بدنه خودروها می زدند تا هنگام برگشت، لشگر خودشان را صاحب غنیمت ها کنند. گاهی می دیدی آرم چند لشگر به اطراف یک خودرو خورده است.
.... (پس از آزادی از چنگ بعثی ها در سن نوجوانی) حدود هفت تا هشت دقیقه گزارشی از وضعیت اردوگاه و اسیران خدمتشان عرض کردم و امام در این مدت چشم به زمین دوخته بودند و متفکرانه گوش می دادند. سپس دعا کردند. در وقت رفتن هم نگاهی به اطراف کردند و رادیو شخصی خودشان را که دم دست بود به هم هدیه کردند.
.... ده، پانزده اسیر عراقی را آوردند. یکی از بسیجی های نوجوان که از شهادت رفقایش در همین خط خیلی عصبانی بود می خواست آنها را به رگبار ببندد که دیگران اجازه ندادند. در همین شلوغی یکی از عراقی ها از صف اسرا جاد شد و به سرعت به طرف خاکریز خودشان دوید و فرار کرد. فکر کردم الان است که او را هدف بگیرند. حتی همین بسیجی دوید به طرف خاکریز که شلیک کند. ولی همه رزمندگانی که روی خاکریز بودند شروع کردند به تشویق آن اسیر فراری! سوت می زدند دست می زدند. من احساس می کردم با تشویق آنها، سرعت اسیر فراری بیشتر می شود. وقتی آن اسیر فراری از خاکریز خودشان بالا رفت و به نفرات خودی پیوست، رزمندگان ما همه شان تکبیر سر دادند!

آیتالله جوادی آملی با انتقاد از برخوردهای دوگانه غرب در موضوعاتی مانند حقوق بشر و مبارزه با تروریسم بیان کرد: غرب یک باغ وحش منظم است و گرنه غربیها با این همه پیشرفت علمی اگر مریخ را هم فتح کنند در آنجا جنگ جهانی به راه خواهند انداخت. مسئولان وزارت خارجه باید بدانند ما در حوزه بینالملل به لطف الهی از همه کشورهای غربی که دستشان به جنایاتی چون جنگ جهانی اول و دوم و حمله به عراق و افغانستان و امثال آن آلوده است بالاتر و سر افرازتریم.
وی در بخش دیگری از سخنان خود در پاسخ به سئوالی درباره مشروعیت مذاکرات هستهای با کشورهای غربی اظهار کرد: اصل مذاکره با هر کسی که حرف تازهای دارد مفید است اما اگر حرف حق ما در آنها اثری نداشته باشد و آنها نیز بر حرف باطل خود اصرار کردند، باید کفایت مذاکرات را اعلام کرد، اما اکنون که کشورها در دهکده جهانی زندگی میکنند نمیتوانیم دور خود دیوار بکشیم و به ارتباط با کشورهای دیگر نیاندیشیم لذا تا آنجا که ممکن است باید به بهانه مذاکرات حرف خود و اسلام را به آنها منتقل کرد که انشاءالله در این امر موفقتر از پیش باشید. (منبع:رجانیوز)

بعضی از مسائل ما تحت تأثیرفرهنگ غرب برای ما مسئله شده است، اگر ماوراء زندگی غربی به آن مسائل بنگریم بسیاری از آنها برای ما فرعی میشوند. در حالیکه مسئلهی اصلی ما حضور جدّی نور تشیع در عالم است و در این رابطه باید از خود بپرسیم به کجا باید نگاه کنیم که کور نباشیم؟ ...
جابربن عبداللّه انصاری صاحب اسرار آل محمد«صلواتاللّهعلیهم» میداند باید با زیارت حضرت امام حسین(ع) در اربعین نشان دهد آن حرکت، حرکتی نبود که در خود عقیم شود. جابر با اینکه در آن زمان نابینا است و با اینکه مسافرت در آن شرایط و با آن وضع از مدینه تا کربلا آن اندازه طاقتفرسا است، ولی او متوجه است آن زیارت یک زیارت معمولی نیست همراه با ثوابهای فردی، بلکه یک حضور تاریخی است در تاریخی که امام حسین(ع) شروع کردند، حضوری است در راستای تقابل با حاکمیت استکباری امویان....
حضرت سيدالشهداء(ع) آنچنان خود را موفق و پيروز احساس مىكنند كه نهتنها آنهمه زخم و شمشير در مقابل آن پيروزى چيزى بهحساب نمىآيد، بلكه شمشيرى كه دارد سر مباركشان را جدا مىكند چيزى به حساب نمىآورند. از جمله كسانى كه موضوع شادى حضرت سيدالشهداء(ع) را ذكر كرده، خوارزمى در مقتل الحسين(ع) است كه مىگويد: چون شمر بر سينهى مبارك حضرت امام حسين(ع) نشست و محاسنش را گرفت و آهنگ كشتن وى كرد، حسين(ع) خنديد و گفت: آيا مرا مىخواهى بكشى؟ آيا مرا مىشناسى؟» اینها همه حکایت از آن دارد که برای امام حسین(ع) افق روشن است و حضرت میدانند چه راهی را به سوی بشریت گشودهاند .....
.... السلام علیک یا اباعبدالله، ما چه می دانیم امام حسین علیه السلام روز عاشورا چه می دیدند؟! تا هم سنخ و هم رنگ نشویم نمی دانیم! .... آنها فهمیدند که با خدا معامله کردند! .... حجاب تن عجب بد حجابیست. خدا درست و حسابی خلاصمان کند. نمی گویم مرگمان بدهد. برای اینکه بسیاری از افراد مردند و نمردند! اگر دلمان را از دنیا خلاص کردی دیگر فرقی نمی کند، ماندیم؛ ماندیم، رفتیم؛ رفتیم. عمده خلاصی دل است ....
.... یکی از بزرگان می گفت: مرحوم شیخ مفید (ظاهرا در خواب دیده بودند)، با آن عظمت! گفت در محاکمه ای ما را حاضر کردند در شب اول قبر، از ما پرسیدند: شیخ، چه کردی؟ گفتم: خدایا ترویج کردم. سه دفعه خطاب آمد:«صدقت، صدقت، صدقت»؛ ترویج کردی، راست گفتی، درست گفتی. وقتی خیال کردم کار تمام شد، یک سئوالی آمد که دهانم قفل شد؛ شیخ، خدمت کردی تا اسلام ترویج شود یا اینکه بگویند تو اسلام را ترویج کردی؟ شیخ گفت: زبانم بریده شد. فعلا سئوال را عقب انداختند. بناست این سئوال را بکنند! نتوانستم جواب را بدهم. گفتند: فکرهایت را بکن ....

.... مدام به او (شهید بهشتی) می گفتند: چرا از خودت دفاع نمی کنی. می گفت: من وظیفه ای دارم و خدا وظیفه ای. من وظیفه دارم ایمانم را تقویت کنم و خدا وظیفه دارد از من دفاع کند.... و خدا چه زیبا از او دفاع کرد و شهادت قسمتش شد....
.... امام علی علیه السلام: لاتکونن أخوک علی الاساءة الیک اقوی منک علی الاحسان الیه.
مبادا قدرت برادرت در بدی کردن، بیشتر از قدرت تو بر خوبی کردن به او باشد.
..... استاد (علامه طباطبایی رحمت الله علیه) وارد حجره ام شدند و فرمودند: به ظاهر در اینجا غیبت شده است!! گفتم: بله. پیش پای شما چند نفر .... علامه فرمودند: این حجره دیگر برای درس خواندن مناسب نیست اتاقت را عوض کن ....
.... امام علی علیه السلام: تعطروا بالاستغفار لا تفضحکم روائح الذنوب.
با استغفار، خود را معطر کنید تا بوی بد گناهان شما را بی آبرو و رسوا نکند.......
شهید حبیب روزیطلب در ۲۳ مردادماه ۱۳۳۹ در شهر شیراز در خانوادهای مذهبی که پدر کارگر مغازه نانوایی بود بدنیا آمد. تحصیلات ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان را در شیراز تمام و با اخذ دیپلم ریاضی و شرکت در کنکور سراسری در رشته علوم انسانی، جامعه شناسی تهران قبول شد و بیش از یک ترم در دانشگاه نبود که منجر به انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاهها شد و حدود شش ماه همراه با شهید سعید ابوالاحرار در حوزه علمیه قم مشغول تحصیل شد که با شروع جنگ تحمیلی راهی جبهههای نبرد حق علیه باطل گردید و نهایتاً در عملیات محرّم سال ۱۳۶۱ در ۲۲ محرم همان سال در تپّه ۱۷۵ به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
وصف شهید روزیطلب از زبان عارف کامل؛ شیخ حسنعلی نجابت
بسم الله الرحمن الرحیم
این بزرگوار رضوان الله علیه از یک سال قبل از شهادت پُرسعادتش با بنده اظهار دوستی و وداد نمود و تدریجاً هدف عالی خودش را که معرفت خداوند و اولیاء عظام خداوند است ظاهر فرمود و روز به روز انقطاعش از غیر خدا رو به فزونی داشت. حتّی دو هفته قبل از حرکت ایشان بطرف جبهه مبارکه آنچه لازمه انقطاع تام بود مالک شده بود و از مرتبه سلوک و عالم تخیّل عبور فرموده بود و فرمایش حضرت امیرالمؤمنین علی علیه الصلاه و السلام بر ایشان انطباق کامل داشت، آنجا که در خطبه همّام فرمودند: «یَنظُر اِلیهِم الناظرُ فیَحسَبُهُم مَرضی’ و ما بِالقَوم مِن مَرَض و یقول لَقد خُولِطوا و لَقد خالَطَهُم أمرٌ عظیمٌ» بیننده میپندارد که آنها بیمارند در صورتیکه بیماری ندارند، چون مطلبی که از تخیّل و افکار افراد عادی خارج است با او برخورد کرده و وی آن را به جان و دل پذیرفته است.
لهذا مردم میپندارند که او دیوانه شده. ایشان (حبیب روزیطلب) ماندنشان در این نشئه موجب ملالشان بود، چون بالکلّیه اسباب مفرِّح این نشئه موجب فرح ایشان نمیشد. لهذا محبوب مطلقش چنین شرافت عظمایی را که نصیب اولیاء خاصّ خود میفرماید به وی عطا فرمود. هنیئاً له و لوالدیه و لارحامه ـ و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته. حسنعلی نجابت» .... برگرفته از وبلاگ حرفی از هزاران
..... نازی در خانوادهای روستایی و فقیر به دنیا آمده و از پنجسالگی در کنار خواهر ناتنیاش تاجماه در تهران زندگی میکند. تاجماه به واسطه شوهرش رضا، با خانواده سلطنتی مرتبط شده و به تدریج تغییر رفتار میدهد. از آن زمان، دغدغه اصلی او مدهای جدید و شرکت در مهمانیهای دربار است. رضا(شوهر تاجماه) علاقه زیادی به نازی دارد. نازی در سن نوجوانی تبدیل به دختری دلربا میشود .....


کتاب "اجتهاد و بررسی روشهای آن" جلسات درس استاد سیدمنیرالدین حسینی الهاشمی (ره) - موسس دفتر فرهنگستان علوم اسلامی- است که در سال ۱۳۶۳ تدوین یافته. در این کتاب روشهای رایج استنباط احکام الهی به شکلی ساده و مفید معرفی می شود؛ قیاس، استحسان، استصلاح، تأویل، دینامیسم، اخباریین و اصولیین.
استاد با بررسی روشهای فوق و نقد مختصر آنها و سپس معرفی روش اصولیین، دیدگاه جدیدی به مخاطب غیرمطلع می دهد و گستردگی، پیچیدگی و حساسیت استخراج احکام الهی و سستی و شعاری بودن اندیشه های التقاطی گذشته و معاصر را در قالب جملاتی ساده و روان نشان می دهد.
به نظرم بهترین و تنها کتاب خوب ایستگاه مطالعه تا پایان فاز۴، همین کتاب است. مطالعه مباحث شیرین و جذاب آن را به همه دوستانم توصیه می کنم. این کتاب، ظرفیت آن را دارد که در دوره های آموزشی مختلف؛ از دبیرستان تا دانشگاه و ادارات و... تدریس شود.
برای دریافت متن کتاب اینجا کلیک کنید.

اولین کتابی بود که راجع به شهید قرنی خواندم و یکّه خوردم؛ تا مدارج بالای رژیم پهلوی ارتقاء یافت اما زمانیکه به عمق فساد حکومت پی برد فعالیتهای متعددی برای براندازی انجام داد که ماحصل آن، اخراج از ارتش(با درجه سرلشگری و آجودانی شاه)، دو نوبت حبس سه ساله و ۱۵ سال تحت نظر بودن و... بود. زمانیکه از نظر مالی در تنگنا بود پیشنهاد سه میلیون تومانی و زمین چند هکتاری از طرف شاه را رد کرد و در پاسخ به سرلشگر فردوست(فرستاده شاه) گفت: "سالهای آخر عمر خود را می گذرانم به پول نیازی ندارم". عمر سیاسی پر فراز و نشیبی دارد؛ از امیدواری به رژیم سلطنتی و ارتباط با آمریکایی ها تا گرایش به نهضت آزادی و جریانهای ملی و گذر از آنها تا نزدیکی به روحانیت و علاقه مندی به نهضت امام (ره) و نهایتا وقوع انقلاب اسلامی و پیروی از ولی فقیه و شهادت. روحش شاد
ای کاش امثال محسن کاظمی کار تدوین این قبیل کتابها را به عهده می گرفتند. کتاب "اولین امیر اولین ترور" به لحاظ تدوین مطالب و ویراستاری، یک فاجعه است؛ وسط کتاب در حالیکه گرم خواندن هستی یکباره نویسنده از مراحل تدوین کتاب می گوید! تنها متن تایپ شده سندها آورده شده است، چند سند متفاوت با یک مضمون، تکرار شده و یک داستان از شهید در چندین جای کتاب ذکر شده است و ...
ارزش خریدن ندارد ولی پیشنهاد می کنم امانت بگیرید و بخوانید.

یکی از دوستانم به دنبال قطعه زمینی بود. پول داشت ولی در عین حال وقتش تنگ بود. من زمینی یافتم که بزرگتر از اندازه دلخواه او بود. با مبلغ اندکی قولنامه تنظیم شد. ضمن تنظیم قولنامه، در مکالمه تلفنی با دوستم معلوم شد که او قطعهای از آن را میخواهد. آنچه را خواسته بود به وی فروختم و آنگاه با پول آن، کل زمین را خریدم و قسمت باقی مانده را که برایم مجانی تمام شده بود، برای خودم نگه داشتم.......
نویسنده : مجتبی ابوئی مهریزی

انصافا جملات زیبایی در بین حرفهایش پیدا می شود؛
همه چیز درباره خدا گفته و به اندیشه های مختلف چنگ زده و به گمانم از کتب وحی بهره برده اما از عبودیت و شریعت خبری نیست و این یعنی بنایی چون بیت عنکبوت.

حرف آخرِ کتاب "قرن آخر" برای خروج از بحران اوضاع وحشتناکی که توصیف می کند اعم از تخریب های زیست محیطی، عوارض تکنولوژیهای جدید، ساخت ماشین رستاخیر و ... چیست؟ آنچه در این کتاب مطرح می شود، "توقف رشد علوم تجربی"،"خویشتن داری علمی" و "پایان علم" است!
۲- حدیث نور

کتب سیره امام معمولا قطور و چندجلدی هستند و هر جلد آن اختصاص به موضوع خاصی دارد اما حدیث نور کتابی مختصر و مفید است که سیره امام را در موضوعات مختلف بیان می کند و برای اقشار مختلف مناسب است.

روایتها از مسلم بن عقیل شروع میشود و به فاطمه کلابیه (ام البنین) میرسد و با رویاتهایی از عبد الله بن ابی محل، کزمان، لبابه، زینب (س)، زید بازرگان، شبث بن ربعی، ام کلثوم، سرجون ادامه پیدا میکند و سرانجام به عبیدالله بن عباس بن علی فرزند حضرت ماه میرسد که چیزهای زیادی از پدرش به خاطر ندارد و پدر نازنینش زمان شهادت 4 ماهی او را ندیده بوده است. عبیدالله بن عباس فرزند دردانه حضرت ماه است، هم او که پدر از فراقش بیتاب بوده و این فرزند در کودکی یتیم پدری چون حضرت عباس(ع) میشود. از اسامی افراد روایت کننده هم مشخص است که هر یک به گونهای و از زاویهای به ماه نگریستهاند و نویسنده کتاب تلاش کرده است با کنار هم چیدن این تصاویر، تصویر کامل ماه را به مخاطبش نشان دهد ....
1- علامت

یک دبیرستانی دوست دارد به او بگویید جوان. یک بزرگسال دوست دارد به او بگویید با تجربه و باسواد! در ضمن سن او نیز از تعلیم و تربیت شدن گذشته است. آیا نمیشود این تقسیم بندیها را برای خودتان در دفتری نگه دارید و مدنظر داشته باشید؟ و گروه سنی را به روش مسالمتآمیزتری به مخاطب منتقل کنید؟ درج این عبارات و اشکال، طرح جلد را بهم می زند و حال و هوای اداری بودن به آن میدمد؟ آیا نمی شود از آرم ایستگاه مطالعه (و نه نوشته)، آن هم در پشت جلد در گوشهای در کنار علامت نهاد استفاده شود؟
2- کتاب"چگونگی رفتار با نوجوانان"

هر چند راهکار دقیقی برای مواجهه با نوجوان ارائه نمی دهد! اما حاوی اطلاعات مختصر و مفیدی درباره روحیات و ویژگیهای اخلاقی دوره نوجوانی است.
3- کتاب"سالک ایرانی"

روایت خوبی از زندگی جناب سلمان فارسی است که صرفا تاریخی نبوده و به لایه های عمیقتری از زندگی سلمان رسیده است و برای بسیاری از مخاطبان تازگی خواهد داشت. می شد عنوان بندی را تغییر و شکلی دلپذیرتر به اثر داد. مثلا به جای "فصل چهارم: سیره حکومتی سلمان فارسی در مدائن" از عنوان"فرماندار بیجیره و مواجب" استفاده کرد. طرح جلدش هم مناسبتی با کتاب ندارد و نهایتا؛ (صفحه 42) یک پیرمرد 300 ساله که در قرن آخر عمر خود بسر می برد چه مقدار توان جسمی دارد که اصحاب پیامبر دوست داشته باشند او را به خاطر توان جسمیاش به قبیله خود نسبت دهند؟ و پیامبر نیز در جواب آنها بگوید: «سلمان منا اهل البیت»! به نظر میرسد این عنایت، ناشی از فضایل سلمان بوده است.

بخشی از نامه سلمان در پاسخ به نامه عمرو بن خطاب (خلیفه دوم) که سلمان را به خاطر روشهایش در مدیریت و حکومتداری سرزنش کرده بود.
به نام خدا
از سلمان، آزادشده پیامبر به عمروبن خطاب
نامه سرزنش کننده و ملامتبار تو به من رسید. در آن مرا مورد ملامت و سرزنش قرار داده و نوشته بودی که مرا امیر مردم مدائن کردهای و دستور دادهای در صدد تحقیق از کارها و رفتار حذیفه (بن یمان) برآیم و کارهای نیک و بدش را گزارش دهم. در حالیکه خداوند در کتاب خود، آنجا که از تجسس و غیبت نهی می کند و به پرهیز از بسیاری از گمانها دستور می دهد، مرا از این کار نهی کرده است. بنابراین در کار حذیفه، با اطاعت از دستور تو، دستور خدا را نافرمانی نمیکنم.
اما اینکه از حصیربافی و نان جو خوردن من ایراد گرفته بودی، این چیزی نیست که یک مومن، به خاطر آن ملامت شود. سوگند به خدا! نان جو خوردن و حصیربافتن و از مردم بینیاز بودن و چشم به سفره دیگران ندوختن، نزد خداوند، محبوبتر و به تقوا نزدیکتر است. من پیامبر خدا(ص) را دیدم که وقتی نان جویی می یافت، می خورد و ناراحت هم نبود. اما اینکه از عطا و بخشش و انفاقهای من نوشته بودی، من برای روز نیاز و تهیدستیام، آن را از پیش میفرستم. به خدا سوگند! آنچه را دندانم بتواند نرم کند تا از گلو فرو رود، در نظر من فرقی نمیکندکه نان گندم و مغز گوسفند باشد یا آرد جو.
اما اینکه گفتهای با رفتارم، حکومت را ضعیف و خوار کرده و خود را زبون ساختهام تا آنجا که اهل مدائن از فرمانروایی من بیخبرند و مرا همچون پلی برای عبور یا باربری برای حمل بارهایشان قرار دادهاند و این موجب سستی و خواری حکومت است، پس بدان که خواری، در مسیر اطاعت خدا، محبوبتر از عزت در نافرمانی خداست. میدانی پیامبر خدا(ص) هم با مردم نزدیک بود و با آنان انس و الفت داشت و در عین حال که پیامبر و زمامدار بود، مردم به او بسیار نزدیک بودند. مگر نه اینکه پیامبر اکرم(ص) غذای ساده می خورد و لباس خشن و زبر میپوشید و همه طبقات مردم نزد او از مساوات برخوردار بودند.
ای عمر! مگر پیامبر نفرموده است که هر کس سرپرست هفت نفر از مسلمانان شود و عدالت نکند، با خشم خداوند روبرو خواهد شد. کاش من با این خواری و ضعفی که تو گفتهای، از حکومت مدائن به سلامت بگذرم. من از حکومت بر یک شهر ترسانم، حالِ آن کس که پس از پیامبر خدا(ص) بر تمام امت حکومت میکند، چگونه خواهد بود؟
خداوند فرموده است: «خانه آخرت از آن کسانی است که در روی زمین قصد سرکشی و فساد ندارند و عاقبت برای متقین است.» بدان که حکومت من برای اقامه حدود خدا در میان مردم است و این به راهنمایی یک شخص دانا و آگاه صورت میگیرد و من بر اساس شیوه و روش او عمل میکنم .... (احتجاج طبرسی، ج۱، صص۳۱۷-۳۲۰)
نویسنده: علیرضا برازش

این کتاب از جمله کتابهای ایستگاه مطالعه فاز 4 است. ادعای تفسیر آیه 71 سوره مریم را دارد؛
«و ان منکم الا واردها کان علی ربک حتما مقضیا» و هیچ یک از شما نیست که وارد جهنم نشود و این حکمی است حتمی از جانب پروردگار تو.
ابتدای کتاب به برکت آیه قرآن و تذکرش، جذاب و خواندنی است اما جلوتر ، توقف های بی مورد و آب و تاب دادنهای بیجهت، موجب کسالت می شود. برای مثال درباره کلمه "واردها" ، 7 صفحه مطلب آمده است و یا در مورد مدت زمان حضور در جهنم، یک صفحه فقط به فرمول d=vt و حالتهای مختلف ریاضی آن اعم از t=d/V و... پرداخته شده است! آیا مفهوم زمان در عالم آخرت از نوع t است و یا مفهوم حرکت و سرعت و مکان ، ...
چه می دانم شاید نویسنده خواسته است فرمول های فیزیک، اعتباری برای صفحاتش باشند!
تا صفحه 34 کتاب را خواندم.

... بدون شک ذات ایالات متحده برخاسته از تروریسم است، این کشور از سه قرن گذشته بر مبنای کندن پوست سر سرخپوستان آن قاره و صاحبان اصلی سرزمین آمریکا توسط انگلیسی ها و فرانسوی ها بنا شده است، بدین ترتیب این کشور با عمری ۲۱۰ ساله شکل گرفت.
نویسنده: زهرا روحی فر - تصویرگر: سیده تکتم رئیسیان - ناشر: جیسا - چاپ۹۲

كتاب "جوجه تیغی! تیغت را پرت كن"
- از كتب كودك و همخوان و همراه با آرمانهای جبهه مقاومت
- ریشه عقاید و ارزشهای دوران بزرگسالی از كودكی شكل می گیرد. در نتیجه می توان ارزشهایی را از دوره خردسالی در کودکان جا انداخت كه در بزرگسالی با سیاستها و آرمانهای انقلاب اسلامی همخوانی داشته باشد. به عنوان مثال داستانهای كودكانه استعماری در مواردی سعی دارند برای كودك جا بیندازند كه حتی گرگ هم می شود خوب باشد و خویِ گرگ صفتی خود را رها كند! جا انداختن این اعتقاد در كودكی، می تواند ناسازگاری او را در بزرگسالی با سیاستهای جبهه مقاومت به دنبال داشته باشد.
- در این داستان بچه جوجه تیغی به دلیل دلسوزی و مهربانی از تیغهای خود استفاده نمی كند و به همین دلیل مورد سرزنش اطرافیانش قرار می گیرد. اما زمانیكه یك گرگ، دوستش؛ خرگوش را تهدید به خوردن می كند با شجاعت وارد معركه شده و با پرتاب تیغهایش او را نجات می دهد.
كتاب "ماهی كوچك و آرزوی بزرگ"
- اتفاقات كتاب كودك فوق الذكر نیز با سبك زندگی اسلام همخوانی داشته و مخاطب را در مسیر صحیحی قرار می دهد.
- ماهی كوچولوی داستان به دلیل عدم قناعت و بسنده نكردن به آنچه خدا برای او مقدر كرده است دل به آرزوهای وهمی بسته و برای رسیدن به دنیای بیرون آب، خود را در قلاب ماهیگیر اسیر می كند و دچار گرفتاری های زیادی می شود اما در نهایت نجات پیدا می كند و به محل زندگی اصلی خود باز می گردد.
- نقاشی هر دو کتاب، مناسبِ حال كودكان است و كیفیت چاپ نیز مطلوب است.

محسن رفیقدوست متولد 1319و از دوستان شهید علی اندرزگو بوده است. او با سابقه ای که پیش از انقلاب در تامین سلاح مبارزان داشت، مسئولیت لجستیک سپاه را نیز در سالهای دفاع مقدس به عهده گرفت....

ادمون دانتس، جوان ۲۰ساله دریانورد و با استعداد اهل مارسی که با وجود سن کم، ناخدا می شود، با حسادت نزدیکان و فساد یکی از عوامل حکومتی، ۱۴سال در زندانی با شرایط بسیار بد گرفتار می شود. در حین اجرای نقشه فرار، با کشیش عالم ایتالیایی آشنا شده و بواسطه او به بسیاری از علوم روز مسلط می شود. دانتس به خاطر عدم توانایی جسمی استادش برای فرار، تا زمان مرگ او چند سال دیگر نیز قید فرار را می زند. استاد به پاس فداکاری او تصمیم می گیرد گنج بزرگی به او بدهد. دانتس پس از فرار از زندان گنج مذکور را می یابد و با ثروت بدست آمده جزیره کنت مونت کریستو را می خرد و کاخ بزرگی برای خود می سازد. او با پناه دادن به قاچاقچیان و زورگیران، تمام خرابکارهای منطقه را مدیون و مطیع خود کرده و با کمک آنها از مسببان زجرهای چندین ساله خود انتقام می گیرد و در پایان با هایده -دختری نوجوان- که از کودکی او را بزرگ کرده و خود را جای پدر او می دانست ازدواج می کند .......
اول شخص، داستانی را از سده 17میلادی روایت می کند. رابینسون کروزو جوانی اهل لندن است که با وجود مخالفت خانواده به سفرهای دریایی و تجارت می پردازد. در سفر سوم اسیر دزدان دریایی ترک می شود و پس از دوسال با کمک غلام دزدان فرار کرده و در برزیل به کشاورزی می پردازد. پس از مدتی برای آوردن بَرده به گینه می رود اما در بین راه، کشتی دچار طوفان شده تمام سرنشینانش به جز رابینسون غرق می شوند. کشتی در ساحل یکی از جزیره های متروک به گل نشسته و رابینسون نیز خود را به همان جزیره می رساند. او پس از 35 سال با کمک یکی از بومی های آدمخوار و یک ناخدای انگلیسی و همراهانش به وطن بازمی گردد ...
.... به نظر میرسد رمان رابینسون کروزو بیخود مشهور نشده و مورد حمایت قرار نگرفته است و این قبیل رمانها نقش هالیوود دوره خود را ایفا میکردهاند ....

با وجودی كه نویسنده مدعی نگاهی جامع به زندگی انسان است، خداوند متعال در این كتاب تنها با اسم خالیقیتش مطرح شده است كه یكی از بزرگترین خطاهای معرفتی و اعتقادی محسوب می شود و ظلمی آشكار است. خدای این كتاب اهل پاداش و عذاب و یوم الحساب ...

1- اساس تفکر ديني با رجوع به اسماء الهي شروع ميشود و به همان اندازه که انسانها بتوانند از طريق شريعت الهي متوجه حضور و تأثير اسماء الهي باشند راه دينداري را درست طي کرده و به مقصد مطلوب خود ميرسند و بر اين مبنا کتاب « اسماء حسنا، دريچههاي نظر به حق» ذهنها و انديشهها را متذکر اسماء الهي ميکند.
2- درست است که نظر به اسماء الهي قابل تدريس نيست و بايد نور آنها در عمق قلبها ظهور کند، ولي تدوين معارفي که منجر به نظر سالک به نور اسماء الهي ميشود وظيفهي انديشمندان علوم انساني است که در حوزهي معارف اسلامي تلاش ميکنند و حضرت امام خميني«رضواناللهعليه» در همين راستا شرح کتاب «دعاي سحر» را تدوين نمودند....
|
|