دلتنگی.....

گـــــاهی وقتهـــا آدمهــــا 

از یکـــ جایی به بعــــــد 

از یکـــ روزی به بعـــــــد

از یکـــ نفــــــــــر به بعـــــد 

دیگــــــــر هیچ چیز برایشان معنی ندارد ...

نه رنگـــ ها ، نه خیـابانهـــا ، نه فصلهــــــــا ...

گاهـــــــی وقتهــــا آدمهـــا از یک نفــــــــر به بعــــــد فقط دلتنگ اند ...

قسمت...

قسمت....

داشتنت را از من گرفت..

گمانم کسی بیشتر از من دعاکرده بود!

فقط خودش...

یه وقتایی میرسه ....

که نه یادش ارومت میکنه نه عکسش

فقط باید خودش باشد!

فقط خودش...

بزن به سلامتی پسرودختری که....

به سلامتی پسری که

وقتی خاطر خواه میشه

سر به زیر میشه،

دلش نمیادکس دیگه ایی رو نگاه کنه،

دلش نمیاد حرف عشقشو پیش هرکس ونا کسی بزنه،

بگی نگی ساکت تراز قبل میشه

ولی خوب که دقت کنی ...

چشماش برق میزنه وقتی

یکی اسم عشقش رو به زبون میاره

.
.
.
به سلامتی دختری که
 یه لحظه قدم زدن باعشقش رو
 باهیچ ماشین مدل بالایی عوض نمیکنه

دو راهی...

اگر دو نفر لبه پرتگاهی باشند کدومشون رو نجات میدی !؟

اونی که خیلی دوستش داری ؟

یا اونی که خیلی دوست داره ؟

ای کاش

ای کاش !

 

دلیل شب بیداری هایم ، وجود تو بود . . .

 

نه جای خالیت . . .

آهای ی ی خیلی دوست دارما

سلامتي خودم كه قلبم مثل قبرم

فقط جاي يه نفره

آهاي اون يه نفر

خيلي دوستت دارم


دلتنگم ...می آیی؟

 گوشه ای از دلتنگیهایم را به دخیل آمدن تو گره زده ام

گاهی مستجاب شو

خدایاااااااااو دنیای من است

خدایـــــا التمـــــــاست مــــــی کنــــــم

 همـــــه دنیـــــایــــت ارزانـــــیِ دیگــران ولـــی !!

 آنــکــــه دنـیـــایِ من اســــت

 مــــــــــالِ دیــگـــــــــــری نــــــــشـــود . . .

رسیدن به خیر عزیزم

مخاطب خاص...

ﺁﻏﻮﺵ ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺗــــــﻮ ﺟﺎ ﺩﺍﺭﺩ ...

ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺏ ﮔﻮﺵ ﮐﻨﯽ

ﺍﯾﻦ ﺿﺮﺑﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﺗﻨﺪ ﻭ ﭘﯽ ﺩﺭ ﭘﯽ ﻗﻠﺒﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺷﻨﻮﯼ

ﺗــــــﻮ ﺭﺍ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ ...

ﻣﺨﺎﻃﺐ ﮐﻼﻣﻢ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ...

ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺿﺮﺑﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﻗﻠﺒﻢ ﻫﻢ ﺗﻮﯾﯽ ...

چقدر؟

چقدر باید بگذرد ؟!

 تا من...

 در مرور خاطراتم!

 وقت  ـے از کنار تو رد مـے شوم.

 تنم نلرزد...؟

 بغضم نگیرد...؟

 شجاعت  مـے خواهد!!

 وفادار احسا  سـے با  شـے!!

 که  مـے دا  نـے!

 شکست مـے دهد روز  ے نفس ها  ے دلت را...

عطسه ها...

تا میخواهم از تو دل بکنم صبر می آید ...

                   چقدر این عطسه ها را دوست دارم.

خوابت را...


تو چه میفهمی از روزگارم…؟

از دلتنگی ام؟

گاهی به خدا التماس میکنم خوابت را ببینم…

می فهمی؟

فقط خوابت را…

نبودنت...

نبودنت آزار می دهدمرا..

حتی در مجازی ترین دنیای امروزی..

“من”دلبسته ام به اسمی که میدانم می فهمدمرا

من دلخوش کرده ام به دیدن نام تو

با نبودنت” این دلخوشی کودکانه را از من نگیر”

love

مهلت ...

مهلت بده میروم...

فقط پایت را بلند کن غرورم را جمع کنم...

آے جماعتــــ ....!

من فقط دارم سعـے مـےکنم همرنگ جماعت شــوم

 

.... اما مـےشود کمے کمکم کنـےـد

 

!.... آے جماعتــــ

 شما دقیقآ چـﮧ رنگـے هستـےـد...؟؟!!

اِنقِلآبــِــ زندِگــے مَــטּ ...


او هـَمــ شُدِه اِنقِلآبــِــ زندِگــے مَــטּ ...

حآلآ هَر آنچــِﮧ دَرزندِگـــے مَــטּ اَستــ ، تآريخ دآر شُده اَستـــ !!!

قـَبل اَز "او" ؛ بَعد اَز "او

نمیدانم...

نبودن هایت آنقدر زیاد شده اندکه هر رهگذری را شبیه تو میبینم!!!

 

نمیدونم غریبه ها ((تو))شده اند یا تو((غربیه))؟؟

گاهی باید...

گاهی باید به دور خود یک دیوار تنهایی کشید نه برای اینکه دیگران را از خودت دور کنی ،

بلکه ببینی چه کسی برای دیدنت دیوار را خراب میکند ...

نظر سنجی !!!

1-اگه  یه روز عشقتو با  با یکی دیگه  ببینید  چیکار میکنید؟

2- بزرگترین ترست تو زندگیت چیه؟

3- اگر24 ساعت نامریی بشی چیکار میکنی؟

4- اگه بخوای با تونل زمان فقط به یک روز ازگذشته و یک روز از آینده سفرکنی اون 2روز کدام بود؟

5-دوست داری فردا چه کسی رو ملاقات کنی ؟

6-اگه یه روز از خواب بیدارشید و ببینید تموم زندگیتون یه فیلم بود،اسم فیلم رو چی میذاشتین؟

7- کاشکی چی میشد ؟؟؟

من گذشتم ...

می گویند : سـاده نیست . . .
گذشتن از كسى كه گذشته هایت را ساخته و آینده ات را ویران كـرده ...!!! 

امـا من گذشتم . . .

حکم اعدام!

حکــــم ، اعــدام بود ...
اعدامـــی لــحظه ای مـــکث کــرد و بـــوسه ای بر طنــاب دار زد

دادســتان گفت:

صـــبر کنید آقــای زنــــدانــی این چــــه کـــاریست !؟؟

زنــدانی خـــنده ای کــرد و گفت :

بیچـــاره طـــناب نــمیزاره زمـــین بیفتم ،

ولی آدم ها !!!!! بدجـــور زمــینــم زدن ......!

کاش میشد یک بار


کاش میشد فقط یه بار

بیایی،بشینی وپا هات را روی میز بذاری وبگی :

دیگه نمیرم



تنها


آدمای دلتنگ …

آدمای دلتنگ …
وقتایی که خیلی بهشون خوش میگذره و میخندن یهو سرشون رو برمیگردونن اونوری …
یکم ثابت میشن ؛ یواش یواش چشماشون پر اشک میشه …

عشق یعنی :

کارم از یــکی بود یکی نبــود گذشتــه است …


من در اوج قصه گـــم شدم …


عشق یعنی :


یکی ” بــود ” یکی ” نابــــود “

خدایا!

خدایا!

کسی را که قسمت دیگری است سر راه من قرار نده تا.......

شبهای دلتنگی اش برای ما نباشد و روز های خوشیش برای دیگری ...

یک جوری دلم تنگ میشه واست

یک جوری دلم تنگ میشه واست

محاله بتونی تصور کنی