بوی بهار ...


تا سر سبزی و زیبایی سال جدید چیزی نمانده
آرزو دارم در خانه تکانی های دلتان 
هر رنجش و غم و سیاهیست 
پاک شود 
 دل های سبز و پاک و بهاری را برایتان آرزومندم
____________________________________________________________________________________
پی نوشت : با عرض پوزش از غیبت کوتاهی که داشتم 

دوباره برگشتم...

شهر عزیزم سلام...

چه قدر دلم تنگت شده بود...

چه قدر دلم تنگ هوات شده بود...

دلم تنگ تابستونا و اون درست کردن لواشکا شده بودا....

آخیش چه خوب شد که برگشتم

کودکی...


کمی دلتنگ کودکی ام
آن وقت ها اگر حوصله ام هم سر میرفت با خودم بازی میکردم
دلتنگ آن زمانم که به دور از هیچ خطر میدویدم
دلتنگ وقتی که میخوردم زمین و بدنم زخم میشد و اشک میریختم
دلتنگ زمانی هستم که از ترس های به آغوش مادرم پناه میبردم
خیلی وقت است دلتنگ خودم شدم
از وقتی بزرگ تر شدم خودم را گم کردم
به دنبال خودم میدونم و میخورم زمین اشک میریزم ولی از دلتنگی
وقتی دنبال خودم میدوم میترسم میترسم از زمین خوردن های دوباره و اشک های دوباره
باز هم از همان ترس ها به آغوش مادرم پناه میبرم....
کمی دلتنگ کودکی ام....

طرز تهیه گندی یه شیوه مامان گلم ♥ ♥ ♥

مواد مورد نیاز:

نمک - به اندازه لازم

بلغور گندم - 4 پیمانه

شیر - به اندازه ای که رو گندم رو بگیره!

آرد - 1 پیمانه

تره خشک - 1 پیمانه

پیاز داغ - فراوان

مغز گردو چرخ شده - ا پیمانه

در صورت تمایل گوشت چرخ کرده - 100 گرم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اول گندم رو تفت میدیم بعد تره و گندم و شیرو با هم مخلوط میکنیم

در حدود دوازده ساعت میذاریم در یخچال تا بمونه ( نکته بهداشتی روی درب ظرف رو بپوشونید )

بعد از دوازده ساعت شیر اضافی را گرفته و آرد را اضافه کرده و ورز میدیم بعد به صورت پهن تر از کتلت در میاریم!

تو قابلمه آب و نمک درست کنی بذاری جوش بیاد

بعد گندی هارو توش میریزیم و بعد ده دقیقه اونو صاف میکنیم

تو قابلمه میچینیم و وسطش پیاز داغ و گردو و در صورت تمایل گوشت چرخ کرده و گردو میپاشیم و دم میذاریم

نوش جان ♥♥♥

حال و هوای ما در تابستان

هر سال تابستون به هر دلیلی که شده میایم تهران و خوانسار رو ترک میکنیم 

خیلی بد میگذره اما چاره این نیست هوا که گرمه بیرونم که شلوغ و آلوده من خودم به شخصه وقتایی که اینجام کاملاً عصبیم و حوصله هیچ شوخی رو ندارم

دلم برای شهرم تنگ میشه و هر چند وقت یه بار میرم عکسشو میبینم 

اما بالاخره اینجا هم میشه از این آلودگی ها و شلوغی ها و گرما فرار کرد

ما میریم یه جای کوچولو و با مزه و خلوت و خنک و تمیز به نام واسفجان اطراف تهران و پردیس

خیلی جای باحالیه حد اقلش اینه خوش میگذره و یکم از شهر شلوغ دور میشیم


جای شما خالی غروب جمعه بود 

هوا سرد بود!

بارون میومد

و آتیش روشن بود 

با mp3 ترانه جمعه گوگوش رو گوش کردم ♥♥♥♥

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت : خوش بحال اونایی که خونسارند...!

میلاد نور مبارک


برای دیدن یارم در دل نرگسی میکارم

او را با اشک دیده آب میدهم
با عشق قلبم نورانی


چند روزیست دلم حال و هوایی دارد
ذهن من یاد گل نرگسم است
چشم من طوفانیست

نگرانم نگران یارم
دلتنگم دلتنگ یارم
نگران گل نرگس یادگار یارم

چشم من بس اشک ریخت
دگر خشک شده است
قلب من درگیر عشق یار است

دل من طاقتش طاق شده است
دیگرا نمداند چه کند
نمیداند چه گونه خود آرام کند

چند روزیست همه جا حال و هوایی دارد
هر جمعه حال و هوایی دارد
یاد من هرروز یاد گل نر گسم است 


امروز روزیست که سهراب نوشت

تا نیاید مهدی زندگی دشوار است...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت :

میلاد نور است باز هم میخواستم بیایم و مطلبی بنویسم و عکسی و تبریکی عرض بنمایم اما خواستم به شیوه دیگر تبریکم را به مولایم بگویم با دل نوشته ای که قبل برایش و به یادش سروده بودم

با تقدیم به مولایم و تبریک میلادش  آقا چشم در راهیم منتی گذار و بیا که خانه خانه توست

و بعد به تمامی شیعیان و عاشقان و همشهریان عزیز تبریک و تهنیت عرض مینمایم 

گلستانکوه : دیگر نمی آیم!!!

گلستانکوه در سال 1391

گلستانکوه در سال 1392


واقعا چرا؟!

روزت مبارک...



چند سالی میشود که به ارزشت پی برده ام
ارزش بودنت
در کنارم 
چند وقتی میشود فهمیدم زندگی بدون تو یعنی مرگ
چند وقتی میشود که فهمیدم از دوریت حتی در فاصله ای کم 
طاقت نخواهم آورد
هر سال همین موقع
همین سیزده پاک را میگویم
حس عشقت به من نزدیک تر میشود
حس بودنت با من پررنگ میشود
لبخند هایت که گاه باز هم با خستگی جریان دارند
اخم هایت که گاه در خلوتت جریان دارد
دست هایت که هر روز دستانم را میفشرد
گواه این هستند که در کنار من هستی
پدرم خالصانه بگویم
دوستت دارم

آب روان....

آب را گل نکنیم شاید این آب روان....


سال نو مبارک

امروز همه چیز عوض شد

نگاهمان

دل هایمان

خانه هایمان 

اطرافمان

سالمان

عوض شدند و جدید شدند

شاد شدیم 

میخندیم 

میبینیم

می فهمیم 

می شنویم

در میابیم 

دنیا دنیای ماست

شاد شاد است

زندگی زندگی ماست

خداهم باماست

سال جدید شد

این سال گوارای وجود آریاییتان