بوی بهار ...


چه قدر دلم تنگت شده بود...
چه قدر دلم تنگ هوات شده بود...
دلم تنگ تابستونا و اون درست کردن لواشکا شده بودا....
آخیش چه خوب شد که برگشتم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اول گندم رو تفت میدیم بعد تره و گندم و شیرو با هم مخلوط میکنیم
در حدود دوازده ساعت میذاریم در یخچال تا بمونه ( نکته بهداشتی روی درب ظرف رو بپوشونید )
بعد از دوازده ساعت شیر اضافی را گرفته و آرد را اضافه کرده و ورز میدیم بعد به صورت پهن تر از کتلت در میاریم!
تو قابلمه آب و نمک درست کنی بذاری جوش بیاد
بعد گندی هارو توش میریزیم و بعد ده دقیقه اونو صاف میکنیم
تو قابلمه میچینیم و وسطش پیاز داغ و گردو و در صورت تمایل گوشت چرخ کرده و گردو میپاشیم و دم میذاریم
نوش جان ♥♥♥
خیلی بد میگذره اما چاره این نیست هوا که گرمه بیرونم که شلوغ و آلوده من خودم به شخصه وقتایی که اینجام کاملاً عصبیم و حوصله هیچ شوخی رو ندارم
دلم برای شهرم تنگ میشه و هر چند وقت یه بار میرم عکسشو میبینم
اما بالاخره اینجا هم میشه از این آلودگی ها و شلوغی ها و گرما فرار کرد
ما میریم یه جای کوچولو و با مزه و خلوت و خنک و تمیز به نام واسفجان اطراف تهران و پردیس
خیلی جای باحالیه حد اقلش اینه خوش میگذره و یکم از شهر شلوغ دور میشیم

جای شما خالی غروب جمعه بود
هوا سرد بود!
بارون میومد
و آتیش روشن بود
با mp3 ترانه جمعه گوگوش رو گوش کردم ♥♥♥♥
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت : خوش بحال اونایی که خونسارند...!
برای دیدن یارم در دل نرگسی میکارم
او را با اشک دیده آب میدهمتا نیاید مهدی زندگی دشوار است...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت :
میلاد نور است باز هم میخواستم بیایم و مطلبی بنویسم و عکسی و تبریکی عرض بنمایم اما خواستم به شیوه دیگر تبریکم را به مولایم بگویم با دل نوشته ای که قبل برایش و به یادش سروده بودم
با تقدیم به مولایم و تبریک میلادش آقا چشم در راهیم منتی گذار و بیا که خانه خانه توست
و بعد به تمامی شیعیان و عاشقان و همشهریان عزیز تبریک و تهنیت عرض مینمایم
گلستانکوه در سال 1391

گلستانکوه در سال 1392

واقعا چرا؟!

چند سالی میشود که به ارزشت پی برده ام
ارزش بودنت
در کنارم
چند وقتی میشود فهمیدم زندگی بدون تو یعنی مرگ
چند وقتی میشود که فهمیدم از دوریت حتی در فاصله ای کم
طاقت نخواهم آورد
هر سال همین موقع
همین سیزده پاک را میگویم
حس عشقت به من نزدیک تر میشود
حس بودنت با من پررنگ میشود
لبخند هایت که گاه باز هم با خستگی جریان دارند
اخم هایت که گاه در خلوتت جریان دارد
دست هایت که هر روز دستانم را میفشرد
گواه این هستند که در کنار من هستی
پدرم خالصانه بگویم
دوستت دارم
آب را گل نکنیم شاید این آب روان....
امروز همه چیز عوض شد
نگاهمان
دل هایمان
خانه هایمان
اطرافمان
سالمان
عوض شدند و جدید شدند
شاد شدیم
میخندیم
میبینیم
می فهمیم
می شنویم
در میابیم
دنیا دنیای ماست
شاد شاد است
زندگی زندگی ماست
خداهم باماست
سال جدید شد
این سال گوارای وجود آریاییتان