برای شروع

سلام

شما به یک زیارت دعوتید

لطفاً با وضو وارد شوید

اين پست ثابت مي باشد لطفا از پست هاي جديد ديدن فرماييد

http://www.google.com/imgres?imgurl=http://www.pix2fun.net/wp-content/uploads/%2525D8%2525B9%2525DA%2525A9%2525D8%2525B3-%2525D8%2525B9%2525D8%2525A7%2525D8%2525B4%2525D9%252582%2525D8%2525A7%2525D9%252586%2525D9%252587-%2525D9%252586%2525D9%252588%2525D8%2525B1%2525D9%252588%2525D8%2525B2-92-2.jpg&imgrefurl=http://mehrankam.blogfa.com/&h=289&w=385&tbnid=IuscfNE0f7KREM:&zoom=1&docid=RMW0cB3HYIeM9M&hl=fa-FA&ei=WvhIVaasHIHdUKuRgNgM&tbm=isch&client=ms-android-samsung&ved=0CFAQMygrMCsحتی نخواست دستش بگیرد

تمام حقوق یک ماهه ام را...

کادو را پس داد....

به خاطر خدا !!

 

 

دلم برایتان "ت....ن.....گ" شده

دریابید

 

پ .ن: همین

 

 

 

روزت مبارک

خواستم روزش را تبریک گویم

فیش تسویه حساب خوابگاه را که نشان داد

به تسلیت فکر میکردم...

مهندس شدن آسان نیست...

با مدرک مهندسی

شاید بتوان

با حقوق 608910تومان

4ماه بعد تسویه کرد

حساب تحصیلمان را...

خدا به "ازدواج دانشجویی" کرده ها 

رحم کند...

 

روزت مبارک

خواستم روزش را تبریک گویم

فیش تسویه حساب خوابگاه را که نشان داد

به تسلیت فکر میکردم...

مهندس شدن آسان نیست...

با مدرک مهندسی

شاید بتوان

با حقوق 608910تومان

4ماه بعد تسویه کرد

حساب تحصیلمان را...

خدا به "ازدواج دانشجویی" کرده ها 

رحم کند...

 

همه هستند جز "او"

گاهی خوب نیستی.........

نمیتوانی خوب باشی. .....

دلیلش؟؟.......!!!!!!

نمیدانم

فقط خوب نیستم

انگار همه جا برایم زندان میشود...

گاهی¡¡¡

فقط "تو" میتوانی آرامش م باشی

گاهی سر دو راهی است که می مانی

گاهی به خواسته ات که نمیرسی 

گاهی سواستفاده بامعرفتان روزگار است که لهت میکند

 

گاهی هیچ گوشی بهتر از اینجا حرفت را نمیشنود...

 

اینجا گوشی برای رنجیدن نیست

 

اینجا ...

من 

تو

آن هااااا

بدون او....

دلم تو را ..... اورا..... 

ت ...... ن ....... گ

 

دریافت های من :قرص و نماز

قرص می خوردم

ولی بیماری ام بهتر نشد

پرسیدن به موقع می خوری؟

جوابم "نه" بود

گفتند علت این است.....

 تازه فهمیده بودم

چرا نمازم مانع فساد و فحشا نیست!

به موقع نمی خواندم نماز را !!!!

گاهی خدمت به خلق = اشتباه بزرگ زندگی...

مهره سوخته شدن را دوست ندارم ...خدا ... می فهمی..؟؟؟!!

چقد ر اشتباه است که آدمهایی پا بذارند جای پای آدم هایی که بودند و با بهتان هایی رفتند ... برای همیشه...

 

حالم دارد از زندگی و هرچه در آن است به هم می خورد  ..... 

خدایا زمین دیگر وفایی ندارد .... 

هیچ چیز دیگر لطفی ندارد.... حتی خدمت به خلق ت ......

......................

پ.ن: بعضی حرف ها را به هیچ کسی نمی توان گفت ...

حتی خدا ...

 

وای اگر غباری به حرم بنشیند

 

دیرگاهیست گلو بغض مکرر دارد

چند روزیست قلم حالت نشتر دارد

کوفیان داعیه ی مسجد و منبر دارند

عمر سعد زمان وسوسه ی زر دارد

 یادمان هست که اجداد شما کربـــ و بــلا...

شیعه از تیـــغ شما داغ به پیکر دارد 

بی سبب نیست که از شام ، عراق آمده اید

حضرت عمـــه ی ســادات بـــرادر دارد

و شما کمتر از آنید حسین تیغ کشد

کمتر از آنکه علمدار علم بردارد

مـــا جوانــان بنی فاطمی اربـــابیـــم

بی حیا!عمـــه ی ما مالکــــ اشتر دارد!

ایل ما ایل عجم هاست که یک کودک ما

جگری با جــگر شیـــر برابر دارد

اینکه ما دست به شمشیر و زره استادیم

سبب این است که این طایفه رهبـــر دارد

نه عراق است و نه سوریه خیالت راحت

کشور ضــامن آهوستـــــ،بزرگتر دارد

 وای اگر گرد و غباری به حرم بنشیند

تیغ ما شوق به انداختن سر دارد

باید این شهر به آرامش خود برگردد

که شب جمعه حرم روضه ی مـــــادر دارد

 

"برگرفته از پاتوق بچه شیعه ها "

دوست شهیدت کیه ؟؟!!


      



   خیلــــــــی ها را صــــــــدا میزنند   

امـّـــا

   تنها عده ای میشنوند ! 

دلم...

دو مرد در وسط جمعیت زنان /عکس

یادش بخیر .......

دستم به تابوتش بود ....

و دلم .....

داخل تابوت ... زیر پا ....

معنای شهید و فرزندش در خوابگاه دانشگاه

یک ساعت پیش بین جمع رفقایی بودم که خیلی ناگهانی بحث جانباز و شهید به میون اومد ....

یکدفعه یکی از بچه ها به شوخی گفت باباش شهید شده ......

اونوقت موجی از تمسخر بچه ها بود که :"با سهمیه شهید تازه باغبانی قبول شدی ؟؟"

                                   "تو جای رفقای ما رو گرفتی !!"

"همین امثال شماهان که ..........."

حرف ها پشت سر هم میومدند و لبخندها هم پشتشان ....

از جمع 8-9 نفره مان فقط یکی از دوستان قدیمی از وضعیت پدرم اطلاع داشت!!!!

ای کاش دیگران هم می فهمیدند دلیل سهمیه "فرزند شهید" یا "فرزند جانباز 70%"چیه .......

هیچ وقت نمی خواهم درک کنند یا لمس کنند ، فقط ببینند و بفهمند ....

8نفر آدم هایی که گفتم از بچه های در حال جذب بسیج هستند

امیدوارم بعد از اردو جنوب نظرشون درباره شهید و فرزندش عوض شده باشه .....

بدون شرح !

بدون شرح !



پ . ن : خیلی وقت بود به حال مردممون گریه م نگرفته بود .....
خدایا مردم ما رو دریاب ......
انقلابمون رو حفظ کن ....
و ما را از محافظان این انقلاب و زمینه سازان ظهور حضرت قرار بده ....

سبد كالا ...

چون دار و ندار هسته اي را دادند

جايش سبدي به ما ز كالا دادند

آن "حق مسلم" كه به جايي نرسيد

اين "حق سكوت" است كه حالا دادند .....


رئيس جمهور ، با "داس" آمد .....

رئيس جمهور ، با "داس" آمد .....


صبح امروز كه بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی وارد ایران شدند ،

تجهيزاتي را كه پس از شهادت مصطفي احمدي روشن به نامش شده بود پلمپ كردند كه توافق ژنو

را اجرا بكنند .....!!!

و همزمان با پلمپ تجهیزات هسته ای نطنز ، مدیرعامل این سایت هسته ای نیز برکنار شد .

جالب اينجاست كه قبل از اينكه مذاكرات ژنو شروع بشود كه بخواهند اينطور اجرايش بكنند هم ،

 رئيس جمهور با داس آمده بود ...

- همان موقع كه تمام دوستان شهيد احمدي روشن را از سايت هسته اي بيرون كردند ....

همان هفته هاي اول رياست جمهوري بود ....

- بركناري رئيس دانشگاه شهيد بهشتي كه نيروي انقلاب بود

- بازنشستگي خلاف قانون و زودتر از موعد يكي از استاداي انقلابي بنده ، آقاي دكتر پوستيني كه

تنها سه روز از انتصاب سرپرست وزير علوم ! ! ( هنوز وزير راي اعتماد نگرفته بود و وزارت خونه سرپرست داشت)

مي گذشت ...

و كلي
-
 -
 -
 -
 -
-
 
ديگر كه خبر نداريم ....


نتيجه مي گيريم :


 رئيس جمهور از همان اول با "داس" و "گاز انبر" آمده بود ......

آي شهدا !!!! 

قسم به اين لحظه كه مي بيندم

                               قسم به دل شكسته ام

                                                          به اشك هاي جاري م


                         دوستتان دارم و محتاج دعايتان

                                           چند وقتيست حال نوشتن ندارم 


مرداب مجالم نميدهد .... دستهايم گل آلودند و سنگينـــــــــــــ ؛ به نوشتن دل نمي روند !!


چند وقتيست سر چند راهي مانده ام

شايد "سه راهي" ........

كلمه اي كه هميشه آرامش بخش بوده                              سه راهي طلاييه

                                                                              سه راهي شهادت

                                                                             سه راهي ......

يك طرف كانال آب ... يك طرف حاج همت .... يك طرف يادمان ....

يك طرف مقتل محمد ..... يك طرف تپه شهدا ....... يك طرف حسينيه ....

اما چند وقتيست معنايش برايم عوض شده....

هر طرفش گناهي است براي خودش

ديگر شورش را درآورده ام با اين دلم و اين قول و قرارم

آري "سه راهي " يا شايد هم "چند راهي " كثيف دنيا

پر از گناه و سر درگمي

حالم بد استـــــــــــــــــــــــــــــ   بد                                   "حضور" مي خواهم

ابراهيم و صياد و ..... كمكــــــــــــ‌           شمارا به خدا كمي محافظت ....

بغضي گلويم را گرفته و گناهي بين چشم .... قلب .... و ذهنم تلالو دارد

نشانه هاي زبانه هايش حك شده اند ....... همان رگه هاي سياه

هر از چند گاهي شعله مي گيرد و مي سوزاندم ......... هر ساعتــــــــ به وقتــــــــ تكرار !!!!

دلم گواهي مي دهد ....

نمي دانم مرا چه شده است ؟؟؟؟!!!!

شايد تقصير من نيست

شايد .....

نمي دانم خدايا تو بگو كارم كجا مشكل داشت ؟؟؟؟

شايد گناه نيست                           شايد هست                       نميدانم خدا ، خودت بگو

                                                                                                              هست ِآيا ؟

گاهي وقت ها انگار عقلي براي فكر كردن برايت نمانده و هر كار مي كني جوابي براي سوالهايت نمي يابي

بايد چه كار كرد خدا ؟؟!!

شهدا ....... مي شنويد صدايم را ؟؟؟..... درگوشي ..... هواي خواهر كوچيكتون و داشته باشيد ...

حالش اصلا خوب نيست !!

منتظرم ........        عيادت ثواب دارد ....

دلم گواهي مي دهد اتفاقي در حال افتادن است

نزديك است

اما نتيجه اتفاق را به هيچ وجه نمي شود فهميد


ميدانيد هر روز مجبورم حواسم را به چه چيزهايي پرت مي كنم كه قول ها گسسته نشوند ....!!!

كم كم پياله بهانه هايم خالي مي شوند .... ساقيا اميدمان به شماست


جهادي تقديم به عموي شهيدم ....

هنوز نمي فهمم حكمش را .....

چند سال است دنبالش بودن را دوست دارم....... 

  اما نمي شود كه دنبالش باشم ...

چند سال است مي خواهم پيدايش كنم ......         نمي شود......

چند سال است دنبال دوستانش مي روم .....         همه گم شده اند .......

چند سال است دلم در جايي مانده است كه همانجا است گم شده ام .....

بدون اينكه بدانم ، در آنجا قدم زدم ..... گريه كردم ..... و حالا كه مي دانم نمي توانم بروم .....

انگار اجازه نمي دهد .....          نمي فهمم چرا مثل شهداي ديگر ارتباط برقرار نمي كند !!!!

نمي دانم ....... گاهي فكر مي كردم شايد اصلا شهيد نشده ......

و گرنه علامتي مي داد .....

آپلود عکس رایگان و دائمی

هنوز هم باورم نمي شود ....

14 روز به كساني خدمت كنم ، كه عمويم را سر بريدند ....

نون و نمكشان را خوردم ، كساني كه نمي شد وقتي تنها تو روستا بودي

براي خداحافظي بهشون بگي "ياعلي" ....

رفقا دعا كنيم براي جوونهايي كه معلوم نيست امشب ، فردا شب ، يك هفته بعد يا چند سال ديگر

جذب پژاك مي شوند ؟؟؟ به خاطر فقر فرهنگي

دعا كنيم براي  بچه هايي كه بزرگ مي شوند بدون اينكه اسمي از ائمه شنيده باشند...

آپلود عکس رایگان و دائمی


آپلود عکس رایگان و دائمی

دعا كنيم براي آدمهايي كه مي ميرند بدون اينكه اذان با

                 " اشهد ان عليا ولي الله " گفته باشند ......

حالم بد است براي پيرزن سپاهي و مهربوني كه سر سفره اش نشستيم در حالي

كه ميدونستيم نه دين داره و نه دنيا و هيچ كمكي نمي تونستيم بهش بكنيم ....

براشون دعا كنيد

بچه اي كه پارچه سبز امام حسين به دستش بستند و وقتي مي پرسي اين چيه

و براي چي بستيش ؟

ميگه اينو يه پيرمرد سيد داده و ميگه براي سلامتي خوبه كه ببندي به دستت ...

اما نميگه اين سبز امام حسينه ، پسر علي بن ابي طالب !!!

براي بچه هايي كه قراره جشن عبادتشون نماز دست به سينه بخونن ...... 

دعا كنيد بفهمن دنيا دست كيه ....!!!

رفقا تازه فهميدم خدا چقدر دوستمون داره كه تو ايران ، شيعه ، بسيجي و

انقلابي به دنيامون آورده

خدايا شكرت

هر چند شايد پدرم دوست نداشت تو اون منطقه به اون مردم خدمت كنم ،

ولي از اونجايي كه روز شهادت عموم نزديكياي قتلگاهش داشتم به مردم خدمت

مي كردم خوشحالم و  مطمئنم اگر عمو بود حتما همين كار و مي كرد

براي آگاهي تمام بي خبران دعا كنيد 

علي علي


وقتي دلم ميگيرد ....


ميشداغ يعني تكاور منم اووستادم عليـــــــــست ...

ميشداغ يعني خاطره هاي سردار ياسيني ....

ميشداغ يعني زيارت حضرت زهرا.....

ميشداغ يعني كربلا ساقي و ساغر من تويي .....

ميشداغ يعني ب غ ض خفته در گلو ......

ميشداغ يعني سوله پايين خوابيدن ...

ميشداغ يعني به خدا خودمونم جا نداريم ، دو هفته س رو يه پهلو خوابيديم ؛ يه امشبو جمع تر بخوابيد ......

ميشداغ

تعريف نميشه اينطوري اصلا فايده نداره بايد دوباره برم ببينمش ......

بـــــــابـــــــا صياد منو درياب

 كه به ياد اتاقت چشمانم تار شده اند

شهید صیادشیرازی




دواي حال امروزم

همين الان يك پيامكي بهم رسيد:

فقط كساني به دنبال دارو و درمان هستند ؛ كه درد داشته باشند ....

خدايا درد اسلام و قرآن و انقلاب را به ما بفهمان و بچشان ....

خدايا درمان اسلام و قرآن و انقلاب را به ما بفهمان و برسان !!!

...........................

پ .ن : رفقا دعام كنيد ، خيلي كارام زياد شده و به هم گره خورده !!

         همه ي كارها هم مربوط به خودش ميشه ....

         خودش درد رو پيش پام گذاشت ....

         ازش بخوايد درمانش رو جلو پام بذاره ...

علي علي

قدرش را به تقديرم گره زدم...

رفقا اين شب ها حلال كنيد

اگر دين به گردن كسي داشته باشم دعايم بالا نمي رود

حيف است كلي آرزو دارم


الهي به فاطمه .....

       به فاطمه .....                 مادر خوب شهدا .....

نمي دانم حجت الله رحيمي و محمد سليماني و محمد غفاري هم

                                                      تو شب هاي قدر حاجتشونو از خدا گرفتند ؟؟؟!!


اما من امشب از تو مي خواهم خدا

"اللهم الرزقنا ......."

حلال كنيد

روح الله ...


آپلود عکس رایگان و دائمی آپ سیتی


دليل ارادتم به حضرت روح الله ....

غيرت شيعه ها را باد برد .........

http://qudsonline.ir/Images/News/Smal_Pic/24-11-1391/IMAGE634962512499616342.jpg


وقتي عكس گنبد دريده مي بيني بي اختيار راه گلويت بسته مي شود ..........

حريم حرم دختر و خواهر غيرت الله ..........

حالت گرفته مي شود .....

از تمام فرم هاي ثبت نامي "داوطلبين اعزام " حالت بهم مي خورد ...............

از تمام مراجع گرانقدر هم همينطور .........

كه تنها بلدند محكوم كنند .......

وضعيتم مرا ياد 2300 سال پيش انداخت

سحر روز 13 ماه رمضان به وقت كوفه .......

با جمعي از بي معرفتان محب نما داريم ابن زياد را محكوم مي كنيم به قتل حسين ...........

چه فرقي ميكند ؟؟؟؟

چه خوب شد حسين كه ما نبوديم وگرنه مي شديم "لعنه الله علي القوم الظالمين "!!!!!!!!!!

وقتي انگشت اشاره شان ناموس الهي را نشانه برود!!!!!

ماههاست در انتظار حكم جهاد از فقها گلو گيرمان كرده است .........!!!!

متوسليان دلم هوايت را دارد ........

ديگر دلم تاب ماندن در جمهوري اسلامي را ندارد ......

ديگر دلم محرمي نمي خواهد كه سينه بزنيم و اشك بريزيم كه فقط "مادر " شفاعتمان كند ...........

از بچه شيعه ي بي خاصيت بودن بدم مي آيد .......

همين

و هزار نقطه چين ديگر كه نميتوانم بگويم ..........



زمانمون كمه ...........






«آن نقطه که زیر باء بسم الله است *** آن راهنمای کل خلق الله است»
«گنجیده در آن نقطه تمام قرآن *** آن خال لب علی ولی الله
است»

                                     گرفته شده ازانجمن گفتگوي شيعي ashr

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------پ ن  : ‌يك لحظه جلو رفتنش خوف به تنم انداخت

آرام آرام نوكرم مي كنند ....

نميداني چه سخت بود مواجهه با آب جوش افطار

                                بعد از خواندن قصه ي آب خوردنت .....


اي تمام وجودم به فداي لب و دندانت پسر عم ارباب ....


مسلم بن عقیل که بود و چه کرد


و باز هم سجده ي شكر يادم نرفت مولا

از اينكه محرم دانستي ام

شكرلله ......

شكرلله ......

شكرلله ......


مسيحاي من!!!!

رمال ها بعضي چيزها رادرست مي گويند

                                                اما باور ندارم .......

من به مسيحا بودنت اعتقاد دارم "حســــــــــــــــــــــــــــين"


u4m.ir


آب تربت هر مريضي را شفا مي دهد .......

عموي رقيه ! او را درياب ......         به شما منصوب است ........


خبرگزاری فارس: حکایت جانباز شیمیایی درمانده که کسی به او کمکی نمی‏کند


شهيد محمد سليماني

در حين غفلت گاهي غافلگيرت مي كنند.....

به لطف دوستانت آنقدر ها هم از شما پرت نيستم .....      شكر ....

يادم آمد تمام ميشداغ را دوباره......

دوباره دلم براي تك تك لحظاتش تنگ شد ......          در وصف ، در وقت ، در جا نمي گنجد بيانش ........

صوت حاج محمود كريمي از خداحافظي امام حسين و حضرت زينب جاده فانوس ......

دلم بهانه يتان را گرفت ......

imagesببلیبی

بهانه شبي كه من بودم و تو و پرچم هاي سرخ و سبز و زرد تپه و نسيم و سه راهي و درب سوله ي پايين ......

سخت بود تنظيم كردن صندلي به زاويه اي كه هر 4 فضا را درك كنم و از حضورم در حضورتان لذت ببرم ....

چطور مي شود از ياد برود ؟؟

شب شهادتت بود .........

و به جايي كه نميدانستم دقيقا كجاست به عشق حضورت زل زده بودم و با كسي كه هرگز نديده و نشناخته

بودمش نجوا مي كردم ......

روبرويم مقتلت بود .......

سمت راست ،حس حضور بابا صياد...... از سوله ي پايين .... (واااااي كه چقدر دلم براي غربتش مي سوزد ....)

سمت چپ حس وجود شهدا و حضرت صاحب* .... تپه ي شهدا بود و پرچم ائمه....

امشب ديگر نوبت من شده بود

                                          پست سه راهي......

بعد از رزم تا ساعت 12 و نيم ، يك ساعت تنها بوديم ........

هر چند كه صدايمان را و تصاوير آنشب را با موبايل ضبط كرده بودم اما همه پاك شدند ....

عيبي ندارد درست است كه من ديگر نميتوانم آنها را گوش يا نگاه كنم ، اما اگر شبي گذرت به آنجا افتاد

- صندلي قرمز كنار سه راهي - كمي در سكوت گوش كن ، صداي نجواي آن شبمان مي آيد ......

مي ترسم قولي داده باشم كه يادم رفته باشد ........ يادآوري كن....

اگر خواستي 5 شنبه شبي نمازي به يادمان در ميشداغ....... هرجا كه بيشتر دوست داري...

حسينيه ......

صبحگاه.......

اتاق بابا صياد.......

راهرو ي سوله پايين.......

اتاق آويني.......

اتاق متوسليان.......

مسير رزم .....

نقطه ي حنا بندان .......

پشت تانك......

يا اصلا محل شهادتت .......


http://noghterahaie.ir/wp-content/uploads/1-25-1024x768.jpg


-----------------------

گفتم پشت تانك......

شب جمعه.......

زيارت عاشورا....... 

اي خدا ...... يادش بخير..... يواشكي........ بعد از اينكه زائرا خوابيدن ....... بي صدا كه ارتشيا نفهمن .....

بچه ها قايم شين برادرا اومدن.......

--------------------------------


*حاج حسين يكتا :"يكي از بچه ها خواب ميبينه خادما دارن پرچم روي اين تپه نصب ميكنن و حضرت صاحب الامر

هم داره با بچه ها پرچم رو كوه ميزنه ... ـــ


حسيــــــــــــــــــــــــــــــــــن


يك روز مي رسد كه در آغوش گيرمت .........


اصلا بعيد نيست خدا را چه ديده اي .......


عکس قبر امام حسین بعد از برداشتن ضریح


بدون شرح!!!!

عکس قبر امام حسین بعد از برداشتن ضریح

سالگرد يك ديدار

لحظات آخر ......

سوزش كف پا هنوز هم برايت عادي نشده است ........

از صبح در اضطراب رسيدن .......... در انتظار رسيدن سر از پا نميشناسي ......

كفش ها آويزان كيف ها شده اند ......

كامت را متبرك ميكني ...... ادب مي كني ...... تشنه بايد بود در اين سرزمين .......

و آفتاب همچنان مي تابد .......

كم كم نمايان مي شود ،انگار خورشيد زمين......

هيچ كس سر پا نيست ......... پيشاني ها بوسه مي زنند بر خاك ........

جلوي حرم حضرت سقا .......

ديگر تشنگي و سوزش كف پا و....مهم نيستند مهم اين است كه رسيده اي ......!!! 

در خيابان هتل ، شربت ها و آبهاي خنك تعارف مي كنند

 التماس مي كنند كه كام زائري شيرين شود و به "ياحسين" اي ثواب برسند .......

اما تو فقط به هتل فكر ميكني و حرم ............

ديگر كم كم رسيده ايد ....   

                                      رفقا خسته نباشيد ....

                                                                            اولين سلام در حرم ......

التماس دعا

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

      اي شاه طوس ..... فداي سرت

          مشهد -- كربلاي فقرا.........

رو زمين با انگشت چيزي مي نوشت ...

ديدم چندين متر صدها بار نوشته ........ حـــــــســـــيــــن .........حــســـــــــيـــــــــــــــن.......

انگشتش ديگه خم شده بود !!!!!!!!

پرسيدم حاجي چيكار مي كني ؟

 

                  گفت : چون ميسر نيست من را كام او

                                                    عشق بازي ميكنم با نام او ............

"شهيد مجيد پازوكي"

شب آخر ثبت نام راهيانه ......

ديشب شب آرزوها .......

 شب جمعه.....

روضه ....

سينه زني.......

يادتان ميايد ؟؟

شب نيمه شعبان .......

يكسال مي گذرد........

شب جمعه......

حرم...........

احيا............

سينه زني ..........

همه دارن ميرن .........

حسين كاري نميكني ؟؟؟؟؟

چند ساعت بيشتر نمانده است ............

پنجره فولاد رضا.....

روضه سه ساله ......

يازهرا .........

كربلاي پياده .........


..........................................


امام رضا جان ، بي معرفتم ولي نه اونقدر كه تشكر طلبيدن يادم بره 

شايد باور نكنيد ، خودمم هنوز باورم نميشه دقيقا سه روز بعد از پست قبلي يه جور باور نكردني طلبيدمون ،

خيلي نوكرتم آقا

تموم زندگي مو وامدارتونم

تموم زندگي م فدات آقا

تموم دروغ هامونم جواب ميدي

نوكرتم آقا

خيلييييييييييييي

هرچي دادي بهم شكرت

كربلا خواستم دادي از كرمته ؛ ندادي فداي سرت .....

هنوز توبهت كرمتم 

يا سيدي

اللهم عجل لوليك الفرج


يا علي بن موسي

دلم به حال هوايت چه بي بهانه گرفته

بهانه كم نيست دلم براي خانه گرفته


دوباره شب شد ....و ....دل .....من ......

هواي كرببلا......

انگار حال دلم خوبتر است ؛ به پاي ضريح روضه گرفته 


خودم را ميبينم كه زل زده ام به گنبد و پنجره ي فولادت آقاااااااااا


نمي طلبي؟؟؟؟

دلم چه بي ترانه گرفته !!!

چه فايده آقا دلت بگيرد و هيچ نگاهي نشود ......؟؟؟؟

چه فايده آقا ابرها بيايند و باراني نشوند ؟؟!!

چه فايده كه هي دوستان را صدا كردي ؟؟

ما را چه ؟؟ سوزاندي و باز هم رها كردي.....

آقا باز هم آمده ام با 4 آرزو.......

همان 4 آرزوي قديمي ..........

اين همان نوكر قديمي است .........

يادتان مي آيد ؟؟؟؟..........

دو تا از حاجت ها برآورده شدند ؛ فقط مونده يكي ........ از پارسال ....... امسال هم يكي  .....

دلم را به كرمتان خوش 

وقتي شب مي شود و دلت مي گيرد ديگر درس نمي فهمي

ديگر نماز نمي فهمي

بايد بنويسي ، قلم بزني ،‌ دردهاي دلت را به صاحب درد بگويي

بايد بداند چه بر سرت آورده است

بايد راهي پيش پايت بگذارد

مي خوابي شايد خوابت لياقت قدم هايش را داشت

يا شايد هم در خواب قدم هايت لياقت تشرف داشتند

خدا را چه ديدي ؟؟

يادت هست ؟؟؟؟

مشهد را مي گويم

حس خوب برآورده شدن همه حاجات .....

حس خوب گرفتن برات .......

خواب ..........

خواب ديدي تمام آرزوهايت را.......

در حرم ............خواب حرم .................

آقا مي شود باز هم خوابيد و خواب ديد كه در حرم خواب حرم مي بيند ؟؟؟


دلم براي عكس گنبد تو خيسياي صحن باران خورده ات تنگ شده است......