تاسف

سلام

متاسفم برای بلوگفا و شخص شیرازی که بعد 45 روز علافی باعث این گندکاری شدن.وبلاگ های سال 93 همگی نابود شدن و بقیه وبلاگ ها هم که قدمتشون زیاده مطالب 15 ماهشون از بین رفته.این وبلاگ خیلی وقت بود بود به روز نمیشد و دیگه هم نخواهد شد و اگر شد مطمئنا پس از انتقال به یه جای دیگه مثل بیان که فوق العادست به روز میشه.بیشتر ناراحتیم به خاطر وبلاگ دومم هست.وبلاگ کنکوری های 94 که شهریور 93 درست شد و تو عرض 8 ماه تونست بازدیدش رو حتی به 3 هزار نفر در روز برسونه که فوق العاده بود ولی الان دیگه نیست.نمیدونم اصلا دوستامو بازم میتونم پیدا کنم یا نه.به هر حال متاسفم اقای شیرازی که حتی پشتیبانتون هم مال 15 ماه پیشه در حالی که سرویس هایی مثل بیان هر لحظه تاکید میکنم هر لحظه نسخه پشتیبان تهیه میکنن.جواب این همه خسارت به این همه وبلاگ رو کی میده نمیدونم ولی میدونم اگه کسی اینجارو میخونه و قصد تاسیس وبلاگ رو داره بیخیال بلوگفا بشه چون شخص شیرازی هیچ ارزشی هیچ ارزشی واسه وبلاگ نویس ها قائل نیست.به دوستای کنکوری های 94 هم که اینجارو میخونن بگم که تو ساحل علم منتظرتون هستم.

خداحافظ

جسد فرعون معجزه قران را اثبات کرد+کلیپ

 رئیس این گروه تحقیق و ترمیم حسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه به نام پروفسور موریس بوکای بود، او بر خلاف سایرین که قصد ترمیم جسد داشتند، در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود.

 

تحقیقات پروفسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب نتایج نهایی ظاهر شد بقایای نمکی که پس از ساعت ها تحقیق بر حسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد، آن را مومیایی کرده اند. اما مسئله غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالمتر از سایر اجساد، باقی مانده در حالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است.
حیرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد وقتی دید نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مورد غرق شدن فرعون است و از خود سئوال می کرد که چگونه این امر ممکن است با توجه به اینکه این مومیایی در سال ۱۸۹۸ میلادی و تقریبا در حدود ۲۰۰ سال قبل کشف شده است،در حالی که قرآن مسلمانان قبل از ۱۴۰۰ سال پیدا شده است؟!
لذا بعد از اتمام تحقیق و ترمیم جسد فرعون، آن را به مصر باز گرداندند ولی موریس بوکای خاطرش آرام نگرفت تا اینکه تصمیم به سفر کشورهای اسلامی گرفت تا از صحت خبر در مورد ذکر نجات جسد فرعون توسط قرآن اطمینان حاصل کند. یکی از مسلمانان قرآن را باز کرد و این آیه را برای او تلاوت نمود:
{فَالْیَوْمَ نُنَجِّیكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آیَةً وَإِنَّ كَثِیراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آیَاتِنَا لَغَافِلُونَ} [یونس:92]
این آیه او را بسیار تحت تآثیر قرار داد و لرزه بر اندام او انداخت و با صدای بلند فریاد زد:
من به اسلام و به این قرآن ایمان آوردم.
برای دیدن کلیپ به لینک زیر مراجعه کنید:
 

کشفیاتی که نظر ما را درباره دایناسور ها تغییر داد.

اکتشافات جدید در مورد دایناسور ها اطلاعات قبلی را به چالش کشیده اند.دانشمندان چند هفته قبل به این نتیجه رسیده اند که همه دایناسورها کرک و پر داشته اند و به تازگی به این نتیجه رسیده اند که دایناسورها 9 میلیون سال زودتر از ان چیزی که تصور میشد می زیستند.شاید شما دایناسورها را جاندارانی غول پیکر اما کشف فسیل هایی از ان ها به اندازه سگ و گربه این عقیده را نیز تغییر داد.و جالب است بدانید که چندماه پیش علت اصلی انقراض دایناسورها نوعی میکروب اعلام شد.در مطلب زیر تمامی یافته های جدید در مورد دایناسورها بررسی می شود.

 

باستان شناسان پس از انجام تحقیقات بر فسیل‌های یافت شده در لهستان و آفریقا وجود دایناسورهایی را در ابعاد سگ‌ها و گربه‌های امروزی تأیید کردند. این فسیل‌های یافت شده که متعلق به ۲۴۹ تا ۲۵۱ میلیون سال پیش هستند جزء گونه‌های منقرض شده دایناسورها محسوب می‌شوند، که بنا بر این تحقیقان جدید ۹ میلیون سال زودتر از آنچه قبلا تشخیص داده شده بود در زمین می زیستند.

 ریچارد باتلر از محققان دانشگاه بیرمنگام درباره اکتشافات اخیر اعلام کرد که این‌گونه از دایناسورها جزء اجداد سگ‌ها و گربه‌های امروزی بوده‌اند. ما تکه هایی از فسیل آن‌ها را در لهستان و بخشی را در آفریقا یافته‌ایم. سیر تکاملی فسیل با گذشت زمان کاملاً مشهود است، شکل این حیوان با توجه به شرایط زیست محیطی تغییر کرده و از گونه‌های دایناسوری بزرگ بوده‌اند.

باستان‌شناسان بازو و شش مهره از این‌گونه را در تانزانیا و گونه دیگری شبیه این دایناسور را در لهستان یافته‌اند. فسیل های یکی از دایناسورها در معدنی در لهستان کشف شده، که در واقع جزئی از اصل و نسب دایناسورها محسوب می شود که به احتمال زیاد از اجداد دایناسوری مانند تیرانوسور رکس محسوب می شود.وی افزود: به عقیده ما این‌گونه‌ها بر اثر فوران های آتشفشانی و وجود محیطی خشن جان سپرده‌اند. هنگامی که زمین بشدت گرم شده بود، بیش از ۹۶ درصد از دایناسورها و موجودات زنده در زمان‌های گذشته و در دوره یانقراض پرمین نزدیک به ۲۵۲ میلیون سال پیش از بین رفتند.

کشف فسیل کولیندادروموس زابایکالیکوس(Kulindadromeus zabaikalicus)، استنباط های موجود درباره تکامل دایناسورها را به چالش کشید، نتایج یک پژوهش نشان داده است که سطح پوست تمام دایناسورها با پر پوشیده شده بود یا این ظرفیت را داشت که پر داشته باشد.

 در پی کشف یک فسیل ۱۵۰ میلیون ساله در سیبری مشخص شد که داشتن پر بین دایناسورها بسیار گسترده‌تر از چیزی بود که قبلا تصور می‌شد. دکتر پاسکال گادفرویت، از موسسه سلطنتی علوم طبیعی بلژیک در بروکسل که هدایت این مطالعات را در دست داشته است، گفت که این یافته دیدگاه پژوهشگران را نسبت به دایناسورها “کاملا تغییر داد.” دایناسوری که فسیلش کشف شده ، کولیندادروموس زابایکالیکوس نامیده می‌شود. این دایناسور حدود یک متر طول داشت با یک پوزه کوتاه، پاهای بلند در عقب، بازوهایی کوتاه و پنج انگشت قوی. بررسی فسیل دندان‌هایش هم نشان داد که برای جوییدن گیاهان سازگار بوده‌اند.

تاکنون، فسیل‌های مربوط به دایناسورهای پردار در چین یافت شده بود و مربوط به گونه‌ای دایناسور گوشتخوار بود. اما تازه‌ترین اکتشاف در سیبری به گروه کاملا متفاوتی از دایناسورها مربوط است که گیاهخوار هستند. پژوهشگران بلژیکی و روسیه منطقه‌ای را در کولیندا، جنوب شرق سیبری، کشف کردند که مملو از استخوان‌های دیرین دایناسورهاست دکتر پاسکال گادفرویت گفت: با این یافته جدید، منشاء دایناسورهای پردار به میلیون‌ها سال قبل‌تر از زمانی برمی‌گردد که تصور می‌شد. او اضافه کرد: “این واقعیت که الان مشخص شده است در دو منطقه مجزا (چین و روسیه) دایناسورهای پردار زندگی می‌کردند، به این معناست که نیای مشترک این دو گونه که احتمالا ۲۲۰ میلیون سال پیش زندگی می‌کرد هم پر داشته است.” او گفت که این اکتشاف “یک شگفتی بزرگ” به دنبال داشته است.

دکتر ماریا مک‌نامارا از دانشگاه کورک ایرلند که در این مطالعه مشارکت داشته است، گفت: “به جای این که دایناسورها را موجوداتی فلس‌دار و ترسناک با پوست‌هایی خشک تصور کنیم، باید در نظر داشته باشیم که آنها پوستی کرکی و پرزدار داشتند، چیزی مثل آنچه جوجه‌ها دارند.” دیدگاهی دیگر به باور پژوهشگران، بخش‌های تیره رنگ در این فسیل دایناسور به پرهای آن مربوط است. به این ترتیب، آیا لازم است با بازبینی در عکس‌های دایناسورها در کتاب‌های کودکان، برایشان کرک و پر اضافه شود؟ به نظر پروفسور مایک بنتون از دانشگاه بریستول که او هم در این پژوهش نقش داشت، شاید تا حدی این بازبینی لازم باشد.

او گفت: “پژوهش ما به این معنا نیست که تمام دایناسورها پر داشته‌اند، مخصوصا دایناسورهای بالغ.” او اضافه کرد: “بعضی (از دایناسورها) در سن کم پر داشته‌اند و در طول زندگی هم این پرها را حفظ کرده‌اند. بعضی دیگر ممکن است با رشد و افزایش سن و سال، پرهایشان را از دست بدهند یا به جایشان فلس‌دار شوند.” پروفسور بنتون گفت: “مساله اصلی این است که در ابتدا تمام دایناسورها پردار و خونگرم بودند.” او اضافه کرد: “پرها ابتدا برای محافظت از بدن دایناسورها در برابر تغییر دما و نیز ارتباط آنها با یکدیگر به کار می‌رفتند و بعدها برای پرواز سازگاری پیدا کردند.”جزئیات این پژوهش در نشریه ساینس منتشر شده است.

تیمی از محققان MIT طی تحقیقات خود برای پیدا کردن علت بزرگ‌ترین انقراض تاریخ سیاره زمین به شواهد جدیدی دست یافتند. انقراض بزرگ حدود ۲۵۲ میلیون سال پیش باعث نابودی ۹۰ درصد از مجموع حیات روی زمین شده است.

تحقیقات جدید نشان می‌دهد عامل این رویداد فاجعه‌بار، میکروبی به نام متونوسرچینا ( Methanosarcina ) بوده که گاز متان آزاد می‌کند. شواهد جدید بیانگر آن است که در زمان انقراض، میزان بسیار زیادی از این میکروب در اقیانوس‌های جهان به وجود آمده و همچنین در میان ابرهای وسیعی از کربن حاوی گاز متان در فضا پراکنده بود. این فاجعه باعث تغییرات آب و هوایی بسیار گسترده‌ای شده است، به طوری که هرگونه زندگی روی سیاره در آن زمان غیرممکن شد.

 

فرضیه ای که می گوید این میکروب باعث این انقراض شده است، توسط کشفیات دانشمندان که در زمان انقراض میکروب‌ها از میکروب دیگر انتقال ژنتیکی داشتند، تقویت می‌شود. در طول این انتقال، قابلیت تولید متان در این میکروب افزایش می‌یابد. با وجود کاتالیزور، فعالیت آتشفشانی این میکروب بدون کنترل در سراسر اقیانوس‌ها پراکنده می‌شود. در نتیجه از آب سرشار از کربن و نیکل مقادیر عظیمی گاز کربن حاوی متان تولید می‌شود. انتشار چنین گاز متانی می‌تواند باعث افزایش میزان دی‌اکسید کربن در آب، اسیدی شدن محیط اقیانوس و در نهایت تغییر جبران‌ناپذیر اکوسیستم شود. با وجود این‌که تیم تحقیقاتی تاکید می‌کند هیچ شواهدی نمی‌تواند به طور قطعی علت رویداد پرمین را مشخص کند، اما در حال حاضر فعالیت آتشفشانی و انتشار گاز متان از میکروب‌های متونوسرچینا می‌تواند تنها دلایلی باشد که به ذهن دانشمندان خطور می‌کند.

نظریه‌های مختلفی درباره علت این واقعه از جمله برخورد سیارک و فوران‌های عظیم آتشفشانی پیشنهاد شده‌اند اما محققان دانشگاه MIT مدعی‌اند پاسخی برای آن انقراض بزرگ یافته اند. انقراض “پرمین”  در ۲۵۲ میلیون سال پیش اتفاق افتاده و بیش از ۹۰ درصد از گونه‌های دریایی و حیات روی زمین (شامل بزرگ‌ترین حشرات ساکن زمین) را از بین برده است.

منابع:

bigbang

bbc.co.uk

dailymail

gizmag

انسان‌ها و نئاندرتال‌ها «قرن‌ها» همزیستی داشته‌اند!

تا کنون تصور می‌شد که انسان‌های امروزی و پسرعمو‌های دیرین‌ آنها نئاندرتال‌ها هرگز با یکدیگر ملاقات نکردند، اما دانشمندان می‌گویند این دو گونه «حدود ۲۰۰۰۰ سال» در کنار یکدیگر زندگی کرده‌اند.

 

به گزارش رادیو فردا از روزنامه «ایندپندنت»، بررسی‌های پژوهشگران نشان داده که آخرین نشان برجای مانده از انسان نئاندرتال‌* مربوط به ۴۰۰۰۰ سال پیش است و این گونه احتمالاً در نقطه‌ای در اروپای غربی برای همیشه از صفحه روزگار محو شده است. یافته اخیر اثباتی است بر این نظریه که نئاندرتال‌ها تا ۲۰۰۰۰ سال در کنار هوموساپین‌ها زندگی کرده‌اند. هوموساپین‌ها به گونه‌ جانوری گفته می‌شود که از لحاظ کالبدشناسی (آناتومی) در دسته «انسان امروزی» طبقه بندی می‌شود.

اما اینکه «چگونه» و «چه زمانی» نئاندرتال‌ها از بین رفتند دو راز بزرگ نظریه فرگشت (تکامل) بوده است. در تلاش برای یافتن پاسخ پرسش دوم پژوهشگران موفق شده‌اند از طریق انجام آزمایش‌های رادیو‪کربن بر روی استخوان‌ها‬ و ابزار برجای‌مانده از نئاندرتال‌ها راز زمان انقراض نئاندرتال‌ها را حل کنند. دانشمندان ۱۹۶ نمونه استخوان، ذغال سنگ و صدف برجای مانده از ۴۰ محل شناخته شده زندگی نئاندرتال‌ها از اسپانیا تا روسیه را بررسی رده و به این نتیجه رسیدند که این گونه حدود ۳۹۰۰۰ سال پیش از میان رفت.

این تاریخ بدان معنا است که همزیستی نئاندرتال‌ها و هوموساپین‌ها در اروپا دست کم ۴۰۰۰ سال به طول انجامید. ممکن است این زمان در آسیا تا ۲۰۰۰۰ سال به درازا کشیده باشد. پژوهش‌های قدیمی‌تر نشان می‌دهند که نئاندرتال‌ها حدود ۲۵۰۰۰۰ سال پیش نخستین بار در اوراسیا ظاهر شدند و اندکی پس از پیداشدن هوموساپین‌ها از بین رفتند. دانشمندان باور دارند که رقابت احتمالی بر سر منابع و حتی مناقشات خشونت آمیز میان دو گونه در نهایت نئاندرتال‌ها را به جنوب اسپانیا عقب راند. به رغم این رقابت‌ها، بررسی‌های جدید نشان می‌دهد که درجه‌ای از اختلاط ژنتیکی و زاد و ولد میان دو سرشاخه دیرین بشر نوین وجود داشته است. این ترکیب ژنتیک بیشتر در آسیا به چشم می‌خورد.

روزنامه «گاردین» نیز در مطلبی درباره کشف جدید درباره سرنوشت نئاندرتال‌ها به نقل از «توماس هایم»، استاد باستان ‌شناسی دانشگاه آکسفورد، نوشت که شواهدی یافته شده که حاکی است واپسین نسل‌های نئاندرتال‌ها تحت تأثیر فرهنگ انسان‌های امروزی قرار گرفته بودند. نمونه‌های ابزار برجای مانده از مکان زندگی نئاندرتال‌ها شبیه ابزاری است که به ظاهر توسط انسا‌ن‌هایی به اروپا وارد شد که از آفریقا به آنجا کوچ کردند. بعید نیست که یافته‌های جدید به معنای آن باشد که همچنان که نئاندرتال‌ها توسط انسان‌های تازه‌وارد از سرزمین‌های خود بیرون رانده می‌شدند برخی از فن‌آوری‌های مورد استفاده آنها را نیز کسب کرده باشند. به گفته توماس هایم، «در نهایت این آنها بودند که در رقابت شکست خوردند.»

* انسان نئاندِرتال (Homo neanderthalensis) گونه‌ای از سردهٔ انسان بود که در اروپا و قسمت‌هایی از غرب آسیا، آسیای مرکزی و شمال چین (آلتای) سکونت داشتند. برخی ژن‌ها میان نئاندرتال‌ها و انسان امروزی مشترک است. این به آن دلیل است که نئاندرتال‌ها و اجداد انسان مدرن زمانی که ابتدا شروع به مهاجرت از آفریقا به نقاط دیگر جهان کردند، با یکدیگر آمیزش داشتند. بدن نئاندرتال‌ها برای زندگی در آب و هوای سرد سازگاری یافته بود، بطور مثال آنها کاسه سر بزرگ داشتند، کوتاه قامت اما بسیار قوی بودند و دارای بینی بزرگی بودند، ویژگی‌هایی که مطلوب آب و هوای سرد هستند.

منبع:

رادیو فردا

مطالعه بیشتر:

independent.co.uk

...

پست نقدی بر فیلم اتاقی در رم به علت اعتراضاتی که انجام گرفت حذف شد.

روش های درمانی در دوران باستان,باور می کنید جمجمه سوراخ می کردند و با جیوه ی سرطان زا شفا می دادند!

 

قرار بر این است که پزشکان تا جایی که امکان دارد جراحی های خود را با کمترین درد و آسیب به بیمار انجام دهند اما تاریخ نشان می دهد که این گذاره بیشتر در مقام حرف اسان است.با وجود اینکه بر اساس شواهد پزشکان باستان بسیار ماهر بودند اما در بسیاری از موارد به روش های عجیب و غیراصولی و دردناک برای درمان متوسل می شدند.در ادامه با هفت باور غیرمعمول پزشکان دوران کهن اشنا شوید که برخی وحشیانه به نظر می رسند.

1-رحم سرگردان

پزشکان یونان باستان معتقد بودند که رحم زنان یک موجود و خلقت جداگانه است که ذهن و ارگانیسم خودش را دارد.به همین خاطر اگر زنی مجرد باقی می ماند از نظر ان ها این ارگان در بدنش حیات خود را از دست  می داد و باعث بروز مشکلاتی از قبیل تنگی نفس حمله های عصبی و تشنج می شد.به همین خاطر زنان در یونان باستان در سنین خیلی پایین ازدواج می کردند و بچه های زیادی به دنیا می اوردند.

2-حجامت

 تا مدت های مدید پزشکان بر این باور بودند که بیماری ها صرفا نتیجه عملکرد بد جریان خون و تجمع خون کثیف و الوده در نقطه ای از بدن است.تاریخ حجامت احتمالا به مصری ها و سومری ها بازمیگردد اما تا زمان شکل گیری امپراتوری روم و یونان روش متعارفی نبود.برای این کار مقداری از خون را را از رگ با چاقوی تیزی می گرفتند و داخل ظرفی می ریختند یا از زالو استفاده می کردند تا خون را از روی پوست بمکد.با اینکه بعضی اوقات این عمل باعث مرگ بیماران می شد اما حجامت تا قرن 19 ادامه پیدا کرد به طوریکه پزشکان قرون وسطی حتی برای بیماری های ساده ای مثل گلو درد هم از این روش استفاده می کردند.با اینکه امروزه این روش به طور کنترل شده ادامه دارد اما پس از اینکه تحقیقات نشان داد ضرر این روش بیش از فایده ان است این عمل از رونق افتاد.

3-سوراخ کردن جمجمه

 یکی از جراحی های وحشتناک و درداوری که در زمان های دور انجام می گرفت ایجاد سوراخ هایی در جمجمه بود!این روش حدود 7 هزار سال رواج داشت.محققان فقط توانسته اند بفهمند که این عمل برای چه انجام میگرفته است.گفته می شود در گذشته مردم بر این باور بودند که شیطان بر قسمت هایی از مغز اثر می گذارد و باعث بیماری هایی می شود.به همین خاطر ان ها می خواستند با انجام این کار از شر شیطان راحت بشوند!البته عده ای هم این جراحی را برای درمان سردرد های مزمن و صرع و لختگی خون در مغز مفید می دانستند.جمجمه های سوراخ شده که در پرو کشف شده نشان می دهد از این روش برای بیرون اوردن و تمیز کردن جمجمه هنگام ضربه مغزی هم استفاده می شده.شواهد نشان می دهد بسیاری از این جراحی جان سالم به در می بردند.

4-درمان با جیوه

همه ما جیوه را با خاصیت سمی ان می شناسیم اما در گذشته بیشتر برای درمان های موضعی از ان استفاده می شد.ایرانیان و یونانیان باستان از جیوه برای ساختن پماد های مفید و شیمیدانان چینی از ان برای افزایش طول عمر و جاودانگی بهره می بردند.حتی برخی از ان ها معتقد بودند که خوردن جیوه و ارسنیک و گوگرد باعث عمر جاودانه و راه رفتن روی اب می شود.یکی از قربانیان این عمل امپراتور چین بود که به محض خوردن این مایع کشته شد.از دوره رنسانس تا اویل قرن 20 از جیوه برای درمن بیماری های مقاربتی استفده می شد.با اینکه گفته می شود این ماده برای درمان عفونت ها مناسب بوده است اما شواهد نشان می دهد بسیاری قبل از درمان شدن و به خاطر اسیبی که به کبد و کلیه ان ها وارد می شده است کشته می شدند.

5-پماد از فضولات حیوانات

مصریان باستان سیستم پزشکی منظمی داشتند که توسط پزشکان ماهری اداره می شد.اما روش هی ان ها برای درمان همیشه هم خوب نبود.ان ها از خون مارمولک بدن موش مرده لجن و نان کپکی برای ساختن پماد استفاده می کردند.عجیب ترین این مواد مدفوع حیوانات و انسان ها برای درمان بیماری ها بود.بر اساس انچه در تاریخ 1500 سال قبل امده است فضولات خر اسب و اهو برای درمان و برای دفع ارواح به کار گرفته می شده.با اینکه این روش ها باعث ایجاد عفونت هایی مثل کزاز می شده اما شواهد نشان می دهد این روش ها خیلی هم بی اثر نیست.امروزه دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که موادی در فضولات برخی حیوانات هست که خاصیت انتی بیوتیکی دارند.

6-درمان با خوردن بدن مرده ها

روزی روزگاری پزشکان برای درمان سر درد ها و درد ماهیچه ها و زخم معده مواد ساخته شده از جسد و خون مردگان را تجویز می کردند.رومی ها اعتقاد داشتند که خون گلادیاتور ها برای درمان صرع مناسب است.در قرن 12 هم عطار ها ماده ای داشتند که به ان پودر مومیایی می گفتند.این پودر از مومیایی های مصر به دست می امد.ان ها بر این باور بودند که انسان با خوردن این مواد به حیات جاودانه دست می یابد.ان ها از جمجمه برای درمان سر درد و از چربی بدن انسان برای درد های عضلانی استفاده می کردند و حتی از خون و اعضای بدن انسان نیز برای درمان بهره می گرفتند.گاهی بیماران در اعدام افراد شرکت می کردند تا از خون تازه مردگان برای درمان خود استفاده کنند.

7-درمان جمجمه ای بابلی ها

از نظر بابلی ها علت بسیاری از بیماری ها به سبب نیروهای شیطانی حاصل از رفتار بد بود.به همین خاطر پزشکان ان دوره بیش از انکه پزشک باشند جادوگر بودند.مثلا اگر بیماری دندان قروچه می کرد تشخیص ان ها این بود که ارواح قصد ارتباط با او را دارند و تجویز ان ها این بود که مدتی با جمجمه انسان بخوابد تا این مشکل رفع شود

منبع:

history.com

en.wikipedia.org

حاشیه نوشت مهم:این مطلب در مجله دانستنیها و یک سایت داخلی هم آمده است اما چون قانون کپی رایت برای ایرانی ها اهمیتی ندارد نه مجله دانستنیها و نه سایت مذکور هیچکدام به منبع اصلی این مطلب اشاره نکرده اند.سایت مذکور فقط زحمت کپی از مجله دانستنیها را کرده است و چون حتی از منبع اصلی ان خبر نداشت حتی یک عکس هم برای این مطلب نگذاشته است و جالب تر انکه نام مجله دانستنیها ها راهم به عنوان منبع فرعی نیاورده است و این اثر را متعلق خود می داند.این مطلب مدت ها قبل در وبلاگ دانستنیها اماده بود حتی در روز 5 مرداد هم اعلام شد که به زودی این مطلب در وبلاگ قرار می گیرد اما به خاطر فعل و انفعالاتی این کار انجام نگرفت.همه این مطالب گفته شد که به اینجا برسیم که این مطلب کپی و ترجمه از سایت معتبر هیستوری است نه جای دیگر...

10 امپراتوری بزرگ جهان,از سزارها تا تزارها(قسمت دوم)

قسمت دوم

 

کلمه امپراتوری می تواند بار منفی داشته باشد چون اغلب تصویر استیلا استعمار و ستم را به یاد می اورند اما از نگاهی دیگر امپراتوری می تواند بار مثبت هم داشته باشد چون نیروی محرکی است برای ایجاد تمدنی نو.از زمان پیدایش بشر انسان ها همواره چشم به بیرون مرزهای خود داشتند و می خواستند بر همسایگان خود چیره شوند اما سلطه بر چند دهکده فقط تا قبل از قرن شش میلادی کافی بود.بعد از ان با پیشرفت در همه ابعاد از جمله بعد نظامی امپراتوری ها شکل گرفتند.امپراتوری ها علی رقم اینکه به مردم امکان زندگی بهتر و امن تر می دادند اما گاهی اوقات وحشی گری های زیادی هم انجام می دادند.در مطلب زیر نگاهی بسیار مختصر به 10 امپراتوری بزرگ جهان می اندازیم و ان ها را از منظر ثروت وسعت و قدرت نظامی به ترتیب می اوریم.این ها امپراتوری هایی بودند که تاثیر شگرفی بر تمدن و فرهنگ جهان داشتند و جهان را دگرگون کردند.

 

5-امپراتوری بیزانس 1453-330 میلادی

از دیدگاه تاریخ چنین بر می اید که امپراتوری عظیم بیزانس بیش از هزار سال دوام اورده است اما در واقع درگیری های سیاسی تغییرات در رهبری و جنگ های تمام عیار باعث شد این امپراتوری چند سده بیشتر دوام نداشته باشد.پایتخت ان بیزانتیوم(استانبول امروزی)پیش از انکه امپراتوری کاملا مرکز امپراتوری روم شود و نامش به قسطنطنیه تغییر کند در حقیقت یک پایگاه نظامی رومی بود.با فروپاشی امپراتوری بزرگ روم(با امپراتوری مسیحی روم اشتباه نگیرید)بیزانس راه خود را پیش گرفت و امپراتور ژوستینین یکم بسیاری از مناطق از دست رفته را دوباره پس گرفت.او پیش از انکه به جنگ ایران شمال افریقا و حتی ایتالیا برود دنبال برگرداندن عظمت از دست رفته روم بود.اما بیزانس فرهنگ خاص خود را داشت به طوریکه ژوستینین اول اخرین امپراتوری بود که به زبان مادری یعنی لاتین حرف زد و جانشینان او به زبان یونانی حرف می زدند.امپراتور باسیل دوم این قلمرو را تا روسیه درشمال و در جنوب تا ایتالیا و از فلسطین کنونی تا المان گسترش داد با این حال عصر طلایی ان ها خیلی قبل تر از سقوطشان به پایان رسیده بود.

پرچم

رهبران مهم

کنستانتین کبیر

ژوستینین یکم

باسیل دوم

4-امپراتوری عثمانی 1922-1299 میلادی

ملتی که امپراتوری بیزانس را از سرزمین مادر اش بیرون راندند عثمانی ها بودند.ان ها بودند که هم از لحاظ قلمرو و هم از لحاظ ماندگاری و میراث از بیزانس پیشی گرفتند.این امپراتوری توسط عثمان اول پایه گذاری شد.سپس محمد دوم قسطنطنیه را فتح کرد و عثمانی نوپا را به یک امپراتوری تبدیل کرد.این قلمرو در طول حوزه مدیترانه از الجزایر تا بغداد گشترش یافت و در اوج خود از شمال تا جنوب یعنی از بوداپست مجارستان تا خلیج فارس ادامه پیدا کرد.پایتخت عثمانی به خاطر موقعیت کلیدی اش که اروپا و شرق را به هم وصل میکرد این امکان را به امپراتوری می داد تا از تجارت هر دو طرف سود ببرد.شاید راز ماندگاری و ثروت بسیار بزرگ این امپراتوری همین بود.

پرچم

 

رهبران مهم

عثمان اول

محمد دوم

سلیمان قانونی

3-امپراتوری مغول 1917-1721 میلادی

امپراتوری مغول مدت کوتاهی حکمرانی کرد اما مقدر بود که سرنوشت بهت انگیزی داشته باشد.این امپراتوری بر خلاف سایر امپراتوری ها بر اساس اشغال سرزمین پایه گذاری نشد بلکه چادر نشینی مهم ترین انگیزه ان بود.این امپراتوری بزرگترین امپراتوری به هم پیوسته ای بود که ان دوران به خود دیده بود.این امپراتوری از مغولستان تا چین و از دریای ژاپن تا بخش هایی از روسیه و اروپای شرقی را در بر میگرفت.چادرنشینان مغول هنگام تسلط بر چین برخی از اداب چینی ها را اموخته بودند به ویژه پسر بزرگ چنگیز خان قوبلای بسیار شیفته چین بود و لقب امپراتوری پیشوای چین را گرفت و سلسله یو آن را بنیان گذاشت.او همچنین انگیزه کشف چین را توسط اروپایی ها فراهم کرد.حتی گفته می شود قوبلای خان با مارکوپولو هم دیدار کرده.پس از مرگ وی مغول ها شکوه خود را از دست دادند

پرچم

 

رهبران مهم

چنگیزخان

منگوقاآن

قوبلای خان

2-امپراتوری بریتانیا کبیر 1997-1497 میلادی

مشهور است که خورشید هرگز در امپراتوری بریتانیا غروب نمی کرد.البته به لطف سرزمین های وسیعی که این امپراتوری در زمان اوج خود داشت.بریتانیا از اقوام با اصل و نسب محقرانه در یکی از جزایر کوچک جهان اغاز شد وکم کم بخش هایی از قاره امریکا افریقا هند استرالیا نیوزلند و خاورمیانه را به دست اورد.این امپراتوری به احتمال فراوان توسط الیزابت اول بنیان گذاشته شد.هنگامی که انقلاب صنعتی در بریتانیا رخ داد مشخص بود که این کشور از این فناوری برای گسترش نفوذ خود استفاده خواهد کرد.کشتی های بخار مسیر اقیانوس ها را راحت تر می پیمودند و سفر های بین قاره ای برای قطار ها میسر شدند.نو اوری در ارتباطات مثل الفبای مورس و رادیو و تلفن شهر های بزرگ را به هم وصل کردند.از طرف دیگر نوع غذا و و ورزش ان ها راهشان را رو به جهان باز کردند.این امپراتوری که زبانش زبان رسمی جهان است کم کم قلمرو های خود را از دست داد یا به صورت مشترک المنافع دراورد.به نظر می رسد این امپراتوری با دادن هنگ کنگ به چین در سال 1997 به پایان خود رسیده باشد.

پرچم

 

رهبران مهم

الیزابت اول

ملکه ویکتوریا

وینستون چرچیل

1-امپراتوری بزرگ روم 476-27 پیش از میلاد

امپراتوری روم با انکه نسبت به سایر امپراتوری هایی که اینجا بررسی شد کوچک تر بود اما سایه ی سنگینی بر تاریخ انداخت.سایه ای که هنوز هم وجودش حس می شود.امپراتوری روم در زمان قدرت خود تنها امپراتوری بزرگ اروپا بود.این امپراتوری بیشتر خاک اروپا و بخش هایی از افریقا و ترکیه و خاورمیانه را در دست داشت.ارتش کار کشته ان ها-لژیون ها-هر کاری را بر روم اسان می کرد.ارتش ترسناکی که برای تصرف سرزمین جدید از ان ها استفاده می شد.اما دولت روم فقط به فکر گسترش سرزمین های خود نبودند.ان ها صادقانه باور داشتند که فناوری ان ها مظهر تمدن جهانی است.رومی ها بسیاری از فناوری های فنی و رسوم خود را در اختیار ملل قرار می دادند.ان ها جاده می ساختند تا تجارت را اسان کنند و با ساختن پل ها دسترسی به دهکده ها را اسان تر می کردند.ان ها با ساخت قنات اب را و با ساختن سیستم گرمایشی گرما را به خانه ها می بردند.نواوری های ان ها برای مردمشان سراسر اسایش و راحتی بود.همین میراث ها است که این امپراتوری را بزرگترین و مهم ترین امپراتوری تاریخ کرده است.امپراتوری بیزانس پاره ای از پیکره این امپراتوری بود و اصولا ایدئولوژی روم بود که باعث شد بیزانس به راه خود به سمت شکوفایی حرکت کند.امپراتوری روم با این حال ستمگری های بسیاری داشت.تربیت گلادیتاتور ها و به جان هم انداختن ان ها و به صلیب کشیدن مجرمان از تفریحات ان ها به شمار می رفت.روم به خاطر قلمرو هایی که متحد کرد زبان و سیستم های سیاسی که ابداع کرد و ارائه مجموعه از نواوری های فنی که هنوز هم ماندگارند به معنای واقعی کلمه امپراتوری بود که بیشترین تغییر را در جهان باعث شد و اثری عمیق بر جای گذاشت.

رهبران مهم

ژولیوس سزاز

هادریان 

اوکتاویان

پایان

منابع:

مجله دانستنیها

wikimedia.org

allempires.com

discovery.com

listverse.com

althistory.com

turkeyforholidays.com

wvwnews.net

roman-empire.net

همه چیز در مورد کشتی نوح(ع).از نحوه ساخت تا ادعای لنگر انداختن ان در ایران

کشف رازهای کشتی نوح(ع)از چالش های بزرگ مورخان است.هر چند بسیاری معتقدند این داستان یک تخیل و افسانه ی دینی است اما بسیاری هم هستند که این ادعا را رد می کنند.در اوایل سال 2014 بود که یک لوح بابلی پیدا شد.لوحی که گفته می شود نحوه ساخت کشتی را بیان کرده است.از طرف دیگر محققی ایرانی ادعا می کند محل به خشکی نشستن این کشتی نه ترکیه نه یمن بلکه شهر نهاوند ایران است.وی ادعا می کند کوهی که باعث توقف حرکت این کشتی شد نه رشته کوه های آناتولی بلکه زاگرس ایران است.البته این ادعا با تلاش های عجیبی برای سرکوب شدن مواجه شد.بیایید با هم این ادعا ها را بررسی کنیم.ادعاهایی که فقط زمان می تواند درستی یا نادرستی ان ها را مشخص کند.

 کشف نحوه ساخت کشتی در یک لوح بابلی

یکی از کارشناسان باستان‌شناسی موزه بریتانیا می‌گوید که لوحی کوچک به قدمت سه هزارو هفتصد سال نحوه ساخت کشتی نوح را به خوبی توضیح می‌دهد. با این حال به عقیده این کارشناس این کشتی هیچ گاه ساخته نشده و آن چه در مورد وقوع سیلاب عظیم و سفر نوح با این کشتی نوشته و گفته شده اساطیر تاریخی و مذهبی است.

به نوشته روزنامه گاردین، چندی پیش یک لوح کوچک متعلق به آن دوران به  موزه بریتانیا اهدا شده که  حدود ۶۰ خط دست‌نوشته بر روی آن حک شده است. ایروینگ فینکل، باستان‌شناس ارشد موزه بریتانیا، از معدود کسانی است که می‌تواند خط بابلی متداول در هزاره‌های قبل از میلاد را بخواند. وی بر اساس محتویات این لوح تحقیقات قبلی خود در مورد کشتی نوح را تکمیل کرده و در کتاب جدیدی با عنوان «کشتی موعود قبل از نوح» منتشر کرده است.

ایروینگ فینکل در مصاحبه‌ای تاکید می‌کند که با وجود کشف راهنما و دستورالعمل ساخت این کشتی روی لوح بابلی هیچ گاه کشتی نوح ساخته نشده است. به اعتقاد وی، این لوح حاوی نسخه اصلی و اولیه ماجراهای مربوط به این کشتی است.

 

ولی از همه آن چه در این لوح نوشته شده تشریح دقیق نحوه ساخت این کشتی بیش از همه توجه باستان‌شناسان را به خود جلب کرده و با اساطیری که تا به امروز در مورد کشتی نوح به دست ما رسیده یک تفاوت آشکار دارد. در این لوح شکل و ساختار کشتی بیضی‌شکل است.

شبکه خبری سی‌ان‌ان نیز در گزارش خود در این باره می‌نویسد که در اساطیر انجیلی کشتی نوح مثل هر کشتی معمولی دیگری تشریح شده که باریک و بسیار طویل است و طولش شش برابر پهنای آن است. عرشه آن سه طبقه دارد و محل ورود به کشتی در پهلوی آن قرار دارد.

از روی توضیحات مندرج در این لوح می‌توان دریافت که طراحی این کشتی به شکل یک بیضی بزرگ بوده با مساحتی به اندازه سه هزار و ۶۰۰ متر مربع، یا دو سوم یک زمین فوتبال. نحوه ساخت اسکلت و بدنه آن از یک سبد ریسمانی الهام گرفته که در آن تیرک‌های بدنه کشتی مثل دنده‌های موازی و منحنی‌شکل در کنار یکدیگر قرار می‌گرفتند. بدنه کشتی چه از درون و چه از بیرون، با ماده‌ای که یک نوع قیر طبیعی بوده پوشانده می‌شد.

ایروینگ فینکل معتقد است که این طرح برای ساخت کشتی غول‌پیکری بوده که مردمان بابل در آن زمان با ساخت نمونه‌های کوچک‌ترش آشنا بودند. استفاده از این نوع ساختار و فناوری را می‌توان در کشتی‌هایی دید که تا همین چندی پیش در رودخانه‌های مناطق مختلف خاورمیانه مورد استفاده بودند.

به گفته این باستان‌شناس، در این لوح کوچک اشاره می‌شود که قدرت الهی سیلاب بزرگی را به راه انداخت و تنها فردی که از آن جان سالم به در برد همه حیوانات را برای نجات از سیلاب با خود به عرشه این کشتی می‌برد. و حتی به عبارت معروف «جفت با جفت» نیز اشاره می‌کند که در حقیقت نحوه گزینش و ورود جانوران به کشتی را توضیح می‌دهد.

شبکه خبری سی‌ان‌ان می‌افزاید توضیحاتی که در این لوح با قدمت سه هزار و ۷۰۰ سال نوشته شده از اساطیر انجیل کهن‌تر است. ایروینگ فینکل معتقد است که در دوران تبعید گروهی از اندیشمندان قوم یهود به شهر بابل، آنها با داستان مربوط به این کشتی آشنا شدند. شنیده‌ها و تحقیقات آنها پس از بازگشت به فلسطین مبنای اساطیر مندرج در انجیل و تورات قرار گرفته است.

این لوح بابلی را چندی پیش یک شهروند بریتانیایی به موزه بریتانیا در لندن اهدا کرده است. ظاهرا پدر این فرد در دوران جنگ جهانی دوم از نیروهای نیروی هوایی بریتانیا و در خاورمیانه مستقر بوده است. او این لوح کوچک را همراه با چندین شی‌ء اسرارآمیز و تاریخی دیگر از خاورمیانه با خود به بریتانیا آورد.

 

داستان سیلاب بزرگ در خاورمیانه و کشتی نوح یکی از جذاب‌ترین بخش‌های اساطیر مذهبی است. بر اساس تاریخ‌های ارایه شده در انجیل این سیلاب و سفر نوح قاعدتا حدود نهصد یا هزار سال قبل از میلاد مسیح روی داده است. اما طی یک قرن گذشته تحقیقات علمی نشان داده که این سیلاب‌های وسیع خیلی قبل‌تر از آن چه در انجیل نوشته شده اتفاق افتاده‌اند. با این همه هنوز هم این ماجرا کنجکاوی بسیاری را به خود جلب کرده و هر از چند گاه در مورد کشف ردپای این کشتی یا کشف بخشی از باقی‌مانده آن در نقاط مختلف خاورمیانه خبرهای جدیدی می‌شنویم.

روزنامه گاردین می‌نویسد که یک موسسه فیلمسازی بریتانیایی قرار است بر اساس پژوهش‌های ایروینگ فینکل به زودی یک فیلم مستند در مورد کشتی نوح برای کانال چهار تلویزیون بریتانیا تهیه کند. در این فیلم مستند بر اساس توضیحاتی که در این لوح باستانی کشف شده یک کشتی واقعی ساخته خواهد شد و قابلیت‌های آن برای حمل بار و مسافر سنجیده می‌شود.

محل لنگر انداختن کشتی و قبر حضرت نوح نهاوند است؟

يکي از محققان ايراني در پاييز 1379 مقاله‌اي درباره کشف قبر حضرت نوح (ع) و مکان کشتي او در کوه سرکشتي منتشر کرد. با اينکه اين نظر در خارج از کشور با استقبال مواجه شد، اما در ايران به آن توجهي نشد، در صورتي که نتيجه آن مي‌تواند نقش بزرگي در سرنوشت گردشگري کشورمان داشته باشد. تاکنون ادعاهاي فراواني درباره محل کشتي نوح در جهان مطرح شده و محققان چندين مکان را مورد بررسي قرار داده‌اند. اين محقق ايراني با بررسي اسناد و مدارک ادعا مي‌کند در کوه سرکشتي، کشتي نوح به خشکي نشسته است. وجود قبر نوح و محل دقيق آن براي نخستين بار در اين محل احتمال داده شده است. همچنين حدس زده شده که قبر ديگري در کنار آن، مربوط به يکي از بستگان نوح وجود داشته باشد. 

دکتر افراسياپ‌پور داراي دکتراي عرفان می گوید:اولين کتاب بنده «تاريخ نهاوند» بود که در آن زادگاه اجدادي خود را مورد مطالعه قرار دادم و از «واژه نهاوند» آغاز کردم تا وجه تسميه آن را پيدا کنم. به آثار جغرافي‌دانان اوليه اسلامي در بيش از هزار سال پيش مراجعه کردم مانند ياقوت حموي در معجم‌البلدان که معتبرترين جغرافياي جهان اسلام به شمار مي‌آيد، ديدم همگي نهاوند را نوح‌آوند، نوح‌وند، نوح- آب- بند و شهرنوح نوشته‌اند که نمونه‌هايي از اين مدارک را تقديمتان مي‌کنم.



ياقوت حموي متوفي به سال 626 قمري درباره شهر نهاوند نوشته:«بعضي بناي آن را به نوح مي‌کشانند و فکر مي‌کنند نام فعلي آن مختصر شده نوح‌آوند يا نوح‌وند يعني شهر نوح است. حمزه معتقد است که نام ابتدايي آن نوح‌آوند بوده چيزي که معني‌پرزاد و ولد يا پرجمعيت را به آن نسبت مي‌دهد.» (معجم‌البلدان، الجلد‌الخامس، ص313). صاحب مجمل‌التواريخ و القصص کتاب معتبري که در سال 520هجري قمري نوشته شده است آورده: «چنين روايت کنند که نوح پيغمبر شهري را بنا نهاد به نام خويش نوحاوند و آن نهاوند است.» (مجمل‌التواريخ و القصص تصحيح ملک‌الشعراي بهار، ص186)

ا‌بن فقيه همداني در سال 290 هجري قمري يعني حدود هزار و دويست سال پيش نوشته: «نهاوند از ساخته‌هاي نوح(ع) است و به آن نوح‌آوند گفته‌اند». (البلدان، ص238) اين کتاب در سال 1885 ميلادي در اروپا چاپ شده است.

در کتاب الللباب في تهذيب‌الانساب از ابن جزري آمده که «نهاوند شهري است از بلاد جبل. گويند آن را نوح عليه‌السلام بنا کرده است و نام آن نوح‌آوند بوده است. پس حا به‌ها تبديل شد.(الللباب في تهذيب‌الانساب، جلد 3، ص335).

استخري از معتبرترين جغرافيدانان اسلامي که در سال 346 هجري قمري وفات يافته در کتاب معروف خود مسالک و ممالک مي‌گويد: «درباره سرزمين کوهستان... نهاوند بر کوهي نهاده است. باغ و بوستان‌ها و ميوه بسيار دارد و دو مسجد آدينه دارد...»(ص165) پس همان گفته‌ها را تکرار مي‌کند.

در کتاب عجايب‌المخلوقات که در سال 555 هجري قمري نوشته شده است مي‌خوانيم: «نهاوند شهري قديم است آن را نوح عليه‌السلام بنا کرد، آن را نوح‌آوند گويند.» (ص275)

زکريا قزويني در سال 674 هجري قمري در کتاب خود نوشته:«نهاوند شهري است نزديک همدان قديم‌البناء گويند از بناهاي نوح نبي(ع) است. اصلش نوح‌آوند بوده است». (آثار‌البلاد و اخبارالعباد، ص545)

در روضه‌الصفا مي‌خوانيم: «نهاوند شهري است قديم آن بلده از بناهاي نوح است نامش را نوح‌آوند نهادند، از کثرت استعمال نهاوند، شده است.» (روضه‌الصفا، محمدبن خاوند شاه، ج 7، ص448).

در برهان قاطع، محمدحسين خلف تبريزي در سال 1062 هجري قمري نوشته: «نهاوند: نوح(ع) باني آن شهر بوده و آن را نوح‌آوند مي‌گفته‌اند، يعني نوح تخت و نوح مسند، چه پايتخت نوح(ع) بوده و به معني تخت و مسند هم آمده است و به کثرت استعمال نهاوند شده است.»(برهان قاطع، ص1173)

در فرهنگ نفيسي، تاليف سال 1318 شمسي مي‌خوانيم: «نهاوند به معني شهر نوح(ع) آمده که پايتخت نوح پيغمبر باشد.»

محمد پادشاه (در سال 1306 قمري در هندوستان) مي‌نويسد: «نهاوند از ابنيه نوح پيغمبر است.»

در لغتنامه دهخدا مي‌خوانيم: «نهاوند را نوح بنا کرده است.»

اعتماد السلطنه (در سال 1300 قمري) مي‌نويسد: «اهالي اين ناحيه از اولاد مادي بن يافث بن نوح (ع) مي‌باشند. لهذا آنها را منسوب به «مادي» نموده «مد» خواندند و مملکت آن را مدي گفتند». فصل دهم سفر تکوين تورات شريف که در اين فصل در تعداد اولاد حضرت نوح يکي را مادي بن يافث مي‌شمارد.

در فرهنگ رشيدي مي‌خوانيم: «نهاوند اصلش نوح آوند بوده زيرا نوح (ع) آن را بنا کرده است.»



دکتر فوريه پزشک مخصوص ناصرالدين شاه قاجار نيز که سه سال در ايران بوده و همراه با شاه به اين منطقه مسافرت نموده و در حدود صدو پنجاه سال قبل ( در کتاب سه سال در دربار ايران، ص383 ) همين مطلب را نوشته است. همچنين کتاب اعيان الشيعه از سيد محسن امين در حدود هشتاد سال قبل (ج 5،ص95) و کتاب سه رساله در علم رجال، از محمد علي ساروي (ص132) و کتاب طرائق الحقايق از حاج نايب‌الصدر (ج2،ص 388) و فرهنگ انجمن آراي ناصري رضا قلي خان هدايت (ص21) در همان زمان.

به عنوان نمونه از سفرنامه‌هاي سده اخير سفر ED DAVIS و خانم فريا استارک اين گزارش را تاييد مي‌کنند. در سفرنامه سال 1927 فريا استارک در صفحه 55 نوشته شده:«در کنار دهکده نوح (ع) از ميان اراضي کشت شده ادامه راه داديم ...». و ده‌ها سند و مدرک ديگر وجود دارد که در اينجا نمي‌توان همه را بيان نمود. نيمي از اين منابع به عربي و نيمي به فارسي است، در منابع هندي و اروپايي نيز همين مطلب مشاهده مي‌شود.

 

در نزديکي نهاوند رشته کوه گرين قرار دارد و در آن رشته کوه در نزديکي نورآباد کوهي را يافتم به نام‌ «سرکشتي» که در منابع محلي نوشته بودند که جاي کشتي حضرت نوح(ع) است به آنجا رفتم و مدارک فراواني از حضرت نوح(ع) در آن منطقه يافتم که همه آن اسناد را مستند با فيلمبرداري به انتشارات زرين و سيمين داده‌ام با نام کتاب «کشف قبر نوح» که متاسفانه هنوز به چاپ نرسيده است.

در بالاي آن کوه دو مرقد بسيار کهنه يافتم که در منابع با نام مقبره «باباي بزرگ» آمده بود. در آن مقبره هم نام باباي بزرگ آمده بود و همه مردم منطقه هم آن را به همين نام مي‌شناختند و براي زيارت مي‌آمدند و بسيار حاجت خود را مي‌گرفتند. بنده با دلايلي ادعا کردم که اين قبر حضرت نوح(ع) است. بعد از چاپ مقاله من در ايران و انعکاس آن در آمريکا ، چند گروه خارجي به ايران سفر کردند. متاسفانه سه سال پيش که براي آخرين بار به آن منطقه رفتم با کمال تعجب ديدم تابلوهاي «باباي بزرگ» که نام اصلي آن بوده را برداشته و نام امام‌زاده ابراهيم را نوشته‌اند. همه زائران هم مي‌پرسيدند عجيب است که چرا نام اينجا را عوض کرده‌اند.

دلايل بنده فراوان است و در کتاب خود به تفصيل آورده‌ام.ترکيه مي‌گويد در آناتولي است و يمن مي‌گويد زير درياي يمن است. از نظر جريان آب و هوايي نشان داده‌ام به دليل اينکه گردش ساختمان زمين که از غرب به شرق است در نتيجه جريان‌هاي هوايي بين النهرين هميشه رو به شرق مي‌آيد، چنانکه امروز هم ابرها و گردوغبارهاي‌ بين‌النهرين و عراق و سوريه به ايران مي‌آيد و هرگز به شمال به سوي ترکيه يا به جنوب به طرف يمن نمي‌رود.

در قرآن کريم در سوره هود آيه 44 از کوه «جودي» نام برده شده و مي‌فرمايد کشتي نوح بر کوه جودي نشست و کنار سرکشتي الان کوه جودي وجود دارد و مردم آن منطقه همه آنجا را مي‌شناسند و در کتاب‌هاي جغرافي ثبت است. بنا بر تحقيقي که من داشتم هم اکنون در لرستان طايفه اي به نام «جودي» و «جودکي» وجود دارد که باقي مانده آنها که تعداد آنها نيز زياد است، هنوز در اين منطقه زندگي مي‌کنند. در تاريخ هزار سال قبل هم از اين طايفه در لرستان نام برده شده است. در کتاب جغرافياي لرستان مي‌خوانيم: «جودي يا جودکي از طوايف لرستان مي‌باشد.»

منابع:

رادیو فردا

رادیو کوچه

تابناک

برترینها

 

داستان جاده مرگ مالزی

همونطور که گفته شد از این به بعد مطالب ماورا الطبیعه هم در این وبلاگ قرار میگیره.

در پنانگ مالزی،جاده ای معروف و در عین حال انگشت نما و بد نام موسوم به جاده ی «تمپه» وجود دارد. سالها سال قبل آن جاده ساخته شد تا دسترسی به دریاچه پشت سد میسر گردد. در کیلومتر ۷/۱ جاده،تپه ای وجود دارد که به دو حومه متصل می شود.راه ورودی دریاچه پشت سد، در جایی در میان جاده ای کم عرض و باریک و پیچ در پیچ قرار دارد.


حوادث و اتفاقات اسرار امیز و مرموز بی شماری در آن جاده رخ داده اند.اکثر اوقات، قربانیان به همراه وسیله نقلیه خود به داخل دره عمیقی پرتاب شده اندو عده اندکی از مهلکه جان سالم به در برده و فرار کرده اند.
بسیاری از اهالی پنانگ، مثل خودم از رانندگی شب هنگام در آن جاده خودداری می کنیم،چون به شدت می ترسیم و به همه توصیه می کنیم که شب هنگام در آن جاده
ترددنکنند.
یک مرتبه دختر معصوم و بی گناهی توسط یک پلیس کشته شد. اگرچه علت مرگ دخترک هرگز معلوم نشد و به صورت یک راز سر به مهر باقی ماند ولی به نظر می رسد که دخترک گناهی نداشت و آن پلیس مقصر شناخته شد ولی عجیب آن که روح دخترک هم که پلیس را عامل مرگش می دانست،هرگز دست از سر هیچ پلیسی بر نداشت!در نتیجه اکثر پلیس ها جرأت ندارند شب هنگام در آن جاده رانندگی کنند،چون بسیاری از آنها جان سالم از آنجا به در نبرده اند.ظاهراً روح انتفام جوی دخترک هر مرتبه حادثه مرگباری را برای پلیسها ایجاد می کند

طبق اظهارات بومیان آن منطقه، سال ها قبل یک تصادف دلخراش و مرگبار در آن جاده رخ داده است .در آن تصادف خانم جوانی در دم کشته می شود.ظاهراً روح آن خانم نیمه های شب به طور ناگهانی مقابل رانندگان بداقبال نمایان می شود. از آن جایی که جاده باریک و پیچ در پیچ است و یک سمت آن مملو از صخره و سمت دیگر یک دره عمیق قرار دارد، تمام رانندگانی که سعی کرده اند به نحوی فرار کنند،کنترل ماشین را از دست داده اند وبه قعر دره سقوط کرده اند.ظاهر روح مثل یک انسان عادی است و عده اندکی جزییات چهره او رابه یاد دارند ولی اکثر افراد می دانند که او موهای بلندی دارد و همیشه ردای سفید می پوشد.

چند سال فبل،حادثه وحشتناکی در ارتباط با این روح برای دو مرد جوان رخ داد. آن دو که آدریان و لئو نام داتند،حدودساعت یک نیمه شب به خانه بر می گشتند. در آن ساعت از شب،هیچ وسیله نقلیه ای در حاده به چشم نمی خورد. آدریان رانندگی می کرد و لئو کنارش نشسته بود. آدریان با سرعت مجاز می راند و پیچ های تند را به آرامی پشت سر می گذاشت. از آنجایی که هر دو به شدت خسته بودند، حرفی بینشان رد و بدل نمی شد. زمانی که به راه ورودی دریاچه پشت سد رسیدند، ناگهان آدریان متوجه شد خانمی سفید پوش وسط جاده راه می رود. پشت آن خانم به آنها بود و در نتیجه فقط موهای بلندش به چشم می خورد. آدریان از سرعت ماشین کاست تا بتواند چهره آن خانم را ببیند.از لئو خواست که نگاهی به آن جانم بیندازد و وقتی متوجه شد که لئو هم می تواند آن زن را ببیند، خیالش تا حدی راحت شد.آدریان نمی توانست باور کند که روح دیده است و در عین حال از این که خانمی تنها در آن ساعت از شب در آن جاده قدم بزند هم تعجب کرده بود. حتی در روز روشن هم هیچ کس جرأت نداشت پیاده به انجا برود، چون جاده کم عرض و به شدت خطرناک بود؛ علاوه بر آن، یک زن تنها در آن ناحیه کوهستانی چه می کرد.

آدریان از گوشه چشم نگاهی به لئو انداخت.لئو وحشت زده و بیمناک به نظر می رسید. وقتی به زن نزدیک تر شدند، آدریان ترمز کرد. زن به آرامی رو به آنها کرد و آنها در کمال حیرت و ناباوری متوجه شدند که او چهره ای بسیار کریه دارد وقطرات خون را روی آن دیدند. آدریان حتم پیدا کرد که او یک انسان نیست. در نتیجه به سرعت پایش را روی پدال گاز فشارداد و تصمیم گرفت زن را زیر گرفته و فرار کند، ولی نمی دانستندبعد از زیر گرفتن آن زن چه بلایی سرشان می آید. چند ثانیه بعد لئو با تردید به پشت سر نگاه کرد تا ببیند که آیا زن هنوز آنجاست یا نه و با وحشت فراوان سر آن زن را دید که روی صندلی عقب قرار داشت . لئو آن چنان ترسیده بود که نمی دانست چه کند ویا چه بگوید. آدریان هم از آینه نکاهی به عقب انداخت و متوجه شد که زن بدون سر در تعقیب آنهاست …..

بعد از آن حادثه، آدریان و لئو تا مدت ها شوکه بودند و قدرت تکلمشان ضعیف شده بود. بعد از مدت زیادی ، جریان را باری نزدیکان خود تعریف کردند و تصمیمی گرفتند که هرگز به آن جاده نزدیک نشوند.

 

تاریخ نابودی زمین اعلام شد:16 مارس 2880

تاریخ نابودی بالقوه زمین ۱۶ مارس سال ۲۸۸۰ و زمانی خواهد بود که یک سیارک سرگردان در فضا احتمالا به سیاره خاکی برخورد کند.

 

به گزارش ایسنا، محققان با مطالعه این سیاراک دریافته‌اند بدنه آن به حدی سریع می‌چرخد که باید از هم متلاشی شود اما در مسیر خود به سوی زمین سالم باقی مانده است. گفته می‌شود مولفه‌های این جرم کیهانی توسط نیروهای منسجم‌کننده وان‌دروالس به یکدیگر گره‌ خورده‌اند و گرچه کشف این موضوع در نوع خود موفقیتی بزرگ به شمار می‌آید، دانشمندان هنوز نمی‌دانند چگونه حرکت سیارک را متوقف کنند.

 

این گرافیک جدید ناسا مدار ۱۴۰۰ سیارک خطرناک را در اطراف زمین به تصویر کشیده که پتانسیل برخورد با سیاره ما را دارند.

تحقیقات پیشین نشان داده‌اند سیارک‌ها مجموعه‌ای از مولفه‌های سست هستند که توسط اصطکاک و گرانش به هم گره‌ خورده‌اند. با این حال بر اساس بررسی‌های تیم دانشگاه تنسی، سیارک ۱۹۵۰ DA به اندازه‌ای سریع می‌چرخد که این نیروها را نادیده می‌گیرد. قطر این صخره آسمانی یک کیلومتر اعلام شده و هر دو ساعت و شش دقیقه یک بار حول محور خود می‌چرخد. با محاسبه دما و تراکم آن، تیم تحقیقاتی نیروهای واندروالس را که از تجزیه‌شدن سیارک جلوگیری می‌کنند، شناسایی کرده‌اند.

 

این سیارک با سرعت ۱۵ کیلومتر در ثانیه به سمت زمین در حرکت است و شاید به اندازه‌ای به سیاره خاکی نزدیک شود که با سرعت ۶۱ هزار و ۱۶۰ کیلومتر در ساعت در اقیانوس اطلس سقوط کند. گفته می‌شود ۱۹۵۰ DA احتمالا با نیروی حدود ۴۴ هزار و ۸۰۰ مگاتن تی‌ان‌تی به زمین برخورد می‌کند. گرچه احتمال چنین برخوردی فقط ۰.۳ درصد اعلام شده، این امر ۵۰ درصد خطر بیشتری را نسبت به امکان برخورد دیگر سیارک‌ها به زمین ایجاد می‌کند. سیارک مزبور در ۲۳ فوریه سال ۱۹۵۰ کشف و به مدت ۱۷ روز مشاهده شد؛ سپس برای نیم قرن از دیدگان پنهان ماند.

جزئیات این دستاورد علمی در مجله Nature منتشر شد و دارای مضامینی بالقوه برای حفاظت از زمین در مقابل برخورد سیارک‌های عظیم است.البته این سیارک تا 867 سال دیگر خطری برای ساکنان زمین نخواهد داشت.

منابع:

bigbang

isna

Nature Magazine

مطالعه بیشتر:

dailymail

space.com