سلام خداجون

نامه خدا به انسان

صبح که بیدارشدی نگاهت میکردم،امامتوجه شدم که خیلی مشغول انتخاب لباسی که میخوای بپوشی،فکرمیکردم يه لحظه وقت داری بمن بگی"سلام"امابعددیدمت که ازجاپریدی،امادرعوض توبه دوستت تلفن زدی.باآن همه کارگمان میکنم که وقت نداری بامن حرف بزنی.متوجه شدم قبل ازنهارهی دوروبرت را نگاه میکنی؛شایدخجالت میکشیدی،يادم نکردي!بعدازانجام چندکاردرحالیکه تلویزیون نگاه میکردی،شام خوردی،بازم بامن صحبتی نکردی!به خانوادت شب بخیر گفتی و خوابیدي.نمیدانم چرابمن شب بخیرنگفتی؛امااشکالی نداردمگرصبح بمن سلام کردی؟!صورتت راکه خستهء تکرارِ یکنواختی های روزمره بود لمس کردم چقدرمشتاقم که بگویم چطورمی توانی زندگیه زیباترومفیدتررا تجربه کنی،احتمالاًمتوجه نشدی که من در کنارت وبرای کمک بتوآماده ام.من آنقدر دوستت دارم که هميشه منتظرتم،منتظر یک سرتکان دادن،یک دعا،یک فکریاگوشه ای ازقلبت که بسوی من آید،به امید روزيکه کمی بمن وقت بدهی بخاطرخودت!

من همیشه دوستت دارم... (خدا)

خداجون دوستت دارمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

خدا
جونم

شکرت شکررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر

 

 

هر از گــــــــــــــاهی،

هر از گــــــــــــــاهی،

با خواهرت ،
شوخی کن،
دستش بنداز،
بغلش کن،
برو پشت در قایم شو و بترسونش.

داداشتو ،
محکم بزن به سَر شونش،
هواشو داشته باش.

مامانتو ،
قلقلک بده تا از خنده نتونه حرف بزنه،
کاری کن پیش دوستاش پُزتو بده،
کیف کنه از داشتنت.

باباتو ،
بغل کن،
چاییشو تو بده دستش،
بگو برات از تجربه هاش بگه،
بشین پای حرفش،
درد دلش !!!

دوستت،
اگه تنهاست،
اگه غم داره تو دلش،
اگه میبینی زل زده به مانیتورش و هر از گاهی میخنده،
از اون تلخاش،
تو هواشو داشته باش،
تو تنهاش نذار...

همسرت رو بغل کن بهش بگو چقدر دوستش داری،
اگه از دستش دلگیری به این فکر کن که اون توی تمام ادمای دنیا تو رو برای ادامه زندگی انتخاب کرده،
پس ببوسش و ازش تشکر کن...
باور کن،
روزی هــــــــــــــزار بار میمیره،
کسی که فکر میکنه برای کسی مهم نیست...
هوایِ همو داشته باشیم،
شاید بهـــــــــــتر بشه
شاید یه روز دیگه وقت نباشه '
اون شخص نباشه 'دیدنش آرزوت بشه!
وقت کمه !زندگی کوتاست....

امید به خدا...امید به زندگی یه

دلت که گرفت دیگر منت زمین را نکش،
راه آسمان باز است، پر بکش
او همیشه آغوشش باز است، نگفته تو را میخواند ؟
اگر هیچکس نیست، خدا که هست...

خوشا آن بنده با عهد و پیوند
که دارد بازگشتی با خداوند
به کام خویش اگر چندی رود راه
چو باز آید نیاز آرد به درگاه...
 
.
.
.
اون لبخندی که برای پنهان کردن دردت میزنی،
لبخند خداست به بنده اش
اون لبخندی هم که پشتش خدا باشه،
تمام مشکلاتو حل میکنه...
 
امید به زندگی
 
خدا تلفن ندارد، اما من با او صحبت میکنم
فیسبوک ندارد، اما من دوست او هستم
توییتر ندارد، اما من او را دنبال میکنم...
.
.
.
با خدا دعوا کردم با هم قهر کردیم فکر کردم دیگه دوستم نداره
رفتم تو رختخواب چند قطره اشک ریختم و خوابم برد
صبح که بیدار شدم مامانم گفت نمیدونی از دیشب تا صبح چه بارونی میومد...
 

 
تمام خوبی ها را برایت آرزو می کنم، نه خوشی ها را
زیرا خوشی آن است که تو می خواهی
و خوبی آن است که خدا برای تو می خواهد...
.
.
.
نیایش یعضی از ما آدم ها با خدا
و درخواست از او برای حضور در زندگیمان
مانند شیطنت بچه هایی است که در می زنند و فرار می کنند...
 
.
.
.
یکی از فرق های انسان با خدا این است که
انسان تمام خوبیها را با یک بدی فراموش میکند
ولی خدا تمام بدیها را با یک خوبی فراموش میکند...
.
.
.
قربون خدای بزرگم برم که اگه خطا کنم
نهایت قهرش بین دو اذانه
دوباره صدام میکنه، خدا عشق است...
.
.
.
دوست خدا بودن یونیفورم نمی خواهد،
فقط یه
دل پاک و زلال کافیست...
.
.
.
ﻫﻤﻴــــﺸﻪ ﺳــﺮﻡ "ﺑﺎﻻﺳــﺖ
ﭼــﻮﻥ ﺑــﺎﻻی ﺳــﺮﻡ "ﺧﺪﺍﺳــﺖ"
 
امید به زندگی
 
گرفتار آن دردم که تو درمان آنی،
بنده آن ثنایم که تو سزای آنی...
.
.
.
خداوندا
دنیای آشفته ی درونم را که تنها از نگاه تو پیداست،
با لالایی مهربان خود، آرام کن
تا وجود داشتن و بودن را به زیبایی احساس کنم...

امید به زندگی

عشق و زندگی

 

هر لحظه را به گونه‌ای زندگی کن که گویی واپسین لحظه است و کسی چه می‌داند؟ شاید آخرین لحظه باشد.

عشق، نخستین گام به سوی ملکوت است و تسلیم، آخرین آن؛ آری تمام سفر دو گام بیش نیست.

زندگی را تنها زمانی می‌شناسی که آماده سفر به ناشناخته شوی.

اگر به شناخته چنگ بزنی، به ذهن چنگ زده‌ای و ذهن زندگی نیست.

بیشتر عشق بورز تا بیشتر شوی.. کمتر عشق بورزی، کمتر خواهی بود.

توان عشق ورزیدن تو، ترازوی سنجش توست و میزان عشق تو، ترازوی وجود تو.

تلاش نکن که زندگی را بفهمی، زندگی را زندگی کن!

تلاش نکن که عشق را بفهمی، عاشق شو!

و چنین است که خواهی دانست؛ این دانستن حاصل تجربه توست، این دانستن هرگز ویرانگر آن راز نیست. هر چه بیشتر بدانی در می‌یابی که هنوز چیزهای بیشتر و بیشتری باقی‌است تا بدانی.

عشق والاترین هدیه خداست این هنر را بیاموز، ترانه عشق و جشن آن را بیاموز.

عشق نیازی بی چون و چراست، روح بی عشق قادر به حیات نیست.

عشق خوراک روح و سرآغاز هر آن چیزی است که بزرگ است؛ عشق دروازه ملکوت است.

 

 

ارزش های زندگی

قدر کوجکترین فرصتتو بدون دوست من

مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود…

کشاورز به او گفت که برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را آزاد می‌کنم اگر توانستی دم یکی از این گاو نرها را بگیری من دخترم را به تو خواهم داد. و مرد قبول کرد…

درِ اولین طویله که بزرگترین هم بود باز شد. باور کردنی نبود بزرگترین و خشمگین‌ترین گاوی که در تمام عمرش دیده بود. گاو با سم به زمین می‌کوبید و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را کنار کشید و گاو از مرتع گذشت.

دومین در طویله که کوچکتر بود باز شد. گاو کوچکتر از قبلی بود اما با سرعت حرکت می‌کرد.

جوان پیش خودش گفت: “منطق می‌گوید این را هم ول کنم چون گاو بعدی کوچکتر است و این ارزش جنگیدن ندارد.”

سومین در طویله هم باز شد و همانطور که فکر می‌کرد ضعیف‌ترین و کوچک‌ترین گاوی بود که در تمام عمرش دیده بود.

پس لبخندی زد و در موقع مناسب روی گاو پرید و دستش را دراز کرد تا دم گاو را بگیرد…
اما گاو… دم نداشت!!!


زندگی پر از ارزش‌های دست یافتنی است اما اگر به آن‌ها اجازه رد شدن بدهیم ممکن است که دیگر هیچ وقت نصیبمان نشود. برای همین سعی کن که همیشه اولین شانس را دریابی…

زندگی خالی نیست
مهربانی هست،سیب هست،ایمان هست
آری تا شقایق هست زندگی باید کرد 

..................................................

زندگي رسم خوشايندي است.
زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ،
پرشي دارد اندازه عشق.
زندگي چيزي نيست ، که لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود.
.......
زندگي "مجذور" آينه است.
زندگي گل به "توان" ابديت،
زندگي "ضرب" زمين در ضربان دل ما،
زندگي "هندسه" ساده و يکسان نفسهاست....

......................................

کسی نیست، بیا زندگی را بدزدیم، آن وقت  میان دو دیدار قسمت کنیم....

اینها اشعاری از جناب سهراب سپری اند.به نظر من زیبا و در رابطه با موضوع وبم بودن.امیدوارم مورد پسند و مفید باشه براتون

 

قضاوت زود


هیزم شکن صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده.
شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد برای همین تمام روز او را زیر نظر گرفت.


متوجه شد همسایه اش در دزدی مهارت دارد مثل یک دزد راه می رود مثل دزدی که می خواهد چیزی را پنهان کند پچ پچ میکند.


آن قدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد لباسش را عوض کند و نزد قاضی برود.
اما همین که وارد خانه شد تبرش را پیدا کرد.
زنش آن را جابه جا کرده بود.


مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه را زیر نظر گرفت: و دریافت که او مثل یک آدم شریف راه می رود حرف می زند و رفتار می کند.»



امام علی(علیه السلام) به مالک اشتر

ای مالک!
اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی، فردا به آن چشم نگاهش مکن
          شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی

 

خداوندا من با تما م کوچکیم یک چیز از تو بیشتر دارم و آن هم خدای است که من دارم و تو نداری

 

خدایا میپرستمت

شبی...

درخیابان طویل خاطراتم...

نغمه ای سروده ام...

شبی...

ازاعماق کویر...

تحفه ای جسته ام...

تحفه ای یافته ام...

ازجنس بلور...

همرنگ آسمان...

 

دنیای دیوانه ی من

آن را بخشش نمود ازبرایم

نمیدانم چه بود؟

نمیدانم که بود؟

از آدمیان بود یا فرشتگان؟

زمینی بود یا ماورایی؟ . .

اما نیک میدانم

باوجودش...

همه خاکیان غبطه ام میخورند

وجودش

چونان یاقوتی درقلبم تلالو میکند...

وجودش...

ناممکن ها را ممکن میکند برایم...

وجودش...

پرستوی خوشبختی رابه سویم میکشاند...

وجودش...

خوابی شیرین وگواراست برایم... . .

وجودش...

پلیدی هاراوارونه میکندبرایم...

وجودش...

تحلیل غصه هارامیخواند...

.

.

چیزی دردرونش است بس کم یاب

چیزی دروجودش پیداست بس ناپیدا

من عشق را با او یافتم... زندگی دیوانه ام را رام ساختم

همین است که...دوستش دارم... همین است که... می پرستمش...

دو شخصیت گرانبها

پروردگارا
آرامش
را همچون دانه های برف
آرام و بیصدا
به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند
بباران
ادامه نوشته

مهربانی و زندگی

مهربانی ساده است، ساده تر از آنچه فکرش را بکنی ؛
کافی است به خودت ایمان داشته باشی و به معجزه مهر ...
کافی است به دستهایت فرمان دهی تا به جای تنبیه ،
آرام بر سر کودک سرکش کشیده شوند و موهایش را قلقلک دهند ...

کافی است به چشم هایت بیاموزی که چشم آیینه روح است ،
و عشق و مهربانی را می توان با نگاه در تمام عالم پراکند ...

کافی است به دلت یادآوری کنی همیشه دل هایی هستند
که درد امانشان را بریده و احتیاج به همدلی دارند ...

کافی است به گوشهایت یاد دهی که می توانند سنگ صبور باشند ،
حتی اگر صبوری سنگین شان کند ...

کافی است یاد بگیری انسان بودن فقط زنده بودن نیست ؛
باید زندگی کرد ،و زندگی چیزی جز مهربانی و عشق ورزیدن به آفریده های خداوند نیست

زندگی


شب آرامی بود
می روم در ایوان، تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟
مادرم
سینی چایی در دست
گل لبخندی چید، هدیه اش داد به من
خواهرم
تکه نانی آورد، آمد آنجا
لب پاشویه نشست
پدرم
دفتر شعری آورد، تکيه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند و مرا برد، به آرامش زیبای یقین

با خودم می گفتم :
زندگی
راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی
فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست
زندگی
آبتنی کردن در این رود است
وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم
دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟
هیچ !!!
زندگی
وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
زندگی
درک همین اکنون است

زندگی
شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است

زندگی
شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر، که به ماهی ها داد
زندگی
شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی
زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت
زندگی
خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست
من دلم می خواهد،
قدر این خاطره را ، دریابیم

دست مادر



دست پر مهر مادر تنها دستی است که

اگر کوتاه از دنیا هم باشد,

از تمام دست ها بلند تر است

سلام...


سلام بر گذران زندگی هستی

سلام بر لحظه های ماندگار دراذهان

سلام بر خورشید تابنده در دل آسمان عشق

سلام بر بی قراری زبانه شعله های شفق

سلام بر رسوب غم غروب غریبانه

سلام بردرخشان ترین ستاره اسمان شبهای تار

سلام بر طلوع مهروفای دوستی

زندگی



زندگي ، سبزترين آيه ، در انديشه برگ............

زندگي ، خاطر دريايي يک قطره ، در آرامش رود

زندگي ، حس شکوفايي يک مزرعه ، در باور بذر

زندگي ، باور درياست در انديشه ماهي ، در تنگ

زندگي ، ترجمه روشن خاک است ، در آيينه عشق

زندگي ، فهم نفهميدن هاست..........................

زندگي ، پنجره اي باز، به دنياي وجود..............

تا که اين پنجره باز است ، جهاني با ماست........

آسمان ، نور ، خدا ، عشق ، سعادت با ماست

فرصت بازي اين پنجره را دريابيم

در نبنديم به نور ، در نبنديم به آرامش پر مهر نسيم

پرده از ساحت دل برگيريم رو به اين پنجره، با شوق، سلامي بکنيم

زندگي ، رسم پذيرايي از تقدير است

ادامه نوشته

چگونه زندگی کنیم؟



1. اعتقاد: اهالی روستايی تصميم گرفتند که برای نزول باران دعا کنند! روزی که تمام اهالی برای دعا در محل مقرر جمع شدند فقط يک پسربچه با چتر آمده بود...!


اين يعنی اعتقاد...

2. اعتماد: اعتماد را می توان به احساس يک کودک يکساله تشبيه کرد! وقتی که شما آنرا به بالا پرتاب می کنيد  او ميخندد ..... چرا که يقين دارد که شما او را خواهيد گرفت!

اين يعنی اعتماد...

3. اميد: هر شب ما به رختخواب می رويم بدون اطمينان از اينکه روز بعد زنده از خواب بيدار شويم.ولی شما هميشه برای روز بعد خود برنامه داريد!

اين يعنی اميد...

با اعتقاد و اعتماد و اميد زندگی کنيد...


ادامه نوشته

پدر

روزی پدری دست خود را روی شانه پسر خود گذاشت و گفت من قویترم یا تو؟ پسر گفت من.

پدر جا خورده و دوباره پرسید من قویترم یا تو؟ پسر گفت من.

پدر بغض کرد ودوباره پرسید من قویترم یا تو؟ پسر گفت من .

پدر ازجابلند شد چند قدم باناراحتی و اشک از پسرش دور شد و دوباره پرسید من قویترم یا تو؟
 پسر گفت تو ...

پدر گفت چون من ناراحت شدم گفتی من قویترم ؟

پسر گفت نه آن سه باری که گفتم من از تو قویترم چون دستت روی شانه ام بود پشتم به کوهی مثل تو گرم بود اما وقتی دستت را برداشتی دیدم بی تو چیزی نیستم . . .

ادامه نوشته

جملات زیبا از دکتر شریعتی

 مهربان باش

    مردم اغلب بی انصاف، بی منطق و خود محورند، ولی آن ها را ببخش.

    اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند، ولی مهربان باش.

    اگر موفق باشی دوستان دروغین و دشمنان حقیقی خواهی یافت، ولی موفق باش.

    اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند، ولی شریف و درستکار باش.

    آنچه را در طول سالیان بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند، ولی سازنده باش.

    اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت می کنند، ولی شادمان باش.

    نیکی های درونت را فراموش می کنند، ولی نیکوکار باش.

    بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد.

    و در نهایت می بینی هر آنچه هست همواره میان « تو و خداوند» است نه میان تو و مردم.

ادامه نوشته

زندگی از نگاه دکتر شریعتی


زندگی همچون یک خانه شلوغ و پراثاث و درهم و برهم است
 و تو درآن غرق ...
این تابلو را به دیوار اتاق مى زنى ، آن قالیچه را
 جلو پلکان مى اندازى، راهرو را جارو مى کنى، مبلها
به هم ریخته است، مهمان ها دارند مى رسند و هنوز
لباس عوض نکرده اى،در آشپزخانه واویلاست و هنوز هم کارهات مانده است.


یکی از مهمان ها که الان مى آید نکته بین و بهانه گیر و حسود و چهارچشمى همه چیز را مى پاید...


از این اتاق به آن اتاق سر مى کشى، از حیاط به توى هال مى پرى، از پله ها به طبقه بالا میروى، بر میگردى پرده و قالى و سماور و گل و میوه و چاى و شربت و شیرینى و حسن وحسین و مهین و شهین .......

 غرق درهمین کشمکش ها و گرفتاری ها و مشغولیات وخیالات مى روى و مى آ یى و مى دوى و مى پرى که ناگهان سر پیچ پلکان جلوت یک آینه است ... از آن رد مشو...!
لحظه اى همه چیز را رها کن ، خودت را خلاص کن، بایست و با خودت روبرو شو، نگاهش کن خوب نگاهش کن، او را مى شناسى ؟ دقیقا ور اندازش کن کوشش کن درست بشناسی اش، درست بجایش آورى فکر کن ببین این همان است که مى خواستى باشى ؟  اگر نه پس چه کسى و چه کارى فوری تر و مهم تر از اینکه همه این مشغله هاى سرسام آور و پوچ و روزمره و تکرارى و زودگذر و تقلیدى و بی دوام و بى قیمت را از دست و دوشت بریزى و به او بپردازى، او را درست کنى، فرصت کم است مگر عمر آدمى چند هزار سال است ؟! چه زود هم مى گذرد مثل صفحات کتابى که باد ورق مى زند، آنهم کتاب کوچکى که پنجاه، شصت صفحه بیشتر ندارد...

ادامه نوشته

نیمه پر لیوان - نیمه مثبت زندگی

هر آنچه داریم برای ادامه زندگی شیرینمان کافیست .

 پس با اندیشیدن به نداشته هایمان ، زندگی شیرینمان را تلخ نکنیم .



امروز را فدای دیروز و فردا نکنیم

شادی ها و کامیابی هایمان را در اثر غفلت ، با افسوس های غم انگیز عوض نکنیم

 ضعیف ترین نور بر سیاه ترین تاریکی پیروز است .

زندگیتان همیشه پُر نور و شاد باد . برقرار باشید و پایدار 

ادامه نوشته

زندگی کردن از زندگی نکردن بهتر است


چه رنگی را دوست دارید ؟

منظورم یکرنگی یا دو رنگی و یا چند رنگی نیست .

از بین رنگها ، آبی ، سبز ، قرمز ، بنفش ، قهوه‌ای ، نارنجی ،

طوسی ، خاکستری ، سفید ، سیاه ، زرد ، یشمی ، . . . ، به

کدامیک علاقه دارید ؟ با کدامیک آرام می‌شوید ؟

با کدامیک در خاطرات تلخ و شیرین غرق می‌شوید ؟

و یا . . .  

زندگی زیباست و آفریننده این همه زیبایی از همه زیباتر

ادامه نوشته

زندگی یعنی


زندگی یعنی زیستن ، یعنی لذت بردن از بودن

زیستن با فراموش نکردن انسان بودن ، با فراموش نکردن انسانیت

پرهیز از پلید بودن ، زمانی که خوبی و نیکی هست ، چرا بدی و پلیدی ؟

انسان بودن خیلی مهم و با ارزش است چرا که اگر کم داشته باشی قرض گرفتنی نیست با پول و ثروت هم نمیشه بدست آورد ، با قدرت و سیاست و مقام و ... هم دست یافتن به آن ناممکن است بلکه باید در مسیر زندگی آن را بیابیم و حفظ کنیم.

خوبی و نیکی از لازمه های زندگی با آرامش است.

انسان بودن و خوب و نیک بودن را هر کس به گونه ای تفسیر و توجیه می کند ، البته بهتر بگویم اعمال و رفتار خود را توجیه می کند. ولی بهترین سنجش ، روح و روان هر فرد است. بلی آرامش فرد. 

خدا هست


خدايا...

خواستم بگويم تنهايم ،

اما نگاه خندانت مرا شرمگين کرد ؛

چه کسي بهتر از تو ...؟

ادامه نوشته

دلیل تنهایی

دلیل تنهاییم را تازه فهمیدم

وقتی محبت کردم و تنها شدم ،

وقتی دوست داشتم و تنها ماندم ،

دانستم باید تنها شد

و تنها ماند

تا ” خدا ” را فهمید . . .

امید


خدایا ...

فقط تو می دانی که در این شبهای پر تکرار چه آرزوها به سر دارم...

آرزو دارم که سر بر زانویت بگذارم ...

دیگر دنیایم بس است ...

دیگر گناهم بس است...

دیگر عذابم بس است...

خسته ام .

خسته از نامهربانی این چرخ فلک ...

دستم را بگیر که دیگر طاقت ماندن ندارم...

صدایم کن ... صدایم کن ...

ادامه نوشته

یلدا




آخر پاییز شد ، همه دم می زنند از شمردن جوجه ها !!

ولی آیا تابحال شمرده ای ؟

برای شروع بگذار از جایی دیگر شروع کنیم،

اول از همه بشمار ، تعداد دل هایی را که به دست آوردی

و بعد بشمار، تعداد لبخند هایی که بر لب مردمان نشاندی

و سپس بشمار ، تعداد اشک هایی که بخاطر همدلی از سر شوق و غم ریختی ،

و سر آخر بشمار تعداد دستهای نیازمندانی که گرفتی و تعداد قدمهایی که در کار خیر برداشتی ،

و همه اینها را که بشماری ، تعداد لبخندهای " آن یگانه " بدست می آید.

و تمام .

جوجه هایت شمرده شد ...

ادامه نوشته

بهترین نصیحت های زندگی

اگه میخوای راحت باشی کمتر بدون و اگه میخوای خوشبخت باشي بیشتر بخون

· تا پایان کار از موفقیت در ان با کسی صحبت نکن

· برای حضور در جلسات حتی یک دقیقه هم تاخیر نکن

· قبل از عاشق شدن ابتدا فکر کن که آیا طاقت دوری .جدایی و سختی را داری یا نه ؟؟؟

· سکوت تنها پاسخی است که اصلا ضرر ندارد.

· نصیحت کردن فقط زمانی اثر دارد که 2 نفر باشید. 

· در مورد همسر کسی اظهار نظر نکن نه مثبت نه منفی.

· دراختلاف خانوادگی حتی اگر حق با تو است شجاع باش وتواز همسرت عذر خواهی کن.

· برای کودکان و نوجوانان اسباب بازی های جنگی هدیه نبر.

· نه آنقدرکم بخور که ضعیف شوی ونه آنقدر زیاد بخور که مریض شوی.

· بدترین شکل دل تنگی آن است که در میان جمع باشی وتنها باشی.

· شخص محترمی باش وبدون اطلاع به خانه ومحل کار کسی نرو.

· وجدانت را گول نزن چون درستی ونادرستی کارت رابه تو اعلام می کند.

· عاشق همسرت باش تا بهشت را ببینی.

· کثیف نکن اگر حوصله تمیز کردن نداری.

· بخشیدن خطای دیگران بسیار قشنگ است تجربه کردنش را به تو پیشنهادمیکنم.

· همه جا از همسرت تعریف وتمجید کن حتی در جهنم.

· با کارمندانت مهربان ولی قاطع باش.

· غرور کسی رو نشکن چون مثل شیشه ی شکسته برای تو خطر آفرین است.

· عمل خلاف را نه تجربه کن نه تکرار.

· باشجاعت اقرار کن که اشتباه کردی.

· هنر نواختن را یاد بگیرنواختن موسیقی در هیچ کشوری گدایی نیست.

· هنگام صحبت کردن با دیگران به چشم آنها نگاه کن تاپیام و کلام تو را درک کنند.

· بادندان میخ نکش.

· کسی را که به توامیدوار است نا امید نکن.

· برا کسی که دوستش داری در روزتولدش پیام تبریک برایش ارسال کن.

· اولین خیر باش

· با داشتن همسری خوب همه کس و همه چیز را یکجا داری.

· در دفتر و منزل گل های زیبا داشته باش.

· حسابداری وروشهای آنرا یاد بگیر.

· تزریق سرم و آمپول را یاد بگیر.

· وارد سیاست نشو.

· عمر مد کوتاه است.

· به سفر و همسفر فکر کن.

· تاندانی نمی توانی پس بدان تابتوانی.

ادامه نوشته

وصیتی زیبا از انیشتن

هر کار کردم نتونستم خودمو راضی کنم این پست رو قرار ندم

واقعا برا من زیبا بود.

روزی فرا خواهد رسید که جسم من آنجا زیر ملحفه سفید پاکیزه‌ای که از چهار طرفش زیر تشک تخت بیمارستان رفته است، قرار می‌گیرد و آدم‌هایی که سخت مشغول زنده‌ها و مرده‌ها هستند از کنارم می‌گذرند.

آن لحظه فرا خواهد رسید که دکتر بگوید مغز من از کار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است.

در چنین روزی، تلاش نکنید به شکل مصنوعی و با استفاده از دستگاه، زندگیم را به من برگردانید و این را بستر مرگ من ندانید. بگذارید آن را بستر زندگی بنامم. بگذارید جسمم به دیگران کمک کند که به حیات خود ادامه دهند.

چشمهایم را به انسانی بدهید که هرگز طلوع آفتاب، چهره یک نوزاد و شکوه عشق را در چشم های یک زن ندیده است.

قلبم را به کسی هدیه بدهید که از قلب جز خاطره‌ی دردهایی پیاپی و آزار دهنده چیزی به یاد ندارد.

خونم را به نوجوانی بدهید که او را از تصادف ماشین بیرون کشیده‌اند و کمکش کنید تا زنده بماند تا نوه‌هایش را ببیند.

کلیه‌هایم را به کسی بدهید که زندگیش به ماشینی بستگی دارد که هر هفته خون او را تصفیه می‌کند.

استخوان‌هایم، عضلاتم، تک‌تک سلول‌هایم و اعصابم را بردارید و راهی پیدا کنید که آن‌ها را به پاهای یک کودک فلج پیوند بزنید.

هر گوشه از مغز مرا بکاوید، سلول‌هایم را اگر لازم شد، بردارید و بگذارید به رشد خود ادامه دهند تا به کمک آن‌ها پسرک لالی بتواند با صدای دو رگه فریاد بزند و دخترک ناشنوایی زمزمه باران را روی شیشه اتاقش بشنود.

آنچه را که از من باقی می‌ماند بسوزانید و خاکسترم را به دست باد بسپارید، تا گل‌ها بشکفند.

اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن کنید بگذارید خطاهایم، ضعفهایم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند.

گناهانم را به شیطان و روحم را به خدا بسپارید و اگر گاهی دوست داشتید یادم کنید.

عمل خیری انجام دهید، یا به کسی که نیازمند شماست، کلام محبت آمیزی بگویید.

اگر آنچه را که گفتم برایم انجام دهید، همیشه زنده خواهم ماند…

خدا کجاست؟

به دنبال خدا نگرد

خدا در بیابان های خالی از انسان نیست

خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست

به دنبالش نگرد

خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست

خدا در قلبی است که برای تو می تپد

خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد

خدا آنجاست

در جمع عزیزترینهایت

خدا در دستی است که به یاری می گیری

در قلبی است که شاد می کنی

در لبخندی است که به لب می نشانی

خدا در بتکده و مسجد نیست

گشتنت زمان را هدر می دهد

خدا در عطر خوش نان است

خدا در جشن و سروری است که به پا می کنی

خدا را در کوچه پس کوچه های درویشی و دور از انسان ها جست و جو مکن

خدا آنجا نیست

او جايي است که همه شادند

و جايي است که قلب شکسته اي نمانده

در نگاه پرافتخار مادري است به فرزندش

در نگاه عاشقانه زني است به همسرش

این شعر ادامه داره...

ادامه نوشته