تا نهادم پای در وحشت ســـــرای روزگار
عمر من در فکر آزادی چو زندانی گذشت

عکس و نوشته از اصغر محمدی
تا نهادم پای در وحشت ســـــرای روزگار
عمر من در فکر آزادی چو زندانی گذشت

عکس و نوشته از اصغر محمدی
نام خداوند
آغاز همه چیست.
آغازی که با گریه و غلتزدن توی خون نوزاد شروع میشه
تا پشیمانی و دست در گریبان بردن و باز نام خدا را صدا زدن.
خداوند نامیست که روزها ، ساعت ها ، دقیقه هارو به خودش اختصاص داده
وقتی دست میبری به گوشی و ساعتت رو می بینی ،
زمان تندتر از نفس کشیدن برات میگذره
روزهایی که تونستی توی یاد کسی باشی که برای یاد کردنت ثانیه ای دست ببرد به گوشی و زنگ بزند
دنیای ما آدمها دقیقا از همون دقیقه هایی شروع میشه که رنجیدیم
یا حتی رنجوندیم
از همون وقتی که سعی می کنیم کاری کنیم که برامون جذاب باشه
یا حتی همون موقع که خواستیم کاری کنیم که جذاب نباشه
کلی باید ها و نباید ها و در آخر رسیدن به داستان
پسرکی که دوست داشت گل رز توی مشتش را جاودانه نگه داره
دوست داشت گل رزش همیشه شاداب و بدون نیاز به توجه کسی هر روز درخشان تر و زیباتر بشه
ولی حیف که هرچی جلو می رفت می رسید به واژه خودش
خودش که وانمود میکرد هر روز مشتاق داشتن گل رز است
ولی خب از تکرار روزهاش اینو حس کرده بود که این باید انجام بشه
پسرک بعد پرپرشدن گل رز توی مشتای گره کرده اش فهمید
برای هر تعالی باید پرپر شد و شکست تا رشد کرد
از خواب که بیدار میشی
باورمیکنی که می تونی درک درستی از اطرافت داشته باشی
دست میبری به دست کلیدات و سعی میکنی یکی پس از دیگری روزهای بازکردن قفل هارا تکرار کنی
قفل هایی که به خانه ، ماشین ، سرکار و حتی خانه پدری می رسونند.
به راستی بازکردن این همه درب و تفکر پس از آن، گنجایشش چقدر است
گنجایش حجم لبخندهایی که می خوای توی قاب عکس سلفی گوشی ات جاش بدی
یا گنجایش کیف پولی که در کمال ناباوری با هر پر شدن خالی تر می شود
حیف که دنیای من وصل ارزنی است که جرقه ای می زند برای ماندن و تجربه بعد ماندن !
امروز که بعد تقریبا 3سال به وبلاگم اومدم، می فهمم دیگه نمی تونم مثل قبل احساسم رو سنجاق پسرک فال فروش بکنم یا حتی مثل قبل بتونم تخلیل حضور آدمهای خیالی رو در ذهنم پرورش بدم.
حیف روزهایی که مثل ساعت اکنون برای نوشتن اینجا لحضه شماری میکردم
دیگه نیستن .
وقتی قدیم توی، دست نوشت کوهنورد می نوشتم به خودم می بالیدم که تونستم دردهام رو به نوشته تبدیل کنم.
حیف که دردهام مثل سوزن توی انبار کاه گم شدن و چیزی که می مونده احساس مزخرف باشعوری بعد بیان کردن درده
خوشبختانه امروز خواستم ناباورانه بگم دنیای آدمها وصل احساس خوبی است که بهش منتقل می کنند
دنیاتون سرشار از باورهای خوب و ماندنی
سه شنبه 14آبان98
..........................
امروز نیز با سختی گذشت 18ام تیر ماه 95
هیچ وقت از لمس تارهای صاف و مشکی رنگ اش گله نکرد.
گویی حواسش به من نبود !
از جایم بلند شدم ... جلوی عرض نگاهش رژه رفتم ،ولی...
او همچنان غرق فکر بود ، زانو زدم روی کف پوش چوبی و گفتم کجایی؟!
نگاهی کرد _در گوی چشمانش شعله ها می رقصیدن
گفتم نظرت چیست ؟.
نظرت چیست ی کلبه ی کوچک کنار آن دریاچه برایت درست کنم.
(با انگشت اشاره جهت دریاچه را نشانش دادم)
قول میدم از صبح با رقص نسیم و سُر خوردنِ شبنم از خواب بر خیزم، بر گونه هایت بوسه ای بنوازم ، در افق.
همان جایی که خورشید پشت کوها می خوابد بدنبال روزی مون بگردم.
تکه نانی و اندکی پول برای خرید ساز دهنی مورد علاقه ات بیاورم.
بنشینیم کنار گلدان سرخسِمان، برای رهایی از پیچ و تابش ساز بزنیم و دعا کنیم
سرش را اندکی می چرخاند جوری که نتونم لبانش را ببینم
می گوید نـــــــــه
به نشانه ی اعتراض مشتانم را به زمین می کوبم و سرم را بالا میگیرم و ...
از خیال سبکش پر می کشم!
رگ غیرت!
چیست؟
ی سرچ کلی، جوک و چندتا از خوش غیرتی بسیجی ها برای نوامیسِِ مردم!
من هیچ وقت متوجه ی این نشدم که، این رگ کاربردش سود هست یا ضرر؟!
برای خود صاحب رگ یا طرف مقابل!!!.
چه وقت هایی هار میشه ،واکسنش باید قوی تر بشه به مرور زمان، یا همون لِـــول خواهد ماند؟.
من یادم نمیاد برای خواهرم غیرتی شدم!.
پسر در خانواده ی ما ضعیف شده و توی الکل نگهداری میشد در طول دوران بلوغ!... خوش غیرتیم به بلوغ نرسید هیچ وقت.
ی روز رگ باد کرده ی برادری منو وادار کرد که تسلیمش بشم ،او عجیب توی ذهنش مرور میکرد که نباید پسری از شعاع 1کیلومتری خواهرش عبور کند، ولی اکنون برادر شُل شده و خواهر میتازد بر خر غیرت برادر.
زندگی امروزه چیز دیگری نمایان کرده،خوش غیرتی و بی غیرتی فقط بازی با کلمات هست از دید من.
دختر/ یا کمی خطرناک ترش، زن! .را نمی شود با افکار شکاک مردانه کنترل کرد!
جنس مذکر را باید آموزش داد تا باورهایش سبب سلامت دختران جامعه شود
اینکه من برای تار موی دیده ی خواهرم تمام شهر را به دار بی آویزم،تنها از عمر و توان خود کم کرده ام
ی حرف دیگه نمی دونم ما ایرانی ها چه اصرار داریم به گرفتن عکس های بی روسری و لُختی، بعد اونو توی صدتا سوراخ نگه داریم تا کسی نبینه،خواهر من ... دنیا پر شده از زیبا رویان با ی کلیک، شهوت مردان پیش صفحه های سرچ کم میاره!.( الان که دختران ایران زمین بر داف های ملل مختلف پیشی گرفتن! )
دیگه حرفی نیست :| فقط ی چیز نمی دونم چرا پسرها ،برای فایل های مخفی صورت های زیبارویان مجازی ،غیرت نشان میدن،یا عکسها غیرت بر باد رفته شان را، فاش نمیکند

ربط عکس رو به مطلبم نمی دونم شاید میگه هر دستی برای زن ی رگ غیرتی داره/حالا اگه برادر باشه یا شوهر و پسر و... !!!
خداروشکر که مرا مرد آفریدی 