مقاله


عشق به كتاب

پروفسور حميد مولانا

ادامه نوشته

نخستین جشنواره سراسری عکس کتابداری

اتحادیه انجمن های علمي دانشجويي كتابداري و اطلاع رساني ایران (ادکا) در نظر دارد نخستین جشنواره سراسری عکس کتابداری با موضوع

"کتاب، کتابدار، کتابخوان: نگاه دیروز، نمای امروز"

را در اردیبشهت ماه 1390 برگزار نمايد .

از كليه علاقمندان دعوت مي گردد آثار خود را به

دبیرخانه جشنواره به نشانی : تهران، خیابان انقلاب، تقاطع فلسطین، شماره 1188، طبقه اول، اتاق 107

ارسال نمايند .

مهلت ارسال آثار : 20/1/1390

زمان داوری آثار : 15/2/1390

جهت کسب اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه نمایید:

نخستین جشنواره عکس سراسری کتابدرای

ادکا با همکاری مدلیزا برگزار می کند: دومین جشنواره برترین های سال کتابداری و اطلاع رسانی ایران

پیام دبیر جشنواره

با توجه به ضرورت های ایجاد شده نسبت به شناسایی و معرفی دانشجویان نخبه و ممتاز برای استفاده و بهره گیری از توانمندی های آنان جهت مشارکت در ارتقای فضای علمی کشور، کمیته گردهمایی های اتحاديه انجمن هاي علمي – دانشجويي كتابداري و اطلاع رساني ايران (ادكا) با همکاری انجمن علمی- دانشجویی کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی (مدلیزا) اقدام به برگزاری "دومین جشنواره  ملی – دانشجویی برترین های سال کتابداری و اطلاع رسانی ایران" در خرداد ماه 1390 نموده است  تا با تجلیل از برترین های این رشته ضمن پرداختن به رسالت خویش، موجبات آشنایی بیشتر دانشجویان و به خصوص دانشجویان نخبه نماینده دانشجویان کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه ها و موسسات آموزشی عالی سراسر کشور را فراهم آورده باشیم. امید است انجام این امر، روند کیفی و آموزشی و تحصیلی دانشجویان کتابداری و اطلاع رسانی را به طرز چشمگیری ارتقاء داده و باعث ایجاد انگیزه های علمی ، اجتماعی و فرهنگی دانشجویان شود. همچنین هویت و توانمندی های آنان را درکنار سایر رشته های آموزشی به اثبات رساند و گامی موثر در جهت خود باوری و اعتلای شخصیت آنان باشد.

دنیا عرصه ی رقابت کنندگان است؛ رقابت کنید؛ بهترین باشید؛ برترین شوید.

این جشنواره در 5 بخش برگزار میگردد. این بخش‌ها عبارت است از:

1. دانشجوی برتر سال

1.1. کارشناسی

1.2. کارشناسی ارشد

1.3. دکترا

2. پایان نامه برتر سال

2.1.    کارشناسی ارشد

2.2.    دکترا

3. انجمن علمی – دانشجویی برتر سال

4. وبلاگ دانشجویی برتر سال

5. نشریه دانشجویی برتر


مهلت ارسال آثار: 15 اسفند ماه 1389

از تمامی علاقه مندان به شرکت در جشنواره تقاضا داریم فایل های زیر را به دقت مطالعه نمایند و مدارک خود را طبق ساختار مشخص شده به همراه موارد درخواستی از جمله فرم ثبت نام و فرم رزومه (برای بخش دانشجویی) را به دبیرخانه جشنواره ارسال نمایند، در غیر این صورت مدارک به مرحله داوری راه پیدا نخواهند کرد.

شرایط شرکت در جشنواره
مدارک مورد نیاز برای شرکت در بخش های مختلف جشنواره و فرم رزومه فرم ثبت نام 
فرم ثبت نام در جشنواره

آدرس دبیرخانه: تهران - منطقه 1- میدان قدس - اول خیابان دربند- دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی- کد پستی ۱۹۷۱۶۵۳۳۱۳- دورنگار 22721150- تلفن تماس 09193287415.

پست الکترونیک دبیرخانه: adka.bartarinha2@gmail.com

برای اطلاع از اهداف این جشنواره به ادامه مطلب مراجعه نمایید. 


بنفشه به نیک
دبیر دومین جشنواره برترین های سال کتابداری و اطلاع رسانی ایران

ادامه نوشته

فراخوان چهارمین همایش سراسری ادکا  فراخوان مقاله


فراخوان مقاله

قابل توجه کتابداران، دانشجویان و اساتید کتابداری

اتحادیه انجمن های علمی دانشجویی کتابداری و اطلاع رسانی ایران (ادکا) برگزار می کند

مسائل مجموعه سازی در کتابخانه های ایران

زمان برگزاری مهرماه ۱۳۹۰

مهلت ارسال چكيده مقاله: ۱۵ اسفند ۱۳۸۹

داوري چكيده مقاله ها: اول اردیبهشت ۱۳۹۰

مهلت ارسال متن كامل مقاله: ۱۵ خرداد ۱۳۹۰

داوري مقالات: ۳۰ تیر ۱۳۹۰

از شما دعوت مي شود مقالات خود را به آدرس الکترونیک adka.seminar4@yahoo.com ارسال نمايید.

شایان ذکر است که تمامی نویسندگان باید فایل های ذیل را با دقت مشاهد نموده و مقالات خود را طبق ساختار مشخص شده به همراه موارد درخواستی از جمله نامه و مشخصات فردی مقاله دهندگان به دبیرخانه همایش ارسال نمایند، در غیر این صورت مقالات به مرحله داوری راه پیدا نخواهند کرد.

نامه ارسالی همراه با مقاله

مشخصات فردی مقاله دهندگان

ساختار مقالات

محورهای همایش:

  1. خط مشی مجموعه سازی در کتابخانه ها
  2. تامین مالی برای مجموعه در کتابخانه های دانشگاهی
  3. کارنامه ارزیابی مجموعه در کتابخانه ها
  4. همکاری بین کتابخانه ای در مجموعه سازی
  5. کارنامه کنسرسیوم تامین منابع آنلاین در کتابخانه ها
  6. نیروی انسانی در مجموعه سازی کتابخانه های دانشگاهی و تخصصی
  7. مسائل سفارش خرید اینترنتی منابع در کتابخانه ها
  8. مجموعه سازی در کتابخانه ملی
  9. مجموعه سازی در کتابخانه های عمومی
  10. چالش های اخلاق حرفه ای در مجموعه سازی کتابخانه ها
  11. نمایشگاه های کتاب و مجموعه سازی کتابخانه های دانشگاهی

چگونه با دست خالی PDF ایجاد کنیم؟



برای ایجاد نسخه pdf از اسناد شخصی، راه‌های زیادی وجود دارد.

ساده‌ترین آنها ایجاد نرم‌افزارهای pdf سازی مثل pdf factory , adobe acrobat distiller است. در صورتی که به اینترنت دسترسی داشته باشید نیز سرویس‌های زیادی برای شما این تبدیل را به صورت آنلاین انجام می‌دهند که Google doc معروف‌ترین آنهاست.

لینک : http://docs.google.com/

اما بعضی وقتها ممکن است شما نیاز به تهیه pdf از اسناد خود (word, excel, …) داشته باشید اما نرم‌افزار pdf ساز دم دست شما نباشد و امکان اتصال به اینترنت نیز برای شما فراهم نباشد. در این صورت هم نباید ناامید شد چرا که با خود Adobe Acrobat Reader و بدون استفاده از هیچ نرم‌افزار جانبی دیگر، می‌توانید نسخه pdf اسناد خود را تهیه کنید.

برای این منظور کافی است که در Control Panel ویندوز خود به قسمت Printers and Faxes رفته و بر روی عبارت Add a printer کلیک کنید.


در ادامه، کافی است با طی مراحل فوق، ابتدا گزینه File را انتخاب و سپس از لیست پرینترهایی که ظاهر می‌شود، AGFA-Avantra 36SF را انتخاب کنید.

با این کار شما یک پرنتر مجازی جدید با نام AGFA ایجاد کرده‌اید. پس از اتمام مراحل فوق با زدن دکمه Finish ، پرینتر pdf ساز شما آماده استفاده است!

حال یک فایل متنی (مثلا وُرد) باز کنید و پس از نوشتن مطلب خود، بر روی تصویر پرینتر در نوار ابزار کلیک کنید. (یا می‌توانید Ctrl+P را بفشارید)

از لیست پرینترها AGFA را انتخاب کرده و تائید کنید. ویندوز از شما می‌پرسد که فایل خروجی را کجا ذخیره کند؟

پس از انتخاب محل ذخیره و تائید، شما یک فایل با پسوند prn خواهید داشت. پسوند این فایل را از prn به ps تغییر داده و بر روی آن دوبار کلیک کنید. حال آکروبات‌ریدر باز شده و فایل pdf را در کنار فایل ps ایجاد می‌کند.

پی‌نوشت : برای ساخت pdf با این روش، داشتن یک نسخه قدیمی Adobe Acrobat Reader کافی است. (شخصا بر روی نسخه ۵ و ۶ هم تست کرده‌ام) .

ضمنا توجه کنید که بعضی ویندوزها با نام فارسی پرونده‌های pdf مشکل دارند که لازم است اسم لاتین یا عددی برای فایل خود انتخاب کنید.

منبع : پریانا


ضمنا قابل ذکر است که امکان تبدیل سند PDF به Word وجود دارد. بدین منظور از برنامه ای مبدل (لینک برنامه در زیر متن موجود است) استفاده می شود، با این محدودیت که فقط برای متون لاتین کاربرد دارد و برای فایل هایی که محتوای آن حروف فارسی است پاسخگو نمی باشد.

لینک برای دانلود نرم افزار مبدل PDF به Word:

http://dl.verypdf.net/pdf2word.exe

(برای دانلود برنامه، لینک بالا را در نوار آدرس مرورگر خود کپی کنید)


زیباترین کتابخانه های جهان

کتابخانه کانادا

سالن اصلی کتابخانه پارلمان کانادا در شهر اتاوا با مجسمه ای از ملکه ویکتاتوریا در وسط.


لطفا برای دیدن باقی تصاویر به ادامه مطلب بروید


ادامه نوشته

کتابت را جا بگذار!

جا گذاشتن کتاب، یک رفتار فرهنگی!

جا گذاشتن کتاب در مکان‌های عمومی رفتاری است که اکنون در ایتالیا و فرانسه هم رو به فزونی گذاشته. کسی که کتابش را در مکانی عمومی  رها می‌کند، هویت خود را آشکار نمی‌کند و ادعایی هم بابت قیمت کتاب ندارد، اما یک درخواست از خواننده یا خوانندگان احتمالی بعدی دارد: "شما نیز بعد از خواندن کتاب، آن را در محلی مشابه قرار دهید تا دیگران هم بتوانند از این اثر استفاده کنند.

" رول هورنباکر نخستین کسی بود که این حرکت را انجام داد. او یک فروشنده کامپیوتر در ایالت

میسوری امریکا بود و نام این رفتار را Book Crossing گذاشت؛ یعنی کتاب در گردش.


در فرانسه کتاب‌های در حال گردش از 10 هزار جلد فراتر رفته است. این رفتار جدید را می‌شود به

نوعی "کمپین کتابخوانی" یا "کمپین به اشتراک گذاشتن کتاب" در نظر گرفت؛ کمپینی که می‌تواند به

مثابه یک پروژه فرهنگی قابل تامل باشد. حالا رفتار مذکور به قدری در غرب رواج یافته که کم‌کم از ترکیه

نیز سر درآورده است.

برای این سنت جدید کتابخوانی سایت اینترنتی‌ای راه‌اندازی شده تا علاقمندان بتوانند با عضویت در آن به رهگیری کتاب‌هایی که رها کرده‌اند، بپردازند.

توصیه می‌کنم سری به سایت www.Bookcrossing.com بزنید.

طبق اطلاعات موجود در حال حاضر بیش از 2 میلیون و 500 هزار جلد کتاب که اطلاعات‌شان در این سایت ثبت شده در حال گردش هستند. هدف گردانندگان سایت یاد شده، تبدیل کردن دنیا به یک کتابخانه‌ی بزرگ است.

«به نقل از سایت خبرخونه»

مراقب این قطعه در کافی نت ها باشید

 

یک قطعه جدید ذخیره ساز اطلاعات در انتهای کابل کیبرد نصب می‌شود تا کلیه کلمات تایپ شده را در خود ذخیره نماید این قطعه بیشتر در دانشگاه‌ها، ادارات، کافی‌نت‌ها، نمایشگاه‌ها، هتل‌ها و فرودگاه‌ها استفاده می‌شود؛ بنابراین کسانی که در این مکان‌ها اطلاعات حساب بانکی خود را وارد می‌کنند، یا وارد سایت‌های مهم دیگر می‌شوند، باید بیشتر مراقب باشند.

به گزارش 3 نسل، این قطعه این امکان را دارد که پس از اینکه شما اطلاعات حساب بانکی را وارد کرده و کامپیوتر را ترک می‌کنید، به راحتی مجددا حساب شما را باز کرده و همه موجودی حساب شما را سرقت کند، زیرا همه کلماتی که تایپ کرده‌اید در این قطعه سیاه ذخیره شده است.
بنابراین پیش از استفاده از کامپیوتر در چنین اماکنی پشت کامپیوتر را چک کنید تا از عدم وجود چنین قطعه‌ای اطمینان حاصل نمایید.

با این روش و بسیاری از روش‌های دیگر می‌توان اطلاعات حساب بانکی شما را در مکان‌های عمومی سرقت کرد؛ بنابراین تا جایی که ممکن است در مراکز عمومی حساب بانکی خود را چک نکنید. حتی محل کار!!

منبع: www.cloob.com

 

احمقانه ترین سوالات از شرکت مایکروسافت


شرکت بریتیش تله کام یا همان BT لیستی از احمقانه ترین سوالاتی را که کاربران کامپیوتری یا اینترنتی این شرکت ارتباطی از مشاوران آنها پرسیده‌اند منتشر کرد. به نوشته پایگاه اینترنتی روزنامه مترو برخی از این سوالات آنقدر خنده دار است که حتی خود سوال کنندگان پس از فهمیدن اشتباه خود به احمقانه بودن آن اعتراف کرده‌اند. لیست احمقانه ترین سوالات IT که از مشاوران شرکت BT انگلستان پرسیده شده در ادامه مطلب آورده شده

ادامه نوشته

آینده روزنامه ها با کاغذهای دیجیتالی LG



شرکت LG تا پایان امسال 2 نمایشگر جدید را روانه بازار خواهد کرد. اما اینها مانیتور نیستند. آنها ساخته می شوند تا آینده مطبوعات چاپی باشند. یک ‪گا‬م بعد از کتابخوان های الکترونیک.

اگر چه کمپانی های مختلفی که تا کنون تصمیم به ساخت صفحات نمایشگر منعطف الکترونیکی داشته اند اما اکثر آنها به این نتیجه رسیدند که این کار ارزش صرف وقت و منابع را ندارد. اما ظاهراً کمپانی LG عقیده دیگری دارد. این کمپانی نه تنها ساخت این محصول را متوقف نکرده بلکه نوآوری هایی نیز در این زمینه دارد. از جمله در نظر دارد دو نوع محصول متفاوت را روانه بازار کند.

اولی نمایشگری ۹.۷ اینچی است که برجسته ترین خصوصیت آن پشتیبانی از رنگ است؛ شرکت ال جی یک واحد تحقیقاتی مستقل را برای اضافه کردن رنگ به صفحه های سیاه و سفید با فناوری E‪-‬Ink بر پا کرده است و حالا به نظر می رسد که در مرحله تجاری کردن این فناوری است. این نمایشگر به احتمال زیاد نسل بعدی کتابخوان ها را هدف قرار خواهد داد. البته همه چیز بستگی به بازار تقاضای کتابخوان ها دارد.

اختراع دیگر این کمپانی نمایشگر یا به نوعی می توان گفت کاغذ الکترونیکی انعطاف پذیر ۱۹ اینچی (۴۰۰*۲۵۰ میلیمتر) با ضخامت ۰.۳ میلیمتر و ۱۳۰ گرم وزن است. این صفحه نمایش احتمالاً شبیه همان چیزی است که ژانویه امسال خبرهایی در مورد آن منتشر شد. اندازه این نمایشگر دقیقاً هم سایز یک صفحه روزنامه است و با در دست داشتن آن احساسی شبیه به داشتن یک روزنامه واقعی به شما دست خواهد داد.

در نگاه اول ممکن است این طور تصور شود که صفحه ای با این قد و قواره تا چه اندازه می تواند مورد استفاده قرار گیرد. اما اگر اینگونه بیاندیشیم که صفحاتی نظیر این با اندکی تغییر و با اضافه کردن ورودی لمسی و اجزای دیگر می تواند تبدیل به نسل جدید روزنامه ها گردد ماجرا کاملا فرق می کند.

متاسفانه زمان دقیق ورود این دو محصول به بازار به طور دقیق اعلام نشده ولی شرکت LG امیدوار است بتواند تا پایان سال ۲۰۱۰ آنها را روانه بازار کند.



تغییرات ادامه دارد

 

رئاست دانشگاه شهید چمران اهواز تغییر کرد. این هم شرح کوتاهی از سوابق رئیس جدید، دکتر مروتی:

دکتر حسن مروتی متولد سال ۱۳۴۵ دارای دکتری تخصصی بافت شناسی هستند. رییس موسسه تحقیقاتی سرم و واکسن سازی رازی شعبه اهواز، رییس نظام پزشکی استان خوزستان و معاون پژوهشی دانشگاه شهید چمران از دیگر سوابق اجرایی وی به شمار می رود.

وی استادیار دانشکده دامپزشکی استادیار بخش بافت شناسی دامپزشکی و معاون اداری و مالی دانشگاه شهید چمران اهواز بوده و در مجامع ملی انجمن علوم امریکا، انجمن زیست شناسان ایران و انجمن علوم تشریح ایران عضویت دارد.

امیدورام که شاهد روزهای بهتر و بهتری برای دانشگاه باشیم.

 

html5 وب را به لرزه در خواهد آورد!

2 سال بیشتر از انتشار نسخه پنجم زبان اچ.تی.ام.ال نمی گذرد اما حرکت سازگار بهترین مرورگرها و توسعه دهندگان وب با آن در کنار قابلیت های بسیار این نسخه می تواند تحولی بزرگ را در دنیای مجازی رقم بزند.

محبوبه عمیدی: یکی از اولین نکاتی که در مورد ظهور HTML5 می دانیم، بی نیازی مرورگرها از افزونه هایی مانند فلش ادوبی برای پخش ویدئوهای آنلاین است. اما به نظر می رسد تغییراتی زیربنیایی که وب شاهد آنها خواهد بود، بسیارفراتر از این باشند.

کارشناسان یکی از قابلیت های این استاندارد تازه را افزایش ذخیره اطلاعاتی مرورگرها می دانند. این توانایی باعث می شود به خصوص در ابزارهای کندی مانند بعضی از تلفن های همراه مرورگر با سرعت بالاتری بتواند صفحات وب را نمایان کند و امکان نمایش صفحات قدیمی وب با کیفیتی بالا نیز فراهم شود.




امروزه بسیاری از وب سایت ها مانند نرم افزارهای کاربردی رومیزی عمل می کنند. به عنوان مثال امکان ویرایش آنلاین عکس ها را در نظر بگیرید. اشکال کار اینجاست که توسعه دهندگان برای ایجاد ویژگی های پیچیده این وب سایت ها از زبان های گوناگونی مانند HTML، جاوا اسکریپت و CSS در کنار یکدیگر استفاده کرده اند و تعامل میان این فناوری ها می تواند گاهی مشکل آفرین باشد. در نتیجه وبسایت ها کند کار می کنند، شیوه عملکرد آنها از یک مرورگر به مرورگر دیگر متفاوت خواهد بود و امکان وجود حفره های امنیتی نیز وجود خواهد داشت.

به گزارش تکنولوژی ریویو، بروس لاسون که دارد برای بهبود استانداردهای متن باز در مرورگر اپرا تلاش می کند، می گوید: «استاندارد فعلی پیچیده است و همین باعث اشتباهات ناخواسته و از کار افتادن نرم افزارها می شود. ما به یک استاندارد کاربردی و ساده نیاز داریم که بتواند دقیقا همان کاری را انجام دهد که کاربران می خواهند».

یکی دیگر از توانایی های این زبان ایجاد رابط برنامه نویسی کاربردی «API» است که می تواند باعث ارتباط مداوم میان صفحات باز با سرور شود. در نتیجه تغییرات صفحه هم زمان با سرور انجام خواهد شد و صفحه همیشه به روز خواهد بود.

این قابلیت اگر شیوه فعلی را شبیه ارسال نامه ها به پست الکترونیک بدانیم می تواند آنرا به ارسال پیام های فوری تبدیل کند و به کاربران شبکه های اجتماعی اجازه دهد همیشه به آخرین تغییرات ایجادشده توسط دوستان شان دسترسی داشته باشند.

با HTML5 مانند Google Gears، امکان دسترسی به بخشی از اطلاعات به صورت آفلاین وجود خواهد داشت. این قابلیت که انبارش شبکه نامیده شده به مرورگر اجازه می دهد به شکل هوشمند و دسته بندی شده اطلاعات را به گونه ای ذخیره کند که صفحات با بالاترین سرعت ممکن نمایان شوند و علاوه بر این امکان بازیابی بخشی از اطلاعات وجود داشته باشد.

در کنار بهبود این استاندارد، تغییراتی نیز در نسخه جدید CSS انجام شده است که می تواند نوید گرافیک آنلاین بهتری را به کاربران وب بدهد. CSS هم مانند HTML امکان قرار دادن پنجره های پویانمایی را در صفحات وب به کاربران خواهد داد. استانداردها ساده تر و کاربردی تر خواهند شد و در نهایت فضایی امن، با کارکردی مطمئن برای کاربران ایجاد خواهد شد. این همان هدف ایجادکنندگان HTML نسخه 5 است.

منبع: خبرآنلاین (khabaronline.ir)

تغییر ریاست کتابخانه مرکزی دانشگاه شهید چمران اهواز


سلام به همه دوستان

امیدوارم ایام به کام و اوضاع احوال رو به راه باشه

رئیس کتابخانه مرکزی دانشگاه شهید چمران عوض شد.

پیش از هر چیز یه خسته نباشید بگم به جناب آقای دکتر فرج پهلو، ریاست اسبق کتابخانه، به خاطر همه زحماتی که در طول این مدت کشیدند. از محسنات ایشون: مهمترینش (البته از نظر من) اینکه علی رغم مشغله زیاد با صبر و حوصله به انتقادات دانشجویان که گاهی تند و کوبنده هم بود گوش می دادند. و اینکه باید بگم اقداماتشون در جهت جلوگیری از جابجایی کتابخانه دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی به کتابخانه مرکزی چیزیه که فکر نمی کنم هیچ وقت از یاد بره. امیدوارم ریاست بعدی هم بتونند علی رغم همه سختی و مشکلاتی که می دونیم همراه با این مخالفت براشون ایجاد می شه همچنان از خواسته ما دانشجویان حمایت کنند

به ایشون خسته نباشید می گیم وبابت همه زحماتشون متشکریم.

ریاست جدید:

ریاست جدید رو به استاد خوبمون، جناب آقای عظیمی، تبریک می گیم. از ویژگی های خوب ایشون هم اینکه بسیار خلاق با قضایا روبرو می شن و باید بگم کمتر کسی رو دیدم که از قدرت تحلیل و عمق نگاهشون برخوردار باشه. با شناختی که از ایشون دارم فکر می کنم در آینده نزدیک کتابخانه با تغییرات زیادی روبرو می شه و خیلی زیاد مشتاقم که شاهد این تغییرات باشم. با توجه به اینکه من فقط یک ترم دیگه از درسم باقی مونده امیدوارم که فرصت از نزدیک دیدن این تحولات رو داشته باشم.

به ایشون تبریک می گیم و بابت کار سنگینی که شروع کردن براشون آرزوی موفقیت می کنیم.



رهایی مبارک

آنان که به صد زبان سخن می گفتند

آیا چه شنیدند که یکباره خاموش شدند

سلام به همه دانش اندوزان و عاشقان

این آخرین مطلبی است که در وبلاگ انجمن علمی کتابداری دانشگاه شهید چمران اهواز می نویسم و دیگر در این وبلاگ، وبلاگ نویسی نخواهم کرد.

وبلاگ نویسی در این انجمن حاوی نکات بسیار ارزشمندی برایم بود.

آن چه را که در این 9 ماه نوشتم را به انسان بزرگواری که همواره الگوی انسانیت و استقامت و عاشقانه و خداگونه زندگی کردن برایم بود؛ یعنی شهید دکتر چمران تقدیم می کنم.

این وبلاگ را با همه علاقه ای که بهش دارم رها می کنم.

رهایی مبارک

از دوستانی که به این وبلاگ سر می زدند و نظراتی را برایم می نوشتند تشکر می کنم و اگر مطالب نوشتاری مرا کس نپسندید به بزرگواری خودشان عذر مرا پذیرا باشند.

برادر کوچک شما (پیمان جلیل پور)

 

ماهیگیری در رودخانه الکترونیکی: فناوری های اخلال گر، غیر کتابخانه ای و محیط اطلاعات

چند ساعت قبل یک فصل از کتاب منابع الکترونیکی و توسعه مجموعه کتابخانه ترجمه ی علیرضا رستمی گومه با عنوان"ماهیگیری در رودخانه الکترونیکی: فناوری های اخلال گر، غیر کتابخانه ای و محیط اطلاعات" نوشته ی دنیس دیلون به دستم رسید که با مرور کوتاهی که به این فصل از کتاب اشاره شده کردم خیلی جالب به نظرم آمد و به شکل داستان  است و آدم از خواندنش لذت می برد.

حتماً اگر به این کتاب دست یافتید این فصل را مطالعه بفرمایید.

    اگر خدا بخواهد و عمری باقی باشد خلاصه ای از این فصل را برای دوستداران این وبلاگ خواهم نوشت، ولی قول نمی دهم.

 

کتاب چاپ شده ویکیپدیا

کتاب چاپ شده ویکیپدیا


دانشنامه ویکیپدیا انگلیسی از حدود ۳ میلیون مقاله تشکیل شده است، تا به حال فکر کرده اید اگر کسی قصد چاپ کردن این مقاله‌ها را داشته باشد کل مطالب سایت چند جلد خواهد بود، یک برآورد نشان می‌دهد کل دانشنامه ویکیپدیا تقریباً برابر با ۹۵۲ جلد دانشنامه برتانیکا خواهد بود. تا به امروز کسی قصد چاپ این دانشنامه را نداشته است ولی دانش‌آموزی در انگلیس يک دهم درصد از این دانشنامه را چاپ و صحافی کرده است، نتیجه کتاب زیر بوده است.

این کتاب حدود ۵۰۰۰ صفحه است که از ۴۰۰ مقاله برتر ویکیپدیا تشکیل شده است، همانطوری که در عکس دیده می‌شود این کتاب بسیار عظیم است به طوری که ارتفاع کتاب حدود ۵۰ سانتی‌متر است.


به اصول و مفاهیم نظری و عملی مدیریت در کارآموزی ها اهمیت داده شود

گای سینت کلیر، ویراستار مجموعه انتشارات مدیریت اطلاعات شرکت باکر- سور می نویسد:«  سال ها است که کتابداران و دیگر متخصصان خدمات اطلاع رسانی از این واقعیت که در دوره های آموزشی آن ها بر مدیریت تأکید نمی شود، افسوس می خورند. آنان موضوعاتی را می آموزند و به ویژه کتابداران خیلی زود در دوره کارآموزی با مفاهیم مرجع و سازمان دهی اطلاعات ارتباط پیدا می کنند، اما مفاهیم مدیریت اغلب نادیده می مانند یا کمتر به آن ها توجه می شود.«
    من هم با گای سینت کلیر موافق هستم که دانشجویان کتابداری در کارآموزی ها، مفاهیم مدیریت را یاد نمی گیرند یا خیلی کمتر یاد می گیرند و این نکته ای است که در کار آموزی ها باید به آن توجه شود و از مدیریت که یکی از چهار رکن اصلی حرفه ی کتابداری است نباید غافل شد و باید در کارآموزی ها، دانشجویان کتابداری با اصول و مفاهیم نظری و عملی مدیریت نیز آشنا بشوند.

10نکته‌ای که رعایت آنها شما را تبدیل به یک کتابدار “بد” می‌کند !!

    سلام عرض می کنم به همه دوستانی که به این وبلاگ سر می زنند و من چندی سکوت پیشه کرده بودم تا بتوانم چیزهایی جذب کنم تا بتوانم شاید بارش عشق داشته باشم، خیلی در این مدت زجر کشیدم وقتی که خواننده ای به وبلاگ سر می زند و می بیند که از نوشته های پیمان جلیل پور خبری نیست، مردی که ساده می نویسید، با صداقت می نویسد، حرفهایش از ته دل بر می آید تا بر دل خواننده بنشیند.

     خیلی عوامل باعث می شوند که انسان نتواند بارش داشته باشد و در خود فرو برود تا بداند که وقتی که نیستی راحت هستی و وقتی که هستی، کسی نمی بیندت اما وقتی نیستی نه تنها دیگران دلشان برای آدم تنگ می شود بلکه خود آدم نیز برای نبودنش در دنیای وبلاگ دلش تنگ می شود.

    بهرحال بعد از 21 روز با مطلبی به این وبلاگ آمده ام که در نشریه ی الکترونیکی عطف از من به چاپ رسیده است و امیدوارم که خوانندگان این وبلاگ خوششان بیاید و نظرات سازنده ای را ارائه کنند.

10نکته‌ای که رعایت آنها شما را تبدیل به یک کتابدار “بد” می‌کند !!

نکته ۱: نسبت به مراجعه کننده بد اخلاق باش!
مبادا با مراجعه کننده خوش اخلاق باشید. وقتی مراجعه کنند ه ای به کتابخانه آمد، سعی نکنید از جای خود بلند شوید و لبخندی بر لب داشته باشیذ، تا می توانید اخمو و عصبانی باشید تا همه ازشما حساب ببرند و اگر از جای خودتان بلند میشوید یا لبخند بر لب دارید حواستان باشد که شما را ساده نگیرند. بهتر انست که همانطور عصبانی باشید تا لبخن بزنید!. تا می توانید اعمال زیبایی مثل ناخن جویدن، با تلفن صحبت کردن و چای نوشیدن و غیره از خود نشان دهید که مراجعه کننده دوباره به سرش نزند کههر روز هر روز به کتابخانه بیاید و مزاحم اوقات طلایی شما شود. مبادا خودتان را برای مراجعه کنند گان هلاک کنید. اگر مراجعه کننده ای کتابی را از شما خواست بهتر انست که اول نیم ساعتی در میان قفسه ها چرخیده ،کمی قیلوله فرموده بعد سراسیمه بیاید و بفرمایید که کتاب مورد نظر شما در شبکه موجود نمی باشد، لطفاً بعداً مراجعه کنید.

نکته ۲: خوش تیپ بودن را کنار بگذار!
مبادا به سر و وضع ظاهری اتان زیاد اهمیت بدهید. مبادا خوش تیپ باشید. اصلا و ابدا، کتابخانه گفته اند،خانه ی مد که نیست آقاجان ، سعی کنید لباس های معمولی با رنگ های تیره و تار بپوشید تا حس ترحم دیگران را هم کمی جلب کنید. باور کنید برای پیشرفت خوب است. شاید ضریب هوشی! به ضریب پوششی ربط داشته باشد اما شما ابدا توجه نکنید. خواهشمند است از عطر به هیچ وجه استفاده نفرمایید. باور کنید شگون ندارد!!

نکته ۳:حواستان باشد، رشته ی کتابداری تخصص نمی خواهد!
از اندر مزایای بودن در رشته ی کتابداری این است که چنین رشته ای تخصص نمی خواهد، مگر چهار تا کتاب را در قفسه گذاشتن هم تخصص می خواهد؟ البته اگر یاد گرفتن شما به نیت “کلاس” گذاشتن برای دیگران باشد به شدت توصیه میشود.! کتاب را در هر کجای قفسه های کتابخانه که دوست داشتید قرار دهید فوفش دفعه بعد ان کتاب گم میشود دیگر..خب بشود! پارچه ترمه که نیست کتاب است و نخواندنی!!!..

نکته ۴: تا می توانید در کتابخانه سر و صدا ایجاد کند!
مبادا در کتابخانه سکوت را رعایت کنید، اگر سکوت را رعایت شود خدای نکرده به سمت کتابدار “خوب” بودن پیش می روید.و کتابدار خوب باید هزار چیز را تحمل کند. اگر توانستید با خودتان تلویزیون و رادیو و ضبط صوت هم به کتابخانه ببرید.

نکته ۵: دقت را کنار بگذارید!
اگر در بخش فهرست نویسی کار می کنید تا می توانید در فهرستبرگه هر علامتی که دوست داشتید جای دهید. قواعد انگلو- امریکن را نادیده بگیرید، چه کسی گفته که پیش از محل نشر باید علامت ( .- ) بگذارید؟، هر علامتی دوست داشتید پیش از محل نشر قرار دهید و باور کنید که علم و پیشرفت زیاد هم حساب و کتاب نداشته است! از گذاشتن علامت گوشکوب(!) در هر جا که مایلید دریغ نفرمایید.

نکته ۶: مهارت در سخنرانی را فراموش کنید!
در کتابخانه در برخورد با مراجعه کنندگان سعی کند تا می توانی از الفاظ “خواهش می کنم”، “مرسی”، “لطفاً”، “عزیزم”، “پسر خوبم”، “دختر خوبم”، و از این جور کلمات اطو کشیده استفاده نکنید، این کلمات را در فرهنگ واژگان گفتاری و نوشتاری خود وارد نکرده و سعی کنید طوری با دیگران صحبت کنید که دیگر جرئت نکنند که در کتابخانه با سوال هایشان مزاحم شما شوند!

نکته ۷: اندیشمندی را به دیگران واگذار کنید!
مبادا ساعتی را به تفکر و اندیشه اختصاص دهید، هیهات!!! هر طور که دوست دارید عمل کنید، مبادا فعالیت های گذشته و حال و آینده کارهای کتابدارانه خود را بشمرید، اصلا و ابدا ! از قدیم هم گفته اند که نشمارید ،کم میشود! تا می توانی خود را به حال خود واگذار کنید، نگذاریداصول آزاد اندیشی در کتابداری،شما را ناراحت کند! نان سنگک دانه ای ۱۰۰۰ تومان را داشته باشید! اصل نان سنگک است !

نکته ۸: خلاقیت را نادیده بگیر!
کتابدار “خوب” کسی است که فقط هر روز بر حسب عادت به کتابخانه رفت و آمد داشته باشد و کارهایی را از سر عادت انجام دهد، و ساعات کاری آغازین را به ساعات پایانی برساند و هنگامی که به کتابخانه می رود، به خلاقیت نیندیشد. در کتابخانه چنان رفتار کنید که خلاقیت، به خود اجازه ی خودنمایی ندهد.!!! حسن کنار گذاشتن خلاقیت این است که دیگر کتابخانه به روی خود کار ابداعی جدیدی نمی بیند و هر بار مورد تمسخر و انتقاد دیگران قرار نمی گیرید، و در کل راحت هستید .اگر روزی خورشید از سمت مغرب طلوع کرد و در کتابخانه ، خلاقیت را شرمنده کردید و در کتابخانه خلاقیتی به خرج دادید، مطمئن باشید که یک حرکت کاملا داوطلبانه و انتهاری! انجام داده اید و از شایعات در امان نخواهید بود.

نکته ۹: نسبت به دنیای پیرامون خود بی اعتنا باشید!
یکی از ویژگی های کتابدار بد این است که به محیط پیرامون خود آگاه باشد.!!!! اگر روزنامه یا کتاب بخوانید یا از اخبار پیرامون زیاد بدانید، برای تو سنگینی ایجاد می کند و اطلاعات زیاد هم که می دانید کار دست آدم می دهد، پس تا می توانی خود را به بی تفاوتی زده، انگار نه انگار که در این دنیا زندگی می کنید!، هر گاه نسبت به دنیای پیرامون خود آگاهی به دست اوردید اولا ان را با کسی درمیان نگذارید! دوما سریع فراموش کنید و سوما بخش اول و دوم را باز هم تکرار بفرمایید!

نکته ۱۰: ۱۴ ویژگی انسان کامل در بخش مرجع را برای همیشه فراموش کن!
مگر برای کار در کتابخانه هم، کتابدار باید انسان کامل باشد، دیگر چهار تا کتاب در قفسه گذاشتن که تشریفات نمی خواهد، اگر ۱۴ ویژگی انسان کامل در بخش مرجع ( اندیشمندی، بینشمندی، زمان آگاهی، خود خواهی، خویشتن داری، خود یاری و خود مختاری، دیگر خواهی و مردم داری، ایثار و فداکاری، رها سازی و استقلال بخشی، فروتنی و گردنکشی، رهایی از پیشداوری، عشق و آرمان، اصالت، خلاقیت، ابتکار و خود زایی، استقامت و پایداری ) را در خود نهادینه کنید، خود را دستی دستی به سمت کتابدار خوب بودن می اندازید!!!!، این کار را نکنید،( من خوبی شما را میخواهم )
دهقان فداکار را فراموش کن! کتابدار فداکار را نیز به همچنین! زمان را نیز فراموش کنید. اگر این ۱۴ تا ویژگی را یاد گرفتید بدا به حال شما! و بدانید که به سمت کتابدار خوب بودن، پیش می رویدکه البته عوارض هم دارد!!، پس به حال خود چاره ای کنید.
به حال ما اینها را گفتیم که بماند برای اینده گان! میدانم که شما کتابداران سخت کوش گوشتان بدهکار نصیحت های ما نیست. اما چه کنیم که دلمان نمی آید دوستان را از دانش خود بی نصیب بگذاریم!! از قدیم هم گقته اند: آنچه جوان در آینه میبیند “پیمان” در خشت خام میبیند!!

 

A Day in the Internet




برای هوشنگ حکیمی: مردی که انسان بود و در خدمت بشریت؛ او را دریابید که چه گوهری است

    هوشنگ حکیمی کسی است که در کتابخانه تخصصی و مرکز اسناد مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان خوزستان کار می کند و در حقیقت او سرپرست کتابخانه و عضو هیئت علمی سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی کشور است و در ضمن او فارغ التحصیل کارشناسی ارشد کتابداری از دانشگاه تهران در سال 1376 است.

    می خواهم در شب عاشقی، از یک انسان بنویسم و بدانم که هنوز هم کم هستند امثال هوشنگ حکیمی و من او را می پرستم و دوستش دارم. شاید برای شما جالب باشد که چرا فردی همچون من، هوشنگ حکیمی را می پرستد و دوستش دارد.

حال بخوانید شرح این عاشقی را.

    روزی از روزها جهت تکلیف درس اداره کتابخانه های تخصصی و مراکز اطلاعاتی از پروفسور فرج پهلو، نامه را گرفتم و به سمت مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان خوزستان حرکت کردم و چقدر آن روز، روز خوب و به یاد ماندنی برام بود و در کل انرژی داشتم و احساس شادی می کردم، اما نمی دانستم که این انرژی ام و این احساس شادی ام دو برابر خواهد گشت، بله ما به نگهبانی مرکز تحقیقات نامه را نشان دادیم و ما را به داخل راه دادند و گفت که باید پیاده به نگهبانی بعدی بروی و ما باز هم پیاده با سرعت کمتر از جت که نزدیک به 10 دقیقه بود، با پای پیاده رفتیم و به نگهبانی دوم رسیدیم و نامه را نشان دادیم و گفتم که می خواهم به کتابخانه بروم و گفت که مسئول کتابخانه آقای حکیمی است و بروید تا کارتان را راه بیندازند و ما باز هم با شادی و انرژی به سمت ساختمان اصلی مرکز تحقیقات کشاورزی رفتیم و بالاخره وارد ساختمان شدیم و یکی در طبقه همکف، جولان می داد که بعد از سلام و علیک و خسته نباشید از او محل کتابخانه را پرسیدم بهرحال ازش ممنون که گفت که کتابخانه در طبقه دوم قرار دارد و ما از پله ها بالا رفتیم و به طبقه دوم کتابخانه رسیدیم و درست در وسط طبقه دوم یه نگاهی به اون ور و یه نگاهی به اون ور دیگر کردم و یهو کتابخانه را دیدم، هر چند که خبری از عنوان کتابخانه نبود و ولی کتابخانه داشت مرا صدا می زد و من زدم به دنده 4 و با سرعت رفتم به سمت کتابخانه و وقتی از درب کتابخانه به داخل رفتم، احساس آرامش کردم گویی که تا آن وقت در مدتی که در اهواز بودم چنین آرامشی نداشتم و آقای حکیمی را دیدم که روی صندلی بخش نشریات نشسته است و روزنامه ها را برای مراجعه کنندگان آماده می کرد و در همان اول کار فهمیدم که آدم کاری است و خدا عمرش بده، من او را تا آن روز ندیده بودم و گفتم که با آقای حکیمی کار دارم و گفتند که خودم هستم و من نیز خودم را معرفی کردم و قصدم را از آمدن به آنجا مطرح کردم و به من گفت که یه 20، 30 دقیقه ای صبر کن یه جایی برم و بیام و پرسشنامه را برات پر می کنم، بله ما هم از فرصت استفاده کردیم و از کتابخانه عکس گرفتیم و این چشمهایمان هر چه را می دید، یادداشت می کردم و از قفسه ها و از سالن مطالعه و از محل کار کتابداران و بالاخره هر چی در آن کتابخانه بود زیرورو کردم و چقدر احساس آرامش می کردم و حتی می خواستم که ترک تحصیل کنم و در آن کتابخانه کار کنم، نمی دانید چه محیط آرامش بخشی داشت و چقدر آقای حکیمی و همکارش آن کتابخانه را تمیز نگه داشته بودند. بعد از فکر می کنم 20 یا 30 دقیقه که من غرق در کتابخانه بودم و بعضاً هم به فکر فرو رفته بودم، آقای حکیمی آمد و یهو منو صدا کرد و گفت  در خدمتم و با هم رفتیم و در صندلی های که دور میز کار او چیده شده بود نشستیم و او خیلی با صبر و آرامش داشت پرسشنامه ها را پر می کرد و در حین پر کردن پرسشنامه ها، به من توضیح نیز می داد، و حتی او فرق بروشور و کاتالوگ و جای نقشه ها و اشکال در رده بندی کتابخانه کنگره را به من نشان داد و چقدر او آن روز برای من وقت گذاشت، از ساعت 11:30 تا 13:20 پرسشنامه را پر کرد و به سوالات من جواب داد و در حین پر کردن پرسشنامه، مراجعه کنندگانی نیز کتابخانه داشت که او با همه آنها مثل یک انسان و یک مرد رفتار می کرد و حتی با اینکه رئیس کتابخانه بود از جای خود بلند می شد و مراجعه کنندگان را برای پیدا کردن منابع مورد نیازشان کمک و راهنمایی می کرد، من از او دو تا عکس نیز انداختم و حتی او آن روز مرا با ماشین خودش به جلوی دانشکده علوم تربیتی رساند که من ساعت 13:30 باید برای کارهای نشریه خودم را به کارگاه کتابداری می رساندم، چرا که به بچه های انجمن گفته بودم که خودم را تا ساعت 13:30 می رسونم و خدا یه کاری کرد که من خودم را به کارگاه درست سر وقت رساندم اما آنها به دلایلی نبودند. آن روز من آنقدر از لحاظ معنوی سیر شده بودم که حتی نمی خواستم ناهار بخورم و گرسنه هم نبودم، و حتی وقتی ناهار خوردم متوجه شدم که من به غذا نیاز نداشتم و دلم با خوردن آن غذا درد گرفت چرا که من از لحاظ روحی سیر شده بودم و جسمم نیز سیر شده بود، به خاطر این است که من  جناب آقای هوشنگ حکیمی را می پرستم، او برای من یک دوست و با اینکه من برادری ندارم اما او برای من یک برادر و یک پدر و در کل او برای من یک استاد و او برای من پروفسور و دکتر است، اگر چه  او مدرک دکتری ندارد، اما او پروفسور و دکترای انسانیت و علم و ادب دارد و من با این نوشتار سعی کردم که از او تشکر کنم و یک انسان را به شماها معرفی کنم، کدام انسان برای یک مراجعه کننده این همه وقت می گذارد، حال آنکه من یک دانشجو بودم و یک پسر و یک غریبه و نمی دانید که پرسشنامه را با چه حوصله و چه دقتی پر می کرد، خدا عمرش بده و دیگران از وجود او در آن کتابخانه فیض ببرند، بهرحال از خدا برایش سلامتی خواستارم و به چنین انسانهایی که در خدمت بشریتند، سلامتی خواستارم و او را در زندگی موفق گرداند و  با خودم فکر می کنم که اگر خود من هم با مهربانیت و لحن و رفتاری که داشتم او آن همه برای من احترام گذاشت و شاید او هم مرا یک انسان شناخت و کمک کرد و هر چند که من کمال تشکر خودم را با ایمیل به ایشان ثابت کردم و در ضمن یادم رفت که بگم که او حتی ایمیل و شماره تلفن خود را به من داد تا اگر باز کمکی خواستم یاورم باشد و در ضمن به دلیل اینکه عکس زیاد گرفته بودم، باطری موبایلم در حالی که می خواستم آخرین عکس را از درب ورودی کتابخانه بگیرم تمام شد و از آقای حکیمی درخواست کردم که از ورودی کتابخانه عکس بگیرد و به ایمیلم بفرستد و او این کار را انجام داد و به ایمیلم فرستاد و باز هم مرا شرمنده کرد و به خاطر این است که او را می پرستم و حاضرم که جانم را برای او فدا کنم. او همچنین به من پیشنهاد کار در آن کتابخانه را نیز داد اما من به دلیل دانشجو بودنم نمی توانستم، هرچند که خیلی دوست داشتم که در کنار یک انسان عاشقانه کار کنم و در خدمت مراجعه کنندگان باشم و با کمک او یک کتابخانه تخصصی را چنان اداره کنیم که در هیچ جای اهواز سابقه نداشته باشد و شهره ی آفاق باشد، اما من باید در دانشکده ایی که دیگر برایم عشقی ندارد، تحصیل کنم و به شهرم بر گردم و در کنار خانواده ام باشم و آینده را نظاره گر باشم که چه بازی ها خواهد داشت و کجاها باید عاشقی کنم و آیا زمانی اگر جایی استخدام شدم یا در جایی کار کردم، یک انسان واقعی مثل هوشنگ حکیمی حضور خواهد داشت یا نه؟ یا کسی خواهد بود که مرا با انرژی که دارم می توانم خیلی کارها انجام بدهم، با رفتارهایش زجر کش خواهد کرد و  بی انرژی خواهد کرد و مریض خواهد کرد.

خدایا اگر جایی یه زمانی استخدام شدم، با انسانی مثل آقای حکیمی همکار بشوم و جز این مرا مرگ بده و طاقت زجر کشیدن را ندارم و طاقت این را ندارم که ببینم که یک نفر، مردم را از کتابخانه فراری می دهد یا در کل به انسانیت ارزش قائل نیست. کاش او در دانشگاه شهید چمران اهواز در گروه کتابداری استاد من بود هر چند که او استاد واقعی من است.

چگونه سر زخجلت برآورم بر دوست   که خدمتی بسزا بر نیامد ز دستم

 

دو تا دیو و یه خورشید و کتابداری که در آن نزدیکی بود و راننده تاکسی که باید کتابدار می شد

      روزی از روزها در اهواز، سوار تاکسی شدم و با راننده ی تاکسی با لبخند و مهربانی سلام و علیک کردم و آن راننده به من گفت که معلومه اقتصاد نمی خونی، گفتم چرا؟ گفت که آدم مهربون و خوش برخوردی هستی، گفت که چی می خونی گفتم: کتابداری می خونم و گفت که معلومه. در ادامه گفت: با توجه به اینکه الان اینترنت و تکنولوژی اینقدر زیاد شده، فکر نمی کنی مردم به کتابخانه ها کمتر مراجعه می کنند؟ من به این راننده تاکسی که فکر می کنم بالای پنجاه سال داشت موندم که چی بگم، با خودم فکر می کردم، این مرد باید کتابداری می خوند در کل معلومات عمومی خوبی داشت و در کل آدم خوش سوادی به نظر می رسید و باز در ادامه گفت: ازت یه سوال می کنم. فرض کن یه فردی به کتابخانه مراجعه می کنه و نمی تونه درخواستش رو زبانی بگه و او در روی کاغذ تصویر دو تا دیو منظور از این دیوهای افسانه ای و یک خورشید می کشه و به کتابدار می ده و کتابدار هم کتاب مورد نظر او را می آورد.

گفت که آیا فهمیدی آن فرد چه کتابی را می خواست گفتم که نه؟

گفت: آن فرد تصویر دو تا دیو را کشیده بود و جمع دو تا دیو می شود دیوان و خورشید هم یعنی شمس و آن فرد، کتاب "دیوان شمس" را می خواست.

من آن روز را از خدا تشکر کردم که حتی در تاکسی هم من یه مطلبی یاد گرفتم و نمی دانید که چقدر از نکته هایی که از راننده ی تاکسی یاد گرفته بودم شاد بودم و آنقدر احساس شادی داشتم که در این متن جا نمی گیرد و می خواستم ساعت ها در اهواز او رانندگی کند و با هم حرف بزنیم و تبادل اطلاعات داشته باشیم و من باز این را یاد گرفتم که اگر من آن روز با او با لبخند و مهربونی سلام و علیک نمی کردم، شاید، شاید که نه یقیناً آن مطالبی را که او گفت یاد نمی گرفتم و اگر می دید که من خودم را می گیرم و اخمو و بد اخلاق هستم، اصلاً با من حرف نمی زد. بهرحال خدا را شکر می گویم که در حد توان سعی می کنم انسانی تر رفتار کنم.

موضوعات مورد بحث مردم عادی: عشق، ورزش، سیاست، اقتصاد و آیا آنها نیازی به کتابخانه و کتابدار دارند؟

مردم عادی همیشه در مورد عشق و ورزش و سیاست و اقتصاد طوری صحبت می کنند که آدم فکر می کند که اینها در دانشگاه در این موضوعات تحصیل کرده اند و بهرحال عشق برای انسان نیاز است و همیشه داستان عشق به شکلهای مختلف در بین مردم وجود داشته و خواهد داشت و جزء موضوعاتی است که مردم دوست دارند که در موردش بحث و گفتگو کنند و ورزش به خصوص فوتبال و کشتی نیز همیشه جزء بحثهای مردم بوده و هست و سیاست و اقتصاد نیز از موضوعاتی هستند که همیشه مردم به دنبال اطلاعاتی در مورد آن بوده اند و همیشه در کوچه و بازار مردم خودشان تئوریسین هستند و من همیشه به شوخی می گویم که شماها باید در گفتگوی ویژه خبری شبکه دو شرکت می کردید، اصلاً، جای شما در گفتگوی ویژه خبری شبکه دو خالی است.

مردم عادی بیشترین اطلاعات را در این موضوعات، معمولاً از تلویزیون و رادیو و روزنامه کسب می کنند و به نظر من، کتابخانه در اولویت بعدی آنان قرار دارد و کتابداران باید سعی کنند که اطلاعات آنها را در این موضوعات آگاهانه تر و موثق تر در اختیارشان قرار دهند تا با آگاهی و اندیشه در این موضوعات بحث کنند.

بنابراین، اگر مردم عادی از کتابخانه و کتابدار استفاده می کردند به مراتب بحث هایشان شیرین و  دلچسب می شد.

 

کتابداران حافظان اندیشه بشریتند

این عنوان را به خاطر درخواستی که سرکار خانم حوریه صدیقی( از دوستان و آشنایان خوب من که فارغ التحصیل ممتاز کارشناسی کتابداری از دانشگاه تربیت معلم آذربایجان هستند و احترام خاصی برای این بزرگوار قائل هستم و همیشه با نظراتی سازنده سبب دلگرمی من برای نوشتن بوده اند) انتخاب کرده ام و درباره ی عنوان این پرده ی کتابداری، سطوری از دنیای وبلاگ را خط خطی می کنم، باشد که مورد رضایت خانم صدیقی و دوستداران این وبلاگ واقع گردد.

آری، چه عبارتی ؟، کتابداران حافظان اندیشه ی بشریتند و من حتّی در روی قفسه های یکی از کتابخانه های دانشکده مهندسی دانشگاه شهید چمران نیز این عبارت را دیدم، هرچند که در دوره کارشناسی این عبارت به گوشمان خورده بود.

اما واقعاً کتابداران حافظان اندیشه بشریتند؟ این سوالی است که از خودم می پرسم؛ یعنی ما(حال بماند که ما دانشجویان کتابداری 1درصد هم کتابدار نیستیم)  نگهبانان اندیشه ی بشریت هستیم؟ از طرفی باید بنویسم که آری ما در کتابخانه ها ملزم هستیم که مواد کتابخانه ای را مثل فرزندانمان خوب نگهداری کنیم تا مبادا به آنها صدمه ای برسد، هرچند که بماند همه چیز در اثر گذشت زمان فرسوده می شود و حتی خود انسان با هر نفسی که می کشد از عمرش کاسته می شود و حال برای کتابها هم چنین است، با گذشت زمان نه تنها از لحاظ جسمی(فیزیکی) فرسوده می شوند بلکه از لحاظ روحی نیز فرسوده می شوند یعنی با گذشت زمان عمر مفید علمی آنها نیز کمتر می شود.

کتابداران درست است که با اندیشه های بشریت سروکار دارند اما یک کتابدار وقتی با اندیشه ی بشریت سروکار دارد، پس باید سعی کند انسان نیز باشد، چرا اگر انسان نباشد این اندیشه های بشریت که برای استفاده ی دیگران گردآوری و سازماندهی شده اند حالت رکود پیدا می کنند چرا که کتابدار با عدم برخوردار بودن از انسانیت یعنی عدم احترام به مراجعه کنندگان، مشتری را از کتابخانه فراری می دهد و خودش می ماند و در این صورت می شود حافظ اندیشه ی بشریت، اما دریغ از اینکه با این عمل( عدم برخورداری از انسانیت) اندیشه های بشریت را حبس می کند و در حقیقت انسان های بیشماری را از نسل های مختلف می کشد و قاتلی می شود که خود خبر ندارد و دادگاهی هم برای این مسئله نیست.

من به شخصه، دوست ندارم که کتابدار فقط حافظ اندیشه های بشریت باشد، بلکه او باید خودش را برای مراجعه کنند گان و این اندیشه های بشریت فانی کند تا بداند که او فقط نگهبان کتابخانه نیست و خیلی کارها باید انجام دهد تا او را به عنوان کتابداری اجتماعی مثل استاد سرکار خانم نوش آفرین انصاری بشناسند نه کتابداری نگهبان یا حافظ اندیشه های بشریت.

امیدوارم که روزی برسد که مرا کتابداری اجتماعی بشناسند و هر روز  برای این صفت خودم را بهتر از روز قبل تربیت کنم و به انسانیت نیز خودم را نزدیک تر سازم و در کل آرزوی من همیشه این است که ما کاش کتابداران اجتماعی بیشتری تحویل جامعه می دادیم، در این صورت دیگر کتابداری هیچ مشکلی نداشت چرا که کسی که اجتماعی و انسانی باشد سعی می کند که در کل برای بشریت مثمر ثمر واقع گردد.

 

 

نیایش تا نیایش کتابدارانه

خداوندا

برای کسانی که فکر می کننند انسان بودن سخت است، انسانیت

برای کسانی که فکر می کنند لبخند زدن سخت است، لبخند

برای عزیزانی که به این وبلاگ سر می زنند، اینترنت پرسرعت و سلامتی اینترنتی

برای عاشقان بی معشوق، خدارا

برای کتابداران بی کتابدار، آگاهی و بصیرت

برای خودم چیزی از این دنیا نمی خواهم جز شادی شماها در زندگی.

کتابدار،اطلاع رسانی است که عاشق شده است

کتابدار،اطلاع رسانی است که عاشق شده است

آیا شما این حرف را قبول دارید؟

    به نظر من، شاید کسی در رشته محترم کتابداری، مدرک دکتری داشته باشد اما به اندازه ی یک فردی که فوق دیپلم   کتابداری دارد مثمر ثمر نباشد و تنها کتابدارهایی  که عاشق هستند سعی می کنند در حد توانشان برای دیگران اطلاع رسانی کنند و تنها به فکر خود نباشند و من همیشه چنین انسانهایی را می پرستم و از انسانهایی که خود را می گیرند و فقط و فقط به فکر خودشان هستند و دریغ از یک جمله اطلاع رسانی در مورد رشته شان چندان استقبال نمی کنم و فقط آنها را مرده ی متحرک می نامم تا شاید با این اصطلاح، کمی به خود بیایند که انسانهایی هستند که تشنه استفاده از علم آنها هستند و فقط و فقط می خواهند که افرادی که دارای مدرک تحصیلی بالاتر هستند کمی به آنها روی خوش نشان بدهند و اطلاع رسانی کنند. به امید داشتن انسانهای عاشق حرفه ی کتابداری.

كتابداري، فراعلم است

به اعتقاد دكتر غلامرضا فدايي، كتابداري و اطلاع‌رساني با پرداختن به بازيابي اطلاعات و دانش در برترين جايگاه يعني فراعلم قرار مي‌گيرد.\

دكتر غلامرضا فدايي، مدير گروه كتابداري و اطلاع‌رساني دانشگاه تهران به خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، گفت: فراعلم، فوق همه دانش‌هاست و به عنوان پيش‌نياز و مقدمه ساير علوم در نظر گرفته مي‌شود. كتابداري مرتبط با همه علوم و مقدم بر آن‌هاست.

وي خاطرنشان كرد: اصل معرفت و چگونگي شكل‌گيري اطلاعات و دانش به حافظه انسان بازمي‌گردد. بر اين اساس مفهوم بازيابي اطلاعات و دانش در كنار معرفت‌شناسي و علم قرار دارد و فراتر از محيط محدود كتابخانه جاي مي‌گيرد.

منبع: خبرگزاری کتاب  

شناختی از دکتر غلامرضا فدایی

دكتر غلامرضا فدايي

     دكتر غلامرضا فدايي، سال 1377 درجه دكتراي خود را با ارايه پايان نامه "بررسي وضعيت كتابخانه، موزه و مركز اسناد مجلس و ارايه طرحي براي بهينه‌سازي آن" از واحد علوم و تحقيقات دريافت كرد. وي اكنون مدير گروه كتابداري و اطلاع‌رساني دانشگاه تهران، عضو هيات تحريريه مجله پژوهشكده اسناد و عضو كميته برنامه‌ريزي در حوزه كتابداري و اطلاع‌رساني وزارت علوم، تحقيقات و فناوري است.

  وي اخيراً سردبيري فصلنامه پيام كتابخانه و نيز نشريه كتابداري كتابخانه مركزي دانشگاه تهران را بر عهده گرفته است.

   از جمله آثار مكتوب دكتر فدايي مي‌توان به كتاب‌هاي «آشنايي با نسخ خطي و آثار كمياب»، «مديريت يادنامه‌ها» و «گزيده كتاب‌شناسي توصيفي اسلامی» اشاره كرد.

منبع: http://ibna.ir/vdcgnx9n.ak9y34prra.html


پدر رايانه جهان درگذشت


پدر رايانه‌هاي خانگي كه به‌گونه‌اي آغازگر دوران حرفه‌اي زندگي افرادي مانند بيل گيتس و پائول آلن بوده است در سن 68 سالگي درگذشت.

به گزارش خبرگزاري مهر، دكتر هنري ادوارد رابرتز مخترع دستگاه Altair 8800 است؛ دستگاهي كه به خاستگاه عصر رايانه‌هاي خانگي تبديل شد. پائول آلن و بيل گيتس پس از ديدن تصوير اين رايانه روي جلد يك نشريه با رابرتز تماس برقرار كرده و به او پيشنهاد دادند تا نرم افزار مورد نياز اين دستگاه را بنويسند.

اين نرم افزار Altair-Basic نام گرفت و در واقع به بنيان فعاليت‌هاي شركت مايكروسافت تبديل شد. به گفته بنيانگذاران مايكروسافت، رابرتز در واقع شانس شناخته شدن را در اختيار 2 جوان ناشناس كه قبل از شهرت يافتن رايانه‌ها به اين سيستم‌ها علاقه‌مند بودند قرار داد؛ شانسي كه گيتس و پائول هميشه قدردان آن خواهند بود.  استيو وزنياك از شركت اپل مي‌گويد:  رابرتز بنيانگذار شركت MITS بود.

منبع: همشهری آنلاین

تکرار یک مطلب هرچند دروغ باشد بر ذهن شنونده اثر می گذارد

می خواهم به این مطلب بپردازم که تبلیغ خیلی کارساز است، حتی تبلیغ است که پدر بزرگ ها را چی توز خور می کند.

 تکرار یک مطلب هرچند دروغ باشد بر ذهن شنونده اثر می گذارد.

در کتابداری نیز ما باید بتوانیم به نقش تبلیغ برای کشاندن مردم به کتابخانه ها توجه خاصی نشان دهیم.

به نظر شما، نقش تبلیغ در کتابداری و کتابخانه ها  را چگونه ارزیابی می کنید؟

وب 1 ، وب 2 ، وب 3


وب 1.0

وب در ابتدا يك سري صفحه‌هاي ايستا بود كه بين‌شان چيزي به ‌نام پيوند(لينك) وجود داشت كه قابليت انتقال از يك صفحه به صفحه ديگر را فراهم مي‌كرد. بعد از مدتي، صفحه‌هاي پويا اين بحث را كامل كردند و بعد پايگاه‌هاي داده، ‌كوكي‌ها و اطلاعات شخصي، نمونه‌هاي نوين‌تري از فناوري وب بودند. ‌

وب 2.0


وب 2.0 جنبه‌هاي روانشناسي جديدي را به وب اضافه كرد. در وب 2 كاربر ديگر مصرف‌كننده داده نيست، بلكه مي‌تواند توليدكننده نيز باشد. ‌ ‌

در وب 2 شما ديگر فقط يك صفحه خام را مشاهده نمي‌كنيد، ‌صفحه مي‌تواند درست همانند برنامه‌ها، اطلاعات شما را به‌روز كند، بي‌آنکه مجبور باشيد صفحه را مجدداً بياوريد. دغدغه تعداد صفحه‌ها در وب‌سايت از بين رفته است. در وب 2 تمام بخش‌هاي يك وب‌سايت مي‌تواند به ‌خروجي سندهاي ‌XML‌ تبديل شود.

 ‌
وب 2 سايت‌هاي مختلفي در اختيار ما مي‌گذارد كه اجازه مي‌دهند هر چه مي‌خواهيم به ‌آن‌جا بفرستيم. متن بنويسيم يا مثل سايت
‌Flickr‌، تصوير آپلود كنيم. مثل يوتيوب ويدئومان را بفرستيم و با كمك سايت‌هايي چون فيس‌بوك بتوانيم دوستان‌مان را هر لحظه كنار خود داشته باشيم. ‌ ‌

وب 3

اگر يك خطي از سمت وب 1 به وب 2 بكشيد و آن را ادامه دهيد، به‌جايي مي‌رسيد كه احتمالاً با اين فناوري به آن خواهيم رسيد. در كل به‌نظر مي‌رسد به‌سمتي برويم كه اينترنت نابود شود. قطعا ديگر چيزي به‌نام «آن بيرون» وجود خارجي نخواهد داشت، همانطور كه اسكات مك‌نيلي ‌(Scott McNealy‌)، مديرعامل سان مايكروسيستمز در سال‌هاي قبل عنوان كرد:‌«كامپيوتر همان شبكه است. » ‌ ‌

پهناي باند 24ساعته

بسياري از مردم امروزه پهناي باند 24 ساعته در اختيار دارند كه به‌زودي اينترنت با سرعت بالا در اختيار همگان قرار خواهد گرفت. از اين‌رو، فضاي ديسك‌ها ارزان خواهد شد، مي‌توانيد به سادگي ويدئوها، موسيقي‌ها و غيره را روي شبكه ذخيره كنيد، بي‌آنكه مجبور باشيد به ديگران پول بدهيد كه برايتان اين كار را بكنند. ‌

‌به آنجا مي‌رويم كه هرچيزي كه در كامپيوتر خود مي‌نويسيد به‌طور آني درجهان پخش مي‌شود. بدون اين‌كه نيازي داشته باشيد تا فضاي خاصي بخريد يا به زبان خاصي مسلط باشيد! درواقع مي‌نويسيد و همه مي‌بينند!

استقلال كامپيوترها


شبكه‌هاي هميشه متصل و كامپيوترهاي قابل حمل كه استفاده‌شان روزبه‌روز بيشتر مي‌شود، نشان از يك چيز دارد: مردم ديگر تنها از يك نقطه نسبت به بررسي ايميل‌ها يا پيام‌هاي خود اقدام نمي‌كنند. ‌

اگر تنها لازمه كار با كامپيوتر، دسترسي به مدارك و مجموعه‌اي از ابزاري است كه به‌آن‌ها نياز روزمره داريد، مي‌توانيد تمام مدارك خود را آنلاين ذخيره كنيد و روي حافظه‌هاي فلش حمل كنيد. اگر فقط مي‌خواهيد به متن‌هايتان دسترسي داشته باشيد مي‌توانيد آنها را بطور آنلاين ذخيره كنيد، يا روي يك حافظه با خود داشته باشيد يا حتي تركيبي از هردو. كه آن بستگي به احتياجات شخصي خودتان دارد.

معرفي وب 3.0


مي‌توانيم جنبه‌هاي تجربيات اجتماعي وب 3.0 را به‌صورت زير توصيف كنيم:


‌نخست اين‌كه اصلا نيازي نيست جايي برويد، مگر آن‌كه بخواهيد پارامتري را به‌طور پيش‌فرض نصب كنيد. هر كجا كه كامپيوترتان حضور داشته باشد، شما هم همانجايي‌ايد. اطلاعات بر مبناي جستجوهايي كه انجام مي‌دهيد، ‌به‌سوي شما سرازير خواهد شد.


‌دوم، هيچ صفحه‌اي وجود ندارد. اطلاعات بسته‌هايي جداگانه از داده‌اند. مي‌توانيد اين داده‌ها را با هم ادغام كنيد يا هر كاري كه صلاح مي‌دانيد انجام دهيد. ‌ ‌


‌‌سوم، هيچ وب‌سايتي وجود ندارد. وب‌سايت‌هاي فعلي براي چشم انسان مضرند و همانند فهرست‌اطلاعات عمل مي‌كنند كه با كمك
‌XML‌ قابل دسترسي است. جز اين استثناها (كه جزو كتاب به شمار نمي‌روند) بخش‌هاي كوچك و مستقلي وجود دارند كه نسبت به عرضه محصولات يا بازي‌ها اقدام مي‌كند.


چهار، بوجود آوردن اطلاعات مانند نوشتن ايميل يا نوشتن يك متن، براي همه با يك كامپيوتر ميسر مي‌شود. و در آخر تمام تعاريف وب تغيير خواهند كرد و ديگر به اين مفهوم نخواهند بود. مثلا وقتي كه مي‌گوييد درحال صحبت كردن با تلفن هستيد به اين معني است كه شما در خانه تلفن داريد.

واسط وب 3.0


واسط كلاسيك وب 3.0 شامل 4 نوع پايه‌اي برنامه كاربردي است:


يك برنامه براي شكل دادن به
‌feed‌هاي شما با استفاده از مثال‌هاي زنده. جستجوهاي ذخيره شده مي‌توانند اول نتايج قبلي را براي شما بياورند. درواقع نتايج براساس علايق شما مرتب مي شوند. شما مي‌توانيد منابع خود را دسته‌بندي كنيد. اين برنامه، قرار است جايگزين ابزارهاي جستجوي كنوني شود.


‌‌يك برنامه براي اينكه
‌feed‌ها و يا نتايج جستجوي خود را ببينيد كه شامل هرچيزي مي شود كه با شناسه‌ شما مشخص شده است. دكمه‌هايي هم وجود دارد كه مي‌توانيد اطلاعات را فيلتر كنيد و يا هركار ديگري انجام دهيد. اين نرم‌افزار نيز قرار است جايگزين تمام برنامه‌هاي ديداري مانند ايميل، مرورگرها و غيره شود.

‌يك يا چند برنامه براي نوشتن، ويرايش عكس يا متن، ساخت صفحه‌گسترده‌ها و غيره. دكمه‌هايي وجود دارد كه شما با استفاده از آنها مي‌توانيد بگسترانيد، برچسب بزنيد، ذخيره كنيد و يا خيلي از كارهاي ديگر. اين برنامه مانند واژه‌پردازهاي معاصر، عكس‌پردازها و ديگر نرم‌افزارهاي سازنده است. چيزي كه در اينجا مهم است، اينست كه خروجي همه آنها متن‌هايي با شاخه بندي مناسب براي كنترل سطوح مختلف توزيع‌هاي بازي‌ها است. ‌ ‌


شما بايد قادر باشيد اگر لازم باشد، تمام داده‌هاي خود را از فرمت يك برنامه به هر فرمتي كه مي‌خواهيد تغيير دهيد.

منبع: http://www.iraniangraphic.com/index.php?page=P_view_news&id_news=1279