چه زود گذشت
بعداز سال ها اومدم سراغ وبلاگم اونو چک کردم کلی خاطره برام زنده شد چه دوران خوبی بود چه زود گذشت چقدر زود بزرگ شدیم اکنون یک بانوی 30 ساله هستم اکنون یک مادرم. مادر بودن حس زیبا و سختیست
بعداز سال ها اومدم سراغ وبلاگم اونو چک کردم کلی خاطره برام زنده شد چه دوران خوبی بود چه زود گذشت چقدر زود بزرگ شدیم اکنون یک بانوی 30 ساله هستم اکنون یک مادرم. مادر بودن حس زیبا و سختیست
کاش در دهکده ی عشق فراوانی بود
توی بازار صداقت کمی ارزانی بود
کاش اگر گاه کمی لطف به هم میکردیم
مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود
دفتري بود كه گاهي من و تو
مي نوشتيم در آن
از غم و شادي و روياهامان
از گلايه هايي كه ز دنيا داشتيم
من نوشتم از تو:كه اگر با تو قرارم باشد
تا ابد خواب به چشم من بي خواب نخواهد آمد
كه اگر دل به دلم بسپاري
و اگر همسفر من گردي
من تو را خواهم برد تا فراسوي خيال
تا بدانجا كه تو باشي و من و عشق و خدا!!!
تو نوشتي از من:
من كه تنها بودم با تو شاعر گشتم
با تو گريه كردم
با تو خنديدم و رفتم تا عشق
نازنيم اي يار
من نوشتم هر بار
با تو خوشبخترين انسانم…
ولي افسوس
مدتي هست كه ديگر نه قلم دست تو مانده است و نه من!!!

وقتی رفتی تا آخربرو
وقتی ماندی تا اخربمان
این تن ...خسته است...
ازنیمه رفتن ها..............
ازنیمه ماندن ها................

خدا
از رگ گردن،
به من نزدیک تر است
مثل تو
که روی نقشه
دو بندِ انگشت
از من فاصله داری!

من از نسل لیلی ام...o♥♂o
♥♂oمن از جنس شیرینم...o♥♂o
o♥♂oمن دخترم...o♥♂o
o♥♂oبا تمام حساسیت های دخترانه ام...o♥♂o
o♥♂oبا تلنگری بارانی میشوم...o♥♂o
o♥♂oبا جمله ای رام میشوم...o♥♂o
o♥♂oبا کلمه ای عاشق میشوم...o♥♂o
o♥♂oبا فریادی میشکنم...o♥♂o
o♥♂oبا پشت کردنی ویران میشوم...o♥♂o
o♥♂oب راحتی وابسته میشوم...o♥♂o
o♥♂oبا پیروزی به اوج میرسم...o♥♂o
o♥♂oهنوز هم با عروسکهایم حرف میزنم...o♥♂o
o♥♂oهنوزم هم برایشان لالایی میخوانم...o♥♂o
o♥♂oهنوزم هم با مدادرنگی خانه رویاهایم را به تصویر میکشم...o♥♂o
o♥♂oمن دخترم...o♥♂o
o♥♂oپر از راز...o♥♂o
o♥♂oهرگز مرا نخواهی دانست...o♥♂o
o♥♂oهرگز سرچشمه اشکهایم را نمی یابی...o♥♂o
o♥♂oهرگز مرا نمیفهمی..o♥♂o.
o♥♂oمگر از نسلم باشی..o♥♂o.
o♥♂oمگر از جنسم باشی...o♥♂o

کنــارت هستند ؛ تا کـــی !
تا وقتـــی که به تو احتــیاج دارند
از پیشــت میروند یک روز ؛ کدام روز ؟!
وقتی کســی جایت آمد …
دوستت دارند ؛ تا چه موقع !؟
تا موقعی که کسی دیگر را برای دوســت داشـتن پیــدا کنـند
میگویــند : عاشــقت هســتند برای همیشه نه ……
فقط تا وقتی که نوبت بــــــازی با تو تمام بشود !
و این است بازی باهــم بودن … !!!





" به او ایمان داشته باش "
زیرا یا به تو پرواز را می آموزد...
یا تو را از پشت سر می گیرد...

دلـمـــ کـار دسـتـــ اسـتـــــ ،
خـودم بافـتـمـشــــ ـ!
تـارشـــ را از سـکـوتــــ ـ،
پـودشــــ را از تـنـهـایـیـــ ـ،
هـمـیـنــــ استــــ کـه "خـریـدار" نـدارد!


نفست باران است ،
دل من تشنه باریدن ابر،
دل بی چتر مرا مهمان کن.
ادعای بی تفاوتی سخت است
آن هم نسبت به کسی که . . .
زیباترین حس دنیا را ،با
او تجربه کردی!!!.



پــــــــــــارو را رهــــا کــــــرده ام و
دراز شــــــده ام
کــــف قـــــــایـــقی معلــــــــق
کــــه بــــه هیـــــچ کجــــا نمــــی رود.

بیایید پارسی وار * زنها * را پاس بدارید ..
این بار اگر زن زیبا رویی را دیدید ..
هوس را زنده به گور كنید ..
و خدا را شكر كنید برای خلق این زیبایی .
زیر باران اگر دختری را سوار كردید ..
... ... جای شماره به او امنیت بدهید ..
او را به مقصد مورد نظرش برسانید
..نه به مقصد مورد نظرتان .
هنگام ورود به هر مكانی ..
... با لبخند بگویید: اول شما .
در تاكسی خودتان را به در بچسبانید نه به او ..
بگذارید زن ایرانی وقتی مرد ایرانی را در كوچه خلوت می بیند
احساس امنیت كند نه ترس ..
بیاییدفارغ از جنسیت .. كمی مرد باشید


من یک دختـــــــرم
بــــــــدان "هـــوای" کسی نـــــمی شــوم که به "هــــــوای" دیگری برود
تنهاییم را با کسی قسمت نـــمی کنم که روزی تنهایم بگذارد
روح خـــداست که در مــــــن دمیـــده شده و احســـــاس نام گرفته
ارزان نمی فروشمش
دستــــــهایم بــالیـــن کـــودک فـــردایـــم خـــواهـــد شــــد
بـــی حـــرمتـــش نمی کنم و به هــر کس نمی سپارمش
دیه اش نصف دیه توست ....
و مجازات زنایش با تو برابر....
میتواند تنها یک همسر داشته باشد و....
تو مختار به داشتن 4همسر هستی...
برای ازدواجش نیاز به اجازه ولی است....
و تو هروقت بخواهی میتوانی ازدواج کنی....
او میزاید و تو برای فرزندش اسم انتخاب میکنی
او درد میکشد و تو نگرانی کودک دختر نباشد...
او مادر میشود و همه جا میپرسند
نام پدر!
و این رنج بی انتهاست.......
اتاق پر می شود از فرشته های عکاس . . .
گالری شاهکار های خدا در بهشت پر از پرتره ی خنده های مادر است . . .

گفت:آره
گفتم:منم بیام؟
گفت:جایی که من میرم جای 2 نفره نه 3 نفر
گفتم:برمی گردی؟
فقط خندید.....
اشک توی چشمام حلقه زد
سرمو پایین انداختم
دستشو زیر چونم گذاشتو سرمو بالا آورد
گفت:میری؟
گفتم:آره
گفت:منم بیام؟
گفتم:جایی که من میرم جای1 نفره نه 2 نفر
گفت:برمی گردی؟
گفتم:جایی که میرم راه برگشت نداره
من رفتم اونم رفت
ولی
اون مدتهاست که برگشته
وبا اشک چشماش
خاک مزارمو شستشو میده .

آخر هر کسی لیاقت تو و اشکهایت را ندارد ...!!!