پا نمیداد این ترانه
بخیال بدبیاری
زنده باد این عاشقانه
پا نمیداد این ترانه
بخیال بدبیاری
زنده باد این عاشقانه

بیا...
بیا برویم
بعد مرگت قدمی بزنیم
ماه را بیاوریم
و پاهایمان را تا ماهیان رودخانه دراز کنیم
بعد
موهایت را از روی لب هایت بزنم کنار
بعد
موهایت را از روی لب های بزنم کنار
بعد
موهایت را از روی لب هایت....
لعنتی
دستم از خواب بیرون مانده است
گروس عبدالملکیان
This poem was nominated poem of 2005. Written by an African kid, amazing thought :
“When I born, I Black, When I grow up, I Black, When I go in Sun, I Black, When I scared, I Black, When I sick, I Black, And when I die, I still black… And you White fellow, When you born, you pink, When you grow up, you White, When you go in Sun, you Red, When you cold, you blue, When you scared, you yellow, When you sick, you Green, And when you die, you Gray… And you call me colore??
وقتی به دنیا میام، سیاهم، وقتی بزرگ میشم، سیاهم، وقتی میرم زیر آفتاب، سیاهم، وقتی می ترسم، سیاهم، وقتی مریض میشم، سیاهم، وقتی می میرم، هنوزم سیاهم… و تو، آدم سفید، وقتی به دنیا میای، صورتی ای، وقتی بزرگ میشی، سفیدی، وقتی میری زیر آفتاب، قرمزی، وقتی سردت میشه، آبی ای، وقتی می ترسی، زردی، وقتی مریض میشی، سبزی، و وقتی می میری، خاکستری ای… و تو به من میگی رنگین پوست؟؟؟
وقتي يه مرد معتاد ميشه : اگه زنش زن بود و به فکر زندگيش بود اين بيچاره به اين روز نمي افتاد، بدبختي اينا رو به اين روز مي کشه ديگه!!
وقتي يه زن معتاد ميشه: اي واي!!! خاک بر سرش ! بيچاره شوهرش دلش به چي خوشه ! چه جوري اينو تحمل ميکنه؟
تا به جرم زيبايي در قفس نيفتم
يک ضربدر هم روي قلبم تا به هوس هم نيفتم!
يک مداد پاک کن بده براي محو لب ها...نمي خواهم کسي به هواي سرخيشان...
سياهم کند!
يک بيلچه، تا تمام غرايز زنانه را از ريشه در آورم
شخم بزنم وجودم را ...
بدون اين ها راحت تر به بهشت مي روم گويا!
يک تيغ بده، موهايم را از ته بتراشم،سرم هوايي بخورد
و بي واسطه روسري کمي بيانديشم!
نخ و سوزن هم بده، براي زبانم مي خواهم ... بدوزمش به سق
...اينگونه فريادم بي صداتر است!
قيچي يادت نرود،مي خواهم هر روز انديشه هايم را سانسور کنم
پودر رختشويي هم لازم دارم براي شستشوي مغزي!
مغزم را که شستم، پهن کنم روي بند تا آرمان هايم را باد با خود ببرد
به آنجايي که کسي ان ها را نبیند
مي داني که؟ بايد واقع بين بود!
صداخفه کن هم اگر گير آوردي بگير!
مي خواهم وقتي به جرم عشق و انتخاب،برچسب فاحشه مي زنندم بغضم را در گلو خفه کنم!
يک کپي از هويتم را هم مي خواهم براي وقتي که خواهران و برادران ديني به قصد ارشاد،فحش و تحقير تقديمم مي کنند،
به ياد بياورم که کيستم!
ترا به خدا ...
اگر جايي ديدي حقي مي فروختندبرايم بخر ... تا در غذا بريزم
ترجيح مي دهم خودم قبل از ديگران حقم را بخورم !
سر آخر اگر پولي برايت ماند برايم يک پلاکارد بخر به شکل گردنبند،
بياويزم به گردنم ...
و رويش با حروف درشت بنويسم:
من یک انسانم