آموزش زیره کلاش 2


مصالح ومواد اوليه مصرفي مورد نياز درزير كلاش      

طرز تهيه وآماده سازي :

1-پارچه :پارچه مصرفي در زير كلاش بايد از نوع نخي باشد يعني 100 درصد نخ باشد

 تا هنگام فتيله كردن حالت چسبندگي داشته باشد , هرچه بافت آن ريز باشد بهتر است مانند انواع پارچه هاي متقالي وچلوار .

 

2-رنگ : معمولا“ براي اينكه كار توليدي تنوع داشته باشد قبل از مصرف پارچه ها را بارنگ آبي – قرمز رنگ نموده وبا تركيب آنها درهنگام كار زيبايي خاصي به كار داده ومتناسب با سليقه افراد رنگها را تركيب مينمائيم . دررنگ آميزي بايد رنگ مرغوب به كار بريم تا درهنگام كار رنگ را پس ندهد طرحهاي رنگي شامل ابي با خطهاي سفيد - آبي وقرمز – قرمز وسفيد دربرخي موارد قرمز خالص نيز براي دختر خانمها توليد ميشود .

 

3-چرم : چرم مخصوص در تيرك كلاش بايد از چرم گاو نر باشد چون چرم گاو ماده دراثر كار شل وكيفيت كلاش را از بين ميبرد طريقه آماده سازي به اين شرح است چرمي تازه با وزن درحدود 28 الي 30 كيلو گرم تهيه نموده پس آن را درفضايي باز با سطحي تميز پهن نموده به طوري كه طرف مودار آن در زير قرار بگيرد وطرف ديگر آنرا با خاكستر خالص چوب كاملا“ پوشانده يك روز بعد آنرا از وسط تا ميزنيم تا هنگام نرم كردن آن فضاي كمتري بگيرد درفصل گرم به مدت 1هفته چرم كاملا“ خشك ميشود ودرفصل سرد حدود 15 روز بعداز خشك شدن آنرا را در مخزن آب انداخته به صورتيكه همه جاي آن را آب بپوشاند پس از 20ساعت چرم نرم شده را با چاقو يا تيز بر به نوارهاي در طول 180 الي 200 سانتيمتر با عرض 12 ميليمتر برش زده پس از 3 ساعت اين نوارها را جداگانه جمع كردت تا هنگام كار بايد توجه شود از پاشيدن نمك برروي چرم خودداري شود .

 4-قظيف : آلت تناسلي گاو است كه مصرف آن در پاشنه ونوك زير كلاش ميباشد آن را خشك نموده وهنگام استفاده پس از نرم كردن به قطعه هاي 4 الي 5 سانتي متري برش زده ودركيسه هاي نگه داري ميكنيم .

 
 

5-پي گاو : پي گاو را هنگام كار به رشته چرم مي مياليم تا داخل فتيله ها در موقع كشيدن روان باشد پي گاو را به گلوله هاي كوچك تبديل نموده آن را داخل كيسه پارچه ها درجال خنك نگهداري ميكنيم .

6-ميخ : ميخ مصرفي زير كلاش از نوع سياه ميخ 2/1 ميباشد كه با آن نوك وپاشنه كه همان قظيف است ميخ كوبي كرده به آن استحكام بيشتري ميبخشد وزود ساييده نميشود .

7-نخ يا ريسمان بنايي :از اين ريسمان براي اتصال سوزن با چرم درهنگام چرم كشي واتصال سوزنهاي پرگه ما درهنگام پرگه ما دادن .

 

  

   

8-موي بز : موي بز تابيده را درطول 60 سانتيمتر 4 رشته ايي كرده و هر رشته از 8 رشته باريكتر تشكبل شده سپس هريك از چهار رشته را به هم تاب زده واستفاده آن براي نصب نمودن رويه كلاش به آن .

9- كتيرا : پس از برش وپايان كار كتيرا را به كناره هاي زير كلاش ميماند تا رشته هاي پارچه به هم بچسبند چند تكه كتيراي خشك را دريك ليوان آب انداخته پس از حل شدن درآب آماده استفاده است .

   

 

 بالا

 مراحل آموزش گيوه كشي  :

 مراحل آموزش گيوه كشي شامل : 1- ايمني كار 2- شناخت ابزار كار وروش استفاده از هركدام از آنها 3- رنگ آميزي پارچه 4- برش پارچه در اندازه 13×6 (خشتك) و 13×5 (ناوخ) 5- نم زدن وتا كردن ناوخ وخشتك جهت فتيله زدن 6- فتيله كردن ناوخ وخشتك 7-چيدن فتيله ها دركنارهم وتعيين اندازه ويا شماره زير كلاش (مراجعه به جدول شماره تعيين اندازه هاي زيركلاش ) 8-تيغ زدن وپي كه نه كردن 9-برش چرم به رشته هايي درطول 180 سانتيمتري الي 200 سانتيمتري وعرض 12 ميلي متري پس از نرم شدن درآب وپاكسازي مو وچربي اضافي آن 10-نصب چرم به قظيف پاشنه 11- تيغ زدن تيركهاي 2و3و4و5 , اتوزدن تيركها ورد كردن چرم داخل آنها 12-چرم كشي 13-كاشي بند 14-نقشه كشي 15-تيغ زدن پرگه ما وبافت پرگه ما درمسير نقشه 16- برش زائده هاي كناري زير كلاش 17-ميخ كوبي نوك وپاشنه 18-نقش زدن وكوبيدن زير كلاش 19-كتيرا زدن 20-طريقه نگه داري از زير كلاش تا زماني كه رويه آن را ميباقيم وبه مصرف كننده تحويل ميگردد .


 بالا

مراحل اجرايي توليد يك جفت زيركلاش

 

الف) آماده سازي مواد مصرفي مورد نياز :

1-رنگ آميزي پارچه : براي رنگ آميزي پارچه بايد به اين ترتيب عمل شود . آب به مقدار لازم را درداخل ديگ مناسبي حرارت داده تا دماي آن به 100 درجه سانتيگراد برسد سپس متناسب با مقدار آب رنگ مورد نظر را اضافه ميكنيم (هر15ليتر آب 1 قاشق مرباخوري رنگ) وآن را كاملا“ به هم زنيد تا رنگ درآب حل شود بعد پارچه را به آرامي به داخل رنگ انداخته تا كاملا“ به رنگ آغشته شود پس از 10 دقيقه پارچه ها را از ديگ خارج نموده با آب سرد بشوييد تا رنگ اضافي آن شسته شود وهنگام كار رنگ را پس ندهد بعد از اين عمل پارچه ها را درسايه دور از نور مستقيم آفتاب خشك نموده (هريك ديگ با 80 ليتر آب و 3/5 قاشق مربا خوري رنگ براي 40 متر پارچه لازم است )

 

2-برش پارچه : براي يك جفت زيركلاش متوسط حدود 5 متر پارچه لازم است 5/2 مترآن را در ابعاد 6×13 سانتيمتري براي خشتك برش و 5/2  متر ديگر را درابعاد 5×13 براي ناوخ برش ميزنيم

 

 

 

 

3-نم زدن : هرناوخ را داخل يك خشتك گذاشته وآنها را باآب نم زده پس يك سوم هركدام از خشتك وناوخها را تازده وپشت سرهم چيده يك وزنه را روي آنها ميگذاريم تا نم آب درهمه آنها به طور يكنواخت پخش شود وآماده فتيله كردن گردد

 

 

 4-فتيله كردن : پارچه هاي نم زده را كه 3/2 آن تا نشده بود در2 مرحله روي هم تا زده آن را برروي كنده گذاشته با يك دست نگه داريد وبا دست ديگر مشتك را برروي آن ميكوبيد تا تبديل به فتيله شود يعني براثر كوبيدن قسمتهاي تا خورده به هم ميچسبند در صورتيكه نم پارچه كم يا زياد باشد پارچه نميچسبد وفتيله درست نميشود .

5-تعين اندازه يا شماره زيركلاش :فتيله هاي كوبيده شده را دركنار هم چيده (به ترتيب از بزرگ به كوچك ) پاشنه – قد – سينه – نوك رامشخص نموده وآن را سانتيمتر كرده به طوريكه هردو لنگه آن هم اندازه باشد (مراجعه به جدول شماره 2)

6-پي كه نه كردن :فتيله هاي آماده شده را از پاشنه به نوك با درفش پي كه نه روي كنده سوراخ كرده و سيخ پي كه نه را تا زمان چرم كشي از داخل سوراخ فتيله ها عبور دهيد تا نظم آنها به هم نخورد وطول هردو لنگه يك اندازه باشد.

 

 

 

7-آماده سازي چرم يا دوال : چرم يا تيرك كه قبلا“ به شكل نوار موازي درآمده بود درداخل آب انداخته تا نرم شود (حدود 10ساعت) پس مو وچربي اضافي آن را پاك نموده وعرض آن را يكنواخت كرده وبه اندازه 12 ميلي متر درآوريد . طرفي را كه محكم است براي متصل كردن به قظيف پاشنه انتخاب كنيد وطرف ديگر آنرا براي اتصال به سوزن آماده سازيد وبا پي گاو چرب نموده آماده تيرك كشي نماييد .

 

 8-آماده سازي قظيف : قظيف را درآب انداخته تا نرم شود وآنرا به قسمتهاي 5 سانتيمتري تقسيم نموده وبرش زنيد قظيف برش زده را به شكل ذوزنقه درآورده 3 سوراخ روي قاعده كوچك آن ايجاد نموده و يك سوراخ از وسط آن طوري ايجاد مينماييم كه با 3 سوراخ روي قاعده كوچك ارتباط داشته باشند چرم را به 2 سوراخ روي قظيف متصل نموده وسوارخ ديگر روي قاعده پس از عبور چرم از تيرك دوم به آن وصل مينماييم . قظيف بايد طوري قرارگيرد قاعده بزرگ آن رو به بيرون وقاعده كوچك آن به طرف داخل چسبيده به فتيله ها باشد .


 

 

 

ب)تيغ زدن تيركها :

تيرك اول :  همان سوراخهاي ايجاد شده درفتيله ها كه ميخ پي كه نه ازآن عبور داده بوديد ميخ پي كه نه را بيرون كشيده وبه جاي آن چرم را عبور ميدهيم .

تيرك دوم : فتيله ها را برروي زانو گذاشته از نوك به پاشنه دركنار تيرك اول فتيله ها را سوراخ كرده اما درسينه به اندازه 2 سانتيمتر از تيرك اول فاصله ميگيريم اين فاصله براي تيرك پنجم است كه فقط از سينه زير كلاش ميگذرد بعد از سوراخ كردن چرم را از قظيف نوك عبور داده وبعد از اتو دادن تيرك دوم رد ميكنيم .

تيرك سوم: پس از رد كردن چرم از تيرك دوم , چرم را از سوراخ روي قظيف پاشنه رد كرده با پا آن را نگه ميداريم وفتيله هاي روي زانو را از پاشنه به نوك براي تيرك سوم سوراخ ميكنيم آن را اتو داده چرم را از آن رد ميكنيم .

تيرك چهارم : چرم رد شده از تيرك سوم را پس از عبور از سوراخ وسط قظيف نوك با پا نگه داشته فتيله ها را روي زانو قرار ميدهيم واز نوك به پاشنه سوراخ كرده پس از اتو زدن چرم را ازآن عبور ميدهيم .

تيرك پنجم : اين تيرك اختصاص به سينه زيركلاش دارد آن فاصله را سوراخ كرده پس از اتو زدن تيرك مخصوص خود را به داخل آن ميكشيم .

 

 

 

 

 

ج) قدبر : يعني قسمت وسط كفه را كه معمولا“ با رنگ معيني مشخص ميشود با يك انگشت قاصله به تيركهاي كناري يعني تيرك سوم وچهارم در دو طرف , با گازن يا درفش به شكل كماني كه گردي آن به طرف بيرون باشد برش زده اين عمل هنگام چرم كشي به فشرده شدن فتيله ها كمك ميكند .

د) چرم كشي : دراين مرحله چرمهاي داخل هر تيرك را به حدي ميكشيم تا كفه استحكام لازم را به دست آورد وطول آن به اندازه مورد نظر برسد بدين صورت عمل ميكنيم : ما به ابتداي هر تيرك يك دو الگير زده از تيرك چهرا به تيرك يك كشيده چرم را به وسيله استخولن شروع ميكنيم هرتيرك را كه كشيديم با يك دو الگير آن را نگه ميداريم اين عمل دوبار تكرار ميشود ودربين هريك از اين دفعات زير كلاش را با مشتك ميكوبيم تا تخت شود در آخرين مرحله چله كشي از تيرك يك به تيرك چهارم اضافي چرم را كشيده ودرانتهاي تيرك چهارم براي كاشي بند استفاده ميكنيم .

ز) كاشي بند : درپايان چرم كشي هركفه كلاش با چرم اضافي كه درانتهاي تيرك چهارم باقي ميماند عمل كاشي بند انجام ميگيرد به اين صورت كه چرم را از زير وروي كفه عبور داده آن را طوري ميكشيم تا زير كلاش تخت شود سپس با همان چرم اضافي درزير كفه طوري آن را پلومپ ميكنيم تا هنگام استفاده باز نشود واز خم وتاب خوردن زير كلاش تا خشك شدن چرم جلوگيري ميكند .

 
                        

 

 

 

 

ر) نقشه ونقشه كشي : نقشه ها قالبهايي هستند در اندازه هاي مختلف و متناسب با پاهاي مختلف كه به وسيله آن روي كفه ها براي پرگه ما زدن نقشه كشي ميكنيم وهرنقشه داراي شماره مشخصي ميباشد .

ذ)تيغ زدن پرگه ما وپرگه ما دادن : مسير نقشه كشي شده را برروي كفه با تيغ پرگه ما سوراخ كرده و موهاي تابيده شده بز را كه همان پرگه ما است ودرچهار رشته هم اندازه ميباشد به سوزنهاي پرگه ما متصل نموده از مسير سوراخ شده چهار تا چهار تا رشته هاي پرگه ما عبور داده از پاشنه شروع كرده ازآن طرف به پاشنه ميرسيم ودرآنجا انتهاي نخهاي پرگه ما را مهار ميكنيم .

 

 

 

ص) برش كلاش : اضافي فتيله ها كه درطرف بيرون پرگه ما قرار گرفته به وسيله گازن برش زده بعد از برش با گازن تيزي پرزهاي ايجاد شده را برش ميدهيم .

 

 

 

 

 

ض) كتيرا زدن : كناره برش زده كلاش را با كتيراي حل شده درآب ماليده تا پرزهاي پارچه به هم بچسبد وبيرون نزند تا فرم كلاش و نماي بيروني آن بدريخت نشود .

ط) ميخ كوبي : درپايان كار نوك وپاشنه زيركلاش را با ميخ سياه نمره 2/1 درسه رديف ميخ كوبي كرده تا به قظيف نوك وپاشنه استحكام ببخشد تا هنگام راه رفتن نوك وپاشنه ساييدگي پيدا نكند علاوه برآن ميخ كوبي سبب اتصال چرم وقظيف ميگردد.

مدت زمان توليد يك جفت زير كلاش:

پس از اتمام دوره آموزشي مقدماتي (سه ماه) ودوره پيشرفته (دو ماه) وكسب مهارت لازم كه جمعا پنج ماه طول ميكشد فرد توانائي توليد يك جفت زير كلاش را در روز پيدا مكند.

ميزان مواد اوليه مصرفي ضروري  براي يك جفت زير كلاش :

1-پارچه نخي متقال يا چلوار (پنچ متر مربع) 2-چرم گاو (دو رشته) 3-قظيف (دوقطعه چهار سانتي متري) 4-ميخ سياه (پنچاه گرم) 5-موي بز (پنچاه گرم)

ميزان درامد كه براي كاراموخته (استاد كار) ميتوان ايجاد نمود:

درصورتي كه كاراموخته توانائي ومهارت توليد يك جفت در روز را پيدا كند به طور متوسط درامد ماهانه از ششصد هزار ريال تا نود هزار ريال خواهد داشت

 

ويژگيهاي منحصري كلاش نسبت به ساير پاي افزارها

اين پاي افزار با توجه به مواد مصرفي درآن وشيوه ساختاري آن نسبت به ساير پاي افزارها برتريهاي به شرح زير دارد :

كفه آن از جنس پارچه نخي بوده وپارا اذيت نميكند رويه آن با نخ بافته شده داراي منفذهاي زيادي است كه تحت هيچ شرايطي پا درآن عرق نميكند وزن آن سبك است دراثر پياده روي وراهپيمايي طولاني پاها احساس خستگي نميكند با توجه به زيبايي كه در ساختار آن ديده ميشود دربسياري از مراسم هاي شادي وپايكوبي هاي گروهي يا رزم گروهي به طور سنتي از آن استفاده ميكنند دربرخي نقاط كشور مانند شهر تهران از آن به عنوان كفش روفرشي استفاده ميكنند .

اين پاي افزار با توجه به ويژگيهاي فوق الذكر تمام افراد درفصل گرم سال ميتوانند از آن استفاده كنند وتفادت را احساس كنند

 منبع :http://kurdistan.ichto.ir/Default.aspx?tabid=2332

آموزش زیره کلاش 1


مقدمه تاريخي :

ايران زمين از كهنترين سرزمينهايي ميباشد كه قديميترين اقوام درآن ميزيسته اند يكي از اين اقوام قوم اورام است كه با تمدني تاريخي چندهزار ساله برگ زرين تاريخ تمدن بشريت بخصوص ايران لست اين قوم باستاني درمنطقه اي از كردستان به نام اورامانات زيست ميكنند .

اورامانات منطقه اي است با كوههاي سربه فلك كشيده وصعب العبور مزون به درختان جنگلي وقد برافراشته , رودخانه هاي فصلي ودائمي دردل كوهها دل هربيننده را مدهوش ومجذوب ميكند اين طبيعت جنب گونه زندگي مردمان اين ديار را همواره آميزه اي از هنر وخلاقيت كرده است كه غالب اين هنرها به شكل صنعت وپيشه دستي مانند آهنگري , صنايع چوب , گيوه بافي (كلاش) , پارچه بافي (شال) نمايان شده كه هركدام ازآنها از قدمت چندهزار ساله برخوردارند گرچه در طول تاريخ اين مناطق دست خوش كشمكش هاي شده است اما هنوز ريشه هاي اين هنرها در بين مردمان اين ديار خشك نشده وهنز ار رونق خاصي برخوردار است .

گيوه بافي از هنرهايي است با قدمتي 15000 ساله آن اثر باقي مانده از گيوه هاي پيرشهريار است درشهر باستاني اورامان كه بر قدمت آن دلالت ميكند . كلاش پاي افزاري است از 2 قسمت عمده ه تشكيل شده است :

 1-رويه آن كه با نخ مخصوص با سوزن بافته ميشود واكثرا“ اين كار را زنان انجام ميدهند

2-كفه كلاش كه نمايانگر استعداد وخلاقيت ابداع كننده آن است از پارچه وچرم ساخته ميشود اين پاي افزار با توجه به استحكام وكيفيت خارق العاده اي كه دارد مردمان اين منطقه براي كوهپايها , مسافرتهاي طولاني درفصل گرم سال استفاده كرده اند چون هم سبك بوده ودر اثر پياده روي طولاني پا درآن عرق نميكند اين هنر هنوز نيز در مناطق اورامانات همچون گذشته رونق دارد ومعمولا“ مختص به آن منطقه بود اما به ندرت در سابر مناطق كردستان نيز مورد استفاده قرار ميگرفت از سال 1374 به بعد با عنايت مديريت صنايع دستي استان كردستان اين هنر وبسياري از ساير هنرها جان تازه اي گرفته علاوه بر بازسازي وتنوع درآنها منبع درآمد قابل توجهي براي مردمان منطقه گرديد البته دايره اين فعاليتها فقط محدود به آن نشد بلكه مديريت صنايع دستي استان با كادري مجرب وخستگي ناپذير با بسياري از اين هنرها براي جوانان استان ايجاد اشتغال نمود وپيشرفت چشمگيري درسطح استان پيدا كرد گيوه بافي اكنون در  تعدادي از روستاها وزندانها وشهرستانها آموزش داده ميشود هرساله چند دوره آموزش در بخش خواهران وبرادران كه هردوره بالغ بر 20نفر آموزش ميبينند اكنون در سطح شهرهاي استان بيش از 100 مغازه كلاش فروشي درفصل گرم سال باز ميشود علاوه برآن در فروشگاه صنعتگران وابسته به كارآموختگان صنايع دستي توليدات خودرا درمعرض نمايش وفروش ميگذارند اين خود نشانه بارزي از پيشرفت وجوابگويي اين رشته درامر اشتغال زايي ميباشد وچون توليدي اين رشته مصرفي است هرساله منبع درآمد تعداد زيادي از كارآموختگان ميباشد .

 

 بالا

بخش ابزار شناسي

ابزار كار مورد نياز دركار گيوه كشي :

1-كنده : از جنس چوب سختي مانند بلوط است جهت كوبيدن فتيله روي آن انجام ميشود طول كنده حدود 50 سانتي متر ميباشد كه نصف آن درداخل زمين قرار ميگيرد .

2-گازنه : دونوع است بزرگ و متوسط از گازنه بزرگ جهت پاكسازي چرم وبرش تنظيف استفاده ميشود واز گازنه كوچك براي برش پارچه وزائده هاي فتيله استفاده ميشود جنس هردوي آنها فولاد وداراي دسته چوبي ميباشند .

 

   

انواع تيغه يا درفش :

1-تيغ سرزنگول : (زنگول به معناي زانو است ) جنس اين تيغه از فولاد ميباشد طول آن چهارده سانتيمتر ميباشد وبراي سوراخ كردن چهارتيرك كفه كلاش برروي زانو استفاده ميشود وپهناي لبه تيزآن 9ميلي متر ميباشد .

2-تيغه پي كنه : اين تيغه نيز جنس آن فولاد ميباشد طول آن با دسته 18 الي 20 سانتي متر ميباشد پهناي لبه تيزآن 12 ميلي متر ميباشد از اين تيغه براي تيغ زدن فتيله ها روي كنده وانجام عمليات پي كه نه كدن استفاده ميشود .

3-تيغه تيرك پنجم : جنس اين تيغه نيز از فولاد ميباشد طول آن با دسته چو.بي حدود 10سانتي متر ميباشد وپهناي لبه تيز آن 7 ميلي متر ميباشد كاربرد آن جهت سوراخ كردن تيرك پنجم وايجاد سواخهاي داخل قظيف ميباشد .

4-تيغه پرگه ما : جنس آن فولادي بوده طول آن با دسته 10 سانتي متر ميباشد اما پنهاي لبه تيز آن حدود 3 ميلي متر ميباشد از اين تيغه مسيري را كه روي كفه نقشه كشي نموده ايم براي رد دادن پرگه ما سوراخ ميكنيم .

 

 

5-انواع كوله درفش : كوله درفش ميله اي است گرد متصل به يك دسته چوبي كه هر چه از دسته به طرف آن مي آييم باريك ميشود و داراي سه نوع ميباشد كه هركدام كار بخصوصي انجام ميدهند كه عبارتند از : كوله درفش بزرگ , كوله درفش متوسط وكوله درفش كوجك .

كوله درفش بزرگ : ميله اي است گرد ومتصل به دسته چوبي كه طول آن 35 سانتي متر ميباشد از اين وسيله كه سيخ اتو نيز گفته ميشود مسير عبور چرم را بعد از سوراخ كردن با تيغ سر زنگول وپس از داغ كردن روي حرارت ملايم اتوزده تا چرم به آساني از سوراخ ايجاد شده از فتيله ها عبور كند .

كوله درفش متوسط : خصوصياتي مانند كوله درفش بزرگ را دارد با اين تفاوت كه طول آن 20 سانتي متر بوده وضخامت آن نيز كمتر است با اين سوراخها روي قظيف را براي عبور دادن چرم از آن باز ميكنيم .

كوله درفش كوچك : طول آن با دسته 10 سانتي بوده با اين وسيله سوراخهاي مسير پرگه ما را براي عبور نخ پرگه ما راحت از داخل سوراخها عبور كند .

 
 

 


 

6-مشتك : وسيله اي است تقريبا“ استوانه اي شكل كه داراي يك كلاهك مخروطي ميباشد جنس آن فلز است كه به وسيله دستگاه تراش به آن شكل داده ميشود وزن آن حدود 700 گرم ميباشد و طول آن 17 سانتي متر ميباشد از اين وسيله براي كوبيدن فتيله ها , صاف كردن كفه كلاش درهنگام چرم كشي وشكل دادن به قظيف نوك وپاشنه استفاده ميشود بايد دقت شود كه پاشنه مشتك همواره صاف و صيقلي باشد واز كوبيدن آن برروي اشياء سخت خودداري شود .

 

 

    

7- انواع سوزن :

1-سوزن بزرگ : سوزني است به طول 40 سانتي متر كع توسط نخي محكم به چرم متصل ميشود وچرم را به وسيله آن از داخل سوراخها عبور ميدهيم وجنس آن بايد انعطاف پذير باشد يرگه ما كه چهار سوزن حميده است جهت عبوردادن نخهاي تابيده پرگه ما درداخل سوراخها از آن استفاده ميشود كه هركدام حدود 7 سانتي متر ميباشد .

2-سوزن پرگما : ازاين سوزنها جهت عبور دادن موي پرگما در مسير نقشه روي كف كلاش استفاده ميشود كه تعداد ان چهار عدد ميباشد .

 

 

 2-سيخ پيكه نه يا پي كه نه گير : ميخ پي كه نه از جنس فولاد بوده طول آن با دسته 45 سانتي ميباشد براي اينكه فتيله نظم خودرا از دست ندهد قبل از چرم كشي ميخ پي كه نه را از داخل آنها عبور داده وشماره مورد نظر كفه از روي طول فتيله هاي پي كه نه تعيين ميشود

 

تخته قالب : تخته اي است مكعبي مستطيل شكل كه يك شيار داخل آن قراردارد از اين وسيله بعد از چرم كشي وكاشي بند كفه را روي آن قرارداده وبا مشتك , تخت ميكنيم درهنگام كوبيدن كاشي بند داخل شيار قرار ميگيرد .

 

محافظ : فطعه چوبي است به شكل گوشت كوب به طول 8 سانتي متر از جنس چوبي نرم مانند چنار ساخته ميشود كه درانهتاي تيغ زدن تيركها آن را با دست به فتيله ها چسبانده تا از برخورد تيغ به دست جلوگيري نمايد .

نقش زن : قطعه آهني است خميده كه به وسيله آن روي كفه كلاش را نقش زده ومحل تيركها را درپايان كار  مشخص مينمايد.

 

سنگ سوهان : نوعي سنگ سياهي است با سطحي صيقلي كه جهت تيز نمودن تيغها وگازنه ها درزمان كار از آن استفاده ميشود به اين صورت كه سطح صيقلي را با روغن چرب نموده ولبه تيز تيغها وگازنه ها را بر روي آن درجهت جلو وعقب ماليده وهرچند يكبار طرف لبه را عكس ميكنيم تا كاملا“ تيز شود ودراصطلاح تيغها مورا بزند .

  دوال گير : وسيله اي است با دسته اي چوبي يا پلاستيكي به شكل سوزن كه طول آن با دسته 4 سانتي ميشود از اين وسيله براي جلوگيري از شل شدن چرم هنگام چرم كشي استفاده ميشود بعد از كشيدن چرم يك دوالگير را به چرم ميزنيم وآن را نگه ميدارد .

استخوان :از استخوان ساق پاي بز براي كشيدن چرم استفاده ميشود چون سبب ميشود كه چرم هنگام كشيدن به انگشتان فشار نياورد وروي چرم , زدگي ايجاد نميكند وچرم روي آن سر نميخورد .

تيزبر : از اين وسيله براي برش چرم نرم شده درآب به رشته هاي موازي استفاده ميشود .

 

بالشتك چرم كشي : اين بالشتك كه از پارچه درست شده هنگام كشيدن چرم آن را طوري قرار ميدهيم كه فتيله ها 

انتهاي تيرك برروي آن قرار گرفته وپاي استادكار برروي فتيله ها قرار گيرد اين كار باعث ميشود كه چرك به آساني كشيده وسفت شود .

 

 

انبر دست :از اين وسيله براي كشيدن چرم درهنگامي كه چرم كوتاه است و قدرت دست به آن نميرسد از آن استفاده ميشود مخصوصا“ هنگام كاشي بند استفاده ميشود .

چكش : از چكش براي كوبيدن ميخ برروي نوك وپاشنه زير كلاش استفاده ميشود .

متر : از متر جهت اندازه گيري وتعيين شماره هاي مختلف زير كلاش استفاده ميشود.

 

 

 

فانوس :از فانوس براي داغ كردن كوله درفش اتو استفاده ميشود  تا چرم به راحتي از سوراخ هاي ايجاد شده عبور كند.


منبع : http://kurdistan.ichto.ir/Default.aspx?tabid=2332

 

نخستین همایش بزرگ توسعه صنعت گردشگری درشهرستان پاوه

بسمه تعالی

اداره  میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری شهرستان پاوه با همکاری اداره  فرهنگ و ارشاد اسلامی و سایر ادارات و سازمانهای شهرستان برگزار میکند :

نخستین همایش بزرگ توسعه صنعت گردشگری درشهرستان پاوه

برای اطلاع از محورهای همایش ،  شرایط شرکت در همایش و روش ارسال مقاله اینجا را کلیک کنید

در جواب ِ دخترم که پرسید: چرا مرا به دنیا آوردی؟

در جواب دخترم که پرسید:" چرا مرا به دنیا آوردی؟ "

 

زیرا  سال های جنگ بود

و من نیازمند عشق بودم

برای  چشیدن طعم آرامش.

 

زیرا بالای سی سال داشتم

و می ترسیدم از پژمردن

پیش از شکفتن و غنچه دادن.

 

زیرا طلاق واژه ای ست

تنها برای مرد و زن

نه برای مادر و فرزند.

 

زیرا تو هرگز نمی توانی بگویی:

"مادر سابق من"

حتی وقتی جنازه ام را تشیع می کنی.

 

و هیچ چیز،

هیچ چیز در این دنیا نمی تواند

میان مادر و فرزند جدایی افکند

نفرت یا مرگ حتی  .

 

و تو بیزاری از من

زیرا تو را به دنیا آورده ام

تنها به خاطر ترسم از تنها ماندن

 

و هرگز مرا نخواهی بخشید

تا  زمانی که خود فرزندی به دنیا آوری

ناتوان از تاب آوردن خاکستر سوزان

                                         رویاها و آرزوهای دور و درازت...

 

 

                                                                            فریده حسن زاده-مصطفوی


ابزار ساخت کلاش هورامی



































طرح های زیبایی از زیره کلاش ده ل


با تشکر از آقای حسین خورا

ادامه نوشته

تذهيب چيست؟

تذهيب چيست؟
 در فرهنگ هاي فارسي تعريفي دقيق از تذهيب وجود ندارد؛ تعريفي كه ما را به اصل و منشأ اين هنر رهنمون باشد. در برخي از كتابهاي قديمي و اغلب تذكره ها فقط نامي از نقاشان و مذهبان آمده است كه اين براي دريافت معناي تذهيب كافي نيست. در لغتنامه ها، تذهيب را زر گرفتن و طلا كاري دانسته اند، اما اين هم تمام معناي تذهيب نيست. در دايرة المعارف هاي فارسي نيز تعريف هايي از تذهيب آمده است كه به شيوه هاي تذهيب، در يك دوره خاص از تاريخ، تعلق دارد.
به هر حال تذهيب را مي توان مجموعه اي از نقش هاي بديع و زيبا دانست كه نقاشان و مذهبان براي هرچه زيباتر كردن كتاب هاي مذهبي، علمي، فرهنگي، تاريخي، ديوان اشعار، جنگ هاي هنري و قطعه هاي زيباي خط به كار مي برند.

ادامه نوشته

ثبت ملی گیوه بافی

مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمانشاه، گفت: گیوه بافی با نام کرمانشاه ثبت ملی شد.

جلیل رحیمی در گفت و گو با خبرنگار ایسنا ، با بیان مطلب فوق، اظهار داشت: در همایش ثبت آثار ملی کشور که توسط شورای سیاستگذاری ثبت آثار ملی در استان البرز برگزار شد، استان کرمانشاه موفق به ثبت گیوه بافی در لیست میراث معنوی ایران شد.

وی افزود: ثبت این هنر سنتی ارزشمند دیار کرمانشاه در میراث معنوی کشور حرکت بسیار قابل توجهی است که می تواند هنرمندان این دیار را بیش از پیش به تولید گیوه راغب کند.

لباس در فرهنگ گذشته

ترکیب رنگ و میزان نور منتشر شده از  هاله نوری اجسام  در این لباسها به صورت باور نکردنی رعایت شده است  توضیح اینکه هر رنگی طیف نوری خاصی را از خود متساعد می کند که در تقویت یا ضعف نورانیت چشم تاثیر دارد و در دفع یا جذب نورها تاثیر دارند مثلا  لباس سبز از نظر نورانیت یک جسم با  نور اشباء شده است و میزان جذب نور کمتری دارد و نور متساعد شده از آن زیاد است  ولی لباس  سیاه بیشترین جذب نوری  رادارد و نور کمتری از خود متساعد می کند . .استفاده از رنگهای سبز و آبی و قرمز در لباس یکی از شاهکارهای گذشتگان ما به حساب می رود و استفاده از رنگ زرد و  زرد کم رنگ در  لباسها و کفشها  باعث نشات و شادابی در انسان می شود مثل کفشهای گیوه در گذشته که همکنون نیز استفاده می شود .

ادامه نوشته

تاریخچه مرکز صنایع دستی

هنرهای دستی و سنتی ما که سابقه­ای طولانی را پشت سر گذاشته و تکیه بر هزاره­ها و سده­ها داشته است به لحاظ رویدادهایی که بازگو کردن آن را مجال نیست، می­رفت تا مختصر رشته­های پیوند را با گذشته دور و درازش به کلی گسسته و به نابودی گراید. سال ۱۳۴۳ هجری شمسی بود که آن میراث از دست رفته و یا بهتر بگویم مختصر نیمه جان که صنایع دستی­اش می­خواندند توجه اداره کنندگان کشور را به سوی خود جلب کرد و درست بخاطر دارم که یکی از روزهای اردیبهشت ماه سال ۱۳۴۳ حسنعلی منصور نخست وزیر وقت که خود در هیأت مؤسسین انجمن فرهنگ ایران باستان خدمتی فرهنگی را به دوش می­کشید خواست تا به نحوی صنایع دستی کشور را از نابودی نجات دهد که علاوه بر بازدهی­های مادی و معنوی صنایع دستی و امرار معاشی که روستانشینان ما از این راه می­کردند، تقویت این رشته از صنایع عامل مؤثری بود از مهاجرت روستانشینان به شهرها که خود مشکل بزرگی را تدارک می­دید. در آغاز، انجام کارهای هنر دستی و اصیل در محیطی که سراسر سخن از کارخانه و صنایع سنگین می­رفت قدری ناآشنا و نامأنوس به نظر می­رسید ولی با پشتیبانی وزیر وقت دیری نپائید که فضائی مناسب به دست آمد و می­بایست برنامه­ریزی­هایی که ضرورت آن احساس می­شد، انجام گیرد.

برای این منظور در دست داشتن آمار و اطلاعات لازم از طریق سازمان­هایی که در آن زمان فعالیت­هایی در زمینه صنایع ستی داشتند اجتناب­ناپذیر می­نمود، از این رو با وزارتخانه­های فرهنگ و هنر، کشاورزی، آموزش و پرورش، سازمان جلب سیاحان تماس حاصل شد ولی متأسفانه از هیچیک از این سازمان­ها آمار و ارقام کاملی که زیربنای برنامه­های گسترده­ای را تشکیل دهد، به دست نیامد.


ادامه نوشته

سال نو مبارک


صنايع بومي و دستي

افتخارات هر ملت و کشوري، صنايع بومي و دستي آن کشور است. ‏چرا که اين صنعت و به عبارتي اين هنر – صنعت بي بديل و بي رقيب حاصل ذوق و هنر، ‏سليقه، ابتکار و خلاقيت هنرمندان و صنعتگران عزيزي است که صبورانه آداب، سنن و رسوم و ‏در يک کلام پيام فرهنگي نسل ها را در محصولات توليدي شان متجلي کرده و از آن پاسداري ‏مي نمايد.‏

ويژگي هاي ارزنده ديگري که در اين گونه صنايع موجودند از قبيل ( ملي، غير وابسته، ‏قابليت ايجاد و توسعه در کليه مناطق شهري ، روستايي و عشايري، عدم نياز به کارشناسان ‏خارجي ، دسترسي آسان به مواد اوليه وابزار کار مختصر و ارزان، ارزش افزوده بالا، عدم نياز به ‏سرمايه گذاري زياد، بستر ساز صنعت گردشگري، عدم آثار مخرب زيست محيطي، ايجاد درآمد ‏مکمل، قدرت اشتغال زايي و .. مسئولين و دست اندر کاران را داشته تا با عزمي جدي زمينه ‏رشد و اعتلاي اين صنعت را آماده نمايند.‏

ادامه نوشته

تاريخچه صنايع دستي

صنايع دستي، يکي از قديميترين و پرپيشينه ترين فعاليت هاي بشري است که به ‏موجب برخي از اسناد و مدارک تاريخي، سابقه پيدايش آن به عصر حجرمي رسد.

حاصل ‏کاوشهاي باستان شناسان حکايتگر آن است که از آغاز زندگي بشر بر روي زمين ساخت ظروف ‏وپاره اي ابزار مصرفي ديگر نظير نيزه و خنجر به عنوان وسيله شکار يا اسباب دفاع، از جنس ‏سنگ، آهن، مس و بالاخره پوست و پشم و کرک حيوانات وهمچنين الياف گياهي رواج يافته ‏است.

نخستين اجتماعات انساني با توجه به شيوه معيشت جوامع مبتني بر شکار و گردآوري ‏خوراک ذکر کرده اند. شواهدي در دست است که نشان ميدهد صنايع دستي از قدمتي در ‏حدود 12000 سال برخوردارند. در اواخر نخستين دوره زندگي اقتصادي- اجتماعي بشر، ‏تغييراتي در صنايع دست ساز رخ داد.

ادامه نوشته

صنایع دستی،آمیزه ای ازهنروصنعت

ساخت صنایع دستی از گذشته های دور وجود داشته، بنابراین نمی توان آن را هنری امروزی به شمار آورد، در آن زمان مردم بدون اینکه بدانند و آگاه باشند، هنر و صنعت زمان خود را درمی آمیختند، چنان که اشیاء زینتی و صنایع دستی به دست آمده از اکتشاف های باستان شناسان، گواه این ادعاست که صنایع دستی در ابتدا برای رفع احتیاجات روزمره انسانها به وجود آمد و به تدریج رشد و تکامل یافت و امروزه صنایع دستی هر منطقه، نشاندهنده فرهنگ و هنر آن منطقه است؛ طوری که از روی صنایع دستی به دست آمده از اکتشافات های باستان شناسان می توان به تمدن مردم آن دوره و همچنین فرهنگشان و میزان پیشرفته بودن صنعت آن دوره خاص پی برد. با بررسی صنایع دستی در هر کشور یا منطقه می توان با فرهنگ و صنعت مردم، استعدادها، مهارتها و خلاقیت افراد آشنا شد، این هنر به عنوان نماد فرهنگی و تاریخی هرکشور نیز شناخته می شود و از این لحاظ دارای اهمیت است.صنایع دستی هر کشور، اهمیت ویژه ای نیز در نظام اقتصادی آن کشور دارد. البته رونق این هنر در چگونگی بازاریابی آن است و باید روش های سنتی معرفی صنایع دستی را فراموش کرد و از شیوه های امروزی در بازاریابی استفاده کرد. صنایع دستی هر کشور در جذب توریست نقش عمده ای دارد، جهانگردان برای شناخت تاریخ و فرهنگ هر کشور و هر منطقه به شناخت صنایع دستی آن منطقه می پردازند، البته بیشتر سعی می کنند هنرهای سنتی یک کشور را بررسی کنند و از این طریق به تمدن گذشته مردم کشورهای مختلف پی ببرند و تاریخ باستانی آنها را مطالعه کنند، غیر از این می توانند از این طریق از علایق و گرایش های مردم سرزمین های مختلف نیز آگاه شوند و از این موضوع در تجارت خود بهره ببرند. این موضوع هم به سود مردم آن کشور است و هم توریست ها و نتیجه آن پیشرفت اقتصادی هر دو گروه از این طریق است.بررسی آثار صنایع دستی نقاط مختلف از جهات گوناگون برای محققان و مورخان دارای اهمیت است.

غیر از شناخت ریشه تاریخی و تمدن باستانی مناطق مختلف، بررسی این آثار برای پژوهشگران از این جهت دارای اهمیت است که می توانند به هنرها و همچنین صنایع موجود در دوره های گذشته پی ببرند و یا اینکه یا صنایع امروزی نقاط مختلف جهان آشنا شوند.در مقایسه ای که محققان میان کشورها رو به رشد و کشورهای پیشرفته انجام داده اند، این نتیجه بهدست آمده است که در کشورهای پیشرفته، صنایع دستی، ساخت آن و پرداختن به این هنر به تدریج از میان رفته است و علت این امر نادیده گرفتن جنبه های اقتصادی و تجاری این هنر است. این کشورها به دلیل اتکائی که به تکنولوژی پیشرفته دارند، این نتیجه به دست آمده است که در کشورهای پیشرفته، صنایع دستی، ساخت آن و پرداختن به این هنر به تدریج از میان رفته است و علت این امر نادیده گرفتن جنبه های اقتصادی و تجاری این هنر است. این کشورها به دلیل اتکائی که به تکنولوژی پیشرفته دارند، از پرداختن و اهمیت دادن به این هنر دوری می کنند و صنایع دستی این کشورها تنها به بازمانده هائی از گذشتگان خلاصه می شود که امروزه آنها را در موزه ها نگهداری می کنند. در بررسی دیگری که در دورن کشورها صورت گرفته، این نتیجه تا حدودی برعکس است. در کشورهای مختلف به طور کلی در نقاطی که دور از شهرها و ایالات بزرگ است، در گذشته صنایع و هنرهائی وجود داشته که اکنون دیگر نشانی از آنها نیست. در حالی که در شهرهای بزرگ بیشتر به این هنر توجه می شود و بهخاطر اهمیت اقتصادی و تجاری آن، مردم بهای بیشتری به آن می دهند. البته در بررسی که در میان کشورهای جهان انجام شده، نتیجه ذکر شده، یک نتیجه کلی در مقایسه کشورها با هم است و واضح است که این نتیجه گیری ممکن است استثناهائی هم داشته باشد، از جمله این کشورها می توان به ژاپن و چین اشاره کرد. ژاپن با وجود صنعت و تکنولوژی پیشرفتهای که در اختیار دارد، هنوز برای شناساندن خود به مردم کشورهای مختلف از صنایع دستی استفاده می کند و با معرفی صنایع دستی خود، سعی در شناساندن فرهنگ و تمدن گذشته خود دارد و معرفی این تمدن را بسیار مهمتر از معرفی تکنولوژی امروزی خود می بیند و علت آن نیز این است که تکنولوژی روز به خودی خود به مردم شناسانده می شود، اما معرفی تاریخ، فرهنگ و تمدن یک کشور اهمیت بالائی دارد.

                 

           

ادامه نوشته

تاسیس شرکت تعاونی

بنام خدا

 گیوه بافی زنان هورامان افتخار دارد به عنوان یک شرکت تعاونی در خدمت زنان ودختران کوشا وغیرتمند هورامان باشد.ایده تشکیل این تعاونی به یک سال قبل برمی گردد زمانی که بنده یک کارگاه کوچک در شهر پاوه دایر کرده واقدام به آموزش زنان ودختران جوانی که قصد یادگیری یک حرفه را برای ایجاد یک شغل درآمد زا داشتند نمودم. خانمهای زیادی در این طرح شرکت کردند ومی توانم به افتخار بگویم که تعداد 240 نفر خانم در کارگاه کوچک من گیوه بافی مردانه (کلاش هورامی) وزنانه را آموخته ودر این راستا برای آنان مدرک صادر گردیده است. البته برگزاری کلاسهای آموزشی با هماهنگی سازمان میراث فرهنگی وصنایع دستی و سازمان آموزش فنی وحرفه ای استان کرمانشاه صورت گرفته وکلیه مدارک نیز توسط این دو سازمان صادر گردیده است.

امروزپنجشنبه مورخ 16/10/1389  تعاونی ما با نام تعاونی شماره 3959 گیوه بافی زنان هورامان به ثبت رسیده و فعالیت آن با نام جدیدش رسماَ آغاز گردید. این تعاونی دو منظوره می باشد هم فعالیت تولیدی دارد وهم توزیعی به این منظور که قصد دارد چند کارگاه تولید زیره کلاش را تحت پوشش قرار داده وهمچنین اقدام به تولید (دوختن ) گیوه نماید که البته تا به امروز نزدیک به 150 نفر برای عضویت اعلام آمادگی نموده اند. امیدوارم با تلاش وکوشش زیاد بتوانیم زنان ودختران بیشتری را تحت پوشش قرار دهیم واین امر زمانی امکانپذیر است که بتوانیم در امر توزیع وفروش نیز موفق باشیم. 

مراحل ساخت کلاش هورامی

1- ساخت زیره  کلاش توسط کلاشکه ر 

2- تکمیل زیره کلاش 

3- دوخت کلاش توسط زنان

4-  کلاش تکمیل شده وآماده پوشیدن

  

 

5- نمونه ای از گیوه زنانه

کلاش هورامی 2

انسان از نخستين روزهايي كه بر روي زمين راه رفتن را شروع كرد،احساس كرد بدون داشتن پوششي خاص براي پاهايش نمي تواند مدتي طولاني به حركت خود ادامه دهد .برهمين اساس پس ازآن تلاش كرد با طرق مختلف پوششي براي پاهاي خود ايجاد كند تا بدين روش راه رفتن برايش سهل تر گردد.شايد نخستين پوششي كه او براي اين منظور از آن استفاده كرده همان پوششي بوده كه براي سترعورت هم مورد استفاده قرار مي داده است .بر اساس شواهد موجود اين وضعيت تا زماني كه انسان با شكار آشنا شده است ادامه داشته و برگ و پوست درختان همان گونه كه تنها لباس او بوده اند تنها پاپوش وي هم محسوب مي شده اند اما پس از  آشنايي بشر نخستين با شكار حيوانات وضعيت فرق كرد و انسان اوليه براي پاپوش خود نيز همانند لباس خود از پوست حيوانات استفاده كرد. بعدها انسان نخستين متوجه شد كه مي تواند با تغييراتي در استخوان حيوانات بزرگ جثه از آن به عنوان پاپوش وكفش استفاده كند و بدين گونه صنعت كفاشي متولد شد.پس از اين زايش روند تكامل صنعت كفاشي همانند تكامل زندگي بشر با شتابي فراوان دنبال شد تا جايي كه اكنون كارخانه هاي بزرگ به صورت يك شكل و يك اندازه هزاران هزار كفش را در چند ساعت براي استفاده بشر آماده مي كنند.البته هنوز هم در برخي نقاط جهان و از جمله ايران كفش هاي دست ساخت بشر طرفداران خاص خود را داردو برخي از مردم به ويژه در مناطق غير شهري اين نوع پاپوش ها را به كفش هاي يك شكل كارخانه اي ترجيح مي دهند. معروفترين نوع كفش هاي  دست دوز كه در نقاط مختلف ايران داراي طرفداران پرشماري بوده وحتي برخي مردم شهر نشين نيز در روزهاي گرم سال آن را به ساير انواع كفش ترجيح مي دهند گيوه نام دارد.درزير ابتدا تاريخچه توليد وساخت گيوه را در ايران مرور مي كنيم و سپس  به بررسي مراحل ساخت كلاش كه نوعي گيوه خاص مناطق كردنشين كشور است و همچنين خصوصيات اين نوع كفش مي پردازيم.

 تاريخچه گيوه

درباره تكامل صنعت كوچك گيوه بافي اطلاعات كمي در دست هست.گيوه، اصولا پای پوشی است سبك، بادوام و مناسب برای راهپيمايی‌های طولانی در مسيرهای ناهموار و با توجه به اين خصوصيات، اغلب افراد پيدايش آن را به روزگارانی خيلی قدیم‌تر از پيدايش ساير انواع پاپوش نسبت داده‌‌اند و همين امر باعث شده تا تولد گيوه با افسانه‌ها پيوند بخورد. كما اينكه در اكثر منابع، توليد نخستين گيوه را به گيو، پهلوان داستانی ايران (كه به روايت فردوسی پسر گودرز و داماد رستم بوده است) نسبت داده‌اند. مولف كتاب بهارعجم به نقل از فرهنگ قوسی نوشته: گيوه منصوب به گيو گودرز است و گيو آن را هنگام سرگردانی در توران زمين ترتيب داد و ديگران با استناد به شاهنامه و در تفسير اين نظريه عنوان كرده‌اند كه گيو وقتی برای بازگرداندن سياوش(نوه‌ی كيكاوس) و مادرش فرنگيس به تركستان رفت هفت سال در آن ديار سرگردان بود و چون برای راهپيمايی‌های طولانی خود نياز به پای‌افزاری بادوام،‌ سبك و خنك داشت گيوه را بوجود آورد و بعدها همه‌ كسانی كه چنين مختصاتی را از پاپوش انتظار داشتند گيوه را انتخاب كردند و در رهگذر قرون و اعصار تغييراتی در آن بوجود آوردند. هر چند نمی‌دانيم گيوه‌های ابتدايی از چه جنسی ساخته می‌شده و چه شكلی داشته،‌ اسنادی در دست داريم كه نشان می‌‌دهد قرن هشتم هجری قمری دوران اوج استفاده از گيوه بوده و استان فارس در زمينه توليد آن مقام برجسته‌ای داشته و اين معنا از آنجا استنباط می‌شود كه ابوالعباس زركوب شيرازی در كتاب شيرازنامه كه در سال‌های پيش از 754 قمری نوشته شده از بازار گيوه‌دوزان در شيراز ياد كرده و در مكاتبات خواجه رشيدالدين فضل‌الله، گيوه به عنوان يكی از محصولات عمده كازرون مورد اشاره قرار گرفته است . البلخي تاريخ نويس معروف در سال 1105 ميلادي متذكر مي شود كه غنديجان فارس (جميله امروز) در صنعت گيوه بافي مشهور بوده است. مستوفي جغرافي نگار نيز كه در سال 1340 ميلادي كه از آنجا بازديد كرده مي نويسد كه پيشه گيوه بافي در اوج تكامل بوده است. در همين خصوص عبيدزاكانی و نظام‌الدين قاری مصنف كتاب ارزنده‌ديوان البسه نيز نكاتی را متذكر شده‌اند كه از خلال آنها ارزش گيوه و اينكه در آن زمان تهيه انواع ديگر كفش برای همگان مقدور نبوده است مشخص می‌گردد. از دوره‌ صفوی به بعد به موازات ساير تغييراتی كه در شئون مختلف زندگی مردم كشورمان بوجود آمد كفش نيز دچار دگرگونی‌هايی شد. در دوره‌ صفوی طبقات بالای جامعه اغلب از كفش‌های تمام چرم استفاده كرده و مردم عادی گيوه می‌پوشيده‌اند و باز در همين دوره است كه می‌بينيم در شكل و ساختمان گيوه تغييراتی رخ می‌دهد و پاپوش‌دوزان قديمی تلاش مي كنند تا كارآيی‌های گيوه  را با موقعيت اقليمی منطقه‌ای كه در آن بايد مورد استفاده قرار گيرد،تطابق دهند. در اين دوره علاوه بر شيراز كه دارای بازار گيوه‌فروشان بوده در اصفهان نيز بازاری برای توليد و فروش گيوه ايجاد شده و محل آن به روايت سياحان، حوالی بازار عليقلی‌خان بوده است. در بين اسناد و مدارك دوره‌های بعدی نيز به كرات با نام گيوه، كاربردهای آن و حتی مشخصات افراد معروفی كه به گيوه‌دوزی اشتغال داشته‌اند، برمی‌خوريم. زيباترين رويه گيوه در آباده، ميان راه اصفهان و شيراز، بافته مي شد. هم اكنون گيوه در بسياری از مناطق كشور توليد می‌شود و قسمت‌های مختلف كرمانشاه،‌ منطقه  اورامانات، آباده، كازرون ، بهبهان و دزفول ،‌ بخشی از اصفهان، چهارمحال و بختياری، روستای وفس و سنجان در استان مركزی جزو مناطق اصلی توليد گيوه در ايران هستند.

ادامه نوشته

کلاش هورامی 3

منطقه كوهستاني اورامانات ، گذرگاههاي صعب العبور آن، كم بودن راههاي ارتباطي ماشين رو، نوع معيشت مبتني بر دامداري و كشاورزي و ضرورت تحرك فراوان در فصول سه گانه بهار و تابستان و پائيز (كه فصلهاي كار هستند) پاافزاري را مي طلبد كه سبك، راحت، مقاوم، خنك و در عين حال ارزان باشد. خود منطقه عشايري، روستائي و جوامع نيمه شهري با امكانات موجود منطقه قادر به توليد آن باشند، و تا حدي خودكفا بوده و تا حد خود مصرفي بتوانند به توليد آن اقدام كنند.

پا افزاري چون گيوه بهترين پاسخگو براي تمامي اين نيازها بوده و هنوز هم مي تواند باشد زيرا:

1- مواد اوليه كف آن تماماًً در منطقه موجود است.

2- ابزار كار ساده است و به راحتي مي توان آن را تهيه كرد.

3- بخش عظيمي از زنان منطقه را كه در زمينه كارهاي توليدي مسلط منطقه قادر به فعاليت نيستند فعال مي كند.

4- در صورت توليد بيشتر مي تواند حوزه آن به خارج از محدوده خود نيز كشيده شود و به جاي اينكه با خروج مواد اوليه غذائي، نيازهاي ديگر تأمين گردد، مواد غذائي براي اهالي باقي بماند، نوع تغذيه كامل گردد، از مقدار بيماريهاي ناشي از سوءتغذيه كاسته شود، نيروي بيشتري صرف توليدهاي مسلط منطقه گردد، راه سياست خودكفائي بازتر شود، و نيازهاي مصرفي منطقه از اين راه تأمين گردد.

كلاش

توليد گيوه در روستاهاي منطقه بيشتر به نوع خاصي از گيوه مربوط مي شود كه تخت آن كهنه اي است و به نام گيوه "زيره اي" يا "كلاش" شهرت دارد. روستاي "حجيج" و شهر "نودشه" درهورامان لهون از مراكز قديمي و مهم توليد اين نوع گيوه بوده است. امروزه روستای دل با جمعیتی حدود 1500 نفر نزدیک به 200 کارگاه گیوه بافی دارد. امروزه صدها نفر از زنان منطقه هورامان در شهرهای پاوه ونودشه ونوسود وحتی مریوان و تمام روستاهای هورامان به کار گیوه بافی وگیوه چنی مشغول می باشند.

مواد اوليه

بخشي از مواد اوليه مورد مصرف در گيوه كشي در محل تهيه مي شود و بخشي نيز از نقاط ديگر آورده مي شود.

موادي كه در محل تهيه مي شوند:

* پوست گاو كه به صورت نوارهاي باريك در كف گيوه به كار مي رود و از روستاهاي اطراف و بخصوص "اسپريس" مي آورند.

* پيه براي اينكه به درفش ها يا نوارهاي باريك پوست ماليده شود و ضمن كار اصطكاك را از بين ببرد.

* نري گاو براي نصب در نوك و انتهاي گيوه كه بعد خشك شدن حالت شاخي پيدا مي كند و استحكام گيوه را افزايش مي دهد.

* نخ تابيده شده از موي بز براي بخيه كاري دور تخت گيوه كه رويه گيوه به آن بافته مي شود. ولي چون مواد توليد شده در محل بخصوص در روستاي نودشه كه توليد زياد است كفاف مصرف كار را نمي دهد، كمبود آن را از نقاط ديگر بخصوص از روستاهاي اطراف و شهرهاي باختران، سنندج، همدان و ... تهيه مي كنند.

موادي كه از خارج محل تهيه مي شود:

* رنگ، براي رنگ كردن پارچه هاي كف گيوه، كه معمولاً از باختران، سنندج، تهران و اصفهان آورده مي شود.

* پارچه نازك نخي، براي درست كردن فيته هاي كف گيوه، كه از ملافه هاي كهنه بيمارستان هاي شهرهاي دور و نزديك آورده مي شود.

*  كتيرا، براي آهار دادن و منسجم كردن فيتله هاي كف گيوه كه بيشتر از سنندج مي آورند.

*  نخ تابيده شده (نخ قرقره) براي بافتن رويه گيوه كه از كرمانشاه و اصفهان آورده مي شود.

* ميخ سياه بنفش براي كف گيوه، كه از شهرهاي نزديك تهيه مي شود.

پاره اي از اين مواد را گيوه كشان بدون اينكه كاري روي آن انجام دهند به كار مي برند مثل پيه، نخ قرقره، چرم دباغي شده گاوميش (كه فقط دوربري مي شود)، رنگ (رنگ شيميائي آماده شده در كارخانه) كف هاي پلاستيكي كه در كارخانه هاي تهران تهيه مي شود، ميخ سياه بنفش، كتيرا (كه فقط در آب مي خيسانند)، چسب و نخ قرقره. روي پاره اي ديگر از مواد استادكاران و كنندگان كار فعاليت هاي اوليه اي انجام مي دهند تا در گيوه كشي قابل استفاده باشد كه عبارتند از:

* پوست، كه بايد ابتدا خشك و سپس رشته رشته و در پايان موزدائي و سپس پيه مالي شود.

* نري گاو، كه بايد ابتدا پوست كني، سپس خشك، دوباره اندكي نمدار و سپس قطعه قطعه شود.

*  پارچه نخي كه بايد ابتدا رنگ و سپس رشته رشته و بعد از آن تبديل به فيتله شود.

* موي بز، كه در پاره اي موارد توسط زنان تابيده شده و تبديل به ريسمان هاي نازكي مي شود و يا اينكه بطور كلي از روستاهاي اطراف تهيه مي گردد.

ادامه نوشته

کلاش هورامی 1

تاريخچه گيوه

درباره تكامل صنعت كوچك گيوه بافي اطلاعات كمي در دست هست. البلخي تاريخ نويس معروف در سال 1105 ميلادي متذكر مي شود كه غنديجان (جميله امروز) در فارس در صنعت گيوه بافي مشهور بوده، و در سال 1340 ميلادي كه مستوفي جغرافي نگار از آنجا بازديد كرده مي نويسد كه پيشه گيوه بافي در اوج تكامل بوده است.

گيوه، اصولا پای پوشی است سبك، بادوام و مناسب برای راهپيمايی‌های طولانی در مسيرهای ناهموار و با توجه به اين خصوصيات، اغلب افراد پيدايش آن را به روزگارانی خيلی قدیم‌تر از پيدايش ساير انواع پاپوش نسبت داده‌‌اند و همين امر باعث شده تا تولد گيوه با افسانه‌ها پيوند بخورد. كما اينكه در اكثر منابع، توليد نخستين گيوه را به گيو، پهلوان داستانی ايران (كه به روايت فردوسی پسر گودرز و داماد رستم بوده است) نسبت داده‌اند.

 مولف كتاب بهارعجم به نقل از فرهنگ قوسی نوشته: گيوه منصوب به گيو گودرز است و گيو آن را هنگام سرگردانی در توران زمين ترتيب داد و ديگران با استناد به شاهنامه و در تفسير اين نظريه عنوان كرده‌اند كه گيو وقتی برای بازگرداندن سياوش(نوه‌ی كيكاوس) و مادرش فرنگيس به تركستان رفت هفت سال در آن ديار سرگردان بود و چون برای راهپيمايی‌های طولانی خود نياز به پای‌افزاری بادوام،‌ سبك و خنك داشت گيوه را بوجود آورد و بعدها همه‌ كسانی كه چنين مختصاتی را از پاپوش انتظار داشتند گيوه را انتخاب كردند و در رهگذر قرون و اعصار تغييراتی در آن بوجود آوردند. قرن‌هاست عشاير ايرانی و نيیز بسیاری از روستائيان نقاط كوهستانی و نواحی خشك كشورمان گيوه را به هر نوع كفش ترجيح می‌دهند و از ‌آن استفاده می‌كنند .

هر چند نمی‌دانيم گيوه‌های ابتدايی از چه جنسی ساخته می‌شده و چه شكلی داشته،‌ اسنادی در دست داريم كه نشان می‌‌دهد قرن هشتم هجری قمری دوران اوج استفاده از گيوه بوده و استان فارس در زمينه توليد آن مقام برجسته‌ای داشته و اين معنا از آنجا استنباط می‌شود كه ابوالعباس زركوب شيرازی در كتاب شيرازنامه كه در سال‌های پيش از 754 قمری نوشته شده از بازار گيوه‌دوزان در شيراز ياد كرده و در مكاتبات خواجه رشيدالدين فضل‌الله، گيوه به عنوان يكی از محصولات عمده كازرون مورد اشاره قرار گرفته است .در همين خصوص عبيدزاكانی و نظام‌الدين قاری مصنف كتاب ارزنده‌ی ديوان البسه نيز نكاتی را متذكر شده‌اند كه از خلال آنها ارزش گيوه و اينكه در آن زمان تهيه انواع ديگر كفش برای همگان مقدور نبوده است مستناد می‌گردد. خصوصا كه نظام‌الدين قاری در بيتی،‌ دوام گيوه را نسبت به ساير كفش‌ها متذكر شده است.

از دوره‌ صفوی به بعد به موازات ساير تغييراتی كه در شئون مختلف زندگی مردم كشورمان بوجود آمد كفش نيز دچار دگرگونی‌هايی شد و آنچه از تاريخ پوشاك در ايران بر می‌آيد دلالت دارد بر آنكه در دوره‌ صفوی طبقات بالای جامعه عموما از كفش‌های تمام چرم استفاده كرده و اغلب مردم عادی گيوه می‌پوشيده‌اند و باز در همين دوره است كه می‌بينيم در شكل و ساختمان گيوه تغييراتی رخ می‌دهد و پاپوش‌دوزان قديمی در راه تطابق كارآيی‌های گيوه با موقعيت اقليمی منطقه‌ای كه در آن بايد مورد استفاده قرار گيرد، برمی‌‌آيند. در اين دوره علاوه بر شيراز كه دارای بازار گيوه‌فروشان بوده در اصفهان نيز بازاری برای توليد و فروش گيوه ايجاد شده و محل آن به روايت سياحان، حوالی بازار عليقلی‌خان بوده است. در بين اسناد و مدارك دوره‌های بعدی نيز به كرات با نام گيوه، كاربردهای آن و حتی مشخصات افراد معروفی كه به گيوه‌دوزی اشتغال داشته‌اند، برمی‌خوريم. زيباترين رويه گيوه در آباده، ميان راه اصفهان و شيراز، بافته مي شد. گيوه ايراني (ملكي) خيلي راحت و براي آب و هواي ايران مناسب است ولي كاملاً با نوع غربي آن فرق دارد. گيوه يك زيره پارچه اي به نام شيوه دارد كه دوام و مقاومت آن بسيار زياد است و يك رويه نخي.