سلیمان رحمانی شاعری دیگر از شرکان

سليمان رحماني متولد سال 1344از روستاي شركان (هاوينه هواري مالوس) جايی كه مردم روستا در تابستان گرم و سوزان براي استفاده از هواي خنك و خوب  و چراندان حيوانات خود به آنجا كوچ مي كردند. براي تحصيلات ابتدايي همراه خانواده به شهر نودشه كوچ كرديم و تحصلات خود را در شهر زيبا و دوست داشتني نودشه به اتمام رساندم و با پذيرش در تربيت معلم تحصيلات دوره كارداني خود را در كرمانشاه به اتمام رسانده ودر آموزش و پرورش شهرستان روانسر مشغول به كار شدم. بعدا تحصيلات خود را در رشته مديريت آموزشي ادامه و موفق به اخذمدرك كارشناسي شدم ،اكنون با 27سال سابقه خدمت درشهرستان مريوان به كاراشتغال دارم .گرچه نمي دانم قافيه و رديف چيست تصميم گرفته ام باقي مانده عمرم را در دنياي اقيانوسي شعر بگذرانم.ترجيح مي دهم بيشتر با خودم و شعرهايم باشم تا با دنياي پراز هياهو و رنگ و لعاب هايش ،باز گشت به فرهنگ ،آداب و رسوم بسيار زيبا و انساني مردمان را آرزو مي كنم و هر وقت به ساده گي،صفا و صميميت دوران كودكي خود رجوع مي كنم و آن را با زندگي كنوني مقايسه مي نمايم براي زندگي مصنوعي نسل كنوني غصه مي خورم ،گذشته از رفاهي كه  مردم از آن برخوردارند هيچ برتري اخلاقي و انساني انسان امروزي را بر انسانهاي آن زمان نمي بينم .در سرودن شعر دوست دارم هميشه غمي را از اعماق وجودم بيان كنم غمي كه نمي دانم چيست و از كي تا الآن با من است شايد با من متولد شده وبا من زندگي كرده و همراه من به گور خواهد آمد، غمي كه با خون و استخوانم عجين شده و مرا رها نمي كند براي اولين بار در انجمن روجيار اشعاري بي قافيه و رديف وبا زباني الكن چند شعري را تقديم نمودم و تصميم دارم در دوران باز نشستگي با سرودن شعر بيشتر در خدمت زبان زيباي هورامي و آب و خاك عزيزم باشم .از دوستان خواننده مي خواهم مرابا راهنمايي هايشان  مورد الطاف خود قرار دهند. يا هو

اين هم شعر پاييزوشه ره كاني :

 

ادامه نوشته

شه‌ڕه‌کان

شەرەکان / ئیبراهیم شەمس

 

شەرەکان نموونێوا جە دگا فرە کۆنەکاو هه‌ورامانی حەتتا وەڵێ ئاریایەکا .

شەرەکان دەگایوە جە هەورامانوو لهۆنی شماڵی دە کێلوومێتری شاروو نەوسوودێ کە جە سەرنیشت بە کەلوو چنارەی و شاروو نۆدشەی، پانیشت بە ڕۆخانەو سیروانی، وەرهۆرز  ‌بە کەشوو سەرکاوی و دگاو دەرەو هەجیجیا و جە وەرنیشت بە دەگاو نەروی و شاروو نەوسوودێ.

شەرەکان پاڵش دان کەشەسەختەکەو سەرکاوی و دەرێو ئینا بەینشەنە دەگاش کەردێنە دوێ کوتێ دەگا و قەڵایتێ. دلێڕاسەو دەگای پاڵوو چەمەی ئەسڵی که‌ پنه‌ش ماچا سه‌روو پلوورێ، چنارێوی قەدٚیمیا به‌ نامێو چنارە گەورەی، کە پانزە گەزێ قایمیش(قۆتر) هەن. چن کەڕەتێو کارشناسێ پەی مه‌زه‌ننه‌ که‌ردٚه‌و عەمریش ئامەینێ هەڵای جوابی ئەسێح نەدٚریانەو چێوێو کە مەعلووما عەمرش چن هەزار‌ساڵێ میاوۆ.

پەی ماناو نامێ شەرەکانی چن‌ سەرنجێ هەنێ

۱- هانەچەمێ فرێش‌ چنەنێ بەماناو جەنگوو چەمەکا

۲- جەکان دایەو ئامان شەرەکان کانوو تەوەنان

۳-شارەکان بیەن . یانێو یاگێ مەدەنیەتی

4-سەرکان بیەن «س» بە «ش» واڕیاینە و بیەن شەرکان . سەرکان یانێو سەروو هانەی

و...

 

ادامه نوشته

شورای وفاق کجاست ؟

گاهی اوقات ملاحظه کاری و مطرح نکردن مسائل لازم است اما اگر این ملاحظه کاریها نشانه ضعف تلقی شود دیگر سکوت جایز نیست. من بنابه دلایل کاری هیچگاه فیسبوک نرفته و فیسبوک ندیده ام  دیروز یکی از دوستان مطلبی و کامنتی نشانم داد گویا دو نفر از بزرگواران غیر ساکن (غیر ساکن شهرستان ) که می توان ضرب المثل از دور ایستاده و می گوید لنگش کن و یا بیکار در خانه خود نشسته و در افکار رویایی خود بسر می برند ، چیزهایی گفته اند و در مورد شورای وفاق و یاقوت هورامان مطالبی فرموده اند .   

من این موضوع را دو قسمت می کنم :

قسمت اول شورای وفاق :

همه شماها میدانید بیشترین کسی که در تشکیل شورای وفاق سهم داشت چه کسی بود. شورای وفاق تشکیل شد نخبه های روستا و حتی شهرستان که در سطح منطقه ای مطرح هستند و هر یک با کوله باری از تجارب گوناگون انتخاب شدند. جلسات متعددی برگزار شد روال به خوبی پیش رفت همه آستینهای خود را برای خدمت بالا زدند اما بازتابها خوب نبود در داخل روستا همکاری نکردند اول کسانی که کارشکنی کردند شورای روستا بود سپس از دور زمزمه هایی شروع شد کسانیکه مصداق...... بودند و واقعا مرضی شیوع پیدا کرد وفاق را در هم شکستند. خیال می کنید با شکستن وفاقی که بنده تمام وقت خود را سر آن گذاشته بودم دل من نشکست ؟ چنان دلم را شکستند که هر کس جای من بود نام شرکان را هم نمی آورد آخر شما خودتان قضاوت کنید آنیکه باغش سرمایه اش خانه اش و تعلقاتش در شرکان است و هیچگاه به قدر من که هیچ تعلقی نداشتم تعصب نداشت . خطابم به کارشکنان : چرا نگذاشتید شورای وفاق بماند و کار کند چرا نگذاشتید از این همه سرمایه فکری استفاده شود تا روستا اینچنین به فلاکت نیافتد.  

شورای وفاق چکار نکرد ؟

1-    جاده : جاده پیگیری شد نه در بخش وشهرستان بلکه در استان و دهها بار مراجعه و پیگیری نهایتا به پیمانکار سپرده شد. عزیزی که از دور نجابت نجابت می کنی برایت بسیار احترام قائلم اما اینها همه ش شعار است . واقعیت این روزها نوشتن در دنیای مجازی نیست واقعیت کار کردن در میدان عمل است . جاده دارد روند عادی خود را طی می کند و تا مرحله اسفالت ادامه خواهد داشت.

2-    برق : از روستا تا آرامستان قرار بود تیر برق نصب و برق روشن شود که این کار صورت گرفت .

3-    مطرح شدن روستای شرکا به عنوان روستای هدف گردشگری اگر در این راستا دهها پیگیری نشده باشد و نهایتا این مهم به دست نیامده باشد شما راست می گویید. الان شرکان روستای هدف گردشگریست اما چرا همکاری اهالی وجود ندارد؟

4-     وصل شدن جاده. این یکی نیازی به توضیح ندارد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

5-    چنار : چنار چند هزار ساله ما این روزها بدلیل بی تدبیری  دارد از بین می رود وقتی خودما احترام میراث فرهنگی خود را نمی گیریم دیگران چکار کنند. برای همایش وفاق دور و بر چنار را بتن ریزی کردیم . من هفت بار برای بررسی روند کار به شرکان آمدم و نزدیک 12 میلیون خرج شد تا این فضا بوجود بیاید چند روز پیش بزرگترین کارشناسان باستانشناسی ایران را بردیم تا وضعیت چنار را ببینند. من واقعا با دیدن محل متاسف شدم. این کارشناسان گفتند این چنار کهنترین درختیست که در ایران موجود است.

6-    کتابخانه : کتابخانه در اکثر روستاها وجود دارد. شما موقعیتش را فراهم کنید کتابخوانش را پیدا کنید تا ده روز دیگر هزار جلد کتاب تحویل شود. تاکنون در روستا چند نفر خواهان این موضوع بوده اند ؟!!

7-    خود رو حمل زباله : بحمدالله با پیگیریهای دهیار محترم و بازهم و باز هم با بزرگواریهای کاک محمدرئوف این مشکل هم حل شد و نیسان به روستا تعلق گرفت.

و اما شورای وفاق الان کجاست ؟

شورای وفاق همکاری نشد نه در داخل و نه در بیرون و دوستان یک به یک شورا را ترک کردند و تا امروز حتی یک نفر نامی از شورا نیاورده است. آخرین جلسه شورا مربوط است به شش ماه پیش و تنها با سه نفر که در همانجا انحلالش اعلام گردید.

 

قسمت دوم وبلاگ یاقوت هورامان :

 

من بارها گفته ام این وبلاگ قدیمترین وبلاگ هورامان است. حداقل الان هیچ وبلاگی به قدمت یاقوت نیست. سالها من سعی کردم دوستان اهل قلم هم روستایی بیایند و مشارکت کنند تا یاقوت پایگاهی خبری شود برای روستا. چون من چندین وبلاگ دیگر در موضوعات مختلف داشتم و ضرورتی نداشت مطلبی غیر مبحث روستا در آن درج کنم. اما کسی طالب نبود تا اینکه قضیه همایش وفاق پیش آمد و اوایل یاقوت نقش بسیار خوبی ایفا کرد تمام دلها را به هم نزدیک نمود و کاری کرد که نزدیک به 150 نفر در آن کامنت گذاشتند و دهها نفر مقاله نوشتند . همایش وفاق با عظمتی وصف ناشدنی برگزار گردید. بنده دهها همایش و کنگره برگزار کرده ام اما هیچکدام عظمت همایش وفاق را نداشته اند. در اینجا نقش یاقوت هورامان صد چندان بود چرا که همایش وفاق را جهانی کرد. من دو ماه تمام تمام وقت خود را روی آن گذاشتم زندگی ام را تعطیل کردم تا به آن برسم . کارها خوب پیش می رفت اما یک هو عده ای افتادند به تمجید از خود و به بدگویی دیگران  مهار کار از دست رفت جنگها شد وفاق را به شقاق تبدیل کردند و البته جرقه کار را من میدانم چه کسی زد آن را هیچوقت نخواهم گفت اما همین منیتها چنان بلایی سر وفاق و یاقوت آوردند که امروز نتیجه اش را می بینید.

بهر صورت من وقت نوشتن این مطالب را نداشتم اما آن دوستی که دیشب مطالب فیسبوک را نشانم داد سکون را جایز ندانستم. در این بین تنها کسی که بهش ظلم رفت و حقش پایمال شد و زحماتش نادیده گرفته شد من بودم.

یاقوت هورامان

یکی از عزیزان که بسیار دغدغه روستایش را دارد و در سایتهای محلی و گاها در فیسبوک در مورد شرکان و مشکلات و معضلات و بیمهریهای مسئولین و اهالی آن سخن می گوید ، گاهگاه در این وبلاگ نیز نگرانیهای خود را از بی محلی و بی مهری مردم روستا ابراز می دارد. خواستم توضیحی به ایشان بدهم و خیالش را آسوده نمایم .

داداش بزرگوار ! باور کن من در باز کردن دهان دیگران و نشان دادن عکس المعل مهارت دارم اما نمی خواهم اینگونه شود. یک مطلبی را خدمتتان عرض کنم. مردم شرکان مردمی خاص هستند در برابر برخی مسائل ذوق زده نمی شوند. مثلا شما برنامه ریگا تلویزیون کردستان را اگر تماشا کرده باشی متوجه می شوی یوسف اسدی به هر روستایی می رود پیر و جوان کوچک و بزرگ زن و مرد و همه و همه اهل روستا در برنامه اش شرکت می کنند اگر برنامه یوسف اسدی را ببری شرکان چهار نفر جمع نخواهند شد. یک مثال بزنم دیروز من به همراه دکتر اسماعیل شمس مدیر مرکز کردشناسی و دکتر فریدون بیگلری مدیر گروه باستانشناسی و دستیارش برای بررسی قدمت روستا و مخصوصا بافت روستا و قدمت چنار به شرکان رفته بودیم. حتی یک نفر نپرسید شما برای چی آمده اید یا اینها چه کسانی هستند و هدفشان از عکسبرداری و متر کردن و اندازه گرفتن چیست.

چندین بار هم در مورد همایش وفاق سوال شده که آیا امسال هم برگزار خواهد شد ؟ پاسخ من این است : همایش وفاق قبل از اینکه یک اراده جمعی پشت آن بوده باشد ، یک شاهکار فردی بود . شاهکار یک فرد که این اتفاق را بوجود آورد. مطمئن باشید دیگر چنین شاهکاری تکرار نخواهد شد !!!

 یک موضوع دیگر اینکه من خیلی مایل بودم یاقوت هورامان یک وبلاگ جمعی باشد اما گویا اینگونه نخواهد شد و اصولا وبلاگ یک صفحه شخصی است و این وبلاگ هم محلی است برای ابراز علایق یک شخص که صاحب آن می باشد. من چندین وبلاگ دارم با پسوند هورامان : دانشنامه هورامان ، دایره المعارف هورامان ،  عرفان هورامان ، نسیم هورامان ، نویسندگان هورامان ، روجیار هورامان،  کلاش هورامی ، کوله داستان هورامی ، کوله په یام هورامی و این هم یکی از وبلاگهای شخصی من یاقوت هورامان است هر گاه وقت کردم مطلبی باب میلم بود در آن درج می کنم  هر کس دوست داشت و به ما علاقمند بود نظر می گذارد . اگر نظری هم نیامد جای نگرانی نیست.

خودرو حمل زباله

 با سلام همانگونه که مستحضرید از حدود یک سال پیش بحث خرید ماشین حمل زباله روستا در میان بود . قرار بود صندوق قرض الحسنه با همیار مردم نسبت به خرید این خودرو اقدام نماید. روز گذشته جناب آقای رزگار عارفی دهیار روستا طی تماسی با بنده اعلام نمود این خودرو  از طرف استانداری در اختیار روستای شرکان قرار گرفته و به این صورت که دولت 27 میلیون آن را تقبل و می بایست سه میلیون آن به عنوان همیاری توسط روستا پرداخت گردد. آقای عارفی عنوان نمود ضرب الاجلی 48 ساعته تعیین شده که اگر این سه میلیون همیاری واریز نشود خودرو به روستای دیگری داده خواهد شد.

بنده از بانیان محترم صندوق قرض الحسنه که تاکنون بزرگواری و مساعدتها و اقدامات خیرخواهانه آنها باعث رفع مشکلات زیادی از مردم شده است می خواهم این فرصت را از دست ندهند و به هر صورت ممکن این پول پرداخت شود. چه اگر این کار صورت نگیرد و خودرو برگشت داده شود زیان بزرگی به روستا وارد شده است. تا جاییکه بنده اطلاع دارم این خودرو مستقیما توسط معاونت عمرانی استانداری واگذار خواهد شد و سند آن به نام دهیاری روستاست و بخشداری در دخل و تصرف آن هیچ نقشی نخواهد داشت .

شایان ذکر است سال گذشته برای همین خودرو مبلغی در حدود یک میلیون هفتصد هزار تومان جمع آوری شد.

شروع مجدد

 با سلام وقفه چند ماهه بدلیل مشکلاتی بود که سایت بلاگفا برایش پیش آمده بود .امیدوارم با رفع کامل این مشکل وبلاگ یاقوت نیز همچون گذشته به ارائه مطلب بپردازد . لازم به توضیح است تمام مطالب و پست های نوشته شده در دو سال اخیر که بیش از 150 پست را شامل می شد ، خوبه خود حذف و از بین رفتند . امیدوارم دوستان در بازسازی وبلاگ کمک کنند.

فێرگاو هه‌ورامی ده‌گاو ژیواری

فێرگاو هه‌ورامی ده‌گاو ژیواری

وه‌ڵێ ئانه‌ینه‌ سه‌رێ ده‌یمێ فێرگا‌و ژیواری با بزانمێ

زوان بنه‌ماو ریشه‌و هه‌ر مێله‌تێن . مێله‌ت به‌ زوانیشۆ مژناسیۆ . به‌ درێژایی ڤیه‌رذه‌ی زوان، فه‌رهه‌نگ، و مێله‌ت بێ یۆترینیشا نه‌کریان و پاڵوو یۆینه‌ ژیوێنێ. ئه‌ر سه‌ره‌نج دارمێ به‌ گرذوو دنیێ به‌ر وزیۆ په‌یما که‌ نه‌ ئارۆ به‌ڵکوو جه‌ ڤیه‌رذه‌یچنه ئا مێله‌تێ که‌ به‌ جۆرێ دنیاشا وه‌شه‌ که‌رذێنه‌ ئه‌ر پاڵوو یۆترینینه‌ نه‌با یا یارذه‌و هه‌نترینی نه‌ذا دنیا یاگێ وێشنه‌ مه‌نۆوه‌ و بێ جمووجۆڵ گنۆ.

په‌س دنیا بێ ئی مێله‌تا مه‌عنا مه‌ذۆ یانێ ئه‌ر ئاذێ نه‌با دنیایچ نیه‌نه‌.هه‌ورامی زوانێن که‌ مشیۆم هه‌رمانه‌ش کریۆ په‌ی تا یۆ جه‌ زوانا ئارۆ دنیێ پارێزیۆ و خزمه‌ت که‌رۆ به‌ کومای جه‌هانی

برپایی مراسم نوروز در روستاهای "دیوزناو" و "پالنگان

برپایی مراسم نوروز در روستاهای

در اولین روز از اسفند ماه مردم روستای "دیوزناو" با برپایی مراسم خاصی این روز را با مهمانی و هماهنگی ریش سفیدان و بزرگان جشن گرفته و مهمانان را در جشن خود سهیم می‌نمایند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا و به نقل از هزارماسوله در اولین روز از اسفند ماه مردم روستای "دیوزناو"  با برپایی مراسم خاصی این روز را با مهمانی و هماهنگی ریش سفیدان و بزرگان جشن گرفته و مهمانان را در جشن خود سهیم می‌نمایند.

پس ازگذشتن از راههای صعب العبور در دامنه رشته کوههای شاهو ،در جنوب غربی استان کردستان در منطقه اورامانات روستاهایی با نام « دیوزناو » و « پالنگان »با قدمتی فراوان قرار دارند و به علت وجود قلل مرتفع و گرمسیری بودن این منطقه،مردم این روستا پاییز کم رنگی را تجربه می کنند وهرگز بارش برف را به تماشا ننشسته اند و به همین دلیل و گرمسیری منطقه اول اسفند هر ماه را مردم این روستاها جشن می گیرند. و باوجود طبیعت خشن ومعماری خاص وفرهنگ سنتی ،زندگی با امید واستقامت،در جریان است.

نوروز چشمیدر

مه راسێموو نه ورۆزی جه ده گاوچه شمیه ری که ساڵان جه په نجوو مانگه وسیاوکامی لوێ راوه ئێسال  جه ڕۆ په نج شه ممه ی 3مانگه وسیاوکامی ساعه توو 10ساحبێ تا 5.30دمانیمه رۆێ لوا ڕاوه.
مه راسێمه که به وانای قۆرئانی پێرۆزی ده ستش په نه که رد وجه درێژۆباسه کا؛ نویسه را و شاعێرا و قه ڵه م به ده سا هۆرامانی پێسه و:مامۆسا محه مه دفه هیم ,مامۆسا ئه حمه دنه زیری,محه مه دشه ریف عه لی ره مایی,سه باح شیانی,هۆمایوون محه مه دنێژاد,سابیر سه عیدی,نه عیم سۆبحانی ,ئه رسه لان ئه رده ڵان,محه مه دقادری,حه سه ن عه زیزی,فایق رۆسته می,میرزامه جیدسۆبحانی,محه مه دناهیدمحه مه دی,دلیرقادری,جه باره و نه ورۆز وسه روو زوانۆ هۆرامی وکه سایه تی مه رحووم کاکه محه مه دی مسته فازاده ی قسه وباس و شێعرو و وتارشا وه نۆ.

دمایین به شوو به رنامه که ی هۆنه رمه ندێ هۆرامانی پێسه و کاکه سیروان خالێدی-جه مال چه شمیه ری وحاته م خالێدی مه راسێموو نه ورۆزیشا چه نی خه ڵکی به سیاوچه مانه وگۆرانی بریاراوه.


هورامان هانه به  رچه م

جمع آوری زباله در روستای دل توسط انجمن سبز

انجمن سبز روستای دل با همکاری انجمن سبز چیا مریوان برای بار دوم همزمان با ۱۰۰روستای مریوان و سروآباد امروز۲۷ اسفندماه ۹۳ اقدام به جمع آوری زباله و پاکسازی محیط روستای دل کردند. عکس ها:اکبر خورا.مهرشاد خوش مهر

 

مصوبه کمیته عمران شورای وفاق

بانام خدا و با سلام روز یکشنبه 26 بهمن ماه 1393 کمیته عمران شورای وفاق روستای شرکان با حضور آقایان سالم مصطفایی ، سلام خسروی و ابراهیم شمس در منزل آقای مصطفایی تشکیل جلسه داد. از آنجاییکه قضیه جاده و طرح گردشگری روال قانونی و جاری خود را طی می کنند ، ضرورتی در طرح این موارد نبود فلذا روی یکی از ضروریات روستا بحث و تبادل نظر شد. مسجد روستای شرکان در 50 سال اخیر همیشه یک سر و گردن از لحاظ ساختمان ، وجود ماموسایان عالیرتبه و حضور نمازگزاران بالاتر از مساجد روستاهای همجوار بوده اما  از حدود 30 سال پیش که تعمیر و مرمت شده تاکنون به متراژ آن اضافه نشده است.   با توجه به گسترش نیازهای دینی ، اجتماعی و فرهنگی که تبعا مسجد کانون پاسخگویی به این نیازهاست  ،مساحت فعلی و به تبع آن جذب و نگهداری و پشتیبانی و حمایت ماموسا و برگزاری نماز جمعه و جماعت و سایر فعالیتهای مرتبط نمی تواند جوابگوی نیاز روستا باشد .

بنابر این اعضای کمیته عمرانی به این نتیجه رسیدند با توکل بر خداوند متعال و امید و پشتیبانی همه مسلمانان منطقه و بالاخص اهالی علاقمند و با غیرت روستا پیشنهاد پیگیری مراحل ساخت یک باب مسجد مناسب با استفاده از خرد جمعی اهالی در دستور کار قرار گیرد.

از عموم علاقمندان خواهشمند است نظرات خود را اعلام نمایند .

گزارش مختصري ازعملكرد صندوق قرض الحسنه ي شركان

هموطنان گرامي سلام "
صندوق قرض الحسنه شركان كماكان به فعاليت خود ادامه مي دهد ،وازهموطنان گرامي جهت عضويت ومشاركت فعال دعوت به عمل مي آورد .همچنانكه قبلا‍به اطلاع اعضاي محترم رسانده شده
اين صندوق درتاريخ 25/11/92درمريوان آغاز به كار نموده و تاتاريخ 22/11/93 تعداد اعضاي محترم صندوق به 49نفررسيده وبه 13نفر وام قرض الحسنه اعطا گرديده است .
شرايط عضويت : 1- شركاني بودن
2-حدافل پرداختي بابت هر سهم پنجاه هزار تومان مي باشد.
3- افزايش سرمايه به ازاي هر سهم دوهزار تومان است .
4- مبلغ پرداختي وام :براساس تاريخ واريزي وسه برابري موجودي (درضمن سقف وام نه ميليون تومان)مي باشد.
5-ضامن : يكنفر كارمند ياعضوصندوق (تامبلغ پنج ميليون تومان يكنفروبيش از آن دونفر ودوفقره چك بدون تاريخ )
شماره حساب : 4959368038 بانك ملت به نام فاتح سعيدي – فتح الله لطفي – فيروز عارفي
براي پاسخ گوي به شما هموطنان گرامي بااين شماره : 09182876587تماس حاصل فرمائيد .

                                      باتشكرهيئت مديره صندوق قرض الحسنه شركان

کتیبوو (تریفه) ی  چاپ کریا و ئامانه بازار

ئی کتیبه جه سه د 100 لاپه رینه به زوانی هه ورامی نویسیان .بابه ته کیش یه ری به شین:

 1- شیعری تازی  2- شیعری  ویه‌ردی   3-  غه‌زه‌لی

 یاگیو سپاسیه نه جه کاک رئووف مه حموودپووری که جه ویرایش و راسو که رده ی هه له کانه یاردی ده‌رم بی و جه کاک هه‌مایوونی  محه‌مه‌دنژادی  جه ئینتیشاراتو ریبازو مه‌ریوانیه‌نه که  ئه‌رکو  ریک وسته‌یش قبوول که رد.

                                             فاتێح سه‌عیدی

                  

 

په‌لیانێ یاقووتوو هه‌ورامانی ده‌سوه‌شی و مه‌باره‌ک باذی ماچوو به‌ کاکه‌ فاتێحی ئازیزی ئاواتوو له‌ش ساقی و ته‌مه‌ن درێژیم هه‌ن په‌یش ئیشه‌ڵا قه‌ڵه‌مش دایێم گریکدار و به‌رده‌وام بۆ .

سلام بر همه

سلام بر هم روستائیان محترم .

بارها عرض کرده ام این وبلاگ متعلق به روستای شرکان و تک تک اهالی است . بنابر این می طلبد همه در بروز کردن آن مشارکت داشته باشند. بنده یکی دو ماه تمام فعالیتهای خود را مصروف این وبلاگ نمودم و مدتی بشدت دارای رونق بود و استقبال گسترده ای از آن می شد. طبیعتا یک نفر مثل بنده که شاغل است و بعلاوه در امورات فرهنگی شهرستان دخیل ، نمی تواند تمام وقت خود را روی آن بگذارد. من می توانم هر روز مطلبی منتشر کنم اما مطالب یک نفر جذابیت ندارند و کسل کننده خواهند بود. بنا بر این اگر دوستان مایل به ادامه فعالیت این ولاگ هستند مشارکت نمایند تا از این رکود در بیاید در غیر اینصورت وبلاگ همچنان همینگونه و به همین شکل خواهد ماند .

منتظر مشارکت شما با ارسال مقاله یا مطلب  خواهم ماند.

جـــه­ ژنی  میـــلاد / عبد الحکیم حکیمی

دۆنیـا خشتێــوه جـه ئه‌یوانــی تۆن

بنـه‌مــای دانش جــه قورئانـی تۆن

جن و مـلائک ، إنس و هه­ م  په‌ری

مێمانی که ­ره­ م سفره ­ۆ خوانی تۆن  

رۆجیـار هــه‌ستـی ئاوینه­ ی روته‌ن

هه‌ساره شه­ وقی مینای ددانی تۆن

عێشوه ­ی مانگه‌شه­ و وه ئا­سمان دا

جه به­ رقی غۆنچه­ ی روی خه­ ندانی تۆن

ده ­ستــه‌ی ئــه‌نبیــا دانشـا تـه­ دارک

جـــه­ ژنی  میـــلادی وه‌ز­ه‌بانــی تـۆن

چن پارچه‌ شێعرێ جه‌ کاکه‌ سابیر سه‌عیدی

« ئێنسانێ زانه‌ی پێسه‌نێ مانگێ جه‌ هه‌نترینی نوور گێرانێ و به‌ هه‌نترینی نوور به‌خشانێ »

انسانهای دانا همچون ماه هستند از همدیگر نور می گیرند وبه همدیگر نور می بخشند.

با زیننــێ مــه‌رذی نه‌بیمــێ یاران

با ســـه‌ر دیار بۆ جــه‌ سـه‌ر دیاران

هــۆرگێره‌ قـه‌ڵه‌م قه‌ڵه‌م سه‌رت بۆ

ژیوای جه‌ به‌رزی تۆشه‌ی وه‌رت بۆ

با فه‌رهه‌نگ دۆسێ یاسینیت وانا

قــه‌ڵـه‌م به‌ده‌سێــچ زیننــه‌ت بزانا

کۆشه‌ په‌ی فه‌رهه‌نگ یانه‌ت ئاوا بۆ

باخت باخ هــه‌نار ، باخی ساوا بۆ

با نه‌بـــی ســه‌وێو به‌نش بـڕیا بۆ

یا داری ســه‌رکه‌ل ، که‌لش وڕیا بۆ

داستانێوه‌ په‌ی ده‌رز گێرته‌ی / ئیبراهیم شه‌مس


ماچا سمۆرێو لوا په‌ی لاو شێرێوی واتش بۆ پێوه‌ره‌ زۆرانی گێرمێ . شێر قبووڵش نه‌که‌رذ. سمۆره‌ی وات : من به‌ ته‌ماموو سمۆرا ماچوو تۆ ته‌رسای و حازر نه‌بیه‌ی چنیم زۆرانی گێری.

شێر واتش : ئه‌گه‌ر جه‌ دلێ سمۆرانه‌ به‌ ته‌رسه‌زاڵ بژناسیه‌و خاسته‌ر چانه‌یه‌نه‌ بوو به‌ یاگه‌ گاڵته‌و شێرا و واچا لوان چنی سمۆرێوی زۆرانیش گێرتێنه‌.

ئه‌گه‌ر نه‌ختالێو دلێ ئی حه‌که‌یتێنه‌ وردێ بیمێوه‌ متاومێ ده‌رزێوی عالش چنه‌ گێرمێ . چی پاسه‌ ویر که‌رمێوه‌ که‌ جه‌ ژیوایمانه‌ چنی گرذ که‌سی و گرذ چێوی مشیۆ گژیه‌یمێ ؟

چی مشیۆ ویرما ئاننه‌ کوڵ بۆ که‌ ئه‌گه‌ر جه‌ جوابوو بێ نه‌زاکه‌تی و دژماندای هه‌ر که‌سێوی چ ئانیشا که‌ مژناسمێشا و چ ڕاویارانێو که‌ ڕه‌نگا تا ئاخروو عه‌مریما ئێتر نه‌وینمێشا ، جوابی دذان شکه‌ن و تنته‌ر جه‌ وێشا نه‌ذه‌یمێ و مه‌سه‌ڵه‌ن که‌م بارمێ ، ته‌رسه‌زاڵێنمێ ؟

ئی نوعه‌ ویر و باوه‌ڕه‌ بیه‌ن به‌ هۆو ئانه‌یه‌ هه‌ر ڕۆ جه‌نگ و ئاژاولێ جه‌ ده‌ور و به‌رمانه‌ به‌ی وه‌روو چه‌ماما  و ئه‌گه‌ر بزانمێ تووڕه‌یی چ یاگه‌ پای وێرانکه‌رێ ڕوه‌و له‌ش و ڕۆحوو ئێمه‌ره‌ منیۆ مزانمێ که‌ ئه‌پی نۆعه‌ ڕه‌وت و ڕه‌فته‌ ته‌نیا زه‌ره‌ر به‌ سڵامه‌تی وێما میاونمێ و ئه‌هوه‌نی جه هاڵیگاو‌ کۆمه‌ڵگای دزمێ . ‌

حێسوو نا ئه‌هوه‌نی و تووڕه‌یی که‌ ئارۆ جه‌ ده‌ور و به‌رمانه‌ مه‌وجه‌ مذۆوه‌، نوونگه‌ش ئینه‌نه‌ . ئێمه‌ ئه‌ره‌نیای و ویه‌رذه‌یما ویر شیه‌نه‌وه‌‌ . ویرما شیه‌نه‌وه‌ فره‌و چێوا نمه‌بۆ بژنه‌ومێشا و وینمێشا.

به‌شه‌ر بینه‌وه‌رێوا ساحیبوو ‌ قابلیه‌تێ گه‌ورێ و  تایبه‌تمه‌ندیێو که‌ تاوای واڕیایش هه‌ن (متاوۆ واڕیۆ).  ئێمه‌ متاومێ ته‌مرین که‌رمێ په‌ی چه‌م و گۆش و قه‌لبیما فیلتر بنیه‌یمێ . فره‌و که‌سا نه‌وینمێ . بڕێو جه‌ قسا نه‌ژنه‌ومێ و ویر و وه‌خت و هازیما بنیه‌یمێره‌ په‌ی ئا که‌سا و ئا هه‌رمانا که‌ وه‌شێما مسیا و ده‌رذه‌ما موه‌را. ئاوه‌خته‌ وینمێ که‌ چ ئارامێشێو جه‌ ژیوایمانه‌ به‌ ده‌س مه‌ی و متاومێ ئی هه‌ستیه‌ بارمێنه‌ دلێ کۆمه‌ڵگایچ.

هۆشت چنه‌ بۆ هه‌ر وه‌خت گه‌ره‌کتا سه‌روو چێوانێوی ده‌رذنه‌وه‌ر گژیه‌ی، فرسه‌توو وێت په‌ی جه‌نگه‌ قۆرسه‌کا جه‌ ده‌س مذه‌ی.

ئاکه‌سه‌ ویرێ به‌رزێش هه‌نێ ،هه‌رگیز په‌ی ساحیبوو ویره‌ ورذا وه‌ختش نیا.


واتێ وه‌ڵینا (1) / ئیبراهیم شه‌مس

نه‌ ئه‌شقه‌مه‌ بۆ به‌ پۆس - نه‌ بێگانه‌ بۆ به‌ دۆس

ئی مێسالێ په‌ی که‌سێوی واچیه‌ینه‌ که‌ قه‌وم وکه‌س و کاروو وێش وه‌ردان و ئاڵووچیان بێگانه‌یه‌ره‌. ئه‌چی باره‌ره‌ ڕازێوه‌ وه‌شه‌ هه‌نه‌  گێڵناوه‌ ڕوێو پیه‌یو بۆ کۆڕێوی هه‌رزه‌کارش بۆ ئی کۆڕه‌ ڕه‌فێقێ فرێش با و هه‌رچی وه‌شیش هه‌ن چنی ئی ڕه‌فێقاشه‌ قسمه‌تش که‌رۆ و جه‌ بازاره‌نه‌ حه‌ر ئێذ ده‌س که‌رۆ باخه‌ڵه‌شه‌ره‌ و په‌ی سه‌یرانیچ حه‌ر ئێذا کۆڵ پێچۆوه‌. به‌ڵام تا ئیسه‌ نه‌که‌وته‌نه‌نه‌ ته‌نگانه‌ تا بزانۆ ئی ڕه‌فێقێشه‌ باز ئینه‌ی چنیش یا نا.

تاته‌که‌ش پیه‌یوی ژیر بۆ به‌ کۆڕه‌که‌یش ماچۆ ڕۆڵه‌ گیان پێسه‌ بزانوو  ئی ڕه‌فێقێته‌ ده‌رذه‌و ته‌نگانه‌ی نمه‌وه‌را و حه‌ر جه‌ وه‌شیه‌نه‌ ئینه‌ی چنیت .کۆڕه‌که‌ ماچۆ تاته‌ گیان پی قسێ باوه‌ڕم نیا چوونکای ئی ڕه‌فێقێمه‌ منشا فره‌ وه‌ش مسیه‌و و دایمه‌ده‌ره‌ ئینه‌ی چنیم و به‌ گیانوو من قه‌سه‌م موه‌را .

تا ڕوێو پیاکه‌ کاوڕێو سه‌ره‌ بڕۆ و  پاکش که‌رۆ و ده‌سماڵێوش مذۆ مله‌ره‌ و ‌ به‌ کۆڕه‌که‌یش ماچۆ لوه‌ په‌ی لاو ڕه‌فێقه‌کات و په‌نه‌شا واچه توو شوو گێچه‌ڵێ بیه‌نا و قه‌تڵێوه‌ ئامه‌ینه‌ ملمه‌ره‌ شمه‌ ڕه‌فێقێ گیانیێ منه‌ندێ و من فه‌قه‌ت شمه‌ شکه‌ به‌روو به‌یدێ ده‌ممه‌وه‌ و ڕاو چارێوم په‌ی بێزدێوه‌.

کۆڕه‌که‌ به‌ واته‌و تاته‌که‌یش قه‌وڵش که‌رذ و لوا په‌ی لاو ڕه‌فێقه‌‌کاش و هه‌ر ئا قسێشه‌ گێڵنه‌یوه‌. حیچکام جه‌ ڕه‌فێقه‌کاش نامه‌ی ده‌مشه‌وه‌ و هه‌ر یۆ به‌ نۆعێو وێشا لا دا یۆ واتش  من ژه‌ن و زارۆڵه‌م هه‌ن نمه‌تاڤوو شه‌ریکوو گێچه‌ڵه‌و تۆ بوو ؛ ئه‌ویشا واتش تۆ قه‌تڵه‌ت که‌رذێنه‌ ئێمه‌ مشیۆ تاوانه‌ش ده‌یمێ مه‌گه‌ر ئێمه‌ واته‌نما قه‌تڵه‌ که‌ری؟  یۆته‌رشا واتش لوه‌ گم به‌ تا ڕاپۆرتم نه‌ذانی و ئه‌ویۆچشا واتش من عه‌سڵه‌ن تۆ مه‌ژناسوو.

کۆڕ ئاماوه‌ په‌ی یانه‌ی و به‌ تاته‌یش واتش به‌ خوا ڕاست وات ئی ڕه‌فێقێ حه‌ر هینوو وه‌شی بێنێ و پێسه‌و مه‌شا ده‌وروو شیرینیه‌نه‌ گێڵێنێ ئانا جه‌ ئارۆڤه‌ولای  گرذێم نیه‌ی لاڤه‌ و ئێتر نمه‌لوو ده‌ورشانه‌.

ادامه نوشته

برداشت آزاد


                                  یاقوت هورامان

                                              پس از چند ماه تعطیلی

                                                        دگر بار فعالیت خود را از سر گرفت!



زباله دانی نودشه بختکی بر سر مردم بیچاره شرکان

با عرض سلام و ادب خدمت هم روستاییهای عزیز . حقیقتا چند سالیست این قضیه زباله دانی نودشه در کل چنار برای شخص بنده دغدغه ای شده که هر چند بیش از 35 سال است شبی را در روستای شرکان نگذرانده ام اما گاهگاهی این دغدغه مایه عذابم می شود. چندی پیش به اتفاق مامو حبیب عبدالهی به کل چنار رفتیم البته اول بهار بود و من به ایشان گفتم قصدم تفریح و کمی کوه پیمایی است اما  هدفی جز سرکشی  به کل چنار و فیلم برداری و تصویر برداری از وضعیت بسیار نامطلوب محل دفع زباله شهر نودشه نداشتم . چند عکس از محل را در همین وبلاگ به تاریخ 31 فروردین 92 قرار دادم به عنوان برداشت آزاد و انتظار داشتم عزیزانی بیایند و اظهار نگرانی و گلایه بکنند و از مردم بزرگوار شهر نودشه و همچنین مسئولین محترم بخواهند این بلا را از سر مردم بیچاره روستا دفع کنند.

اما حیف از یک نظر  از جانب اهالی روستا . برادرم از تهران از چند سال پیش این مورد را از طریق بخشداری نوسود مطرح کرد ولی نتیجه ای حاصل نشد چرا که کسی با وی همصدا نگردید. نمی دانم چرا تحصیلکرده های ما  ، جوانان ما از روی این قضیه و بسیاری قضایای دیگر بی تفاوت می گذرند . دیروز جناب بخشدار طی تماس تلفنی به من عنوان نمودند در جلسه کمیته بهداشت در نودشه این موضوع مورد شور ومشورت قرار گرفته و قرار بر این شده برای تغییر محل دفع زباله بررسیهای لازم صورت بگیرد . همچنین وبلاگ شورای اسلامی شهر نودشه این خبر را روی صفحه خود آورده و از همشهریان درخواست نظر خواهی نموده است.

به نظر بنده الان بهترین فرصت برای رفع این معضل است. من از تمامی دوستانی که به این وبلاگ سر می زنند و این مطلب را می خوانند دعوت می کنم تا نقطه نظرات خود را در این رابطه بیان نمایند. متشکرم.

تسلیت



با خبر شدیم جوان ناکام نظیر عارفی فرزند مامو رفعت عارفی بر اثر صانحه تصادف در جاده بیستون دارفانی را وداع گفته است .بدینوسیله ضمن تسلیت به خانواده محترمش ،  از خداوند رحمان برای آن مرحوم طلب علو درجات دارم .

مرثیه ای برای «سواد» در روستای من



« ن وَالْقَلَمِ وَمَايَسْطُرُونَ»  (سوره القلم/آیه1 )

عبدالصمد محمودی

چند روز پیش در دفتر نشریه، طبق روال روزهای معمول، داشتم روزنامه های آن روز را تورقی می کردم، به یکباره در صفحه «آموزش» یکی از همان روزنامه ها متوجه شدم پرونده ای در مورد وضعیت و نوع سواد در جهان امروز،و دورنمای آن در آینده کار شده است. کنجکاو شدم و مطلب را خواندم. در بخشی از آن پرونده، مصاحبه ای با یکی از کارشناسان این حوزه صورت گرفته بود، کارشناس مربوطه در همان اوایل مصاحبه با نقل قول جمله ای از اسناد یونسکو که اشاره کرده بود: «کشورهایی که تاپایان سال 2012 دانش آموزانش خودرامجهزبه سواد مقدماتی کامپیوتری نکنند،در زمره کشورهای بیسواد قرار می گیرند.»( نقل به مضمون)، به سراغ جامعه خودمان و جایگاه دانش آموزان کشورمان، از نظر دستیابی به این نوع سواد در شهرهای مختلف کشوررفته بود. برایم جالب بود و به همین خاطر مطلب را تا آخر خواندم. مطلب که تمام شد ناخودآگاه یاد وضعیت دانش آموزان منطقه خاصتا" روستای خودمان افتادم و برای یک لحظه سعی کردم تا وضعیت دانش آموزان روستا را براساس این ملاک در ذهن متصور شوم. البته بلافاصله به خود گفتم: وقتیکه به قول آن کارشناس، شهرهای بزرگ ما، به لحاظ داشتن این نوع سواد- که به «سواد دیجیتالی» هم معروف است- در وضعیت نامناسبی به سر می برند، دیگر چه انتظاری از روستاهای دورافتاده و دانش آموزانش است؟!

البته حداقل این مسئله بهانه ای شد تا هم تذکری داده باشم و هم اینکه به بررسی سواد مدرسه ای خودمان، بویژه در میان نسل جدید روستایمان بپردازم. همان طور که می دانید روستای شرکان، به لحاظ تحصیلات حوزوی و دانشگاهی برای سالیانی متوالی، بواسطه داشتن جوانان متعددی در سطوح مختلف دانشگاهی در بهترین دانشگاههای کشور یا حوزه های علمیه استان، از روستاهای سرآمد در منطقه و استان بوده است. با این وجود، چند سالی است که دیگر از آن جوانان موفق در روستا خبری نیست. دیگر زمان اعلام نتایج کنکور در روستای ما، ندایی به گوش نمی رسد و حتی بعضاً به نظر می رسد که مردم روستای ما یادشان رفته که در تیرماهِ هر سال آزمون کنکور برگزار می شود. واقعاً جای بسی تأمل و سوال است که چه بر سر روستای ما و دانش آموزانش آمده است؟ چرا دیگر از آن شوق دانش آموزان سابق نسبت به فراگیری علم و دانش اندوزی، در دانش آموزان و جوانان امروزِ روستا خبری نیست؟ آیا باید برای تحلیل چرایی این مسئله به سراغ دلایل «بیرونی» رفت یا باید به خودمان برگردیم؟ اگر این مسئله ریشه ای «بیرونی» دارد، پس چرا ما شاهدیم که در دنیای بیرون از روستا، عطش بی سابقه ای برای دستیابی به «مدارک» دانشگاهی در میان جوانان و نوجوانان بوجود آمده است؟

ادامه نوشته

زنگ ها برای که به صدا در می آیند؟/ کامیل احمدی


کارگران مشغول کارند:

اینجا زلته است محل احداث سد و نیروگاه داریان کنار رودخانه سیروان.

زلته در زبان کردی به معنی گلی(گل آلود کردن) و لجن زار و داریان به معنی لبریز شده از آب و سیروان مهم‌ترین و معروفترین رودخانه هورامان در کردستان است و مسیر نسبتاً طولانی و پرپیچ‌وخمی دارد. این رودخانه در بخش غربی و شمال غربی هورامان قرار گرفته‌است و منطقه هورامان را به دو بخش تقسیم نموده‌است.این رودخانه از بخش رزاب و مریوان در کردستان سرچشمه گرفته و پس از عبور از شمال غربی هورامان ، دوآب و شمال هرتا، رودخانه‌های ژاورود، قشلاق رود، لیله، لوشه، زمکان، دشت حر به آن پیوسته و سپس وارد کشور عراق می‌شود

سد داریان در محلی به نام زلته در پایین روستای داریان  بسته شده است که دارای حدود 178 متر ارتفاع می باشد و باعث تخلیه شدن روستاهای هجیج-قسمتی از روستای سلین - ورگه ویر - و ه ریبه ر ناو  و زیر آب رفتن و نابود شدن چشمه بزرگ بل می شود این سد جهت تولید برق ساخته می شود.

اینجا زلته است در قلب هورامان .هورامان از زیباترین نقاط دنیاست که دارای آب و هوایی معتدل ، بارش فراوان ، کوههای مرتفع و قله های نوک تیز می باشد.

 تا همین چند سال پیش منطقۀ زلته ساکت و آرام بود و تنها صدای دلنشین  خروش رود سیروان بود که هزاران سال متمادی به مانند موسیقی گوشنواز طنین اندازکوهها وصخره های پیرامونش شده بود   سیروان هر چند که از نظر آبیاری واستفاده کشاورزی برای مردم منطقه تاثیر چندانی نداشت اما همواره به عنوان یکی از  نمادهای هورامان مورد احترام مردم بود.

اینجا زلته است وامروز تنها چیزی که به چشم می خورد ماشین های جوراجور است وگرد وغبار وانفجارهای پیاپی که باعث به هم خوردن نظم منطقه شده است همچنین کارگاههای مختلف و آدمهایی که بیشترشان غیر بومی اند.

منطقه هورامان منطقه ای بکر ودست نخورده است اما با اتمام سد داریان تمام نظم منطقه به هم می خورد .

دوستان بهتر می دانند که پس از احداث جادۀ نودشه- پاوه مقدار کمی از تعادل طبیعی آن بهم خورد. کم کم مسافران با ولع و شگفتی مناظر سیروان را نظاره گر شدند . در این حین متأسفانه عده ای جهت تفریح و خوشگذرانی خود با انفجار و شک الکتریکی به جان چندین نسل از ماهیهای سیروان افتادند  . پس از طی مدتی که احداث سد و نیروگاه قطعی شد سروکلۀ آدمهای غریبه پیدا شد مشاوران، مهندسان، کارگاران و ماشین آلات مختلف ، محوطه های کارگاهی دفاتر مهندسین و کمپهای کارگری تعادل طبیعی منطقه را بهم زد.

ادامه نوشته

انتصاب مهندس سالم مصطفایی بعنوان بخشدار نوسود

براساس اخبار و گزارشات رسيده از سایت رسمی بخشداری نوسود ، روز یکشنبه مورخه 30-4-92 سالم مصطفايي به عنوان بخشدارجديدنوسود منصوب شد.

با توجه به بازنشسته شدن حاج فاروق يوسفي بخشدار فعلي نوسود و عضويت در تركيب شوراي شهر پاوه ، مهندس سالم مصطفايي از مديران توانا و از چهره هاي شاخص اورامانات با تجربه باسوابق خوبي كه در كارنامه خود دارد ، به  عنوان بخشدار جديد نوسود منصوب و با حضور مديران ارشد استان و شهرستان پاوه توديع و معارفه صورت گرفت .

لازم به ذكراست سالم مصطفايي شهرداري پاوه ،شهرادری نودشه ،شهرداري شاهو و نيز بخشداري شاهو رادر كارنامه مديريتي خود دارد.

ضمن تبریک انتصاب شايسته  آقای سالم مصطفايي برای ايشان آرزوي توفيقات روزافزون از خداوندمتعال مسئلت مي نمايیم .



از جمله سوابق کاری سالم مصطفایی عبارتند از :

1- شهردار پاوه

2-شهردار نودشه

3-مسول دایره فنی ودایره  عمران شهرداری نودشه

4-شهردار شاهو

5-بخشدار شاهو

6-کارشناس جهاد سازندگی پاوه

7-کارشناس اداره راه وترابری پاوه

8-کارشناس امور احتماعی وشوراها فرمانداری پاوه

9- مشاور فرماندار پاوه در امور عمرانی

10-کارشناس فنی شهرداری پاوه

11-کارشناس خبره دادگستری

12-عضو سازمان نظام مهندسی ساختمان استان کرمانشاه ونظارت ساختمانهای متعدد در طول 15 سال سابقه اجرایی

پاڵوو چناره‌که‌و شه‌ڕه‌کانیه‌نه‌




        







پنج شنبه 30- 3- 1392

شرکان و انتخابات / ابراهیم شمس

با سلام وعرض ادب خدمت دوستان و هم روستائیان وخوانندگان وبلاگ یاقوت هورامان. عزیزان بالاخره انتخابات ریاست جمهوری و شوراها به انجام  رسید و قطعا همه ملت ایران راضی از این تعیین سرنوشت ، امیدوارانه به انتظار آینده ای  روشن نشستند. بهر حال من نمی خواهم در مورد انتخابات صحبت کنم نه وقت پرداختن به آن را دارم و نه دوستان حوصله ی خواندن آن را.  در واقع هدفم از نوشتن این سطور در وهله اول تشکر ویژه از مردم محترم و بزرگوار شرکان است که خالصانه و مخلصانه به پای صندوقهای رای آمدند و به کاندیدای خود رای دادند هر چند که متاسفانه کاندیدا رای نیاورد و بعدا زمزمه هایی به گوش اهالی رسید که گویا از جانب عده ای همه مردم شرکان  متهم به عدم مشارکت و ندادن رای به ایشان شده اند.

بنده به جناب آقای سالم مصطفایی به دیده احترام می نگرم و خود یکی از طرفدارانش در همه جا بوده ام. ایشان شخصیتی مثبت دارد. دوست ندارم الان که برنده انتخابات نشده اجازه دهد هم ولایتیهای نجیبش مورد اتهام قرار گیرند  . این از وجهه اجتماعی ایشان می کاهد.

ایشان با 29 نفر به رقابت پرداخت  وبا کسب 1644 رای نفر شانزدهم شد. گفته می شود آمار شرکانیهای مقیم پاوه حدود 300 نفر است.

یک نفر مدعی شده شرکانیها اصلا رای نداده اند به فرض این درست باشد و شرکانیها رای می دادند ، مجموع آراء به 1944 رای میرسید آنوقت نفر چهاردهم می شد زیرا نفر سیزدهم آقای قطب الدین قادری است با 1992 رای . و اگر فرض کنیم از این 300 نفر 200 نفرشان رای نداده اند باز آقای مصطفایی نفر شانزدهم بود زیرا نفر پانزدهم آقای کیوان حاتمیان 1848 رای آورده بود.

اینها واقعیتهایی است که باید ما بپذیریم اینها آزمونی است که ما باید بر اساس آن نقاط ضعف وقوت خود را بسنجیم ما نباید این همه انتظارات از مردم داشته باشیم. بنده خودم یک خصلت دارم که آقای مصطفایی بیش از هر کسی به آن واقف است و آن این است که حاضر نیستم برای هیچ چیزی به هیچ کسی رو بیاندازم و یا خواهشی بکنم اما در روز انتخابات بنده و بسیاری از هم ولایتیها از خیلی ها خواهش کردیم اما نشد چون تیم مقابل قوی تر بود و برد . من  انتظار دارم باخت ایشان به گردن شرکانیها انداخته نشود البته من اطمینان دارم خود ایشان چنین نظری ندارد.

بنده امیدوارم جناب آقای مصطفایی در آینده ای خیلی نزدیک پستی مهمتر تقبل نموده و بتواند با خدمت به مردم و جامعه دین خود را ادا نماید.

در سوگ پیر فرزانه ماموسا سید عبدالرحمن حکیمی/ عبدالصمد محمودی

« نبودنش هم برای ما درس خودشناسی بود»؛ در سوگ پیر فرزانه مان ماموستا سید عبدالرحمن حکیمی

بِرفت آن گلبن خرم به بادی      دریغی ماند و فریادی و یادی

زبان شناسان بر این باورند که معنای «کلمات» یا « نشانه »ها زمانی کامل و تثبیت می شود که ما علاوه بر در نظر گرفتن «شباهت»ها، «تفاوت»های آن ها را هم مدنظر داشته باشیم. یعنی مثلاً کلمه یا نشانه ای چون «خوبی» زمانی معنایش تثبیت می شود که ما نشانه یا کلمه ای چون « بدی» را در مقابل آن بوجود آورده باشیم و بالعکس. یا مثلاً « بودن» زمانی معنی می یابد که « نبودنی» هم وجود داشته باشد و... . پس به باور زبان شناسان تنها نمی توان با اکتفا کردن به ویژگی های ایجابی یک کلمه یا نشانه به معنای کامل و تثبیت شده آن پی برد. به همین مناسبت مردم شناسان، انسان شناسان و به طور کلی دانش آموختگان علوم اجتماعی با استفاده از این رویکرد به ما توصیه می کنند که اگر زمانی خواستید تا در مورد جایگاه کسی یا چیزی یا معنای آن در یکجا یا زمانی تحقیق کنید می بایست ابتدا سعی کنید،حتی اگر برای یک لحظه هم که شده، «نبودنش» را در آن جامعه یا برهه زمانی تصور کنید. حال ساده تر خواهید توانست به تعریفی جامع تر از او و اهمیت بودنش در آن مکان یا زمان بپردازید. در واقع آن زمان است که خواهید توانست تا تعریف و توصیفی کامل از «وجود» یا « بودن» او ارائه کنید. بنده نیز بنا دارم تا از این منظر، به سراغ اهمیتِ «بودن» و حیات یکی از بزرگان روستایمان یعنی ماموستای مرحوم سید عبدالرحمن حکیمی بپردازم. بزرگی که امروز دیگر در میان ما نیست و ما را در اندوه رفتن خویش سوگوار کرده است. حال ممکن است این سوال پیش آید که چرا بنده بر آنم تا از روندی «معکوس» و « سلبی» به شناخت جایگاه این بزرگوار بپردازم؟ یعنی از « نبودن» ایشان به « بودن »شان برسم؟ این نیت بجز مقدمه زبان شناختی ای که در بالا بیان کردم، دو دلیل دیگر هم داشت:

ادامه نوشته

سالم مصطفایی کاندید شورای شهر پاوه


یکی از کاندیداهای مطرح شورای شهر پاوه سالم مصطفایی است که سابقه سکانداری شهرداری این شهر را نیز در کارنامه کاری خود دارد . زادگاه وی روستای شرکان از توابع بخش نوسود است و دارای مدرک تحصیلی مهندس عمران میباشد .

ادامه نوشته

احداث جاده شرکان؛ آرزویِ دست یافته یا آغازگر یک شکاف جدید؟! /  عبدالصمد محمودی


همان طور که همه ما می دانیم برای سالیان طولانی بود که روستای ما، در بن بست به سر می برد. بن بستی که در تمام طول این سال ها، سایه سنگین آن بر روی روستا، باعث شده بود تا برداشتنش به آرزویی برای اهالی روستا تبدیل شود. آرزویی که انگار تحقق آن تنها در رویا امکانپذیر بود. اما چنان که می دانیم رویا  همواره مقدمه عمل و پیشرفت بوده است. اندکی مداقه در تاریخ تمدن های محلی، ملی و جهانی گوناگون، خود، گواهی روشن برای این امر است. چرا که زمانی که تصور مجرد چیزی به صورت تمام عیار به ذهن افراد و ملتی راه می یابد، هیچ چیز را یارای به بندکشیدن قدرت مهارناپذیر آن نیست، زیرا که این تصور یا ایده، اساس ذهن و فعلیت او شده است. اینگونه هم شد، بالأخره چند سال پیش، این طلسم به برکت پیگیری های مکرر تعدادی از اهالی دلسوز روستا و حمایت همه جانبه مردم از آن ها، شکسته شد و مردم تا حد زیادی به تحقق این آرزوی دیرینه خود نزدیک شدند. تقریباً می توان گفت امروز بیش از 80 درصد کار تمام شده و تنها بخشی از آن بنا به دلایلی، هنوز باقی مانده است.

از آنجا که تحقق هر زیرساختی در هر مکان یا محلی، خود، واجد یکسری معایب و امتیازهاست، احداث این جاده نیز از این قاعده مستثنی نشد و موجد یکسری معایب و مزایا برای روستا و اهالی اش گردید، که از جمله معایب آن می توان به مواردی چون؛ قطع درختان، به هم خوردن اکوسیستم روستا، از بین رفتن تعدادی از مکان های تجمع روستاییان در مسیر خانه تا باغ های روستا-مکان هایی که اگر چه به چشم نمی آمدند، اما محلی بسیار خوب برای تبادل آراء یا صیرورت محبت، همدلی و همیاری روستاییان با همدیگر بود-و... اشاره کرد. در خصوص مزایای احداث این جاده- که از نظر نگارنده بیش از معایب آن بود - نیز می توان به موارد فراوانی از جمله دسترسی سریعتر به امکانات شهر، توسعه و رونق باغداری روستاییان، ایجاد ارزش افزوده ای در قیمت باغ ها و املاک روستاییان و... اشاره کرد.

ادامه نوشته

معنویت فراموش شده   /  عبدالصمد محمودی




در یادداشت قبلی وعده داده بودم ، که در یادداشت های بعدی ای که برای این
وبلاگ می نویسم به بررسی رفتارهای جمعی و فرهنگی مردم شرکان از یک نگاه انتقادی بپردازم. البته در ابتدا باید اشاره کنم که تاکید بر چنین خصایل و ویژگی های رفتاری و برجسته نمودن آن ها در اینجا تنها از سرِ دلسوزی و جهت بازاندیشی در رفتارهای جمعی مان است. چرا که چنان که در یادداشت قبلی نیز اشاره کردم، معتقدم که نقد، موتور محرکه هر جامعه ای جهت رسیدن به یک پویایی، همبستگی و انسجام پایدار است، و جوامعی که به این مولفه بسیار مهم روی خوش نشان نداده اند، در یک سیکل بسته و معیوب روزمره گی گرفتار آمده اند. همچنین لازم به تذکر است که بیان چنین مسائلی در این یادداشت ها، به عنوان یک «مسئله اجتماعی» تنها مختص به روستای شرکان نبوده و شاید شما هم بارها در مناطق و روستاهای دیگر منطقه شاهد آن بوده باشید. اجازه می خواهم که بیش از این سخن را به اطاله نکشم و به اصل موضوع بپردازم، چرا که به قول معروف « از هر چه بگذریم سخن دوست بهتر است».

همانطور که می دانید و در این وبلاگ نیز به تشریح در مورد آن آمده است، روستای شرکان از لحاظ مذهبی و پرورش نخبگان مذهبی در طول تاریخ از روستاهای سرآمد در منطقه بوده است و برآمدن بزرگانی چون شیخ قسیم، پیر مقصود، خلیفه ابوبکر، ماموستا ملا عبدالکریم، ماموستا عبدالرحمن، ماموستا هاشم، ماموستا سعدالله از دل این روستا گواهی روشن بر این امر است. بزرگانی که نه تنها اهالی روستا، بلکه بعضاً مردم منطقه از علم و موعظات شان بهره مند بوده اند. با این اوصاف متاسفانه چند سالی است ، به خصوص با مهاجرت خانواده محترم ماموستا عبدالرحمن حکیمی به شهرستان پاوه، روستای شرکان با مسئله مهمی چون نبود جایگزینی دائمی برای ایشان روبرو است. به همین خاطر چند سالی است که دیگر مسجد روستای شرکان و نمازهای جماعت اش حال و هوای سابق را ندارد و حتی بسیاری اوقات فرایض پنج گانه، به جای اینکه به صورت «جماعت» برپا داشته شود به صورت « فرادا» خوانده می شود. با اینکه در چند سال گذشته بارها سعی شده تا با رایزنی با ماموستایانی در روستاهای دیگر، از ایشان برای قبول این مسئولیت خطیر و معنوی دعوت به عمل آید. اما متأسفانه ما شاهدیم که هنوز درب بر همان پاشنه می چرخد و مشکل همچنان بر قوت خود باقی است. البته لازم است اشاره کنم که در این سالیان، چند ماموستا از روستاهای هورامان تخت، روانسر و نوسود به روستا آمدند، اما ماندگاری آن ها بنا به دلایلی چندان به طول نینجامیده است. مشاهدات بنده از علت مستعجل بودن اقامت این بزرگواران در روستا نشان می دهد که یکی از علل اصلی عدم اقامت دائمی این بزرگواران در این روستا به نبود منبع درآمدی دائمی و پایدار برای ایشان برمی گردد.

ادامه نوشته