زخمی بر پهلویم است ، روزگار نمک می پاشد و من پیچ و تاب میخورم

همه گمان می کنند که میرقصم...

بچه ها یه خبر... امروز تولد ۳ سالگی وبمه...!

وبم سه ساله شد
۳سال پر از غم٬ پر از غصه٬ پر از شادی

اگه یه چیزی بگم باورتون میشه؟؟؟

میگم (( تموم زندگیم این وبه، تمام خاطراتم٬ تمام سه سال از عمرم تو این صفحه اینترنتی خلاصه شده))

فردا شروع وب نویسمه

فقط یه خواهش دارم واسم دعا کنید

خیلی محتاجم

فدای همه دوستام ..


بازم چیزی نگم؟سکوت کنم؟باشه سکوت می کنم....چشم!

به خاطر دلتنگیام سکوت میکنم!چشم!

آخه...ولی اینجوری فقط صدام سکوت می کنه و حرفی نمی زنه!دیگه چشام هم مگه میتونه سکوت کنه با سکوتش میشکنه دلمو!

آخه مگه شدنیه که دستام هم بشینن و تماشا کنن؟مگه میشه اونا هم سکوت کنن و دست به دعا برندارند؟

شک دارم!

اما همه اینا هم سکوت کنن...دلمو چی کار کنم ؟جواب دلم و چی بدم...دلی که خیلی زنده بمونه تا یه ماه دیگست!

مگه طاقتش چقدره خدا جون!

بارون!سلام خوبی؟چه خوب که باریدی...خوشحالمون کردی...اما چرا امروز؟

دلیل داشتی؟شاید تو هم به یاد 3سال که گذشت اشک میریزی؟آره؟نکنه تو هم .........

میدونی توی این 3سال چند بار باریدم؟خیلی بیشتر از تک تک قطره های تو!

ببینم اصلا تو میتونی این همه بباری؟چشماتو دیدم که قرمز میشن اما ندیدم که خون بباره به جای اشک!

اما چشمای من توی این 3سال این قدرت پیدا کرد که خون بباره...

دلم میخواد نازت کنم و بگم گریه نکن...

اما می بینم خورشید کنارته و حریفت نمیشه چه برسه منه ضعیف و....

دلم میخواد بیام اشکات و پاک کنم ولی وقتی میبینم ابر ها هم حریفت نمیشن میگم من و چه به این حرفا....

ای خدا...ای خدا...

بارون...یک دعا کنم میری به خدا جون بگی؟حس می کنم تو نزدیک تری بهشون...

میخوام بگی که به من صبر بده...صبر بده تا روی همه مسائلی که برام پیش میاد وطاقتشون و ندارم بتونم تحمل کنم...بتونم کنار بیام باهاشون...آخه مگه من چقدر دل دارم؟کل دلمو  و دادم به یک نفر...و حالا هم  فقط باید صبر  داشته باشم و به خاطر اون حتی توی چشام اشک جمع نشه!خدایا ....

به حق این بارونت بهم صبر بده

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اگه یه روز حس کردی که عاشق دو نفری ، دومی رو انتخاب کن ، چون اگه واقعا عاشق اولی بودی به عشق دومی گرفتار نمی شدی

 

اومدم یه ذره با خودم تنها باشم....

خیلی وقت است فراموش کرده ام

کدامیک را زودتر می کشم

رنج ؟

انتظار؟

یا نفس را ...؟؟؟؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گلوی آ دمی را باید گاهی بتراشند تا برای دلتنگی های تازه

جا باز شود!!!

دلتنگیهایی که جایشان نه در دل...که در گلوی آدم است!!

دلتنگی هاییکه میتوانند آدم را خفه کنند!

*******

گاهی حجم دلتنگی هایم آن قدر زیاد میشود که دنیا با تمام وسعتش برایم تنگ میشود ......

دلتنگم.....

دلتنگ کسی که گردش روزگارش به من که رسید از حرکت ایستاد

دلتنگ کسی که دلتنگی هایم را ندید

دلتنگ خودم

خودی که مدتهاست گم کرده ام

می خوام برم

می خوام برم یه جای دور

دنیا روز به روز داره برام تنگ تر میشه

دارم خفه میشم

دیگه اشکی برای گریه کردن ندارم

چشمام درد میکنه ، میسوزه

زمستون چرا تموم نمیشه

من که داشتم می رفتم خدایا حکمت تو چی بود که من نفهمیدم

خدایا یه لحظه گوش بده باهات حرف دارم

بگو چرا ....... آخه چرا ؟

انگار یه ساله که زمستونه

انگار سال هاست که توی برزخ ام

ای خالق قصه من ، این من و این تو

بر زخم دلم چاره ای کن

***********

شيطان محترم است !!!  

او نخستين کسی بود که فهميد " انسان " جنبه‌ی سجده کردن ندارد ... 

دوست ندارم

این بزرگ شدنم را....

این فاصله گرفتن از کودکی ام را....

دلتنگم

دلتنگ بی بهانه خندیدن هایم

و خسته

از این همه بهانه

که چشم هایم را خیس می کنند....

حوصله ات که سر میرود با دلم بازی نکن...!

مـــن در بـی حوصلـگـی هایم با تـــو زندگی کردم...

انتظار

تنهاییَت را دست نزن ، تنها تر میشوی..!!!

ــــــــــــــــ 
/” سـرد اسـت و مـن تـنهایـم “.

.

چه جمله ای!

پر از کلیشه.../

پر از تهوع.../

.

.

جای گرمی نشسته ای و می خوانی:

"سرد است....."

.

.

یخ نمی کنی../

حس نمی کنی../

که من برای نوشتن همین دو کلمه../ چه سرمایی گذراندم/

.

.

 

فکرشو می کردی یه روز اینجوری بشم ؟


دستانم تشنه دستان تو، شانه هایت تکیه گاه خستگیهایم
به پاکی چشمانت قسم تا ابد با تو میمانم
بی آنکه دغدغه فردا را داشته باشم
چون میدانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت
عزیزم دوسـ ـت دارم

 

میدونی کلافه شدن یعنی چی؟
دلتنگ کسی باشی که کنارت نیست و حوصله کسی رو نداشته باشی که هست
***
درست مثل من که بدجور دلتننگ تـوئم . امشب کنارم نیستی وحوصله آدمای تو خونه رو ندارم و دائم جلو چشامن
اما تو همیشه باهامیا ، تــــــــــــوقــــــلــــبــــمــی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 


من هر روز و هر لحظه نگرانت می شم که چه می کنی !؟
پنجره ی اتاقم, باز می کنم و فریاد می زنم
تنهاییت برای من …

غصه هایت برای من …

همه بغضها و اشکهایت برای من ..
تمام دردات بـرای من
تو فقط بخند
 برایم بخند
آنقدر بلند
تا من هم بشنوم صدای خنده هایت را…

صدای همیشه خوب بودنت را

دلم برایت تنگ شده
دوست دارم عشقم

یه نفر بغضش رو  میون تنهایی های اتاقش قایم کرده.....

 عزیزم اسم تو رو داد می زنم.....تویی که امشب کنارم نیستی تا منم تنها نباشم.......

عزیز دلم تابستون رو یادته؟؟؟؟ وقتی زندگیم یه باره ورق خورد.....

 تو هم با نگات با لبخندت بهم گرمی دادی.....

 از اینکه همیشه تو رو دارم خون تو رگهام دو برابر بالا و پایین می شه...

مهربون دلم برای آواز صدات تنگ شده.....آره می بینی این روزها دلم خیلی هوات رو کرده....

آخه این روزا هر شب میایی تو خوابمو خوابامو رنگین کردی
دیگه برام هیچ کس و هیچ چیز مهم نیست جـــز تو


 


انگار تا دنیا دنیاست ...
این کلاغ قصه ی ما به خانه اش نمی رسد ...
ولگرد شده عوضی....!
ـــــــــــــــــــــــــــــ

این روزها
حتی اگر خون هم گریه کنی
عمق همدردی دیگران با تو یک کلمه است :
آخی !

سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان

بعضي موقع ها وقتي يكي رو خيلي دوست داري و مي دوني اون عاشقته ديگه كاري به كارش نداري چون مطمئني ماله توست پس شروع مي كني به انجام دادن كارهاي ديگه اي كه داري تا وقتي مي خواي بري به ديدنش مشغله ذهني ديگه اي نداشته باشي
 برات چند روزي مي گذره........
 تو غافلي از اينكه هر روز براي عاشق چند ساله....
بلاخره برات وقتش مي شه مي ري يك شاخه گل سرخ مي خري مي ري به ديدنش
 بهش زنگ مي زني كسي گوشي رو برنمي داره، پيغام مي زاري كسي جواب نمي ده.
 از دوستات مي خواي ازش برات خبر بيارن همه مي دونن كه چقدر دوسش داري ولي هيچ كس قبول نمي كنه برات ازش خبر بگيره.....
 بلاخره مي ري در خونشون دنبالش.....
چه كوچه قشنگي انگار سر كوچه رو هم چراغوني كردن.....
 چقدر در خونشون شلوغه ...........
زياد برات مهم نيست با خودت مي گي شايد عروسيه پسر همسايشونه......
 جلوتر مي ري مي بيني شلوغي در خونه اوناست.....
يك عده دارن مي رن داخل خونه اونا.....
 به به چه بوي خوبه غذايي.....
 انگار تو حياطشون دارن غذا درست مي كنن....
 حتما نظريه خدا قبول كنه....
منم نظر مي كنم اگه بهش برسم هر سال با هم نظري بپزيم بين همسايه هامون تقسيم كنيم....
اي خدا اگه بشه چي ميشه ....
خيلي شلوغه حتما اونم كار داره بهتره منم برم يك وقت ديگه بيام.....
فرمان ماشين رو مي پيچوني كه دور بزني....
يكدفعه احساس مي كني اسمشو مي بيني....
با خودت مي گي حتما بازم تو خيالت اسمشو ديدي....
دوباره اون جا رو نگاه مي كني....
آره انگار اسمه خودشه....
اشتباه نكردي...
اسمه خودشه...
ولي چرا اسمه قشنگشو نوشتن اونجا....
اون بالا....
اين جوري كه همه اسمشو ياد مي گيرن....
دوست ندارم غريبه ها اسمشو بدونن ...
چرا روي يك پارچه مشكي اسمشو نوشتن ..... 
دوباره چشمت مي افته به آدمايي كه دارن مي رن تو خونه ي اونا....
چرا مشكي پوشيدن....
اون برادرشه كه اونجا وايستاده....
چرا داره گريه مي كنه....
چرا مهموناشون دسته گلهاي سفيد دارن.....
يك نگاه به چراغوني سر گوچه مي كني ....
خداي من ...
اين كه چراغوني نيست....
اين که حجله س .....
دو تا پيرمرد دارن با هم مي گن انگار سكته كرده جوون بيچاره.....
اي خدا مگه ميشه من فقط چهار روز ازش دور بودم....
اون جوون بود.....
 سالم بود....
يادت مي ياد كه گفته بود قلبش نمي تونه يك روز رو هم بي تو سر كنه.....
اون روز فكر كرده بودي با اين حرفش مي خواد بيشتر دلتو بدست بياره.....
ولي اون راست مي گفت....
اون روز، روزه سومي بود كه اون ديگه تو اين دنيا پيشت نبود

خـــــــدایــــــــــــــا


مـــیــشـــــه اسـتـعـفــــــــــا بـــدم؟؟
کــــم آوردم....

 

من فقط یه چیز  می گم: 

اگه تو از دنیای بیرون خسته و ناراحتی من از دنیای درونم به تو آرامش می دم

اگه تو  از هوای بیرون سردت شده من از دنیای درونم به تو گرما می دم

اگه تو از بی وفای بیرون گرفته ای من از دنیای درونم باهات وفادار می مونم با تموم وجودم!

فقط ازت می خوام  بهم "اعتماد کنی"       

 

همین!! 

 

بیشتر از آنچه که تصور میکنی دوستت دارم و


بیشتر از آنچه باور داری عاشق توهستم
بیشتر از هر عشقی بر تو عاشقم و بیشتر از هر دیوانه ای مجنون تو هستم.
عزیزم من محتاج تو هستم و بدون تو زندگی برایم مفهومی


جز تاریکی و سیاهی ندارد!
دوستت دارم چونکه میدانم تو نیز مرا دوست میداری ،


دوستت دارم چونکه مرا باور داری و مرا لایق آن قلب پر از محبتت میدانی!
تنها آرزویم این است که تا آخرین لحظه زندگی ام در کنارتو باشم


و جز این از خدای خویش هیچ آرزویی را ندارم
عزیزم این قلب کوچک و شکسته و پر از عشق من تنها هدیه ای است


از طرف من به تو!
از تمام دنیا تنها همین قلب کوچک را دارم ، همین و بس!
عزیزم تا پایان با تو می مانم چونکه تنها تو هستی که


معنای واقعی عشق را به من ابراز کردی و آموختی!
آموختی که عشق یعنی تا پایان زندگی ماندن و تا پایان زندگی دوست داشتن!
عزیزم به جز تو کسی برای من دوست داشتنی نیست و


به جز تو کسی لایق این قلب بی طاقت من نیست
هر جای دنیا که هستی بدان که در این دنیای بزرگ


کسی هست که عاشق و دیوانه تو می باشد !
هر جای دنیا که هستی بدان که من به انتظار تو می مانم تا تو را ببینم و


در آغوش خود بفشارم!
عزیزم دنیا خیلی بزرگ است ، این دنیا پر از عاشق و معشوق است ،


پر از لیلی و مجنون است، اما همه عاشقان یک سو ،


و من و تو نیز یک سوی دیگریم!
عزیزم تو دومین قبله عبادت منی و در همه لحظه ها بعد از خدا


تو را عبادت میکنم!


عزیزم بدون تو ،جایی در این دنیای بزرگ ندارم ،


و تنهاتر از من دیگر تنهایی نیست!
تو همان دنیای منی عزیزم ، به هر زیبایی های این دنیا که


می نگرم تو را میبینم .
دوستت دارم عزیزم خیلی دوستت دارم ،


آنقدر دوستت دارم که دیگر هیچگونه جای ابرازی برای آن نیست!
مستم از این عشق تو ، و پریشانم از غصه های تو و گریانم از اشکهای تو!
با تو پر از امیدم ، و رنگ خوشبختی را خوش رنگ از گذشته می بینم
با تو قلب من خوشبخت ترین قلب دنیاست ، با تو این دنیا برایم همان بهشت است!
عزیزم دوستت دارم … چون که در میان اینهمه عاشقان تو


توانستی بمانی با قلبم ، بسازی با احساسم و درک کنی زندگی ام را !
عزیزم دوستت دارم… چون که این قلب کوچک و پر از عشق مرا


در قلبت طلسم کرده ای و نگذاشتی هیچ کس دیگر قلب مرا از تو بگیرد !
اینبار با فریاد ، با چشمهای گریان ، با قلبی عاشق ،


با اراده و با احساسی پرا از دوست داشتن میگویم که


دوستت دارم تا همه عاشقان فریاد مرا بشنوند و


به من بنگرند و شرمنده شوند!

ـــــــــــــــــــــــــــــ

این۲ تا مطلبو تقدیم میکنم ب دوست عزیزم

 ک خیییلیییییییی دوسش دارم و ماییه ارامشمه حرفاش

فکر بد نکنینااااا  دختره

پــ ــری جــ ــون دوسـت دارم

نمی خواهمــــ ـ دعای من بهانه ای شود برای آمدنتــ ، باید خودت بیائی

 

===>  قابل توجه بعضی ها

بسیاری از «من هم دوستت دارم» ها

نتیجه رودربایستی ای هستند  که

«دوستت دارم» ها

ایجاد می کنند ، جدی نگیرید...!!

 

 

سلاممممم

امروز دلم گرفته... میخوام یکم بنویسم

ببخشید اگه طولانی شد

باز دوباره دلم گرفته .دوباره بقض داره خفم می کنه .

امشب از اون شبهاییه که دوست ندارم هیچ وقت صبح شه .

ای کاش امشب صبح نشه .

ای کاش می تونستم جلوی خورشیدو بگیرم تا طلوع نکنه .

اما... چنین قدرتی رو ندارم .

دلم می خواد گریه کنم

 اما نمی دونم چرا اشکام خشک شده .

امروز از صبح که بلند شدم حالم خوب نبود.

اما بازم مثل همیشه وقتی این جا شروع می کنم به نوشن

آروم می شم .

چی بگم...!؟  

وقتی که خیلی دلت میگیره  وبغض داره خفت میکنه

وقتی احسای میکنی خیلی ضعیفی ...

 وقتی هیچی برات مهم نیست ...

وقتی از دنیا و ادماش متنفری

وقتی تف میکنی تو صورت خودت بخاطر... 

وقتی لهت میکنن وقتی احساس میکنی هیچی نیستی

وقتی واقعا هیچی نیستی یه دریا گریه هم آرومت نمیکنه

 

میکنه..!؟  

الهی... 

چی میتونم بگم آخه ؟

دارم گریه می کنم ،

آره بی قرارم امروز ، دلتنگم خیلی دلتنگ ،

 کاش پناه دلتنگی ام می شدی کاش دستای مهربونت تسکین دردم میشد

نه اینکه بدتر زخمیم کنه

چی بگم عزیز دل ؟ 

دلم می خواست که می شد یک بار، فقط و فقط یک بار،

بایستم رو در روشو خیره بشم توی زلال نگاه آسمانی اش و بگم

خسته شدم از خردشدن،از شکستن،

 از اینکه در مقابل توهینات ی مجسمه سکوت باشم که مبادا برنجی،

از این همه فراز و نشیب،

از اینکه همه چیو خودم تنهایی ب دوش بکشم

که نکنه ی وقت اذیت شی،

پاهام لرزون تر از همیشه س دیگه یارای رفتنم نیست

دیگه حرفی باقی نمونده برام...

 

واقعا این رسمش بود؟نگام به معصوم ترین نگاه ها تبدیل شده

انگار با هر نگاهی که میکنم عالم و آدم از احوال دلم باخبرمیشن

دیگه حتی از اون نگاه مغرورمم خبری نیس

خنده هایی که مثلا تو عاشقشون بودی دیگه در نمیاد

همیشه ی بغضی تو گلومه

و منتظر ی تنلنگر کوچیکه ک منفجر شه

همیشه ی تبسم تلخ دارم

چی بگم آخـ ـه..!؟

امشب هوا ابریه، دیگه ماه هم نیست که به حرفام گوش کنه  

چقدرسخته وقتی نمی تونی از دردت برای کسی صحبت کنی.

 تنها می تونی در خیالاتت گم بشی که اونم از قراری ممنوعه

که مبادا این خیالات همه چیزرو خراب کنه. پس چی کار کنم؟.

آب هم یک جا بمونه می گنده چه برسه به نگرونی های من

با کی باید حرف زد؟ اصلا کی احساستو می فهمه؟

کی روی زخمت مرحم می ذاره؟

 نه...

اینجا هیچکی نیسنه غمت رو کسی می بینه، نه اشکاتو ،نه شکستـنـتو.

 چقدر دلم گرفته. چقدر دلم تنگه.

ای کاش میشد همه چیز رو بهش بگم

بهش بگم تاحالا دیدی کمر یه نفر خم بشه

وچشماش پر بشه از اشکو  مث ابر بهار بباره..؟

اما حیف که نمیشه

اخه میترسم ک یه وقت ناراحت شه...

تموم ماجرای من سه واژه شد برای تو …سه واژه ی جدا جدا

من وشب وهوای تو...

خــ ــ ــدایـ ــا....

دلم می خواد فقط از دلتنگی بنویسم

ازاینکه تا بخوای حرف بزنی همه گوشاشونو بگیرن و ...

ازاینکه سخته کسی نباشه تا وقت تنهاییت بتونی باهاش حرف بزنی

وقتی دلت گرفت هی فکر کنی ببینی کیو می تونی پیدا کنی

و هرچی بیشتر می گردی کمتر پیدا می کنی

و باز مجبوری برگردی تو تنهایی خودت و با خودت فقط باشی 

احساس کنی که دیگه هیچی هیچی تو رو خوشحال نمی کنه

ودیگه نمی تونی به چیزی دل ببندی ..

دیگه نمی تونی... 

مهم نیس ...

اگه مهم بودم حتما یه چیزی می شد 

بـیـ ـخـیال...

الهی...

 

 

تقصیر ما نیست که بر روی حرفهایمان نمی مانیم

ما بر زمینی زندگی می کنیم که هر روزخودش را دور میزند

راستی دوستای گل ی سری هم ب وب این داداش ما بزنید

accidental-love.blogfa.com

 

زندگی ولم کن...


درد دارد …
وقتی چیزی را کسر میکنی که با وجودت جمع زده ای . . .

http://450.ir/upload/img/1001/1115-01-218113162i217-siz-59890.jpg

 

 


مچاله کن ، بشکن ، بند بزن ، خط بزن ، خلاصه راحت باش …
ارث پدرت نیست ، دل تنهای من است
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حتی خودت هم نفهمیدی که دوستت دارم راستی دیگه نه چون خسته شدم ...

از اسم تو که مدام بر سر زبانم می آید خسته شدم .....

 هرشب به این فکرم که تو در آغوش کی هستی....

باز کی می توانم تورا ببینم؟؟؟ آیا می شود؟؟دیگر خسته شدم....

 با عشقه جدیدت خوش باش من هم می دانم که دیگر به 

احساس 

 عشق

 و

........

  احتیاجی ندارم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خسته شدم...

خسته ام میفهمی؟!

خسته از آمدن و رفتن و آواره شدن.

خسته از منحنی بودن و عشق.

خسته از حس غریبانه این تنهایی...

بخدا خسته ام از این همه تکرار سکوت...

بخدا خسته ام از اینهمه لبخند دروغ...

بخدا خسته ام ازسقوط...

 

 

 

براش بنويس دوستت دارم

 آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن

 ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست .

گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس ..

 تو ... بنويس

قلبـــــــــم شكسته نخ و سوزن داري؟

ܓܨܓܨ حرف دل !ܓܨܓܨ

ﻫﻤﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﻱ ﺑﺎﺻﺪﺍ ﻣﻲ ﺷﻨﺎﺳﻨﺪ ...
ﺍﻳﻦ ﺑﺎﻟﺶ ﺑﻴﭽﺎﺭﻩ , ﺑﻪ ﮔﺮﻳﻪ ﻫﺎﻱ ﺑﻲ ﺻﺪﺍ !ﺍ
 
 
چقدر دستاتو کم دارم
چقدر دلتنگ چشماتم
تورو میبینم از دورو
هنور محو تماشاتم
چه بی حاصل به دور تو
مثه پروانه میگردم
گناهم شاید این بوده
که من عاشقترین مردم
دلم خوش بود که تقدیرم
به دست تو گره خورده
کسی جز دست نا اهلت
دل مارو نیازرده
دلم خوش بود با عشقت
غم دنیا حریفم نیست
شنیدم عاقبت گفتی
که عاشق مثل من کم نیست
گلم ، دلم ، ندارمت
به روم نیار که باختمت
به جون عاشقم قسم
دست خــدا سپردم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

می دونم بر نمی گردی...

ولی بازم صدات می کنم...

واسه همیشه رفته اما هنوزم دوسش دارم...

برای چه هنوز دوستش دارم نمی دونم...

ولی هنوز هم توی تک تک قطره های بارون ...

خاطرات روزهای بودنش را می بینم...

بـراى تو مـى نویسـم ....
بـا چشـم هـاى پر از اشـک کــجایى که ببـینـى چه به روزم اومـده....
هیـچ وقـت نذاشتـم تنهـا بمـونـى اما چــرا ؟؟؟؟
جـواب اون همـه محـبت فقـط یک مـشت خـاک و خاطـره شـده....
به خـدا گفتـه بـودم بدون تو نفـس کشیـدن هم برام سختـه نمى دونم شاید خدا باورش نشد....
اما الان دارم نفس مى کشـم چون خدا دعـاتو مسـتجاب کـرد تو را بیشـتر از من دوست داشـت
تو نمى دونى با دعایـى که کـردى چه به روزم آوردى...
آخه تنهـایى هم شد زندگـى بدون تـو ..
آخ اگه بدونـى چقدر سـخته...
تو رفتـى اما سهـم من تنهـایى شــد ....
هنـوز بعد این همه وقت باورم نـشده ....
امروز هم به یاد تو تنهـاى تنها بودم همه رفـتن اما من مونـدم ...
موندم تا با خاطـراتـت تنهـا باشم یاد روزهـاى قبل بودم که کـنارم بودى ...
امروز خیلى برام سـخت بود ...
اومـدم بازم برات درد دل کـردم مى دونم همیشه دوست داشتى من شاد باشم اما بـدون تو هــرگز نمى تونـم شاد باشم ..
شـادى تو منو شاد مى کـرد وجود تو بود که منـو امیـدوار به زندگى مى کـرد اما الان بـدون تو هر روز ســختر از روز گذشـته مى گــذره....