در راهـ رسیدنـ بهـ تو گیرمـ كهـ بمیرمـ..
اصلا بهـ تو افتاد مسیــرمـ كهـ بمیرمـ..
یك قطرهـ آبمـ کهـ در اندیشهـ دریا..
افتــادمـ و بایـد بپذیرمـ كهـ بمیرمـ..
یا چشمـ بپوشـ..
از منـ و از خویشـ برانمـ..
یا تنـــگـ در آغــوشـ..
بگیــرمـ كهـ بمیرمـ..
اینـ كوزهـ تركـ خـورد..!
چهـ جایـ نگرانیستـ..
منـ ساختـــهـ از خاكـ كویـــرمـ..
كـه بمیرمـ..
خاموشـ مكنـ آتشـ افروختهـ امـ را..
بگذار بمیرمـ كهـ بمیرمـ كهـ بمیرمـ..
نهـ صحـنـ را..
نهـ حرمـ را..
نهـ شـشـ گوشهـ را..
لااقلـ قدریـ میانـ خوابـ..
اینـ همـ نمیـ شـود آقـا..??
منـ کهـ غصـهـ هایـمـ را..
سـر وقتـ میخورمـ..
پسـ چـرا خوبـ نمـیشـود..
"درد هـ ـایمـ ــ"..!!
حالا تو هیـ بگـو تقدیر..
و خودتـ را آرامـ کنـ..
آنـ را هـر جاییـ نگذار..!!
اینـ روزهـا "دلـ ـ" را میـدزدند..
وآمدنـ یکیـ..
"دلـ ـتنگتـ ـ" بودمـ..
آمدمـ..
گاهیـ دلمـ برایـ صدایـ دخترانهـ اتـ..
"عزیزمـ ـ" گفتنـ هایتتنگـ میشود..
وقتیـ دختر کوچولوتـ میـاد..
بهتـ میگهـ:اقايـ مـحترمـ..
بهـ خانومتونـ یهـ چیـز بگوهـا..
سنجاقـ ميكنمـ بهـ..
زرد و نارنجيـ خوابهايـ تو..
چهـ تفاهمـ قشنگيستـ..
رسيدنـ بهـ "عسليـ ـ چشمهايتـ ـ"..
در قبالـ دنیا..
یكـ تار مویتـ را..
میخواستند ندادمـ..
گاهيـ دلشـ ميخواهد..
بهانهـ هايـ الكيـ بگيرد..
بهـ هوايـ آغوشـ تو..
شانهـ هايـ تو..
كهـ بعد تو ارامـ..
خيليـ ارامـ ، در گوششـ..
زمزمهـ كنيـ..
"منـ ـ عاشقتمـ ـ"..
حقـ منـ استـ..
حقمـ را..
كفـ دستمـ بـگذار..
"بـ ـانـ ـو"..
محکمـ تر در آغوشـ بـگیر..!!
منـ هـرگـز نمیـ خـواهمـ..
تـو را بهـ دستـ..
"خاطـ ـراتـ ـ" لعنتیـ بسپارمـ..
سیاهـ استـ و قشنگـ..
"شـ ـبـ ـ"..
برایـ منِـ دلتنگـ..
عواقبـ دارد..
گلـ سرخیُـ منـ..
برگیـ کهـ زیر سایهـ اتـ..
سبز بهـ تماشـا نشستهـ امـ..!!
تا تنهاییمـ را تکاندهـ باشیـ..
بهـ چهـ دلـ خوشـ کردهـ ایـ..??
تکاندنـ برفـ از شانهـ هایـ "آدمـ برفـ ـیـ"..!!
همـ آغوشیـ..
بیـ معنـا میـ شـود..
با تو تا آسمانـ میرومـ..!!
بلوغـ احساسمـ..
میانـ بازوانـ تـو..
"رویـ ـا را" ؛ حقیقتـ محضـ میـ کند..
بمانـ..!!
میـ خندمـ توییـ..
میـ گریمـ توییـ..
میـ خوابمـ توییـ ..
انگار نقاشیـ اتـ را پشتـ پلکمـ کشیدهـ اند..!!
اکنونـ..
برایتـ مینوسیمـ..
کاشـ میفهمیدیـ..
دلتنگیـ سختـ استـ..
ویرانـ کردهـ ایـ..
"منهـ آبـ ـاد را"..!!
از قلبـ هائیـ کهـ لمسشانـ کردهـ ایمـ..
هیچوقتـ پاکـ نمیـ شـود..
درستـ سالـ هـا پیشـ،جاماندمـ..
زندانیـ اینـ روزگار زشتـ شدمـ..
روزگاریـ کهنهـ از جنسـ منـ استـ نهـ از برایـ منـ..
چهـ رسمیستـ دنیـا..!!
از گردششـ میـ نالیمـ و میـ نالیمـ..
روز زمینـ گیر شدنمانـ را جشنـ میگیریمـ..!!
نمیدانمـ..
قلممـ زیـر بـار دردهـا ترکـ برداشتهـ..
"کمرمـ خمـ شدهـ"..!!
بااینـ حالـ هـنوز همـ بهـ دوستـ لـبخند میدهمـ..
"بهـ رسمـ عادتـ تولدمـ مبارکـ"..
کهـ ماهر ترینـ دزد دنیا منمـ..
نمیدانیـ چقدر "دزدکیـ ـ"..
تـو را دیدمـ و نفهمیدیـ..
سیاهـ استـ و قشنگـ..
"شـ ـبـ ـ"..
برایـ منِـ دلتنگـ..
عواقبـ دارد..
مستـ نمیـ شومـ دیگر..!!
باید دوبارهـ سـراغـ..
"چشمـ هـایـ ـ تـ ـو" بیایمـ..!!
میگذاریـ میرویـ..
اینـ آتشـ "نبودنتـ ـ" بر منـ..
گلستانـ نخواهد شـد..!!
مثلـ چُرتـ صـبحگاهیستـ..
همشـ با خودمـ میـ گویمـ :..
فقطـ پنجـ دقیقهـ یـ دیـگر..
دارمـ بهـ "یادتـ ـ" میـ افتمـ..
در آغوشمـ بگیر..
عاشقانهـ مرا سیر بوسهـ کنـ..
بگذار..
بهشتمـ را زیباتر بدانمـ..
منـ از داشتنـ..
تو بهـ خود میبالمـ..
کمیـ از دلتنگیـ هایمـ کمـ کنـ..
"بهـ ـ منـ ـ برسـ ـ"..
منـ از رسیدنـ تو..
خوبـ میشومـ..
تا یادمـ بماند کجـا دستـ..
"خـ ـدا" را نگرفته امـ..
کسیـ زیر اینـ گنبد کبود انتظارتـ را میـکشد..
چهـ شیرینـ استـ..
طعمـ چنـد کلمهـ کهـ میگـوید : ..
"کجـاییـ ـ"..??
تاریخـ انقضــا نـدارد..!!
هر چهـ "کهـ ـنهـ ـ" تـر شـود..
بـهتر جـا میـ افتـد..
