که اگر به چشمانم بنگری کر می شوی...!!
فــرقـی نمیــکنــد ..
فـاصــلـــہ ات بــا مـن چــقــدر بــاشـد ..،
در بهــتریــن جــاے جهــان ..
جــاے دارے ..
جــایــے کـه دسـت هــیـچ کـس ..
بــہ تـو نمـے رسـد ...
درون " دلـــم " ... !
اگرروزی برایم عزاگرفتندآن روزنمردم
فقط خاک شدم
ازمردنم مدتهاست که میگذرد
چندروزیست مرده ام
اماباورنمی کنند
این مردم تابه عزایم ننشینند
مرگ راباورنمی کنند
دلخــــور که میشَـوم , بغـض میــکنم
می آیم پشـت صفحـه ی
مانیتــورم
کامنـت مینویسـم ُ صورتک
میگــذارم
صورتکی که میخنـدد
و ـش قایم میشــوم
که فکـــر کنی میخنــدم
و بخنـــدی...
اشکهایم میـــــــآیند و
من
مدام با صورتک مجازی ام میخندم ...
این روزهایم به تظاهرمی گذرد
تظاهربه بی تفاوتی
تظاهربه بی خیالی
به شادی
به این که دیگرهیچ چیزمهم نیست
اماچه سخت میکاهدازجانم این نمایش

یه وقتایی ازدردخوابت نمیبره
دردیه مشت خاطره