سلام بچه ها خوب هستید . ؟؟؟ روزگار بر وفق مراد میگذره ؟ منم بد نیستم خدا رو شکر فقط دلم شکسته از دست کسی که اصلا انتظارشو نداشتم .
راستی دیگه سر کار نمیرم یعنی دیگه دوست ندارم برم .
پنج شنبه ۲۶ اسفند هم با مامانم و خواهرم اینا داریم میریم به سمت سبزوار شهر خودمون دلم خیلی تنگ شده . برای سرخاک مادربزرگم دلم براش خیلی تنگ شده اخه این اولین سال عیده که پیش ما نیست . خیلی بد شد . تا ۵ فروردین سبزواریم بعدش هم برمیگردیم تهران هممون با خواهرم و بچه هاش .
بچه ها دلم یه کوچولو غصه داره از این آدمهایی که وقتی به جایی میرسن و اینو مدیون کسانی دیگه هستن و خودشونو گم میکنن بدم میاد .
همینجا میخوام یه اعترافی بکنم از اینکه ازدواج کردم پشیمونم . کاش هیچوقت این اتفاق نمی افتاد . شایدم انتخابم اشتباه بوده . شایدم من بدم . ولی چه میشه کرد مگه پشیمونی فایده ای هم داره . دلم میخواد ۱ ماه برم سفر ٬ سفری که هیچکس نباشه .
بچه ها از من یه نصیحت با همسراتون تو یه محیط کار نکنید اگه میبینید من رفتم هم از روی بیکاری بود هم کمک به همسری چون خیلی سرشون خیلی شلوغ بود برای این چکابیها خدایی خیلی کارشونو را انداختم . از هر کاری که بگین دریغ نکردم . اما همسری نتونست قدردان تمام این زحمات من باشه فکر میکرد وظیفمه . باید انجام بدم حالا که خرش از پل گدشت میگه اصلا نیا . سر یه موضوعی بحثمون شد گفت اصلا نیا . حالا که تمام کاراش انجام شده اینطوری میگه . باورتون نمیشه از ۵ صبح که پا میشدیم ۹ شب میرسیدیم خونه مثل جنازه ها می افتادم . مگه من چقدر جون دارم مگه من مردم که وظیفم کار کردن باشه ؟؟؟؟
هیچوقت مثل این دفعه دلم ازش نشکسته بود
خیلی داغون شدم یعنی نمیتونم اصلا ببخشمش . هر وقتم شریکش میومد ما تا ساعت ۸ شب میموندیم . میگفتم دیگه نیازی نیست ما بمونیم ولی گوش نمیداد . مثل کارگر زیر دستش با من رفتار میکرد . اوایل اینطوری نبود تازگیا خیلی پورو شده . وقتی میرفت بیرون بهش میگفتم کجا میری میگفت مگه فضولی . خیلی بهم برخورد . جواب این رفتاراشو سپردم به خدا . بهشم گفتم از این به بعد هم رفتارای تو هم رفتارای پدرت و خانوادتو میسپرمبه خدا . ایشاالله خودش جوابتونو میده من که از هیچکدومتون نمیگذرم .
خدایا خودت کمکم کن من عاشق شوهرم بودم از صمیم قلب دوسش داشتم
براش از هیچ کاری دریغ نکردم هم همسر بودم براش هم مادر کارایی که من براش کردم مادرشم براش نکرده . خدایا من جز تو کسیو ندارم که باهاش حرف بزنم پس خدا تنهام نزار .
ببخشید اگه ناراحتتون کردم . شاید دیگه تا بعد عید نتونم بیام .
پس از الان سال جدید و به همتون تبریک میگم پیشاپیش . امیدوارم سال خوب و پربرکتی داشته باشید . امیدوارم همیشه شاد و خوشحال باشید . برای همه ی نیازمندا همه ی مریضا همه ی گرفتارا یادتون نره دعا کنید .
مواظب خودتون باشید خدانگهدار . 

