توضیح کوتاه درباره موضوع
توضیح کوتاه درباره موضوع
توضیح کوتاه درباره موضوع
توضیح کوتاه درباره موضوع
توضیح کوتاه درباره موضوع


نمیدونم این چند روزه چرا عصبی شدم
هرکی میخواد حرف بزنه میخوام بپرم بش
البته حرفاشونم مسخره است عین خودشون :)
فکر میکنم زیادی خوبم زیادی به دیگران احترام میزارم
انگار اونام برعکس فکر میکنن و میخوان ازم سواستفاده کنن
حالم خوب نیست نمیدونم چرا شاید دارم افسردگی میگیرم
اگه بخوای بایکیم درد دل کنی که دیگه هیچی اونی که نمیدونه حاج حافظ شیرازیه خخخ
قبول دارین جوری شده به هیچ کس نمیشه اعتماد کرد و باهاش درد دل کرد.......
زمانی فکر میکردم برای خیلیا مهم هستم
اما دیدم فکر میکردم!!
خیلیا رفتن خیلیا اومدن ولی رفتارم باعث شد برن!!!
حالا دارم طعم تنهایی رو میچشم :(
شرمندم که نتونستم نگهتون دارم ...
برایم مهم نیست از بیرون چگونه به نظر می آیم
کسانی که درونم را می بینند برایم کافیند
برای آن هایی که از روی ظاهرم قضاوت میکنند حرفی ندارم
با خود می گویم بگذار همان بیرون بمانند...
درود بر کسانی که دعا دارند و ادعا ندارند
نیایش دارند و نمایش ندارند
حیا دارند و ریا ندارند
رسم دارند و اسم ندارند….
.
دنیا آنقدر جذابیت های رنگارنگ دارد ،
که تا آخر عمر هم بدوی …
چیزهای جدیدی هست
که هنوز میتوانی حسرتشان را بخوری !
پس یک جاهایی در زندگی
ترمز دستیت را بکش …
بایست و زندگی کن …
الحق که به ما درس وفا داد حسین (ع)
هر چیز که داشت بیریا داد حسین (ع)
یعنی که تأملی کنید ای یاران !
آن هستی خود زکف چرا داد حسین (ع)