یک دلیل برای ماندن
کسانی که شما را دوست دارند حتی اگر هزار دلیل برای رفتن داشته باشند
ترکتان نخواهند کرد ؛
آنها یک دلیل برای ماندن خواهند یافت ...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نه مرگ آنقدر ترسناک است و نه زندگی آنقدر شیرین که انسان به خاطرش
شرافتش را زیر پا بگذارد ..!!
کسانی که شما را دوست دارند حتی اگر هزار دلیل برای رفتن داشته باشند
ترکتان نخواهند کرد ؛
آنها یک دلیل برای ماندن خواهند یافت ...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نه مرگ آنقدر ترسناک است و نه زندگی آنقدر شیرین که انسان به خاطرش
شرافتش را زیر پا بگذارد ..!!
به ثانيه ها گوش مي كنم و چشمهايم را
مي بندم
چقدر خسته ام
چقدر دلم مي خواهد همينجا بين عبور و مرور
ماشين ها دراز بكشم
و دنيا را به ايستادن وا دارم
چقدر دلم مي خواهد بروم بالاترين جاي شهر
بايستم
و بلند بلند بخندم، به خودم و به
دردهايي
كه هيچ درماني برايشان تجويز
نمي كني ....
آه خدايا بيا هر دو دست بر داريم، تو
از ساختن انسان و من از سوختن ....
.
احساس خوبی به آدم دست میده وقتی از یه نفر میشنوی ” مواظب خودت باش ” !
اما احساس خیلی بهتری به آدم دست میده وقتی میشنوی ” خودم مواظبتم ” !
عشق یک اتفاق است ، نه انتخاب !
اگر انتخاب باشد ، با یک اتفاق از بین می رود !
مــی خـواهـم داستـانـی از علاقــه ام بـه تــو را بنـویسـم
یـکی بـــود ، یـکی …
بـی خیال…!!
خــلاصـه اش میشود اینــکـه :
دوستـت دارم ، لعـنتـی . . . !
عشق فقط رمانتیک بودن
روشن کردن شمع سر میز شام و دست در دست هم قدم زدن نیست !
در واقع عشق حقیقی یعنی : یک عمر همدلی ، تعهد و اعتماد
![]()

مسیر زندگی یک طناب باریک است که
اگر نتوانید بین عقل و قلبتان تعادل برقرار کنید
سقوط شما حتمی است...
برادرش جواب داد :
عشق یعنی تو هر روز شكلات من را ، از كوله پشتی مدرسهام بر میداری ،
و من هر روز بازهم شكلاتم را همانجا میگذارم...
رفتم عسل بخرم فروشنده میگه عسل خوب داریم 75 تومن!!خوانسار هم هست 57 تومن!
عسل 3 تومنی و 5 تومنی هم داریم…
فک کنم اون آخریا دیگه آزمایش ادرار زنبور بوده
اینم چند تا عکس از کتی پری خواننده موردعلاقه خودم.خیلی دوسش دارم.![]()
شب یلداتون مبارک.ایشا الله همیشه در کنار هرکسی که تو این دنیای کوچیک دوسش دارین باشین.خیلی دوستتون دارم دوستای گلم.![]()
![]()
![]()
![]()
رفتــــــــــــــــــــــه بودم ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــر حوض
تا ببینم شـــــــــــــــــــــــاید، عکس تنهایی خود را در آب
آب در حـــــــــــــــــــــــــــــــــــــوض نبـــــــــــــــــــــــــــود.
ماهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیان مـــــــــــــــی گفتند:
هیـــــــــــــــــچ تقصـــــــــــــــــــــــــــــــیر درختان نیست.
ظـــــــــــــــــهر دم کــــــــــــــــــــــــــــــــرده تابستان بود،
پســــــــــــــــر روشن آب، لب پاشــــــــــــــــویه نشست
و عقاب خورشید، آمـــــــــــــــــد او را به هوام برد که برد.
به درک راه نبـــــــــــــــردیم به اکســــــــــــــــــــــیژن آب.
بــــــــــــــــــــــرق از پولک ما رفــــــــــــــــــــــت که رفت.
ولـــــــــــــــــــــــــــــــــــی آن نـــــــــــــــــــــــــور درشت،
عکــــــــــــــــس آن میــــــــــــخک قــــــــــــــــــرمز در آب
که اگر باد می آمد دل او، پشت چین های تغافل می زد،
چشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم ما بود.
روزنــــــــــــــــــــی بود به اقــــــــــــــــــــــــــــــرار بهشت.
تـــــــو اگر در تپش باغ خـــــــــــــــــدا را دیدی، همت کن
و بگو ماهـــــــــــــی ها، حوضشان بـــــــــــــی آب است.
باد مــــــــــــــــــــــــی رفت به ســـــــــــــــــــر وقت چنار.
من به ســـــــــــــــــــــــر وقــــــــــــــــــــت خدا می رفتم.
می خواهـــم و می خواستمت تا نفسم بود
می سوختم از حسرت و عشقِ تو بَسَم بود
عشــــــــــق تو بَسَم بود که این شعله بیدار
روشـــــــنگرِ شبــــــــــــهای بلندِ قفسم بود
آن بختِ گُریزنده دمی آمــــــــــــد و بگذشت
غــــــــــم بود که پیوسته نفس در نفسم بود
دسـت من و آغوش تو ! هیهات ! که یک عمر
تنها نفسی با تو نشستن هوســـــــــــم بود
بالله که بجز یادِ تو ، گــــر هیچ کسم هست
حاشـا که به جز عشق تو گر هیچ کسم بود
لب بســـــــته و پر سوخته ، از کوی تو رفتم
رفتم ، بـــــــــخدا ، گر هوسم بود بَسَم بود !
یک شبی مجنون نمـــــازش را شکست
بی وضـــــــــــــو در کوچه لیلی نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کـــــــــــــــــرده بود
گفت یا رب از چه خوارم کــــــــــــرده ای
بـــــــــــــــــر صلیب عشق دارم کرده ای
خسته ام زین عشـــــــق دل خونم مکن
مــــــــــــــــن که مجنونم تو مجنونم نکن
مـــــــــــــــــــــرد این بازیچه دیگر نیستم
این تـــــــــــــو و لیلای تــــــو من نیستم
گفـــــــــــــت ای دیــــــــوانه لیلایت منم
در رگت پیــــــــــــــــدا و پنهانــــــت منم
ســـــــــــــــــــــالها با جور لیلا ساختی
مـــــــــــــــــــن کنارت بودم و نشناختی
عشــــــــــــــــــق لیلی در دلت انداختم
صــــــــــــد قمار عشـــــــق یکجا باختم
کــــــــردمت آواره صحــــــــــــــرا ، نشد
گفتم عاقل میشوی امـــــــــــــــــا نشد
سوختم در حســـــــــــــــــرت یک یاریت
غــــــــــــیر لیلا بــــــــــــــر نیامد از لبت
روز و شـــــــــــــب او را صدا کردی ولی
دیـــــــدم امشب با منـــــــی گفتم بلی
مطمئن بـــــــــودم به من ســـــر میزنی
بر حــــــــــــــــــریم خانه ام در می زنی
حال ، ایــــــن لیلا که خوارت کـــرده بود
درس عشقش بـــــــــی قرارت کرده بود
مـــــــــــــرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چـــــــــو لیلی کشته در راهت کنم
فریاد زدم دوستت دارم صدایم را نشنیدی!
اعتراف کردم که عاشقم ، جرم مرا باور نکردی!
گفتم بدون تو میمیرم ، لبخندی تلخ زدی !
از دلتنگی ات اشک ریختم ، چشمهای خیسم را ندیدی!
چگونه بگویم که دوستت دارم تا تو نیز در جواب بگویی که من هم همینطور!
چگونه بگویم که بی تو این زندگی برایم عذاب است ، تا تو نیز مرا درک کنی!
صدای فریادم را همه شنیدند جز او که باید میشنید!
اشکهایم را همه دیدند!
آشیانه ای که در قلبت ساخته ام تبدیل به قفسی شده که تا آخر در اینجا گرفتارم!
گرفتار عشقی که باور ندارد مرا ،
فکر میکند که این عشق مثل عشقهای دیگر این زمانه خیالیست ، حرفهای من بیچاره دروغین است!
حالا دیگر آموخته ام که کلام دوستت دارم را بر زبان نیاورم ، دیگر اشک نریزم و درون خودم بسوزم !
اگر دلتنگت شدم با تنهایی درد دل کنم و اگر مردم نگویم که از عشق تو مردم !
اما رفتنم محال است ، عشق که آمد ، دیگر رفتنی نیست ، جنون که آمد ، عقل در زندگی حاکم نیست!
آنقدر به پایت مینشینم تا بسوزم، تا ابد به عشقت زندگی میکنم تا بمیرم !
گرچه شاید مرا به فراموشی بسپاری ، اما عشق برای من با ارزش و فراموش نشدنیست است!
من در این دلواپسی ها نشسته ام تنها....
می خواهم با تو سخن بگویم....
می خواهم باز چهره ات را با همان لبخند کودکانه ببینم...
می خواهم هر چه انتهایش به اسم تو و یاد تو ختم می شود...
شعر هایم ناتمام ماندند...اسیر دلتنگی شدم من...
و خواب مرا به رویای با تو بودن می رساند...
کاش خیابان های شلوغ سهم ما نبود...
اما..غصه ای نخواهم خورد...اشکهایم را برای شانه های تو ذخیره خواهم کرد...
حرف های ناتمامم را به روی دیوار قلبم حک می کنم و با دیدنت همه را تکمیل می کنم...
پاییز از راه می رسد و ما دوباره به بودن و رسیدن به انتهای جاده ی سرنوشت می اندیشیم...
عشق من
نگو تموم شد هرچی بوده
داری میری از پیشم
من هنوزم از نبود تو دیوونه میشم
هنوزم با دیدنت دلم تو سینه میزنه
هنوزم اسم قشنگت تموم دنیای منه
تو قلب من جز عشق تو هیچی دیگه جا نداره
نگو بهم میخوای بری نگو که حرف آخره
بی تو میمیرم بخدا بی تو میمیرم من
***
ذره ذره ی وجودم بی تو هر لحظه ازم تورو میخواد
هرچی فریاد میزنم اسم تورو از تو جوابی نمیاد
بزار چشماتو ببینم بزار آروم بگیرم
بزار عاشق تو باشم به پای عشقم بمیرم
بزار چشماتو ببینم بزار آروم بگیرم
بزار عاشق تو باشم به پای عشقم بمیرم
***
دلم گرفت از اینکه میبینم چه بی تو بی کسم
از اینکه احساس میکنم دیگه به تو نمیرسم
چشمای بی طاقت من بجز تو چیزی ندارن
با دیدنت بی اختیار قدر یه دنیا می بارن
تو قلب من جز عشق تو هیچی دیگه جا نداره
نگو بهم میخوای بری نگو که حرف آخره
بی تو میمیرم بخدا بی تو میمیرم من
***
ذره ذره ی وجودم بی تو هر لحظه ازم تورو میخواد
هرچی فریاد میزنم اسم تورو از تو جوابی نمیاد
بزار چشماتو ببینم بزار آروم بگیرم
بزار عاشق تو باشم به پای عشقم بمیرم
بزار چشماتو ببینم بزار آروم بگیرم
بزار عاشق تو باشم به پای عشقم بمیرم



داشتم عکسای گوشیمو نگاه می کردم ،رسیدم به یه عکس که روش نوشته بود :
... چه آسان می توان از یادها رفت ...
واقعا چه آسان از یادت رفتم.......
تو مقصری اگر من دیگر ” من سابق ” نیستم !
من را به من نبودن محکوم نکن !
من همانم که درگیر عشقش بودی !
یادت نمی آید ؟!
من همانم !
حتی اگر این روز ها هر دویمان بوی بی تفاوتی بدهیم !