سلام دوستان

خیلی خیلی خوش اومدین...

تنها سنگ صبورم این وبلاگمه پس حرمت داره برام ...

من هر وقت دلم میگیره پست میذارم البته بیشترش پست موقته چون میترسم شما هم بیخیالم شین....  


گاه آدمی در هجده سالگی می میرد

ولی در هفتاد سالگی به خاک سپرده میشود

مثل منــــــــــــــــــــــ

گاهی آنقد دلم از دنیا سیر میشود که میخواهم..

تا سقف آسمان پرواز کنم و رویش دراز بکشم..

آرام و آسوده…

مثل ماهی حوضمان که چند روز است روی آب دراز کشیده. 

ولنتاین نزدیکه....باشه مبارک اونایی که هنوز عشق رو گم نکردن 

نه برای منی که هنوز هم وقتی از بعضی خیابونا رد میشم دلم میگیره و دستم میلرزه 

نه برای منی که جاش رو تو دلم نگه داشتم 

و................... 

پس مبارک خودتون 

================================ 

اگه مَردی ... ؟!!

مَرد بمون ... اگه نیستی ... نامَردی نکن ... !!

اگه تنهایی ... ؟!!

تنها بمون ... اگه نیستی ... تنهاش نذار ... !!

اگه نجیبی ... ؟!!

نجابت کُن ... اگه نیستی ... هرزگی نکن ... !!

اگه عاشقی ... ؟!!

... عاشق بمون ... اگه نیستی ... حُرمتِ عشقو نَشکَن

غمگینم...!

همانند سربازی که
پا بر روی مین گذاشته و جرات
قدم برداشتن ندارد
و تمام آرزو های خود را
بر باد رفته
می داند...

غمگینم...!

همانند پیرمردی که با کمانچه اش
شاد می نوازد
اما با چشمان خیس...

غمگینم...!

مثل عکسی در اعلامیه ترحیم
که خنده اش
همه را می گریاند...

غمگینم...!

مثل مرده ای که توان تسلی دادن
به بازماندگانش را ندارد...

غمگینم...!

مثل پیرزنی که
آخرین سرباز برگشته از جنگ
پسرش نیست...

غمگینم...!

همانند دختری که
عاشق سرباز دشمن شده...

نمیـــدانستم دلتنگی دل نازکـــــــــم مـــــیکند ...

انقـــــــــدر که بــــه هر بهانه ای چــــــانه ام بلرزد !!!

نمیــــدانستم نبودنتـــــــــ کودکــــــــــم میکنـــــــــد ...

انقـــــدر که ساعت ها گوشه ای بنشیم و با همه قهـــــــــر ...

کــــــه چرا نیستی ؟؟؟

...

خــــــدایا ...

ساده از کنار گناهام بگــــــــــذر ... همان طور که ... ساده از کنار ارزوهام گذشتــــ

همین که تو میدانی
"دوستت دارم"
کافیست...
بگذار خفه کند خودش را

دنیا....!  

======================================

برای گفتن حرفام
فقط گوش تو رو میخواماز این دنیا و آدمهاش
فقط آغوش تو رو میخوام  

====================================

تبریک نمی گویی؟
زندگیه مشترکم را شروع کردم
دیروز عقدم کردند
من و یاد تو
هم از تو مرد تر است هم بهتر
هم دوستم دارد هم ترکم نمی کند
ما باهم خوشبختیم، ولی
زندگی بی مشکل نمیشود
یک تنِ واقعی کم داریم
یادت را که دادی
کاش تنت را هم می دادی 

=====================================

تنهایی بد است ...
اما ؛
بد تر از آن ...
این است ؛
که بخواهی ...
تنهایی ات را ...
با آدم های مجازی پر کنی ...
آدم هایی که ؛
بود و نبودشان ...
به روشن یا خاموش بودن ؛
یک چراغ بستگی دارد ... 



من دیـــوانه ی آن لـــحظه ای هستــم که تو دلتنگم شوی...
و محکم در آغوشم بگیــری ...
و شیطنت وار ببوسیم ...
و من نگذارم...

عشق من ...

بوسه با لـــجبازی، بیشتر می چسبـــد!!!

نفس نمی کشــــــــد هــــــــوا

قـــــــــدم نمی زند زمیـــــــن

سکـــــــــوت میکنـــــد غزل

بــــــــدون تـــــو یعنی همین ... 


در آغـــوش خودم هستـــم!

مـــن خودم را در آغوش گرفتـــه ام…!

نه چنـــدان با لطافتــــ

نه چنـــدان با محبتــــ…

امـــا

وفـــادار….وفـــادار….

بعضی چیزا تا ابد توی ذهنتون حک میشه اولین بوسه.. اولین صبحی که توی آغوش کسی که دوس دارین بیدار میشین.... اولین عشق........ حواستون باشه با کسی بسازینش که بعدا داغون نشین.....! 


شب خوابیدی تو تختت هی قلت میخوری... بعد گوشیتو بر میداری مینویسی "خوابم نمیبره"............................ سرد میشی...بغض میکنی..... میبینی هیچکسو نداری که واسش اینو بفرستی...................... تنهایی سخته...خیلی... و سخت تر از اون اینه که خودت بخوای تنها باشی تا کسی تنهات نزاره و درد نکشی 


بـــاران همیشه می بارد، اما مردم ستـاره را بیشتر دوست دارند



نامردیست آن همه اشک را به یک چشمک فروختن 


شرمنده ام کوروش بزرگ : شرمنده ام پدر که پاسارگاد زیر آب رفت.. شرمنده ام پدر که خلیج فارس مرده.. شرمنده ام پدر که دریای خزر را تقسیم کردند.. چیزی به ما نرسید..ما در صف بودیم.. شرمنده ام پدر که دختران وطن روی تخت شیوخ عرب غرق به خونند.. شرمنده ام پدر تو با دشمنانت با احترام رفتار کردی و ما به قومیت هایمان توهین میکنیم... شرمنده ام پدر که روح آزادگی تورا نداریم... شرمنده ام که دریاچه ی ارومیه خشک میشود و ما هر روز بیخیالتر.. شرمنده ام پدر که سالانه میلیاردها تومن پول به جای سازندگی خرج هفت دور چرخیدن حاجیان میشود.. میدانم از ما راضی نیستی..با اینهمه ببخشید.. من افتخار میکنم که یکی از فرزندانت هستم. هر آنچه نداشته باشم افتخار اینکه فرزند توام تا ابد با من خواهد بود

گاه دلتنـــــــگ می شوم دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی ها
حسرت ها را می شمارم و باختن ها وصدای شکستن را
نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردم
وکدام خواهش را نشنیدم وبه کدام دلتنگی خندیدم

که چنین دلتنگــــــــــــــــم 


با هر کسی میشه خندید


اما فقط در اغوش یه نفر می توان گریه کرد                                                                                       

دنیا را بغل گرفتیم گفتند امن است
هیچ کاری با ما ندارد..
خوابمان برد
بیدار شدیم دیدیم
آبستن تمام دردهایش شده ایم





حسین پناهی

گـفـت : بـگـو ضـمـایـر را

گـفـتـم : مــَن مـَن مـَن مــَن مَــن مــَن

گـفـت:فــقـط مــن ؟
گـفـتـم: بـقـیـه رفـتـه انـــد . .

بهانه هم اگر میگیری

بهانه مرا بگیر…
من تمام خواستن را وجب کردم…
هیچکس…
هیچکس به اندازه من

عاشق تـو و بهانه هایت نیست…

کاش میدانستی جــــهـانم بی تو ؛


" الــف "


نــــــــــــدارد ...!