عكس كودك
عاشق بچه هاي بانمكم خيلي دوست داشتنين
عاشق بچه هاي بانمكم خيلي دوست داشتنين
آدم گاهی میخواهد حرف بزند اما
نمی داند با چه کسی، پس لال می شود،
خفه می شود. وقتی که هر که هست
نمی فهمدت و هر که می فهمدت نیست.
چندروز است سیگارم دلم را می زند ، میلی ندارم...
اما بی انصافیست آنطور که تو مرا ترک کردی ترکش کنم
شاید دلی در سینه نحیف اش با هر پک می تپد !!
اعتراف می کنم هیچگاه سیگارم را ترک نخواهم کرد .....
آتش داری ؟؟؟
شاید یادم رود این روز های سادگیمان را
شاید این روزها روزی، جایی روی این کره ی خاکی به ذهنم برسد
شاید خاطره ی داشتن دوستانی چون تو روزی لبخند بر لبانم بنشاند
شاید فکر اینکه دیگر برای همیشه ترکتان گفتم اشک بر گونه هایم بنشاند
راستی میدانستی تمام این روزها برایم چه دوستانه گذشت
سلامتی سیگارم که بهم یاد داد عاقبت سوختن واسه یه نفر...
زیر پا له شدنه...

به سلامتی اونی که سیگار نمیکشه چون یه عمره داره از زندگی میکشه
اولین بار بود که از سیگار متنفر شدم
وقتی...
لبانت بوی سیگار میداد...
و من میدانستم
که تو سیگاری نیستی...

به سلامتی سیگارم
که لااقل مطمعنم قبل از من کسی
نبوسیدتش...
بـزن بـﮧ سَـلآمتے ِ حَـرفـآے ِ دل ـت
ڪــﮧ بـﮧ ڪسے نگُفتے...
بـزن بـﮧ سَلآمتے ِ اینڪـﮧ ڪوه ِ درد بودے
ولے دم نـزدے...
بـزن بـﮧ سَلآمتے ِ تَنـهایے هـآت
وَلے تَنـهآیے رو دوست نَـدآشتے...
بـزن بـﮧ سَلآمتے ِ آرزوهـآیے
ڪـﮧ نَتونستے لَمسشوטּ ڪـنے...
بـزن بـﮧ سَلآمتے ِ عشقے ڪـﮧ
طـآلعش بــﮧ اِسمت نَـبود
وَلے هَـنوزم دوسش دآرے...
بـزن بـﮧ سَلآمتے ِ شَب ـهآیے ڪـﮧ
تـو تَنـهـآییهـآت ڪًــریـﮧ ڪــردے
وَلے نـمیـدونستے بَـرآے ِ چے...
بـزن بـﮧ سَلآمتی دوست و آدم ـهآیے ڪـﮧ
اَز پُـشت خَنـجر زَدن..
خدایا گناهم چیست؟که در روز عید همه به هم پیام تبریک
عیدمیدادن ولباس شادی بر تن میکنن.گناه من چیست
که باید در غم از دست دادن عزیزم داغدارباشم ولباس
سیاه برتن بپوشم؟خدایا چرا گلچین روزگارت اینقدر بی
وفاست؟خدایا رسم زمونه ات رسم نامردی خدایا
خسته ام از کارهایت.خدایا امیدوارم غم کسی رو
دگر نبینم و نفر بعدی خودم باشم.خداییت رو بهم
ثابت کن ودعایم رو مستجاب کن
لمسِ تن تو ، شهوت است و گناه حتی اگر خدا
عقدمان را ببندد........ داغیِ لبت ، جهنم من است
حتی اگر فرشتگان سرود
نیکبختی بخوانند...... هم آغوشی با تو
هم خوابگیِ چرک آلودی ست حتی
اگر خانه ی خدا خوابگاهمان باشد......
فرزندمان، حرام نطفه ترین کودک زمین است
حتی اگر تو مریم باشی و من
روح القدس خاتون من! ..... حتی اگر هزار
سال عاشق تو باشم ، یک بوسه یک
نگاه حتی،حرامم باد اگر تو عاشق من نباشی ...
بر سنگ قبر من بنویسید خسته بود اهل زمین نبود نمازش شكسته بود
برسنگ قبر من بنویسید شیشه بود تنها از این نظر كه سراپا شكسته بود
بر سنگ قبر من بنویسید پاك بود چشمان او كه دائماً از اشك شسته بود
بر سنگ قبر من بنویسید این درخت عمری برای هر تیشه و تبر دسته بود
بر سنگ قبر من بنویسید كل عمر پشت دری كه باز نمی شد نشسته بود...
" بزرگ شدن " تنها آرزوی بچگیم بود ،
که واقعا به تجربه اش نمی ارزید . . .!!
✘چـﮧ سَـפֿـﭞ اَسـﭞ
هَـم پـآييز بآشَـﬤ،
هَـم اَبر بآشَـﬤ،
هَـم بآرآטּ بآشَـﬤ،
هَـم פֿـيآبآטּ ِ פֿـيس بآشَـﬤ ...
اَمـــــآ...
نـﮧ تـ♥ـو بآشے ...
نـﮧﬤستے بَـرآے فِشُرﬤטּ بآشـﬤ،
نـﮧ پآيے بَـرآےقَـﬤم زَﬤטּ بآشَـﬤ وَ
نـﮧ نگآهـے بَـرآے زُل زَﬤטּ ...{!}✘
اگر چه یادمان می رود که عشق تنها دلیل
زندگی است اما خدا را شکر که نوروز
هر سال این فکر را به یادمان می آورد.پس نوروزت
مبارک که سالت را سرشار از عشق کند. .
***********************************************
سال نومی شود.زمین نفسی دوباره می کشد.
برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند
و پرنده های خسته بر می گردند و دراین
رویش سبز دوباره...من...تو...ما...
کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟
نقش ما چیست؟...پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟
زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد و
چون همیشه امیدوار وسال نومبارک...
***********************************************
یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم
حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند
یادم باشد که دیگران را دوست بدارم
آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند
یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم
که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم
هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم
چرا که شخصی که با خود مهربان نیست
نمی تواند با دیگران مهربان باش
************************************************
عشق کلمه ای ست که بارها شنیده می شود ولی شناخته نمی شود
عشق صدایی ست که هیچ گاه به گوش نمی رسد ولی گوش را کر می کند
عشق نغمه ی بلبلیست که تا سحر می خواند ولی تمام نمی شود
عشق رنگی ست از هزاران رنگ اما بی رنگ است
عشق نوایی ست پر شکوه اما جلالی ندارد
عشق شروعی ست از تمام پایان ها اما بی پایان است
عشق نسیمی ست از بهار اما خزان از آن می تراود
عشق کوششی ست از تمام وجود هستی اما بی نتیجه است
عشق کلمه ای ست بی معنی ولی هزاران معنی دارد
نوبتی هم باشه نوبت من
فردا ساعت ۷ صبح اعزامم برای سربازی
افتادم بیرجند.
خوبی بدی دیدیدن حلال کنید
دیگه دارم به خدا کم میارم تو این زندگی
دوروز بود که بستری بودم و حالم خوب نبود
همین باعث شد که یه شانس داشته باشم
وبه کمک بابام سربازی رو دوماه بیفتم عقب
ولی امروز خدا خدا میکردم کاشکی سربازی رو نمیفتادم
عقب.کاشکی رفته بودم سربازی.دارم خورد میشم
ای خدا میشنوی صدام رو دارم کم
میارم چراجوابما نمیدهی؟؟؟؟؟؟
که مسعود شریکم اومد و داشتیم با هم حرف میزدیم
که گوشیش زنگ خورد یه لحظه
پشت تلفن رنگ و روش پرید
و صداش رفت بالا تا تلفن رو قطع کرد
گفتم چی شده؟؟؟
گفت هادی پیشرو تصادف کرده و مرده.
تا شنیدم شکه شدم
داشتم دق میکردم مسعود رفت سمت خونشون
منم یه ریز داشتم تو مغازه گریه میکردم اصلا باورم نمیشد
که هادی بمیره.طاغت نیاوردم و
زنگ زدم به مسعود گفتم مطمئنی مرده؟؟؟؟
گفت آره مطمئنم تو راه دانشگاه
با دوستش بوده وماشینشون
چپ میکنه و هر دوجادرجا میمیرین.
من با هادی ۶ سال دوست بودم بهترین
کسی بود که تاحالا دیده بودم
ومسعود هم باهاش ۱۶ سال دوست بود.
هادی قاری قرآن بود و به مدت ۵ سال
رتبه اول رو تو کشور میاورد
و تو جهان هم نفر سوم شده بود.
باورم هنوز نمیشه که مرده
زنگ زدم به مامانم که بگم لباس سیام
رو آماده بزار دیدم صداش داره
میلرزه گفتم چی شده؟بابا کجا؟؟حال بابام خوبه یا نه؟؟
گفت چیزی نشده کی به تو خبر داده؟
گفتم جواب منا بده گفت هیچی حالش
دوباره بد شده آوردیمش بیمارستان
مامانم فهمیده بود که من یه چیزیم شده
گفت چته؟چرا داری گریه میکنی؟نترس خوب میشه
منم زدم زیر گریه.مامانم قسمم داد
که چی شده گفتم که دوستم
توراه دانشگاه تصادف کرده و مرده
مامانمم زد زیر گریه و گفت طاغت
ندارم صدای گریه کردنتا بشنوم
منم تلفنا قطع کردم
خدا با توام آره با خوده توام به
خداوندی خدا خسته شدم
دیگه دارم کم میارم چرا این همه
بلا داری سرم نازل میکنی؟؟
کاشکی من امروز به جای هادی پیشرو مرده بود.
از بس گریه گردم این چند روز دارم دیوانه میشم سر درد
امونما بریده دکتر گفت اگه بخواهی
اینجا گریه کنی میفرستم تو بخش
نوزادان.خجالت بکش مرد شدی.مرد که گریه نمیکنه.
خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااا تنهام نذار کمکم کن
برای شادی روح هادی پیشرو یه صلوات بفرستین
ویه حمد و سوره بخونید دلم براش خیلی تنگ شده.
روزهای آخر که پیش خانوادم و دوستام هستم
روزهای آخر که میام تو این دنیای مجازی خراب شده
این روزها همه دارن بهم دلداری میدهن که نترس میری
وزودی برمیگردی.هر شب دوستانم
دارن میان دنبالم که یه جوری
منا آروم کنن تا بتونم اونجا دوام بیارم.
هرکسی که میرسه به یه نحوی میخواهد
خوشحالم کنه.بدتر از همه پدر و مادرم
هستن که نمیتونن دوری منا طاغت بیارن.
دنیای جالبی همه این روزهای آخر با من
دارن خوب رفتار میکنن تامن ناراحت نباشم
همه ی دوستانم میگن تو بری کی دیگه
ما رو بخندونه کی پایه باشه
برای گردش و تفریح.کیه پایه هست برای کوه-والیبال-بیلیارد
لعنت به این سربازی من که نارحتیم فقط به خاطر
مریضی پدرمه که وقتی که من نیستم کی در طول روز ازش
مراقبت کنه نمیدونم میتونم اونجا دوام بیارم یا نه...
به چه می خندی عزیز !؟
به چه چیز !؟
به شكست دل من... !
یا به پیروزی خویش !؟
به چه می خندی عزیز !؟
به نگاهم كه چه مستانه تو را باور كرد !؟
یا به افسونگریِ چشمانت...
كه مرا سوخت و خاكستر كرد...!؟
"به چه می خندی تو...؟"
به دل ساده ی من می خندی !؟
كه دگر تا به ابد نیز به فكر خود نیست !؟
به جفایت كه مرا زیر غرورت له كرد !؟
به چه می خندی عزیز !؟
به هم آغوشی من با غم ها
یا به ...!
خنده دار است...بخند !!![گل]
چند روزیست حالم دیدنیست
حال من از این و آن پرسیدنیست
گاه برروی زمین زل میزنم
گاه بر حافظ تفعل میزنم
حافظ دیوانه فالم را گرفت
یک غزل آمد که حالم رو گرفت
گفت : ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه میپنداشتیم
سلام به همگی دوستان بی معرفتی که تا یادی ازشون نکنم،
یادی ازم نمیکنن.صبح جمعه ی همگیتون بخیر.
امروز با بچه ها قرار گذاشتیم که بریم
پــــــــــــــــــــــــــــیـــــــــــــــــنـــــــــــــــــــت بال
دل همتون آب.اگه شد عکس میگیرم و میزارم توی وبلاگ.
به یاد یارانی که تا گل برایشان
نفرستی یادی از بهار نمیکنند!!
غـم مـن را بـنـویـسـید اگـر بـد بـودم
غافل از مدرسه و مسجد و معبد بودم
بنویسید کسی حال مرا درک نکرد
روز و شب منتظر او که نیامد بودم
بنویسید خدا مونس غم هایم بود
گر چه از دید شما کافر و مرتد بودم
بنویسید نمک گیر شدم از آن پس
من به خال لب یک دوست مقید بودم
بنویسید که در کوچه ی بن بست دلم
شاعر لحظه ی دیدار مجدد بودم
بنویسید که تقدیر امان نامه نداد
با وجودی که در این راه مردد بودم
الغرض قصه همین بود که گفتم اما
روی قبرم بنویسید که عاشق تنها بودم
خورشید شکفته در غدیر است علی
باران بهار در کویر است علی
بر مسند عاشقی شهی بی همتاست
بر ملک محمدی امیر است علی.
عید ولایت بر شما و خانواده محترمتان مبارک باد.
درفصل خطر، امير را گم نكنيم
آن وسعت بي نظير را گم نكنيم
تنها ره جنت از علي ميگذرد
اي همسفران غدير را گم نكنيم
عيد بزرگ شيعيان مبارك.
علی زیبایی هرسرنوشت است
اگر الگو شود
عالم بهشت است علی زیبا ترین
نام جهان است علی ذکر لب صاحب زمان است
"عید غدیر بر شما مبارک"
من کنت مولا فهذا علی مولا
دریای غدیر، از ریزش آبشارگون
وحی بر جان پیامبر رحمت محمّد(ص) لبریز است
و قامت دین در زلال غدیر خم انعکاس مییابد.
حلول عید ولایت و امامت را محضر شما و همه ی مسلمین
علی الخصوص شیعیان تبریک و تهنیت عرض می نماییم.
بي علي در جسم هستي روح نيست
كشتي شهر نبي را نوح نيست
بي علي قرآن كتاب بي بهاست
چون علي آيات حق را محتواست
بي علي اصل عبادت باطل است
بي علي هر كس بميرد جاهل است
عيدولايت عيدغدير برهمه عاشقان وشيعيان مبارك باد .
امشـــَب ـهــــَم نِمی تَوانــَمـ بخـــــ ـوآبــَ ـمـ
دِلـــَمـ شـــ ـور میزَنـــَد
مـے تـــَرسَمـ صـــُبح کــ ـه اَز خـــ ـواب بیــــدار شــــُدَمـ
اَز قــــ ـاب ِ عَکســـَت ــهَم رَفتــــ ـه بـآشے
اَز تـــ ـو کــ ـه بـــَعیـــد نیســــ ـت ..... ! ! !
خسته ام خسته از تنهای که مستم میکنه
خستم از مستی که تورو یادم میاره
خستم از یادی که فقط خاطراتش برام مونده
خسته ام از خاطراتی که به جز تنهایی و
غم و غصه چیز دیگه ای برام نذاشته
خسته ام از تنهایی که تو رو از من جدا کرد
خسته ام از غمی که عشق روبرایم جفا کرد
خسته ام از غصه ای که دوست داشتن رو برایم سخت کرد
خسته ام از همه ی دنیا چون تو رو یادم میاره
این روزها شدم دقیقا مثل مرده ای متحرک
شب ها تا صبح بیدارم و صبح ها دو ساعت میخوابم و
بعدش بدون این که برای کارام برنامه ریزی داشته باشم
از خونه میزنم بیرون.دائما فکرم مشغول
آخرین مسیجی که لیلی من برام داد
نمیدونم منظورش چی بود از این مسیج
نمیدونم که چرا
بعد از یـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــک
سال این رو بهم گفت.
روز به روز دارم خوردتر میشم.اصلا دلم برای خودم
نمیسوزه. بیشتر دلم برای پدرم میسوزه که
روز به روز داره داغونتر میشه و هر روز
داره بیشتر دلنگران من میشه
خدا جون نمیدونم دارم با خودم چیکار میکنم
همه که دارن تنهام میزارن ولی تو تنهام نذار
این روزها تلخم ... تلخ
تلخ می نویسم ... تلخ فکر می کنم
این روزها دست برداشته ام از توجه بی وقفه به حضور آدمها
پرهیز میکنم از ثبت وجودهایی که ماندگاری ندارند
این روزها تلخ تر از همیشه.... از همه آدمها بریده ام....
************************
چقدر سخته رو دلت درد باشه...
دلت گرفته باشه ولی نتونی حرفتو به کسی بگی...
و مجبور باشی فقط سکوت کنی.... و بگی چیزی نیست
ای خدا : دارم خفه میشم
********************
هے لعنتے....
جــآی פֿـآلـیَـت را بآ فــَرض پــُر کـرבه ام
.
.
.
حــَرآمــَش بـآב آنـکـــــ ﮧ پـُر کــرב جــآے مــَرآ ღ
*******************
قـلـبم کـنـار حـسّـت خــوشـــــه
این حس یه شب منُ می کُشه
بـــُغــض شــبـــام از ایـــــنـــــــ ــه
هــــر روز مـــن هــمــیـنــــــ ـــــــه
اِســـمـــت ادامــــه ی مـن شـده
مــثــل نــفــس کــشـیــدن شـده
****************
مرد است دیگر…
گاهی تند می شود، گاهی عاشقانه می گوید…
مرد است دیگر…
غرورش آسمان و دلش دریاست…
تو چه می دانی از بغض گلو گیر کرده یک مرد؟!
تو چه می دانی که چشمانت دنیای او شده…
تو چه می دانی از هق هق شبانه او که
فقط خودش خبردارد و بالشش؟!
مرد را فقط مرد می فهمد و مرد…
*************************