فکر کُن اون فرشته داره نامه اعمالت رو لوله میکنه
بعد تو دستات رو دراز میکنی...
یه لبخند میزنه میگه بچرخ ...

احـتــرام، برای بعضــیـــا بیــشتر از کـــراکـــ و شیــشــه تــَـوَهـُّـم مـیـاره
بعد از کلاس به دختره گفتم جزوه تون رو بدید کپی کنم
کپی بسته بود بهش گفتم من وسیله دارم تو شهر می رم
شمام بیاید که جزوه رو کپی کنم ، اونم گفت می شه دوستام هم بیان ؟
من گفتم شرمنده ماشین من کوپه هستش فقط واسه ۲ نفر هستش
!!!
یهو یه نیش خند زد بعد رفت پیش دوستاشو پچ پچ کرد اومد که بریم
تو راه هی سوال می پرسید که اسمتون چیه و
…
دوستاش به فاصله چند قدم قبل از ما می اومدن تا رسیدیم درب دانشگاه و رفتیم نزدیک ماشین
وقتی در وانتو باز کردم قیافه این بشر دیدنی بود یهو دوستاش شروع کردن به خندیدن
منم یهو زدم زیر خنده دختره هم ۲-۳ تا فحش داد جزوشم نداد رفت پیش دوستاش
منم از خنده داشتم آسفالت خیابونو گاز می زدم![]()
![]()

روزگاری جنگی در گرفت
نمی دانم تو آن روز کجا بودی؟
سر کلاس؟
سر کار؟
سر زمین کشاورزی؟
جبهه؟
یه ویلای امن دور از شهر؟
نمی دانم
اما می دانم خودم کجا بودم ، در گهواره!
روزگاری جنگی در گرفت .
من و تو شاید آن روز به قدری کوچک بودیم که حتی نمی دانستیم جنگ یعنی چه!
و اگر هم کشته می شدیم حتی نمی دانستیم به چه جرمی!
روزگاری جنگی در گرفت و عده ای بهای آزادی من و تو را پرداختند
و امروز تو ای دوست من:
مواظب قدمهایت باش!
پا گذاشتن روی این خون ها آسان نیست.

حرف زدن بدون مغز!!!
مترسک:من مغز ندارم.تو سرم پر پوشاله.
دوروتی:اگه مغز نداری پس چه جوری حرف میزنی؟؟؟
مترسک:نمیدونم...
ولی خیلی از ادم ها هستن که بدون مغز یه عالمه حرف میزنن!!!