افسوس!!!
زمانی که خداوند از پشت دست هایش را روی چشمانم گذاشت
از لای انگشتانش آنقدر محو تماشای دنیا شدم
که فراموش کردم منتظر است اسمش را صدا بزنم...

زمانی که خداوند از پشت دست هایش را روی چشمانم گذاشت
از لای انگشتانش آنقدر محو تماشای دنیا شدم
که فراموش کردم منتظر است اسمش را صدا بزنم...

فاصله دختر تا پير مرد يک نفر بود ؛ روي نيمکتي چوبي ؛
روبه روي يک آب نماي سنگي . پيرمرد از دختر پرسيد :
- غمگيني؟
- نه .
- مطمئني ؟
- نه .
- چرا گريه مي کني ؟
- دوستام منو دوست ندارن .
- چرا ؟
- چون قشنگ نيستم .
- قبلا اينو به تو گفتن ؟
- نه .
- ولي تو قشنگ ترين
دختري هستي که من تا
حالا ديدم .
- راست مي گي ؟
- از ته قلبم آره
دخترک بلند شد پيرمرد را بوسيد و به طرف دوستاش دويد ؛ شاد شاد.
چند دقيقه بعد پير مرد اشک هاش را پاک کرد ؛ کيفش را باز کرد ؛
عصاي سفيدش را بيرون آورد و رفت !!!

سلام دوستای گلم
امیدوارم که همگی خوب باشید
من یه مدتی نبودم
راستشو بخواید وقتی از مسافرت برگشتیم و اومدم دیدم قالبم و همه ی امکانات وبلاگم از بین رفته خیلی اعصابم خورد شد و گفتم دیگه نمیام...![]()
ولی یهو در عین ناباوری تصمیم گرفتم که بیام![]()
دلم واقعا براتون تنگ شده بود
امیدوارم که دیگه از اون اتفاقا نیوفته که دوباره نیام
راستی عید همگی مباررررررررک
البته ببخشید یکم دیر شد![]()
امیدوارم سالی پر از شادی و موفقیت داشته باشید
دوستون دارم![]()
لیلی گفت: امانتی ات زیادی داغ است. زیادی تند است.
منبع : کتاب سرخ

هر شب بدون هیچ اطمینانی
از بیدار شدنمان ,
به تخت خواب می رویم ,
اما با این حال برای فردا برنامه میریزیم .
این یعنی امید !

اگر می خواهید بدترین نوع
پشیمانی عمرتان را تجربه کنید ,
وقتی عصبانی هستید
صحبت کنید .

لیلی گفت: موهایم مشکی ست، مثل شب، حلقه حلقه و مواج، دلت توی حلقه های موی من است.
می خواهی دلت را آزاد کنی؟ نمی خواهی موج گیسوی لیلی را ببینی؟مجنون دست کشید به شاخه های آشفته بید و گفت: نه نمی خواهم، گیسوی مواج لیلی را نمی خواهم. دلم را هم.
تلخ. تلخی مجنون را تاب می آوری؟
مجنون خاری در دهانش گذاشت و گفت: من خار را دوستتر دارم.
مجنون گفت: اما من از این پل گذشته ام. آنکه می پرد دیگر به پل نیازی ندارد.

وسعت دوست داشتن رو اندازه نگیر
زیادش هم کم است ...
تنها با آن سیراب
شو ....
رشد کن ... شکل بگیر ...
و کامل شو خود دوست داشتن مهم است ...
نه
زمانش ...
نه پایداری اش .
نه مالکیتش ..
ونه حد و حدودش ....
سر تو بالا
کن ...
دوست داشتن خدا رو ببین